پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

سامانه پرسش و پاسخ شرعی
تعداد سوالات: 1742
بازدیدها: 1498021
میثم
| بازدیدها: 209

با سلام خدمت اساتید گرامی تفسیر آیه ی ۱۲۴ سوره ی بقره از نظر اهل سنت و معنی کلمه ی امام که در آیه ی مذکور آمده است را می خواستم؟ باتشکر

پاسخ :

آیه ی 124 سوره مبارکه بقره :

وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ. (124 بقره).

ترجمه :

و (به ياد آوريد) هنگاميکه خداوند، ابراهيم را با سخناني(مشتمل بر اوامر و نواهي و تکاليف) آزمود، پس او همه را بخوبي به انجام رسانيد. (خداوند به او) فرمود: بدرستي که من تو را پيشواي مردم قرار مي دهم. (ابراهيم) گفت: و از فرزندانم (نيز پيشواياني قرار بده). (خداوند) فرمود: «پيمان و عهد من به ستمکاران نمي رسد».

تفسیر :

و (به خاطر آورید) آن گاه را که خدای ابراهیم، او را با سخنانی (مشتمل بر اوامر و نواهی و تکالیف و وظائف، و از راههای مختلف و با وسائل گوناگون) بیازمود و او (به خوبی از عهده‌ی آزمایش برآمد و) آنها را به تمام و کمال و به بهترین وجه انجام داد. (خداوند بدو) گفت: من تو را پیشوای مردم خواهم کرد. (ابراهیم) گفت: آیا از دودمان من (نیز کسانی را پیشوا و پیغمبر خواهی کرد؟ خداوند) گفت: (درخواست تو را پذیرفتم، ولی) پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد (بلکه تنها فرزندان نیکوکار تو را در بر می‌گیرد). [[«إبْتَلَی»: آزمود. امتحان کرد. «کَلِمَاتٍ»: تکالیف و اوامر. از آن جمله: ترک فرزند یگانه و دلبندش به همراه مادر در بیابان برهوت و خالی از سکنه حجاز، و فرمان دادن بدو به این که فرزند یگانه خود اسماعیل را قربانی کند.

امام در لغت به معنی پیشوا است و اینجا پیشوا مراد است و تمام پیامبران پیشوای مردم و امام هستند .

اولین چیزی که خداوندابراهیم علیه السلام  را به وسیله‌ی آن آزمود، این بود که خداوند او را به عنوان امام، نبی و رسولی که به او اقتدا می‌شود، برای مردم قرار داد، زیرا همانطور که گفته شد هر رسول و پیامبری قدوه و الگویی است که از وی پیروی و تبعیت می‌شود. و از همین جا آزمایش و ابتلاء شروع می‌شود، و هر کسی که متصدی امور مردم شود و به امورات آن‌ها توجه کند، باید آنان را به‌ انجام اموراتی فرا خواند و از ارتکاب اعمالی باز دارد، که‌ در این راه مورد آزمایش واقع می‌شود و با اذیت و آزارهایی مواجه‌ می‌گردد.

اولین چیزی که به نبی وحی می‌شود نبوت است، سپس به دعوت نمودن مردم دستور داده می‌شود، و این رسالت است و در این صورت رسول واقع می‌شود. و قول خداوند که می‌فرماید: ‏« إِنیّ‏ِ جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا »‏ یعنی رسولی که به او اقتدا می‌شود؛ پس بر تو واجب است تبلیغ نمایی و مردم را دعوت کنی و به آنان امر و نهی نمایی و بر بلا و مصائب صبر پیشه کنید. بنابراین رسالت، اولین آزمایش می‌باشد.

پس لزوما هر رسولی به ناچار امام است و گرنه چطور رسول باشد؟ اما هر امامی، رسول نیست. بنابراین امامت صفت لازم برای رسالت است و چیز خارجی از آن نمی‌باشد، و قائل شدن به این‌که‌ رسول ممکن است به تدریج حالتش بالا رود، یعنی در ابتدا رسول است و بعد از آن به امامت می‌رسد، این قول صحیح نیست، چون به مجرد این‌که‌ بنده‌ای رسول باشد، امام هم می‌باشد، زیرا امامت از اوصاف لازم برای رسالت است.

موضوع:قرآن و حدیث ,
| ۲۰ اسفند ۱۳۹۵
برچسب ها :

یک دیدگاه بگذارید

آخرین مطالب
پرسشهای شما

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com