پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

کاربران ارجمند؛ به سوالات تکراری پاسخ داده نمی شود لطفا ابتدا سوال خود را در سایت جستجو نمایید ×
سامانه پرسش و پاسخ شرعی
تعداد سوالات: 1753
بازدیدها: 1541428
| بازدیدها: 1515

اگر خداوند به نماز خواندن ما و به عبادت ما نیاز دارد پس خداوند محتاج خواهد بود, و انموقع دیگر با صفت بینیاز بودن منافات دارد ,پس لطفا دلیلی قانع کننده برای نماز خواندن بیاورید

پاسخ :

خداوند انسانها را برای عبادت آفرید، چنانکه الله تعالی می فرماید:

 « وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»(ذاریات 56)

یعنی: من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند.

اما چرا عبادت؟

با
توجه به نیازمندی های فطری و طبیعی بشر باید گفت : انسان با همه ی وجود به
عبادت و بندگی نسبت به خدای بی نیاز ، نیازمند و محتاج است نه خدا به
عبادت بندگان نیازمند است، زیرا عبادت انسان را از حیوان و جمادات متمایز
می گرداند و به او شخصیت و کرامت می بخشد، بنابراین خود عبادت نعمتی است که
خدا برای انسان قرار داده تا او را توسط آن به جایگاه والای انسانیت برسد و
از حیوانات دیگر متمایز شود، زیرا این حیوانات هستند که تنها می خورند و
می نوشند و براستی کافرانی که از عبادت سرباز می زنند بمانند حیواناتی
هستند که تنها می خورند و می نوشند چنانکه قرآن کریم می فرماید: ‎ ‎« وَالَّذِینَ کَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَیَأْکُلُونَ کَمَا تَأْکُلُ الأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًی لَهُمْ » محمد/12 ، یعنی: « کافران از متاع زودگذر دنیا بهره می‏گیرند و همچون چهارپایان می‏خورند»،
یعنی: کافران‌ فقط از متاع‌ و بهره‌ دنیا بهره‌ برگرفته ‌و از آن‌
برخوردار می‌شوند، گویی‌ آنان‌ چهارپایانی‌اند که‌ جز شکم‌ و شهوت ‌جنسی‌
خود، هدف‌ و همت‌ دیگری‌ نداشته‌، از فرجام‌ کار غافل‌ و به‌ سرگرمی‌های‌
دنیا سرخوش‌ و سرمست‌ می‌باشند «ولی‌ جایگاه‌ آنها آتش‌ است‌» که‌ در آن‌ فرود آورده‌ شده‌ و مستقر و مقیم‌ ساخته‌ می‌شوند.

پس
هدف انسان در کارهایش، رسیدن به جایگاه والای انسانیت و کرامت است؛ و
عبادت یکی از نیازمندیهای بشر است تا وی را به این هدف و مقصد برساند، برای
مثال غذا می‏خورد تا رفع گرسنگی و نیاز بدن کند؛ لباس می‏پوشد تا خود را
از سرما و گرما حفظ کند؛ ازدواج می‏کند برای ارضای نیازی که در این باره
احساس می‏نماید. خدا را عبادت می‏کند تا به کرامت و قرب الهی برسد و خدمت
به خلق خدا می‏کند، تا کمالات عالی را کسب کند. اما خداوند، هیچ نقصی ندارد
تا با افعالش، آن را برطرف سازد و کمالی را فاقد نیست، تا برای رسیدن به
آن بکوشد. پس
در حقیقت این انسان است که نیازمند عبادت است تا به جایگاه انسان بودنش
برسد نه خداوند متعال.. چرا که او بی نیاز مطلق است و همه به او نیازمند
هستند. و بارزترین علت عدم نیاز خدا به عبادت انسان اینست که نه نافرمانی
گناهکاران و عبادت نکردن آنها به او زیان می‏رساند و نه اطاعت مطیعان و
عبادت آنها به او نفعی می‏بخشد.

و برای همین است که می فرماید: « إِن تَکْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنکُمْ » (زمر 7).

یعنی: «اگر کفر ورزید، بدانید که‌ خدا از شما بی‌نیاز است»
یعنی‌: حق‌ تعالی‌ از ایمان‌ و عمل‌ شما بی‌نیاز است‌ و این‌ شما هستید
که‌ به‌ او نیازمندید زیرا شما هستید که‌ از کفر، زیان‌ و از ایمان‌ نفع‌
می‌برید.

