پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

دوستان گرامی، وااسلاماه شدیدا به کمک مالی شما خیرین محترم نیازمند است با کمک به سایت در فعالیت های آن سهیم شوید کمک های خود را می توانید از طریق لینک زیر پرداخت نمایید http://vaislamah.com/donate ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2321
  • کل نظرات 9622
  • کل اعضا 1684
  • جدیدترین عضو اسحق
خبرنامه
خواهرمسلمان
| بازدیدها: 35976


بدون شک حفظ قرآن یکی از بزرگترین منت هایی است که خداوند متعال بر بنده هایش در این جهان ارزانی می دارد. در برابر چنین نعمتی لازم می آید تا سپاسگذار دهنده ی این نعمت باشیم تا در آن برکت و فزونی قرار داده و صاحبش را از آن بهره مند سازد. بنابراین بر حافظ کتاب خداوند کریم لازم است که بر شیوه و سلوک آن راه جسته و به اخلاق آن آراسته گشته و از آداب آن گوهرهای ادب فراگیرد… همان اخلاق و آدابی که خداوند باری تعالی شکل عملی آن را در وجود مبارک حضرت محمد صلی الله علیه و سلم آشکار ساخته است. در حدیثی صحیحی آمده است که: “از ام المؤمنین حضرت عایشه صدیقه رضی الله عنها دختر حضرت ابوبکر رضی الله عنه درباره ی اخلاق پیامبر صلی الله علیه و سلم سؤال کردند. پاسخ داد: اخلاق او همان قرآن بود.”
علمای کرام و گذشتگان در مورد برخی از این اخلاقیات و مسائلی که قصد داریم با اهل قرآن در میان گذاریم سخنانی را بیان نموده اند:
بشر بن حارث: از عیسی بن یونس (۱۸۷ هجری) شنیدم که می گفت: زمانی که فردی قرآن را ختم می نماید، فرشته ای بر پیشانی او بوسه می زند. بر او لازم است که قرآن را بهار دل خویش و موجب آباد نمودن خرابی های قلبش قرار دهد. باید به آداب آن ملتزم گشته و اخلاق والای آن را مایه ی وارستگی خویش قرار دهد که او را از سایر افرادی که قرآن نمی خوانند جدا می سازد.
نخستین موردی که ضروری است بدان توجه نماید، تقوای الهی در نهان و آشکار است: با بهره جستن از ورع و پارسایی در خورد و نوش و درآمد خویش. باید از زمانه ای که در آن است و فساد و تباهی مردم آن آگاه باشد. چنین کسی از آنان به خاطر دین خوش بیمناک بوده و به اهمیت کار خود واقف می باشد و دل نگران و علاقمند بهبود فساد و تباهی های ببارآمده ی آنان است. در گفتارش محتاط بوده و سنجیده سخن می گوید. وقتی از چیزی حرف می زند از روی آگاهی بوده و می داند که سخنش راست است و زمانی که سکوت می نماید سکوتش از روی آگاهی و با علم به درستی آن می باشد. و بسیار اندک در آنچه به او ارتباطی ندارد وارد می شود… بیش از آنچه از دشمنش ترس داشته باشد، از زبان خویش می ترسد و همانگونه که دشمن را زندانی می کنند زبان خود را محبوس می دارد تا از شر و بدفرجامی آن در امان بماند. به چیزی که مردم را می خنداند، از بیم عاقبت خنده، کمتر می خندد. وقتی از چیزی که برحق است شادمان گردد، تبسم می کند. بذله گویی را ناپسند می دارد از بیم آنکه به شوخی کردن بیانجامد. درصورتیکه مزاحی برزبان آورد جز حقیقت چیزی نمی گوید. گشاده روی و خوش سخن است و خود را به چیزی که دارد نمی ستاید چه برسد به چیزی که ندارد. از نفس خود برحذر است از بیم آن که او را به آنچه که سرورش را می رنجاند بکشاند. غیبت نکرده و کسی را تحقیر نمی نماید.
