پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

کاربران گرامی؛ سوالات شرعی شما از روز پنجشنبه بررسی خواهند شد ان شاءالله، سوالات بسیار زیادی دریافت شده، تکراری ها حذف خواهند شد ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9760
  • کل اعضا 1708
  • جدیدترین عضو Shahram
خبرنامه
خواهرمسلمان
| بازدیدها: 36322

به مناظره با عمر فاروق رضی الله عنه  می‌پردازد
در زمان خلافت امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه  ، ابوعبیده بن جراح «امین‌ الامه» فرماندار شام بود. اما آنچه مسلم است این که عمر رضی الله عنه  شخصیتی حساس، قاطع و دقیق در امور حکومتی خویش بود. او تمام تلاش خویش را مبذول می‌داشت تا فرامین و دستورات اسلامی مو به مو اجرا گردد.
خلیفه‌ی رسو‌ل‌خدا صلی الله علیه و سلم  عازم شام گردید تا بر احوال مردم آن دیار واقف شود و فرمانروایی را که بر آنها گماشته بود، محک بزند.
شنیده بود که از طرف پادشاه روم، هدیه‌ای به خانه‌ی ابوعبیده ارسال شده است و همین، او را کنجکاو کرده بود تا دلیل ارسال هدیه را آن هم از طرف یک پادشاه قدرتمند به یک فرمانده‌ی اسلام بررسی کند.
به همین منظور آن حضرت رضی الله عنه  به خانه‌ی ابوعبیده تشریف فرما شد تا موضوع را بررسی کند. ابوعبیده رضی الله عنه  همسری داشت به نام تجیفه (رضی الله عنها) که او نیز، زنی امانت‌دار و لایق بود.
آن دو مشغول صحبت کردن بودند که ناگهان تجیفه (رضی الله عنها) وارد مجلس آنان شد. به محض این که چشم فاروق رضی الله عنه  به تجیفه افتاد با لحنی اعتراض‌آمیز گفت : آیا تو همسر ابوعبیده هستی؟ او عرض کرد؛ آری، خودم هستم. فاروق رضی الله عنه  فرمود : به خدای سوگند که بدبخت خواهم کرد! تجیفه (رضی الله عنها) با تعجب پرسید؛ منظورت منم؟ امیرالمؤمنین فرمود : آری! به خدای سوگند که بدبخت خواهم کرد! آن وقت بود که تجیفه به اصل قضیه پی برد و فهمید که علت عصبانی بودن عمر رضی الله عنه  ، همان هدیه‌ای است که از طرف پادشاه روم ارسال شده است. سپس شروع به توضیح دادن مطلب کرد و در پایان گفت : «ای امیرالمؤمنین، بدان و آگاه باش که شما با تمام عزت و اقتدار خود قدرت بدبخت کردن مرا نداری .»
این جسارت تجیفه (رضی الله عنها) همسر او را عصبانی کرد به طوری که به اعتراض علیه او برخاست و خطاب به امیرالمؤمنین گفت : آری! ای امیرمؤمنان، خداوند تو را معین کرده است که او را بدبخت کنی. چنین زنی باید ادب شود. او حقش است که بدبختش کنی!
تجیفه (رضی الله عنها) برای بار دوم با کمال جرأت و شهامت عرض کرد؛ نه! به خدای سوگند که او این قدرت را ندارد که مرا بدبخت کند.
عمر رضی الله عنه  با تعجب پرسید : تو که با این شهامت صحبت می‌کنی، بگو: پشتوانۀ تو کیست؟ چه کسی تو را از دست من در امان نگه می‌دارد؟
اینجا بود که او لب به سخن گشود و با سخنان شیوا و منطقی خود، عمر رضی الله عنه  را منقلب کرد. این بزرگ بانوی مسلمان خطاب به فاروق رضی الله عنه  فرمود : هان! بگو: آیا تو قدرت داری اسلام را از من سلب کنی؟! آیا می‌توانی اسلام را از قلب من بیرون آوری؟!
عمر رضی الله عنه  فرمود : نه! به خدای سوگند که قدرت چنین کاری را ندارم.
تجیفه (رضی الله عنها) عرض کرد: منظورم همین است؛ بدبختی من زمانی است که اسلام راستین از قلب من سلب گردد و دینی دروغین جایگزین آن شود. تا وقتی که مسلمان و تسلیم اوامر الهی باشم، بدبختی به سراغم نخواهم آمد و با اسلام عزتمند خواهم بود. با این وجود هر بلایی غیر از شرک بر سرم آید، ناچیز خواهد بود.
این سخنان آنچنان در ذهن و فکر عمر رضی الله عنه  تأثیر گذاشت که آن حضرت عصبانیت خویش را فراموش کرد و پی برد که آن زن در اوج ایمان و قله‌های سعادت قرار گرفته است.
اکنون که خشم عمر رضی الله عنه  فروکش کرده بود و آرامش یافته بود، خطاب به تجیفه (رضی الله عنها) فرمود : خداوند تو را رحمت کند! بدرستی از چنان ایمانی برخوردار شده‌ای که از تو جدایی ناپذیر است و مطمئنم چنین ایمانی تو را تا فردوس برین قرین و رهنمون خواهد بود. بدین ترتیب، تجیفه که مورد خشم عمر رضی الله عنه  قرار گرفته بود با هوشیاری خود توانست اعتماد امیرمؤمنان را جلب کند. ناگفته نماند ابوعبیده رضی الله عنه  یکی از  ده نفری است که به جنت بشارت داده شده است.


