پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9754
  • کل اعضا 1707
  • جدیدترین عضو MEHDI7
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 44380

ولبید بن‌ اعصم‌ یهودی رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم را جادو کرد بدین‌ نحو که‌ غلاف‌ شکوفه‌ خرمایی‌ را گرفته‌ و موهایی‌ را که‌ در هنگام‌ شانه ‌زدن‌ از سر ایشان فروریخته‌ بود و دندانهای‌ شانه‌ ایشان‌ و نخی‌ را که‌ در آن‌ یازده‌ گره‌ زده‌ شده‌ بود و گره‌ها با سوزن‌ محکم‌ ساخته‌ شده‌ بود، در آن‌ غلاف‌ خرما قرار داد و در آن‌ دمید. در این‌ زمان‌ بود که‌ معوذتین‌ بر رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم نازل‌ شد پس‌ ایشان‌ به‌ خواندن‌ آنها آغاز نمودند و چنان‌ بود که‌ هر آیه‌ای‌ را می‌خواندند، یک‌ گره‌ از آن‌ گره‌ها باز می‌شد و در عین‌ حال‌، ایشان‌ در خود سبکی‌ای‌ می‌یافتند تا این‌که‌ گره‌ آخر باز شد. آن‌گاه‌ رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم چنان‌ از جا برخاستند که‌ گویی‌ از بند رها شده‌اند. جبرئیل‌ علیه السلام نیز در این‌ برهه‌ بر پیامبر صلی الله علیه وسلم دم‌ و دعا می‌خواند و می‌گفت: «باسم‌ الله‌ أرقیک‌، من‌ کل‌ شی‌ء یؤذیک‌، من‌ شر حاسد و عین‌ و الله‌ یشفیک‌: به‌نام‌ خدا تو را دم‌ و دعا می‌کنم‌ از هر چیزی‌ که‌ آزارت‌ می‌دهد، از شر هر حاسدی‌ و ازشر زخم‌ چشم‌ و الله تو را شفا می‌دهد».

برای این حدیث در صحیح بخاری شاهد است بدون این که معوذتین را سبب نزول این واقعه ذکر کند. صحیح بخاری کتاب دعوات حدیث شماره ۶۳۹۱٫

چنان‌که‌ از روایات‌ بر می‌آید، اثر سحر بر رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم فقط سر درد خفیفی‌ بود و این‌ است‌ همان‌ معنی‌ تخیل‌ که‌ در یکی‌ از احادیث‌ آمده ‌است‌. گفتنی‌ است‌ که‌ گاهی‌ در بیداری‌ نیز مانند خواب‌ تخیل ‌روی‌ می‌دهد بنابراین‌، مسلم‌ است‌ که‌ سحر بر ملکات‌ و توانمندیهای‌ عقلی‌ آن‌ حضرت‌ صلی الله علیه وسلم مطلقا هیچ‌ تأثیری‌ نگذاشت‌ همان‌ طوری‌ که‌ سحر لبیدبن‌اعصم‌ در اموری‌ که‌ به‌ وحی‌ و رسالت‌ مربوط می‌شد، نیز هیچ‌ تأثیری‌ نداشت‌ زیرا حق‌ تعالی پیامبر صلی الله علیه وسلم را از هرگونه‌ نقصی‌ از این‌ گونه‌، یا از هر گونه‌ آشفته‌گی‌ فکری‌، یا اضطراب‌ عصبی‌ای‌ معصوم‌ و محفوظ داشته‌ است‌ چنان‌ که‌ می‌فرماید: « وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ» (خدا از آسیب‌ مردم‌ تو را در پناه‌ خود محفوظ می‌دارد) «مائده‌/ ۶۷».

سوره فلق می فرماید:

«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ * مِن شَرِّ مَا خَلَقَ * وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ * وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ * وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ».

