پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

کاربران گرامی؛ سوالات شرعی شما از روز پنجشنبه بررسی خواهند شد ان شاءالله، سوالات بسیار زیادی دریافت شده، تکراری ها حذف خواهند شد ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9754
  • کل اعضا 1707
  • جدیدترین عضو MEHDI7
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 541

به این خاطر که اساس خوشبختی انسان را دردنیا وآخرت ازدواجی خوب وموفق رقم می زند ضروری به نظر رسید که کمی درباره ی این موضوع مهم به بحث وبررسی
بپردازیم،انسان بعضی وقت ها ازخانه اش یاکار وشغلش دلخور می شود وامکانش هست که آنها را عوض کند،اما تبدیل وتغییر درزندگی خانوادگی چیزی است که آثاروتبعات ناگواری دربردارد که فقط دامن زوجین را نمی گیرد،بلکه دامنگیر فرزندانی می شود که گناهی مرتکب نشده اند ودرواقع این سرنوشت آنها است که به سوی تاریکی می رود. با استناد به آیات قرآن متوجه این نکته می شویم که مبنا و پایه درروابط زناشویی باید بردواصل محبت ورحمت باشد،چون زندگی زناشویی ازنظر اسلام چیزی هدفدار است،به این معنی که اگر از زنی که گرفته ای صاحب فرزندی شدی جدایی دراین حالت یعنی آواره کردن فرزند یا فرزندان،به همین خاطر است که پیامبر(ص) حریص است براین نکته که باید زندگی زناشویی اجرای این فرمان الهی باشد که می فرماید: وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»روم/۲۱ و یکی از نشانه های ( دالّ بر قدرت و عظمت ) خدا این است که از جنس خودتان همسرانی را برای شما آفرید تا در کنار آنان ( در پرتو جاذبه و کشش قلبی ) بیارآمید ، و در میان شما و ایشان مهر و محبّت انداخت ( و هر یک را شیفته و دلباخته ی دیگری ساخت ، تا با آرامش و آسایش ، مایه شکوفائی و پرورش شخصیّت همدیگر شوید ، و پیوند زندگی انسانها و تعادل جسمانی و روحانی آنها برقرار و محفوظ باشد ) . مسلّماً در این ( امور ) نشانه ها و دلائلی ( بر عظمت و قدرت خدا ) است برای افرادی که ( درباره پدیده های جهان و آفریده های یزدان ) می اندیشند. این است برنامه ی الهی برای ادامه ی زندگی زناشویی واین همان وضع طبیعی است که باید باشد،ودرسایه ی چنین برنامه ای است که آرامش روحی ایجاد می شود،اما اگرزندگی زناشویی ازحالت طبیعی خود خارج شد ومنجر به دعوا شد آن وقت است که نیاز به درمان دارد وباید چاره ای جست تااینکه به حالت طبیعی خود برگردد. باتوجه به حرص پیامبر نسبت به امت خویش همچنان که قرآن براین نکته گواهی می دهد ومی فرماید: «لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ»توبه /۱۲۹ بیگمان پیغمبری ( محمّد نام ) ، از خود شما ( انسانها ) به سویتان آمده است . هرگونه درد و رنج و بلا و مصیبتی که به شما برسد ، بر او سخت و گران می آید . به شما عشق می ورزد و اصرار به هدایت شما دارد ، و نسبت به مؤمنان دارای محبّت و لطف فراوان و بسیار مهربان است. رسول الله (ص)سفارشات زیادی درمورد زندگی زناشویی دارد،که زن ومرد را مورد خطاب قرار می دهد. باتوجه به دوری وفاصله گرفتن ما ازقرآن وسنت وشکل گرفتن حالتی درزندگی زناشویی که اگرنگوییم کاملا مرد سالار است حداقل نشانه هایی ازآن دارد،وهمین هم باعث شده که مردان دایم سخن ازحق وحقوقی می زنند که برگردن همسرانشان دارند،واین روند این طور جلوه می دهد که احادیثی که در مورد زندگی زناشویی وارد شده اند تماما به مصلحت مردان هستند،غافل ازاین نکته که درمقابل هرحقی تکلیف وواجبی است که بردوش مرد گذاشته شده اما اوست که آن را به روی خود نمی آورد،زمانی که تو به عنوان یک مسلمان افتخار می کنی به این که اسلام حق وحقوقی را به نفع تو برگردن زن گذاشته است پس ازسر انصاف هم که شده باید گوش شنوایی نیز داشته باشی نسبت به آن بخش ازاحادیثی که سخن ازحق وحقوق زن به عنوان شریک زندگی به میان می آورد،ودراین صورت است که معنای کامل تسلیم شدن درمقابل الله تعالی تحقق یافته است ،اما بخشی راکه به نفع تو است قبول داشته باشی وآن بخش دیگر را که تکلیف جلویت می گذارد رهاکنی این برخورد برخوردی گزینشی است که قرآن مارا ازآن برحذر می دارد،وازآن به عنوان موضع یهود ونصاری درقبال قرآن یاد می