پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

دوستان گرامی، وااسلاماه شدیدا به کمک مالی شما خیرین محترم نیازمند است با کمک به سایت در فعالیت های آن سهیم شوید کمک های خود را می توانید از طریق لینک زیر پرداخت نمایید http://vaislamah.com/donate ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2321
  • کل نظرات 9622
  • کل اعضا 1684
  • جدیدترین عضو اسحق
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 13968

منزلت لا إله إلاَّ الله در زندگی هر مسلمان

لا إله إلاَّ الله کلمه ای است که مسلمان در أذان و اقامهء نماز و در خطبه ها و گفتگوی خود اعلان مى کند، و بوسیله لا إله إلاَّ الله آسمانها و زمین بر پا شد، و به سبب آن تمامی مخلوقات آفریده شدند، و بوسیلهء آن پیامبران علیهم السلام فرستاده شدند، و کتابهای آسمانی نازل گردید، و حکم و شریعت الهی بر پا شد، و برای این کلمه ترازوی اعمال و کردار بنىآدم گمارده شد، و روزنامه ها بر قرار شد، بازار بهشت و دوزخ بنا شد، و بخاطر این کلمه خلیقت به دو گروه مؤمن و کافر تقسیم شدند.

پس آن سرچشمهء خلق و طاعت و ثواب و کیفر و عقاب مى باشد، و آن حقی است که برای جهانیان آفریده شد، و از این کلمه و حقوق آن پرسیده خواهند شد، و بر آن ثواب و عقاب خواهند دید، و بر آن قبله بر پا شد، و بر آن ملتها بنیان شدند، و بخاطر آن در راه خدا شمشیر کشیده شد، و این کلمه حق خدا برای تمامی بندگان خداست، پس این کلمهء اسلام و کلید بهشت مى باشد، و از آن اولین و آخرین مخلوقات سؤال خواهند شد، و دو پای بنىآدم از جای خود سپری نمى شود و نمى گذرد تا اینکه از دو چیز پرسیده شوند: چه کسی را مى پرستیدید، و چه جواب پیامبران را دادید؟

جواب اولی حقیقت (لا إله إلاَّ الله) اقرار به آن، و درک به آن، و عمل به آن است.

و جواب دومی: حقیقت أنَّ محمداً رسول الله، درک و مطیع بودن و اطاعت از اوست. [زاد المعاد ۱/۲].

و کلمه لا إله إلاَّ الله جدا کننده بین اسلام و کفر است، و آن کلمهء تقوی و پرهیزگاری است، و آن حلقه عهد و پیمان است، إبراهیم u آنرا کلمه ماندگار قرار داده است، چنانکه خداوند مى فرماید: کلمه باقیه فی عقبه لعلهم یرجعون. [الزخرف ۲۸].

[و (خداوند) آن (سخن) را سخنی ماندگار در (میان) فرزندانش قرار داد، باشد که آنان بازگردند].

و مى فرماید: شهد الله أنَّه لا إله إلاَّ هو والملائکه وأولو العلم قائماً بالقسط لا إله إلاَّ هو العزیز الحکیم. [آل عمران ۱۸].

[خداوند که(همه امور هستی) را تدبیر مى کند و فرشتگان و عالمان، گواهی دهند که معبود (حقی) جز او نیست، (آری) معبود (حقی) جز او (که) پیروزمندِ فرزانه است، نیست].

و این کلمهء اخلاص و گواهی حق، و دعوت بسوی آن حق، و براءت از مشرکان است، و به همین سبب خداوند مخلوقات را آفریده است، چنانکه مى فرماید: وما خلقت الجن والإنس إلاَّ لیعبدون. [الذاریات ۵۶].

[و جن و انس را جز برای آنکه مرا بندگی کنند نیافریده ام].

و به سبب همین کلمه است که پیامبران فرستاده شده اند، خداوند مى فرماید: وما أرسلنا من قبلک من رسول إلاَّ نوحی إلیه أنَّه لا إله إلاَّ أنا فاعبدون. [الأنبیاء ۲۵].

[و هیچ رسولی را پیش از تو نفرستادیم مگر آنکه به او وحی مى کردیم که معبود (حقی) جز من نیست، پس مرا بپرستید].

و مى فرماید: ینزل الملائکه بالروح من أمره على من یشاء من عباده أن أنذروا أنَّه لا إله إلاَّ أنا فاعبدون. [النحل ۲].

[به اراده خویش فرشتگان را با وحی بر هرکس از بندگانش که بخواهد، نازل مى کند (با این پیام) که: هشدار دهید: هیچ معبودِ (حقی) جز من نیست، پس از من پروا بدارید].

(سفیان بن عیینه رحمه الله گوید: خداوند بهترین نعمتها که بر بندگان خود عطا فرموده این است که: (لا إله إلاَّ الله) را به آنها آموخته است، و کلمه (لا إله إلاَّ الله) برای بهشتیان مانند آب یخ، برای اهل دنیاست. [کلمه الإخلاص لابن رجب ص۵۲ـ۵۳].

پس کسیکه آنرا بگوید جان و مال او مصون و محفوظ خواهد بود، و کسیکه از آن اعراض کند جان و مال او مصون نخواهد بود، بلکه جان مال او هدر است، چنانکه رسول الله (ص) مى فرماید: ((من قال لا إله إلاَّ الله وکفر بما یعبد من دون الله، حرم ماله ودمه وحسابه على الله)). [مسلم].

کسیکه (لا إله إلاَّ الله) بگوید، و به آنچه که غیر از خدا عبادت شود کفر ورزد، جان و مال او مصون بوده و اجر و پاداش او نزد خداست.

