پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2330
  • کل نظرات 9697
  • کل اعضا 1695
  • جدیدترین عضو mohammad
خبرنامه
سروش
| بازدیدها: 41166

رخدادهای مهم ماه محرم الحرام ومناسبت های معروف آنcapture-jpgfdgddg

اـ یکم محرم الحرام : آغازسال ۱۴۳۳ هجری قمری که بنابه تصویب امیرالمؤمنین حضرت عمربن خطاب(رضی الله عنه) ، تاریخ هجرت پیامبراکرم صلی الله علیه وسلم ، مبدأ تاریخ مسلمانان قرارگرفت.
۲ـ یکم محرم الحرام: شهادت اولین شهیدمحراب ،خلیفه راشد دوم ، فاتح ایران، گسترش دهنده ی قلمروی حکومت اسلامی ،داماد امیرالمرمنین علی وفاطمه (رضی الله عنهما) ، شوهرخواهرامام حسن وامام حسین (رضی الله عنهما) امیرالؤمنین عمربن الخطاب (رضی الله عنه)
۳ـ دوم محرم الحرام: ورود امام حسین بن علی(رضی الله عنهما) به کربلا
۴ـ دوم محرم الحرام : روزنیروی دریایی
۵ـ چهارم محرالحرام: آغازخلافت خلیفه راشد سوم ، دامادپیامبرصلی الله علیه وسلم ، جامع وشهید قرآن ، شوهر دوجگرگوشه ی پیامبر صلی الله علیه وسلم ، رفیق وباجناق امام علی(رضی الله عنه) امیرالمؤمنین عثمان بن عفان (رضی الله عنه) درسال ۲۴ هجری قمری.
۶ـ پنجم محرم الحرام : روزبزرگداشت شیخ مفید .
۷ـ پنجم محرم الحرام : شهادت استادبزرگوار، آیت الله سیدحسن مدرس (رحمه الله) ۱۳۱۶ ه ش وروزمجلس.
۸ـ هفتم محرم الحرام: محاصره ی امام حسین (رضی الله عنه) وبستن آب برایشان وخانواده وهمراهان گرامی وعزیزش .
۹ـ هفتم محرم الحرام : ولادت نویسنده ومتفکرهند ی جهان اسلام ، استادابوالحسن علی الحسنی الندوی (رحمه الله) (۱۲۲۲ هجری ق) ـ روزجهانی معلولان (۱۲ آذر)
۱۰ـ هفتم محرم الحرام: تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران سال ۱۳۵۸٫
۱۱ـ هشتم محرالحرام: روزبیمه
۱۲ـ نهم محرم الحرام : تاسوعای حسینی : وروزشدت یافتن حملات دشمنان خداوپیامبرصلی الله وددمنشان تاریخ به نوه ی بزرگوارپیامبراکرم صلی الله علیه وسلم وخانواده وهمراهان ایشان.
۱۳ـ دهم محرالحرام:عاشورای حسینی : روزبه شهادت رسیدن سرور وسالاربهشتیان ، جگرگوشه ی پیامبرصلی الله علیه وسلم وعلی وفاطمه (رضی الله عنهما) سیدالشهداء حضرت امام حسین رضی الله عنه وأرضاه وخانواده وهمراهان مقدس وبزرگوارشان توسط دژخیمان تاریخ وددمنشان پست فطرت وجلادان کوردل. امام حسین (رضی الله عنه)همان بزرگ مردی که برای زنده کردن وزنده نگه داشتن دین جد بزرگوارخویش قیام فرمود وبرای نابودی بدعت ، تحریف ،کجی وستم قد علم کرد وجان ، مال ، خانواده وپست ومقامش را دراین راه مقدس ، فدا کرد. والگوی همه ی مجاهدان ومبارزان شد. به قول اقبال لاهوری:
رمزقرآن ازحسین آموختیم وَزآتش اوشعله ها اندوختیم
۱۴ـ دهم محرم الحرام: وفات ام المؤمنین جویریه ، همسرگرامی پیامبر صلی الله علیه وسلم درسال ۵۲ هجری قمری.
۱۵ـ دهم محرالحرام: آغازخلافت خلیفه ی عادل ومخلص ، عمرثانی ، نوه عمربن خطاب (رضی الله عنه ) عمربن عبدالعزیز(رحمه الله) سال ۹۹ ه ق.
۱۶ـ دهم محرم الحرام: درگذشت عارف بزرگ ، بشرحافی (رحمه الله) سال ۲۲۷ ه ق.
۱۷ـ یازدهم محرم الحرام: روزتجلیل از اُسرا ومفقودین هشت سال دفاع مقدس.
۱۸ـ یازدهم محرم الحرام: ۱۶ آذر، روزدانشجو
۱۹ـ دوازدهم محرم الحرام: روزشهادت زینت پرستش کنندگان ومسلمانان ، امام زین العایدین (رضی الله عنه) بنابه روایت صحیح ، درسال ۹۵ ه ق.
۲۰ـ سیزدهم محرم الحرام: ۱۸ آذر۱۳۷۰ معرفی عراق به عنوان مسؤل وآغازگرجنگ ، ازسوی سازمان ملل.
۲۱ـ چهاردهم محرم الحرام: ۱۹ آذرسال ۱۳۶۳تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی به فرمان امام(رحمه الله) .
۲۲ـ پانزدهم محرم الحرام: ۲۰ آذرسال ۱۳۶۰ شهادت آیت الله دستغیب (رحمه الله) به دست منافقان.
۲۳ـ هجدهم محرم الحرام: تغییرقبله ازبیت المقدس به کعبه سال ۲ ه ق .
۲۴ـ بیستم محرم الحرام: ۲۵آذر روزپژوهش ـ وفات مولاناغلام احمد موحدی ۱۳۸۱
۲۵ـ بیست ویکم محرم الحرام: روزحمل ونقل
۲۶ـ بیست ویکم محرم الحرام : وفات ابونعیم عبدالله اصفهانی سال ۴۰۳ ه ق.
۲۷ـ بیست ودوم محرم الحرام : ۲۷ اذرماه سال ۱۳۵۸ شهادت دکترمفتح به دست منافقان وروزوحدت حوزه ودانشگاه.
۲۸ـ محرم الحرام : درگذشت علامه تفتازانی درسال ۷۹۲ ه ق ـ درگذشت مولاناعبدالله پشتدار(۱۴۱۰ه ق )
۲۹ـ بیست وپنجم محرم الحرام: شهادت امام زین العا بدین (رضی الله عنه) بنابه روایتی (سال ۵۹ ه ق ) ـ ۳۰ آذر، شب یلدا(طولانی ترین شب سال).
۳۰ـ بیست ونهم محرم الحرام : میلاد حضرت عیسی مسیح علیه الصلاـت والسلام.

بیشتر بخوانید حسین شهید (رض) ریحانـــۀ النبی (ص)

| ۱۷ مهر ۱۳۹۵
۴۸ پاسخ به “رخدادها و مناسبت های مهم ماه محرم”

  1. سروش says:

    پاسخ نظر۳۰
    جناب العبیدسلام ! ژست کاملاحق به جانبی گرفته اید وادعای مباهله می کنید . نیازبه مباهله نیست اگه درست می فرمایید پاسخ سوالات مارا بدهید وادعاهایتان را علمی ثابت کنید . خوب می دانید که اگرکسی رو در رو با شما برای مباهله هم حاضرشود……………….. ! بگذریم ! شما فقط لطف کنید پاسخ قرآنی بدهید وسوالات مارا هم بی جواب نگذارید، مباهله پیش کش


  2. پهره سبز says:

    «مَنْ أَحْدَثَ فِی أَمْرِنَا هَذَا مَا لَیْسَ فِیهِ فَهُوَ رَدٌّ.»
    ترجمه: کسی که در این امر ما (دین) چیزی بیاورد، که از آن نیست، مردود است.


  3. boardaaa says:

    مومن آنچه را که برای خودش می پسندد برای برادرش نیز می پسندد .
    لایمومن احدکم حتی یحب لاخیه ما یحب لنفسه .


  4. بروجردی says:

    توهین بر خلاف قوانین سایت می باشد ، بجای توهین ادب بهتر است
    مدیریت وااسلاماه


  5. احمد says:

    دوستان عزیز ضمن تشکر از نظرات تان موافقین و مخالفین خواهشمندیم از ادامه دادن به مباحث اختلافی تا اطلاع ثانوی خوداری فرمائید ، اهداف این سایت وحدت بین صفوف مسلمین است اما بحثهای شما مسیر سایت را تغییر میدهد ، خوشبختانه بزرگان طرفین حتی در شبکه های ماهواره ی برای مناظره اعلام آمادگی کردند شما به آنها زنگ بزنید تا مناظره زنده شان را هر چه ذود تر انجام دهند ودر همه کشورها فارسی زبانان استفاده ببرند و این مفید ترخواهد بود لازم نیست شما وقت خود و دیگران را در این سایت ضایع کنید سپاس مجدد از تک تک شما جناب سروش مهدی انارستانی حق وو ..


  6. سروش says:

    جناب عبدالمجیدسلام !
    بسیارسوال خوبی مطرح فرموده اید! من این جمله را ازآیه ۹۳ سوره نساء ثابت می کنم که هرکسی که امام حسین را شهیدکرده ،این آیه شامل حالش می شود «ومن یقتل مؤمنا متعمدا فجزائه جهنم خالدافیها وغضب الله علیه ولعنه واعد له عذاباعظیما» من این اصل را اساس قرارددام ولی چون درتاریخ ، نام آن قاتل ذکر شده ، من به آن استناد نکردم ونام قاتل را ذکر نکردم وبه طورمطلق درمورد قاتل امام حسین ع باتوجه به این آیه آن کلمات را به کار بردم هرگزفکرنمی کنم که یک عالم شیعی یایک عالم سنی بااین نظرم که این آیه شامل حال قاتل امام حسین می شود، مخالفت کند!!! راستی من هنوزپاسخ سوالم را نگرفتم جناب تاریخ دان !!!


  7. عبدالمجید says:

    نقل قول: سروش
    مامی گوییم ، تاریخ ، «قطعی الثبوت وقطعی الدلاله » نیست ! ونمی شود براساس آن ، ماکسی را کافر ویافاسق بدانیم مامثل برخی نیستیم که متن قرآن را بگذاریم وتاریخ را به عنوان اصل قضاوت خود ، نسبت به گذشتگان قراردهیم !!!