 و
در حدیث‌ شریف‌ قدسی‌ به‌ روایت‌ صحیح‌ مسلم ‌آمده‌ است‌: «لو أن‌ أولکم‌
وآخرکم‌ وإنسکم‌ وجنکم‌ کانوا علی‌ أفجر قلب‌ رجل‌ منکم‌، ما نقص‌ ذلک‌ من‌
ملکی‌ شیئاً: خداوند فرمود: اگر اول‌ شما و آخر شما و انس‌ شما و جن‌ شما
همه‌ بر بدترین‌ و فاجرترین‌ قلب‌ مردی‌ از شما می‌بودند، این‌ امر، از
ملک‌ من‌ چیزی‌ کم‌ نمی‌کرد».

و
عبادت نوعی رابطه خاضعانه و ستایشگرانه و سپاسگزارانه است که انسان با
خدای خود، برقرار می‌کند تا به کرامت برسد. این نوع رابطه را انسان تنها با
خدای خود می‌تواند برقرار کند و تنها در مورد خداوند صادق است، و اگر
عبادتی درکار نباشد تمایزی با حیوانات نمی داشت جز در هوش و ذکاوتش که آن
نیز نعمت دیگری از سوی باری تعالاست که باید بابت آن خدا را شکر کند و
عبادت ابزاری است برای این ابراز شکر و قدردانی برای وجود نعمتهایی که به
او داده شده است، بنابراین یکی دیگر از حکمتهای وجود عبادت – والله اعلم-
برای آنست چون خداوند متعال انسانها را آفرید، و به آنها نعمت حیات و تعقل
داد، نعمتی که قبلا نداشتند، و آنها را خلیفه بر زمین کرد تا به آبادانی آن
بپردازند.

آیه
30 سوره بقره می فرماید:« إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً » یعنی:
من در زمین جانشینی خواهم گماشت.امام قرطبی رحمه الله و دیگران در مورد این
آیه می گویند: “معنی خلافت مذکور در این آیه،یعنی جانشینی الله تعالی در
زمین با تنفیذ و اجرای احکام و قوانین وی  و آبادانی زمین و سیاست مردم ( با اجرای احکامش).”

حال
انسانها بابت این نعمت که از نیستی به هستی رسیدند، باید سپاسگذار خالقشان
باشند، و خداوند متعال عبادت را نشانه ی ابراز تشکر و سپاسگذاری قرار
داد..

بعبارتی خداوند متعال عبادت را تشریع کرد تا ما بوسیله ی آن خدا را بابت نعمت زندگی و حیات و آنهمه نعمت مادی و معنوی سپاسگذاری کنیم.

پس
چون انسان از نیستی به هستی رسید و آنهمه نعمت را خداوند متعال برای
انسانها عطا نمود مانند نعمت حیات و زندگی و خوردن و غیره.. لذا انسانها
باید خالقشان را سپاسگذار باشند، چگونه؟ یعنی چگونه این سپاسگذاری را بجای
آورند؟

جواب: بوسیله ی عبادت.

یعنی
عبادت در حقیقت ابزار قدردانی انسانها در برابر آن همه نعمتی است که
خداوند به آنها عطا فرموده است.. آیا انسانی که قبلا وجود نداشت و از نعمت
زندگی محرم بود ولی حالا خداوند متعال به وی حیات داده و آنهمه امکانات و
نعمتهای دنیا را برایش درست کرده، نباید قدردان باشد؟؟

بنابراین خداوند متعال عبادت را برای آن قرار داد تا انسانها توسط آن شکرگذاری کنند. والله اعلم

پس
خدا نیازی به عبادت انسان ندارد، ولی خدا عبادت را برای آن قرار داد تا
انسانها به جایگاه والای خود و کرامتشان برسند و از حیوانات جدا شوند و نیز
بوسیله ی عبادت خدا را شاکر باشند که آنها را نعمت زندگی داد، نعمتی که
قبلا از آن بی نصیب بودند، پس بایستی بابت این نعمت و نعمتهای دیگری همچون
تعقل و خوردن و نوشیدن و دیگر نعمتهای خود خدایشان را توسط عبادت قدردانی
نمایند.