هنگام دخول کافر در دین اسلام اولین چیزی که از او خواسته مى شود همین کلمه است، چنانکه رسول اکرم (ص) معاذ بن جبل را بطرف یمن فرستاد و به او چنین فرمود: ((إنَّک تأتی قوماً من أهل الکتاب فلیکن أول ما تدعوهم إلیه شهاده أن لا إله إلاَّ الله …)). [متفق علیه].

تو بر اهل کتاب (یهود و نصاری) وارد خواهی شد، پس اولین چیزی که آنها را بسوی آن دعوت مى کنی گواهی دادن به این کلمه است که: معبودی بحق جز خدای یکتا نیست.

پس به آنچه گذشت منزلت و مقام و اهمیت این کلمه را در زندگی پی مى بریم که اولین واجبات بر بندگان است، و پایه و ستونی است که همه اعمال و کردار بر آن بنا و ساخته مى شود.

فضیلت لا إله إلاَّ الله

کلمه (لا إله إلاَّ الله) فضیلتهای بسیار دارد و نزد خداوند مکانت و منزلت عظیم و بزرگی ایفا مى کند، و کسیکه آنرا بطور یقین و صادقانه از قلب بگوید خداوند او را به بهشت وارد مى کند، و کسیکه آنرا بطور دروغین بگوید در دنیا جان و مال او مصون بوده، ولی کیفر خود را در روز قیامت خواهد دید، و (لا إله إلاَّ الله) کلمه ای کوتاه و مختصری است و حروف آن بر زبان سبک است، ولی در ترازوی اعمال سنگین مى باشد، چنانکه أبوسعید الخدرى (رض) از رسول اکرم (ص) روایت مى کند که فرمود: ((قال موسی یا رب علمنی شیئاً أذکرک وأدعوک به، قال یا موسی: قل لا إله إلاَّ الله، قال: کل عبادک یقولون هذا، قال: یا موسی لو أنَّ السموات السبع وعامرهن غیرى، والأرضین السبع فی کفه ولا إله إلاَّ الله فی کفه، مالت بهنَّ لا إله إلاَّ الله)). [الحاکم وابن حبان فی مواد الظمآن ۲۳۲۴].

موسی u بخداوند گفت: خدایا! بمن چیزی بیاموز تا با آن تو را یادآوری کنم، خداوند فرمود: بگو: (لا إله إلاَّ الله)، موسی u گفت: تمامی بندگانت آنرا مى گویند، خداوند فرمود: ای موسی اگر آسمانهای هفتگانه و آنچه در آن است از کوکب و تمامی هستىها غیر از خدا، و زمینهای هفتگانه در یک طرف ترازو و (لا إله إلاَّ الله) در طرف دیگر ترازو باشند، (لا إله إلاَّ الله) بر طرف دیگر غلبه خواهد کرد (سنگین) خواهد شد.

پس این حدیث بر این دلالت مى کند که کلمهء (لا إله إلاَّ الله) بهترین ورد مى باشد.

و عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت مى کند که رسول اکرم (ص) فرمودند: ((خیر الدعاء دعاء یوم عرفه، وخیر ما قلت أنا والنبیون من قبلی لا إله إلاَّ الله وحده لا شریک له، له الملک وله الحمد، وهو علی کل شیء قدیر)). [أحمد والترمذی].

بهترین دعاها دعای روز عرفه است، و بهترین چیزی که من و پیامبران قبل از من مى گفتند: لا إله إلاَّ الله وحده لا شریک له، له الملک، وله الحمد، وهو علی کل شیء قدیر است.

و همچنین از آنچه بر سنگینی آن در ترازوی اعمال افزون مى کند حدیث دیگری است که عبدالله بن عمرو رضی الله عنهما روایت کرده که رسول اکرم (ص) فرمودند: ((یصاح برجل من أمتی علی رؤوس الخلائق یوم القیامه فینشر له تسعه وتسعون سجلاً، کل سجل منها مد البصر، ثم یقال أتنکر من هذا شیئاً، فیقول لا یا رب، فیقال: ألک عذر أو حسنه، فیهاب الرجل فیقول لا، فیقال: بلی إنَّ لک عندنا حسنات، وإنَّه لا ظلم علیک، فیخرج له بطاقه فیها أشهد أن لا إله إلاَّ الله، وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله، فیقول یا رب ما هذه البطاقه مع هذه السجلات، فیقال: أنَّک لا تظلم، فتوضع السجلات فی کفه والبطاقه فی کفه فطاشت السجلات وثقلت البطاقه)). [الترمذی، والحاکم وغیرهما].

بر مردی از امت من در بین خلایق فریادی کرده و نود نه صحیفه(کارنامه) اعمال و کردار او را پهن کنند، و درازی این صحیفه ها تا آنجا که چشم مى بیند دور است، سپس گفته مى شود: آیا چیزی از این گناهان را انکار مى کنی؟ در جواب مى گوید: خیر ای پروردگار! گفته مى شود: آیا عذری و یا حسنه ای داری؟ آنمرد ترسیده و مى گوید: خیر، گفته مى شود: بلى حسنات و نیکىهای بسیاری برای تو نزد ماست، هرگز بر تو ظلم نمى شود، سپس یک کارت براى او بیرون آورده مى شود که در آن نوشته: أشهد أن لا إله إلاَّ الله، وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله، آنمرد مى گوید: خدایا! این کارت مقابل این همه صحیفه چه مى شود! به او گفته مى شود: بتو ظلم نمى شود، پس آن کارت را در یک کفه ترازو، و آن صحیفه ها در کفه دیگر ترازو مى گذارند، آن همه صحیفه بالا آمده، و آن کارت از سنگینى به پایین مى رود.