به مصیبت دیگران شاد نگشته و به حقوق کسی تجاوز ننموده و به او حسد نورزیده و به کسی بدگمان نیست مگر کسی که شایسته ی آن باشد. تمام جسم خویش را از آنچه نهی شده است دور نگه می دارد. می کوشد که همه از دست و زبانش در آسایش باشند. به کسی ستم نمی کند و اگر ستمی شد در می گذرد. به حقوق افراد تعدی نکرده و اگر به حقش تعدی شد بردباری پیشه می کند. به خاطر خوشنودی پروردگار و ناخرسندی دشمن، خشم خویش را فرومی برد. فروتن بوده و اگر کسی، چه کوچک و چه بزرگ، سخن حقی را به بگوید می پذیرد. بلندی مرتبه و قدر را از خداوند متعال می خواهدو نه از مخلوق او.
باید که بواسطه ی قرآن کسب درآمد ننماید و دوست نداشته باشد که با آن نیازهایش را برطرف کند. بواسطه آن خود را به شاهزادگان نزدیک نساخته و در مجلس توانگران ننشیند تا او را بزرگ بشمارند. اگر داشت خرج کند و اگر کم بود امساک نماید. خود را ملزم به نیکی با پدر و مادر کند؛ برای آنان فروتنی نموده و با آنان آهسته سخن بگوید. از مال و ثروت خویش برایشان خرج کرده و در کهنسالی سپاسگذارشان باشد.
پیوند خویشاوندی به جای آورد و از بریدن آن بدش بیاید و اگر هم کسی پیوند برید او نگسلاند. کسی که در ارتباط با او نافرمانی خدا نماید، او در رفتار با او فرمان خداوند را بجای آورد. هرکه با او همنشینی کند بهره مند شود و در همنشینی با همنشینان بهترین شیوه را پیش گیرد. چنانچه چیزی را ندانسته و فرد دیگری آنرا بداند، به مهربانی با او رفتار می کند و با آنکه اشتباهی از او سرزده باشد به تندی رفتار نکرده و شرمنده اش نمی نماید. در کارها ملایمت به خرج داده و در آموزش نیکویی بردبار بوده و فراگیر با او انس گرفته و مجالس با حضور وی شاد گشته و همنشینی وی مایه ی بهره مندی است.
عبدالله بن عمر رضی الله عنهما: “ ما مقدمین این امت بوده ایم. افرادی از بهترین یاران رسول خدا صلی الله علیه و سلم جز سوره ای از قرآن یا چیزی مشابه آن را نمی دانستند و بااینحال قرآن برایشان گران و دشوار می نمود و از عمل به آن بهره مند بودند. و در پایان این امت قرآن برای مردم سبک و آسان خواهد یود چنانکه کودکی خردسال و شخصی غیر عرب نیز آن را می خواند، ولی به آن عمل نمی کنند.”
مجاهد رضی الله عنه در باره ی این فرمایش پروردگار: ” یتلونه حقّ تلاوته “ یعنی: (آن را چنانکه باید مى‏خوانند) می گوید: ” به آن عمل می نمایند، آنچنان که شایسته ی آنست.”
عبدالله بن مسعود رضی الله عنه: ” نگهدارنده ی قرآن لازم است که به شب هایش آنگاه که مردم در خوابند، به روزهایش وقتی که مردم به خوردن مشغولند، به پارسائیش هنگامی که سایرین درمی آمیزند، به فروتنی اش آنزمان که مردم دیگر فخرمی فروشند، به اندوهش وقتی بقیه شادمانی می کنند، به گریه هایش آنگاه که مردم می خندند و به سکوتش زمانی که دیگران به سخن مشغولند، شناخته شود.”
فضیل بن عیاض رحمه الله تعالى: ” حامل قرآن حامل پرچم اسلام است… شایسته نیست که به یاوه گویی و پرحرفی با یاوه گویان و به غفلت با غافلان و به خوش گذرانی با خوش گذران ها بپردازد.”
خداوند تبارک و تعالی همه ما را جزو کسانی قرار دهد که به آداب و اخلاق قرآنی آراسته هستند. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
مصدر: سایت نوار اسلام

