قال رسول الله صلي الله عليه وسلم : إذا سألت فاسأل الله وإذا استعنت فأستعن بالله - هرگاه خواهش ونیازی داری ، از خدا بخواه وهرگاه یاری وکمک خواستی از خدا یاری بخواه .......... صدیق کسی است که میان پندار و گفتارش تعارض و دوگانگی نباشد.- شیخ عبدالقادر گیلانی .......... وقتي به دنيا مي ‌آييم در گوشمان اذان مي‌ خوانند، وقتي از دنيا مي ‌رويم بر ما نماز مي‌خوانند، زندگي چقدر كوتاه است، فاصله‌ي اذان تا نماز .......... هیچ دو نفری بر معصیت پروردگار جمع نمی‌شوند مگر اینکه با معصیت از هم جدا خواهند شد. — زین العابدین علی بن حسین (رحمه الله) ......
چند میلیون ایرانی نام محمد را دارند؟ ...       پیروزی ملت عزیز ایران مبارک باد ...       رمز موفقیت من «قرآن» است       تقاضانامه کانون وکلای مسلمان برای دستگیری «باراک اوباما ...       چگونه اسلام آورده و مسلمان شویم ...       معرفی ۵ مسجد زیبای جهان       حکم جراحی پلاستیک ( جراحی زیبایی) چیست؟ ...       اولین کسانی که به رسول خدا ایمان آوردند ...       روزنامه دیلی میل: دین اسلام، دین آینده انگلیس است ...       تصاویر مقایسه ای مساجد پر و کلیساهای خالی انگلستان ...       مسلمانان تاتارستان مسلمانی خود را جشن گرفتند ...       دانلود ترتیل کامل قاری سید رمضان ...       حکم تماشای شبکه ماهواره ی فارسی وان ...       چند سوال و جواب در مورد ماهیت نماز تراویح ...       جوان ترین پزشک زن جهان یک مسلمان فلسطینی است ...       دانلود سرودهای اسلامي (جدید)       اسلام؛ در سال ۲۰۲۰ دین اول کشور انگلیس خواهد شد ...       حکم طریقت در اسلام چیست؟       کودک نابغه مصری؛حفظ قرآن و 11هزار حدیث در 130 روز ...       احادیث قدسی چیست ؟      
تحقيقي پيرامون ماجراي غديرخم
احمد |موضوع: تاريخ اسلام و مسلمانان | بازديدها: 2937 | 23 آبان 1390


عده معتقدند که پیامبر صلى الله علیه وسلم  امامت حضرت علی را معین کرد و او را به عنوان خلیفه بعد از خود تعیین نمود و چنین استدلال کردند:

وقتی که رسول خدا در هجدهم ذی حجه از حجه الوداع بازگشت و به مکانی که آن را غدیر می نامیدند رسید در آنجا توقف کردند و در حق علی فرمودند: “من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه  وعاد من عاد.

“هر کسی من دوست او هستم علی هم دوست اوست، خداوند یاور کسی باش که یاور اوست و دشمن کسی باش که دشمن اوست”

برای آشنائي بیشتر با دلایل اهل تشیع به کتاب الغدیر علامه امینی مراجعه شود.

که به فرض صحت آن، مطلبی در آن نیست که اشاره نماید که او برای خلافت ازدیگری برتر و اولی است ولفظ مولی هم به معنای امام به کار نمی رود، این از یک جهت و اما از جهت دیگر آن حضرت صلى الله علیه وسلم  فرمودند هر کس من مولای او هستم پس علی  مولای اوست، یعنی در زمان حیات و بعد از رحلت آن حضرت، پس اگر این قول دلیل بر ولایت علی باشد، لازمه اش این است که باید در زمان پیامبر صلى الله علیه وسلم  هم سرپرستی و مسئولیت امور را داشته باشد چرا که او بنابر این قول شریک آن حضرت  در رهبری و ولایت است در حالی که کسی که شریک رسوخدا  نیست وبه فرض اگر این روایت دلالت اولویت کند، لازم نیست بر الویت در رهبری و خلافت دلالت کند اگر چنین می بود،همانا می فرمودند: “اللهم وال فی تصرفه وعاد من لم یکن کذلک"[2].

يعني: خداوند یاور کسی باش که تحت اختیار و فرمان اوست و دشمن کسی باش که تحت اختیار او نیست.

لازم نبود پیامبر صلى الله علیه وسلم  امتش را در سر در گمی قرار دهد تا در بین شان نزاع بوجود آید.

نعوذ بالله پیامبر صلى الله علیه وسلم  مردم آزار بود؟ پس حدیث ((من کنت مولاه. . . ) فقط دلالت بر قدرت و منزلت والای علی  می کند، اگر غیر از این باشد جا دارد که بپرسیم اگر مقصود پیامبر  از این مطلب خلافت بوده چه چیزی مانع شد که در آن اجتماع انبوه  و بی سابقه که به روایتی هشتاد هزار و به روایتی دیگر یکصد بیست و چهار هزار نفر بوده اند خلافت علی  را با عبارتی واضح و صریح که غیر قابل تغییر باشد اعلان نکند.مثلا مي توانست بگويد اي مردم علي بعد از من جانشين من است و با او بيعت كنيد مشكل حل بود.

دکتر محمد جواد مشکور می نویسد: مطلبی که بر ما مجهول است این است، که چرا در اجتماع سقیفه کسی از مهاجر و انصار سخنی از حدیث غدیر با وجود مسلمیت آن به میان نیاورده است.

اگر طرفداران حضرت علی از این حدیث که از تاریخ صدور آن کمتر از یک سال می گذشت[3]و بایستی همه کسانی که در حجه الوداع حاضر بودند آن را بخاطر داشته باشند ذکر می کردند، سرنوشت اسلام طوری دیگر می شد.

((نعوذ بالله همه مرتد شدند و حکم پیامبر را نادیده گرفتند و یک نفر نبود که بگوید پیامبر صلى الله علیه وسلم  در حجه الوداع چنین فرمودند)).

پاسخ دوم: مولی دارای معانی زیادی می باشد من جمله، سید، آقا، ارباب، بنده، آزاد کننده، بنده آزاد شده، ولی نعمت، نعمت دهنده، شریک، پسر، پسر عمو، خواهر زاده، عمو، داماد نزدیک، قریب خویشاوند، پیرو، تابع.اما مولي به معني امامت يا خلافت نيومده است

در اینجا (مولی) به معنای دوست است، نه خلیفه چنانچه در سوره محمد آیه ده خداوند می فرماید:

﴿ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَأَنَّ الْکَافِرِینَ لا مَوْلَى لَهُمْ﴾ (محمد: 11). یعنی: “این به سبب آن است که خداوند دوست (کار ساز) مسلمان است و به سبب آن است که کافران را هیچ کار سازی نیست”. و نیز در سوره دخان آیه 41 خداوند می فرماید:

﴿یَوْمَ لا یُغْنِی مَوْلىً عَنْ مَوْلىً شَیْئاً وَلا هُمْ یُنْصَرُونَ﴾ (الدخان: 41). یعنی: “روزی که دفع نکند هیچ دوستی از دوست دیگر چیزی را و نصرت داده نمی شود”.

و چندین آیه دیگر که در همه مولی به معنای دوست است و مطلقاً به معنای خلیفه بکار نرفته است.

سوم: حضرت رسولخدا همان طور که گفتیم پس از قضیه غدیر خم حضرت ابوبکر را در مدت بیماری به جای خود به مسجد فرستاد اگر حضرت علی خلیفه می بود باید او را به مسجد می فرستاد[5].

چهارم: اگر علی خلیفه بود تقاضای عباس عمویش در هنگام بیماری پیغمبر که علی  نزد آن حضرت صلى الله علیه وسلم  برود و از او درخواست تعیین خلیفه نماید بیمورد خواهد بود[6].

پنجم:  در نهج البلاغه خطبه (91) حضرت علی مقام وزارت را برای خود انتخاب می فرماید. کسی که به امر خدا و رسول خلیفه شده باشد حق ندارد از امر خدا و رسول تخلف نماید. و به وزارت غیر خلیفه تن در دهد.[7]

ششم: نهج البلاغه خطبه (37) حضرت علی می فرماید:[8]من به موجب عهد و میثاقی که در گردن داشتم، با خلفا بیعت کردم. کسی که خودش خلیفه است، چگونه برای بیعت با دیگران عهد و میثاق می بندد. اعتراف به عهد و میثاق برای بیعت با دیگران دلیل روشنی است بر اینکه حضرت علی دارای مقام خلافت نبوده و موضوع غدیر خم ارتباطی با امر خلافت نداشته است.

هفتم: تمام مورخین بیان کرده اند به اینکه حضرت رسول برای خود خلیفه معین نکرده و ابوبکر را از لحاظ بزرگی سن به مسجد فرستاده و بعد از رحلت رسولخدا مهاجرین و انصار به همین لحاظ او را به خلافت برگزیدند.

هشتم: اگر مقصود پیامبر صلى الله علیه وسلم  از تشکیل غدیر خم ابلاغ خلافت  بود و خدا به او امر فرموده بود (بلغ ما أنزل إلیک) واجب بود صریحاً بفرماید علی خلیفه و جانشین من است،  اشاره  وكنايه در امر به آن حضرت که ستون خیمه اسلام است شایسته پيامبر نیست، در صورتی که خدا او را اطمینان داده (و الله یعصمک من الناس) با این اطمینان واجب بود همان طور که احکام نماز، روزه، زکات، حج و جهاد را صریحاً ابلاغ فرموده خلافت علی  را هم صریحاً ابلاغ فرماید که مردم دچار شک و تردید نشوند

نهم:  در سوره نور آیه 54 خداوند می فرماید: ﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ﴾. یعنی: “خداوند وعده داده است کسانی از شما را که ایمان آورده اند و کارهای نیکو انجام داده اند، به خلافت بر گزیند، همان طور که قبلاً کسانی را به خلافت برگزیده است”.

این آیه یکی از معجزات قرآن است که در زمان ضعف و ذلت، و یاس مسلمین، خلافت و زمام داری را به آنها مژده داده، و پیش گویی فرموده است این آیه را آیه استخلاف می گویند که صریحاً دلالت دارد، بر اینکه خلفا و جانشینان پیامبر صلى الله علیه وسلم  متعدد خواهند بود و منحصر به فرد نیست.

اگر حضرت علی  خلیفه بلافصل باشد یعنی خلافت حضرت ابوبکر و حضرت عمر و حضرت عثمان باطل است. چون خلافت منحصر به فرد نمی شود و موردی برای صیغه جمع و ضمیر جمع باقی نمی ماند و اعجاز قرآن مبدل به چند کلمه کاذبه خواهد شد، بنابراین آیه استخلاف دلیل قاطعی است بر صحت خلافت خلفا و بطلان اختصاص آن به حضرت علی  .

ممکن است گفته شود: که مصداق جمع از علی  و ائمه درست می شود.

می گوییم غیر از حضرت حسن آن هم به طور ناقص احدی از ائمه به مقام خلافت نرسیده اند و همه بر اثر ظلم ظالمان وقت در زندان و یا گوشه گیر بوده اند و چه مانعی دارد که به احترام قرآن در رای مهاجرین و انصار و احترام گفتار خود حضرت علی رضى الله عنه  و صحت بیعت و اقتدای او به خلفا و درست بودن تزویج شهر بانو با حضرت حسین  و حلال بودن حقوق سالیانه ای که امیر از خلفا دریافت می داشت و رفع اختلاف خلافت آنها را هم درست بدانیم.

دهم: اگر مقصود از کلمه (مولی) خلیفه باشد. ترجمه عبارت این طور می شود ((من خلیفه هر کسی هستم علی هم خلیفه اوست. خدایا خلیفه کن هر کس که علی  را خلیفه کند. وپيامبر خليفه كسي نبودند.

یازدهم: اگر علی به امر خدا و رسول خلیفه شد، چرا از امر خدا و رسول تخلف نمود. و همه جا از قبول خلافت گریزان بود. و وزارت را بر خلافت ترجیح می داد. بدیهی است که علی از امر خدا و رسول تخلف نمی ورزد.

از این دلایل روشن می شود که قضیه غدیر خم به هیچ وجه ارتباطی با امر خلافت نداشته و مقصود پيامبر فقط ترغیب و دوستی علی بوده که خشم و سوء ظن فاتحین یمن رفع و تبدیل به حسن ظن شود. جای بسی تعجب است که یکصد و بیست و چهار نفر هزار نفر که در غدیر خم حضور داشتند در ظرف یک سال همه مردند و منقرض شدند یک نفر هم باقی نمانده بود که داستان غدیر را به اهل سقیفه بنی ساعده تذکر بدهد.

دوازدهم: آیا خود علی واقف به آن آیات و احادیث بود یا نبود و معنای آن را نمی دانست؟ یا بر خلاف قرآن و فرمایش رسول از قبول خلافت تخلف ورزیده و از امر خدا و رسول تخطی کرد؟

یا العیاذ بالله تنفر او تظاهر و دروغ بوده است ﴿یَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ﴾[9]حضرت علی  اگر کوچکترین دلیلی را در قرآن یا حدیث یا غدیر خم بر خلافت خود سراغ می داشت و خود را از جانب خدا و رسول خلیفه می دانست ممکن نبود از امر خدا و رسول تخلف کند همان طور که حضرت رسول تک و تنها بدون اعتنا به کشته شدن در برابر انبوه کفار نبوت خود را اظهار نمود، بر او واجب بود، که رسول را مقتدای خویش قرار دهد. بصیرت حضرت علی   از خدا و رسول موقع شناس تر نبود که گفته شده صلاح ندانست که شمشیر بکشد، علی از امر خدا و رسول سرکشی نمی کند، علی ترک واجب نمی کند، علی  از بشر نمی ترسد، علی از بذل جان نمی هراسد، علی زیر بار ظلم نمی رود، علی با ظالم بیعت نمی کند، علی  25 سال پشت سر ظالم نماز نمی خواند، علی دختر خود را به ظالم نمی دهد[10].