کند: «إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَیْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلاً/أُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقّاً وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَاباً مُّهِیناً»کسانی که به خدا و پیغمبرانش ایمان ندارند و می خواهند میان خدا و پیغمبرانش جدائی بیندازند ( و بگویند که به خدا ایمان داریم ، ولی به پیغمبران ایمان نداریم ) و می گویند که به برخی از پیغمبران ایمان داریم و به برخی دیگر ایمان نداریم ، و می خواهند میان آن ( کفر و ایمان ) راهی برگزینند ( ولی میان کفر و ایمان فاصله ای نیست و دو راه بیش وجود ندارد : راه کفر و راه دین). آنان جملگی بیگمان کافرند ، و ما برای کافران عذاب خوارکننده ای فراهم آورده ایم. وظایف وواجبات مرد درمقابل همسرش: خداوند بزرگوار هنگامی که چنین مقرّراتی را بیان فرموده است ، فضای آن را مشخّص، شرائط آن را معیّن ، نیّت این کار را روشن ، و بالأخره سرانجام چنین عملی را پیش چشم داشته است . بدانگونه که کارهای نادرست مردمان در دوران جاهلیّت ایشان ، به حساب برنامه ی اسلام گرفته نشود، و معانی و مفاهیم بزهکارانه آنان با یاساها و فرمانهای آسمانی نـیامیزد. در دوران حاهلیّتی که مرد به نام دین ، جلّادی ، و زن هم به اسم دین ، برده ا ی می شود! یا مرد به زنی ، و زن به مرد ی تبدیل می گردد! یا هر دوی آ نان به جنس سوم شل و ول و بی حال و عاری تبدیل می شوند … جنسی که به نام ترقّی در فهم دین ، گاه در قالب نرینه پـیدا، و گاه در صورت مادینه هو یدا می گردد! البته جدا کردن هیچ یک از این اشکال و اوضاع ، از اسلام راستین و مقتضیات آن ، برای مؤمنان ، مشکل نیست . این مقرّرات برای جلوگیری از عوارض نشوز، وضع گشته است و برای پیشگیری ازاوج گیری نشوز است . در ضمن برای این که از چنین مقرّراتی سوء استفاده نشود، با بر حذر داشتها و بر حذر باشهائی احاطه شده اند بدانگاه که تعیین و تبیین گشته اند. خو د پیغمبر گرامی صلّی الله علیه وآله وسلّم با سنّت عملی درمنزل خود آن را با اهل و عیال خویش اجراء و به دیگران سفارش نموده است ، و با فرموده های بی شمارشان در اینجا و آنجا به تصحیح برداشت ها و چاره سازی زیاده رویها همّت گماشته است و همگان را روشن فرموده است : درکتابهای سنن و مسند آمده است : از معاویه پسر حیده قشیری روایت شده است که او از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم پرسید: ای رسول خدا، حق زن هر یک از ما بر یکایک ما کدام است ؟ فرمود: ( أن تطعمها إذا طعمت , وتکسوها إذا اکتسیت . ولا تضرب الوجه . ولا تقبح , ولا تهجر إلا فی البیت ) . باید هر گاه خودت خوردی بدو هم خوراک بدهی ، و هنگامی که برای خود جامه تهیّه کردی برای او نـیز لباس تهیّه ببینی، و نباید به سر و صورتش بزنی ، و نباید او را ناشیرین بنامی و با او به زشتی رفتار کنی و سخن گوئی ، و نباید با وی جز در خانه قهر کنی . ابوداود و نسائی و ابن ماجه روایت کرده اند ، کـه پیغمبر صلّی الله علیه وآله سلّم فرمود: ( لا تضربوا إماء الله ). کنیزکان خدا را نزنید. عمر رضی الله عنهُ خدمت رسول الله صلّی الله علیه وآله وسلّم آمد و عرض کرد: زنان بر شوهران خود شوریده اند! رسول الله وسلّم اجازه فرمود، آنان را بزنند. زنان زیادی دور بر خانواده رسول الله صلّی الله علیه وآله وسلّم گرد آمدند و از شوهرانشان شکایت کردند. رسول الله صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: (لقد أطاف بآل محمد نساء کثیر یشتکین من أزواجهن . . لیس أولئک بخیارکم ). زنان زیادی پیش اهل و عیال محمد گرد آمده اند و از شوهران خود شکایت دارند … چنان شوهرانی از زمره ی برگزیدگان و خوبان شما نیستند. رسول اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم فرموده ا ست : (لا یضرب أحدکم امرأته کالبعیر یجلدها أول النهار . ثم یضاجعها آخره ). کسی از شما زنش را همچون شتر، کتک نزند. ( این چه کاری است که ) در اول روز او را بزند، سپس در آخر روز با او همخواب و همبستر شود. همچنین فرموده است : (خیرکم خیرکم لأهله . وأنا خیرکم لأهلی ). بهترین شما کسی است