و
باز یکی دیگر از حکمتهای عبادت کردن – والله اعلم- اینست که اگر ما عبادت
کنیم، این عبادت ـ که مکرر هم هست ـ برای آنست که ما انسانها همیشه یادمان
باشد که بنده هستیم و خدایی داریم. عبادت برای این است که بنده یادش نرود
خدایی دارد؛ عبادت برای اینست که ما همیشه یادمان باشد که بنده هستیم، یعنی
مراقبی در بالای سر ما وجود دارد، و با علم خود بر تمام جهان آگاه است؛
یادمان نرود به موجب اینکه بنده هستیم خلقت ما عبث نیست؛ بنده هستیم پس
تکلیف و وظیفه داریم.

پس لازم
است عبادت وجود داشته باشد، و عبادت هم تکرار بشود تا همیشه انسان یادش
باشد که بنده است و خدایی دارد. وقتی که این تذکر و تلقین در روحش وجود
داشت، جلو معصیت و گناه او را می‌گیرد. می‌خواهد ظلم کند، ولی عبادت وی را
به یاد خالق قهار و دادگرش می آورد و او را از ظلم باز می دارد، پس عبادت
واجب شده است تا در روح انسان چنین نیرویی پیدا بشود که در اثر این نیرو که
تجدید عهد با ایمان است دایماً ایمانش تجدید بشود و این ایمان مانع گناه
کردن و ظلم و تعدی به خلایق خدا بشود.

پس خدا به ما نیازی ندارد و نخواهد داشت، این تصور اشتباه و غیر منطقی است که خلقت انسان را نوعی نیاز بدانیم!!

آیا نیاز دلیل بر نقصان نیست؟

جواب آری است!

و کسی که نیازمند باشد، طبیعتا اگر نیازش برآورده نشود می بایست دچار اختلال و پریشانی و حتی نابودی شود..

حال
می پرسیم: اگر خداوند متعال به وجود انسانها یا عبادت آنها نیاز داشته،
فرض کنید که آنها وجود نمی داشتند، یعنی اگر انسانها نبودند و عبادتی نبود و
بهشت و جهنم نبود، کدام کار خدا مختل می شد، اصلا کدام فعل خداوند متعال
متکی به وجود یکی از آنهاست؟؟

مگر
نه اینکه شما می گویید که اینها نوعی نیاز تلقی می شوند، پس قاعدتا اگر
این نیازها برآورده نشوند کار و افعال خداوند متعال باید مختل می شد!

آیا اگر ما خدا را عبادت نکنیم، خداوند در اضطراب و پریشانی و اختلال کار می افتد؟

اگر آری! کدام فعل و کار خدا مختل می افتد؟ با ذکر دلیل بیان کنید..

اگر
خیر، پس این اقرار به این مسئله است که خداوند به عبادت نیازمند نیست، چرا
که نیاز اگر برطرف نشود مشکلی در سیستم ایجاد می گردد..

این
همه انسان بر روی زمین هستند که نه تنها عبادت نمی کنند بلکه تجاوز و
سرکشی هم می کنند، خوب! حالا چه اتفاقی برای خدایی افتاد که نیازمند عبادت
انسانها است؟!

بنابراین
شکی وجود ندارد که ترک عبادت از سوی انسانها زیانی به خداوند متعال نمی
رساند، و اگر زیانمند نشود پس نیازی هم نخواهد داشت، زیرا نیازمند کسی است
که اگر نیازش برآورده نشود دچار زیان گردد..

با
توجه به آن چه ذکر شد، مهمترین حکمت وجود عبادات که در بین همه آنها مشترک
است تسلیم بودن در برابر خداوند و زنده نگهداشتن ذکر و یاد او در دلهاست.  و
نیز رسیدن انسان به کرامت و جایگاه واقعی انسانیت و تمایزش از حیوانات، و
نیز شکر و قدردانی بوسیله ی عبادت از آن همه نعمت از جمله نعمت حیات و زنده
بودنش در حالیکه قبل وجود نداشت.