علی وزیر ظالم نمی شود، علی از ظالم حقوق سالیانه قبول نمی کند، علی از ظالم تمجید نمی کند، علی حیدر کرار است، علی صاحب ذوالفقار است، علی اسدالله الغالب است، علی آتش پیکار را بر تحمل عار ترجیح می دهد، علی مرگ رنگین را خوشتر از زیست ننگین می داند علی ترسو نیست، علی دو رنگ نیست، علی دروغگو نیست.

سوال می شود، که چه لزومی دارد. پیامبر صلى الله علیه وسلم  دوستی خود را با علی بیان کند؟

جواب: چون بعضی به علی رضى الله عنه  بد و بی راه می گفتند و به گوش پیامبر صلى الله علیه وسلم  رسیده بود اگر پیامبر  این بحث دوستی را با علی عنوان نمی کرد بد و بی راه گفتن به حضرت علی سنت می شد.

چرا که وقتی کاری در زمام حیات رسول انجام شود و پیامبر رضى الله عنه  آن را بشنوند و سکوت کنند، یعنی تصدیق کرده اند، بنابراین بخاطر اینکه این امر سنت نشود، پیامبر لازم دانستند که مردم را جمع کنند، و ابراز دوستی با حضرت علی را مطرح کنند.

سيزدهم: اگر سیدنا علی مخالف حکومت خلفا می بود وزیر و همکار آنها نمی گردید. در کتاب تاریخ ابن اثیر ج 3 ص 55 نقل شده که حضرت علی بهترین مشاور و خیرخواه سیدنا عمر و قاضی توانا و حکیمی برای مسائل پیچیده بود.[12]

حتی از حضرت عمر نقل شده که گفت: ((لو لا علی لهلک عمر)) اگر علی نبود، عمر به هلاکت می رسید[13].

چهاردهم: اگر حضرت علی نسبت به حضرت عمر سوء نیتی می داشت یا قلباً از او ناراضی بود و او را غاصب حق خود می دانست، همواره منتظر فرصتی برای اعاده حق خود می شد و برای غاصب حق خود از این فرصت طلایی استفاده می کرد آنجا که حضرت عمر از سیدنا علی مشاوره ای در مورد رفتن برای جنگ با رومیان خواست. او راهنمایی می کرد که شخصاً به میدان نبرد برود و در آنجا کشته شود. و زمینه برای خلافت وی فراهم آید.[14]. اما می بینیم که چگونه با دلسوزی و صمیمیت فوق العاده در راستای خیرخواهی عمر و سایر مسلمین می کوشد. همانا مشورت او از عمق جان برخاسته و حقا که چنین پیشنهادی جزء از قلب پاک و بی غرض و از مردی بلند همت و آینده نگری صادر نمی شود. حقا که علی چنین بود و این عمل از آزاده ای چون او شگفت آور نیست. خداوند او را از سوی اسلام و مسلمین شایسته ترین پاداشها را که به دوستان مخلص خود می دهد عنایت فرماید.

پانزدهم: علامه شبلی نعمانی در کتاب ((الفاروق)) تحت عنوان ((پاس داشت خاطر خویشان رسول می نویسد: فاروق اعظم عمر امور مهم را بدون مشورت حضرت علی انجام نمی داد و مشاورهء جناب امیر نیز مبنی بر نهایت اخلاص و خیر خواهی بود. چون فاروق اعظم به بیت المقدس سفر کرد. امور خلافت را به جناب امیر تفویض کرد.[15]رابطه دوستی و اتحاد بین آن دو به حدی محکم بود که حضرت علی دخترش را که از بطن فاطمه زهرا  بود به  نکاح حضرت عمر در آورد.[16]و یکی از فرزندان خود را به نام عمر و یکی را به نام ابوبکر و دیگری را به نام عثمان نامگذاری کرد[17].

پر واضح است که انسان فرزند خود را به نام های محبوب و پسندیده و با نامهای کسانی که آنها را الگو و نمونه می داند نامگذاری می کند.

شانزدهم: به حضرت حسن مثنی نوه جلیل القدر سیدنا علی گفته شد آیا در حدیث: “من کنت مولاه فعلی مولاه» امامت (خلافت) سیدنا علی تصریح نشده است؟ فرمود: “أما والله لو یعنی النبی بذلک الإمارة والسلطان لأفصح لهم به فإن رسول الله کان أفصح الناس للمسلمین ولقال لهم: یا أیها الناس هذا ولی أمری والقائم علیکم بعدی فاسمعوا له وأطیعوا ما کان من هذا الشیء فو الله لئن کان الله ورسوله اختار علیاً لهذالأمر ثم ترک علی أمر الله ورسوله لکان علی أعظم الناس خطیئة»[18]. یعنی: “هان! قسم به خدا اگر منظور رسول الله از این جمله یا خطبه امارت یا حکومت می بود، صاف و واضح بیان می کردند چرا که خیر خواهتر از رسول الله برای مسلمانان نیست واضح به آنان می فرمودند: ای مردم این شخص بعد از من حاکم و سرپرست شما خواهد بود به حرفش گوش کنید و از او اطاعت کنید. اما چنین حرفی زده نشد. قسم بالله اگر حضرت علی برگزیده الله و رسول برای امامت (خلافت بلافصل) می بود و آنگاه حضرت علی حکم الله و رسول را نادیده می گرفت خطاکارترین مردم به شمار می آمد”. به نظر ما با ارشاد نوه ایشان بحث خطیه غدیر به انتهای خود رسید و نیازی به اقامه دلیل دیگر نیست.

سند حدیث غدیر

این حدیث اگر چه نه متواتر است و نه متفق علیه، حتی که برخی از بزرگان در صحت آن کلام کرده اند و با دلایل قوی این حدیث را ضعیف قرار داده اند،[19]لیکن طبق قول راجح، حدیث صحیح است و با طرق متعدد روایت شده است که اصطلاحاً بعضی از آنها در درجه صحیح و بعضی در درجه حسن قرار دارد. و این حدیث از زمره احادیث مشهور بشمار می آید. شهادت و گواهی علامه ابن حجر عسقلانی و علامه ابن حجر هیثمی برای صحت این حدیث کافی می باشد. علامه ابن حجر عسقلانی در کتاب ارزنده و قابل افتخار خویش ((فتح الباری)) می نگارد.

حدیث من کنت. . . را ترمذی و نسایی بیان کرده اند و با طرق مختلف روایت شده است. ابن عقد در کتابی مستقل همه طرق را جمع آوری کرده است. خیلی از اسانید این حدیث در رتبه صحیح و حسن قرار دارند.[20]

حضرت علامه ابن حجر هیثمی می فرماید:، بدون تردید این حدیث صحیح است. جماعتی از محدثین مانند ترمذی، نسایی و احمد این حدیث را تخریج کرده اند. این حدیث اسانید بسیار دارد. . . هر شخصی که بر صحت این حدیث اعتراض کند یا با این قول که در آن وقت حضرت علی در یمن بود رد کند، بی اعتبار است. چرا که بازگشت حضرت علی از یمن و شرکتش همراه رسول در حجه الوداع به ثبوت رسیده است[21]

 

آیه بلاغت

آیات نازل شده دو قسم هستند:

آیات قبل از هجرت (مکی)، بعد از هجرت (مدنی) در نزد اكثرعلماي جهان  آیه ای که در غدیر خم نازل شده باشد در قرآن وجود ندارد.

عده ای از فرق اسلامی می گویند: که این آیه ﴿یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ﴾[22]. یعنی: “اى رسول، برسان آنچه را که از [جانب‏] پروردگارت به سوى تو فرو فرستاده شده است و اگر [این کار را] نکنى، رسالتش را نرسانده‏اى‏”.

در غدیر خم نازل شده است که پیامبر صلى الله علیه وسلم  فرمودند که از جانب خداوند امر شده که خلافت حضرت علی را ابلاغ نماید.

جواب این است: که در مورد شان نزول این آیه اختلاف است بعضی می گویند که این هشت سال پیش از قضیه غدیر خم در مدینه در سال سوم هجری نازل شده و راجع به نکاح زینب دختر جهش است و ارتباط با غدیر خم که در سال یازده هجری واقع شده است ندارد یا در صحرای عرفات در حجه الوداع نازل شده و با توجه به سباق و سیاق آیات این آیه در شان اهل کتاب نازل شده که خداوند فرمود. احکام را برسان و از آنها بیم و هراس نداشته باش چنانچه در بعضی تفاسیر به این موضوع اشاره شده است. و قول راجح قول آخر است. اگر پیامبر خدا از طرف خداوند (با آن شدت) مامور تبلیغ خلافت علی شد، بر او واجب بود مانند سایر احکام اسلامی با صراحت بیان فرماید. کنایه به جای صریح در چنین امر مهمی منافی شان نبوت و مخالف با تبلیغ است.

همچنان که از لفظ بلغ فهمیده می شود، زیرا سبب گمراهی خواهد بود و پیامبر اکرم مامور هدایت است، نه گمراه کردن.

به علاوه تاویل مذکور شایسته شان حضرت علی   نیست، که او را از مقام ولایت به مقام خلافت پایین آوریم چون مقام ولایت به مراتب بالاتر و والاتر از مقام خلافت است. خلافت از امور سیاسی و مشاغل دنیوی است و مولود نظم اجتماع است.

اما ولایت امری است دینی و مقامی است روحانی و مولود عقیده و ایمان است. علاوه بر این مقام خلافت شغلی است پر زحمت و خطرناک. که خود حضرت علی می فرماید: “لقمة یغض بها آکلها» بر اثر خلافت عمر، عثمان و خود حضرت علی شهید شدند حضرت حسن مسموم گردید، و حضرت حسین شهید گردید. همچنان سایر ائمه، هر کدام که سمت خلافت را داشتند، یا شهید می شدند یا مسموم می گشتند. امام مقام ولایت، عزتی است بدون زحمت و مسئولیتی بدون خطر که هیچ یک از اقارب و اصحاب رسول دارای چنین مقام و منزلتی نبودند که دامادش عمر[23]  با نهایت شوق و شغف به او نزدیک می گوید:

"بخ بخ! لک یا علی! قد أصبحت مولای و مولی کل مؤمن و مؤمنة" .

مبنی بر همین توصیه پیغمبر است که عموم مسلمین علی را از صمیم قلب دوست می دارند و پیروی او را موجب سعادت و تخلف از روش او را باعث شقاوت می دانند
_____________________________________________

1. مشکوة المصابیح 3/246

2. نصر للالی ص 171. نقل از شرح عقاید اهل سنت.

3. شیعه و فرقه های اسلام محمد جواد مشکور صفحه 85.

4. فرهنگ لاروس ج2 ص 1997.

5. البته انتخاب ابوبکر صدیق از جانب پیامبر به امامت نماز به معنای انتصاب ایشان به جانشینی و امامت نبود بلکه تایید ایشان و معرفی لیاقت وی به مهاجر و انصار بود تا در انتخاب رهبر و امام بعد از پیامبر دچار هیچ گونه شبه و سر در گمی نشوند.

6.روضه الصفا ص 269، نقل از شرح عقاید اهل سنت.

 

7.خطبه 91 ج 7 (دعونی والتمسوا غیری وان ترکتمونی فأنا کأحدکم ولعلی أطوعکم وأسمعکم لمن ولیتمواه أمرکم وأنا لکم وزیراً خیر لکم منی أمیراً). نهج البلاغه شراح ابن ابی حدید.

8. ص 162 ج 2 شرح ابن ابی حدید.

9.یعنی: می گویند به دهانهایشان آنچه نیست در دلهایشان.

10.زندگانی فاطمه زهرا، دکتر سید جعفر شهیدی نقل از شرح عقاید اهل سنت.

11.خطبه 176، ج 10 ص 6 نهج البلاغه شرح ابن ابی حدید.

12.از سیدنا علی نقل شده که گفت تا عمر است من کسی را شایسته خلافت نمی دانم ن ش 11.

13.ابن عبدالبر الاستیعاب ص 215.

14.ندای اسلام ش 11.

15. امیر علی مورخ معروف شیعه می نویسد: ((آن زمامداری بزرگ یعنی عمر اعتمادی که در خلافت خود به شخص حضرت علی داشت تا این حد بود که هر وقت به خارج سفر می کرد او را در مدینه کفیل یا قائم مقام خودش تعیین می نمود)). تاریخ عرب و اسلام ص 54.

16. ترجمه فارسی الفاروق ج 2 ص 374 چاپ پاکستان بحث پیرامون این ازدواج و دلایل علمی و تاریخی و کلامی آن در کتاب باقیات الصالحات ترجمه آیات بینات تالیف نواب محسن الملک مهدی عارج 1/86 – آمده است.

17.البدایة والنهایة ج 7 ص 322 (مروج الذهب فارسی ج 3 ص 67 – اعلان الوری طبری ص 186 – تاریخ یعقوبی 2/23 کشف الغمه اردبیلی 2/64 جلاء العیون مجلسی 582 – نیز حضرت حسن و حسین و زین العابدین و موسی کاظم فرزندان خود را بنام عمر نامگذاری کردند به کتب فوق که معتبرترین کتب اهل تشیع است مراجعه کنید.

18. ذکره العلامه ابن حجر الهیثمی الشافعی عن ابی نعیم فی صواعق المحرقه ص 48- و ذکره ایضا محب الدین الخطیب فی حاشیه العواصم من القواسم ص 168 ناقلا عن الحافظ بیهقی و الحافظ ابن عساکر، و نقله العلامه آلوسی فی روح المعانی 6/195 عن ابی نعیم – نقلت من الکتاب امامت و حدیث غدیر بقلم مولانا محمود اشرف تهانوی.

19.مثلاً علامه ابن تیمیه، ابو داود سجستانی، ابو حاتم رازی و غیره، منهاج السنه لابن تیمیه 4/86 و الصواعق الحرقه لابن حجر هیثمی ص 42.