که برای اهل و عیال خود بهتر از دیگران باشد. من از همه شما برای اهل و عیال خود بهترم . امثال این احادیث و رهنمودها، و ذکر شروط و ظروفی که آنها را احاطه داده اند، کشمکش و مبارزه ته نشستهای جاهلیّت بابرنامه رهنمودهای برنامی اسلامی را به تصویر می کشد، و جولانگاه آنها را در جامعه اسلامی روشن می سازد. شکلی که به تصویر کشیده می شود، همسان شکلی است که از کشمکش و مبارزه اینگونه ته نشستهای جاهلیّت با رهنمودهای برنامه ی اسلامی در جولانگاههای گوناگو ن دیگری از زندگی به تصویر کشیده می شود. تصویری از آن زمان که هنوز اوضاع حکو مت نوپای اسلامی استقرار نپذیرفته است ، و ریشه های معنویّات در جامعه اسلامی هنو ز به ژرفای دلهای مسلمانان فرو نرفته است . به هر حال ، این مقرّرات حدّ و حدودی دارد و باید مرحله به مرحله جلو رفت . مادام در مرحله نخستین ، هدف حاصل گردید، نباید پا به مرحله دوم و سوم نهاد: (فإن أطعنکم فلا تبغوا علیهن سبیلاً). اگر از شما اطاعت کـردند ( ترتیب تنبیه سه گانه را مراعات دارید و از اخفّ به اشدّ نروید و جز این ) راهی برای ( تنبیه ) ایشان نجوئید. مادام که هدف حاصل شد، تنبیه پایان می گیرد. این نیز می رساند که هدف مراد است و آن هم اطاعت است . اطاعت هم نشانه اش پاسخگوئی است . اطاعتی مفید نیست که با زور باشد. اطاعتی که با زور حاصل می گردد شایان این نیست که کانون خانواده که پـایه جامعه است بر آن استوار گردد. نصّ قرآنی بیانگر این است که وقتی اطاعت حاصل آمد، ادامه مقرّرات تنبیه ، ستمـگری و ریاست طلبی و گذشتن از چراغ قرمز است : (فلا تبغوا علیهن سبیلاً). راهی برای ( تنبیه ) ایشان نجوئید و نپوئید. پیرو این نهی ، تذکّر دادن به والا مقامی و بزرگواری خدا است ، تا دلها آرام گیرند و سرها فرو آیند، و حسّ ستمگری و برتری جوئی اگر در درونهائی در گشت و گذار باشدبخار شود و بر باد رود.این هم شیوه ی قرآن در کار تشویق کردن و بیم دادن است .( إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا) بیگمان خداوند بلند مرتبه و بزرگ است ( و اگر ایشان را بیش از حدّ مقرّر اذیت و آزار کنید، انتقام آن را از شما می گیرد) . دستورات گذشته زمانی مراعات می گردد که هنوز نشوز آشکار نگشته است ، و تنها از مقدّمات سر زدن آن پرهیز می شود. و لیکن زمانی که نشوز آشکار گردید، دیگر مقرّرات مذکِّر اجراء می شود، چرا که در این صورت ارزش و سودی نخواهند داشت . هنگامی که کشمکش و جنگ میان دو طرف متخاصم در گرفته است و یکی می خواهد سر دیگری را بشکند و له کند! این کار هم نه معبود است و نه مطلوب … همچنین زمانی که دیده شود که اجراء مقرّرات مذکور چه بسا سودمند نیفتد؟ و بلکه مایه دوری و جدائی بیشتری، و نشوز آشکاراتر و بدتری گردد، و تار و پـودهائی را پاره پاره و تکه تکه سازد که هنوز گسیخته نگشته اند و سالم مانده اند، و یا این که استفاده از این وسائل و طی این مراحل ، عملا بی سود و بی نتیجه باشد، در همه ایـن اوضاع و احوال برنامه حکیمانه اسلامی اجرای قانون دیگری را پیشنهاد بکند تا بنیاد سترگ خانواده از سقوط نجات داده شود، پیش از آن که صاحب چنین بنیادی از آن دست بشوید و بگذارد بنیاد فرو ریزد و بر هم تپد: (وإن خفتم شقاق بینهما , فابعثوا حکمًا من أهله وحکمًا من أهلها . إن یریدا إصلاحًا یوفق الله بینهما . إن الله کان علیمًا خبیرًا ). برنامه اسلامی از همسران و شوهران می خواهد، در برابر مقدّمات نشوز تسلیم جدائی نشوند، و با کمترین سرکشی و دلخوری پشت به همدیگر نکنند، و برای پاره کردن پیوند ازدواج بر یکدیگر شتاب نگـیرند، و بنیاد خانواده را عجولانه بر سر کـوچکان و بزرگان بیگناه و بینوا و بیچاره، فرو نریزند. چرا که بنیاد خانواده برای اسلام ، عزیز و گرامی است ، و در ساختار جامعه از ارزش والائی برخورد ار است ، و آجرهای تازه ای است که برای برافراشتن کاخ جامعه و بالا بردن آن و اوج بخشیدن بدان، لازم و ضروریند. زمانی که خوف جدائی به میان آید، پیش از ایـن که جدائی عملاً رخ دهد، برنامه اسلامی ، استفاده از آخرین وسیله را پیشنهاد می نماید. بدینگونه که داوری از خاندان همسر که مورد پسند زن باشد، و داوری از خاندا ن شوهر