    جناب سروش
    آیا اینکه شما در مقاله تان فرمودید: کسانیکه امام حسین را به شهادت رساندند ؛ دژخیمان تاریخ وددمنشان پست فطرت وجلادان کوردل بودند ، از کجای متن قرآن آوردید؟


  8. سروش says:

    برادرگرامیم حامد سمیع
    السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته
    برادربزرگوارم قرارشد بحث ما مرحله به مرحله پیش بره ومرحله اول بحث ما، شأن نزول آیه است واصل مباحث ما، تفسیرنمونه بود ! من میگویم که این شأن نزول ،برای این آیه صحیح نیست اول به این خاطرکه درنوع بیان آن تضاد وتعارض زیادی وجود دارد دوم این که درهمان یک روایت معروفی که تفسیرنمونه آن را ذکر کرده ، اشکاالات اساسی وسوال های بی پاسخ زیادی وجود دارد که این امر، باعث می شود که درمتن آن روایت ودرمفهوم آن اضطراب باشد وسندیت قطعی ازآن روایت ، سلب شود و إلا شمایک سند صحیح برای آن روایت ، ذکر بفرمایید؟ ماوقتی می گوییم این آیه درمورد امام علی ع نازل شده ، باید بامدرکی قوی ودرست ، آن را به اثبات برسانیم وإلا حجت نمی شود ومجبوریم بگوییم این آیه درمورد امام علی نازل نشده است ، درغیر این صورت ، آن را ثابت کنیم ! اگر روایت صحیح هم باشد، بازهم آن سوالاتی که درنظرقبلی ذکر شدند، به حال خود باقی می مانند.
    برادربزرگوارم ! هرچیزی را که مفسرین نقل کنند ، که دلیل نمی شود مگراین که باسندی صحیح وقوی ذکر شده باشد ! مفسرین ، کارشناس حدیثی نیستند بلکه آن ها هرآن چه درمورد یک قضیه ای بشنوند، گاهی نقل می کنند واین نقل ، همیشه به منزله ی تایید نیست ! درصورتی که شأن نزول صحییحی برای آیه ای به اثبات نرسد مانظریات وسخنان مفسران ورایات غیرمعتبری را که ذکر کرده اند، هم اصل قرارنمی دهیم وآن رابه طورقطع ، دلیل قرارنمی دهیم !
    نتیجه ی عرایضم این است که این شأن نزول، اگرصحیح است ، اسناد صحت آن را ذکر بفرمایید وپرسشهایی که درمورد آن وجود دارد را پاسخ دهید واگر صحیح نیست، پس نمی شود به عنوان دلیل ذکر کرد وبه آن استناد کرد!
    این بحث تمام که شد، روی موضوعات دیگر، انشاء الله تبادل نظرخواهیم کرد! البته به خاطر تاخیر، پوزش می طلبم . من عرض کردم که آدم گرفتاری هستم وهفته ای معمولا یک یا دوبار، به اینترنت سری می زنم ! به هرحال ببخشید!
    موفق وپیروز باشد!


  9. مهدی says:

    با سلام
    خدای من فقط کسی است که حی لایموت است هرگزمرگ ندارد . خدای من کسی است که لاتاخذه سنه و لانوم خواب و چرتش نمیگیرد همیشه این خدا رو دوست دارم و فریادش میزنم نه آنانی را که مرده اند واز عالم ما بی خبرن این از صفات منه مومن است یا الله مدد


  10. سروش says:

    پاسخ نظر ۴۱ جناب عبدالمجید سلام !
    ۱ـ فرمودید« مثل اینکه بجایی که جایزه بگیرم باید یه چیزی هم بدهم.» بله شما یک پاسخ درست وطبق آن شرایطی که ذکر کرده بودم ،بدهکارهستید !
    ۲ـفرمودید « آیا نقل کردن من از کتب شما به معنای قبول داشتن همه نقلیات شماست » وقتی شماازیک کتابی مطلبی درتایید فرمایش خود نقل می کنید، باید اول وآخرمطلب را کامل ذکر کنید نه این که نصف آن را درتایید خود نقل کنید ونصف دیگرش را نپذیرید! مثل این میماند که یک غیرمسلمان بگوید قرآن شماگفته «لاتقربواالصلوه» ولی ادامه اش «وانتم سکارا» را نپذیرد!!!
    ۳ـ فرمودید« اینکه در منابع شما اختلاف اقوال ذکر شده و تناقض گویی هست را من مسؤل نیستم» کتاب تاریخ «وحی» نیست که همه چیزش درست باشد ! ونویسندگانشان هم «معصوم» نیستند! مابه همین خاطر ، آن هارامثل شماحجت مطلق نمی دانیم که براساس آن ها بیاییم وکسی را لعن ونفرین کنیم ! مامی گوییم ، تاریخ ، «قطعی الثبوت وقطعی الدلاله » نیست ! ونمی شود براساس آن ، ماکسی را کافر ویافاسق بدانیم مامثل برخی نیستیم که متن قرآن را بگذاریم وتاریخ را به عنوان اصل قضاوت خود ، نسبت به گذشتگان قراردهیم !!!بله شما مسؤل این نیستید که تاریخ را اصل قرار بدهید شما مسؤل این هستید که قرآن را اصل قراردهید!!
    ۴ـ بازهم سوالم به حال خود باقی است ! متنی را که آن بنده خدا ذکر کرده بود، ازسه کتاب معتبرتاریخی ذکرکنید؟ پراکنده وقطعه قطعه قبول نیست ! کتاب هایی که شما ذکر کرده بودید، ادعای شمارا ثابت نکرد !! ومن این موضوع را درنظرات قبلی ام ثابت کردم !
    ۵ـ فرمودید«حالا جناب سروش شما دوراه دارید یا باید منابعی که این مطالب را ذکر کرده اند رد کنی و بگویی نویسنده آنها کذاب و شیعه بوده اند یا اینکه کار معاویه را توجیه کنی و بگویی ایشان اجتهاد کرده که قراردادش با امام حسن را زیر پا بگذارد.» اولا من آن منابع را نه رد می کنم ونه به عنوان اصل ،تایید می کنم ! دوم این که من هرگز به خود این جرأت را نمی دهم که نسبت کذاب بودن را به شیعه بدهم وبه دلیل شیعه بودن، مؤرخی را کذاب بگویم ویابه عکس ! سوم این که عملکرد معاویه به خود وخدای او مربوط است وبه من ربطی ندارد ومن خیلی کوچکتر ازآنم که بیایم ودرمورد آن ها اظهارنظرکنم آن هم براساس کتاب های تاریخی !!! وهرکس که درمورد آن ها اظهارنظرکرده ، خودش باید جواب پس بدهد! چهارم این که معاویه واطرافیان او شاید بهتر تشخیص دادندوازبین شورای چند نفره مسلمان ، یزید را انتخاب کردند شاید یزید درعصرایشان ظاهراً خوب بوده ! به هرحال ، خودش جوابگوی عملکردش هست وماجوابگوی اعمال خود هستیم !
    ۶ـ فرمودید« من هم انتظار ندارم وعده جایزه ای که به من دادید عملی کنید چون شاید شما هم اجتهاد کنید و خلف وعده را جایز بدانید.» من هم انتظارندارم که شما پاسخ درستی به سوالم بدین چون مطالب را قطع وبرید می کنید ولی قضاوت باخوانندگان منصف است !!!


  11. حامد سمیع انارستانی says:

    سلام علیکم ورحمت الله برادر سروش امید وارم حالتان خوب باشد اما جواب های سوالات حضرتعالی: برادر جان بحث ما درمورد شأن نزول آیه می باشد که درمورد چه کسی نازل شده و چه چیزی را به ما می فهماند همان طور که در تفاسیری که معرفی کردم مطالعه فرمودید که آیه درمورد امیر مومنان حضرت علی ابن ابی طالب(سلام الله علیه)می باشد.ویک سری روایات مختلف در باره اش آمده است درجای می گوید سائل در مقابل در مسجد با پیامبر برخورد کرد در جای دیگر می گوید پیامبر بر سر نماز بود وآن صحنه را مشاهده کرد و…. در این جا همان طور که عرض کردم برای ما مهم شأن نزول آن آیه می باشد و مفهوم آن آیه همین، حالا دیگر مهم نیست امیر مومنان چه چیزی عطا کرده انگشتر یا لباس یا این که سائل دور بوده یا این که سائل از کجا متوجه شده که منظور ازاشاره امیرمومنان انگشتر بوده شاید چیز دیگر بوده. همین که این آیه در شأن ایشان نازل شده و روایت این قضیه در کتب شیعه و سنی آمده و گفته شده آیه درباره کیست برای ما بس است.وبنده هم سندهای این روایت را درکتب خودتان اشاره کردم اگر دوست داشتید ازکتب خودمان نیز سندهای روایت را ذکر کنم.و اما این که این آیه به چه نحو دلالت بر خلافت بلافصل امیر مومنان حضرت علی بن ابی طالب(سلام الله علیه)می کند،اگر بادقت به آیه توجه بفر ماید می گوید ولی وسرپرست شما خدا وپیامبرش و کسانی که درحال رکوع زکات میدهند«حضرت علی بین ابی طالب سلام الله علیه»می باشد دراینجا آیه به صراحت بیان کرده که چه کسی ولی و سر پرست شما می باشد.و این خود نشان دهند این است که امامت بعد رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) از جانب خدا تعین می شود نه از جانب مردم. دراینجا بنده یک سوال از جنابعالی دارم.چرا عده ای بعد از رسول خدا بااین که از قبل جانشین رسول خدا معین شده. خود را در امور الهی دخالت داده و خلافت را از اهلش گرفتن؟درحالی که ما الاوه بر آیات قرآن احادیثی هم داریم که همه خلافت را در موقع زنده بودن رسول مکرم اسلام تعیین کرده. ونیازی نیست که کسی خلیفه تعیین کند مگر می شود رسول خدا که کلی سعی و تلاش و خون دلها خورد کما این که اطلاع دارید و اسلام را گسترش داد بدون جانشین و راهنما امت خود را رها کند؟مگر این آیه را نخوانده اید که خداوند متعال می فرماید:( وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَهٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ«الرعد/۷»(و آنها که کافر شدند مى گویند چرا آیت (و اعجازى ) از پروردگارش بر او نازل نشده تو تنها بیم دهنده اى ، و براى هر گروهى هدایت کننده اى است (و اینها همه بهانه است نه جستجوى حقیقت) .یا الله مدد یا علی مدد.