20 فتح الباری بشرح صحیح بخاری 7/74.

21. الصواعق الحرقه لابن حجر هیثمی ص 42 طبع ملتان.

22. مائده – 67 توجه: شان ورود این آیه در نزد اکثریت اهل سنت در مورد غدیر نیست اما در نزد برادران شیعی این آیه در غدیر خم نازل شده تا پیامبر خلافت سیدنا علی را ابلاغ نماید.

23. دختر حضرت علی بنام ام کلثوم همسر حضرت عمر بود. زندگانی فاطمه زهراء، دکتر سید جعفر شهیدی ص 263، شرح عقائد اهل سنت، الغدیر علام




تگها : غديرخم، امامت يا خلافت، جانشيني پيامبر، من كنت مولاه

# 1 | نويسنده: shahrzad | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 23/08/1390 - 05:04


slm veblage jalebid darid moafagh bashid

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 2 | نويسنده: Omid | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 23/08/1390 - 22:46


سلام دوست عزیز
من هم شما را لینک کردم
quran-sonnat.blogfa.com
به ما هم سر بزنید ان شاالله
موفق باشید

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 3 | نويسنده: طاهره | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 24/08/1390 - 06:06


شما خطبه رو كامل خوندي؟
همه چيز فقط تو كلمه مولا خلاصه نميشه كه شما ميگي پيامبر به دستور خداوند اين همه آدم رو جمع كرد كه بگه مردم علي دوست منه بهش بدوبيراه نگيد.البته اگه همين يه مورد هم اجرا مي شد واقعا جاي شكر داشت. بعد از پيامبر كسي به علي ع بد و بيراه نگفت؟
با اجازه تون يه قسمتهايي از خطبه غدير رو اينجا ميارم:
هان مردمان! آنچه بر من فرود آمده، در تبليغ آن كوتاهي نكرده ام و حال برايتان سبب نزول آيه را بيان مي كنم: همانا جبرئيل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوي سلام، پروردگارم - كه تنها او سلام است - فرماني آورد كه در اين مكان به پا خيزم و به هر سفيد و سياهي اعلام كنم كه علي بن ابي طالب برادر، وصي و جانشين من در ميان امّت و امام پس از من بوده. جايگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسي است، ليكن پيامبري پس از من نخواهد بود او (علي)، صاحب اختيارتان پس از خدا و رسول است؛
دقيقا همين لفظ اومده: عَلِي بْنَ أَبي طالِبٍ أَخي وَ وَصِيّي وَ خَليفَتي (عَلي أُمَّتي) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدي
يه جاي ديگه هم اومده: وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبينُ
تو خطبه اومده:
مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوا عَلِيّاً فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدي مِنْ ذَكَرٍ و أُنْثي ما أَنْزَلَ الله الرِّزْقَ وَبَقِي الْخَلْقُ.
كساني كه ابوبكر رو برتر دونستن خودشون رو عاقل تر از پيامبر ديده بودن؟
اين دقيقا تو خطبه هست كه: مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِي أخي وَ وَصيي وَ واعي عِلْمي، وَ خَليفَتي في اُمَّتي عَلي مَنْ آمَنَ بي وَعَلي تَفْسيرِ كِتابِ الله عَزَّوَجَلَّ وَالدّاعي إِلَيْهِ وَالْعامِلُ بِمايَرْضاهُ وَالُْمحارِبُ لاَِعْدائهِ وَالْمُوالي عَلي طاعَتِهِ وَالنّاهي عَنْ مَعْصِيَتِهِ. إِنَّهُ خَليفَةُ رَسُولِ الله وَ أَميرُالْمُؤْمِنينَ وَالْإمامُ الْهادي مِنَ الله، وَ قاتِلُ النّاكِثينَ وَالْقاسِطينَ وَالْمارِقينَ بِأَمْرِالله. يَقُولُ الله: (مايُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَي).
هان مردمان! اين علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من. و هموست جانشين من در ميان امّت و بر گروندگان به من و بر تفسير كتاب خدا كه مردمان را به سوي او بخواند و به آن چه موجب خشنودي اوست عمل كند و با دشمنانش ستيز نمايد. او پشتيبان فرمانبرداری خداوند و بازدارنده از نافرمانی او باشد. همانا اوست جانشين رسول الله و فرمانروای ايمانيان و پيشوای هدايتگر از سوی خدا و كسی كه به فرمان خدا با پيمان شكنان، رويگردانان از راستی و درستی و به دررفتگان از دين پيكار كند. خداوند فرمايد: «فرمان من دگرگون نخواهدشد.»

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 10 پاسخ

# 4 | نويسنده: طاهره- | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 24/08/1390 - 06:24


(ببخشيد كامنتم طولاني بود مجبور شدم اينطوري كامنت بذارم تا خطا نده)
پيامبر ص يه پيش بيني هم كردن:مردمان! به زودي پس از من پيشواياني خواهند بود كه شما را به سوي آتش مي خوانند و در روز رستاخيز تنها وبدون ياور خواهند ماند.هان مردمان! خداوند و من از آنان بيزاريم...آگاه باشيد! به زودي پس از من امامت را با پادشاهي جابه جا نموده. آن را غصب كرده و به تصرف خويش درآورند.هان! نفرين و خشم خدا بر غاصبان و چپاول گران

هرروز تو نماز ميگيم اهدنا الصراط المستقيم
پيامبرص فرموده أَنَا صِراطُ الله الْمُسْتَقيمُ الَّذي أَمَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِي مِنْ بَعْدي. ثُمَّ وُلْدي مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ (الْهُدي)، يَهْدونَ إِلَي الْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلونَ. به نظر من اين كافيه براي اينكه علي ع رو رها نكنيم. آخه تا وقتي كسي هست كه پيامبر ص تاكيد كرده اين آدم اصلا خودش صراط مستقيمه چرا بريم سراغ يه نفر ديگه . حالا اون آدم هرچقدر هم بزرگ و محترم باشه نبايد پيش خودمون بگيم پيامبر هم مي دونسته اين آدم با اين ويژگي ها هست حتما دليلي داشته كه گفته علي ع به حق هدايت مي كنه

ميگيد معني مولي يعني دوست. پس اينكه پيامبر تو خطبه فرموده: هان مردمان! آن چه بر شما برگفتم بگوييد و به علي با لقب اميرالمؤمنين سلام كنيد: "قُولُوا الَّذي قُلْتُ لَكُمْ وَسَلِّمُوا عَلي عَلي بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنينَ" چه معني داره؟ حتي تاكيد كرده: هشدار كه هرگز به جز اين برادرم كسي نبايد اميرالمؤمنين خوانده شود. هشدار كه پس از من امارت مؤمنان براي كسي جز او روا نباشد.
أَلا وَقَدْ بَلَّغْتُ، أَلاوَقَدْ أَسْمَعْتُ، أَلاوَقَدْ أَوْضَحْتُ، أَلا وَ إِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ قالَ وَ أَنَا قُلْتُ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ، أَلاإِنَّهُ لا «أَميرَالْمُؤْمِنينَ» غَيْرَ أَخي هذا، أَلا لاتَحِلُّ إِمْرَةُ الْمُؤْمِنينَ بَعْدي لاَِحَدٍ غَيْرِهِ
پيامبرص ، علي ع رو به عنوان دوست معرفي كرده بعد چرا اشاره به بيعت كرده؟
مَعاشِرَالنَّاسِ، السّابِقُونَ إِلي مُبايَعَتِهِ وَ مُوالاتِهِ وَ التَّسْليمِ عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنينَ أُولئكَ هُمُ الْفائزُونَ في جَنّاتِ النَّعيمِ.
هان مردمان! سبقت جويان به بيعت و پيمان و سرپرستي او و سلام بر او با لقب اميرالمؤمنين، رستگارانند و در بهشت هاي پربهره خواهند بود

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 5 | نويسنده: طاهره | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 24/08/1390 - 06:27


ببخشيد ولي شما مطمئنيد اين كارتون تحقيقه؟شما از كل خطبه يه جمله اش رو آوردي . كاش همون يه جمله رو هم كامل مي آورديد! نوشتيد:..در حق علی فرمودند: “من کنت مولاه فعلی مولاه"
نه برادرم.پيامبر ص فرمودن: “من کنت مولاه فهذا علی مولاه" شايد براي اينكه ميترسيد مردم يه علي ديگه پيدا كنن!!!

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 10 پاسخ

# 6 | نويسنده: حامدسمیع انارستانی | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 24/08/1390 - 10:59


باعرض سلام وخسته نباشید خدمت شما دوست عزیز اگر مایل به مناظره هستی بنده اعلام آمادگی می کنم به شرط این که احترام طرفین کاملا حفظ شود و تمام دلا یل کاملاعلمی و منطقی باشد و این که مناظره در وبلاگ بنده انجام شوداگر مایل به مناظره بودید نظرتان را در وبلاگم بگذارید و اعلام آمادگی کنید یاعلی مددahzab.blogfa.com

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 7 | نويسنده: احمد | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 24/08/1390 - 20:13


طاهره,


دوست گرامي : حرف زدن آسانه اثباتش سخته شما كه اين همه جملات ذكر فرموديد ، بفرمائيد سند و مدرك بياوريد ؟ در كتابهاي مهم حديث تنها حديث ( من كنت مولاه ..) ذكر شده است ، ميدانيد چرا تقواي الهي كم شده است چون دين ما با ساخت وساز پيش مي رود و هميشه دين در زير ساخت قرار دارد .
راستي پيامبر ص 12 امام را هم در غدير معرفي كرد ؟

جمله شما (بعد از پيامبر كسي به علي ع بد و بيراه نگفت؟) جواب : مگر به خود پيامبر بدو بيراه نميگفتن ؟ در حاليكه آنحضرت افتخار اهل زمين و اهل آسمان هستند واز علي به مراتب برتري دارند. اگر منظور شما وجود كينه بين ياران بوده كه واقعيت نداره اصحاب باهام دوست بودند قرآن و خود نهج البلاغه بر دوست بودن علي با اصحاب و خلفا گواه هست.
از شواهد مشخص است كه آنحضرت ابوبكر را در حيات شان برتر دانستن چنانكه در مرض وفات قرار داشتند و ابوبكر را مجبور كردند بجاي او امامت نماز را بر پا دارند و علي هم يكي از كساني بود ابوبكر را برتر براي خلافت دانستند وبا ميل بيعت كردند.
ميدانيد پشت سر رسولخدا دروغ گفتن گناه كبيره است و پيامبر فرموده جايش در جهنم است ! بدون تحقيق و نقل كذب كذب است . من كذب علي متعمدا فليتبوا مقعده من النار
اگر سوالي داشتيد در خدمتيم .
با سپاس

نعداد مطالب: 707 | تعداد نظرات: 471 پاسخ

# 8 | نويسنده: ياسر | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 24/08/1390 - 20:25


با سلام مجدد مطلب جديد رو خوندم كاملا منطقي و علمي بود استفاده كردم دستت درد نكنه

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 9 | نويسنده: احمد | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 24/08/1390 - 22:21


حامدسمیع انارستانی,
برادر گرامي حامد سميع انارستاني عزيز عليكم السلام
ممنون از شما كه مناظره بر اساس احترام متقابل وعلمي و منطقي ميخواهيد . خدمت شما عرض شود ما كه الان اينجا حضور داريم قبل از اين دوران آموزش و دوران تحقيق و مناظره را پشت سر گذاشتيم وقتي صد در صد مطمئن شديم پا به اين عرصه نهاديم ، اگر شما سوالي يا شبهه اي داريد ما در خدمتيم . موفق باشيد

نعداد مطالب: 707 | تعداد نظرات: 471 پاسخ

# 10 | نويسنده: حامد سمیع انارستانی | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 24/08/1390 - 22:30


سلام برادر خیلی ممنونم که به وبلاگم سر زدید وپیشنهاد بنده را در باره مناظره قبول کردیدطبق سخن خودتان بنده سوالم را مطرح می کنم سوال اول بنده از شما این است :اگر ابو بکر(رضی الله عنه) به دلیل آیه شریفه(ثانی اثنین اذ هما فی الغار...)شایستگی خلافت را داشته است چرا امیر المومنین علی (علیه السلام)که آیه مباهله آیه تطهیر آیه مودت وصدها آیه دیگرکه به اعتراف مفسرین اهل سنت درباره امیر المومنین علی علیه السلام نازل شده است بعد از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله )احق مردم برای خلافت نباشد؟فقط لطف کنید تمام سوالات و جواب ها را در وبلاگ خودم قرار دهید یا علی مددahzab.blogfa.com

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 11 | نويسنده: تكميل نوشته نويسنده | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 25/08/1390 - 01:58


ماجرای شیعیان به این ترتیب است ؛ آنها یک دروغ را بارها بار تکرار می کنند تا جایی که حتی خودشان هم باورشان شده! آن دروغ این است که می گویند: «روز غدیر خم هوا خیلی گرم بود!»
اثبات دروغ بودن این ادعا بدین شکل است: ماجرای غدیر در روز 18 ذی الحجۀ سال 10 هجری پیش آمد؛ اگر تقویم ها را ورق زده و به عقب برگردیم خواهیم دید که روز غدیر دقیقاً با 28 اسفند مصادف خواهد بود ، یعنی انتهای فصل زمستان!!
دوستان می توانند به لینک زیر رجوع کرده و تاریخ هجری قمری را وارد کنند تا مصادف هجری شمسی آن را دریافت کنند:

http://www.iranchamber.com/calendar/converter/iranian_calendar_converter.php

نکتۀ جالب توجه این است که طبق روایتی که در کتب شیعه آمده روز غدیر مصادف است با "اول فروردین" یعنی اولین روز بهار!!!!
مرجع تقلید شیعه "مکارم شیرازی" در کتاب "مفاتیح نوین" خودشان می نویسند:
«عيد نوروز:مرحوم «علاّمه مجلسى» در كتاب «زادالمعادص528-530» مى گويد:
به سندهاى معتبر از «معلّى بن خنيس» نقل شده است كه در روز «نوروز» به محضر امام صادق(عليه السلام) شرفياب شدم. حضرت به من فرمود: آيا اين روز را مى شناسى؟ گفتم: فدايت شوم! اين روزى است كه ايرانيان آن را بزرگ مى شمارند، و در اين روز براى يكديگر هدايا مى فرستند. امام(عليه السلام) فرمود: .....در اين روز، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به اصحاب خود امر كرد كه با على(عليه السلام) به عنوان اميرمؤمنان بيعت كنند (اشاره به اين است كه روز عيد غدير مصادف با نوروز بوده است).» (مفاتیح نوین _ مکارم شیرازی ص882 چاپ چهارم سال 1385)