که مقبول مرد باشد، در محیط آرامی با یکدیگر می نشینند، و بدور ا ز انفعالات نفسانی ، و احساسات وجدانی ، و غوغای ظروف زندگانی ، و همه چیزهای دیگری که صفای روابط شوهر و همسر راکدر کرده اند، به رایزنی می پردازند. خویشتن را آزاد از همه مؤثّراتی مـی سازند که فضای زندگی را ناجور می گردانند و بر پیچیدگی امور می افزایند، و مسائل را به سبب نزدیکی آنها به روحیّات شوهر و همسربگونه ا ی بزرگ جلوه می دهند که همه کارهای خوب موجود در زندگی شوهر و همسر را تحت الشعاع قرار می دهند و از جلو دیدگان پنهان می دارند … ایـن دو داور باید آزمند بر حفظ نام و ننگ دو خاندان اصلی باشند و سخت در حفظ آبروی آن دو بکوشند. دلسوز واقعی کودکان باشند، و در پی این نباشند که در کار داوری یکی از خودشان بر دیگری غلبه کند، و یـا در این شروط و احوال شوهر بر همسر و یا همسر بر شوهر پیروز گردانده شود. بلکه در اندیشه خیر و صلاح شوهر و همسر و کودکانشان بوده و مصلحت کانون خانواده آنان را جویا شوند که هم ایـنک در معرض ویرانی و نابودی است … و اگر ( میان زن و شوهر اختلافی افتاد و) ترسیدید ( که ایـن کـار باعث ) جدائی مـیان آنان شود، داوری از خانواده شوهر، و داوری از خانواده همسر ( انتخاب کنید و برای رفع و رجوع اختلاف ) بفرستید. اگر این دو داور جویای اصلاح باشند، خداوند آن دو را ( کمک نموده و در یکی از دو کار: سازش نیک و خداپسندانه ، یا جدائی زیبا و معقولانه ) موفّق می گرداند. بیگمان خداوند مطّلع ( بر ظاهر و باطن مردمان و) آگاه ( از نیّات همگان ) است. این را نیز باید بدانند که داوران امـین اسرار شوهر و همسرند، چرا که از خاندانهای ایشانند و نباید از ایشان کمترین هراسی از پخش اسرار باشد. آخر مگر نه این است که مصلحت آن دو هم در پخش اسرار نیست ، بلکه مصلحت آنان در پنهان کردن اسرار و سازش و سوزش با آن است . این دو داور با رعایت موارد مذکور در راه صلح و صفا می کوشند. اگر شوهر و همسر گرایش راستینی به اصلاح حال در دل داشته باشند، و تنها تندباد خشم پرده بر چنین علاقه ای افکنده باشد، در پرتو رغبت نیرومندی که در درون داوران برای صلح و صفای شوهر و همسر است ، خداوند بدیشان توفیق عطاء می فرماید و صلح و صفا را با دست ایشان برقرار می نماید: (إن یریدا إصلاحًا یوفق الله بینهما ). اگر این دو داور جویای اصلاح باشند، خداوند آن دو را ( کـمک نموده و در یکــی از دو کـار: سازش نـیک و خداپسندانه ، یـا جدائـی زیبا و معقولانه ) موفّق می گرداند. چون آن دو هم خواستار اصلاح هستند، خداوند هم کارشان را می پذیرد و در آن موفّقشان می گرداند. این ، رابطه موجود در میان دل های مردمان و تلاش ایشان است ، و پیوند موجو د در میان خواست آفریدگار و قضا و قدر کردگار است . قضا و قدر خدا به چیزهائی که باید در زندگی مردمان رخ نماید، اجازه وقوع می دهد. مردمان می توانند اراده کنند و به تلاش ایستند، آن گاه اگر قضا و قدر الهی خواست چیزی انجام بپذیرد و پدیدار آید، انجام می پذیرد و پدید می آید. چیزی هم که حاصل و پد یدار می آید به فرمان خداوندگاری سر بر می زند که دانشش محیط بر همه رازها و رمزهای نهان ، و آگاهیش مشتمل بر یکایک خوبیها و مصالح جهان است. : (إن الله کان علیمًا خبیرًا ) بیگمان خداوند مطّلع ( بر ظاهر و باطن مردمان و) آگاه ( از نیّات همگان ) است. در این بحث می بینیم که تا چه اندازه اسلام ، برای زن اهمّیّت قائل است و چه اندازه زن از دیـدگاه اسلام ، عزیز و مکرّم است . همچنین اسلام چه اندازه روابط دو جنس مرد و زن را می پاید، و نسبت به کانون خانواده و روابطی که جامعه با آن دارد همّت می گمارد … از یک سو می بینیم که برنامه اسلامی برای نظم و نظام خانواده ، چقدر تلاش و کوشش می ورزد، و این گوشه از زندگانی انسانی را چه اندازه به دقّت زیـر نظر می گیرد. از دیگر سو بر نمونه هائی از جدّ و جهد ایـن برنامه بزرگ، آگاهی پیدا می کنیم و می بینیم که چـه رنجهای طاقت فرسائی کشیده شده است ، بدانگاه که برنامه اسلامی خواسته است دست گروههای مسلمان را بگیرد، و ایشان را از درّه ی پست جاهلیّت برگیرد، و پلّه پلّه آنان را رو به بالا رهنمود کند، و به بلندای