پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

ای انسان خودت را برای عبادت من فارغ گردان، درونت را پر از بی نیازی می گردانم، حدیث قدسی

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

کسی که خداوند را ذکر می کند و کسی که او را ذکر نمی‌کند همچون زنده و مرده‌اند

زبانت همیشه از یاد خداوند تر و تازه است

خدا را به کثرت ثنا بگویید زیرا خدا حامدون را دوست میدارد

به زمانه ناسزا نگویید که موجب ناراضگی الله می شود

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2307
  • کل نظرات 9531
  • کل اعضا 1668
  • جدیدترین عضو aparvin
خبرنامه
سروش
| بازدیدها: 3324

ارتباط حضرت علی (رض) باخلفای سه گانه رض ..  پاسخ کلی به اظهارنظرهای اخیر، پیرامون موضوع « شهدای گمنام کربلا »
هیچ شکی نیست که بین امام علی و ابوبکروعمر وعثمان ، رضی الله عنهم ، دوستی ومهرومحبت بوده وآنان هرگز باخود ازصمیم قلب، دشمنی نداشتند. اصلاً درشأن آنان نبوده است که باهم دشمنی داشته باشند، هریکی ازاین چهارنفر، ستون مهمی برای اسلام بوده است.امام علی رضی الله ، که نمونه ای ازاخلاص وپرهیزگاری ومثبت اندیشی بوده ، هرگز به ما درس نفرت ، کینه ، بدگویی ، غیبت وتهمت نداده است . او، الگوی همه ی انسان های آگاه ، جسور ومدافع حق بوده است. اوهمدلی ها، وهمکاری ها ی تنگاتنگی با خلفای پیش ازخود داشته ورابطه آن ها، رابطه ی خیرخواهانه ای بوده است. نمونه ی بارزآن این است که امام علی سه نفرازفرزندانش را به نام های خلفای سه گانه گذاشته است وفرزندان امام علی هم اسامی فرزندانشان را به اسامی شان گذاشتند. وباخود وصلت هایی نیز، برقرارکردند دربسیاری ازجاها، مشاور وغمخواریکدیگربودند وجالب این که علی ، آن همه سال ، پشت سر هرسه ازخلفاء، نمازخواندند . اماعده ای می خواهند، این ارتباط های صمیمانه را نادیده گرفته ومحبت ودوستی شان را کم رنگ نشان داده وبه هرقیمتی شده می خواهند، بین افراد درستکاری که ۱۴۰۰ سال پیش، درگذشته اند، دشمنی ایجادکنند.درنقطه نظراتی که اخیراً رو موضوع «شهدای گمنام کربلا» نوشته شده توسط مدیرمحترم سایت، نظرهای گوناگونی ارائه داده شد وبانقل وتحریف اقوال وروایاتی خواستند، ثابت کنند که علی ،( پناه به خدا وبلانسبت ساحت بزرگوار ایشان ) فردی بدگو، بدزبان ، غیبت کننده وتهمت زننده وترسو، و ازگرفتن حق خود ، ناتوان بوده است. این وصله های منفی به حضرت علی هرگزنمی چسبند! امامی که اهلسنت به آن اعتقاد دارد، فردی شجاع ، بزرگمنش ، اهل سعه صدر واهل گذشت بوده است! این نوشتار، اقدامی است برای دفاع ازشخصیت استثنایی وبی نظیر علی علیه الصلاه والسلام !
۱ـ اگر واقعاً (طبق گفته ی برخی) خلفای سه گانه اجحافی درحق امام علی کرده باشند، وحق امامت وخلافت ایشان را غصب کرده باشند، وباعث محرومیت امام علی ازمنصب ایشان شده باشند وباعث بی حرمتی وتحقیرامام شده باشند، وامام را مورد ضرب وشتم قرارداده بودند وریسمان به گردن ایشان انداخته واوراکشیده باشند وپهلوی همسرایشان (فاطمه رض) را شکستند وباعث سقط جنین فرزند ایشان شدند وفدک راازایشان غصب کرده باشند وآهنگ سوزاندن خانه ی ایشان راکرده باشند ومیراثش را غصب کرده باشند وهمیشه باعث اذیت وآزار ایشان شده ومانند استخوان درگلوی ایشان شده باشند وازنظرامام علی افراد فاسق وفاجری باشند و…. آیا شایسته است که امام علی علیرغم این همه دشمنی هایی که خلفای سه گانه درحق ایشان کرده باشند، بیاید ونام سه فرزندش را به نام های آن ها، نامگذاری کند؟؟؟ آیا اگرسه نفر خاص ، باشما چنین دشمنی وخصومت دیرینه ای داشته باشند واین همه بلا برسرشماوخانواده وخاندان شما بیاورند، آیاشمانام فرزندانتان را به این نام ها می گذارید؟؟؟ هرچند که این اسامی معروف ومتداول باشند. ببینید وبیندیشید ! قضاوت باوجدان شمااست!!! اگراین اسامی را بعضی ها به این خاطرروی بچه هایشلن نمی گذارند که تداعی گرظلم به ائمه است، پس چراامام علی این اسامی را روی بچه هایشان گذاشت وجالب این که بقیه ائمه ی بعدی ونوادگان امام علی هم درموارد زیادی نام های فرزندانشان را به نام های خلفای سه گانه وعایشه گذاشته اند اگر ماپیروان این بزرگان هستیم ، باید راه آن هاراب ه درستی ادامه بدهیم !
۲ـ روایتی را که برخی ازنهج البلاغه نقل می کنند وآنچه که به عنوان «نظرامام علی درخطبه شقشقیه» نقل می کنند، کاملاً استدلالشان سست وبی پایه است چراکه ازشأن امام علی بعید است که بیاید آن چنان حرف هایی پشت سرافراد، آن هم افراد میت ، آن هم کسانی که سالها رهبری مردم را به عهده داشته اند، آن هم کسانی که امام پشت سرشان نمازخوانده ، آن هم کسانی که نسبت خانوادگی بابرخی ازان ها دارد، آن هم درجمع آن همه مسلمان که غیبت را بدمی دانند وسال ها از خلفای سه گانه پیروی کرده اند و…. بگوید.! اما واقعیت آن است که امام ازخلفای پیش ازخود، به نیکی یاد کرده ونسبت به آنان حسن ظن داشته است. این افرادسایرخطبه های نهج البلاغه را که مملو ازاحترام امام علی به خلفای پیشین است را، نادیده می گیرند که نمونه ای ازآن را ذیلاً ذکرمی کنیم !