و اینچنین نیز آمده است: «ابن فهد الحلي ، عن المولى السيد المرتضى العلامة بهاء الدين علي بن عبد الحميد النسابة بإسناده إلى المعلى بن خنيس ، عن الصادق ( عليه السلام ) : إن يوم النيروز هو اليوم الذي أخذ فيه النبي ( صلى الله عليه وآله وسلم ) لأمير المؤمنين ( عليه السلام ) العهد بغدير خم فأقروا له بالولاية فطوبى لمن ثبت عليها والويل لمن نكثها ...» =«نوروز روزی است که پیامبر(ص) از مردم برای امیرمومنان(ع) در غدیر خم پیمان ولایت گرفت ومردم آن را پذیرفتند، خوش به حال کسی که بر آن پیمان ثابت بماند، وای بر کسی که آن عهد را بشکند....»(موسوعة أحاديث أهل البيت (ع)ج11 ص439 ، شیخ هادی نجفی_بیروت؛ وسائل الشيعة (آل البيت) ج 8 ص173 ، حر عاملی _قم ؛ حدائق الناظره ج4 ص215 ،محقق بحرانی _قم و.....)
حال کدام آدم عاقلی است که بگوید "28 اسفند" یا " اول فروردین" روز گرمی است؟ آن هم برای کسانی که در عربستان به دنیا آمده و با این آب و هوا بزرگ شده اند؛ برای چنین اشخاصی این وقت سال بهترین وقت سال است و این را هر کس که در منطقۀ گرمسیر زندگی کرده باشد می داند. بهترین روزهای سال در منطقۀ حجاز در ماه های بهمن و اسفند و فروردین است ؛ بله اگر روز غدیر در ماه مرداد بود ، می توانستیم به او حق دهیم که آن روز را با کلمۀ "داغ" و "گرم" توصیف کند ؛ اما داغ بودن "28 اسفند" از عجایب و بلکه شبیه به هذیان است.

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 12 | نويسنده: احمد | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 25/08/1390 - 04:12


حامد سمیع انارستانی,
دوست گرامي ظاهرا شما خيلي علاقه به مناظره داريد كه بنده عرض كردم اگه سوال يا شبهه داريد در خدمتيم و شما آن را به معني مناظره تعبير كرديد باشه . ميدانيد اولين شرط مناظره اينست مغلطه و سفسطه كه در جامعه ما متاسفانه رايج است نبايد باشه همه حرفا صادقانه رد وبدل بشوند و به محض ادامه مغلطه با شما ادامه نخواهيم داد .
سوالي كه مطرح فرموديد خالي از مغلطه نيست . دقت كنيد در سخن تان (اگر ابو بکر(رضی الله عنه) به دلیل آیه شریفه(ثانی اثنین اذ هما فی الغار...)شایستگی خلافت را داشته است) جواب ، خوب ما ادعا نميكنيم كه به دليل اين آيه ابوبكر صديق شايستگي خلافت را داشته و بايد خليفه باشه ، اين سوال شما زماني بجا بود كه ما دليل خلافت اين آيه را ميدانستيم . بله درسته آيه در شان ابوبكر رض نازل شده و دليل بر برتريش مي كنه اما ربطي ويا اشاره به خلافتش نداره . فرد برتر واصلح را شورا تشخيص ميدهد
ودر باره علي رض صدها آيه كه نه يك آيه هم نازل نشده است هر چند فضيلت زيادي براي علي رض در روايات وارد شده و در قرآن احترام به اهلبيت نيز تاكيد شده است مثل آيه ( الاالمودة في القربي)
وحالا پيدا كردن فرد شايسته براي خلافت چي فايده داره ! چون علي را ديگه نميشه زنده كرد شوراي نگهبان كشور را دست من و شما نميدهند چه برسه به شورائي كه 1400 سال از آن گذشته است .

نعداد مطالب: 707 | تعداد نظرات: 471 پاسخ

# 13 | نويسنده: لاتحزن | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 25/08/1390 - 04:46


بسياري از جوانان مي گويند ما از گروه منحرفين هستيم! چگونه مي توانيم پرهيزگار شويم؟ از كجا شروع كنيم؟
مي خواهم بر راه راست و مستقيم حركت كنم مرا راهنمايي كنيد.
برادر جوان! براي پاسخ گفتن به اين سئوالات بايد بگويم راه واضح و روشن ...

با گزیده ای از متن راه نجات ،راه برگشت به سوی خدا اپم
▒ ❀ سپاس از حضور پر مهرتون ▒ ❀

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 14 | نويسنده: طاهره | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 25/08/1390 - 09:13


برام عجيبه جمله اي رو كه انتظار داشتم تاييد كنيد روش بحث كرديد و تمام جملاتي كه از نظر من جاي بحث داشت كنار گذاشتيد.
من اصلا منظورم وجود كينه بين ياران نبود. نمي دونم اينو از كجاي حرف من برداشت كرديد. منظورم هموني بود كه خودتون گفتيد: به علي ع بد وبيراه گفتن به پيامبر گفتن به اصحاب و نزديكان پيامبر...
منظورم فقط ابراز تاسف بود از اينكه يه عده حتي آشكارترين پيام غدير رو هم نگرفتن. منظورم اين بود شيعيان ميگن علي ع مولي و صاحب امره اهل تسنن ميگن دوست و مورد احترامه ولي حيف يه عده به ظاهر مسلمون بودن حتي علي ع رو به عنوان دوست هم نپذيرفتن چه برسه به عنوان صاحب امر.
همونهايي كه كاري كردن وقتي علي ع تو مسجدشهيدشد يه عده گفتن مگه علي نماز هم مي خوند؟!

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 10 پاسخ

# 15 | نويسنده: احمد | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 25/08/1390 - 10:58


به هر حال تلاشم بر اينه حرف خلاف واقع نگفته باشم فقط حرف حرف حق باشه و مسلما شما هم طرف دار حق هستيد . حضرت امير المومين علي رض مورد احترام هر مسلماني هست كسي كه اين عقيده را نداشته باشه ما در مسلماني او شك داريم اما مهمتر از همه چي اينست كه علي را بشناسيم و اعمال ، تقوي و اخلاص علي را الگو قرار دهيم كه جاي الگو قرار دادنش خالي است شعار كه دين نيست و سودي هم ندارد . البته لازم ميدانم اين نكته را ياد آور بشم امير المومنين علي در راه رفتن به مسجد ضربه خورد نه داخل مسجد ، داخل محراب مسجد اميرالمومنين عمر به شهادت رسيدند . با سپاس

نعداد مطالب: 707 | تعداد نظرات: 471 پاسخ

# 16 | نويسنده: حامدسمیع انارستانی | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 26/08/1390 - 04:03


سلام برادر مثل اين كه شما کتاب های خود را مطالعه نمی کنید از شما خواهش می کنم انقدر زود میدان را خالی نکنیدواما جواب های بنده برای شما عبارتند از:1-این گفته بنده که ابوبکر(رضی الله عنه)طبق آیه (ثانی اثنین اذ هما فی الغار...)توبه/40شایستگی خلافت را داشته بااستناد به کلام ذهبی در تاریخ الاسلام می باشد نه گفته و ادعای خودم و این اگر سفسته باشدسفسته من نیست وسفسته جناب ذهبی در تاریخ الاسلام می باشد2-واین که فرمودید حتی یک آیه در شان امیر اللمومنین حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام)نازل نشده شما اگر به تفاسیر خود رجوع کنید و به تفسیر آیات(مباهله/61آل عمران- تطهیر/33احزاب- مودت/23شوری- لیله مبیت207بقره- و...)که اگر بخواهیدباز هم آیاتی هست که برایتان نام می برم تمام مفسرین شما آن آیات را در شأن حضرت علی ابن ابی طالب(علیه السلام) ذکر کرده اند به عنوان نمونه:ثعلبی در تفسیر خود آیه(وَمِنَ الناس مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابتغآء مَرْضَاتِ الله)بقره/207رادرشأن حضرت علی (علیه السلام)می داندواین تفسیر ثعلبی است:( وقال الثعلبي : ورأيت في الكتب « إن رسول الله صلى الله عليه وسلم لما أراد الهجرة خَلف علي بن أبي طالب بمكة لقضاء ديونه ورد الودايع التي كانت عنده فأمره ليلة خرج إلى الغار وقد أحاط المشركون بالدار أن ينام على فراشه صلى الله عليه وسلم وقال له : إتشح ببردي الحضرمي الأخضر ، ونم على فراشي ، فإنّه لا يخلص إليك منهم مكروه إنشاء الله ، ففعل ذلك عليٌ ، فأوحى الله تعالى إلى جبرئيل وميكائيل إني قد آخيت بينكما وجعلت عمر أحدكما أطول من عمر الآخر فأيكما يؤثر صاحبه بالبقاء والحياة؟ فإختار كلاهما الحياة فأوحى الله تعالى إليهما : أفلا كنتما مثل علي بن أبي طالب عليه السلام آخيت بينه وبين محمّد صلى الله عليه وسلم فبات على فراشه [ يفديه ] نفسه ويؤثره بالحياة ، إهبطا إلى الأرض فاحفظاه من عدوه ، فنزلا فكان جبرئيل عند رأس علي وميكائيل عند رجليه ، وجبرئيل ينادي : بخ بخ من مثلك يا بن أبي طالب ، فنادى الله عزّ وجلّ الملائكة وأنزل الله على رسوله صلى الله عليه وسلم وهو متوجه إلى المدينة في شأن علي عليه السلام { وَمِنَ الناس مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابتغآء مَرْضَاتِ الله } » .واگر مایل بودید بنده می توانم تفاسیر دیگر را برایتان بیاورم3- واین که بخاری در صحیح خودبر نازل نشدن آن آیه غار در حق ابوبکر(رضی الله عنه)صحه گذاشته است زیرا که ام المومنین عایشه نزول آن آیه رادر حق ابوبکر(رضی الله)نفی کرده و گفته است(هیچ آیه ای از قرآن در حق ما نازل نشد)(بخاری ج6 ص 42ط دار الفکر بیروت- تاریخ ابن اثیرج3ص199- الاغانی ج16 ص 90 البدایه والنهایه ج8 ص 96- التحفه اللطیفه،سخاویج2ص504و...)-واین که گفتید شما معنای خلافت را در این آیه متوجه نمی شویدبلکه خلافت شورایی می باشداگر خلافت شورایی می باشد پس چرا حضرت ابوبکر(رضی الله عنه)حضرت عمر(رضی الله عنه)را با وصیت به خلافت رساند؟وچرا برای حضرت عمر شورا تشکیل نداد؟امید وارم پاسخ های منطقی ومستدل به من بدهیدیاعلی مدد.ahzab.blogfa.com

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 17 | نويسنده: نسیم بهشت | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 26/08/1390 - 07:46


سال گذشته مقاله ای تحت عنوان غدیرسیاهترین روز تاریخ نوشته اقای عبدالله حیدری کارشناس وهابی شبکه کلمه در فضای سایبری پخش شد.

لینک جوابیه و رد این مقاله به صورت پی دی اف تقدیم حضورتان می گردد ان شاالله که مورد استفاده قرار گیرد.

http://shia-sonni.com/fa/wp-content/uploads/2011/11/qadir.pdf

نسیم بهشت

nasimbehesht66@yahoo.com

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 18 | نويسنده: حامدسمیع نارستانی | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 27/08/1390 - 01:23


سلام برادر اگر میشه جواب بنده را سریعتر بدهید تا مناظرمون بهتر پیش بره یاعلی مددahzab.blogfa.com

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 19 | نويسنده: احمد | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 27/08/1390 - 08:30


سلام برادر لطفا براي ما تكلبف تعيين نفرمائيد كه ذود جواب بديم يا دير ما كه بيكار نيستم فقط با شما ميز مناظره تشكيل بديم سر، ما شلوغه و به ما ربط داره كي پاسخ ميديم .
بله درسته آيه ( ثاني اثنين / توبه) در شان ابوبكر صديق نازل شده است و بر اين همه بزرگان اهلسنت اتفاق نظر دارند.
آيه (ومن الناس من يشري ) در مورد حضرت صهيب نازل شده ، هنگاميكه صهيب قصد هجرت داشت مشركين مانع شدند لذا تمام اموال خودرا داد تا رهايش كنند و نزد رسولخداص كه رسيد آنحضرت فرمود معامله پر سودي كردي بعد اين آيه نازل شد و اين نظر اكثر مفسرين است . و در رابطه با روايت ثعلبي بايد عرض كنم كه اين روايت بي سند ذكر شده است و چيزي را ثابت نميكنه واين شخص روايات ضعيف و باطل ديگر هم ذكر كرده هر چند قصد كذب نداشته است وبه اتفاق علماي حديث اين روايت جعلي است
. مسئله بعد : خوابيدن حضرت علي بر بستر پيامبر هم فضيلتي نيست چون مشركان در تعقيب علي نبودند فضيلت براي كسي است كه با خطر همراه است وتحت تعقيب دشمن قرار دارد، خطر براي جان رسولخدا بود وابوبكرصديق هم همراه او بود .
آيه مباهله كه فرموديد . پيامبر ص در روز مباهله حسن حسين و فاطمه را بردند واين آيه مطلقا اشاره به روز مباهله در آن روز دارد اما در فضيلت كسي نيست .
و آيه تظهير كه شما اين نام را براش ساختيد . اين تكه اي از آيه ماقبل است آيه ما قبل با كلمه ( ينساء النبي الخ ) اي زنان پيامبر شروع ميشود ..... يعني آيه اول تا آخر زنان پيامبر را خطاب قرار ميدهد مثل ضمير جمع مونث در ( قرن ) مگر امامان همه مونث بودند ؟
و آيه ( الاالمودة في القربي ) سفارش احترام به اهلبيت است و شامل زنان پيامبر تا فرزندان مي شود كه شما به اين آيه مودت عمل كرديد و احترام خوبي به آنان گذاشتيد .
بله خليفه را شورا انتخاب مي كند وابوبكر رض يكي از شورا بودند و راي خودرا در هنگام حيات شان دادند واز نظر ايشان عمر رض اصلح بودند وبعد وفات ابوبكر رض مردم به پيشنهاد خليفه اول خليفه دوم را انتخاب كردند .
واما سخن شما كه نوشتيد ام المومنين عايشه فرمود هيچ آيه اي در شان ما نازل نشده وارجاع داديد به صحيح بخاري . من هر چي گشتم همچنين حديثي نديدم لطفا متن حديث را با سند ذكر نمائيد
يا الله مدد