قلّه سر به فلک کشیده هدایت خدایشان برساند، هدایتی که جز آن هدایتی نیست. به این خاطر که اساس خوشبختی انسان را دردنیا وآخرت ازدواجی خوب وموفق رقم می زند ضروری به نظر رسید که کمی درباره ی این موضوع مهم به بحث وبررسی بپردازیم،انسان بعضی وقت ها ازخانه اش یاکار وشغلش دلخور می شود وامکانش هست که آنها را عوض کند،اما تبدیل وتغییر درزندگی خانوادگی چیزی است که آثاروتبعات ناگواری دربردارد که فقط دامن زوجین را نمی گیرد،بلکه دامنگیر فرزندانی می شود که گناهی مرتکب نشده اند ودرواقع این سرنوشت آنها است که به سوی تاریکی می رود. با استناد به آیات قرآن متوجه این نکته می شویم که مبنا و پایه درروابط زناشویی باید بردواصل محبت ورحمت باشد،چون زندگی زناشویی ازنظر اسلام چیزی هدفدار است،به این معنی که اگر از زنی که گرفته ای صاحب فرزندی شدی جدایی دراین حالت یعنی آواره کردن فرزند یا فرزندان،به همین خاطر است که پیامبر(ص) حریص است براین نکته که باید زندگی زناشویی اجرای این فرمان الهی باشد که می فرماید: وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»روم/۲۱ و یکی از نشانه های ( دالّ بر قدرت و عظمت ) خدا این است که از جنس خودتان همسرانی را برای شما آفرید تا در کنار آنان ( در پرتو جاذبه و کشش قلبی ) بیارآمید ، و در میان شما و ایشان مهر و محبّت انداخت ( و هر یک را شیفته و دلباخته ی دیگری ساخت ، تا با آرامش و آسایش ، مایه شکوفائی و پرورش شخصیّت همدیگر شوید ، و پیوند زندگی انسانها و تعادل جسمانی و روحانی آنها برقرار و محفوظ باشد ) . مسلّماً در این ( امور ) نشانه ها و دلائلی ( بر عظمت و قدرت خدا ) است برای افرادی که ( درباره پدیده های جهان و آفریده های یزدان ) می اندیشند. این است برنامه ی الهی برای ادامه ی زندگی زناشویی واین همان وضع طبیعی است که باید باشد،ودرسایه ی چنین برنامه ای است که آرامش روحی ایجاد می شود،اما اگرزندگی زناشویی ازحالت طبیعی خود خارج شد ومنجر به دعوا شد آن وقت است که نیاز به درمان دارد وباید چاره ای جست تااینکه به حالت طبیعی خود برگردد. باتوجه به حرص پیامبر نسبت به امت خویش همچنان که قرآن براین نکته گواهی می دهد ومی فرماید: «لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ»توبه /۱۲۹ بیگمان پیغمبری ( محمّد نام ) ، از خود شما ( انسانها ) به سویتان آمده است . هرگونه درد و رنج و بلا و مصیبتی که به شما برسد ، بر او سخت و گران می آید . به شما عشق می ورزد و اصرار به هدایت شما دارد ، و نسبت به مؤمنان دارای محبّت و لطف فراوان و بسیار مهربان است. رسول الله (ص)سفارشات زیادی درمورد زندگی زناشویی دارد،که زن ومرد را مورد خطاب قرار می دهد. باتوجه به دوری وفاصله گرفتن ما ازقرآن وسنت وشکل گرفتن حالتی درزندگی زناشویی که اگرنگوییم کاملا مرد سالار است حداقل نشانه هایی ازآن دارد،وهمین هم باعث شده که مردان دایم سخن ازحق وحقوقی می زنند که برگردن همسرانشان دارند،واین روند این طور جلوه می دهد که احادیثی که در مورد زندگی زناشویی وارد شده اند تماما به مصلحت مردان هستند،غافل ازاین نکته که درمقابل هرحقی تکلیف وواجبی است که بردوش مرد گذاشته شده اما اوست که آن را به روی خود نمی آورد،زمانی که تو به عنوان یک مسلمان افتخار می کنی به این که اسلام حق وحقوقی را به نفع تو برگردن زن گذاشته است پس ازسر انصاف هم که شده باید گوش شنوایی نیز داشته باشی نسبت به آن بخش ازاحادیثی که سخن ازحق وحقوق زن به عنوان شریک زندگی به میان می آورد،ودراین صورت است که معنای کامل تسلیم شدن درمقابل الله تعالی تحقق یافته است ،اما بخشی راکه به نفع تو است قبول داشته باشی وآن بخش دیگر را که تکلیف جلویت می گذارد رهاکنی این برخورد برخوردی گزینشی است که قرآن مارا ازآن برحذر می دارد،وازآن به عنوان موضع یهود ونصاری درقبال قرآن یاد می کند: «إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَیْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلاً/أُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقّاً وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَاباً مُّهِیناً»کسانی که به خدا و