ابوبکروعمر ازدیدگاه علی : علی ر ض درخطبه ای که شارح نهج البلاغه آنرا ذکر کرده، می فرماید: «فتولى أبو بکر تلک الأمور، فیسّر وسدّد، وقارب واقتصد، وصحبته مناصحًا، وأطعته فیما أطاع الله فیه جاهدًا، وما طمعت – أن لو حدث له حادث وأنا حیّ؛ أن یردّ إلیّ الأمر الذی نازعته فیه- طمع مستیقن، ولا یئست منه یأس من لا یرجوه، ولولا خاصه ما کان بینه وبین عمر، لظننت أنه لا یدفعها عنّی، فلما احتضر بعث إلى عمر فولاه، فسمعنا وأطعنا وناصحنا».
«ابوبکر – رضی الله عنه – این کارها را به عهده گرفت. او ساده گیری کرد و درستی و میانه روی نمود و من به عنوان مشاور و خیرخواه با او همراهی کردم و در آنچه او از خدا اطاعت می کرد، من از او اطاعت نمودم. و چنان به او چشم طمع ندوختم – اگر اتفاقی رخ دهد و من زنده باشم امری که در آن با او کشمکش داشتم به من برگردد – چنان که فرد مطمئن طمع می ورزد، و نه از او کاملاً ناامید بودم. اگر رابطه ویژه اش با عمر نبود، گمان نمی بردم که امر خلافت را از من دور سازد و وقتی زمان وفاتش فرا رسید به دنبال عمر فرستاد و او را خلیفه گردانید و ما از عمر – رضی الله عنه – اطاعت کردیم و حرف او را گوش دادیم و خیرخواه او بودیم»