نعداد مطالب: 707 | تعداد نظرات: 471 پاسخ

# 20 | نويسنده: لاتحزن | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 27/08/1390 - 09:32


در بین اظهار نظرهای پر محبت دوستان ایمانی ام به نظری برخوردم که سوال واقعا جالبی کرده بودن و خواستار جواب از طرف من ..خودم اطلاعاتی داشتم اما دنبال این بودم که بتونم به وضوح کامل برای خواهر عزیزم توضیح ارائه بدم .وقتی دیدم موضوعش جالب هست گفتم برای همگی بزارم که استفاده کنند و باقیات صالحاتی باشه برای منه حقیر

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 21 | نويسنده: حامدسمیع انارستانی | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 28/08/1390 - 03:21


اواما این که فرمودید آیه در شان حضرت علی علیه السلام نیست وروایت ثعلبی معتبر نیست اینها بخشبی از تفاسیرتان می باشدلأقم-زیدیه{ ومن الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضاة الله } قيل : نزلت في صهيب ، وقيل : في رجل أمر بمعروفٍ ونهى عن منكرٍ ، وقيل : نزلت في المهاجرين والانصار ، وقيل : نزلت في الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر ، وقيل : نزلت في علي ( عليه السلام ) بات على فراش رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ليلة خرج الى الغار عن ابن عباس ، وروي انه لمّا نام على فراشه قام جبريل عند رأسه وميكائيل عند رجليه وجبريل ينادي بخِ بخِ من مثلك يابن أبي طالب يباهي الله بك الملائكة

الآلوسی:{ وَمِنَ الناس مَن يَشْرِى نَفْسَهُ } أي يبيعها ببذلها في الجهاد على ما روي عن ابن عباس والضحاك رضي الله تعالى عنهما أن الآية نزلت في سرية الرجيع ، أو في الأمر بالمعروف ، والنهي عن المنكر على ما أخرج ابن جرير عن أبي الخليل قال : سمع عمر رضي الله تعالى عنه إنساناً يقرأ هذه الآية فاسترجع وقال : قام رجل يأمر بالمعروف وينهى عن المنكر فقتل .
{ ابتغاء مرضات الله } أي طلباً لرضاه ، فابتغاء مفعول له ، ومرضات مصدر بني كما في «البحر» على التاء كمدعاة ، والقياس تجريده منها ، وكتب في المصحف بالتاء ووقف عليه بالتاء والهاء وأكثر الروايات أن الآية نزلت في صهيب الرومي رضي الله تعالى عنه ، / فقد أخرج جماعة أنّ صهيباً أقبل مهاجراً نحو النبي صلى الله عليه وسلم فاتبعه نفر من المشركين فنزل عن راحلته ونثر ما في كنانته وأخذ قوسه ثم قال : يا معشر قريش ، لقد علمتم أني من أرماكم رجلاً؛ وأيم الله لا تصلون إليّ حتى أرمي بما في كنانتي ثم أضرب بسيفي ما بقي في يدي منه شيء ، ثم افعلوا ما شئتم . فقالوا . دلنا على بيتك ومالك بمكة ونخلي عنك ، وعاهدوه إن دلهم أن يدعوه ففعل ، فلما قدم على النبي صلى الله عليه وسلم قال : " أبا يحيى ربح البيع ربح البيع " وتلا له الآية . وعلى هذا يكون الشراء على ظاهره بمعنى الاشتراء .
وفي الكواشي أنها نزلت في الزبير بن العوام وصاحبه المقداد بن الأسود لما قال عليه الصلاة والسلام : " من ينزل خبيباً عن خشبته فله الجنة " فقال : أنا وصاحبي المقداد وكان خبيب قد صلبه أهل مكة وقال الإمامية وبعض منا : إنها نزلت في علي كرم الله تعالى وجهه حين استخلفه النبي صلى الله عليه وسلم على فراشه بمكة لما خرج إلى الغار ، وعلى هذا يرتكب في الشراء مثل ما ارتكب أولاً { والله رَءوفٌ بالعباد } أي المؤمنين حيث أرشدهم لما فيه رضاه ، وجعل النعيم الدائم جزاء العمل المنقطع وأثاب على شراء ملكه بملكه .

براىربنده هرچه قدر سعی می کنم تا ادامه جواب را برایتان بزارم سیستم میگه متن طولانیه اگر مقدورتان هست تشریف به وبلاگم بیارید بنده جواب را در بخشی با عنوان (بحث خودم با وبلاگ وا اسلاماه)گذاشتم و در آنجه مطالعه بفرمایید

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 22 | نويسنده: سروش | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 28/08/1390 - 05:52


برادر انارستانی ، سلام : شمافرموه ایدآیات زیادی درموردعلی رض نازل شده وبعدبه عنوان نمونه چندآیه راذکرفرموده اید ازجمله آیه 207 بقره وداستان لیله المبیت وبعداذعان داشته اید که «تمام مفسرین اهلسنت آن راتایید نموده وبه آن اعتراف نموده اند». لطف بفرمایید 3نفرازمفسران معروف اهلسنت را که باقاطعیت مسئله فوق راتایید نموده اند ، ذکرنمایید. درضمن روایتی را که به طورنمونه ازتفسیرثعلبی نقل فرموده اید، کاملاضعیف است وآن هم بدون سندوباجمله ی (ورأیت فی الکتب) شروع می شود یعنی یک چیزاحتمالی. روایتی راکه اول ذکرکرده اید باقیل قیل ذکرشده .شماکه فردی عالم هستید ومیدانید که درادبیات عرب ،هرجمله ای که آغازآن با«قیل» باشد، یعنی ضعیف است ودرمتنی که شمانقل فرموده اید، 5 «قیل» ذکرشده یعنی 5 گزینه احتمالی وجالب این که داستان لیله المبیت، به عنوان آخرین احتمال وگزینه ذکرشده . 2ـ روایتی راکه ازآلوسی نقل فرموده اید،خودآلوسی پاسخ شمارامی دهد: اکثرالروایات أن الآیه نزلت فی صهیب الرومی 3ـ روایتی راکه تحت عنوان «وفی الکواشی» ذکرفرموده ایدنیز، ادعای شمارا ثابت نمی کند چراکه چندین گزینه ونفررا به عنوان موردنزول آیه ذکرکرده وسپس درآخربه عنوان گزینه ی آخر وبه نقل ازمنابع شیعه می گوید: وقال الإمامیه وبعض مناأنهانزلت فی علی 4ـ تفسیررازی رانیز به عنوان استدلال ذکرفرموده اید درحالی که تفسیررازی نیز درمورد شأن نزول این آیه سه روایت ذکرکرده است اول این که این آیه درموردفردی خاص نازل شده وبعد 7 نفررا به عنوان گزینه احتمالی شان نزول آیه ذکرمی کند ونام امام علی دراین 7گزینه نیست. روایت دومی که ایشان ذکرفرموده که موردنزول این آیه شخصی بودکه امربه معروف ونهی ازمنکرکرد ودچارمشکلاتی شدوآن شخص رانام نبرده است. روایت سوم وگزینه آخر واحتمالی علی را ذکر کرده وآن هم باکلمه ی «ویروی» یعنی بایک روایت ضعیف علی گزینه آن است.5ـ روایتی راکه ازقرطبی ذکرفرموده اید، به عنوان گزینه اول شأن نزول آیه ، صهیب راذکر کرده وبعدجالبتراین که به نقل ازخود علی وعمر وعباس نزول این آیه رادرموردشخصی که امربه معروف ونهی ازمنکرکرده نقل می
کند.(علی خودش قبول ندارد که این آیه درمورد ایشان نازل شده اما..... ) برادرعزیزم : شماکه فرمودید که مفسران شما به آن اعتراف نموده اند، درحالی که دراستدلالاتی که ذکرفرموده اید، خواننده هیچ اعتراف قانع کننده ای مشاهده نمی کند بلکه برعکس همه بااحتمال وشک وگزینه آخر آنهم به نقل ازامامیه وشیعیان ،علی را ذکرکرده اند ومشاهده فرمودید که خود امام علی هم این آیه را درموردخودقبول نداشتند بنده به وبلاگ شماامدم ومطالبتان رابادقت مطالعه نموده وموارد فوق راازاستدلالهای خود شمادرآوردم . خواهشمندم بادلایل قوی ترومستند تروبنابه فرموده ی خودحضرتعالی «بادلایل علمی ومنطقی » وارد میدان شوید . شایدبنابه فرموده ی شما ، ماکتابهای خودرامطالعه نکرده ایم ، اماحداقل اگرمطالعه بکنیم ، درست ومنصفانه مطالعه می کنیم وجملات راقطع وقیچی نمی کنیم درهرصورت ، شعورخوانندگان بالا ووقت بازدیدکنندگان بسیار باارزش است وقضاوت نیز با آنان است.
ازآشنایی باشماخوشحال شدم . موفق ومویدباشید.

نعداد مطالب: 29 | تعداد نظرات: 94 پاسخ

# 23 | نويسنده: ياسر | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 28/08/1390 - 12:10


بله برادر سروش اينها هنوز تكليف شان با قرآن و توحيد روشن نيست معني و مفهوم ايمان را هنوز نفهميدن خيال مي كنند دين شان ديگه كامل شده است و با دلي خوش نگران حضرت علي هستند كه در بهشت است از اعمال فاسد خودشون خبر ندارن ديگه از اين افراد اين كردار بيجا بر مياد .

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 24 | نويسنده: مجيد | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 29/08/1390 - 07:16


سلام علیکم
دقیقا"نظر شما درست است.
موفق باشید.

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 25 | نويسنده: سروش | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 29/08/1390 - 07:59


جناب انارستانی عزیزسلام : ازبِه وبهتر، شماکدام یک را برمی گزینید؟ قطعاً بهتر را . آیاقبول دارید که (به فرض اینکه «یاعلی مدد»گفتن ازلحاظ شرعی مشکل نداشته باشد) به جای «یاعلی مدد»گفتن، «یاالله مدد» گفتن بهتراست؟ آیا پیامبرصلی الله علیه وسلم «یاعلی مدد »می گفت ؟ آیا حضرت علی واهلبیت پیامبر(ص) «یاعلی مدد» می گفتند.علی رضی الله که نتوانست خودش را(به گفته ی شماکه عمررض اورا مورد ضرب وبی احترامی قرارداد)مدد کند، چطورمی تواند شمارا مددکند.من فکرمی کنم مابایدبه درستی راه علی (رض) را ادامه دهیم وتنها ازکسی که علی رض تنهاازاومدد می خواست ، مدد بخواهیم . بهتراست بگوییم: «یاالله مدد ».فکرمی کنم معنای إیاک نعبد وإیاک نستعین که «إیاک» دال برحصر است، همین مفهوم رامی رساند.موفق ومویدباشید

نعداد مطالب: 29 | تعداد نظرات: 94 پاسخ

# 26 | نويسنده: حق | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 29/08/1390 - 12:57


جناب سروش که به یاعلی گفتن اشکال می کنی:
آیا کمک خواستن از غیر خدا را شما مطلقا کفر می دانی؟
شما دکتر نمی ری؟ میکانیکی نمی ری؟ برقکشی نمی ری؟ و....
آیا اگر از بزرگی برای کمک در امور دنیایی و اخروی کمک بخواهیم شرک است.
آیا معنای ایاک نستعین عدم استعانت از غیر خداست
پس همین بسم الله هم شرک است چون بجای کمک از خدا از اسم او کمک گرفته ای.