| ۱۲ آذر ۱۳۹۳
برچسب ها : ,
۲ پاسخ به “اخلاق اهل قرآن”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    علی says:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام دوستان عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه میخوام در مورد حجاب که یکی از مسائل دین مبین اسلام هست اینجا مطلب بنویسم که همین اول میگم این مطلب را به صورت عمومی در سایت نشان ندهید چون شاید به صلاح نباشه ((( پس به صورت خصوصی بخوانید دوستان عزیز ))) ، الان وضعیت حجاب در کشورهای اسلامی چگونه هست آیا همان طور که الله جل جلاله و رسولش حضرت محمد ( ص ) گفته اند در کشورهای اسلامی احکامات حجاب هر دو جنس مذکر و مونث را به طور حجاب کامل داره انجام میشه یا نه ؟ ، دوستان عزیز بیاییم طبق احکامات الله جل جلاله در مورد حجاب نیز پیگیر برای اصلاح وضعیت بی حجابی و بدحجابی به حجاب کامل بگیریم ، به نحوی که خالق همگی مان الله جل جلاله با رحمتش ازمان راضی شود . الان میخوام مقدمه مولف کتاب حجاب اسم مولف سیّد ابوالأعلی مودودی هست را میخوام اینجا بنویسم .
    مقدمه مؤلف
    الحمد لله رب العالمین والصلاه والسلام على رسول الله سید المرسلین وعلى آله وصحابته ومن دعا بدعوته إلى یوم الدین .
    این کتاب را تقریباً بیست سال پیش تألیف کرده بودم، تا قوانین و اصول اسلام را در باره‌ی روابط میان زن و مرد در زندگی اجتماعی شرح دهم، و افکار باطل و عادات بد و ناشایستی را که در این زمینه به تقلید از تمدن ظاهر فریب و میان‌تهی غرب در بین مسلمانان رواج یافته رد نمایم .
    بطوری که بیان کردم، از تألیف این کتاب مدت بیست سال می‌گذرد، و به علت گرفتاری‌های زیاد و گوناگون فرصتی پیش نمی‌آمد تا مجدداً آن را بررسی نموده و تکمیل کنم. توضیح این که تصمیم داشتم اطلاعات و اخبار جدیدی را که در طی این مدت در رابطه با دیدگاه تمدن غرب راجع به موضوع زن به دست آورده بودم، به کتاب اضافه نمایم، تا این که سرانجام در چاپ عربی کتاب موفق شدم این مقصود را برآورده سازم، و با ذکر مثال‌ها و نمونه‌های مختلف سیر مسائل مربوط به این موضوع را از ابتدا تا به امروز روشن نمایم. جالب توجه است که بین اصول و برنامه‌های غربی که در این کتاب بیان شده است و برنامه‌هایی که امروز در شرق جریان دارد هیچ فرقی وجود ندارد، این دو حرکت هردو دارای یک منشأ می‌باشد، با این تفاوت که بعضی از نتایج وخیم و آثار بد آن که برای بعضی از مردم پوشیده و مخفی بود، امروز آشکار گردیده است. در اینجا خواهش من از کسانی که راجع به مسائل مربوط به زن در غرب شناخت دارند این است که این کتاب را با معلومات جدیدشان تکمیل سازند و اطلاعات خود را به آن بیافزایند .
    در تفسیر سوره‌ی نور نیز اینجانب موضوع زن را بطور کافی مورد بررسی و تحقیق قرار داده‌ام، و اگر کسی توضیح بیشتر احکام اسلامی را در این باب خواسته باشد می‌تواند به آن تفسیر مراجعه کند؛ زیرا ممکن است در آن کتاب مطلبی را بطور مشروح بیابد در حالی که در این کتاب کمتر از آن سخنی به میان آورده شده باشد. من یقین دارم کسانی که هردو کتاب فوق را بخوانند، در فهمیدن حکم دین در این مسئله کمتر ضرورت مراجعه به کتاب‌های دیگر را احساس خواهند کرد .
    ***
    از مدت‌ها قبل آرزو داشتم که این دو کتاب من، یعنی کتاب حجاب و تفسیر سوره‌ی نور به زبان عربی ترجمه گردد، تا بتوانم بوسیله‌ی آن‌ها رسالت و وظیفه‌ام را در برابر برادران عرب زبانم انجام بدهم؛ زیرا از روزنامه‌ها و مجلاتی که بدست ما می‌رسید چنین احساس می‌کردم که زنان در مصر و دیگر کشورهای عربی به پیروی از تمدن غرب تا اندازه‌ای از حدود شریعت پا را فراتر گذاشته اند که حتی در کشور ما هم به آن حد نرسیده است، به همین علت آن قدر پریشانی و تشویش داشتم که خواب بر من حرام شده بود و چشمانم به ریختن اشک غم و اندوه مشغول بود. با توفیقات الهی سال قبل فرصتی پیش آمد تا بعضی از کشوهای عربی را ببینم، و در آنجا بود که برهنگی، آرایش و دیگر اوضاع و احوال زن مسلمان را به چشم سر دیدم و فهمیدم که به تقلید از زنان غربی تا چه اندازه دچار فتنه و فساد شده اند، در این وقت بود که پریشانی و تشویش من نسبت به سابق دو برابر شد .