و این کلمه بزرگ فضایل بسیاری در بر دارد که الحافظ ابن رجب در رساله خود بنام (کلمه الإخلاص) آنرا آورده، و بر هر فضیلت آن دلیلی ذکر کرده است که من جمله چنین است:

اینکه بهای بهشت است و کسیکه آخرین کلام و سخن او در دنیا لا إله إلاَّ الله باشد به بهشت وارد مى شود، و رهائی از آتش جهنم است، و سبب مغفرت و بخشیدن گناهان مى باشد، و بهترین نیکىهاست، و گناهان و خطایا را محو و نابود مى کند، و ایمان را در قلب تجدید مى نماید، و صحیفهء اعمال را سنگین مى کند، پرده ها را گشوده تا به خدا برسد، و کلمه ای است که خداوند قائل آن را تصدیق مى نماید، و آن بهتریـن کلمه است که پیامبران بر زبان آورده اند، و بهترین وردهاست، بهترین اعمال وکردارهاست که چند برابر مى شود، وبا آزاد کردن برده ای در اجر ثواب دارد، پناه دهنده از شیاطین است، امان از وحشت قبر و هول و سختی روز محشر است، و آن شعار مؤمنین هنگام برخواستن از قبرهاست، و از جمله فضیلتها آن، اینکه دروازهای هشتگانه بهشت را بر گوینده آن باز شده و از هر دری که بخواهد داخل مى شود، و از فضایل آن این است که: اگر هم اهل این کلمه بسبب تقصیر در حقوق آن به دوزخ وارد شوند حتماً از آن خارج خواهند شد و در آن مندگار نمى شوند، این مطالبی است که ابن رجب در کتاب خود ذکر کرده و برای هر یک از آن دلیل آورده است. [کلمه الإخلاص ص۵۴ ـ ۶۶]

اعراب کلمه لا إله إلاَّ الله در لغت
اگر فهم و درک معنای جمله ای بر اعراب آن متوقف باشد، علماء رحمت الله علیهم اهمیت زیادی به کلمهء لا إله إلاَّ الله داده اند، چنانکه گفته اند:

(لا): نافیه بر جنس است.

(إله): اسم آن مبنی بر فتح مى باشد، که خبر آن محذوف و تقدیر آن خبر (حق) است، یعنی: لا إله بحق.

(إلاَّ الله): مستثنى از خبر مرفوع است.

(الإله): معناى آن قابل پرستش مى باشد.

و آن است که قلبها او را بمقام خدائی خوانده اند، شوق و میل بطرف اوست که بر آنان نفعی برساند، و یا ضرری از آنان بر طرف نماید.

و کسانىکه خبر آنـرا کلمهء (موجـود، یا معبود) خوانده اند صحیح نیست، زیرا معبودات بسیاری از بتها و قبرها و غیر از اینها هستند، ولی معبود بحق خدای یکتاست، و غیر از او تمامی معبودات باطل، و پرستش آنها غیر صحیح مى باشد، و این از واجبات و مستلزمات دو رکن لا إله إلاَّ الله مى باشد.

ارکان و شروط و معنای آن.

لا إله إلاَّ الله دورکن دارد:

الأول: نفی، و دوم: اثبات.

و مقصود از نفی: تمامی معبودات غیر از خدای تعالی از سائر مخلوقات را نفی کرده است.

و مقصود از اثبات: اثبات خداوندگی و پروردگاری است که خدای حق و قابل ستایش و پرستش است، و همهء معبوداتی که مشرکین آنرا قابل پرستش دانسته اند باطل و مردود است، خداوند مى فرماید: ذلک بأنَّ الله هو الحق وأنَّ ما یدعون من دونه هو الباطل(. [الحج ۶۲].

[این از آن است که خداوند بر حق است، و آنچه را به جای او (به نیایش) مى خوانند باطل است].

امام ابن القیم رحمه الله گوید:دلالت لا إله إلاَّ الله، معبودی بحق جز خدای یکتا نیست، بر اثبات عبودیت بزرگتر و عظیم تر از دلالت قول: خدا معبود است مى باشد، زیرا قول خدا معبود است، معبودات دیگر غیر از خدا را نفی نمى کند، بخلاف قول لا إله إلاَّ الله، که مستلزم انحصار پرستش بر خداى یکتا، و نفی غیر از او مى باشد.

و کسانیکه کلمه (الإله) را فقط به قادر بر اختراع تفسیر کرده اند به خطا رفته اند.

و الشیخ سلیمان بن عبدالله در شرح(کتاب التوحید) چنین گفته اند:

اگر گفته شود: دانستیم که معناى (الإله) ، و (الإلهیه) یعنی معبود و معبودیت، پس جواب کسیکه مى گوید: معناى (إله) قادر بر اختراع بودن و مانند این عبارتها چیست؟

جواب این مى تواند به دو جهت باشد:

أولاً: اینکه این گفتار ساختگی است، و کسی از دانشمندان لغت آنرا نگفته است، و قول علماء و دانشمندان لغت آنچه ما قبلاً در رکن لا إله إلاَّ الله ذکر کردیم مى باشد، پس این قول باطل است.

ثانیاً: اگر فرضاً آنرا هم قبول کنیم، باز هم تفسیر به لازم معنای (الإله) است، و چون لازمهء (إله) بودن قادر بر اختراع مى باشد، و هرگاه چنبن نباشد معبود بحق نیست، اگر هم اسم آن معبود باشد، و مقصود این نیست که هرکس بداند که معبود قادر بر اختراع مى باشد مسلمان است، و به بهایت به بهشت مى رسد، این مقوله کسی از علمای اسلام نگفته است، چون لازمهء آن این است که تمام کفار عرب مسلمان باشند!! اگر هم فرض کنیم بعضی از علمای متأخرین چنین گفته باشند خطا کرده اند، و مى توان باستناد بر دلایل عقلی و نقلی بر آن جواب داد. [تیسیر العزیز الحمید ص۸۰].