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 27 | نويسنده: مهدي | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 29/08/1390 - 23:12


جناب حق جان . نخير ما پيش دكتر مرده ، ميكانيك مرده ، برق كش مرده براي كمك خواستن نميريم ، عقل مون اجازه نميده به برق كش مرده بگيم بيا خونه مارو بركشي كن . مگه شما اين كارو مي كنيد ؟ ما همچنين پيش بزرگ مرده اي براي كمك خواستن چه در امور دنيوي و چه در امور اخروي نميريم ميدونيد چرا ؟‌چون وقتي ما از بزرگ مرده مثلا بخواهيم نامه مارو امضاء بكن بيچاره نميتونه امضاء كنه عقل و منطق بهمون ميخنده . شايد شما بخواهين و يه دفعه بلند شه و نامه شمارو امضاء كنه . اما خدا خداست فقط ياد بگير خدا كيست مشكلت حل ميشه . خدا كسيه كه علي رو علي آفريد تا لطف او شامل علي نميشد علي هم فرقي با منو تو نداشت و خدا كسي كه از دلهاي موجودات زنده خبر داره

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 28 | نويسنده: حامدسمیع انارستانی | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 29/08/1390 - 23:24


سلام برادرعزیزبنده لازم دیدم در اینجا به این نکته اشاره کنم که حضرتعالی فرموده بودید هیچ ایه ای در شأن امیر المومنین حضرت علی بن ابی طالب(علیه السلام) نازل نشده وبنده برایتان تعدادی آیه ذکر کردم وطبق مستنداتی برایتان توضیح دادم نظرعلما و مفسرین شیعه بر این است که آیه (ومن الناس من یشری...)درشأن امیر المومنین حضرت علی بن ابی طالب می باشد و در این مورد هیچ اختلافی ندارندواما علما ومفسرین اهل سنت در تفسیر آن آیه چندین قول ذکر کرده اند و اما این که فرمودید تفاسیر بنده اکثرا با قیل می باشد همین خود نشان گر این است که علمای شما این نظر را رد نکرده اند لا اقل این قول را هم قبول کرده اند درضمن مجددا عرض می کنم که بحث ما بر سر آیات قرآن نیست و نبوده بلکه بحث بر سر افضلیت ابوبکر(رضی الله)طبق آیه(ثانی اثنین...)بر خلافت بود و ما فقط قرار است در این موضوع بحث کنیم و بنده احساس می کنم که شما دارید بحث را از موضوع اصلی خارج می کنید و این که فرمودید (یا الله)گفتن بهتر از (یا علی مدد)گفتن است اگر مایل بودید بعداز به پایان رساندن موضوع بحث فعلی راجعبه این نظریه شما هم بحث می کنیم.یاالله مدد یا علی مدد. وهمچنین از جناب حق که در باره یاعلی مدد نظر دادن ممنونم مثالی بسیار زیبا زدن و اما آقا مهدی به مثال بسم الله الرحمن الرحیم جناب حق توجه کنید لطفا درضمن سوره آل عمران آیه 169 توجه بفرمایید

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 29 | نويسنده: سروش | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 30/08/1390 - 00:26


[جناب حق سلام! من یک سوال پرسیدم که «یاالله مدد» گفتن بهتراست یا«یاعلی مدد» گفتن ؟ اول لطف بفرماییدپاسخ این یک سوالم را مختصروکوتاه بدهید.نه این که بحث رابه چپ وراست ببرید! من درموردشرک وغیرشرک بودن بحثی نکردم ! من پرسیدم ازبِه وبهتر، کدام یک رابرمی گزینید؟ ـ درپاسخ این فرمایش شما که شماپیش دکترنمیرین ؟ بایدعرض کنم که نه تنهامن، بلکه هیچ آدم آدم عاقلی پیش دکترویامکانیک ویابرق کش مرده نمیرود!. درپاسخ این فرمایش شماکه درآخرفرموده اید«دربسم الله » شما ازاسم خداکمک می خواهیدنه ازخود خدا . عزیزدل برادر، مگه اسم بامسمّا دوچیزمتفاوت هستند؟ من می توانم بگویم که جناب حق!اسم شماخونه من دعوت هست نه خودشما؟یابرعکس ؟ عزیزدل ! این چه سفسطه ای است؟ درآخرپاسخ کلی شمارا ازآیه قرآن باترجمه میدهم: إن الذین تدعون من دون الله عباد امثالُکم فادعوهم فلیستجیبوا لکم إن کنتم صادقین * ألهم أرجل یمشون بها أم لهم ایدیبطشون بها أم لهم اعین یبصرون بها ام لهم آذان یسمعون بهاقل ادعوا شرکائکم ثم کیدون فلاتنظرون*إن ولی الله الذی نزل الکتاب وهویتولی الصالحین *والذین تدعون من دونه لایستطیعون نصرکم ولاأنفسهم ینصرون* آیات 194 تا197ـ سوره اعراف ******ترجمه : هماناکسانی راکه شماغیرازخدا می خوانید، مثل شمابندگانی هستند ، اگرراست می گویید (پس) آن هارابخوانیدتا (خواسته های ) شما رااجابت کنند* آیاآن هاپاهایی دارندکه توسط آن راه بروند ؟آیاآن هادستهایی دارندکه به وسیله ی آن بگیرند؟ آیاآن هاچشم هایی دارندکه به وسیله آن ببینند؟ آیاآن هاگوشی دارندکه به وسیله ی آن بشنوند؟ . بگو بخوانیدشریکان خودراوهرحیله ای که می توانید به کارببریدومرامهلت ندهید* همانادوست ویاورمن آن خدایی است که که کتاب رافروفرستاده است واوست که نیکوکاران دوستی وسرپرستی می کند*وآن هایی راکه شماجزخدا می خوانید، نه توان یاری شمارا دارند ونه توان یاری خودرا.

نعداد مطالب: 29 | تعداد نظرات: 94 پاسخ

# 30 | نويسنده: مهدي ج انارستاني | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 30/08/1390 - 01:55


برادرم فرموديد به مثال بسم الله الرحمن الرحيم توجه كنم ! خوب توجه كردم شما هم توجه كرديد وقتي بخواهيد كسي رو صدا بزنيد با نام صدايش ميزنيد يا با صوت زدن ؟ يا با بوق ماشين ؟ ميشه براي خدا يه بوق يا صوت بزنيم ؟ مثلا من با شما حرف دارم و ميخام صداتون بزنم بنظر شما بايد بگم جناب حامد سميع يا صوت بزنم براتون ؟ ما وقتي خداي مونو صدا ميزنيم با اسمش صدا ميزنيم وقتي كاري رو شروع كنيم با نام او شروع مي كنيم مگه نخوندي ( قُلِ ادْعُواْ اللّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَـنَ أَيًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى ) فرد رو با نام او صدا زدن كه كمك از غير او نيست . وقتي من گفتم حامد جان انارستاني . اين كمك از غير توست ؟

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 31 | نويسنده: حامدسمیع ج مهدی | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 30/08/1390 - 03:09


سلام آقا مهدی گل بر (فرض)صحت این کلام شما پس معنا و مفهوم آیه169آل عمران چه میشود؟بنده قصد مناظره باشما را ندارم اما اگر دوست داشتی من اعلام امادگی می کنم برای مناظره اگر تمایل داشتی به وبلاگم تشریف بیاورید تا در همین موضوع مناظره کنیم و وبلاگ برادرعزیزمان راهم شلوغ نکنیم البته جسارت به صاحب عزیز وبلاگ نشه؟یا الله مدد یاعلی مدد.ahzab.blogfa.com

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 32 | نويسنده: سروش | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 30/08/1390 - 05:24


سلام برادرانارستانی ! درپاسخ فرمایش شمابایدعرض کنم که اولااینکه شمافرموده اید که تمام مفسرین شیعه آیه ومن الناس .... را درموردعلی رض دانسته اند ودرآن اختلافی ندارند، اغراق آمیزاست . دوم این که من ثابت کردم که هیچ یک ازمفسران اهلسنت ، باقاطعیت این آیه رادرمورد امام علی ، ندانسته اند. امااین فرمایش شماکه فرموده اید: «تفاسیر بنده اکثرا با قیل می باشد همین خود نشان گر این است که علمای شما این نظر را رد نکرده اند لا اقل این قول را هم قبول کرده اند » برادرجان ! من این طورفکرنمی کنم . بلکه نه تنهاعلمای ماآن راقطعادرمورد امام علی ندانسته اند، بلکه برعکس آن را رد کرده اند. من ازهمان استدلالات خودشماثابت کردم که امام علی خود این آیه را درمورد خود نمی داند. وهرفردعالمی که یک ذره به زبان عربی آشنایی داشته باشد،می داند که کلماتی مثل «قیل» و«او» و«یروی» نه تنهاتاییدآن مسئله نیست ، بلکه به ضعیف بودن آن قول اشاره دارد. امااین که فرموده اید«که بحث ما بر سر آیات قرآن نیست و نبوده بلکه بحث بر سر افضلیت ابوبکر(رضی الله)طبق آیه(ثانی اثنین...)بر خلافت بود و ما فقط قرار است در این موضوع بحث کنیم و بنده احساس می کنم که شما دارید بحث را از موضوع اصلی خارج می کنید » بایدعرض کنم که بحث شمابا برادراحمد (مدیرسایت)بوده ولی بنده به عنوان یک فرد مستقل دلایل شمادوبرادر را که دیدم ، درصدد آن برآمدم که اظهارنظری بکنم وسعی کردم که رو همان موضوعی که شمابحث کرده اید،نظری بدهم . شمابه عنوان استدلال فرمایش خود، این آیه را ذکرفرمودید، بنده استدلال شمارانقض کردم وتازمانی که این استدلال تکلیفش روشن نشود، جلوتررفتن وبحث را ادامه دادن فایده ای ندارد. بحث باید بنابه فرموده شما«منطقی وعلمی » باشد وریشه دارواساسی باشد. من به بحث مرحله ا ی اعتقاد دارم نه به بحث جهشی وزودگذر. التماس دعا

نعداد مطالب: 29 | تعداد نظرات: 94 پاسخ

# 33 | نويسنده: مهدي | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 30/08/1390 - 05:31


خيلي آدم جالبي هستيد فكر كنم اين وبلاگ نيست و سايت هست ما كه اينطور فهميديم و شما مي فرمائيد وبلاگ .
آيه 169آل عمران مي فرمايد شهدا زنده هستند و نزد پروردگارشان رزق داده مي شوند درسته ؟؟
حالا سوالات من از شما . آدماي زنده بايد اين شرايط رو داشته باشن ، بشنوند درسته ؟ وقتي شنيدن بايد جواب هم بدن درسته ؟ اگه فقط بشنوه كه و حرف نزنه نميشه گفت زنده ... سوال دوم زنده ها مريض ميشون مثل حضرت علي رض كه چشمش درد گرفت . گرسنه و تشنه مي شون و حتما بايد آبو غذا و دارو استفاده نمايند بعد نياز به قضاي حاجت پيدا مي كنن . پس شهداي كه زنده هستن بايد اينطور باشن با ما حرف بزنن و بقيه اموري زنده ها به آن نياز دارن والا در غير اينصورت چطوري باور كنم زنده هستن ؟؟؟؟

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 34 | نويسنده: سروش | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 30/08/1390 - 07:35


برادرگرامی ام انارستانی عزیزسلام ! ازاین که می بینم که درآخرفرمایشات خود، «یاالله مدد» می نویسید بسیارخوشحال شدم وبیشترخوشحال می شوم که فقط به همان اکتفاکنید و«یاعلی مدد» ننویسید. هرچندکه همه ی ماپیروان ونوکران اهلبیت امام علی (ع) هستیم وبه آن افتخارمی کنیم . بهتراست هیچکس را، همتای الله قرارندهیم وهمان آیاتی را که امام علی همیشه تلاوت می فرمود، مایه الگووعبرت خود قراردهیم ، آنجاکه قرآن می فرماید: فلاتجعلوا لله اندادا وأنتم تعلمون.

نعداد مطالب: 29 | تعداد نظرات: 94 پاسخ

# 35 | نويسنده: علی فاتحی | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 30/08/1390 - 10:44


سلام نظرشما را خواندم آقامهدی ومیخوام بگم که نظر شما یا هرکس دیگه مهم نیست تعریف علم زیست از موجود زنده اینکه تاثیر فیزیکی داشته باشندودر متافیزیک هستش که موجودات متافیزیکی تاثیراتی بر عالم ماده میگذارند وما نه تنها از ائمه اطهار بلکه از شهدای هشت سال دفاء مقدس نیز شفاء دادن دیده ایم برای اسناد حرفم خاطرات شفاء یافتگان حرم رضوی نگاه بیندازید درضمن لازم به ذکر میدونم بگم که شما آیه صریح قرآن کریم را رد میکنید یا اینکه قسمتی را که به نفع شماست قبول و بقیه را رد میکنید.

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 36 | نويسنده: حق | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 30/08/1390 - 11:52


احسنت به همه عقلای محترم مخصوصا جناب سروش و مهدی؛ که نزد دکتر مرده نمی روند.
آیا می دانید مرده در منطق قران و کلام الهی کیست؟
اگر به جستجوی ماده حیاة در کتاب خدا بپردازیدبه این نکته می رسید که در منطق قران مومنین و مومنات و مجاهدین فی سبیل الله ولو در حیات ظاهری دنیا بسر نبرند ولی : آحیاء عند ربهم یرزقون.
درمورد گفتن یاعلی مدد هم اگر به قرآن مراجعه کنید و آیه : وابتغوا الیه الوسیلة را با تفسیر اهل البیت علیهم السلام ببینید که فرمودند: نحن الوسیلة الی الله. متوجه خواهید شد توسل وطلب مدد از مولا علی بخاطر اینست که فقط او امیر مومنین است و طلب مدد مومنین از امیر خودشان که به تصریح قرآن زنده است امری عقلی، شرعی و عرفی است و چون هیچ شیعه ای منظورش ازاین کلمه این نیست که آنحضرت در عرض خدا می تواند کمک و یاری برساند نه تنها شرک و کفر نیست بلکه عمل به دستور خدا و ذکرالله است.

