پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

دوستان گرامی، وااسلاماه شدیدا به کمک مالی شما خیرین محترم نیازمند است با کمک به سایت در فعالیت های آن سهیم شوید کمک های خود را می توانید از طریق لینک زیر پرداخت نمایید http://vaislamah.com/donate ×
سامانه پرسش و پاسخ شرعی
تعداد سوالات: 1724
بازدیدها: 1434475
صهیب
| بازدیدها: 831

سلام خدمت برادران و استادان گرامی که با راهنمایی خود مسلمانان را آگاه می کنند یک سوال داشتم درباره زندگی و خدماتی که هند بنت عتبه و ابوسفیان بن حرب. بعد از مسلمان شدنشون انجام دادند چند مورد ذکر کنید و درباره هرکدام سیرت مختصر و مفید بیان کنید متشکرم. پاداشتان با خدای رحمان ممنون که کامل جواب می دهید. یا حق.

پاسخ :

هند بنت عتبة رضي الله عنها قهرمانی در عهد جاهلیت و اسلام بود ، او دختر عتبه بن ربیعه همسر ابوسفیان بن حرب و مادر معاویه رضی الله عنهم ، داستان او قبل از اسلام مشهور است .هند دارای ویژگیهای بارزی بود که اورا از سایر زنان عرب متمایز می ساخت او دارای فصاحت ، جرات ، فردی معتمد ، دور اندیش، صاحب نظر، شاعر و گفتارحکیمانه بود.

هند به همراه ده تن از زنان به منزل رسول رحمت(صلی الله علیه وسلم) برای بیعت کردن رفتند. هنگامی که بر ایشان وارد شدند دو تن از همسران ایشان (امهات مؤمنین) و دخترشان حضرت فاطمه و تعدادی از زنان فرزندان عبدالمطلب آنجا بودند.

«هند بیت عتبه» در حالی که نقابی  (روبندی) بر چهره داشت گفت:

ای رسول خدا، شکر و سپاس از آن خداوندی است که دینی را بر خویش برگزیده بود غالب و پیروز گرداند. من از شما تقاضا دارم به سبب قرابتی که بین ماست با من رفتاری نیکو و پسندیده داشته باشید. زیرا من هم اکنون به تو ایمان آورده و تصدیقت می کنم.

سپس نقاب از چهره اش برداشت و گفت:

من هند بنت عتبه هستم ای رسول خدا. رسول رحمت(صلی الله علیه وسلم) فرمود:

بسیار خوش آمدی.

گفت:

سوگند به خدا، تا کنون دوست داشتم خانۀ تو پست ترین و ذلیل ترین خانه های روی زمین باشد ولی هم اکنون دوست دارم خانه تو محبوب ترین و عزیزترین خانه ها در روی زمین باشد.

رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) فرمود: «همچنین بیشتر و زیادتر»

در کتاب مدارک‌التنزیل نَسفَی آمده است که روایت کرده‌اند، پیامبراکرم -صلى الله علیه وسلم- وقتی از بیعت با مردان فراغت یافتند، در همان حال که همچنان برفراز کوه صفا جلوس فرموده بودند، و عمربن خطاب پایین دست ایشان نشسته بود، به بیعت با زنان نیز پرداختند. عمر به فرمان پیامبراکرم -صلى الله علیه وسلم- با زنان اعلام بیعت می‌کرد، و پاسخ زنان را به پیامبراکرم -صلى الله علیه وسلم- منتقل می‌کرد.

هند بنت عتبه، همسر ابوسفیان، به طور ناشناس در میان زنان برای بیعت آمد، بخاطر کاری که با جنازهٔ حمزه کرده بود؛ از اینکه رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- او را بازشناسند؛ خوف داشت. رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- فرمودند:

«أبایعکن على أن لا تشرکن بالله شیئاً».

«با شما بیعت می‌کنم مبنی بر اینکه هیچ‌کس و هیچ‌چیز را شریک و همتای خدای یکتا قرار ندهید!»

عمربن خطاب نیز بر مبنای اینکه از آن پس دیگر هیچ‌چیز و هیچ‌کس را همتا و شریک برای خدای یکتا قرار ندهند، با زنان مکه بیعت کرد.

رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- فرمودند: «ولا تَسِرقْن» و اینکه دزدی نکنید!

هند گفت: ابوسفیان مردی بخیل است؛ اگر هر از گاهی به اموال وی دستبرد بزنم چه خواهد شد؟!

ابوسفیان گفت: هرچه دستت رسید و دستبرد زدی حلالت باشد!

رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- او را شناختند. خندیدند و گفتند: «و اِنَّکِ لَهِنْدٌ» تو باید هند باشی؟!

هند گفت: آری؛ شما نیز گذشته‌ها را گذشت کنید، ای پیامبرخدا؛ خداوند از شما درگذرد!

رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- ادامه دادند: «وَلا تَزنینَ»  و اینکه زنا نکنید!

هند گفت: مگر زن آزاده هم زنا می‌کند؟!

رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- فرمودند: «وَلا تَقْتُلنَ اَولادکُنَّ» و اینکه فرزندانتان را نکشید!

هند گفت: فرزندانمان را در کودکی پرورش دادیم؛ وقتی بزرگ شدند شما آنان را کشتید! چنانکه خودتان و آنان بهتر از هرکس دیگر میدانید! آخر، حنظله‌بن ابی‌سفیان در جنگ بدر کشته شده بود. عمر آنچنان خندید که بر پشت درافتاد. پیامبراکرم -صلى الله علیه وسلم- نیز تبسم فرمودند.

رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- فرمودند: «وَلا تَأتینَ بِبُهتانٍ» و اینکه بُهتان نزنید!

هند گفت: بهتان زدن کاری زشت است، و شما ما را تنها به رشد و کمال و مکارم اخلاق وامی‌دارید!

رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- فرمودند: «وَلا تَعصینَنی فی مَعروفٍ» و اینکه در محدودهٔ شرع و عُرف از فرمان من سرپیچی نکنید!

هند گفت: بخدا، ما اینجا ننشسته‌ایم در حالیکه در اندیشهٔ نافرمانی شما باشیم! 

وقتی از پای کوه صفا بازگشت، در حالیکه بت شخصی‌اش را خرد می‌کرد، خطاب به آن می‌گفت: ما فریب تو را خورده بودیم!؟

هند پس از پذیرش اسلام ، دوران قبل از اسلامش را یاد می کرد و می گفت : من در خواب می دیدم که من در خورشید قرار گرفته ام و سایه نزدیک من است اما استطاعت ندارم به سایه خودرا برسانم و زمانی که مسلمان شدم گویا وارد سایه شدم و می فرمود : فالحمد للَّه الذي هدانا للإسلام ، ستایش خدایی را که مارا با اسلام هدایت فرمود.

زمانی که به پیامبر خدا ص ایمان آورد ، توسط کنیزش هدیه ی برای رسول خدا فرستاد، کنیز در حالی نزد آنحضرت رسید که در جمع همسران خود نشسته بودند ، کنیز گفت مولای من برای شما هدیه فرستاده و گفته که گوسفندان ما در این روزها کم زا شده اند و هدیه کباب بزغاله نر بود . آنحضرت دعای خیر فرمودند که الله تعالی در گوسفندان شما برکت عنایت بفرماید و نسل آنهارا بیشتر کند ، کنیز سپس نزد هند برگشت و دعای خیر پیامبر را برایش تعریف کرد هند بسیار خوشحال شد ، به دنبال دعای پیامبر گوسفندان شان بیشتر شد، آنگاه هند گفت این نتیجه دعای خیر پیامبر است که نشانه از محبت با اسلام و پیامبر بود .

هند در زمان خلافت امیرالمومنین عمربن خطاب دارفانی را وداع گفت رضی الله عنها  و عن الصحابة اجمعین

 خلاصه : یاران با وفای پیامبر در تاریخ بی نظیر هستند ایمان ، اعمال نیک ، تقوا و فداکاری شان هرگز یافت نخواهد شد 

| ۱۷ فروردین ۱۳۹۵
برچسب ها :

دیدگاه بسته است.

آخرین مطالب
پرسشهای شما

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com