ترجمه و تفسیر: «بگو پناه‌ می‌برم‌ به‌ پروردگار فلق» فلق: صبح‌ است‌ زیرا شب‌ از آن‌ منفلق‌ و شکافته‌ می‌شود. به‌قولی: فلق‌، هر چیز از آفرینش‌ خداوند است‌ که‌ شکافته ‌می‌شود؛ اعم‌ از حیوانات‌، صبح‌، دانه‌ بذر، هسته‌، نباتات‌ و غیر آن‌. علما گفته‌اند: خداوند در این‌ آیه‌ به‌ این‌ حقیقت‌ اشاره‌ می‌کند که‌ ذات‌ متعال‌ وی‌ که ‌بر دور کردن‌ تاریکی‌های‌ انبوه‌ از تمام‌ جهان‌ تواناست‌، قطعا بر این‌ امر نیز تواناست‌ که‌ از پناه‌ برنده‌ به‌ خود، هر ترس‌ و هراسی‌ را دفع‌ کند و او را از آسیب ‌هر آسیب‌رسانی‌ نگاه‌ دارد.

بگو: به‌ پروردگار سپیده‌دم‌ پناه‌ می‌برم‌ «از شر آنچه‌ آفریده ‌است» یعنی: از شر تمام‌ مخلوقات‌ وی‌. «و» به‌ پروردگار سپیده‌دم‌ پناه‌ می‌برم‌ «از شر تاریکی‌ چون‌ فراگیرد» یعنی: همچنین‌ به‌ پروردگار سپیده‌دم‌ پناه‌ می‌برم‌ از شر شب‌ چون‌ روی‌ آورد و تاریکی ‌آن‌ به‌ افق‌ها منتشر شود. علما گفته‌اند: پناه‌ بردن‌ به‌ خداوند از شر شب‌ از آن‌ روی‌ است‌ که‌ در شب‌ درندگان‌ از بیشه‌های‌ خود و حشرات‌ از سوراخهای‌ خود بیرون‌ می‌آیند، اهل‌ شر به‌ فساد و تبه‌کاری‌ بر می‌خیزند و نیز در شب‌ مخاطر دیگری‌ است‌ که‌ پنهان‌ نمی‌باشد.

و علامه سعدی رحمه الله در تفسیر این آیه فرموده: « پناه می برم به خدا از شری که در شب هست. وقتی که خواب مردم را فرو می ‏پوشاند و بسیاری از اجنه های شرور و حیوانات موذی پخش و پراکنده می گردند». ‏زیرا شیاطین شب را در خانه های مسکونی مردم می گذرانند. خواندن «بسم الله»، ‌ذکر خدا و بخصوص خواندن سوره بقره، آیه الکرسی آنها را از خانه ها بیرون می راند. و در حدیث صحیح از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت شده که فرمودند:

«موقع تاریک شدن هوا کودکان را مراقبت کنید، زیرا شیاطین در این برهه از زمان به کثرت وارد محل زندگی مردم می شوند». متفق علیه .

و فرمودند: « إذا کان جنح اللیل – أو أمسیتم – فکفوا صبیانکم، فإن الشیاطین تنتشر حینئذٍ، فإذا ذهب ساعه من اللیل فحلوهم، وأغلقوا الأبواب، واذکروا اسم الله، فإن الشیطان لا یفتح باباًَ مغلقاً».

یعنی: وقتی تاریکی شب فرا می رسد یا موقع شام شود، کودکانتان را در منازل نگاه دارید، زیرا شیاطین در این لحظات پخش می شوند. وقتی پاسی از شب می گذرد، آنگاه کودکانتان را آزاد بگذارید و درها را ببندید و موقع بستن درها نام خدا را بگویید، زیرا شیاطین نمی توانند، ‌درب بسته ای را باز کنند. بخاری شماره: ۳۳۰۴ . ‏

«و» به‌ پروردگار سپیده‌دم‌ پناه‌ می‌برم‌ «از شر زنان‌ افسونگر» یعنی: جادوگر «دمنده‌ در گره‌ها» و در آن‌ زمان‌ زنان‌ جادوگر مردم‌ را با دمیدن‌ در گره‌های‌ نخ ‌جادو می‌کردند. نفث: دمیدن‌ همراه‌ با آب‌ دهان‌، یا دمیدن‌ به‌ تنهایی‌ است‌. ابوعبیده‌ می‌گوید: مراد از آنان: زنان‌ لبیدبن‌اعصم‌ یهودی‌ بودند که‌ رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم را سحر کردند.