  12. عبدالمجید says:

    جناب سروش مثل اینکه بجایی که جایزه بگیرم باید یه چیزی هم بدهم.
    آیا نقل کردن من از کتب شما به معنای قبول داشتن همه نقلیات شماست که می گویید:(تازه بیشتر این منابع ، چیزهایی ذکر کرده اند که شماهرگز انهارا قبول ندارید)
    اینکه در منابع شما اختلاف اقوال ذکر شده و تناقض گویی هست را من مسؤل نیستمکه شما می گویید:(وتازه چیزهایی ذکر کرده اند که ادعای شمارا رد می کند)
    من برای شما از منابع معتبر خودتان نقل آوردم که:
    اولا : امام حسن علیه السلام بخاطر تفرق امر حکومتشان و تنهایی مجبور به قبول صلح با معاویه شدندولی مشروط به شروط: ( فلما رأى الحسن تفرق الأمر عنه کتب إلى معاویه وذکر شروطاً…)(البدایه والنهایه ـ المختصر فی تاریخ البشر ـ الکامل ـ تاریخ طبری)
    ثانیاً: یکی از شروط مطرح شده توسط آنحضرت این بود که معاویه حق ندارد کسی را بعنوان جانشین خود قرار دهد(…ولیس لمعاویه بن أبی سفیان أن یعهد لأحد من بعده عهدا، بل یکون الأمر من بعده شورى بین المسلمین.( کتاب الفتوح لابن اعثم ج۴ص۲۹۰-تاریخ الخلفاء ج۱ص۱۴۷-کتاب البدء و التاریخ ج۵ص۲۳۶)
    حالا جناب سروش شما دوراه دارید یا باید منابعی که این مطالب را ذکر کرده اند رد کنی و بگویی نویسنده آنها کذاب و شیعه بوده اند یا اینکه کار معاویه را توجیه کنی و بگویی ایشان اجتهاد کرده که قراردادش با امام حسن را زیر پا بگذارد.
    گفتن هیچکدام از دووجه از شما بعید نیست .
    من هم انتظار ندارم وعده جایزه ای که به من دادید عملی کنید چون شاید شما هم اجتهاد کنید و خلف وعده را جایز بدانید.
    ولی خواننده محترم انصاف را رعایت کنید.


  13. سروش says:

    جناب عبدالمجید
    من نه گفته بودم سه منبع ذکر کنید بلکه گفته بودم سه منبع معتبر تاریخی که جمله فوق را ذکر کرده باشند، نام ببرید؟
    شمامثل این که نظراخیرمن را به درستی مطالعه نفرمودید وخیلی ازمسایل را بی توضیح گذاشتید .نقل جمله به صورت قطع وبرید ، وتکه تکه ازهرجایی ، کارعلمی نیست ! درادعای اولتان چند کتاب حواله دادین ووقتی چیزی ازان ها دستگیرتان نشد، ازکتاب های دیگری که برخی ازآن هاجزو کتاب های معتبر تاریخی اهلسنت به شمارهم نمی آیند، باقطع وبرید وتکه تکه مطالبی سرهم کردید بازهم آن جمله به درستی ازآب درنیامد ! تازه ادعا شده بود که «همه مورخان نوشته اند…»
    ۱ـ فرمودید« در مطالب تاریخی لازم نیست همه یک قضیه بطور کامل نقل شده باشد بلکه ما باید با کنار هم گذاشتن نقلها قضیه را تفصیلا کشف کنیم » بله به شرط این که تمام جوانب آن را درنظربگیریم وآن چه که دلخواه مااست ، را انتخاب نکنیم
    ۲ـ فرمودید «لذا برخی از منابع غربت و تنهایی امام حسن را بیان نموده اند و برخی به ذکر شروط صلح نامه پرداخته اند. من از سه منبع مطلب اول و از سه منبع معتبر نزد شما مطلب دوم را ذکر نمودم.» من هم ثابت کردم که سه منبع اول نه تنها مطلب اول را ذکر نکردندبلکه برعکس آن را ذکر کردند. وثابت کردم که سه منبع اخیرهم مطلب دوم را به آن صورت که شما ادعا کرده بودید، ذکر نکردند تازه بیشتر این منابع ، چیزهایی ذکر کرده اند که شماهرگزان هارا قبول ندارید وتازه چیزهایی ذکر کرده اند که ادعای شمارا رد می کند . فکرمی کنم بهتراست نظرات اخیربنده را مروری بفرمایید وپرسشهاومطالبی را که ذکر کرده ام ، پاسخ دهید.
    به هرحال اگرثابت کردید، جایزه تان محفوظ است!


  14. عبدالمجید says:

    جناب سروش
    من تعجب می کنم چرا بااین مطالبی که ذکر کردم دوباره تکرار مکررات می فرمایید.
    شما گفتید اگر سه منبع تاریخی ذکر کنم کافیست من هم ذکر کردم
    در مطالب تاریخی لازم نیست همه یک قضیه بطور کامل نقل شده باشد بلکه ما باید با کنار هم گذاشتن نقلها قضیه را تفصیلا کشف کنیم لذا برخی از منابع غربت و تنهایی امام حسن را بیان نموده اند و برخی به ذکر شروط صلح نامه پرداخته اند.
    من از سه منبع مطلب اول و از سه منبع معتبر نزد شما مطلب دوم را ذکر نمودم.
    آیا جمله ای گویاتر از ( فلما رأی الحسن تفرق الامر کتب الی معاویه…) در اجبار و تنهایی حضرت می شود بکار برد.
    آیا در مورد اینکه معاویه شرط حضرت را پذیرفت که کسی جای خود معرفی نکند دلیل ذکر نکردم؟
    آیا برخلاف صلح نامه رفتارکردن معاویه در تعیین یزید مشخص نشد.
    من منتظر وعده شما هستم تا بقیه سؤالاتتان را جواب دهم.


  15. سروش says:

    برادرگرامیم حامدسمیع . السلام علیکم !
    ۱ـ شما درتایید این که آیه درمورد امام علی است ، به تفسیرنمونه حواله دادین ومن هم به خاطراین که بحث ماجمع وجورترباشد، همان رااسا س قرار می دهم . تفاسیردیگری که شماحواله داده بودین ، اذعان داشتند که این آیه دلیلی برای برای خلافت بلافصل امام علی ، نیست !
    ۲ـ فرمودید« چه کسی گفته و در کجا ذکر شده که آن نماز جماعت بوده؟»در تفسیرنمونه آمده که ابوذرفرمود « روزى از روزها با رسولخدا (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در مسجد نماز مى خواندم ………….پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم )که در حال نماز بود این جریان را مشاهده کرد،» ومتن عربی آن هم چنین است «وروی عن ابی ذر قال صلیت مع رسول الله یوما صلاه الظهر …» ازظاهراین جملات معلوم می شود که همراه پیامبر ص درنمازجماعت بودند!
    به فرض این که قبول کنیم که نمازجماعت نبوده واصلا نماز نفلی بوده بازهم سوالات ذیل پاسخ می خواهند!
    ۱ـ این روایت درتفاسیرشیعه وسنی به صورت های گوناگون ذکرشده یکجامی آید که امام علی لباسی به سائل داد یکجامی اید که انگشتربود ، یکجامی اید که پیامبر دربیرون مسجد سائل را دید یکجای دیگر داخل مسجد و…. من ازشما خواستم یک سند صحیح ومعتبر برای این روایت ذکر کنید؟؟؟»
    ۲ـ امام علی ع چه طوردرنمازحواسش به درخواست وحرفها ودعای سائل بود، درحالی که او یکی ازخاشعترین صحابه درنمازبود فرقی نمی کند نمازنفلی باشد یافرضی ؟
    ۳ـ امام علی چگونه درنماز باانگشت اشاره ، انگشترش را نشان داد؟
    ۴ـ اگر قبول کنیم که نمازایشان نفلی بود، آیا درنمازنفلی ومستحب ، عمل کثیر، جایز است ؟
    ۵ـ سائل چگونه درحالی که دورهم بود، آن هم درحال رکوع ، اشاره انگشت امام را درحالی که دستهایش روی زانوبود دید ؟
    ۶ـ اگرامام علی اشاره کرد ، سائل چگونه ازاشاره ی ایشان فهمید که منظورامام این است که انگشتر را بردارد، شاید منظورامام چیزدیگری بوده است ؟
    ۷ـ (براساس روایت تفسیرنمونه ) آیا امام علی ازپیامبرص سخاوت مند تراست که پیامبر ص به سائل چیزی نداد وامام علی داد؟
    ۸ـ (براساس روایت تفسیرنمونه) پیامبر ص چطور درحال نماز ودرحالی که امام جماعت بود وجلو بود، پشت سرش را وماجرای امام وسائل رادید؟ ازکجامعلوم می شود که پیامبر ص به نمام جوانب احاطه داشته ؟؟ برادرگرامی پاسخ ۸ سوال فوق را بادلایل ذکر فرمایید! خداوند همیشه موفقتان دارد.


  16. حامدسمیع انارستانی says:

    سلام علیکم برادر سروش امیدوارم که حالتا خوب باشدبرادر بزرگوار لطف بفرمایید به مطالب بنده توجه کنید:
    تفاسیر:(ابن عطیه،الدرمنثور،الزمخشری،السمرقندی،الآلوسی،بیضاوی،القرطبی،مقاتل،زادالمسیر،البقائی
    ،)همه این تفاسیر این آیه را درشأن امیر مومنان حضرت علی بن ابی طالب(سلام الله علیه) میدانند چون شما فرمودید بنده جواب را مختصر بگذارم بنده هم متن تفاسیر را به نمایش نمی گذارم بهتر است خودتان رجوع بفرمایید.اما نکته بعد که فرمودید: اولا آنها سر نماز جماعت بودندآن سائل چرا درنماز شریک نبود(ادعای مسلمانی هم داشته)و مگر نمی دید آنها مشغول نماز هستند؟باید در جواب جنابعالی بگویم که چه کسی گفته و در کجا ذکر شده که آن نماز جماعت بوده؟بلکه عده ای از علمای ما تا آنجا که اطلاع دارم میگویند آن نماز مستحبی بوده و اصلا واجب نبوده چه برسد به جماعت بودن آن نماز.واین که چرا آن سائل با این که ادعای مسلمانی داشته سر نماز شرکت نکرده دوجواب۱-هر کس اختیار دارد هر وقت قبل از فوت وقت نمازش را بخواندپس بنده و شما نباید بگوییم چرا در نماز شرکت نداشته۲-اگر نماز جماعت بود فهم و شعور هر شخص اقتضا می کند که بعد نماز در خواست کمک کند و این خود نشان دهنده این بوده که نماز جماعتی در کار نبوده بلکه عده ای از اصحاب مشغول به خواندن نماز مستحبی بوده اند.با توجه به همین پاسخ بنده که نماز جماعتی در کار نبوده جواب اکثر سوالاتون که بر مبنای نماز جماعت بود داده می شود و آنها به خودی خود از بین می روند.و این که فرمودید پیامبر از امیر مومنان سخاوت مند تر بوده شکی در آن نیست اما روایات مختلفی وجود دارد که یک موردش را بنده آوردم موارد دیگر هست که اشاره به این دارد که پیامبر با سائل برخورد می کند در حین خروج سائل و بعد از او سوال می کند که اگر به همان آدرسهای که در اول بحث ذکر کردم مرا جعه بفرماید پاسختان را میگیرید.واین که پیامبر چطور می تواند پشت سر خودش را نگاه کند باید بگویم۱-ای برادرکار بزرگان را قیاس از خود مکن(رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) می توانست به همه چیز احاته داشته باشد۲-چه کسی گفته که رسول خدا پشتش به امیر مومنان بوده شاید داشته درقسمت دیگر مسجد نماز می خوانده(البته قسمتی از پاسخ های بنده بر این مبنا می باشد که روایت ابوذر را صحیح بگیریم همان طور که اشاره کردم اقوال مختلف می باشد.یا الله مدد یا علی مدد.


