ما بزرگی را در تقوا، توانگری را در یقین و عزت را در تواضع یافتیم .... ابوبکر صدیق رض ..... از کسی که ترا در مقابل یک لقمه یا کمتر می فروشد بر حذر باش ..... وصیت زین العابدین به محمد باقر رحمهما الله
تصاویری از ویرانی در حمص       رعایت حجاب و پوشش مناسب در تمام ادیان الهی مورد تاکید قرار گرفته است       مولانا گرگیج: علمای اهل‌سنت نه شرقی نه غربی و نه وام‌دار کسی هستند       مولانا عبدالحمید: اصحاب پیامبر بر همه مسلمانان احسان دارند       شب قدر شب سرنوشت ساز برای انسانهاست       رئیس جمهوراز علمای شیعه و سنی سیستان و بلوچستان تشکر کرد       گزارشی جدید از شکنجه در سوریه       هفتاد و پنج وصیت برای جوانان       کارهایی که پاداش شان با جهاد فی سبیل الله برابر است       آداب رفتار با حيوانات       دروازه های بهشت       پایان انتخابات افغانستان، آغاز روند شمارش آرا       يكي از آفت هاي زبان دشنام دادن است       جشن فارغ التحصیلی جمعی از طلاب مدرسه دینی مدینه العلوم خاش       حزب"عدالت وتوسعه"پیروز انتخابات محلی ترکیه شد       اهانت به قرآن، خانه کعبه و مسجد پیامبر در بازی در دانمارک       دانلود سریال حضرت عمر رضی الله عنه (دوبله فارسی)       مسلمانان فیلیپین،استقلال خود را جشن گرفتند       روحانی: ساختمانی که در 8 سال خراب شده در چند ماه درست نمی شود       طلحه بن عبیدالله؛ شهید زنده      
آشنائی با نهضت جماعت تبلیغ
احمد |موضوع: بيداري اسلامي | بازديدها: 2097 | 27 خرداد 1391


امروزه درباره جماعت تبليغ از يك سو زبان تعريف و تجليل، و از سوي ديگر زبان عيب‌جويي و اشكال‌تراشي گشوده شده است؛ در نتيجه، اذهان بسياري از مردم پريشان و نگران است. به‌همين‌دليل، به نگارش اين نوشتار اقدام كرديم تا با نگاهي گذرا به عوامل پيدايش اين جنبش و آثار و نتايج آن در كشورها و سرزمين‌هاي مختلف جهان، به برخي از ايرادها و اشكال‌ها نيز پاسخ دهيم و از فرجام مخالفت برحذر داريم.
آغاز جنبش تبليغ و عوامل پيدايش آن
در دهه سوم قرن چهاردهم هجري، در دهلي پايتخت هند، كار دعوت و تبليغ با امداد و توفيق خداوندي به‌دست مولانا محمّدالياس فرزند مولانا محمّداسماعيل كاندهلوي آغاز شد؛ خداوند ايشان و همه ما را مورد آمرزش و رحمت خويش قرار دهد.
بدون شك براي هر كار مفيد و غيرمفيد، عواملي زمينه‌ساز وجود دارد كه ضرورت آن كار را ايجاب مي‌كند. همان‌گونه‌كه شاهد هستيم در اكثر كشورهاي اسلامي، مظاهر جاهليت نخستين از قبيل: فساد عقيده، ‌ناآشنايي با عبادت، انحراف انديشه‌ و بيماري‌هاي معنوي و روحي يافته مي‌شود؛ در سرزمين هند به‌طور خاص، عده‌اي از مسلمانان به دليل ناآگاهي از دين اسلام، به آداب و رسوم هندوها روي‌ آوردند. در چنين محيط تيره‌وتاري، جنبش تبليغ پايه‌گذاري شد، به اميد اين‌كه كساني را كه خداوند مي‌خواهد بدين‌وسيله از جهل و ناآگاهي ديني برهاند و به‌سوي علم و عمل و سعادت ديني رهنمون شود؛ زيرا بدون دانش ديني و بدون عمل بر احكام اسلام رسيدن به سعادت و كمال ممكن نيست.