معنى و واجبات لا إله إلاَّ الله

گوینده (لا إله إلاَّ الله) هیچ نفعی نخواهد برد مگر با هفت شرط:

۱ ـ علم و معرفت به معنای آن بطور نفی و اثبات، پس کسیکه آنرا بر زبان آورده و معنی و واجبات آنرا نمى داند هیچ نفعی به او نمى رساند، زیرا اعتقاد آنچه بر آن دلالت کرده نداشته است، مانند کسیکه با زبانی سخن گوید که آنرا نمى داند.

۲ ـ یقین داشتن به آن، و آنهم کمال معرفتی که منافی شک و تردید است.

۳ ـ اخلاص داشتن در آن اخلاصی منافی شرک، و این مدلول (لا إله إلاَّ الله) مى باشد.

۴ ـ صادق و راستگو بودن در اعتقاد به آن، که منافی نفاق است، زیرا منافقین با زبانهای خود آنرا تلفظ کرده و قلبهایشان به معنای حقیقی آن اعتقاد ندارند.

۵ ـ عشق به این کلمه و به آنچه دلالت مى کند، و مسرور شدن به این عشق بخلاف رفتار منافقین.

۶ ـ تسلیم شدن بحقوق این کلمه، به انجام اعمال و کرداری که از مستلزمات اخلاص در آن برای خدا و خشنودی او است.

۷ ـ پذیرفتن منافی سرباز زدگی و آنهم با اطاعت از اوامر خدا و ترک منهیات او سبحانه. [فتح المجید ص۹۱].

و این شروط علماء و دانشمندان از قرآن و سنت پیامبر اکرم (ص) که بخصوص این کلمهء بزرگ و بیان حقوق و شروط آن وارد شده استنباط کرده اند، نه اینکه مجرد لفظی است که آنرا فقط بر زبان آورد.

از آنچه گذشت واضح شد که معنای (لا إله إلاَّ الله) یعنى هیچ معبود بحقی جز خدای یکتا نیست، و او خدایی است که یگانه است، و هیچ شریکی ندارد، زیرا او مستحق عبادت مى باشد، بنابر این کلمه عظیم شامل آن است که غیر از خدای یکتا، سائر معبودات خدای نبوده و باطل است، زیرا مستحق عبادت و پرستش نیست.

بهمین سبب است که در بیشتر مواضع امر به عبادت خدا متصل به نفی عبادت غیر از خدا مى آید، چرا که عبادت خدا با شریک قائل شدن با او، صحیح نیست، چنانکه خداوند مى فرماید: واعبدوا الله ولا تشرکوا به شیئاً. [النساء ۳۶].

[و خداوند را پرستش کنید و چیزی را با او شریک نیاورید].

و مى فرماید: فمن یکفر بالطاغوت ویؤمن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی لا انفصام لها والله سمیع علیم(. [البقره ۲۵۶].

[پس هرکس که به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، (بداند) که به دستاویزی (بس) محکم چنگ زده است (که) آن گسستنی ندارد، و خداوند شنوای داناست].

و مى فرماید: ولقد بعثنا فی کل أمه رسولاً أن اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت. [النحل ۳۶].

[و به یقین در (میان) هر امتى رسولی را برانگیختیم، (با این دعوت) که: خداوند را بندگی کنید و از طاغوت بپرهیزید].

و رسول الله (ص) مى فرماید: ((من قال لا إله إلاَّ الله وکفر بما یعبد من دون الله حرم دمه وماله)). [مسلم].

هرکس بگوید: معبودی بحق جز خدای یکتا نیست، سپس به آنچه غیر از خدا پرستش مى شود کفر ورزد، جان و مال او مصون است.

و هر پیامبری به قوم خود مى فرماید: اعبدوا الله ما لکم من إله غیره(. [الأعراف ۵۹].

[خدا را بپرستید، جز او هیچ معبودِ(حقی) ندارید].

و غیر از این دلایل و براهین.

امام ابن رجب رحمه الله گوید: تحقیق این معنی و بیان آن قول بنده: (لا إله إلاَّ الله) مستلزم این است که از او اطاعت شود، و معصیت او نشود، و هیبت و شکوه و بزرگواری و عظمت و دوستی و ترس و دعا همه برای او عز وجل باشد، و دعا کردن غیر از او صحیح و جایز نیست.

بهمین سبب رسول الله (ص) به کفار قریش فرمودند: ((قولوا لا إله إلاَّ الله))، بگوئید: هیچ معبودی بحق جز خدای یکتا نیست، در جواب گفتند: أجعل الآلهه إلهاً واحداً إنَّ هذا لشیء عجاب. [ص ۵].

[آیا (همهء) معبودان را یک معبود قرار داده است؟ بىگمان این چیزی شگفت است].

و از این کلمه دانستند که عبادت تمامی بتها باطل، و عبادت را به خدای یکتا منحصر مى کند، در حالیکه کفار چنین نمى خواهند، پس معنای لا إله إلاَّ الله و موجبات آن یگانه دانستن خدای یکتا به عبادت، و ترک عبادت غیر از او مى باشد.

و اگر بنده کلمه لا إله إلاَّ الله را گفت، یگانگی خدا را به عبادت اعلان کرده، و عبادت غیر از خدا را باطل نموده است.

اعتقاد برخی این است که معنای لا إله إلاَّ الله یعنی اقرار کردن به اینکه خدا وجود دارد، و او خالق و قادر بر اختراعات و مانند اینهاست، و یا اینکه معنای آن: حاکمیت فقط برای خداست، و گمان مى برند کسىکه این اعتقاد را داشته باشد و این را تفسیر (لا إله إلاَّ الله) بداند توحید حقیقی را پیاده کرده است، اگر هم هر چه از عبادت غیر از خدا بخواهد انجام دهد! و معتقد باشد که مردگان نفع و ضرر مى رسانند، و به آنها بوسیله قربانی و نذر کردن و طواف بر قبرهاىشان و تبرک به خاک آن قبرها قربت و نزدیکی کند.