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 37 | نويسنده: مهدي | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 30/08/1390 - 21:42


-----------------------------------------------------------------
دوست عزيز علي فاتحي . اساس بحث ما قرآن و روايات صحيح است ومرجع دين علم زيست نيست علم منطق و كلام نيست . واز آنجائي كه فرموديد شهداي 8 سال دفاع مقدس شفا دهتده هستند . يعني حتي برادر شما و پسر عموي تان كه در جبهه شهيد شدن به گفته شما مثل اهلبيت و مثل خدا شفا دهنده هستن ( نعوذ بالله ) با شما حرفي ندارم

واما جناب حق . ( احياء عند ربهم يرزقون ) بفرمائيد اونا چطوري نزد پروردگارشان هستن ؟ (چون مرده هارو داخل قبر ميزارن و هر وقت قبرو بشكافي حتي استخوان شان سر جاشون هستند) آيا خدا از آسمان نزدشون مياد يا اينهارو به آسمان نزد خودش مي برد، كدام يك ؟‌ منتظر جوابم

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 38 | نويسنده: سروش | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 1/09/1390 - 00:41


برادرحق وبرادرعلی فاتحی سلام !
تعریفی که برادرفاتحی ازعلم زیست ازموجود زنده کرده ، درمورد موجوداتی که چیزی به نام «حیات » درآن هاوجودداشته باشد صدق می کند ودرمورد این آیه صدق نمی کند به دلیل این که حیاتشان باحیات فیزیکی سایرموجودات فرق می کندوشیعه وسنی هیچ کدام ، حیات شهدارامانندحیات طبیعی زندگان نمی دانند .به دلیل این آیه که خداوند ازعیسی که یکی ازپیامبران است درمورد عملکردقومش سوال می کند واودرپاسخ عرض می کند: وکنتُ علیهم شهیدامادمتُ فیهم فلماتوفیتنی کنت انت الرقیب علیهم .یعنی تازمانی که من درمیان آن هازنده بودم براعمالشان گواه وشاهدبودم ولی هنگامی که تومراوفات دادی توبرآن هاگواه بودی . بااینکه بیشترشیعه وسنی به زنده بودن عیسی درآسمان هااعتقاد دارند،ولی جناب عیسی ازعملکردقومش اطلاعی ندارد.وبه قول شما«تاثیرفیزیکی» ندارد واگربه حیات طبیعی شهداو تاثیرفیزیکی آن ها درزندگی اعتقادداشته باشیم نبایداجازه دهیم که کسی باهمسرشهیدازدواج کندچون شهیدزنده است. واین که فرمودید«در متافیزیک هستش که موجودات متافیزیکی تاثیراتی بر عالم ماده میگذارند» بله عزیزدل! اون درمورد موجودات متافیزیکی وماورائی مانند جن، فرشته وغیره صدق می کند.نه درموردانسان های شهید.انسان شهیدکه متافیزیک نیست.این که فرموده اید«وما نه تنها از ائمه اطهار بلکه از شهدای هشت سال دفاء مقدس نیز شفاء دادن دیده ایم برای اسناد حرفم خاطرات شفاء یافتگان حرم رضوی نگاه بیندازید » عزیزدل ! اولاً هرکتابی که کلام خدانیست که باورش کنیم .دوماً این که شماخودتان بهترمیدانیدکه دراین گونه کتابها، چه گزافه گوئیهاوسخنان اغراق آمیز برای اثبات مدعای خود، بیان می شود. سوما هندوها هم کتاب های زیادی درزمینه شفایافتن ازبُت هانوشته اند. این کتاب هاکه معیارنمیشه !
ماهمه قرآن راقبول داریم ونوکرآن هم هستیم وجالب این که آیات آن را به دلخواه تفسیرنمی کنیم. مایک چیزدرقرآن بیش ازهزاران بارمی خوانیم آنهم واضح وشفاف : که فقط ازالله کمک بخواهیم وتنهافقط اوراکه تنهاآفریننده ومدبرآسسمان وزمین است وامام علی فقط پیش اون گریه وزاری می کرد وتنهاازاومددمی خواست ، مددبخواهیم*


وامابرادرعزیزم حق ! فکرکنم بخش اول فرمایشات شمارا دربخش پاسخ به جناب فاتحی دادم ! وامابخش دوم فرمایشات شما بایدعرض کنم برادرعزیز چراازشرک وکفرو... حرف می زنی ؟ من یک سوال ساده گزینه ای پرسیدم میخواهم به همان صورت پاسخ بگیرم ! آیا«یاالله مدد» گفتن بهتراست یا«یاعلی مدد» گفتن. درمورداستدلالی که فرمودی لطف کن مفهوم درست این آیه را برام بنویس: ویعبدون من دون الله مالایضرهم ولاینفعهم ویقولون هؤلاء شُفعاءُناعندالله ـ آیه 18 سوره یونس.موفق باشید

نعداد مطالب: 29 | تعداد نظرات: 94 پاسخ

# 39 | نويسنده: علی فاتحی | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 1/09/1390 - 01:38


سلام چون شما جوابتون عقلی بود من هم جواب شما رو عقلی دادم و الا جواب شما در آیه ذکر شد اما در باب شفاعت شما رو روجوع میدم به آیات شریف سوره یونس آیه 3 وسوره بقره آیه 255وسوره طه 109وسوره سباآیه 23وسوره مریم آیه 87وسوره انبیاءآیه28

چون مبنای شما عقلی شد بنده نیز عقلی جواب دادم و الا جواب شما دررابطه بازنده بودن شهدادر آیه ذکر شد واما در مورد اینکه آیا به اذن خداوند کسانی میتوانند شفاعت نمایند روجوع کنید به آیات شریفه سوره یونس آیه3 .بقره255.طه109.سبا23مریم87.انبیاء28.

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 40 | نويسنده: سروش | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 1/09/1390 - 06:37


برادرفاتحی سلام : نفس شفاعت رااهلسنت قبول دارند امانه به آن صورت که شمامعتقید . شفاعتی که شمامعتقید، ازهیچ کدام ازآیاتی که حواله داده بودید، ثابت نمی شود. من سوره هایی که حواله داده بودید یکی یکی بررسی کردم ودرآن هیچ اشاره ای به اینکه خداوندبفرمایدشما واسطه وسفارشی ومیانجی گربگیرید، نیست . تازه ، خداوندمیانجی گری وسفارش گری را به نص واضح وآشکار، نکوهش کرده وآن راازخصلت مشرکان دانسته است مثلا: ویعبدون من دون الله مالایضرهم ولاینفعهم ویقولون هؤلاء شُفعاءُناعندالله ـ آیه 18 سوره یونس. دوم اینکه هیچ اشاره ای به این نیست که حضرت علی یاشخص خاص دیگری قراراست میانجی گری کند. سوم اینکه این قضیه به روزقیامت برمی گردد نه دردنیا و آن هم درصورتی که فرد مرده است وهیچ ارتباط وآگاهی ازدنیا(به تصریح قرآن درمورد عیسی)ندارند. چهارم این که سفارشگربودن این افراد آن هم به شرط اجازه ی خداونداست ونه به صورت مطلق که ماهرکس وهرچیزرا بدون این که آگاهی داشته باشیم که خداوندبه اواجازه داده است یانداده است سفارشگرقراربدهیم . پنجم این که این راهرکس می داند که شمامستقیم ازعلی رض مددمی خواهید نه این که می گویید یاعلی شفاعت ماراپیش خدابکن که فلان مشکل ماحل شود. اگرعلی رضی الله عنه ازاین شاهکارها پس ازوفاتش می کرد، امام حسین وسایرائمه بزرگواررانجات می دادکه آنقدرمظلومانه به شهادت رسیدند.من متن آیاتی راکه شماحواله داده بودین ، ذیلاذکرمی کنم وقضاوت را به وجدان های آگاه می گذارم .
سوره یونس آیه 3مامن شفیع الامن بعد إذنه ـ* ـ بقره آیه 255من ذالذی یشفع عنده الاباذنه ـ * ـ 109 طه یومئذلاتنفع الشفاعه الامن اذن له الرحمن ـ * ـ سوره سباآیه 23 ولاتنفع الشفاعه عنده الامن اذن له ـ*ـ سوره مریم آیه 87 لایملکون الشفاعه الامن اتخذعندالرحمن عهداـ *ـ سوره انبیاءآیه28 ولایشفعون الالمن ارتضی.

نعداد مطالب: 29 | تعداد نظرات: 94 پاسخ

# 41 | نويسنده: مهدي | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 1/09/1390 - 07:03


دوست عزيزم سروش از جواباي منطقي شما خيلي لذت بردم واقعا دلايل شما از قرآن براي هر خواننده اي قانع كننده است مگه كسي باشه كه خودشو به تجاهل بزنه و دنبال حقيقت نباشه متاسفانه مشكل اينها اينه كه با قرآن آشنائي ندارن .بازهم آفرين بر شما

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 42 | نويسنده: طاهره | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 1/09/1390 - 09:15


انگاري من نبودم اينجا يه خورده گرد و خاك شده! حيف كه درگير درسهام هستم و نمي تونم اين روزها وقت بذارم و بخونمشون. ولي سرفرصت حتما ميام. من رو ببخشيد اگه كامنتم تكرار حرفهاي دوستانيه كه بعد از من كامنت گذاشتن و نخوندمشون.
دوست عزيز ، من تو كامنتم گفته بودم "شما خطبه رو كامل خوندي؟
همه چيز فقط تو كلمه مولا خلاصه نميشه كه شما ميگي پيامبر به دستور خداوند اين همه آدم رو جمع كرد كه بگه مردم علي دوست منه بهش بدوبيراه نگيد" و بعد از اون جملاتي از خطبه آوردم كه نشون مي داد پيامير ص حضرت علي ع رو به عنوان امام و خليفه بعد از خودش معرفي كرده
شما جواب داديد كه حرف زدن آسونه اثباتش سخته.
بينيد بااينكه شيعيان ميگن روز غدير اولين باري نبود كه پيامبر گفته بود علي جانشين منه ولي توي كامنت من هيچ كدوم از اون جمله ها نيومده بود. اصلا چيزي خارج از خطبه نيومده بود براي اينكه نيازي به آوردن سند ديگه اي نباشه. من نمي دونم منظورتون چي بود.
مشخصه من كتاب هاي مرجع شما رو ندارم. اصلا كتابهاي مرجع شيعه رو هم ندارم. خب دو سه جاي مختلف اين خطبه رو باهمون جملاتي كه گذاشته بودم ديدم. فكرنميكنم اون كتابها به دروغ نوشته باشن كه منبع فلان كتاب مرجعه. ولي باز هم اگه شما منبع ديگه اي داريد كه خطبه رو كامل نقل كرده اند يه نگاه بندازين ببينين اين جمله ها توش هست يا نه. اگه هم مشابه اش هست يعني بعضي لفظ ها فرق مي كنه فكر ميكنم بدنباشه اگه اون ها رو بذاريد.

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 10 پاسخ

# 43 | نويسنده: حق | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 1/09/1390 - 11:42


جناب آقا مهدی ؛ که زنده بودن مجاهدین وشهدا را انکار می کنی آیا این آیه قرآن نیست: ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل آحیاء عند ربهم یرزقون. این آیه یعنی چه؟
جناب سروش:اولا اگر شما نوکر قرآن بودی همه قران را قبول داشتی نه آنچه با عقیده پدرانتان موافق باشد اگر اینطور نیست پس آیات دال بر زنده بودن اولیای خدا را چه معنا می کنی؟
ثانیاً من جواب اینکه یاعلی مدد بهتر است را عرض کردم که همانطور که برای شخص مریض بهتر است نزد طبیب برود تا با اراده خداوند بهبودی حاصل کند بر مومنین هم بهتر است از امیر خود که به تصریح قرآن زنده است کمک بگیرند تا با اراده خدا به حاجت خویش برسند.
ثالثاً این آیه کریمه : ویعبدون من دون الله مالایضرهم ولاینفعهم ویقولون هؤلاء شُفعاءُناعندالله. درمورد بت پرستی و کسانی است که غیر خدا را می پرستند که هیچ ربطی به بحث ما ندارد چون شیعه غیرازخدا کسی را نمی پرستد و کسانی را شفعاء عندالله می داند که خود خدا آنها را وسیله تقرب به خودش قرار داده.

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 44 | نويسنده: حامدسمیع انارستانی | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 2/09/1390 - 02:51


سلام برادر سروش بنده بابت غیبت طولانیم در بحث معذرت می خواهم کمی کسالت داشتم
واما این که فرمودید از اهل سنت کسی این آیه را به قاطعیت در شأن امیر المومنین حضرت علی بن ابی طالب (علیه اسلام) نداسته ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه(به تحقیق محمد ابولفضل ابراهیم جلد13ص261-262دارالخیاء الکتب العربیه)می گوید هرکس این آیه را در شأن امیر المومنین حضرت علی بن ابی طالب نداند مجنون است و... که خودتان رجوع کنید و مطالعه بفرماییدو درهمان چاپ جلد4ص73می گوید معاویه چهارصد هزاردرهم داده تا آن آیه را درشأن امیر المومنین ذکر نکنن بلکه درشأن ابن ملجم ذکر کنن وآیه 204و205رادرباره امیر المومنین ذکرکنن وهمچنین صاحب تفسیر اطیب البیان می نویسد در کتاب نمایت المرام20 حدیث آمده که9 حدیث از اهل سنت و11 حدیث از شیعه که آن آیه درشأن امیر المومنین ذکر شده واین که فرمودید برای بنده ثابت کردید که خود امیر المونین حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام)این آیه را درباره خود نمی داند باید خدمدتان عرض کنم که درآن جا چیزی بر من ثابت نشد چرا که روایت طبق منطق خود حضرتعالی کذب است واگر مدعی این هستید که روایاتی که بنده آورده ام ضعیف است خدمدتان عرض کنم که در روایات مجهول نه بنده ونه شما حق تصرف نداریم چون بنا به گفته شما سند روایی ندارد پس ممکن است درست باشد یا غلط لذا ما هر دو احتمال را در آنجا می دهیم اگر هم روات حدیث را می شناسید لطف بفرماید نام آنها را برای بنده ذکر کنید اما این که فرمودید شما به بحث مرحله ای معتقد هستید باید بگویم که اگر هم بخواهیم مرحله ای پیش برویم در مرحله اول بنده سوال پرسیدم وشما باید جواب سوال اول بنده را بدهید نه موضوع دوم که پیش آمده که الحمد لله تا حدودی حقیقت آشکار شده فقط باید دیده تعصب را ببندیم تا حق را ببینیم واین که فرمودید علمای شیعه آن آیه را را در شأن امیر المومنین می دانند اغراق آمیز است باید خدمدتان عرض کنم که تفسیر علمای اهل سنت هم اغراق آمیز می باشدتفاسیر ما برای خودمان مهم است وتفاسیر شما برای خودتان وهمین که درتفاسیر شما قیل آمده خود نشان دهندی این است که این روایت را هم قبول دارید حال یا ضعیف یا قوی مهم نیست مهم قبول داشتن روایت هست اما در تفاسیر ما حتی یک قیل هم نیامده که بگوید درشأن صیب یا کس دیگر هست برادر عزیز همان طور که بنده از کتاب های شما استدلال می آورم شماهم لطف کن برای اثبات حرفهایتان از کتب ما روایت بیاور یا لا اقل منطقی نظر بده فراموش نکنید که خدا به کتمان کنندگان حق وعده عذاب داده وبرای بار سوم خدمدتان عرض می کنم که جواب سوال بنده را بدهید تا به ادامه بحث در همان محور بپردازیم وانقدر به حاشیه نپردازید هرچند بنده جواب های آنهارا هم دادم.قبول کردن یا نکردن به خود خانندگان بستگی دارد وبنا به گفته خود شما وقت خوانندگان مهم است هیمنطور وقت بنده و شما هم مهم است پس لطفکنید بحث را عوض نکنید تا انشا الله نتیجه درستی از بحث بگیریم.یا الله مدد یا علی مدد.

