توشه سفر به آخرت را کامل کن

اگر پادشاه جهانی بازهم گدای خدایی

دارایی دنیا دوستان همیشگی تو نیستند

در محضر خدا گناه نکن

با تزکیه و اصلاح نفس خود را آراسته بگردان

زندگی، یک امانت است در دست تو

پیوندهای محبوب

سامانه پرسش و پاسخ شرعی
تعداد سوالات: 1618
بازدیدها: 1245188
احمد
| بازدیدها: 443

سلام علیکم، لطفا نظر امامان اربعه در مورد شنیدن یا نشیدن مردگان را با ذکر سند بیان کنید جزاک الله خیرا.

پاسخ :

توسل دو نوع دارد 1_ توسل جایز 2_ توسل حرام
توسل جایز عبارتند از : توسل جستن به نام ها وصفات خداوند ،  توسل به اعمال صالح و توسل به دعای افراد زنده.
دلایل توسل به نام های خداوند و صفات او :
﴿وَلِلَّهِ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ فَٱدۡعُوهُ بِهَا﴾ [الأعراف: ۱۸]. «و برای خدا است نام‌هایی نیکو پس خدا را به آن نام‌ها بخوانید
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱبۡتَغُوٓاْ إِلَیۡهِ ٱلۡوَسِیلَهَ﴾ [المائده: ۳۵].«ای مؤمنین از خدا بترسید و به سوی او توسل بجوئید».
و در تفسیر ابن کثیر به نقل از قتاده نوشته است، که به وسیله اطاعت و فرمانبراداری و اعمالی که خداوند را راضی میکند به او نزدیک شوید.
پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود : ان لله تسعه و تسعین اسما مائه الا واحداً من احصاها دخل الجنه . یعنی ، همانا خداوند نود و نه اسم دارد، هرکس آنها را بشمارد داخل جنت شود. بخاری و مسلم
همچنین فرمودند : اسالک بکل اسم هو لک سمیت به نفسک او انزلته فی کتابک او علمته احدا من خلقک او استاثرت به فی علم الغیب عندک . 
ترجمه : خداوندا تو را به هر اسمی می‌خوانم که خود را بدان نام نهاده‌ای یا در کتابت نازل فرموده‌ای یا به یکی از بندگان خود یاد داده ای، یا در علم غیب برای خود اختصاص داده‌ای. حمد و ابن حبان .
یا مانند روایت زیر :
اللَّهُمَّ إِنِّی عَبْدُکَ وَابْنُ عَبْدِکَ وَابْنُ أَمَتِکَ نَاصِیَتِی بِیَدِکَ مَاضٍ فِیَّ حُکْمُکَ عَدْلٌ فِیَّ قَضَاؤُکَ أَسْأَلُکَ بِکُلِّ اسْمٍ هُوَ لَکَ سَمَّیْتَ بِهِ نَفْسَکَ أَوْ عَلَّمْتَهُ أَحَدًا مِنْ خَلْقِکَ أَوْ أَنْزَلْتَهُ فِی کِتَابِکَ أَوْ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ أَنْ تَجْعَلَ الْقُرْآنَ رَبِیعَ قَلْبِی. روایت احمد
ترجمه : بار الها من بنده تو و فرزند بنده و کنیز تو هستم. پیشانیم به دست توست و حکم تو بر من جاری شده و قضای تو در مورد من عدل است. به واسطه همه اسمهایی که خود را با آنها نام نهاده اید یا در کتابت نازل کرده اید یا به یکی از مخلوقات آموخته اید و یا برای خود در علم غیب برگزیده اید از تو می خواهم که قرآن را بهار دلم قرار دهی…). در اینجا به صورت عام به اسمهای خداوند متوسل شده است چنانکه می فرماید:**أَسْأَلُکَ بِکُلِّ اسْمٍ هُوَ لَکَ سَمَّیْتَ بِهِ نَفْسَکَ** (به واسطه هر اسمی که خود را با آن نامیده ای و نام توست از تو مسئلت می خواهم.