  17. سروش says:

    جناب عبدالمجید ! قرار شد متنی را که جناب حق داده بود، ازسه کتاب معتبر نقل کند وشماهم قراربود این کار رابکنید! شما همین یک جمله را ازچندین کتاب قرض گرفته اید وقطعه ای ازاین وقطعه ای ازآن را سرهم کرده اید ببینید جمله این بود: « همه مورخان نوشته اند که بیعت حضرت امام حسن با معاویه از روی اجبارو بی یاوری بود و راضی به این کار نبودند البته به این شرط بیعت کردند که کسی را جانشین خود معرفی نکند پس انتخاب یزید برخلاف عهدنامه بود.» اول اینکه دراابتدا ادعاکرده اید «همه مورخان» که این جمله خودش جای بحث دارد! دوم این که شمادرنظراولتان به کتاب های ذیل حواله دادین :(البدایه والنهایه ـ المختصر فی تاریخ البشر ـ الکامل ـ تاریخ طبری (الاخبار الطوال بعد که ازکتاب هایی که ادرس داده بودین ، آن چه که ادعا شده بود، ثابت نشد بلکه برعکس آن ثابت شد! دوباره درنظری که تازه ذکر کردین وکتاب های جدیدی غیر ازکتاب هایی که قبلاً حواله داده بودین ، ذکر فرمودید، تازه درمطالب نقل شده ازاین کتاب ها تعارض وجود دارد. یکجا آوردید« فأرسل إلیه الحسن یبذل له تسلیم الأمر إلیه، على أن تکون له الخلافه من بعده، » جایی دیگر آوردید« وأن لا یعهد بعده إلى أحد ویکون الأمر شورى » کجای این سه کتاب ، جمله ای را که ادعا شده ، ثابت می کند؟؟؟ ۳ـ ازکجاثابت شد که امام حسن مجبوربه بیعت شد درحالی که تمام کسانی که حامی ویاورامام علی بودند، ازامام حسن نیز حمایت می کردند وهنگامی که حسن با معاویه صلح کرد، اورا سرزنش کردند وحتی نزدیکانش نیز، بااومخالف بودند
    وقال لأخیه الحسین وعبد الله بن جعفر: إننی قد راسلت معاویه فی الصلح. فقال له الحسین: أنشدک الله أن تصدق أحدوثه معاویه وتکذب أحدوثه أبیک! فقال له الحسن: اسکت!(الکامل فی التاریخ) ـ وقطعاً حامیان زیادی داشت وحامیان او ازحامیان امام حسین هنگام فاجعه ی کربلا، بیشتر بودند!!! این چه اجباری است؟چگونه ادعا می کنید که اوبی یاور بوده است؟ـ کتابهایی که شماحواله دادین درآن ها کلمات « أنه اصطلح مع معاویه على أن یأخذ ما فی بیت المال الذی بالکوفه، فوفى له معاویه بذلک فإذا فیه خمسه آلاف ألف، وقیل سبعه آلاف ألف، وعلى أن یکون خراج، وقیل دار ابجرد له فی کل عام،…فعوضه معاویه عن کل سته آلاف ألف درهم فی کل عام، فلم یزل یتناولها مع ماله فی کل زیاره من الجوائز والتحف والهدایا، إلى أن توفی البدایه وانهایه ج۸ ص ۴۵ـ» «وکان الذی طلب الحسن من معاویه أن یعطیه ما فی بیت مال الکوفه، ومبلغه خمسه آلاف ألف، وخراج دار ابجرد من فارسن الکامل فی التاریخ ج ۲ ص ۱۰۷»؟ « وله فی کل سنه خمسه آلاف ألف درهم من بیت المال، وله خراج دارابجرد من أرض فارس کتاب الفتوح لابن اعثم ج۴ص۲۹۰» «فکتب الحسن أموالاً وضیاعاً » وخبری از «اُجبر » ویا «اجباراً» وغیره نیست !! عزیز دل ! باید به دنبال منابع آب ونان دار تری بگردید! راستی! به کتاب البدء والتاریخ حواله دادین وذکر کردین «فی تسلیم الأمر کتاباً على أن یعمل بکتاب الله وسنه نبیه وسیره الخلفاء الماضین » آیا امام حسن مگر خلافت وخود خلفای قبلی را قبول داشت ؟؟ تافراموش نکردم سوال قبلی ام را دوباره تکرارکنم ! به گفته ی شماکه خلافت امرالهی است وولایت دستورخدایی است ، چراامام حسن آن را به راحتی به معاویه داد حتی اگرمجبورهم می شد ، نبایداین امانت الهی رادست معاویه می داد؟ آن هم درقبال آن خواسته هایی که درمتن فوق ذکرکردم !!!!


  18. عبدالمجید says:

    نقل قول: سروش
    فلما رأى الحسن تفرق الأمر عنه کتب إلى معاویه وذکر شروطاً


    جناب سروش همین عبارتی که شما هم نقل آن را تایید کردی دلالت دارد بر اینکه آقا امام حسن علیه السلام بعلت بی یاور بودن مجبور به قبول صلح شدند و همچنین دلالت دارد براینکه شروطی را برای این صلح قرار دادند.
    حالا باید ببینیم آن شروط چه بود:
    فقدم عبد الله بن [نوفل بن] الحارث على معاویه، فخبره بمقاله الحسن. فقال له معاویه: سل ما أحببت! فقال له: أمرنی أن أشرط علیک شروطا، فقال معاویه: وما هذه الشروط؟ فقال: إنه مسلّم إلیک هذا الأمر على أن له ولایه الأمر من بعدک، وله فی کل سنه خمسه آلاف ألف درهم من بیت المال، وله خراج دارابجرد من أرض فارس، والناس کلهم آمنون بعضهم من بعض. فقال معاویه: قد فعلت ذلک….[ثانیا] ولیس لمعاویه بن أبی سفیان أن یعهد لأحد من بعده عهدا، بل یکون الأمر من بعده شورى بین المسلمین.( کتاب الفتوح لابن اعثم ج۴ص۲۹۰)
    فکتب الحسن أموالاً وضیاعاً وأمانا لشیعه علی وأشهد على ذلک شهوداً من الصحابه وکتب فی تسلیم الأمر کتاباً على أن یعمل بکتاب الله وسنه نبیه وسیره الخلفاء [۲] الماضین وأن لا یعهد بعده إلى أحد ویکون الأمر شورى وأصحاب علی آمنین حیثما کانوا…
    (کتاب البدء و التاریخ ج۵ص۲۳۶)
    فأرسل إلیه الحسن یبذل له تسلیم الأمر إلیه، على أن تکون له الخلافه من بعده، وعلى ألا یطالب أحدًا من أهل المدینه والحجاز والعراق بشیء مما کان أیام أبیه، وعلى أن یقضی دیونه، فأجاب معاویه إلى ما طلب، فاصطلحا على ذلک
    ( تاریخ الخلفاء ج۱ص۱۴۷)
    البته اسناد دیگری هم هست دال براینکه معاویه حق نداشته پسرش یزید را خلیفه معرفی کند ولی چون شما گفتید سه منبع به همین اندازه کفایت می شود.


  19. عبدالمجید says:

    احمد,در ادامه خلیفه دوم گفت همین سخنان کاذب آثم غادر وخائن را که الان توی عباس به علی می گوئی قبلا به ابوبکر و حتی به من هم گفتید . در جواب عرض کرد ( والله یعلم إنه لصادق بار راشد تابع للحق ) خدا میداند که ابوبکر راستگو نیکوکار زیرک و جانب به حق بودند . وبعد این جمله را در دفاع از خودش یاد آور شد
    احمد,
    پس با این توضیح شما فهمیدیم که عباس و علی خلیفه اول و دوم را کاذب و غادر و آثم و خائن می دانستند درحالیکه به قول عمر :والله یعلم إنه لصادق بار راشد تابع للحق .
    بااین بیان چرا می گویید حضرت علی علیه السلام آن دو خلیفه را تایید می کرده و با آنها اختلافی نداشته؟


  20. سروش says:

    برادرحامدسمیع ، السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته !
    امیدوارم حالتان خوب باشد. برادرگرامی بهتراست مطالبتان را به طورخلاصه ودرهمین سایت ذکرفرمایید. درادامه همان بحث فبلی ، قبل ازهرچیزی هنوزهم تاکیدمی کنم که هیچ آیه ای به صراحت درمورد امام علی (ع) نیست ! آیه ی ۵۵ مایده را که ذکرفرمودید وحواله به تفسیرنمونه دادید، برای این که مباحث مخلوط نشوند، باید مرحله به مرحله پیش بریم ! و موارد استدلال آن رایکی یکی بررسی کنیم مرحله اول بحث ما، شأن نزول آیه است .ادامه بحث تفسیرنمونه ، را بعداً حتماً بررسی می کنیم ! ضمن این که به جناب استادبزرگوار، جناب آیت الله مکارم شیرازی، ارادت خاصی دارم، امامعتقدم که «جمعی ازنویسندگان» درتفسیرنمونه ، بدون تحقیق وکارشناسی کارکرده اند که ذیلاً بخشی ازآن را ذکر می کنم! ۱ـ روایتی که برای شأن نزول آیه ازتفسیرمجمع ذکرفرموده اید، کاملاً ضعیف وبی سنداست! وهیچ کتاب معتبرحدیثی آن رانقل نکرده لطف بفرمایید سند صحیح آن را ذکرکنید؟ هرفردی که به نام اهلسنت کتابی بنویسد، «کتاب معتبراهلسنت» نمی شود! .۲ـ : فرمودید « ابوذرفرموده :روزى از روزها با رسولخدا (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در مسجد نماز مى خواندم ، سائلى وارد مسجد شد و از مردم تقاضاى کمک کرد، ولى کسى چیزى به او نداد،» اولاًآن ها سرنمازجماعت بودند ، آن سائل چرا درنمازجماعت شریک نبود(ازدعای آن سائل معلوم می شود مسلمان هم بوده!)؟ دوم این که آن سائل مگرنمی دید که آن ها نمازمی خوانند که تقاضای کمک کرد؟ ـ ۳ـ درادامه داستان فرمودید« در همین حال على (علیه السلام ) که در حال رکوع بود با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد. سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آنحضرت بیرون آورد، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) که در حال نماز بود این جریان را مشاهده کرد، هنگامى که از نماز فارغ شد، سر به سوى آسمان بلند کرد و چنین گفت » اولاً امام علی ع چه طوردرنمازحواسش به درخواست وحرفها ودعای سائل بود، درحالی که او یکی ازخاشعترین صحابه درنمازبود؟ دوما امام علی چگونه درنماز باانگشت اشاره ، انگشترش را نشان داد؟ سوماً سائل چگونه ازمیان آن صف های فشرده ، آن هم درحال رکوع ، اشاره انگشت امام را درحالی که دستهایش روی زانوبود دید درحالی که سائل دورهم بود؟ چهارم این که اگرامام علی اشاره کرد ، سائل چگونه ازاشاره ی ایشان فهمید که منظورامام این است که انگشتر را بردارد، شاید منظورامام چیزدیگری بوده است ؟ پنجم این که آن سائل چگونه ازجلوی صف نماز رد شد وانگشتر را برداشت ؟ ششم این که آیا امام علی ازپیامبرص سخاوت مند تراست که پیامبر ص به سائل چیزی نداد وامام علی داد؟؟هفتم ، مهم ترازهمه ، پیامبر ص چطور درحال نماز ودرحالی که امام جماعت بود وجلو بود، پشت سرش را وماجرای امام وسائل رادید؟؟؟ ـ دراین شأن نزول ، من ۱۰ سوال ذکر کردم که امید وارم یکی یکی پاسخشان را بگیرم ! فعلاً همین بحث را حلاجی کنیم ، ادامه سایرمطالب درنظرات بعدی داده خواهد شد! خداقوَّت!


  21. سروش says:

    پاسخ نظر۲۲ـ جناب عبدالمجید سلام !
    فکرنمی کنی که جایزه گرفتن هنوز برات زوده ! بهتره به جای جایزه گرفتن ،اول مطلب را درست بخون ، بعد اظهارنظرکن ! شاید ازدیدن کلمه «جایزه» ذوق زده شدی ؟ عزیزدل ! جایزه ات محفوظ ، به شرط این که سوالی را که کردم ، درست پاسخ بدی . من سوال کردم که این متنی را که شما فرمودید: « همه مورخان نوشته اند که بیعت حضرت امام حسن با معاویه از روی اجبارو بی یاوری بود و راضی به این کار نبودند البته به این شرط بیعت کردند که کسی را جانشین خود معرفی نکند پس انتخاب یزید برخلاف عهدنامه بود.» من آدرس سه تامورخ معروف ومعتبر اهلسنت را که متن فوق را نوشته اند، خواستم !؟ شمابه جای این که ازکتاب هاعربی ، متن همان جمله را نقل کنید، فقط حواله دادید ! اگرمتن فوق را به همان صورت ثابت کردید، به جای یک جایزه ،دوتاجایزه بهتون میدم ! من به طورنمونه به سه کتابی که حواله دادین و توانستم پیداشون کنم ،مراجعه کردم وبرعکس این سخن شما، چیزدیگری دیدم ! جالب است شماهم بدانید:
    لما قتل علی سار الحسن فی أهل العراق وسار معاویه فی أهل الشام فالتقوا فکره الحسن القتال وبایع معاویه على أن جعل العهد للحسن من بعده……. وحاصل ذلک أنه اصطلح مع معاویه على أن یأخذ ما فی بیت المال الذی بالکوفه، فوفى له معاویه بذلک فإذا فیه خمسه آلاف ألف، وقیل سبعه آلاف ألف، وعلى أن یکون خراج، وقیل دار ابجرد له فی کل عام، فامتنع أهل تلک الناحیه عن أداء الخراج إلیه، فعوضه معاویه عن کل سته آلاف ألف درهم فی کل عام، فلم یزل یتناولها مع ماله فی کل زیاره من الجوائز والتحف والهدایا، إلى أن توفی فی هذا العام.البدایه وانهایه ج۸ ص ۴۵ـ
    فلما رأى الحسن تفرق الأمر عنه کتب إلى معاویه وذکر شروطاً وقال له: إن أنت أعطیتنی هذا فأنا سامعٌ مطیعٌ وعلیک أن تفی لی به. وقال لأخیه الحسین وعبد الله بن جعفر: إننی قد راسلت معاویه فی الصلح. فقال له الحسین: أنشدک الله أن تصدق أحدوثه معاویه وتکذب أحدوثه أبیک! فقال له الحسن: اسکت، أنا أعلم بالأمر منک…..فلما سلم الحسن الأمر إلى معاویه طلب أن یعطیه الشروط التی فی الصحیفه التی ختم علیها معاویه، فأبى ذلک معاویه وقال له: قد أعطیتک ما کنت تطلب….وکان الذی طلب الحسن من معاویه أن یعطیه ما فی بیت مال الکوفه، ومبلغه خمسه آلاف ألف، وخراج دار ابجرد من فارسن وأن لا یشتم علیاً….. الکامل فی التاریخ ج ۲ ص ۱۰۷ـ تاریخ طبری هم همین مورد را ذکرکرده!
    بعدش هم به گفته ی شماکه خلافت امرالهی است وولایت دستورخدایی است ، چراامام حسن آن را به راحتی به معاویه داد حتی اگرمجبورهم می شد ، نبایداین امانت الهی رادست معاویه می داد؟ آن هم درقبال آن خواسته هایی که درمتن فوق ذکرکردم !!!! . رااستی ! من متن البدایه والنهایه راکه می بینم ، بیشتر به یادجایزه می افتم «فعوضه معاویه عن کل سته آلاف ألف درهم فی کل عام، فلم یزل یتناولها مع ماله فی کل زیاره (من الجوائز والتحف والهدایا، )إلى أن توفی فی هذا العام.»


  22. عبدالمجید says:

    نقل قول: احمد
    نقل قول: بعد عمر آنها را مورد خطاب قرار داد که شما آن جملات بالا را به من گفتید در حالیکه والله یعلم إنی لصادق بار راشد تابع للحق


    با سلام
    خیلی ممنون از قبول زحمت
    من اینطور از فرمایشات شما فهمیدم که : خلیفه ثانی آن دو را( عباس و علی) مخاطب قرار داد و گفت: رأیتمانی کاذباً آثماً غادراً خائناً .یعنی شما من را دروغگو ، گناهکار و فریبکار و خیانتکار می دانید در حالیکه من راستگو و نیکوکار و راشد و تابع حق هستم.
    پس با این بیان چرا ادعا می کنید که علی علیه السلام ، خلیفه اول و دوم را قبول داشته و تایید می کرده است.


  23. العبيد says:

    اشتباه تایپی : حاظر هستم با شما مباهله کنم.


  24. العبيد says:

    اشتباه تایپی : حاضر هستم با شما مباهله نمایم .


  25. احمد says:

    العبید,
    علیکم السلام من به دروغگو بودن و سوء استفاده کردن شما هم از سایت و هم اینکه روایات را یا نمی فهمی چون دیگران برات کپی کردند یا عمدا خودتان را به تجاهل میزنید یقین دارم چون ظاهرا شما یک فرد عقده ای هستید واز اصل ایمان بهره نبردید ودر مواردی ادب را رعایت هم نکردید .
    حالا لطف کنید متن عربی روایات را بدون قطع و برید به نفع خودتان کامل ذکر کنید .


  26. العبید says:

    جناب العبید از نظرات شما سپاسگزاریم در ادامه شما به دلیل نادیده گرفتن قوانین سایت مجاز به گذاشتن هیچ نظری در سایت ما نیستید اگر چنانچه مشاهده کنیم که حتی شما با تغییر نام در سایت خراب کاری می کنید نیز آن نظر را حذف خواهیم کرد زیرا ما نیاز به حضور امثال شما نداریم پس لطفا از خدا بترسید مزاحمت ایجاد نکنید .


  27. العبید says:

    سلام علیکم
    عبد الرحمن بن عوف آمد پیش علی بن أبی طالب [علیه السلام ] و گفت : ما با تو بیعت می‌کنیم به شرطی که وقتی حکومت به دست تو رسید ، به کتاب خدا ، سنت پیامبر و روش ابو بکر و عمر رفتار کنی . امام فرمود : من فقط بر طبق کتاب خدا و سنت پیامبر ؛ تا اندازه‌ای که توان دارم رفتار خواهم کرد .

    عبد الرحمن بن عوف رقت پیش عثمان و گفت : ما با تو بیعت می‌کنیم به شرطی که وقتی حکومت به دست تو رسید ، به کتاب خدا ، سنت پیامبر و روش ابو بکر و عمر رفتار کنی . عثمان در جواب گفت : بر طبق کتاب خدا ، سنت رسول و روش ابو بکر و عمر با شما رفتار خواهم کرد .

    عبد الرحمن دو باره رفت پش امام و همان جواب اول را شنید ، دو باره رفت پیش عثمان و بازهم همان سخنی را گفت که بار اول گفته بود . برای بار سوم پیش علی بن أبی طالب رفت و همان پشنهاد را داد ، امام علی [ علیه السلام ] فرمود :

    وقتی کتاب خدا و سنت پیامبر در میان ما هست ، هیچ نیازی به عادت و روش کسی دیگری نداریم ،‌ تو تلاش می‌‌کنی که خلافت را از من دور کنی .

    برای بار سوم پیش عثمان رفت و همان پشنهاد اول را داد و عثمان هم همان جواب اول را داد . عبد الرحمن دست عثمان را فشرد و خلافت را به او داد .(تاریخ الیعقوبی – الیعقوبی – ج ۲ – ص ۱۶۲)
    پس امیرالمومنین علیه اسلام با سیره و عملکرد شیخین موافق نبوده است .
    سخنانی سوز دل برانگیز از امام علی علیه السلام به ابوبکر :
    تو در حق من استبداد کردى و بخاطر جایگاه من با رسول اکرم‏(ص)، خلافت حق مسلم من بود، که قطرات اشک ابوبکر با شنیدن این سخن على (ع) سرازیر گشت.

    صحیح البخارى: ۸۲/۵، کتاب المغازی، با غزوه خیبر، مسلم، ج ۵، ص ۱۵۴، (چاپ جدید: ص ۷۲۹ ح ۱۷۵۸)، کتاب الجهاد، باب قول النبی (ص) لانورَث ما ترکناه صدقه .