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 45 | نويسنده: سروش | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 2/09/1390 - 23:33


السلام علیکم برادرانارستانی خداشفایتان دهد! برادرگرامی من فکرمی کنم بحث مابی فایده است . چراکه شماحرفهای خود بنده راهم سانسورمی فرمایید. من کجاگفتم ازاهلسنت کسی این آیه را درموردامام علی نمیداند؟ شماازتفاسیرسخن گفتید، من گفتم ازمفسران اهلسنت کسی مطلقااین آیه را درحق امام نمی داند.دوم این که شمادرتاییدصحبت های خود ابن ابی الحدید را ذکرکرده اید. چه کسی گفته ابن ابی الحدید ازاهلسنت است . برادرم ،اومعتزلی شیعی است نه اهلسنت. سوم این که چه کسی گفته اطیب البیان ازتفاسیرمعتبراهلسنت است؟ بعدش هم هرتفسیری که اساس بیشتر روایات آن براساس صحت کذاشته شده باشد، معتبراست. چهارم این که درهمان روایت کذبی که شمانقل کرده بودید، امام علی این آیه را درمورد خود نمی داند.پنجم این که فرمودید:«اگر هم روات حدیث را می شناسید لطف بفرماید نام آنها را برای بنده ذکر کنید » آخه اون روایتی که باقیل ویروی ذکرشودونام راوی درآن نباشد، ضعیف است وجعلی!من فکرمی کنم خوانندگان متن های قبلی شما ومن را خوانده اندومی دانند که من هنوزجواب سوالم را نگرفته ام ! وقضاوت رابه عهده آن هامی گذارم ! الله نگهدارتان باشد!

*********
جناب حق سلام ! فکرمی کنم دلایل من ازقرآن زیادبراتون کارسازنیستند؟چون من هرچه ازقرآن دلیل بیاورم ، شمادلایل عقلی می آورید. برای این که من بحث خودرا باشماادامه بدهم، شرطم این است که ادعاهایی که درمطلب اخیرتان کرده اید، ثابت کنید! 1ـ اول ادعاکرده اید که «پس آیات دال بر زنده بودن اولیای خدا را چه معنا می کنی؟» شمالطف کنید یک آیه ذکرکنید که درآن تصریح شده باشدکه «اولیای خدا» زنده اند؟ 2ـ ادعاکرده ایدکه «بر مومنین هم بهتر است از امیر خود که به تصریح قرآن زنده است کمک بگیرند» یک آیه بیاورید که درآن به صراحت آمده باشد که حضرت امیرزنده است؟
3ـ ادعاکرده اید: « شیعه غیرازخدا کسی را نمی پرستد و کسانی را شفعاء عندالله می داند که خود خدا آنها را وسیله تقرب به خودش قرار داده.» لطف کنیدهمان افرادی را که خودخداوند درقرآن آن هارا وسیله تقرب خویش قرارداده نام ببریدکه ماهم بدانیم وبشناسیمشان ؟ این سه ادعا را کرده ایدوحواله به قرآن داده اید. خوانندگان هم به جملات شمادقت کنند وهم به آیاتی که ذکرمی فرمایید. اگرآیاتی که به ادعای شماربط نداشتند، آوردید من دیگه باشمابحثی ندارم ! موفق باشید

نعداد مطالب: 29 | تعداد نظرات: 94 پاسخ

# 46 | نويسنده: نائب | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 3/09/1390 - 09:41


سلام عليكم و رحمة الله
درود خداوندي بر برادرنم احمد ، سروش و مهدي عزيز باد !
انشاءالله موفق باشيد .
الله جان يار و ياورتان باد !
يا الله مدد

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 47 | نويسنده: حق | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 3/09/1390 - 11:02


جناب آقا یا خانم سروش
اگر به نظرات قبلی حقیر نظری می انداختید به آیات مورد نظر من پی می بردید ولی باز هم تکرار می کنم:
در مورد سؤال اول و دوم: در سوره مبارکه بقره آمده: ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون. آیه به صراحت می فرماید که این دسته از اولیای خدا که درراه خدا کشته شده اند زنده هستند ویکی از مصادیق بارز کشته شوندگان درراه خدا حضرت مولاامیرالمومنین هستند که باشمشیر یکی خوارج کوردل ونادان در محراب عبادت به شهادت رسیدند: قتل فی محراب عبادته لشدة عدالته.
واما درمورد سؤال سوم: درتفسیر این آیه شریفه: یاایهاالذین امنوا اتقواالله وابتغوا الیه الوسیلة.که توسط ثقل اصغر یعنی عترت رسولخدا صلی الله علیه وآله آمده است فرموده اند: نحن الوسیلة الی الله.یعنی اهل البیت نبی مکرم وسایل فیض بسوی خدا هستند.اگر نسبت به تواتر و صحت حدیث ثقلین که پیامبرخدا سفارش به تمسک به هردوی آنها فرموده اند شک دارید به کتب صحاح و مسانید معتبر خود رجوع کنید.

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 48 | نويسنده: حامد سمیع انارستانی | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 4/09/1390 - 20:33


سلام برادر شما خیلی خوب تمام مطالب را رد می کنید اما نمی توانید ردیات خود را ثابت کنید بنده اینهمه سند و مدرک برایتان ذکر کردم اما شما یا فرمودید جعلی است یا ضعیف اگر روایتی ضعیف باشد یا بنا به گفته خودتان جعلی باشد 1-چرا آن روایت را علمای شما نقل می کنندو مثل علمای شیعه تحقیق نمی کنن تا ببینن این آیه در شأن کیست تا به قاطعیت تفسیر کن این سوال را از خود حتما بپرسید که چرا به قا طعیت جواب نداده اند ؟2 - چراشما برای اثبات سخنانتان حتی یک قیل هم از کتب معتبر ما نمی آورید؟در حالی که بنده اینهمه سند ذکر کردم همان طور که گفتم این قیل آوردن مفسرین شما خود نشان دهنده این است که این روایت را هم قبول دارن همان طور که خودتان فرمودید((من کجاگفتم ازاهلسنت کسی این آیه را درموردامام علی نمیداند؟ شماازتفاسیرسخن گفتید، من گفتم ازمفسران اهلسنت کسی مطلقااین آیه را درحق امام نمی داند.))همین که قبول دارند چنین روایتی ذکر شده خود جواب شما می باشد.3-اگر کسی دنبال حقیقت باشد تا آخرت خود را آباد کند این بحث برایش خوب است چرا بی فایده باشد؟مگرنشنیده ای که خداوند متعال می فرماید(فبشرعباد الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه أولئک الذین هدئهم الله و اولائک هم اولوالألبب))زمر17-18چرا انقدر زود عقب می کشید بنده منتظر جواب سوالم می باشم که گفتم (اگرآیه(ثانی اثنین....)درشأن ابوبکر(رضی الله)می باشد واین آیه دلالت بر افضلیت بر خلافت می کند چرا آن آیاتی که برایتان نام بردم ودلالت بر افظلیت امیرمومنان حضرت علی(علیه السلام)می کرد دلالت بر افضلیت بر خلافت نکند مگر کسی که نفس رسول خدا طبق آیه مباهله واقع شود دارای مقام بلندی نیست و لایق خلافت نیست؟اگر دوست داشتید می توانید خودتان افضلیت های ابوبکر(رضی الله)را برای خلافت بنویسید تا ما بر آن محور بحث کنیم یا الله مدد یا علی مدد.

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 49 | نويسنده: سروش | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 5/09/1390 - 08:34


جناب حق عزیز سلام ! مطمئناً شما سوال بنده را به خوبی متوجه شدین ولی نمیدانم منظورتان ازطفره رفتن چیه ؟ شماببینید سوال بنده چیه وجواب شماچیه ؟ شما درمطلب اخیرتان سه ادعاکرده بودید وبه قرآن حواله داده بودین ! من عرض کردم شماازقرآن ثابت کنید! 1ـ اول ادعاکرده اید که «پس آیات دال بر زنده بودن اولیای خدا را چه معنا می کنی؟» من ازشمایک آیه خواستم ؟ 2ـ ادعاکرده ایدکه «بر مومنین هم بهتر است از امیر خود که به تصریح قرآن زنده است کمک بگیرند» من یک آیه خواستم که درآن به صراحت آمده باشد که حضرت امیرزنده است؟ ـ شمادرپاسخ هردوسوال،آیه مبارکه ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.را ذکرفرموده اید که من وخوانندگان ، دراین آیه هیچ «صراحتی » بنابه فرمایش شما درمورد زنده بودن «اولیاء» و«حضرت امیر» نمی بینیم وفقط ازشهداسخن به میان آمده که نوعی حیات دارند. 3ـ ادعاکرده اید: « شیعه غیرازخدا کسی را نمی پرستد و کسانی را شفعاء عندالله می داند که خود خدا آنها را وسیله تقرب به خودش قرار داده.»من سوال کرد م که همان افرادی را که خودخداوند درقرآن آن هارا وسیله تقرب خویش قرارداده نام ببرید؟ شما این گونه پاسخ داده اید«درتفسیر این آیه شریفه: یاایهاالذین امنوا اتقواالله وابتغوا الیه الوسیلة.که توسط ثقل اصغر یعنی عترت رسولخدا صلی الله علیه وآله آمده است فرموده اند: نحن الوسیلة الی الله.یعنی اهل البیت نبی مکرم وسایل فیض بسوی خدا هستند» این جاهم من وهم خوانندگان درفرموده ی خداوند، چیزی ندیدیم که تصریح بکندکه فلان وفلان کس را شماواسطه قراردهید؟ ـ برادرگرامی ام وقتی نتوانستید ادعاهای خودراآن طورکه ادعاکرده بودیدثابت کنید، حق دارید عصبانی بشوید وبه توهین بپردازید!وبفرمایید آقا یاخانم سروش!!!! قضاوت باوجدان های آگاه است !شمارابه خداسپردم ودیگه باعث رنجش خاطرشمانخواهم شد. درپناه االله ذوالجلال باشید!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نعداد مطالب: 29 | تعداد نظرات: 94 پاسخ

# 50 | نويسنده: حامد سمیع انارستانی | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 5/09/1390 - 10:31


سلام برادر امید وارم جواب بنده را مطالعه کرده باشید و آمادگی پاسخگویی داشته باشید به هر حال بنده منتظر پاسخ منطقی و مستدل شما می باشم یا الله مدد یا علی مدد.ahzab.blogfa.com

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ



ارسال نظر

نام:
ایمیل:
کد امنیتی:
تصویر كد امنیتی
ریست کد
کد:

بخش امکانات کاربران

بخش سوالات شرعی

بخش مشاوره

لوگوی سایت


پربازدید ترین مطالب

همسران و فرزندان علي
--------------------------
پاسخ به سوالات شرعي
--------------------------
شهدای گمنام کربلا
--------------------------
اس ام اس های هرزه ی
--------------------------

پيام مدير

عزیزانم این دنیا سرای موقت، سرای سراسر فریب، سرای امتحانات و این دنیا گذرگاه زندگی جاویدان آخرت است . به درستی که راست ترین سخن مرگ است، این راست ترین سخن را هرگز از یاد نبرید، انسانها در این سرای موقت به دو دسته تقسیم می شوند 1_دسته نجات یافتگان 2_ دسته زیان کاران . چه زیبا می فرماید یگانه پادشاه زمین و آسمان ( سوگند به عصر ( 1) . كه انسانها همه در خسران و زيانند ( 2) . مگر افرادی كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏ اند و يكديگر را به حق سفارش كرده و به صبر توصيه نموده‏اند ( 3) . ) پس بیائیم فرصت را غنیمت شمرده در دوستی مان با خدا صادق باشیم وبنده خالص او باشیم ، دست از تمامی گناهان بکشیم تا خوشبخت این دنیا و آن دنیا شویم

آمـار بـازدیـد

آخرین مطالب

احادیث قدسی چیست ؟
--------------------------

لینکهای محبوب سايت

اوقات نماز به افق تهران

نظرسنجی سایت


روزه ماه مبارک رمضان یکی از پنج ارکان اسلام می باشد، پایبندی شما به این رکن مهم اسلام درچه حدی است ؟

هرسال مرتب گرفتم وامسال میگیرم
در حد توان بعضی روزهارا میگیرم
فقط امسال می خواهم کامل بگیرم
اعتقادی ندارم



كل مطالب : 910
کل نظرات : 3742
اعضاء سايت : 770
جدیدترین عضو: بانو91

آرشیو مطالب

<    «  خرداد 1392  »    >
شیدسچپج
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
25262728293031

اشتراک

twitter
facebook