روش فعاليت نهضت دعوت و تبليغ
كسي كه مي‌خواهد فرد غرق‌شده‌ اي را نجات دهد يا كسي را كه در معرض هلاكت قرار دارد برهاند، بر او لازم است روشي را انتخاب كند كه بتواند به ياري خداوند با آن روش آن شخص را نجات دهد.
پيش از آن‌كه به شرح روش كار و فعاليت جماعت تبليغ بپردازيم، مناسب است نگاهي به جوامع اسلامي در آن مقطع بيندازيم تا ببينيم كه در اين جوامع چه وضعي حاكم بود. با يك نگاه مي‌بينيم كه در بسياري از جوامع مسلمان بدعات و حتي اعمال شرك‌آلود، آداب و رسوم جاهلي، كوتاهي در انجام فرايض و سنن، و ارتكاب حرام رواج داشت. چگونه آداب و اخلاق اسلامي زنده مي‌ماند درحالي‌كه مردم نماز به‌جاي نياورند و از فرايض و واجبات آگاهي نداشته باشند؟ در مساجد غير از چند فرد سالخورده كس ديگري مشاهده نمي‌شد! پس مسلمانان شهر كجا بودند؟ به‌طور يقين بسياري از آن‌ها در قهوه‌خانه‌ها، استاديوم‌ها، بازارها و مجالس نامشروع و مراكز مفسده‌پرور حضور داشتند و چنان به كارهاي آلوده به گناه و بي‌توجهي به دين مشغول بودند كه گويا اصلاً ايمان ندارند. در چنين جامعه‌اي كه غفلت و ناآگاهي نسبت‌به دين حاكم شده بود، بر بنيانگذار نهضت تبليغ، مولانا محمّدالياس، لازم بود روشي را در پيش گيرد كه مناسب آن اوضاع و شرايط باشد و بتواند كساني را كه در درياي شرك، فسق و جهالت غوطه‌وراند، نجات دهد. خداوند او را به‌شيوه‌اي هدايت كرد كه در پرتو آن توانست انسان‌هاي بي‌شماري را به ياد خدا مشغول سازد و فاسقان را از معصيت بازدارد و به‌سوي اطاعت پروردگار رحمان رهنمون شود. يكي از برنامه‌هاي ايشان در اين روش تربيتي، تمرين روي شش صفت (كلمه توحيد، نماز، علم و ذكر، اكرام مسلم، اخلاص نيت، و دعوت و تبليغ) بود كه با وجود اختصار بسيار مفيد واقع شد.

آثار و نتايج نهضت تبليغ در كشورها و سرزمين‌هاي مختلف جهان
بنده فعاليت اين جماعت را در آفريقاي شمالي، مراكش، الجزاير، تونس و ليبي و همچنين در فرانسه، بلژيك، هلند و بريتانيا ديده و درباره فعاليت‌هاي آن در امريكا و شبه‌قاره هند مطالبي شنيده‌ام، در خاورميانه نيز آثار دعوت آن را مشاهده كرده‌ام كه برخي از آن آثار عبارتند از:
1ـ التزام به اقامه نماز با خشوع و خضوع؛
2ـ حفظ شعائر ديني، مانند حجاب براي زنان و محاسن شرعي براي مردان و گذاشتن عمامه و...؛
3ـ دوري از شرك و بدعت در گفتار، كردار و اعتقاد؛
4ـ آمادگي براي پذيرش دعوت توحيد و عمل به كتاب الله و سنّت رسول‌الله.
وقتي در آفريقاي شمالي و در اروپا بودم، افراد تبليغي به‌طور منظم در جلسات درس و موعظه بنده شركت كرده و از يك شهر به شهر ديگر آن را پي‌گيري مي‌كردند. در اروپا آثار نهضت تبليغ بسيار خوب و سزاوار ستايش است؛ زيرا اسلام در ميان توده مردم و بسياري از اقشار نفوذ كرده است. مساجد بسياري ساخته شده و نماز در آن‌ها اقامه مي‌شود؛ لباس و پوشش اسلامي و محاسن اسلامي رواج  يافته و هزاران مسيحي به اسلام گرويده‌اند. در اروپا چندين دهه بود كه مسلمانان نمي‌توانستند مسلماني خود را آشكار كنند. از سويي بسياري از مسلمانان مقيم اروپا تارك‌نماز شده بودند و در وضع ظاهري و اخلاق و رفتار از فرنگيان تقليد مي‌كردند، تا آن‌كه خداوند اين جماعت را به اين سرزمين‌ها رهنمون شد و حق به‌وسيله آن‌ها آشكار شد، آن‌هم همراه با حكمت و آرامش و به‌صورت مسالمت‌آميز.
در خود شبه‌قاره هند آثار دعوت و تبليغ از ديگر كشورها كمتر نيست. بسياري از مسلمانان آن ديار كه از تعاليم اسلام بيگانه و گرفتار خرافات و شرك و بدعت شده بودند، بار ديگر به حقيقت اسلام روي آوردند. گردهمايي‌هاي سالانه نهضت دعوت و تبليغ كه با حضور صدها هزار نفر در آن سرزمين برگزار مي‌شود، براي اثبات اين مدعا كافي است. نظم و هماهنگي و برنامه‌ريزي دقيق در اين همايش‌ها انسان را به شگفتي وامي‌دارد. هيأت‌هاي تبليغي از آن‌جا به سراسر جهان اعزام مي‌شوند و پيام اسلام را به گوش جهانيان مي‌رسانند، و با گفتار و كردار خود به‌سوي اسلام فرامي‌خوانند.
آثار نهضت تبليغ در مصر، اردن، سوريه، لبنان، يمن و كشورهاي‌ حاشيه خليج فارس نمايان است. چه منحرفاني كه سر به راه آورده‌‌اند، و چه افراد غافل و بي‌پروايي كه از خواب غفلت بيدار شده‌اند، و چه انسان‌هاي بي‌شماري كه از الله و آيين خدايي روگردان بودند و اكنون به‌سوي خدا بازگشته و به آيين الهي روي آورده‌اند. گمان نمي‌كنم اين تأثيرگذاري آشكار بر مصلحان و نيك‌انديشان اين ديار پوشيده‌ باشد.