«و» به‌ پروردگار سپیده‌دم‌ پناه‌ می‌برم‌ «از شر حسود آن‌گاه‌ که‌ حسد ورزد» یعنی: آن‌گاه‌ که‌ حسود، حسدش‌ را آشکار کرده‌ و به‌ مقتضای‌ آن‌ عمل‌ کند زیرا کسی‌ که‌ حسد خود را آشکار نمی‌کند، از او هیچ‌ زیانی‌ به‌ فرد محسود نمی‌پیوندد بلکه‌ او با این‌ کار به‌ خودش‌ زیان‌ می‌رساند چه‌ او از خیری‌ که‌ به‌ دیگران‌ می‌رسد متأسف‌ می‌شود و رنج‌ می‌برد و از شادی‌ دیگران‌ همیشه‌ غمگین‌ است‌. حسد: تمنای‌ زوال‌ نعمتی‌ است‌ که‌ خداوند متعال‌ با آن‌ بر کسی‌ منت‌ گذاشته‌ است‌. علما گفته‌اند: خداوند حاسد را از آن‌ روی‌ مخصوصا یاد کرد که‌ حسد سبب‌ زیان ‌رساندن‌ به‌ انسان‌، حیوان‌ و غیر آنان‌ می‌شود.

شایان‌ ذکر است‌ که‌ حسد نخستین‌ گناهی‌ است‌ که‌ خداوند با آن‌ در آسمان‌ و زمین‌ مورد عصیان‌ قرار گرفت‌؛ زیرا در آسمان‌ ابلیس‌ بر آدم علیه السلام حسد ورزید و در زمین‌ قابیل‌ بر هابیل‌. پس‌ حاسد منفور و مطرود است‌. همچنین‌ علما گفته‌اند: سحر، زخم‌ چشم‌، حسد و مانند اینها تأثیر ذاتی‌ ندارند بلکه‌ به‌ سبب‌ فعل ‌خداوند و تأثیرگذاری‌ او مؤثر واقع‌ می‌شوند. لذا فقط در ظاهر امر، اثر به‌ این‌چیزها نسبت‌ داده‌ می‌شود اما در حقیقت‌، این‌ خداوند است‌ که‌ تأثیر را ایجاد می‌کند چنان‌ که‌ درباره‌ سحر هاروت‌ و ماروت‌ می‌فرماید: « وَمَا هُم بِضَآرِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ» : (هاروت‌ و ماروت‌ با سحر خود به‌ کسی‌ زیان‌رسان‌ نبودند مگر به‌فرمان‌ خداوند) «بقره‌/۱۰۲». اما باید دانست‌ که‌ به‌ رغم‌ عدم‌ تأثیرگذاری‌ ذاتی‌ این ‌اشیا و عدم‌ تأثیرگذاری‌ ذاتی‌ امراض‌ ساری‌ای‌ مانند طاعون‌ و سل‌، شرعا پرهیز و احتیاط از آنها به‌قدر امکان‌ مطلوب‌ است‌ چنان‌که‌ رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم به‌ پرهیز نمودن ‌از زخم‌ چشم‌ و فرار از شخص‌ مجذوم‌ دستور دادند و نیز عمر و صحابه‌ در طاعون‌ عمواس‌ چنین‌ کردند.