اینها ندانسته اند که مشرکین صدر اسلام با آنها در این عبادت شرکی متفق و شریکند، در حالیکه آن مشرکین مى دانستند که خدا روزی دهنده و قادر بر اختراعات مى باشد و به این اقرار داشتند، و مى گفتند ما غیر از خدا را نمى پرستیدیم جز برای اینکه ما را به خداوند نزدیک کند، نه اینکه بتها، خالق و روزی دهنده مى باشند! پس حاکمیت جزوی از معنای لا إله إلاَّ الله است نه اینکه تمام معنای حقیقی آن مى باشد، زیرا حکم به شریعت الهی در حقوق شخصی و کیفرها و مجازات شرعی و دادخواهی با وجود شرک و شرک آوردن بخدا در عبادت او کافی نیست.

و اگر معنای لا إله إلاَّ الله آن بود که اینها گمان کرده بودند، پس بین رسول اکرم (ص) و بین مشرکین صدر اسلام هیچ جهادی نبود! بلکه به دعوت رسول اکرم مى شتافتند و اقدام مى کردند، اگر به آنها مى گفت اقرار کنید که خدا قادر بر اختراعات است، و خدا وجود دارد، یا اینکه مى گفت: در جان و مال و کیفرها به حکم خدا قضاوت کنید، ولی در عبادت خدا ساکت مى شد.

لیکن آن مشرکین عرب زبان را خوب مى دانستند که اگر گفتند: (لا إله إلاَّ الله) به باطل بودن عبادت بتها اقرار کرده اند، و این کلمه مجرد تلفظ به آن نیست، به همین جهت از آن دوری جستند و گفتند: أجعل الآلهه ألهاً واحداً إنَّ هذا لشیء عجاب. [ص ۳۲].

[آیا (همهء) معبودان را یک معبود قرار داده است؟ بىگمان این چیزی شگفت است].

چنانکه خداوند به حکایت از آنها مى فرماید: إنَّهم کانوا إذا قیل لهم لا إله إلاَّ الله یستکبرون ویقولون أئنا لتارکوا آلهتنا لشاعر مجنون. [الصافات ۳۵ـ۳۶].

[آنان (چنان) بودند که چون به آنان گفته مى شد: هیچ معبودِ (بحقی) جز خداوندِ (یگانه) نیست، سرکشی مى کردند. و مى گفتند: آیا ما معبودانِ خویش را به خاطر (سخنِ) شاعری دیوانه ترک گوییم؟].

پس دانستند که کلمه (لا إله إلاَّ الله) مستلزم ترک عبادت غیر خدا، و یگانه دانستن خدای متعال در عبادت مى باشد، و اینکه اگر این کلمه را گفته و در عبادت بتها ادامه مى دادند، با خود تناقض کرده بودند، در حالیکه آنها از تناقض اکراه داشته و بدشان مى آمد.

خلاصه اینکه هرکس این کلمه را آگاهانه بگوید، و مستلزمات ظاهری و نهان آنرا بجای آورد از نفی شرک و اثبات عبادت برای خدا با اعتقاد قاطع به آنچه متضمن آن است انجام داده عمل کند، او مسلمان حقیقی است.

و کسیکه آنرا بگوید و به آن عمل کند و موجبات آنرا بطور ظاهری انجام دهد، بدون اعتقاد قاطع بر آنچه بر آن دلالت دارد، او منافق مى باشد.

و کسیکه به زبان گفته و عمل او مخالف آن باشد با انجام شرک که منافی توحید است، او مشرک و مخالف آن کلمه است، زیرا باید آن کلمه را بر زبان آورد، و معنای آن را دانست، چون آن وسیله ای برای انجام واجبات آن است، چنانکه خداوند مى فرماید: إلاَّ من شهد بالحق وهم یعلمون. [الزخرف ۸۶].

[مگر کسانى که آگاهانه بر حق شهادت و گواهی داده(و خدا را به یگانگی پرستیده) باشند].

و عمل به موجبات آن: عبادت خدای یکتا و کفر به آنچه غیر از خدا عبادت مى شود است، و این هدف نهائی از این کلمه مى باشد.

و از موجبات کلمه (لا إله إلاَّ الله) قبول شریعت و آئین الهی در عبادات و معاملات خرید و فروش و حلال و حرام، و عدم قبول قانونی که از طرف غیر خداىتعالی مقرر شده است، چنانکه خداوند مى فرماید: أم لهم شرکاء شرعوا لهم من الدین ما لم یأذن به الله(. [الشورى ۲۱].

[آیا (کافران) شریکانی دارند که از دینْ آنچه را که خداوند به آنان اجازه نداده است، مقرر داشته اند؟].

پس بایستی شریعت خدا را در عبادتها و معاملات خرید و فروش و قضاوت بین مردم در آنچه اختلاف کردند، در قوانین مدنی و غیر از آن قبول کرد، و قوانین رسمی کشور که از غیر شریعت خدا گرفته شده است مردود دانست، و معنای آن رد کردن تمامی بدعتها و خرافات که شیطانهای انس و جن آنرا در عبادت ایجاد مى کنند، و کسىکه چیزی از آنها را قبول کند مشرک است، چنانکه خداوند مى فرماید: أم لهم شرکاء شرعوا لهم من الدین ما لم یأذن به الله. [الشورى ۲۱].

[آیا (کافران) شریکانی دارند که از دینْ آنچه را که خداوند به آنان اجازه نداده است، مقرر داشته اند؟].

و همچنین مى فرماید: وإن أطعتموهم إنَّکم لمشرکون. [ الأنعام ۱۲۱].