چند اشكال و پاسخ آن‌ها
آنچه بيان شد برخي از ويژگي‌ها و نكات مثبت نهضت دعوت تبليغ بود؛ اكنون شماري از ايرادهايي را كه برخي منتقدين و مخالفين اين نهضت مطرح مي‌كنند، بازگو، و حق و حقيقت را بدون توجه به خرسندي يا نارضايتي افراد بيان مي‌كنيم؛‌ زيرا هدف ما خشنودي الله است و بس. خدايا از ما خشنود باش، همانا تو بردبار و آگاه هستي.
ـ عده‌اي مي‌گويند كه نهضت تبليغ انگيزه جهاد و مبارزه را در وجود انسان‌ سركوب مي‌كند و افراد را مرده بار مي‌آورد، بدين‌گونه‌كه فعالان اين نهضت از جهاد و سياست كناره‌گيري مي‌كنند و از سران كشورها نمي‌خواهند كه نظام و آيين شرع مقدس اسلام را به اجرا بگذارند!
براي روشن شدن حقيقت موضوع بايد بگوييم كه اولاً داعيان نهضت، زنده‌كننده و احياگراند و در داخل و خارج مردم را به‌سوي دين دعوت مي‌كنند، پس زنده‌اند و نمي‌توان آن‌ها را مرده ناميد. دوم اين‌كه اگر هدف از حاكم گردانيدن شرع اين است كه فقط خدا را به‌شيوه‌اي كه خود فرموده است پرستش كنيم، پس اهل تبليغ به‌وسيله اطاعت از دستور خدا و رسولش، خدا را پرستش مي‌كنند و مي‌كوشند تا خود و ديگران را به عبادت خداي يگانه فراخوانند؛ بنابراين هدفي كه مطالبه‌كنندگان اجراي شرع خواستار آن هستند، بحمدالله بدون جنگ و قتال حاصل مي‌شود. سوم اين‌كه كساني كه خواستار اجراي احكام شرع توسط حكومت‌ها هستند و در سياست كشورها سهيم‌اند، آيا از اين طريق به هدف خود دست يافته‌اند و به موفقيتي هر چند ناچيز رسيده‌اند؟ مسلّم است كه خير! پس اين اعتراض، بر نگاهي سلبي و منفي استوار است، درحالي‌كه دعوت نهضت تبليغ، يك اقدام ايجابي و مثبت است، و همه خردمندان باور دارند كه نگاه ايجابي و مثبت بهتر از نگاه سلبي و منفي است. به‌همين‌دليل ما به برادران خود توصيه مي‌كنيم كه از نكوهش اين جماعت خودداري كنند تا مبادا جزو گروهي قرار گيرند كه مردم را از راه خدا بازمي‌دارند.
ـ برخي مي‌گويند كه مبلغان، زندگي كساني را كه با آن‌ها همراه مي‌شوند به‌كلي دگرگون مي‌كنند؛ عقيده، روش و رفتار آنان و حتي تفكر و انديشه آنان را تغيير مي‌دهند!
در پاسخ مي‌گوييم كه آري اين دعوت، تأثير عجيبي دارد، همان‌گونه‌كه گفتيد شخصي كه به آن‌ها بپيوندد به‌طور كامل عوض مي‌شود؛ اگر پيش‌تر گمراه بوده هدايت مي‌يابد؛ اگر ايمانش ضعيف بوده، قوي مي‌شود؛ اگر بداخلاق بوده، نيك و گرامي مي‌شود؛ اگر مادي‌گرا بوده، به معنويت روي مي‌آورد.  آري اين است تغييري كه اكثر براي كساني‌‌كه با گروه تبليغي همراه مي‌شوند، پديد مي‌آيد. امّا تغيير از عقيده توحيد به شرك و خرافات، از اصلاح به فساد، از بيداري به غفلت، و از اطاعت به معصيت در اين مسير وجود ندارد. به‌خدا سوگند چنين چيزي در ميان آنان نديده‌ايم و سراغ نداريم. البته وقوع انحراف از اصول جماعت به‌طور شاذ و نادر در بعضي افراد محال و ناممكن نيست، امّا شاذ و نادر حكم و اعتباري ندارد. بنابراين، اي‌ دعوتگران به‌سوي حق! حق را محكم و استوار بگيريد و از خدا پروا كنيد و بندگانش را از حق برنگردانيد كه بازداشتن از راه خدا در رديف كفر است؛ العياذ‌بالله.