    ***
    ما مسلمانان هند و پاکستان مدت ۱۹۰ سال متوالی تحت استعمار بریتانیا قرار داشتیم، از یک طرف فشار و دوام استعمار بر ما تا این اندازه بود، و از طرف دیگر ۹۹% مردم ما – اگر زیادتر نگویم – به زبان قرآن و سنت (زبان عربی) آشنایی ندارند و وسیله‌ای در دست ندارند که از چشمۀ صاف و زلال آن مستقیماً خود را سیراب سازند، حتی کسانی که از ایشان انتظار می‌رود که در قرآن و سنت صاحب نظر باشند، قدرت خواندن قرآن کریم و فهم احکام سنت را به زبان اصلی آن‌ها ندارند، مگر این که اکثر عمرشان را در راه خواندن و یادگیری زبان عربی صرف کنند. ولی با وجود این دو مشکل، تمدن غرب در مملکت ما آنچنان تأثیر نگذاشت که کشورهای عربی را تحت تأثیر قرار داد، با توجه به این که دوام سلطه‌ی استعمار بر آنان نسبت به کشور ما آنقدر کم بود که قابل ملاحظه نیست، مخصوصاً در بین زنان جامعه‌ی ما، با وجود آن همه بدی‌ها و پلیدی‌ها در اجتماع، زنانی که لباس غربی می‌پوشند کم و انگشت شمار می‌باشند، و شاید از بین هزار زن فقط یک زن دیده شود که با آرایش و لباس غربی در کوچه و بازار بیرون آید و در برابر مردان با دست و پای برهنه رفت و آمد کند. من بسیاری از اوقات از خود می‌پرسم که برادران عرب که خداوند از بین ایشان پیامبری را برگزیده است، و زبان ایشان هم زبان قرآن و سنت است و هیچ چیزی مانع نمی‌شود که ایشان احکام قرآن و سنت را در رابطه با تمامی مسائل زندگی بفهمند و به آن عمل کنند، چرا با وجود این امتیازات به زنان‌شان اجازه می‌دهند که لباس‌های غربی بپوشند و در بازار، مجالس، کنار دریا، رستوران‌ها و مکان‌های دیگر رفت و آمد نمایند، آنان گرچه چیزی به اسم لباس بر تن دارند ولی در حقیقت برهنه می‌باشند .
    آری! من انکار نمی‌کنم که در رابطه با پوشش دست و روی بین علماء اختلاف وجود دارد، و من هیچ کس را مجبور نمی‌سازم که از نظریه‌ی من پیروی کند، ولی کدام عالم و کدام دلیل است که برهنه‌بودن ساق تا زانو، دست تا شانه، قسمت زیادی از سینه، کمر و حتی باسن را اجازه دهد؟ و باز کدام دلیل است که اجازه دهد زنان با این شکل و طرز لباس در بازارها، رستوران‌ها و مجالس، با مردان یکجا و بصورت مختلط بگردند و مظاهر فتنه و زینت و آرایش خود را به دیگران نشان دهند؟ اگر حقیقت این باشد که هیچ دلیلی بر جائز بودن این اعمال وجود ندارد، پس شما محض رضای خدا بگوئید که آیا وضع مذکور بطور آشکار، سرکشی و طغیان بر ضد احکام شریعت نیست؟ و آیا وضع ناشایستی که زنان در کشورهای عربی دارند، و علماء و رهبران فکری و دینی‌شان آن را می‌بینند، در حالی که آنان از جملۀ اقوام و قبیله‌ی پیامبر محسوب می‌شوند، استهزاء و تمسخر به اسلام و احکام اسلامی نیست؟ شما را به خدا، بگویید که این مردم در روز قیامت در محکمه‌ی خداوند علیم و خبیر چطور می‌توانند بی‌گناهی خود را ثابت کنند؟
    از خداوند استدعا دارم که این تلاش‌های ناچیز و متواضعانه‌ی مرا به درگاه خود بپذیرد و نیت و اعمال ما را خالص برای خود بگرداند، و آخرین دعای ما این است که حمد و سپاس مخصوص خداوندی است که پروردگار عالمیان است .
    ابوالأعلی مودودی
    ۲۲ محرم الحرام ۱۳۵۹ هـ

  2. وضعیت کاربر : مهمان
    علی says:

    سلام

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 37نفر
  • بازدید امروز 29299
  • بازدید دیروز 110002
  • بازید کل 100738893

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com