  28. احمد says:

    عبدالمجید,
    دوست گرامی : در مورد سخنان قبلی که شما خوانددید و اشکالی نمی بینید در مورد جملات بعدی ما هم اشکالی نمی بینیم .
    آنجا که جناب عباس به خلیفه دوم گفت بین من واین کاذب گنهگار عهد شکن خائن ( یعنی جناب علی ) قضاوت کن جماعت حاضر عرض کردند بله ای امیر المومنین قضاوت کن بین علی و عباس وبر آنان مهربان باش . ( فقال عباس: یا أمیر المؤمنین اقض بینی وبین هذا الکاذب الآثم الغادر الخائن ، فقال القوم أجل یا أمیر المؤمنین فاقض بینهم وأرحهم )
    در ادامه خلیفه دوم گفت همین سخنان کاذب آثم غادر وخائن را که الان توی عباس به علی می گوئی قبلا به ابوبکر و حتی به من هم گفتید . در جواب عرض کرد ( والله یعلم إنه لصادق بار راشد تابع للحق ) خدا میداند که ابوبکر راستگو نیکوکار زیرک و جانب به حق بودند . وبعد این جمله را در دفاع از خودش یاد آور شد . قبلش آنها را یعنی علی و عباس را در مورد حدیث پیامبر که فرمود ( آنچه ما ترک کنیم ارث نیست صدقه است ) قسم داد به خدای زمین و آسمان که آیا رسولخدا چنین نفرمود علی و عباس عرض کردند بله فرمود ، بعد آنها را مورد خطاب قرار داد که شما آن جملات بالا را به من گفتید در حالیکه والله یعلم إنی لصادق بار راشد تابع للحق و در فدک علی در زمان حاکمیت خودش آن کاری را کرد که سه خلیفه قبلی کردند .


  29. عبدالمجید says:

    با سلام مجدد خدمت احمدآقا
    من تمام روایت را خواندم و در مورد فرازهای قبلی اشکالی ندارم فقط مشکلم اینست که آیا این جواب شما که جناب عمر دارد نقلا و عاریا از عباس این جملات را می گوید مرجع ضمیرها را عوض می کند یا نه؟ اگر مرجع ضمیرهای کلمات گذشته را بفرمایید ممنون می شوم.

    جناب سروش من بحث شما با جناب حق را دنبال می کردم تا اینجا که فرمودید:(جنا ب تاریخ دان ! لطف بفرما آدرس سه تامورخ معروف ومعتبر اهلسنت را که متن فوق را نوشته اند، ذکرکن وجایزه بگیر!؟ )
    خواستم زودتر جایزه بگیرم اگه نمی دید که هیچی.


  30. احمد says:

    عبدالمجید,
    ببینید برادر شما که بحث را دنبال کردید اشکالی ندارد فقط آرزوی ما این است که شما صادق باشید نه وقت گزران اگر چنین موردی مشاهده شد ناچاریم نظرات را ببندیم.
    اولین سوال بنده را جواب بدهید لطفا ، چرا حدیث را از وسط کپی می کنید وچرا از اول حدیث بیم دارید ؟
    ما که با این ضمائری که شما اشاره می فرمائید مخالفتی نداریم قبول داریم خلیفه دوم نقلا وعاریا از عباس اینهارا فرموده است .

    ثانیا ما قبلا بحثی با شخصی بنام عبدالجمید نداشتیم که اینجا می فرمائید جناب سروش از مسافرت اومدی منتظرم جایزه شما هستم بنظر می آید شما یکی از دوستان قبلی هستید که اسم خودرا تغییر دادید این هم یک نوع از صداقت شماست .


  31. عبدالمجید says:

    جناب مدیر من بحث قبلی را دنبال کردم وبا کمال احترام درخواستی دارم
    نقل قول توسط جناب احمد در پست شهدای گمنام کربلا:
    قال المسلم فی صحیحه:…..فقال عمر: ‏إنّ الله جل وعز کان خص رسوله ‏ ‏صلى الله علیه وسلم ‏بخاصه لم یخصص بها أحدا غیره قال ‏{‏ما ‏ ‏أفاء ‏ ‏الله على رسوله من أهل القرى فلله وللرسول} ‏ما أدری هل قرأ الآیه التی قبلها أم لا ‏ ‏، قال: فقسم رسول الله ‏ ‏صلى الله علیه وسلم ‏ ‏بینکم أموال ‏ ‏بنی النضیر ‏ ‏، فوالله ما ‏ ‏استأثر ‏ ‏علیکم ولا أخذها دونکم حتى بقی هذا المال فکان رسول الله ‏ ‏صلى الله علیه وسلم ‏ ‏یأخذ منه نفقه سنه ثم یجعل ما بقی ‏ ‏أسوه المال ‏ ‏ثم قال أنشدکم بالله الذی بإذنه تقوم السماء والأرض أتعلمون ذلک قالوا نعم ثم نشد ‏ ‏عباسا ‏ ‏وعلیا ‏ ‏بمثل ما نشد به القوم أتعلمان ذلک قالا نعم قال فلما توفی رسول الله ‏ ‏صلى الله علیه وسلم ‏ ‏قال ‏‏أبو بکر ‏: ‏أنا ولی رسول الله ‏ ‏صلى الله علیه وسلم ‏، ‏فجئتما تطلب میراثک من ابن أخیک ویطلب هذا میراث امرأته من أبیها ، فقال‏ ‏أبو بکر: ‏قال رسول الله ‏ ‏صلى الله علیه وسلم ‏ (‏ما نورث ما ترکناه صدقه) فرأیتماه کاذباً آثماً غادراً خائناً والله یعلم إنه لصادق بار راشد تابع للحق….

    میشه مرجع این چند ضمیر را مشخص فرمایید: أتعلمان … قالا …. جئتما……یطلب هذا……فرأیتماه……والله یعلم انه …..
    از سعه صدرتان متشکرم

    سروش,
    جناب سروش اگر از مسافرت اومدی منتظر جایزه شما هستم چون
    این مطلب درخواستی شما را از منابع تاریخی معتبر عامه برای نظاره تان قرار می دهم:
    وَلَمَّا رَأَى الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ تَفَرُّقَ جَیْشِهِ عَلَیْهِ مَقَتَهُمْ وَکَتَبَ عِنْدَ ذَلِکَ إِلَى معاویه بن أبی سفیان – وَکَانَ قَدْ رَکِبَ فِی أَهْلِ الشَّامِ فَنَزَلَ مَسْکِنَ – یُرَاوِضُهُ عَلَى الصُّلْحِ بَیْنَهُمَا،
    (البدایه والنهایه ج۸ص۶)
    (المختصر فی تاریخ البشر ج۱ص۱۸۳)
    (الکامل ج۳ص۵)
    (تاریخ طبری ج۵ص۱۵۹)
    (الاخبار الطوال ج۱۱ص۲۱۸)
    درهمه این منابع به همین مضمون آمده که :امام حسن علیه السلام بعلت کید معاویه تنها و غریب شد و بخاطر همین مجبور به صلح با معاویه شد البته شروطی را قرار داد ولی آن شروط بعد از حکومت معاویه زیرپاگذلشته شد.


  32. حامد سمیع انارستانی says:

    باعرض سلام خدمت برادر عزیزم انشا الله خداوند شما را حفظ بفرماید نکته۱-برادر جان بنده احساس می کنم شما ادامه پاسخم را که در وبلاگ خودم گذاشته ام مطالعه نفرموده اید چون بنده جواب بسیاری از سوالاتتان را در آنجا از قول آیت الله مکارم شیرازی(حفظه الله) داده ام مثل جواب این که رکوع به معنی خود نفس رکوع می باشد نه خضوع یا این که فرمودید چرا لفظ جمع برای یک فرد آمده مثل (الذین)در حالی که حضرت امیر مومنان علی بن ابی طالب(سلام الله علیه)یک شخص میباشدو… که جوابش قبلا داده شده شما اگر لطف بفرماید به وبلاگ حقیر مراجعه بفرمایید و به بخش عنوان(بحث خودم با وبلاگ وااسلاماه)مراجعه بفرمایید تمام پاسخ سولاتتان را دریافت می کنید۲- واما این که فرمودید روایت انگشتر دادن جعلی می باشد باید خدمدتان عرض کنم که این روایت در کتب خودتان نیز نقل شده همان طور که درتفسیر آیت الله مکارم شیرازی بهشان اشاره شده و بنده در همان بخش ذکر کرده ام و نکته دیگر این که شما مدعای این می باشید که این حدیث جعلی می باشد باید بتوانید جعلی بودن حدیث را ثابت کنید و الا ادعای شما باطل است و یا این که چند روایت از کتب شیعه بیاورید که نقل شده باشد که این روایت درباره امیر مومنان نیست.۳-اما این که فرمودید این بحث ما چه فایده ای دارد بنده مجددا عرض می کنم فاید این بحث در این است که ما می توانیم بفهمیم از چه کسانی داریم پیروی میکنیم و امام زمان ما الآن کیست تا شا مل این حدیث نبوی نشویم که حضرت می فرمایند:( من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتته جاهلیه)«کسى که بمیرد و نشناسد امام زمانش را همانا با مرگ در جهالت مرده است »از این که بنده کمی دیر پاسختان را می دهم عذر خواهی می کنم چون در مسافرت می باشم و دست رسیم به اینترنت کمی مشکل است .یا الله مدد یا علی مدد.

    جواب برادر یاسر:برادر یاسرعلیک السلام بنده به شما اختار می دهم که اهانت نکنید بنده چرند نگفتم بلکه با سند و علمی صحبت کردم این که شما نتوانستید علمی بودن آن را تشخیص بدهید مشکل شما می باشد اما احادیثی که به وضاحت خلافت امیرمومنان حضرت علی بن ابی طالب(سلام الله علیه)را نشان می دهد (یوم الدار،منزلت،ثقلین،سفینه و… ) که بهتر است خودتان تحقیق کنید و رواتش را برسی کنید چون با این وضعی که بنده از شما می بینم دارید بحث می کنید شما هیچ مبنای علمی ندارید و دارید بی خود وقت بنده را ضایع می کنید اما بنای گنبد و بارگاه:.
    بنده یک فایل با عنوان بحث خودم با برادر یاسر در وبلاگم درست می کنم ادامه جوابتان را درآنجا مطالعه بفرمایید چون طولانیه سیستم سایت قبول نمیکنه لذا بقیه جوابتان در وبلاگم با همان عنوان می باشد یا الله مدد یا علی مدد.