ـ برخي مي‌گويند كه تبليغي‌ها به جاي اركان پنج‌گانه دين اسلام و اجزاي شش‌گانه ايمان، شش صفت تعيين كرده‌اند!
به‌خدا سوگند اين يك نوع جسارت و بدگماني است. آيا تهيه و تنظيم چند ماده براي يك برنامه تربيتي و اصلاحي و دعوت به مفاد آن به‌معني اين است كه اركان و قوانين دين اسلام را رها كرده و در برابر آن چيز تازه‌اي مقرر كرده‌اند؟ اي بندگان خدا آيا درباره دعوتي كه بر اساس ايمان به خدا و اعتقاد به لقاي الله و استقامت بر دين او و برپايي نماز و پرداخت زكات و التزام به اخلاق پسنديده و صدق نيت در گفتار و كردار استوار است، مي‌توان گفت كه اين صفات را به‌جاي اركان و ستون‌هاي اسلام وضع كرده‌اند؟ خدايا اين تهمت بزرگي است.
ـ  برخي مي‌گويند كه تبليغي‌ها بر اين باور هستند كه امروزه مسلمانان در موقعيتي قرار دارند كه رسول‌الله، صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌‌وسلّم،‌ و صحابه ايشان پيش از واقعه هجرت به مدينه در مكه داشتند؛ به تعبيري در دوران مكي قرار دارند، دوراني كه در آن اجازه جهاد و قتال وجود نداشت!
پاسخ اين است كه در اين سخن چه بدي يا گناهي وجود دارد كه به سبب آن اين جماعت را بايد مورد نكوهش يا بدگويي قرار داد؟ همه دانشمندان و خردمندان با بصيرت كه از احوال و اوضاع مسلمانان در كشورهاي مختلف و در محيط زندگي خود آگاهي دارند، اين گفته را تأييد مي‌كنند. آنان‌كه با اصرار به جهاد دعوت مي‌كنند و كساني را كه به جهاد نمي‌روند، مورد طعن قرار مي‌دهند، بگويند تا حالا چند شهر و يا كشور را آزاد كرده و شريعت خدا را آن‌جا به اجرا گذاشته‌اند تا بتوان گفت كه تبليغي‌ها از جهاد شانه خالي كرده و ضعف نشان‌ داده‌اند. حداكثر آنچه مي‌توان گفت اين است كه مبلغان به سبب اشتغال به كار دعوت، مردم را به جهاد تشويق نكرده‌اند، و اگر هم فرد يا افرادي به جهاد تمايل نشان نداده و‌ معتقدند كه در حال حاضر اصلاح دل‌ها و تزكيه اخلاق بر جهاد مقدم است، چنان مسئله‌اي نيست كه به سبب آن جماعت را در شرق و غرب زيرسؤال ببريم.1
ـ برخي مي‌گويند كه نهضت تبليغ به‌طور صحيح امر به معروف و نهي از منكر نمي‌كند!