پیغمبرانش ایمان ندارند و می خواهند میان خدا و پیغمبرانش جدائی بیندازند ( و بگویند که به خدا ایمان داریم ، ولی به پیغمبران ایمان نداریم ) و می گویند که به برخی از پیغمبران ایمان داریم و به برخی دیگر ایمان نداریم ، و می خواهند میان آن ( کفر و ایمان ) راهی برگزینند ( ولی میان کفر و ایمان فاصله ای نیست و دو راه بیش وجود ندارد : راه کفر و راه دین). آنان جملگی بیگمان کافرند ، و ما برای کافران عذاب خوارکننده ای فراهم آورده ایم. وظایف وواجبات مرد درمقابل همسرش: خداوند بزرگوار هنگامی که چنین مقرّراتی را بیان فرموده است ، فضای آن را مشخّص، شرائط آن را معیّن ، نیّت این کار را روشن ، و بالأخره سرانجام چنین عملی را پیش چشم داشته است . بدانگونه که کارهای نادرست مردمان در دوران جاهلیّت ایشان ، به حساب برنامه ی اسلام گرفته نشود، و معانی و مفاهیم بزهکارانه آنان با یاساها و فرمانهای آسمانی نـیامیزد. در دوران حاهلیّتی که مرد به نام دین ، جلّادی ، و زن هم به اسم دین ، برده ا ی می شود! یا مرد به زنی ، و زن به مرد ی تبدیل می گردد! یا هر دوی آ نان به جنس سوم شل و ول و بی حال و عاری تبدیل می شوند … جنسی که به نام ترقّی در فهم دین ، گاه در قالب نرینه پـیدا، و گاه در صورت مادینه هو یدا می گردد! البته جدا کردن هیچ یک از این اشکال و اوضاع ، از اسلام راستین و مقتضیات آن ، برای مؤمنان ، مشکل نیست . این مقرّرات برای جلوگیری از عوارض نشوز، وضع گشته است و برای پیشگیری ازاوج گیری نشوز است . در ضمن برای این که از چنین مقرّراتی سوء استفاده نشود، با بر حذر داشتها و بر حذر باشهائی احاطه شده اند بدانگاه که تعیین و تبیین گشته اند. خو د پیغمبر گرامی صلّی الله علیه وآله وسلّم با سنّت عملی درمنزل خود آن را با اهل و عیال خویش اجراء و به دیگران سفارش نموده است ، و با فرموده های بی شمارشان در اینجا و آنجا به تصحیح برداشت ها و چاره سازی زیاده رویها همّت گماشته است و همگان را روشن فرموده است : درکتابهای سنن و مسند آمده است : از معاویه پسر حیده قشیری روایت شده است که او از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم پرسید: ای رسول خدا، حق زن هر یک از ما بر یکایک ما کدام است ؟ فرمود: ( أن تطعمها إذا طعمت , وتکسوها إذا اکتسیت . ولا تضرب الوجه . ولا تقبح , ولا تهجر إلا فی البیت ) . باید هر گاه خودت خوردی بدو هم خوراک بدهی ، و هنگامی که برای خود جامه تهیّه کردی برای او نـیز لباس تهیّه ببینی، و نباید به سر و صورتش بزنی ، و نباید او را ناشیرین بنامی و با او به زشتی رفتار کنی و سخن گوئی ، و نباید با وی جز در خانه قهر کنی . ابوداود و نسائی و ابن ماجه روایت کرده اند ، کـه پیغمبر صلّی الله علیه وآله سلّم فرمود: ( لا تضربوا إماء الله ). کنیزکان خدا را نزنید. عمر رضی الله عنهُ خدمت رسول الله صلّی الله علیه وآله وسلّم آمد و عرض کرد: زنان بر شوهران خود شوریده اند! رسول الله وسلّم اجازه فرمود، آنان را بزنند. زنان زیادی دور بر خانواده رسول الله صلّی الله علیه وآله وسلّم گرد آمدند و از شوهرانشان شکایت کردند. رسول الله صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: (لقد أطاف بآل محمد نساء کثیر یشتکین من أزواجهن . . لیس أولئک بخیارکم ). زنان زیادی پیش اهل و عیال محمد گرد آمده اند و از شوهران خود شکایت دارند … چنان شوهرانی از زمره ی برگزیدگان و خوبان شما نیستند. رسول اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم فرموده ا ست : (لا یضرب أحدکم امرأته کالبعیر یجلدها أول النهار . ثم یضاجعها آخره ). کسی از شما زنش را همچون شتر، کتک نزند. ( این چه کاری است که ) در اول روز او را بزند، سپس در آخر روز با او همخواب و همبستر شود. همچنین فرموده است : (خیرکم خیرکم لأهله . وأنا خیرکم لأهلی ). بهترین شما کسی است که برای اهل و عیال خود بهتر از دیگران باشد. من از همه شما برای اهل و عیال خود بهترم . امثال این احادیث و رهنمودها، و ذکر شروط و ظروفی که آنها را احاطه داده اند، کشمکش و مبارزه ته نشستهای جاهلیّت بابرنامه رهنمودهای برنامی اسلامی را به تصویر می کشد، و جولانگاه آنها را در جامعه