عمر ازدیدگاه علی : درجایئ دیگر می فرماید: «وتولى عمر الأمر، فکان مرضی السیره، میمون النقیبه…» «عمر – رضی الله عنه – خلافت را به عهده گرفت. او رفتاری پسندیده و خجسته داشت…».
کدام عاقل منصف و خواننده بی طرفی، از این سخنان چیزی جز ستایش دو خلیفه اول را برداشت می کند؟ حتی اگر بین آنها اختلافی وجود داشته باشد، این اختلاف در اخلاق علی – رضی الله عنه – تأثیر نگذاشته است، و او در مورد ابوبکر و عمر واقعیت و انصاف را رعایت کرده است.
در اینجا به طور عمومی آنها را ستوده است و در جاهای زیاد دیگری، به طور ویژه آنها را می ستاید:
امام – رضی الله عنه – در خطبه های زیادی به عمر – رضی الله عنه – و کردارش اشاره و او را می ستاید و ما در اینجا به ذکر مطالبی اکتفا می کنیم که علی- رضی الله عنه – در آن، عمر – رضی الله عنه – را به صراحت ستوده است:
الف- می فرماید: «لله بلاد فلان، فلقد قوّم الأود، وداوى العمد، وأقام السنه، وخلّف الفتنه؛ ذهب نقیّ الثوب، قلیل العیب، أصاب خیرها وسبق شرها.
أدّى إلى الله طاعته، واتقاه بحقه، رحل وترکهم فی طرق متشعبه، لا یهتدی بها الضال، ولا یستیقن المهتدی».
«رحمت خدا بر فلانی باد. او کژی را راست نمود، بیماری را مداوا کرد، سنّت را برپاداشت و فتنه بعد از او پدید آمد. او پاک بود و با عیبی اندک از دنیا رفت. از خیر آن بهره مند شد و قبل از آن که شرّ فتنه دامن گیر او شود، از جهان رخت بربست.
فرمان خدا را اطاعت نمود و به گونه شایسته ای تقوای الهی را رعایت کرد. از دنیا رحلت کرد و آنها – مسلمانان – را بر دو راهی گذاشت: گمراه رستگار نمی گردد، و رستگار مطمئن نمی شود» در این سخنان امام علی- رضی الله عنه – که در مورد خلیفه دوم فرموده، تأمل کنید، او می گوید: «سنت را برپاداشت»، «پاک بود و با عیبی اندک از دنیا رفت»، «فرمان خدا را اطاعت کرد». آیا این سخنان امام علی – رضی الله عنه – با سزا و فحش و نفرینی که برخی نثار عمر – رضی الله عنه – می کنند و می گویند حق خلافت علی – رضی الله عنه – را غصب کرده است، سازگار است؟
سخن چه کسی را باور کنیم؟ کسی که با آنها زندگی کرده و در زمان آنها بوده است، یا آن کسی که بعد از آنها آمده و بر آنان دروغ می بندد؟