گفتني است كه يكي از اصول جماعت تبليغ اين است كه فعالان اين نهضت در راه مبارزه با منكرات به‌طور تهاجمي عمل نمي‌كنند و در مجامع عمومي به نكوهش و سرزنش فردي كه مرتكب منكر شده است نمي‌پردازند، به دو دليل: نخست اين‌كه اين شيوه عمل، در جوامعي كه جهل و ناآگاهي در آن‌ها غالب، و فسق و منكر آن‌ها را فراگرفته است، چندان مفيد و مؤثر نخواهد بود و اين حقيقتي است كه هيچ انسان منصف و بابصيرتي كه از احوال مردم آگاهي داشته باشد، نمي‌تواند آن را انكار كند. دوم اين‌كه آن‌ها به‌جاي اين‌كه فرد را به‌طور مستقيم سرزنش كنند، به‌گونه‌اي ديگر وارد عمل مي‌شوند و فردي را كه مرتكب منكر شده است از محيط فاسد بيرون مي‌كنند و به مربيان دلسوز و عاقل مي‌سپارند تا به‌وسليه گفتار نيكو او را معالجه كنند و او از رفتار و كردار آن‌ها تأثير بپذيرد، در نتيجه، آن شخص اعمال زشت را بد مي‌داند و سپس از آن‌ها دست مي‌كشد. مسلم است كه اين روش از ايراد چند كلمه روي منبر يا در حلقه درس كه شنوندگان به آن بي‌توجه باشند، سودمندتر است. علاوه‌براين، آيا كساني‌كه انگشت اعتراض را به‌سوي اين گروه نشانه گرفته‌اند خود امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنند؟ ‌‌پاسخ روشن است و واقعيت موجود نيز گواه است و ما از خداوند براي خود به‌خاطر كوتاهي در اين كار آمرزش مي‌خواهيم. كسي‌كه لب به اعتراض مي‌گشايد درحالي‌كه خودش امر به معروف را ترك كرده است، مصداق اين شعر است: لاتنه عن خلق و تأتي مثله/ عار عليك إذا فعلت عظيم (مبادا مردم را از كاري بازداري كه خودت مشغول آن هستي؛ زيرا اين عمل لكّه ننگ بزرگ براي تو است ـ يعني اول خودت بازآ بعد ديگران را بازدارـ).
ـ مي‌گويند كه تبليغي‌ها به شكل گروهي و براي مدت‌هاي معيني (دوره‌هاي سه‌روزه، چهل‌روزه و چهارماهه) براي كار دعوت بيرون مي‌روند و اين بدعت است!
پاسخ اين ايراد اين است كه مسافرت اين گروه به‌منظور اصلاح خود و ديگران، همانند مسافرت براي تحصيل علم و دعوت به‌سوي پروردگار و آموزش گفتار نيك به مردم است و در حكم خروج في‌سبيل‌الله (خارج شدن در راه خدا) است به‌شرطي كه نيّت درست باشد و مقصود رضاي خدا باشد نه به‌دست‌آوردن مال و مقام دنيا يا تفريح و سرگرمي. پس اعتراض به مبلغاني كه براي ارشاد مردم و آموزش دين و اصلاح نفس و تزكيه روح خود، از خانه خارج مي‌شوند، يا از جهالت ناشي است يا از تجاهل. پيامبر اسلام، صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌‌وسلّم،‌ فرموده است: «لغدوة أو روحة في‌سبيل‌الله خير من الدنيا و مافيها»(صحيح بخاري: حديث 2792)؛ يك صبحگاه يا شامگاه در راه خدا رفتن از دنيا و آنچه در آن وجود دارد، بهتر است. همچنين فرموده است: «من دخل مسجدنا هذا ليتعلّم خيراً أو يعلّمه كان كالمجاهد في سبيل‌الله»(المستدرك: 1/166، حديث 310)؛ كسي كه به مسجد ما وارد شود به نيت اين‌كه خير (علم دين) بياموزد يا به ديگران آموزش دهد، مانند كسي است كه در راه خدا جهاد مي‌كند.