در حدیث‌ شریف‌ آمده ‌است: «هر کس‌ بر بیماری‌ که‌ اجلش‌ فرانرسیده ‌است‌ در آید و بر او هفت‌ مرتبه‌ بخواند: أسال‌ الله‌ العظیم‌، رب‌ العرش‌ العظیم‌ أن‌ یشفیک: از خداوند بزرگ‌، پروردگار عرش‌عظیم‌ می‌خواهم‌ که‌ تو را شفا دهد؛ آن‌ بیمار شفا می‌یابد». همچنین‌ درحدیث‌ شریف‌ به‌ روایت‌ علی رضی الله عنه آمده ‌است‌ که‌ فرمود: چون‌ رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم بر بیماری‌ وارد می‌شدند، می‌گفتند: «أذهب‌ البأس‌ رب‌ الناس‌، اشف‌ أنت‌ الشافی‌، لا شافی‌ إلا أنت: ای‌ پروردگار مردم‌! درد و ناراحتی‌ را از بین‌ ببر، شفا بده‌ که‌ تو شفابخش‌ هستی‌، جز تو شفادهنده‌ای‌ نیست‌». همچنین‌ در حدیث‌ شریف‌ به‌ روایت ‌ابن‌عباس‌ رضی‌الله عنهما آمده ‌است‌ که‌ فرمود: «رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم حسن‌ وحسین‌ رضی الله عنهما را دعا می کردند: «أعیذکما بکلمات‌ الله‌ التامه‌ من‌ کل‌ شیطان‌ وهامه‌، ومن‌ کل‌ عین‌ لامه» «شما دو تن‌ را در پناه‌ کلمات‌ تامه‌ خداوند قرار می‌دهم‌ از شر هر شیطانی‌و از هر جانور زهرداری‌ و از هر چشم‌ سرزنش‌ باری‌».

از عایشه رضی الله عنها روایت است که گفت: « أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه وسلم کَانَ، إِذَا اشْتَکَى، یَقْرَأُ عَلَى نَفْسِهِ بِالْمَعَوِّذَاتِ، وَیَنْفُثُ فَلَمَّا اشْتَدَّ وَجَعُهُ کُنْتُ أَقْرَأُ عَلَیْهِ، وَأَمَسَحُ بِیَدِهِ، رَجَاءَ بَرَکَتِهَا». بخاری: ۶۶ کتاب فضائل القرآن: ۱۴ باب المعوذات.‏

یعنی: « هرگاه پیغمبر صلی الله علیه وسلم مریض مى‌شد، سوره: «قل اعوذ برب الفلق» و «قل اعوذ برب الناس» را برروى خود مى‌خواند، و بر روى بدن خود فوت مى‌کرد، وقتى ناراحتیش شدّت یافت، من این دو سوره را بر او خواندم و دستش را به امید برکت بر بدنش مالیدم».

منبع: IslamPP.Com

| ۲۷ شهریور ۱۳۹۱
۲ پاسخ به “شان نزول معوذتین و تشریح سوره فلق”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    شر زده says:

    سلام
    بسیارعلی بود. اجرکم عندالله


  2. عبد3 says:

    الرَّحْمَـٰنُ ﴿۱﴾ عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴿۲﴾ خَلَقَ الْإِنسَانَ ﴿۳﴾ عَلَّمَهُ الْبَیَانَ ﴿۴﴾