[و اگر از آنان(شیاطین صفتان و اولیای آنان) پیروی کنید، بى گمان(مثل ایشان) مشرک خواهید بود].

و همچنین مى فرماید: اتخذوا أحبارهم ورهبانهم أرباباً من دون الله(. [التوبه ۳۱].

[احبار(علماء) و رهبانشان(پارسایان) را به جای خداوند، به خدای گرفته اند].

و در حدیث آمده که: رسول اکرم (ص) این آیه را بر صحابى جلیل عدی بن حاتم الطائى (رض) تلاوت فرمودند، عدی به رسول اکرم (ص) گفت: ((یا رسول الله لسنا نعبدهم، قال: ألیس یحلون لکم ما حرم الله فتحلونه، ویحرمون ما أحل الله فتحرمونه، قال: بلی، قال النبی (ص): فتلک عبادتهم)). [الترمذی ۳۰۹۴].

ای رسول خدا، ما آنها را نمى پرستیم، فرمود: آیا حلال نمى کنند آنچه خدا آنرا حرام دانسته، و حرام نمى کنند آنچه خدا آنرا حلال دانسته؟ عدی گفت: بلى، آنحضرت (ص) فرمود: آن همان عبادت کردن آنهاست.

الشیخ عبدالرحمن بن حسن رحمه الله گوید:

پیروی از آنان در معصیت، در حقیقت عبادت غیر خداست، و با اطاعت کردن از آنان، آنها را ارباب و خدایان گرفته اند، چنانکه واقع این امت چنین است، و این همان شرک اکبر است که مخالف و منافی توحیدی که دلالت بر گواهی دادن: معبودی بحق جز خدای یکتا نیست … مى باشد، پس واضح گردید که کلمه اخلاص انکار کننده تمامی اینهاست، زیرا مدلول این کلمه را منفی مى کند. [فتح المجید ص ۱۰۷].

و همچنین دستورهای غیر إلهی و قوانین(رسمی کشور که غیر اسلامی است) بایستی در جوامع اسلامی رها شود و تحاکم فقط به کتاب خدا صورت گیرد.

خداوند مى فرماید: فإن تنازعتم فی شیء فردوه إلى الله والرسول. [النساء ۵۹].

[هرگاه در چیزی اختلاف کردید، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، آن را به حکم خدا و رسول او بازگردانید].

و همچنین مى فرماید: وما اختلفتم فیه من شیء فحکمه إلی الله ذلکم الله ربی. [الشورى ۱۰].

[و در هر چیزی که در آن اختلاف پیدا کنید، حکمش به خدا احاله مى گردد، این است خداوند، پروردگار من].

و کسىکه به شریعت خدا قضاوت نمى کند، خداوند او را کافر و فاسق و ظالم دانسته است، و ایمان را از او نفی کرده است، و این بر آن دلالت مى کند که قضاوت به غیر شریعت خدا، اگر حاکم آنرا صحیح بداند، و یا اینکه حکم بغیر از شریعت خدا بهتر و سزاوارتر بداند، کفر و شرکی است که با توحید و یگانگی خدا منافات دارد، و با کلمه (لا إله إلاَّ الله) تناقض شدید دارد.

ولی اگر آنرا صحیح نداند، و اعتقاد دارد که قضاوت به شریعت خدا واجب است، ولی هوی و هوس او را وادار کرد که با قول خود مخالفت کرده به قوانین غیر از اسلام حکم نماید، کفر و شرک اصغر بشمار مى رود، که مخالف کلمه (لا إله إلاَّ الله) و موجبات و لوازم آن است.

پس کلمه (لا إله إلاَّ الله) روش و طریقه متکاملی است که باید بر تمامى زندگی مسلمانان چیره و حکمفرمائی کند، و کلمه ای نیست که برای برکت و اوراد و اذکار صبح و شام بدون فهم معنی و عدم عمل به لوازم و مقتضای و عمل کردن بر منهج حقیقى آن بر زبان تلفظ شود، چنانکه بیشتر کسانیکه با زبان آنرا تلفظ کرده و در اعتقاد و تصرفات خود با آن مخالف هستند این را تصور مى کنند.

و از لوازم و مقتضای (لا إله إلاَّ الله) اثبات اسما الله و صفات بارىتعالی که خود را به آن نامیده، یا اینکه رسول اکرم (ص) خدا را به آن نامیده و توصیف کرده است، مى باشد، خداوند مى فرماید: ولله الأسماء الحسنی فادعوه بها وذروا الذین یلحدون فی أسمائه سیجزون ما کانوا یعملون. [الأعراف ۱۸۰].

[و خداوند نامهای نیک دارد، پس به آن (نامها) او را به (دعا) بخوانید، و آنان را که در نامهایش کجروی مى کنند، رها کنید، (سزای) آنچه را مى کردند، خواهند دید].

در کتاب فتح المجید آمده: اصل إلحاد و کفر در کلام عرب منحرف شدن از راه و میل و ظلم است و اسماء الله و اوصافی که خداوند با آن شناخته مى شود و بر کمال او جل وعلا دلالت مى کند است.