منبع: از کتاب: اسوه‌های راستین برای زن مسلمان، تألیف: احمد الجدع، ترجمه: عبدالصمد مرتضوی

| ۲۱ آذر ۱۳۹۳
۵ پاسخ به “حکایتی از تجیفه رضی الله عنها”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    بنده خدا says:

    اولا امیری بر مومنین جز حضرت علی نیست دوما با این داستان علم عمر را زیر سوال بردی اخه خنگول اگر عمر کمالش کامل مانند امیرالمومنین حضرت علی (ع) بود قبل از حرف زدن باید میفهمید که قدر ت برتر خداوند است برای خوشبختی یا بدبختی بندگاننش اینقدر احمق بود که پیروانش مانند خودش هستند بروید. خودتان را اصلاح کنید

    • وضعیت کاربر : مهمان
      هادی says:

      باسلام و خسته نباشید سایتتون خیلی خوبه خدا بهتون اجر بده
      از همه عزیزان که دم از ولایت ویا دم از سنت نبوی می زنند خواهشمندم به هیچ عنوان به همدیگر اهانت نکنند
      انهایی که به مقدسات و چه بسا شخصیت هم اهانت می کنند حتی قران هم قبول ندارن شنیدم شخصیتی می فرمود خداوند حتی اجازه اهانت به بت بت پرستانم نداده.بزرگ نشه من خودم می تونم با روایات و احادیث حضرت علی حرفمو بزنم ولی به هیچ کس اهانت نمی کنم
      هرکس بخواهد راه حق را بیابد خداوند هدایتش می کند و خداوند با نعمتهایی که به هر کی داده(نعمتهای معنوی از جمله هدایتهای باطنی و آیات خداوند منظورمه بیشتر) در قیامت رفتار خواهد فرمود .
      امروزه هم چنانکه بزرگان فرمودند و اگر هم نمی گفتند وحدت شیعه و سنی مهم تره .
      فکر کن اگه وحدت داشتیم و تند روی نمی کردیم الان وهابیت نبود الان بهاییتی نبود الان داعش نبود الان شاید خیلی ها مسلمان می شدن
      به همدیگر و اعتقادات هم احترام بگذاریم.

    • وضعیت کاربر : مهمان
      پیمان says:

      با سلام .
      ای برادر لطفا اهانت بر انبیاه خداوند ج نکنید چون گناه اعظیم است.
      زیرا خداوند دوست ندارد بر هیچ آهین دین توهین شود .امیدوارم از من بنده حقیر سراپا تقصیر آزرده خاطر نشوید

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مهدي says:

      بنده خدا. با این طرز حرف زدن به کجا می خواهی برسی؟ اگر نیت هدایت است که این راهش نیست. علمی استدلال کن نه اینکه اهانت کنی

    • وضعیت کاربر : مهمان
      محسن says:

      از عمر که یک فرد عادی و غاصب بوده چیزی بیشتر از این نمی توان انتظار داشت

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 9نفر
  • بازدید امروز 27384
  • بازدید دیروز 18366
  • بازید کل 107708384

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com