علاوه‌براين‌ها،‌احاديث صحيح ديگري نيز درباره خارج شدن در راه خدا به‌ويژه براي دعوت به‌سوي الله وجود دارد. آيا بازهم مي‌توان گفت كه خارج شدن گروه‌هاي تبليغي بدعت است؟ شگفت‌آورتر از همه اين‌كه مي‌گويند رفتن جماعت‌ها به اين دليل بدعت است كه رسول‌خدا، صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌‌وسلّم،‌ وقتي حضرت معاذبن‌جبل، رضي‌الله‌عنه، را به يمن اعزام كرد، هيچ گروه و جماعتي را همراه ايشان نفرستاد. اين آقايان يا فراموش كرده‌اند و يا خبر ندارند كه رسول‌اكرم، صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌‌وسلّم،‌ گروه قاريان قرآن را كه هفتاد نفر يا بيشتر بودند براي آموزش قرآن اعزام كرد. همچنين فراموش كرده‌اند كه رسول‌اكرم، ‌صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌‌وسلّم،‌ معاذ، رضي‌الله‌عنه، را تنها نفرستاد، بلكه حضرت ابوموسي اشعري، رضي‌الله‌عنه، نيز با او بود و خطاب به آن دو فرمود: «بشرّا و لاتنفراّ؛ يسرّا و لاتعسرّا؛ و تطاوعا و لاتختلفا»؛ شما دو نفر مردم را مژده دهيد و متنفر نكنيد؛ آسان بگيريد و سخت‌گيري نكنيد؛ و با هم متحد باشيد و از اختلاف و تفرقه اجتناب كنيد. همچنين حضرت علي، رضي‌الله‌عنه، و حضرت خالدبن‌سعيدبن‌عاص، رضي‌الله‌عنه، را نيز اعزام كرد و با اين صحابه گروه بزرگي را براي دعوت دين، آموزش احكام و داوري بين مردم همراه كرد.2
اي بندگان خدا! چه دليلي براي نارضايتي وجود دارد؟ يك بنده به‌سوي پروردگار خود دعوت مي‌كند و رضاي الهي را براي خود و برادرانش اميد دارد و آنان نيز در پرتو دعوت او تزكيه مي‌شوند و دل‌هايشان از بيماري‌ها پيراسته مي‌شود و به اخلاق پسنديده و كارهاي نيكو روي مي‌آورند، آيا اين كار موجب نارضايتي است؟
برخي، اعترا‌‌ض‌ها و ايرادهاي ديگري نيز مطرح مي‌كنند؛ اما ما خدا را سپاس مي‌گوييم كه درباره اين نهضت سخني بر زبان نياورديم كه مترادف با بازداشتن از راه خدا باشد. كسي‌كه جوياي حق است و از اغراض فاسد و افكار غلط دور است، بداند كه من خودم يك روز هم با اين جماعت خارج نشده‌ام و ارتباط ويژه‌اي هم با آن‌ها ندارم و اين به آن دليل نيست كه در اين نهضت، انحراف و اشتباه وجود دارد؛ زيرا اشتباه‌‌هاي اين نهضت مانع همكاري با آن‌ها نيست و همچنين مانع يادآوري و اصلاح نقاط ضعف آن‌ها نيست، و اگر در آن اشتباه يا نقطه‌ضعفي وجود دارد، بسيار اندك است و در پيشرفت اين كار اصلاحي تأثير چنداني نمي‌گذارد. همانا به‌جز پيامبران الهي كسي مصون از اشتباه نيست. عده‌اي از برادران ما كه خدا هدايت‌شان كند، چون نمي‌توانند مانند اين گروه كار كنند، به‌جاي خيرخواهي به اعتراض و ايرادگرفتن مي‌پردازند كه اين عمل سزاوار آنان نيست. و صلّي الله علي نبيّنا محمّد و آله و صحبه و سلّم.