و همچنین در ص (۵۳۷ ـ ۵۳۸) کتاب فتح المجید و در کتاب مدارج السالکین (۱/۲۹) آمده که: پس الحاد و کفر در باب اسمهای خداىتعالی در آنچه انکار مى کنند، یا انکار معنای حقیقی آن، و یا تحریف و اخراج آن با تأویل غیر صحیح، و یا قرار دادن نامها برای مخلوقات چنانکه اهل اتحاد و حلول گویند، است، زیرا آنها این نامها را گرفته اند و نامیده اند، این هستی و دنیا را … پس کسىکه در نامها و صفات با تعطیل و تأویل و تفویض آن، و آنچه بر معنای جلیل و بزرگوار آن دلالـت دارد کفـر ورزد، چنانـکه گروه های جهمیه و معتزله و اشاعره به آن اعتقاد دارند، با معنای حقیقی کلمه (لا إله إلاَّ الله) مخالفت کرده است، زیرا معبود آن است که با اسماء و صفات او، دعا و توسل مى شود، چنانکه خدا مى فرماید: )فادعوه بها(، و کسىکه نه اسم و نه وصف دارد، چگونه معبود خواهد بود؟ و چگونه به او و بطرف او دعا مى شود؟

الإمام ابن القیم مى گود: مردم در بیشتر احکام اختلاف نظر دارند، ولی در آیات صفات و اخبار آن در یک موضع هم اختلاف نکرده اند، بلکه صحابه و تابعین بر اقرار و مرور بر آن با فهم معانی واثبات حقیقت آن اتفاق کرده اند، پس اینجا واضح مى گردد که این دو (نامها و صفات خدا)، از بزرگترین انواع آن است، و عنایت به شرح آن بهتر است، زیرا از کمال تحقیق شهادتین و اثبات آن از لوازم توحید است که خداوند و رسول خدا (ص) آنرا شرح کافی داده اند که هیچ لبس و اشکالی در آن نیست.

و آیات احکام جز خواص مردم، معنای آنرا کسی دیگر درک نمى کند.

ولى آیات صفات در فهم و ادراک آن هر دو، خواص و عوام مشترکند، مقصود من فهم اصل معنی، نه فهم حقیقت و چگونگی آن است، [مختصر الصواعق المرسله ۱/۱۵].

همچنان مى گوید: این امر با سرشت و عقل سلیم و کتابهای آسمانی واضح است که: کسىکه صفات کمال و جلال ندارد اله و مدبر و معبود نخواهد بود، بلکه مذموم و ناقص و عیب دار است، و برای او ستایش و حمد و سپاس نه در اول، و نه در آخر مى باشد، بلکه برای کسی خواهد بود که صفات کمال و جلال دارد، که برای آن مستحق سپاس و حمد است، و براى همین سلف صالح کتابهای خود را که شامل اثبات صفات خدا و علو آن در خلق و کلام آن مى باشد توحید نامیده اند، زیرا نفی و انکار آن کفر و حجود به خالق آن است، و اثبات صفات کمال و تنـزیه آن از تشبیه و نقص توحید و یگانگی اوست . [مدارج السالکین ۱/۲۶].

۵ ـ چه وقت قول (لا إله إلآَّ الله) برای انسان منفعت دارد؟ و چه وقت منفعت ندارد؟

قبلاً گفتم که باید کلمه (لا إله إلاَّ الله) با شناخت و معرفت معنی و عمل به لوازم آن همراه باشد، ولی وقتی بعضی از نصوص وارده وجود دارد که ممکن است گمان شود که مجرد تلفظ به آن کافی است، و بعضی از مردم این گمان را کرده اند، موضوع احتیاج به بیان داشت تا این گمان از بین برده شود آنهم برای کسىکه حق را مى طلبد.

الشیخ سلیمان بن عبدالله رحمه الله گوید: در حدیث عتبان که در آن چنین آمده: ((فإنَّ الله حرم علی النار من قال لا إله إلاَّ الله یبتغی بذلک وجه الله)). [متفق علیه].

خداوند بر آتش جهنم حرام کرده کسىکه بگوید: لا إله إلاَّ الله، وآنهم خاص و خلوص برای خدا باشد.

گفت: بدان که احادیثی وارد شده که ظاهر آن چنین است: کسىکه شهادتین را گواهی دهد، خداوند او را بر آتش جهنم حرام نموده است، مانند این حدیث، و حدیث أنس که: ((کان النبی (ص) ومعاذ ردیفه علی الرحل، فقال: یا معاذ: قال لبیک یا رسول الله وسعدیک، قال: ما من عبد یشهد أن لا إله إلاَّ الله وأنَّ محمداً رسول الله إلاَّ حرّمه الله علی النار)). [البخاری].

پیامبر (ص) بر چهار پائی سوار بود و معاذ پشت سرش سوار بود، آنحضرت (ص) فرمود: ای معاذ؟ در جواب گفت: گوش بفرمانم یا رسول الله، گفت: هیچ بنده ای گواهی ندهد که معبودی بحق جز خدای یکتا نیست، و محمد فرستاده خداست مگر اینکه خداوند آتش جهنم بر او حرام گرداند.

و در ورایت مسلم از عباده روایت است که فرمودند: ((ومن شهد أن لا إله إلاَّ الله وأنَّ محمداً عبده ورسوله حرّمه الله علی النار)). [مسلم].

هر کس گواهی دهد که معبودی بحق جز خداى یکتا نیست، و محمد فرستاده خداست، خداوند او را بر آتش جهنم حرام مى گرداند.

و احادیث دیگرى وارد شده که: هر کس گواهی به شهادتین دهد به بهشت داخل مى شود، و در آن جملهء (خدا او را بر آتش جهنم حرام مى کند) نیست، مانند حدیث عباده که گذشت، و حدیث أبى هریره که روایت مى کند که در غزوه تبوک با رسول الله (ص) بودند، و در حدیث آمده که: ((أشهد أن لا إله إلاَّ الله وأنی رسول الله، لا یلقی الله بها عبد غیر شاک فیحجب عن الجنه)). [مسلم].

گواهی مى دهم که معبودی بحق جز خدای یکتا نیست و من فرستاده خدا هستم، هیچ کس با این دو گواهی خدا را ملاقات کند، در حالیکه در آن شکی بر دل ندارد، مگر اینکه او از دخول بهشت جلوگیری نحواهد شد.