اما
هر کدام از عبادات به طور خاص نیز دارای آثاری می‌باشند که در قرآن و
احادیث به برخی از آنها اشاره شده است؟ مثلاً قرآن درباره نماز می‌گوید: « اِنَّ
الصَّلَاةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ » نماز انسان را از
فحشاء و منکر باز می‌دارد. (عنکبوت 45). مواظبت‌ بر نماز، سبب‌ خودداری‌ از
ارتکاب‌ ظلم و تعدی به دیگر انسانها‌ می‌شود، به‌جهت‌ آن‌که‌ انسان‌ در
نماز، خود را در محضر خدا می‌بیند، او را مراقب‌ خود می‌داند، با او راز و
نیاز می‌کند و در آیات‌ او تدبر می‌نماید. پس این عبادت نماز است که موجب
می شود تا انسانها با یادآوری دادگری (الله تعالی) از تجاوز به حقوق دیگران
پرهیز کنند و این نفعش مستقیما به خود انسانها برمی گردد و لذا او نیازمند
عبادت نماز است نه خدایش، زیرا اگر تمام انسانها نماز نخوانند هیچ زیانی
به او وارد نمی شود ولی این خود انسانها هستند که چون هیچ عامل بازدارنده ی
روحی و درونی ندارند، پس از ظلم و تجاوز هم باکی ندارند و بدین ترتیب
همیشه عده ای از انسانها زیر ظلم و ستم قرار می گیرند، چنانکه امروزه کسانی
را که خود را از هر قید و بند و عبادتی رها کرده اند چگونه برای کسب منافع
خود به حقوق دیگران تجاوز می کنند.

و
خداوند متعال عبادت زکات را مقرر فرمود تا انسانها از طریق این عبادت
(یعنی پرداخت زکات) فقر را در جامعه ریشه کن کنند و هیچ محتاج و نداری در
جامعه باقی نماند، تا مبادا گروهی از انسانها به سبب فقر قصد تجاوز به مال
دیگران کنند و بدین ترتیب حقوق دسته ای از مردم پایمال شود و بخاطر سرقت و
ناامنی هرج و مرج بر جامعه حاکم گردد، پس در اینجا هم عبادت (زکات) است که
نفع آن مستقیما به خود انسانها و جامعه ی بشری می رسد، وگرنه خداوند متعال
نیازی به زکات ندارد..

و
یا عبادت روزه که جدا از منفعتهای جسمی و بدنی آن برای انسانها، موجی می
شود تا ثروتمندان از حس و حال و نیاز فقرا آگاه شوند، و آنها را وادارد تا
اینکه به فکر فقرا و مستمندان باشند و از مالی که خدا به آنها به فضل خویش
عطا فرموده ببخشند و فقرای جامعه را یاری رسانند و با آنها همدردی کنند، و
بدون شک ریشه کن شدن فقر موجب ریشه کن شدن فساد و نا امنی هم خواهد شد..

پس
هر عبادتی که خداوند متعال برای انسانها تشریع فرموده، مستقیما به نفع
انسانها است و موجب سعادت دنیوی و اخروی آنها می شود، بنابراین عبادت نعمت
است؟! نعمتی که انسان با انجام آن زندگی خود را سروسامان می دهد و دنیایش
را آباد می سازد و روحش را پرورش می دهد تا به کرامت انسانی خود برسد و
ضامن خوشبختی او در دنیا و قیامت گردد.

البته
ضرورت و وجوب عبادت را عقل ما نیز درک می‌کند؛ چرا که پس از اعتقاد به
وحدانیت خداوند و درک رابطه و نسبت بین خود و خدا، که او خالق است و مولا و
ما مخلوقیم و عبد؛ او مالک است و غنی و ما مملوکیم و فقیر، او عظیم است و
قوی و ما حقیریم و ضعیف. عقل حکم می‌کند که خدا را به عنوان قدرت مطلق عالم
و منشأ تمام خیرات و خوبی‌ها تعظیم نمائیم و او را بپرستیم و خاضعانه بر
آستان او سر فرود آوریم.

موضوع:عقیده ,
| ۲۶ فروردین ۱۳۹۴
برچسب ها :
یک پاسخ به “خدا به عبادت ما نیاز ندارد چرا دستور عبادت داده است ؟”

یک دیدگاه بگذارید

آخرین مطالب
پرسشهای شما

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com