  33. سروش says:

    سلام برشماکاربرعزیز! اساتید وبزرگوارانی که دراین ستون یا درسایرستون ها بابنده تبادل نظرداشتند وازنظرات خوبشان استفاده کردم ، به عرضشان می رسانم که چندروزی بنده اینجانیستم واگرمایل بودند که این روابط دوستانه را بابنده ادامه دهند، چندروزبعد من درخدمت آن بزرگواران هستم ! التماس دعا


  34. مهدي says:

    سروش,
    آفرین بر شما بخاطر جواب عاقلانه علمی و منطقی شما من لذت بردم جوابت هر فهمیده را قانع می کنه اینو خدمت شما عرض کنم که آدم بی علم نمی فهمه خوب نفهمن ضرر خودشان می کنند .


  35. سروش says:

    پاسخ نظر۱۴
    جناب حق ! اول سلام !
    اگربه گفته ی شما، اطلاعات مانسبت به تاریخ ناقص است ، مهم نیست چون تو تاریخ دروغ وراست زیاد است وحق وباطل مخلوط است ولی مهم این است که اطلاعات شما ازقرآن بسیارناقص است ! ماکه ادعایی نداریم ! شماکه ادعا دارید، باید اطلاعاتتان را درمورد قرآن بالا ببرید! (بحث های قبلی مان را مرور بفرمایید!)هیچ شکی نیست که کسی که اقدام به شهید کردن اهلبیت کرده ملعون است و ما دراین شکی نداریم شایدشماشک کنید؟!! ولی من ازشخص خاصی نام نمی برم ! هرکس بوده خدا بهترمی داند! من به طورمطلق محکومش می کنم وعامل ویاعاملان آن را به خدا وامی گذارم ! ولعنت فرستادن مطلق برظالمان درس قرآن است !«الالعنه الله علی الظالمین !»
    ۲ـ فرمودید « همه مورخان نوشته اند که بیعت حضرت امام حسن با معاویه از روی اجبارو بی یاوری بود و راضی به این کار نبودند البته به این شرط بیعت کردند که کسی را جانشین خود معرفی نکند پس انتخاب یزید برخلاف عهدنامه بود.» جنا ب تاریخ دان ! لطف بفرما آدرس سه تامورخ معروف ومعتبر اهلسنت را که متن فوق را نوشته اند، ذکرکن وجایزه بگیر!؟
    ۳ـ فرمودید« بالاخره نظر شما دررابطه با افعال گذشتگان چیست؟» نظرما درمورد افعال گذشتگان، نظرقرآن است ! «تلک امه قدخلت ، لها ماکسبت ولکم ماکسبتم ولاتُسئلون عماکانوایعملون » ولی بدون نام گرفتن ومشخص کردن وبه طورمطلق وکلی می شود به تعبیرقرآن گفت «لعته الله علی الظالمین » وقطعاً قاتلان اهلبت ظالم اند وهیچکس حتی غیرمسلمانان درظالم بودن آنان شک ندارند! .ثانیاً اگرمن گفتم ۱۴۰۰ سال پیش اتفاقی افتاده و به ماربطی نداره ، درمورد اختلاف نظر یاران پیامبر ص است تاکه ازاختلافات امت اسلامی کاسته شود، تا مابه خاطر یک دروغ تاریخی یا یک احتمال ، به انسان های نیکی نتازیم ، تابه مقدسات بخش بزرگی ازامت اسلامی توهین نکرده باشیم ، تاما افرادی را که به نوعی امت اسلامی را بادین آشنا کردند، مورد هدف قرارندهیم تا ما مثبت فکرکنیم وبه ظاهر افراد خوشبین باشیم وباطنشان را به خدا واگذاریم ! تا ما به جای این که خود داوری کنیم ، بهترین داور ،خدارا بدانیم ! ……….


  36. یاسر says:

    جناب انارستانی دلیل علمی و منطقی ندارن برای همین دلیلی ندارد من جوابی بدم. جواب چرند سکوت است .
    واما ادامه سوالات بنده .
    از آنجائیکه دلیلی از قرآن برای امامت علی ندارید ..
    ۵ حدیث متواتر از کتابهای خود شیعه با سند صحیح و صریح نه اشاره ، از۵ طریق مختلف بیاورید که پیامبر علی را جانشین بلا فصل تعیین کرده است ؟ یا علی ادعائی کرده باشد که منظور از مولی خلیفه و حاکم است و یا پیامبر و علی گفته باشند منظور از آ یه ابلاغ ولایت علی است ؟
    من که در کتابهای شیعه حدیث صریح و صحیح ومتواترندیدم که پیامبر صریحا بگوید علی بعد از من خلیفه است . مگر اینکه الان چنین حدیثی ساخته بشود
    ۲_ چند حدیث متواتر با سند صحیح ازپیامبردر کتابهای شیعه بیاورید، که گنبد وبارگاه و به قول شما حرم ساختن روی قبور را جایز قرار داده باشد ؟
    توجیه: شما فقط در کتاب بحار الانوار ۷۰۰ هزار حدیث دارید در اصول کافی ۱۳ هزار حدیث و اگر احادیث کتب دیگر شما را روی این تعداد بریزیم تعداد احادیث شما از یک میلیون حدیث بیشتر می شود.
    ملاک تواتر بنا به گفته مطهری در کتاب سیری در امامت باید بیش از ۱۰ طریق باشد. حالا ما به شما ۵ طرق را تخفیف میدهیم .


  37. سروش says:

    برادرانارستانی سلام : ازاین که دوباره تشریف آوردید، خوشحالم ! باید قبل ازهرچیزی عرض کنم که جناب آیت الله مکارم شیرازی برای من بسیارمحترم وگرامی هستند ! درمورد سوال اولتان باید عرض کنم که پاسخ آن را درهمان ستون قبلی داده ام ! دوم این که عرض کرده ام اگرمسئله ی امامت به فرموده ی شمااین قدرحیاتی است ، باید درآیه به صراحت نام مبارک امام علی رض می آمد وتکلیف همه روشن می شد! شماآیه ۵۵ مایده را ذکر کرده اید وانما ولیکم الله را به سرپرست ورهبرترجمه کرده اید درحالی که دو آیه بعد آن ، این ترجمه ردمی کند! ترجمه اش «دوست» است ودوآیه بعد آن ، آن راتایید می کنند.درآیه ۵۶ آمده ومن یتول الله ورسوله ودرآیه ۵۷ آمده لاتتخذوالذین اتخذوادینکم ….والکفار اولیاء ـ آیا این دوکلمه ی بعدی به معنای سرپرست اند؟ لطف کنید هردو آیه بعدی را توضیح دهید ؟ آیادرجمله اشهد ان علیا «ولی الله» ولی الله به معنای سرپرست است؟ تازه !این داىستانی که علی (رض)دررکوع زکات داد، سند صحیحی ندارد! وهرکس می تواندحدیثی جعل کند وبگوید آیه درموردفلانی است .واین نوعی اهانت است به ایشان که فردی بسیارخاشع درنمازبوده است وازایشان بعیداست که سرنمازبه سائل توجه کنند وکلی اعمال درنمازانجام دهند ودرنمازمشغول غیرخدا باشند .ومعمولا زکات دهنده سراغ زکات گیرنده می رود وتاجایی که مااطلاع داریم علی درزمان پیامبر ص فقیر بود وزکاتی برایشان لازم نبود ودادن زکات درحال رکوع ستایش نشده والا همه باید درحال رکوع زکات بدهند وانگهی این آیه باصیغه جمع آمده وعلی یک نفراست وضمنا این آیه اگربه فرض درمورد امام باشد،دلالتی برخلافت علی نیست بلکه دلالت براین می کند که ماعلی را باید دوست داشته باشیم ! ویقیمون الصلاه را اول ذکر کرد و«وهم راکعون» را درآخرآورد که اینجا به معنای فروتنی است نه رکوع نماز مراجعه شود به سوره ص ۲۴ وسوره آل عمران ۴۳ـ تازه شمافکرکنید علی رض خلیفه اول است وهمه ی ماهم قبول کنیم وابوبکر راکلا حذف کنیم ، به من وشماچه می رسد؟ برای پیشرفت اسلام چقدرمؤثراست؟؟؟؟؟ آیابهترنیست که درمورد موضوعاتی که دربحث قبلی ام پیشنهادادم ، بحث کنیم ! آیاآن مباحث برای اسلام ومسلمانان بهترهستند ، یااین مباحث ! که من بی فایده بودنشان راثابت کردم !موفق باشید!


  38. حامدسمیع انارستانی says:

    اول سلام برادر یاسرشما خوب جو کاذب می دید و بعضی چیزهارا در گفته هایتان حذف می کنید یا به طوری دیگر تعبیر می کنید.۱- حضرت آیت الله مکارم آن را به سلیقه خود تفسیر نکرده واین گفته شما نشان می دهد از این که شما حتی طریقه و مرحله تفسیر را نمی دانید و از روی تعصب دارید به این صورت محکوم می کنید.۲آیه به صراحت کامل بیان کرده که ولی شما اول خدا بعد پیامبر بعد کسانی که در حال رکوع زکات می پردازند(حضرت امیر المومنین علی بن ابی طالب سلام الله علیه)می باشند کما این که بنده کاملا این موضوع را با تفسیر یکی از علمایمان توضیح دادم۳-می شود لطف کنید بگویید در کجا حضرت امیر المومنین علی بن ابی طالب سلام الله علیه اداعا نکرده برای خلافت به نظر بنده شما اول یکم تاریخ را مطالعه بفر ماید بعد اظهار فظل کنید۴-درکجا حضرت فرمودندامامت و خلافت از آب بینی بز متعفن تر است؟؟؟؟ اگر منظورتان خطبه شقشقیه می باشددر آنجا فرموده:
    آب بینی بز
    آن حضرت در خطبه شقشقیه نهج البلاغه، کل دنیا را ( نه فقط مقامات آنرا ) از آب بینی بز نیز پست تر شمرده و می فرماید : " سوگند بخدایی که دانه را شکافت و جانداران را آفرید؛

    ۱- اگر حضور یاران و وجود بیعت کنندگان نبود و حجت را بر من تمام نمی کرد،

    ۲- و اگر پیمان الهی نبود که دانشمندان و آگاهان جامعه نباید در مقابل شکمبارگی و سیری ستمگران و گرسنگی و فقر بیچارگان سکوت کنند،

    من افسار مرکب خلافت را بر دوشش انداخته و کنار می رفتم و با همان ظرفی که درخت خلافت را اول بار آب دادم اکنون هم آب می دادم ( و همچون زمان خلفای سه گانه ، خانه نشین می شدم ) تا شما بخوبی درک کنید که این دنیای شما در نظر من بی ارزشتر از آب بینی بز است ( دنیاکم هذه ازهد عندی من عفطه عنز ).
    بنده از شما می خواهم که وقتی می خواهید پاسخ بدهیدمطلب مورد نظرتان را درست مطالعه بفرمایید تا تحریفی به این بزرگی نکنید درضمن اگر به بحث بنده و برادر بزرگوارم سروش توجه بفرمایید انشاالله در بحث به همین موضوعات اشاره می شودیا الله مدد یا علی مدد.