توسل جستن به اعمال شایسته و نیک 
مانند اینکه بگوید : اللهم اغفر لی بإیمانی بک ومحبتی لک، أو بإیمانی بنبیک ومحبتی له صلی الله علیه وسلم، اللهم ارحمنی بطاعتی لک واتباعی لشریعتک، اللهم ارحمنی ببری بوالدی. اللهم ارحمنی بعفتی عن الفواحش، اللهم ارحمنی بأداء الأمانة ونصحی لله والعباد"، که خلاصه ترجمه اش این است که: "بارخدایا به ایمان و محبتی که من به تو دارم و به نیکی که به والدینم میکنم، و به عفت و پاکدامنی در برابر فاحشه که دارم، مرا ببخش و رحمت کن، و مانند آن .


توسل جستن به دعای افراد زنده
مانند توسل فرزندان یعقوب به یعقوب علیه السلام و مانند متوسل شدن به عموی پیامبر (ص) که پس از وفات پیامبر خدا  صورت پذیرفت .
 نَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِنَبِیِّنَا فَتَسْقِینَا، وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِعَمِّ نَبِیِّنَا فَاسْقِنَا انا کنا.
 پروردگارا ما قبلاً به وسیله پیامبرت صلی الله علیه وسلم طلب باران می‌کردیم برای ما باران نازل می‌‌کردی و اکنون به وسیله عموی پیامبرمان صلی الله علیه وسلم عباس رضی الله عنه از شما طلب باران می‌کنیم. بخاری
نکته مهم : اهل سنت با الاجماع معتقدند که در حیات پیامبر و پس از حیات پیامبر یعنی در زمان صحابه توسل تا همین مقدار بوده است و بیش از این ثابت نیست .


و اما توسل نا جایز مانند توسل جستن به مرده هاست و دلایل تحریم آن در قرآن فراوان است از جمله :


[وَلا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا يَنْفَعُكَ وَلا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِينَ] (يونس :۱۰۶).
ترجمه : و به جاي الله ، چيزي را که نه سودي به تو مي رساند ونه زياني به تو مي رساند ؛ نخوان، پس اگر چنين کني ، بي گمان از ستمکاران خواهي بود 
[وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ] (البقرة:۱۸۶).
ترجمه : و چون بندگانم، از تو درباره من بپرسند، بگو: به راستي که من نزديکم، دعاي دعا کننده را هنگامي که مرا بخواند؛ اجابت مي کنم. پس (آنان) بايد دعوت مرا بپذيرند، و به من ايمان بياورند، باشد که راه يابند.
 [وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ] (غافر:۶۰).
ترجمه : و پروردگار شما فرمود: «مرا بخوانيد، تا (دعاي) شما را اجابت کنم.
 [وَمَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ] (المؤمنون:۱۱۷)
ترجمه : و هر کس که با خداوند معبود ديگري را بخواند، مسلماً هيچ دليلي بر (حقانيت) آن نخواهد داشت، جز اين نيست که حسابش نزد پروردگارش خواهد بود، يقيناً کافران رستگار نمي شوند.
{وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ} “سورة الأحقاف: الآية 5”.
ترجمه : وچه کسي گمراه تراست از آن که (معبودي) غير از الله را مي خواند که تا روز قيامت (هم دعاي) او را اجابت نکند, وآنها (= معبودان باطل) از خواندن (ودعاي) ايشان (کاملاً) بي خبرند؟!.
[وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ] (سورة غافر :۶۰)
ترجمه : و پروردگار شما فرمود: «مرا بخوانيد، تا (دعاي) شما را اجابت کنم همانا کساني که از عبادت من سر کشي مي کنند، به زودي با خواري به جهنم وارد مي شوند»(-نعمان بن بشير رضي الله عنه از رسول خدا صلي الله عليه وسلم روايت مي کند که فرمود: « يقيناً دعا عبادت است» سپس آيه (ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَکُمْ) را تلاوت کرد.(مسند احمد 4/271 و سنن ابوداود 1479 و ترمذي 2969).-).
 [إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ] فاتحه5
ترجمه : تنها تو را مي پرستيم؛ و تنها از تو ياري مي جوييم.