اسلامی روشن می سازد. شکلی که به تصویر کشیده می شود، همسان شکلی است که از کشمکش و مبارزه اینگونه ته نشستهای جاهلیّت با رهنمودهای برنامه ی اسلامی در جولانگاههای گوناگو ن دیگری از زندگی به تصویر کشیده می شود. تصویری از آن زمان که هنوز اوضاع حکو مت نوپای اسلامی استقرار نپذیرفته است ، و ریشه های معنویّات در جامعه اسلامی هنو ز به ژرفای دلهای مسلمانان فرو نرفته است . به هر حال ، این مقرّرات حدّ و حدودی دارد و باید مرحله به مرحله جلو رفت . مادام در مرحله نخستین ، هدف حاصل گردید، نباید پا به مرحله دوم و سوم نهاد: (فإن أطعنکم فلا تبغوا علیهن سبیلاً). اگر از شما اطاعت کـردند ( ترتیب تنبیه سه گانه را مراعات دارید و از اخفّ به اشدّ نروید و جز این ) راهی برای ( تنبیه ) ایشان نجوئید. مادام که هدف حاصل شد، تنبیه پایان می گیرد. این نیز می رساند که هدف مراد است و آن هم اطاعت است . اطاعت هم نشانه اش پاسخگوئی است . اطاعتی مفید نیست که با زور باشد. اطاعتی که با زور حاصل می گردد شایان این نیست که کانون خانواده که پـایه جامعه است بر آن استوار گردد. نصّ قرآنی بیانگر این است که وقتی اطاعت حاصل آمد، ادامه مقرّرات تنبیه ، ستمـگری و ریاست طلبی و گذشتن از چراغ قرمز است : (فلا تبغوا علیهن سبیلاً). راهی برای ( تنبیه ) ایشان نجوئید و نپوئید. پیرو این نهی ، تذکّر دادن به والا مقامی و بزرگواری خدا است ، تا دلها آرام گیرند و سرها فرو آیند، و حسّ ستمگری و برتری جوئی اگر در درونهائی در گشت و گذار باشدبخار شود و بر باد رود.این هم شیوه ی قرآن در کار تشویق کردن و بیم دادن است .( إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا) بیگمان خداوند بلند مرتبه و بزرگ است ( و اگر ایشان را بیش از حدّ مقرّر اذیت و آزار کنید، انتقام آن را از شما می گیرد) . دستورات گذشته زمانی مراعات می گردد که هنوز نشوز آشکار نگشته است ، و تنها از مقدّمات سر زدن آن پرهیز می شود. و لیکن زمانی که نشوز آشکار گردید، دیگر مقرّرات مذکِّر اجراء می شود، چرا که در این صورت ارزش و سودی نخواهند داشت . هنگامی که کشمکش و جنگ میان دو طرف متخاصم در گرفته است و یکی می خواهد سر دیگری را بشکند و له کند! این کار هم نه معبود است و نه مطلوب … همچنین زمانی که دیده شود که اجراء مقرّرات مذکور چه بسا سودمند نیفتد؟ و بلکه مایه دوری و جدائی بیشتری، و نشوز آشکاراتر و بدتری گردد، و تار و پـودهائی را پاره پاره و تکه تکه سازد که هنوز گسیخته نگشته اند و سالم مانده اند، و یا این که استفاده از این وسائل و طی این مراحل ، عملا بی سود و بی نتیجه باشد، در همه ایـن اوضاع و احوال برنامه حکیمانه اسلامی اجرای قانون دیگری را پیشنهاد بکند تا بنیاد سترگ خانواده از سقوط نجات داده شود، پیش از آن که صاحب چنین بنیادی از آن دست بشوید و بگذارد بنیاد فرو ریزد و بر هم تپد: (وإن خفتم شقاق بینهما , فابعثوا حکمًا من أهله وحکمًا من أهلها . إن یریدا إصلاحًا یوفق الله بینهما . إن الله کان علیمًا خبیرًا ). برنامه اسلامی از همسران و شوهران می خواهد، در برابر مقدّمات نشوز تسلیم جدائی نشوند، و با کمترین سرکشی و دلخوری پشت به همدیگر نکنند، و برای پاره کردن پیوند ازدواج بر یکدیگر شتاب نگـیرند، و بنیاد خانواده را عجولانه بر سر کـوچکان و بزرگان بیگناه و بینوا و بیچاره، فرو نریزند. چرا که بنیاد خانواده برای اسلام ، عزیز و گرامی است ، و در ساختار جامعه از ارزش والائی برخورد ار است ، و آجرهای تازه ای است که برای برافراشتن کاخ جامعه و بالا بردن آن و اوج بخشیدن بدان، لازم و ضروریند. زمانی که خوف جدائی به میان آید، پیش از ایـن که جدائی عملاً رخ دهد، برنامه اسلامی ، استفاده از آخرین وسیله را پیشنهاد می نماید. بدینگونه که داوری از خاندان همسر که مورد پسند زن باشد، و داوری از خاندا ن شوهر که مقبول مرد باشد، در محیط آرامی با یکدیگر می نشینند، و بدور ا ز انفعالات نفسانی ، و احساسات وجدانی ، و غوغای ظروف زندگانی ، و همه چیزهای دیگری که صفای روابط شوهر و همسر راکدر کرده اند، به رایزنی می پردازند. خویشتن را آزاد از همه مؤثّراتی مـی سازند که فضای زندگی را ناجور