شيخ ابوبكر جابر الجزايري
ترجمه و اقتباس: عبدالقادر دهقان

منبع: القول البليغ في جماعة التبليغ


تگها : آشنائی با نهضت جماعت تبلیغ، سخني روشن پيرامون نهضت جماعت تبليغ

# 1 | نويسنده: نعمت الله | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 28/06/1391 - 10:36


خدا نصرت شون کنه

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 2 | نويسنده: ابوحمیرا | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 8/04/1392 - 18:40


این کامنت به دلیل اهانت و تهمت حذف گردید . بنده این نهضت را کاملا می شناسم آقای ابو حمیرا به مسلمانان نسبت نا روا ندهید این کار به ضرر خودتان است لذا توبه کنید .
با تشکر مدیر سایت

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 3 | نويسنده: محمد | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 11/04/1392 - 21:27


بنام خدای هادی عزیزان سالها مسلمانان به زور شمشیر مسلمانان رابه مذهب واعتقادات خودشان راهنمائی می کردن باور کنید کسی تو این سالها ازصمیم دل تغییر مذهب نداد حرفی وکلامی ونه قلبی بمجرد اماده شدن زمینه باز به حالت اول خود برمی گشت نمونه اش در عصر حاضراست که در شوروی سابق صاحبان دین را می کشتند شاید چند نسل کمونیست ظاهری بودن وبمجرد شکستن مارکسیست همه برمئوذنه رفتن وفریاد الله اکبر سر دادن بخدا باشمشیر نمی توان برقلبها اثرکرد تنها راه که امروز برای ما خوشبختانه فراهم شده تبلیغ دین مبین اسلام است که بسیار مئوثراست ومی تواند اثرخودرا با وجود وجاهت وحقیقت اسلام وعلمی بودن وخدائی بودنخود اسلام که بردل می نشیند وانسانهای تشنه حقیقت را ازاین سرچشمه زلال ناب محمدی سیراب نماید خداوند همه مبلغان دین مبین اسلام را نصرت وعاقبت بخیری عطا فرماید

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 20 پاسخ

# 4 | نويسنده: محمد عمر | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 22/04/1392 - 21:55


حقیقتاً ما این کار را هنوز درک نکردیم در حالی که اثرات این فعالیت در دنیا معلوم است چون هدف این دعوت زنده شدن تمام شعبه های دین به طریقه رسول (ص)است.کدام گروه است که نصف شب گشت می کند،ندایش تنها بیان بزرگی خداوند است و ....تبلیغ یعنی تحریک ایمان.بیا سوار کشتی شویم تا نجات از طوفان را احساس کنیم

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 5 | نويسنده: فواد | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 15/06/1392 - 09:13


احسنت -مطالب بسیار مفیدی بود

ای مسلمونا به داد برسید
به جای اینکه از داعیان دین انتقاد بی جا کنید کمی فکر به قربانی دادن انها کنید
بیایید ببینید که اینجا امت محمد(ص) به چه روزی افتادن
زنا،فحشا،اعتیاد،دزدی،غیانت،دروغ،کلاه برداری،قتل،فساد،بی غیرتی،بی ایمانی،بی علمی ،عدم پیشرفت ،جهالت و...
من به فضل الله و به سبب برادران جماعت تبلیغ از این منجلاب کثافت نجات یافتم

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 6 | نويسنده: fact | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 29/06/1392 - 21:44


با سلام
شما برادران که منکر اهل طریق هستید اینرا بدانید که مولانا محمد الیاس -رحمه الله- بنیانگذار نهضت جماعت تبلیغ و بسیاری ازبزرگان تاریخ اسلامی هند و پاکستان اهل عرفان و تصوف بوده اند همانند شاه ولی الله دهلوی مجدد امام شیخ احمد سرهندی حکیم الامه مولانا اشرف علی تهنوی مولانا محمد زکریا کاندهلوی علامه ابوالحسن ندوی علامه مفتی محمد تقی عثمانی -رحمهم الله تعالی و بسیاری دیگر که اگر لازم باشد اسامی هزار نفر دیگر را نیز می نویسم که خدمات بسیار بسیار مهمی به جهان اسلام نموده اند .
برادران از تعصب دوری بگیرید و به فکر اتحتاد میان اهل سنت باشد .جزاکم الله
والسلام علیکم و رحمة الله

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 7 | نويسنده: احمد | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 30/06/1392 - 11:24


fact,
برادر گرامی ، هیچی بد نیست بدعت بد است . اگر تصوف به معنی پیروی از سنت باشد بسیار خوب است، اما اگر تصوف و هر عقیده ای که در آن بدعت باشد، وشرک باشد نزد همه این علمای نامبرده مقبول نیست . افرادی که نام بردید از شخصیتهای مقبول اهل سنت هستند .