    « الرحمن » است (که) قرآن را تعلیم داد. (بعد از آنکه) انسان (پیامبر) را آفرید. به او (پیامبر) بیان (واضح و آشکار شدن آیات قرآن) را آموزش داد.
    مشتقات « بیان » در بیش از ۲۰۰ آیه در همین ارتباط و جملگی طبق آیات « وَوَضَعَ الْمِیزَانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ ، وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ ، اعراف : ۸۵، شعراء : ۱۸۳، اسراء : ۳۵ و ۳۶، هود : ۸۵، انعام : ۱۵۲ و ۱۵۳، مطففین : ۱-۳ » به سنجش به سنگ و وزن هم، با شرح و بیان توسط الله (ولاغیر)، دلیل روشنی است که تفسیر به رأی « عَلَّمَهُ الْبَیَانَ » به نظراتی، مانند:
    « تعلیم سخن گوئی و فصاحت و زبان آوری و تکلم انسان بر مبنای خرد بشری » و « (به زعم و خیالبافی) تکلم و خرد ، استدلال علم بیان (؟) و تجربه و علم و هرانتساب دیگری به بشر توهم شده » و اختصاص دادن بیان الله به بیان شخص «سبحان الله »
    « درک اختلاف صفات اشیاء توسط بشر و توضیح آن برای دیگران با کلام بشری » «سبحان الله »
    « آشکار شدن اندیشه و احساس بشر » «سبحان الله »
    (کپی شده از لغت نامه دهخدا) : در لغت باب.(اخ) میرزا علی محمد :… وجه تسمیه باب، اسم عربی و بمعنی « در » است. باب در آغاز ظاهرا مدعی بوده است که من باب امام زمان هستم و برای پی بردن به اسرار و حقایق بزرگ و مقدس ازلی و ابدی باید مردم بناچار از در بگذرند و بحقیقت برسند‚ پس باید به من ایمان بیاورند تا بکمک من که واقف باسرار هستم بر آن اسرار دست یابند. « نعوذ بالله » پس از مدتی قدم فراتر نهاد و مدعی شد که خداوند کتاب « بیان » را بروی نازل کرده است و قول خدای تعالی که فرموده : « الرحمن ‚ علم القرآن ‚ خلق الانسان ‚ علمه البیان » اشاره باو دارد که « انسان » علی محمد و بیان همین کتابست که بر او نازل گشته . کتاب بیان تالیفی است از جملات عربی مسجع مغلوط و فارسی. باب خود را ملقب بذکر کرد مدعی شد که مراد از آیه شریفه « انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون » و « فاسئلوا اهل الذکر » و دیگر امثال آیات قرآنی ‚ اوست … «سبحان الله »
    و نظرت مشابه و با اختلاف کثیر، که جملگی نشان از تکبر در مقابل کلام الله است برخلاف « وَلاَ مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِ اللّهِ » و برخلاف تذکر استقلال قرآن از فکر بشر در آیات « نور : ۳۵، شوری : ۱۳ و ۱۴ و ۲۱، انبیاء : ۲۷-۲۹، حجرات : ۱ » (به شباهت حدیث و روایت سراسر دروغ و هرمیزانی جعلی منطق و علم و تجربه بشری بدون مجوز از صاحب دین، الله ) نشأت یافته از هوا و هوس برخلاف آیات « فرقان : ۴۳، جاثیه : ۲۳ » است و بیان صاحب سخن، الله در قرآن را « نعوذ بالله » به بیان و سخن بشر (همچون مدعیان نظرات فوق) در دین توهم نمایند « قمر : ۵، انعام : ۱۴۹، ابراهیم : ۵۲، انبیاء : ۱۰۶ ، بقره : ۲۷ و ۷۹ و ۲۰۴، رعد : ۲۵، یونس : ۱۵ و ۱۶، شعراء : ۹۸، نساء : ۶۰ » و قائل به انفصام آیات الله شوند. « بقره : ۲۵۶، رعد : ۱۸و ۲۲، قصص : ۵۱ » و به گمان، خود را ره یافته نیز دانند. « سبحان الله » « اعراف : ۳۷ و ۱۶۹ و ۱۷۵، واقعه : ۸۲، عنکبوت : ۶۴، مریم : ۵۹ ، روم : ۳۲، زخرف : ۳۷، اعراف : ۳۰، فصلت : ۲۵،‌ کهف : ۱۰۳ و ۱۰۴، بقره : ۸-۱۶، آل عمران : ۱۴ و ۲۳، نساء : ۴۴ و ۶۵ »، « انعام : ۴۶ و ۵۵، کهف : ۵۴، انظُرْ کَیْفَ نُبَیِّنُ لَهُمُ الآیَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى یُؤْفَکُونَ ، مائده : ۷۵، نحل : ۷۴ »

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 49نفر
  • بازدید امروز 75721
  • بازدید دیروز 137987
  • بازید کل 107561930

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com