دیدگاه امام ابوحنیفه رحمه الله 
وقد قال فيه أبو حنيفة وأصحابه : إنه لا يجوز ، ونهوا عنه ، حيث قالوا : لا يسأل بمخلوق ولا يقول أحد : أسألك بحق أنبيائك .
قال في ” تبيين الحقائق ” للزيلعي الحنفي (۶/۳۱) : ” قال أبو يوسف : أَكْرَهُ بِحَقِّ فُلَانٍ ، وَبِحَقِّ أَنْبِيَائِك وَرُسُلِك ” انتهى ، لأنه ” لِأَنَّهُ لَا حَقَّ لِأَحَدٍ عَلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى جَلَّ شَأْنُهُ ” ؛ كما قال الكاساني في ” بدائع الصنائع ” (۵/۱۲۶).
ترجمه : در این باره (توسل) ابوحنیفه واصحابش گفته اند : همانا جایز نیست ، و از آن منع کرده اند ، آنجاکه گفته اند : توسط هیچ مخلوقی سوال کرده نشود و هیچ کس نگوید (خدایا) ترا سوال می کنم به حق پیامبرانت .
و امام ابویوسف گفته : به حق فلان گفتن و به حق انبیا و رسل گفتن را (در دعا) مکروه می دانم . 
و در تبیین الحقائق شیخ زیلعی گفته است : همانا هیچ حق از کسی بر خدا سبحانه و تعالی نیست ، چنانچه کسائی این را در بدائع الصنائع گفته است .
مهم : 
نکته مهمی است که امام ابوحنیفه صرفا گفتن به حق فلانی را ممنوع میداند معلوم می شود که توسل به ذات مرده ها را اصلا جایز ندانسته و بلکه حرام میداند.
جاء في اصول الدين عند ابی حنيفه:
التوسل إلى الله تعالى بحق فلان أو جاهه ونحو هذا: منع الإمام أبو حنيفة رحمه الله تعالى هذا التوسل، وصفته أن يقول المسلم في دعائه: “اللهم إني أسألك بحق فلان عليك أو بجاهه عندك أن تغفر لي”.
ترجمه : در اصول دین امام ابوحنیفه آمده است : توسل به خدا به حق و مقام فلانی و مانند آن را امام ابوحنیفه منع کرده از این توسل . و آن  این است که مسلمان در دعایش بگوید بارالها ترا می خوانم به حقی که فلان شخص بر تو دارد و یا به جایگاهی که نزد تو دارد اینکه گناهم را مغفرت کنی .
قال أبو حنيفة : “يكره أن يقول الداعي أسألك بحق فلان أو بحق أنبيائك ورسلك وبحق البيت الحرام والمشعر الحرام”. (العقيدة الطحاوية ص ۲۳۴؛ وشرح الفقه الأكبر للقاري ص ۱۹۸).

وقال أبو يوسف: “وأكره أن يقول بحق فلان أو بحق أنبيائك ورسلك وبحق البيت الحرام والمشعر الحرام( شرح عقيدة الطحاوية ۲۳۴) .
ابویوسف می فرماید : من مکروه میدانم اینکه (کسی در دعایش) بگوید به حق فلانی یا به حق پیامبران و به حق بیت الله الحرام و مشعر حرام.
همین مقوله را امام ابوحنیفه در منبع بالا نیز فرموده است .
و نیز در منبع فوق الاشاره آمده است : وقال بشير بن الوليد: حدثنا أبو يوسف قال: قال أبو حنيفة: “لا ينبغي لأحد أن يدعو الله إلا به.
ترجمه : بشیر بن ولید گفته که مارا حدیث بیان کرد ابویوسف و فرمود که امام ابوحنیفه فرموده است : برای هیچ کس شایسته نیست اینکه خدا را بخواند مگر با نامهایش . 


هیچ یک از امامان اربعه اهل سنت نه کسی را واسطه قرار داده و نه واسطه قرار دادن را جایز دانسته اند و چنین چیزی از آنها ثابت نیست آنچه که از واسطه قرار دادن در باره امامان ذکر می کنند واقعیت ندارند لذا معلوم می شود که آنها به سماع موتی عقیده نداشته اند و اگر می داشتند خود به آن چنگ می زدند و یا دیگران را به آن امر می کردند چون لازمه عقیده عمل به آن است عقیده بدون عمل مردود است و امامان اهل سنت عقیده ی بدون عمل نداشته اند .

موضوع:عقیده ,
| ۱۱ تیر ۱۳۹۵

دیدگاه بسته است.

آخرین مطالب

پرسشهای شما

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه با ذکر منبع بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com