نعداد مطالب: 1007 | تعداد نظرات: 601 پاسخ

# 8 | نويسنده: fact | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 30/06/1392 - 15:33


با سلام
آخه شما یکبار می گویید تصوف کفرو بدعت و گمراهی است که همه این علمایی که اسم بردم اهل تصوف هستند و افتخار می کنند که اهل طریقت می باشند یکبار می گویید که تصوف اشکالی ندارد اما شرک اشتباه است.
خب این را هرمسلمان عاقلی می داند که شرک گناهی بسیار بزرگ است اما من نمی دانم چرا شما آن را به تصوف نصبت می دهید

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 9 | نويسنده: آزادی | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 6/10/1392 - 06:09


با سلام کار خوبی کردید .اگر تحقیق علمی در ازمینه فعالیت های جماعت تبلیغ در خارج از کشور یا داخل که محققان جامعه شناسی یا علمای دینی یا سیاسی اتجام دادندبه ما هم اطلاع دهید تا بخوانیم .مستند باشند بهتر است .

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 10 | نويسنده: mehman | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 5/11/1392 - 18:33


خدا برای همه ی جوانان، رو هدایت وشرکت در گروه هایه جماعت تبلیغی رو نصیب کنه... الهی آمین

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ


ارسال نظر

نام:
ایمیل:
کد امنیتی:
تصویر كد امنیتی
ریست کد
کد:

بخش امکانات کاربران

بخش سوالات شرعی

بخش مشاوره

از وااسلاماه حمایت کنید


پربازدید ترین مطالب

همسران و فرزندان علي
--------------------------
پاسخ به سوالات شرعي
--------------------------
شهدای گمنام کربلا
--------------------------

پيام مدير

نشانه محبت خداوند نسبت به بنده اش .... رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند: هرگاه، خداوند، بنده ای را دوست داشته باشد، به جبرئیل ندا می دهد که خداوند، فلانی را دوست دارد. تو نیز او را دوست بدار. پس جبرییل، او را دوست می دارد و به اهل آسمان، ندا می دهد که خدا، فلانی را دوست دارد، شما نیز او را دوست بدارید. پس اهل آسمان هم او را دوست می دارند. سپس به همین ترتیب، مقبول اهل زمین نیز می گردد. پس برشماست تا محبت خداوند را جلب نمائید، تا محبت شما را در دل اهل آسمان و زمین قرار دهد، و بدون تردید محبت خداوند جز با التزام به شریعت وی بدست نخواهد آمد هرچند که انسانهای فاسد و بی دین التزام شما را به شریعت خداوند نپسندند .... توضیح : پس محبوبیت شخصی در نزد مردم نشانه محبوبیت او درنزد الله بزرگ است ومبغوض بودن شخصی در نزد مردم نشانه مبغوضیت او در نزد الله بزرگ است .

آمـار بـازدیـد سایت

خبرنامه سایت

برای دریافت مطالب جدید وااسلاماه ایمل خودرا وارد کنید

آخرین مطالب

آداب رفتار با حيوانات
--------------------------
دروازه های بهشت
--------------------------

لینکهای محبوب سايت

اوقات نماز به افق تهران

نظرسنجی سایت


چه مطالبی از سایت را بیشتر می پسندید ؟

عقیدتی
قرآن و سنت
سیرت
سوالات شرعی
بانوان مسلمان
اخبار جهان اسلام
خانواده و اجتماع
صوتی تصویری
معرفی کتاب
همه



كل مطالب : 1582
کل نظرات : 6422
اعضاء سايت : 1363
جدیدترین عضو: hzzwvgqbubv

آرشیو مطالب

<    «  فروردین 1393  »    >
شیدسچپج
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031 

وااسلاماه در شبکه ها

twitter
facebook