می گردانند و بر پیچیدگی امور می افزایند، و مسائل را به سبب نزدیکی آنها به روحیّات شوهر و همسربگونه ا ی بزرگ جلوه می دهند که همه کارهای خوب موجود در زندگی شوهر و همسر را تحت الشعاع قرار می دهند و از جلو دیدگان پنهان می دارند … ایـن دو داور باید آزمند بر حفظ نام و ننگ دو خاندان اصلی باشند و سخت در حفظ آبروی آن دو بکوشند. دلسوز واقعی کودکان باشند، و در پی این نباشند که در کار داوری یکی از خودشان بر دیگری غلبه کند، و یـا در این شروط و احوال شوهر بر همسر و یا همسر بر شوهر پیروز گردانده شود. بلکه در اندیشه خیر و صلاح شوهر و همسر و کودکانشان بوده و مصلحت کانون خانواده آنان را جویا شوند که هم ایـنک در معرض ویرانی و نابودی است … و اگر ( میان زن و شوهر اختلافی افتاد و) ترسیدید ( که ایـن کـار باعث ) جدائی مـیان آنان شود، داوری از خانواده شوهر، و داوری از خانواده همسر ( انتخاب کنید و برای رفع و رجوع اختلاف ) بفرستید. اگر این دو داور جویای اصلاح باشند، خداوند آن دو را ( کمک نموده و در یکی از دو کار: سازش نیک و خداپسندانه ، یا جدائی زیبا و معقولانه ) موفّق می گرداند. بیگمان خداوند مطّلع ( بر ظاهر و باطن مردمان و) آگاه ( از نیّات همگان ) است. این را نیز باید بدانند که داوران امـین اسرار شوهر و همسرند، چرا که از خاندانهای ایشانند و نباید از ایشان کمترین هراسی از پخش اسرار باشد. آخر مگر نه این است که مصلحت آن دو هم در پخش اسرار نیست ، بلکه مصلحت آنان در پنهان کردن اسرار و سازش و سوزش با آن است . این دو داور با رعایت موارد مذکور در راه صلح و صفا می کوشند. اگر شوهر و همسر گرایش راستینی به اصلاح حال در دل داشته باشند، و تنها تندباد خشم پرده بر چنین علاقه ای افکنده باشد، در پرتو رغبت نیرومندی که در درون داوران برای صلح و صفای شوهر و همسر است ، خداوند بدیشان توفیق عطاء می فرماید و صلح و صفا را با دست ایشان برقرار می نماید: (إن یریدا إصلاحًا یوفق الله بینهما ). اگر این دو داور جویای اصلاح باشند، خداوند آن دو را ( کـمک نموده و در یکــی از دو کـار: سازش نـیک و خداپسندانه ، یـا جدائـی زیبا و معقولانه ) موفّق می گرداند. چون آن دو هم خواستار اصلاح هستند، خداوند هم کارشان را می پذیرد و در آن موفّقشان می گرداند. این ، رابطه موجود در میان دل های مردمان و تلاش ایشان است ، و پیوند موجو د در میان خواست آفریدگار و قضا و قدر کردگار است . قضا و قدر خدا به چیزهائی که باید در زندگی مردمان رخ نماید، اجازه وقوع می دهد. مردمان می توانند اراده کنند و به تلاش ایستند، آن گاه اگر قضا و قدر الهی خواست چیزی انجام بپذیرد و پدیدار آید، انجام می پذیرد و پدید می آید. چیزی هم که حاصل و پد یدار می آید به فرمان خداوندگاری سر بر می زند که دانشش محیط بر همه رازها و رمزهای نهان ، و آگاهیش مشتمل بر یکایک خوبیها و مصالح جهان است. : (إن الله کان علیمًا خبیرًا ) بیگمان خداوند مطّلع ( بر ظاهر و باطن مردمان و) آگاه ( از نیّات همگان ) است. در این بحث می بینیم که تا چه اندازه اسلام ، برای زن اهمّیّت قائل است و چه اندازه زن از دیـدگاه اسلام ، عزیز و مکرّم است . همچنین اسلام چه اندازه روابط دو جنس مرد و زن را می پاید، و نسبت به کانون خانواده و روابطی که جامعه با آن دارد همّت می گمارد … از یک سو می بینیم که برنامه اسلامی برای نظم و نظام خانواده ، چقدر تلاش و کوشش می ورزد، و این گوشه از زندگانی انسانی را چه اندازه به دقّت زیـر نظر می گیرد. از دیگر سو بر نمونه هائی از جدّ و جهد ایـن برنامه بزرگ، آگاهی پیدا می کنیم و می بینیم که چـه رنجهای طاقت فرسائی کشیده شده است ، بدانگاه که برنامه اسلامی خواسته است دست گروههای مسلمان را بگیرد، و ایشان را از درّه ی پست جاهلیّت برگیرد، و پلّه پلّه آنان را رو به بالا رهنمود کند، و به بلندای قلّه سر به فلک کشیده هدایت خدایشان برساند، هدایتی که جز آن هدایتی نیست.

| ۸ دی ۱۳۹۲

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 13نفر
  • بازدید امروز 35543
  • بازدید دیروز 112414
  • بازید کل 107634166

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com