  39. حق says:

    سروش,
    جناب سروش
    جوابهایت را کامل میکنم چون به نظرم اطلاعاتتان نسبت به تاریخ هم ناقص است:

    اولاً حضرت حسین را کسانی کشتند که به فرمان عبیدالله بن زیاد در سرزمین کربلا با لب تشنه فقط به جرم اینکه با یزید بیعت نفرمود این کار را کردند، و شما چه بخواهید چه نخواهید آنها را لعن کردید البته هر آزاده ای فطرتاً همین کار را می کند.
    ثانیاً همه مورخان نوشته اند که بیعت حضرت امام حسن با معاویه از روی اجبارو بی یاوری بود و راضی به این کار نبودند البته به این شرط بیعت کردند که کسی را جانشین خود معرفی نکند پس انتخاب یزید برخلاف عهدنامه بود.
    ثالثاً شما از یک طرف می گویید ۱۴۰۰ سال پیش اتفاقاتی افتاد و به ما ربطی ندارد و از طرف دیگر زبان به لعن و نفرین به قاتلین حضرت حسین وا میکنید و از طرف دیگر می گویید که کلی گفته اید و نام کسی را نیاورده اید بالاخره نظر شما دررابطه با افعال گذشتگان چیست؟


  40. ياسر says:

    کاربر گرامی : لطفا به حرفای بنده دقت کنید و خودتونو زیاد خسته نکنید .
    آیا امامت اصلی از اصول دین است یا خیر ؟…. اگه هست پس چرا آیه صریحی برای آن وجود نداره که امثال مکارم شیرازی مجبور میشن طبق سلیقه خودشون آیه رو ترجمه کنن ؟‌ در حالیکه آیات قرآن مسائل مهم را با صراحت بیان می کنن مثل .. اقیموالصلوه .. اتوالزکاه .. آیا خدا اصول دین را مبهم بیان کرده تا بندگان سر در گم بشون ؟
    اگه آیه ولیکم الله به معنی رهبر است به قول شما که گفتید خدا رهبر شماست و فردا یکی مثل شما بیاد حتما میگه خدا رئیس جمهور شماست ، پس ترجمه (ولی یا مولی) در این آیه چه میشه ؟ ذلک بان الله مولی الذین آمنوا وان الکفرین لا مولی لهم ؟‌ مومنین رهبر و سر پرست دارند و کفار بی سر پرست وبی رهبر هستن . درسته ؟
    اگه امامت از اصول دین است و از جانب خداست پس چرا حضرت علی این امر مهم وبا عظمت را نادیده گرفت که حتی ادعا هم نکرد ؟ واین یک گناه عظیمی است برای خلیفه .
    اگه امامت از جانب خداست پس چرا علی در نهج البلاغه میگه امامت و خلافت آب متعفن است یک خلیفه چطور به خودش اجازه میده به دستور خدا اینطور توهین کنه ؟؟


  41. حامد سمیع انارستانی says:

    سلام برادرچند نکته: ۱- بنده کی به شما گفتم قیل در تفاسیر ما نیست بنده گفتم اگرضد یا نقضی در تفاسیر ما وجود دارد بنده را هم مطلع بفرمایید۲- شما درجواب سوال بنده که پرسیدم«اگر به آیه ای بر خوردید که نتوانستید مفهوم آن را متوجه شوید تکلیف چیست؟»پاسخ دادید اول با آیات قرآن وبعد با احادیث معتبرو…رجوع می کنیدبرادر من فهم احادیث روش خواصی دارد که علما و محققین می توانند آن را برسی کنن و در تفاسیر به آنها اشاره کنن یعنی متخصص این فن علما می باشندبه هر حال بنده با این کارها کاری ندارم چون از محور اصلی بحث ما خارج است قرار شد بحث ما بر سر برسی خلافت خلفای سه گانه باشد ولی این بحث بر سر تفاسیر و یا آیات می باشد لذا به همین علت بنده زیاد بر این موضوع پا فشاری نمی کنم اما این که فرمودید موضوع خلافت یک مسئله ای است که مردم تعیین می کنند وآیه ای به صراحت در قرآن برای خلافت حضرت امیر مومنان علی بن ابی طالب(علیه السلام) نیامده به خوب است نگاهی به سوره مائده آییه ۵۵ بیندازید که دلالت بر خلافت امیر المومنین(علیه السلام)می کند به عنوان نونه به تفسیر آیت الله مکارم شیرازی(حفظه الله)دقت بفرمایید دراین تفسیر ایشان جوابی بسیار عالمانه داده اند:
    متن قرآن کریم
    ————————————————————-
    إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ

    تفسیر نمونه (آیت الله مکارم شیرازى)‏
    ————————————————————-
    تفسیر نمونه جلد ۴ صفحه ۴۲۱
    آیه ۵۵
    آیه و ترجمه
    إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسولُهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصلَوهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَوهَ وَ هُمْ رَکِعُونَ(۵۵)
    ترجمه :

    ۵۵ – سرپرست و رهبر شما تنها خدا است ، و پیامبر او، و آنها که ایمان آورده اند و نماز را بر پا مى دارند و در حال رکوع زکات مى پردازند.
    شان نزول آیه ولایت
    ادامه پاسخم را به علت طولانی بودن جواب در وبلاگم مشاهده بفرمایید

    ahzab.blogfa.com


  42. احمد says:

    سلام بر شما دوست گرامی شما لینک شدید


  43. سروش says:

    پاسخ حق ـ نظر ۷
    اول سوالات ایشان را ذکر می کنم وپاسخ مختصری میدهم وازخوانندگان می خواهم بحث اینجانب باایشان را که درچند مرحله درموضوع «تحقیقی پیرامون غدیرخم »صورت گرفته ، مشاهده فرمایند!
    س۱ـ : آن دژخیمان و ددمنشان پست فطرت چه کسانی بودند و توسط چه کسانی برسر کار آمدند؟ ج : آن هاهمان کسانی بودند که همیشه ادعامی کردند که ماهمراه ویاورامام علی رض هستیم اماامام علی را به ستوه درآوردند ودرنهایت نامه هابرای سروروسالاربهشتیان اباعبدالله نوشتند واورا به بهانه «بیعت» به کوفه فراخواندند ودرحقیقت این تله ای بود که گسترانده بودندسپس پیمان شکنی کردند! ـــــــــ این که فرمودید که توسط چه کسانی برسرکار آمدند، باید عرض کنم توسط امام حسن (رض) که بامعاویه بیعت کرد واو یزید را برسرکارآورد. امابازهم مهم نیست که توسط چه کسانی سرکارآمدند، مهم این است که ماهیت قاتلاان امام ،برملا شد! بنی صدر هم توسط فرمان حضرت امام راحل (رح)ومردم انقلابی ایران سرکارآمد اما درآخرماهیت واقعیش فاش شد!!
    س ۲ـ اینکه حضرت برای نابودی بدعن و تحریف و کجی قیام کرد آن بدعت و کجی چه بود؟ ج: ادعای دوستی پیامبرواهلبیتش ودوری ازراه وروش آنان ــــ عدم توجه به قران وچسبیدن به روایات دروغین وساختگی ـــ خیانت درپست های دولتی وپایمال کردن حقوق ملت ـــ شخصیت پرستی به جای خداپرستی ! و…
    س۳ـ راستی شما که اهل بدگفتن و دشنام دادن به تابعین نبودید؟ ج : بله ماهنوزهم به تابعین دشنام نمیدیم وازآنان به نیکی یادمی کنیم ! اصلا فرهنگ مافرهنگ لعن ونفرین به افرادخاص نیست ! تنهاکسانی را که درشهیدکردن اهلبیت رضوان الله علیهم واقعانقش داشتند، مامسلمان نمیدانیم ومسلمان وغیرمسلمان سنی وشیعه همه محکومشان می کنند! البته من مثل بعضی ها نام نبردم وفحاشی نکردم ! من مطلقاً گفتم هرکسی که واقعانقش داشته محکوم است وخدا آن هارابهترمی داند!وازفردخاصی نام نبردم ! این است فرق ما باشما!!!


  44. لیلا says:

    تشکر بابت لینک، من شما رو به اسم وااسلاماه لینک کردم، سربلند باشید


  45. حق says:

    نقل قول:(۱۳ـ دهم محرالحرام:عاشورای حسینی : روزبه شهادت رسیدن سرور وسالاربهشتیان ، جگرگوشه ی پیامبرصلی الله علیه وسلم وعلی وفاطمه (رضی الله عنهما) سیدالشهداء حضرت امام حسین رضی الله عنه وأرضاه وخانواده وهمراهان مقدس وبزرگوارشان توسط دژخیمان تاریخ وددمنشان پست فطرت وجلادان کوردل. امام حسین (رضی الله عنه)همان بزرگ مردی که برای زنده کردن وزنده نگه داشتن دین جد بزرگوارخویش قیام فرمود وبرای نابودی بدعت ، تحریف ،کجی وستم قد علم کرد وجان ، مال ، خانواده وپست ومقامش را دراین راه مقدس ، فدا کرد. والگوی همه ی مجاهدان ومبارزان شد. به قول اقبال لاهوری:
    رمزقرآن ازحسین آموختیم وَزآتش اوشعله ها اندوختیم)
    آن دژخیمان و ددمنشان پست فطرت چه کسانی بودند و توسط چه کسانی برسر کار آمدند؟
    اینکه حضرت برای نابودی بدعن و تحریف و کجی قیام کرد آن بدعت و کجی چه بود؟
    راستی شما که اهل بدگفتن و دشنام دادن به تابعین نبودید؟


  46. احمد says:

    سلام بر همه شما از حضور صمیمانه همه شما کمال تشکر را داریم موفق باشید


  47. هیوا says:

    سلام ممنونم وبلاگ شما نیز خیلی عالیه برای تبادل لینکم موافقم اگه لینکم دادی خبرم کن. منو با اسم: احادیث پیامبر صلی الله علیه و سلم لینک بده خبرم کن با چی لینکت بدم


  48. ياسر says:

    سلام بر شما عالی بود تا حالا نمیدونستم اطلاعات ارزنده ای بود دست تون درد نکنه .

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 21نفر
  • بازدید امروز 51952
  • بازدید دیروز 128139
  • بازید کل 104566068

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com