آنچه شیخ الإسلام ابن تیمیه در این باره گفته است:

الشیخ سلیمان گوید: و بهترین مقالی که در معنای لا إله إلاَّ الله گفته شده، قول ابن تیمیه و غیره است که چنین گفته اند: این احادیث برای کسی است که آنرا بگوید سپس بر آن بمیرد، چنانکه بطور مقید آمده است، و آنرا بطور خالص و بطور یقین از قلب بگوید، و در آن هیچ شک و تردیدی در قلب نداشته باشد، بلکه با صدق و یقین باشد، زیرا حقیقت توحید فراز روح بسوی خداست، پس کسى که گواهی دهد به لا إله إلاَّ الله بطور خالص از قلب خود به بهشت داخل مى شود، چون اخلاص سوق دادن قلب بسوی خداوند است، به اینکه از گناهان خود صادقانه و مخلصانه توبه کند، و اگر در این حال بمیرد بهشت را کسب کرده است.

چون احادیث بسیاری بطور متواتر و پی در پی به اینکه کسى که بگوید لا إله إلاَّ الله و در قلب او مانند وزن یک دانه از جو، و یا وزن یک ذره، و یا وزن یک خردلی از خیر و نیکی باشد، از آتش جهنم بیرون خواهد آمد.

همچنین بطور متواتر آمده که، بیشتر کسانى که مى گویند: لا إله إلاَّ الله به جهنم وارد شده، سپس از آن بیرون مى آید.

و متواتر است که: خداوند اثر و نشانه سجود بنىآدم را بر آتش جهنم حرام کرده، پس اینها برای خدا نماز مى خواندند و برای او سجده مى کردند.

و متواتر است که: کسىکه بگوید: لا إله إلاَّ الله، و گواهی دهد که معبودی بحق غیر از خدای یکتا نیست، و محمد فرستاده خداست، بر آتش جهنم حرام مى گردد.

لیکن اینها مقید به شرطها و میزان های سنگین و دشوار است، و بیشتر کسانىکه این کلمه را تلفظ مى کنند اخلاص و یقین را نمى دانند، و کسىکه اخلاص و یقین ندارد بر او بیم مى رود که در نزد مردن فتنه بر او آید، و بین او و بین کلمه لا إله إلاَّ الله پرده و فاصله گردد و نتواند قبل از مردن این کلمه را بگوید.

و بیشتر کسانىکه این کلمه را مى گویند بطور تقلید کورکورانه و بطور عادتى تلفظ مى کنند، و شیرینی ایمان در قلب آنها جای نگرفته، و غالب کسانىکه در نزد مردن و در قبرها بر آنها فتنه مى آید از این اشخاص هستند، چنانکه در حدیث آمده: ((سمعت الناس یقولون شیئاً فقلته))، شنیدم مردم چیزی مى گویند، من هم همان را تکرار کردم.

و بیشتر اعمال و کردار اینها هم تقلید و پیروی کورکورانه است، و این آیه بر آنها ضرب المثل مى آید: إنا وجدنا آباءنا علی أمه وإنّا علی آثارهم مقتدون. [الزخرف ۲۳].

[ما پدرانمان را (پایبند) به آیینی یافته ایم و بىگمان بر رد و نشانِ آنان اقتدا مى کنیم].

در اینحال هیچ منافات و اختلافی بین احادیث سابق وجود ندارد، زیرا اگر آنرا بطور اخلاص و یقین بگوید، هرگز بر گناهی اصرار نکرده است، و کمال اخلاص و یقین او موجب مى شود که خداوند از هر چیز براى او محبوبتر باشد، پس در اینحال هرگز در قلب او اراده و خواست حرام و مکروهی نیست، و این است که بر آتش جهنم حرام خواهد بود، اگر هم قبل از این گناهی داشته باشد، زیرا این ایمان، و این توبه و اخلاص، و این محبت و یقین، گناهی برای او باقی نخواهد گذاشت، بلکه همه آنرا محو و نابود خواهد کرد، چنانکه شب با روز محو مى شود، [تیسیر العزیز الحمید بشرح کتاب التوحید ص۶۶ـ۶۷).

شبهه دیگری دارند، مى گویند که رسول الله (ص) بر اسامه انکار کرد، وقتی مردی را کشت که گفت: (لا إله إلاَّ الله)، آنحضرت به او فرمود: ((أقتلته بعد ما قال لا إله إلاَّ الله))، آیا بعد از اینکه گفت لا إله إلاَّ الله، او را کشتی؟ و احادیث دیگری که از کشتن گوینده این کلمه ممنوع مى کند، و مقصود این جاهلان و نادانان این است که هرکس این کلمه را بگوید کافر نیست و کشته نمى&

| ۳۱ مرداد ۱۳۹۱
۴ پاسخ به “معنای “لا اله الا الله””
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    ثنا says:

    سلام
    ممنون از زحماتتون
    موفق باشید برو و لینک زیر رو راجع به عذاب دنیا بخون واقعیه

  2. وضعیت کاربر : مهمان
    علی رستمی says:

    سلام خسته نباشید، از اینکه زحمت میکشید ومطالب آموزنده در سایت میگذارید از طرف خودم و خانواده ام تشکر میکنم.
    بسیاری از مردم اطلاعات و توانایی استفاده سایت را ندارند اگر این مطالب را به صورت کتاب در بیاورید و با قیمت مناسبی در اختیار مردم قرار دهید خیلی از مردم میتوانند از این مطالب استفاده کنند.
    با تشکر


  3. toloue says:

    سایتتون فوق العاده س جون مطالبش فوق العاده س خداوند جزای خیر فوق العاده زیای به شما بدهد.امین


  4. mahsa says:

    اصلا تا بحال نمی دونستم لااله الاالله اینقد عظمت داره نزد خدای مون باید قدرشون دونست

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 28نفر
  • بازدید امروز 137722
  • بازدید دیروز 110002
  • بازید کل 100847316

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com