ب- عمر – رضی الله عنه – وقتی با علی – رضی الله عنه – در مورد رفتن و مشارکت در جنگ با رومی ها مشورت کرد، علی – رضی الله عنه – به او فرمود: «وقد توکل الله لأهل هذا الدین بإِعزاز الحوزه، وستر العوره، والذی نصرهم وهم قلیل لا ینتصرون، ومنعهم وهم قلیل لا یمتنعون، حیّ لا یموت.إِنک متى تسر إلى هذا العدو بنفسک، فتلقهم فتنکب؛ لا یکن للمسلمین کهف دون أقصى بلادهم، لیس بعدک مرجع یرجعون إِلیه، فابعث إِلیهم رجلاً مجربًا، واحفز معه أهل البلاء والنصیحه، فإِن أظهر الله فذاک ما تحب، وإن تکن الأخرى کنت ردءًا للناس، ومثابه للمسلمین».
«خداوند حمایت از اهل این دین و قدرت گرفتن آنها را به عهده گرفته است، خداوندی که آنها را وقتی که اندک بودند، یاری کرد آنها را محافظت نمود، و خداوندی که هرگز نمی میرد. اگر خودت به جنگ این دشمن بروی و با آنها روبرو شوی و بلایی به سراغت بیاید، مسلمانان پناهگاهی جز دورترین سرزمین خود نخواهند داشت، و بعد از تو مرجعی ندارند که به سوی او بازگردند، پس فرد باتجربه ای را به جنگ دشمن بفرست و افرادی را که سختی کشیده اند و اهل رأی و نصیحت اند، با او بفرست. اگر خداوند آنان را پیروز گرداند که خوب است، و اگر پیروز نشوند تو پناهگاه و مرجع مسلمین خواهی ماند»
اینها سخنان علی – رضی الله عنه – در مورد عمر بن الخطاب – رضی الله عنه – می باشد. در این جملات تأمل کنید، علی – رضی الله عنه – می فرماید: «مسلمانان پناهگاهی نخواهند داشت…»، «بعد از تو مرجعی ندارد…»، «اگر خداوند آنان را پیروز گرداند … تو پناهگاه مسلمین …»، ببینید که چگونه منصفانه و مخلصانه سخن می گوید، و چگونه واقعیت امر را در مورد خلیفه دوم بیان می کند، گمان نمی برم که علی – رضی الله عنه – از روی نفاق و چاپلوسی چنین سخنانی گفته باشد، و یا تقیه کرده باشد.
ج- و وقتی عمر – رضی الله عنه – در مورد رفتن به جنگ با ایرانیان با او مشورت کرد، امام- رضی الله عنه – فرمود: «إِن هذا الأمر لم یکن نصره ولا خذلانه بکثره ولا بقله، وهو دین الله الذی أظهره، وجنده الذی أعدّه وأمدّه، حتى بلغ ما بلغ وطلع حیثما طلع، ونحن على موعود من الله، والله منجز وعده، وناصر جنده، ومکان القیّم بالأمر مکان النظام من الخرز، یجمعه ویضمه، فإِن انقطع النظام تفرق وذهب، ثم لم یجتمع بحذافیره أبدًا.
والعرب الیوم وإن کانوا قلیلًا، فهم کثیرون بالإِسلام، عزیزون بالاجتماع، فکن قطبًا واستدر الرحى بالعرب، وأصلهم دونک نار الحرب، فإنک إن شخصت من هذه الأرض انتقضت علیک العرب من أطرافها وأقطارها، حتى یکون ما تدع وراءک من العورات، أهمّ إِلیک مما بین یدیک.
إِن الأعاجم إن ینظروا إِلیک غدًا یقولوا: هذا أصل العرب، فإِذا اقتطعتموه استرحتم، فیکون ذلک أشدّ لکلبهم علیک وطمعهم فیک».
«این دین با تعداد زیاد لشکریان پیروزی به دست نیاورد، و کم بودن پیروان سبب شکست آن نشده است. این دین خداست که آن را چیره گردانده، و این لشکر الهی است که آن را آماده کرده، و گسیل داشته است، تا اینکه به هر جا که خواسته، رسیده است. خدا به ما وعده داده و خداوند به وعده اش وفا می کند و لشکر خویش را به یاری می فرستد. سرپرست و عهده دار کار همانند نخی است که مهره ها در آن کشیده شده اند و او همه را نگه داشته است، اگر این نخ پاره شود، همه مهره ها از هم جدا می شوند و هر یک به سویی می روند و سپس هرگز کاملاً جمع نمی شوند.
عربها امروز گرچه کم هستند اما به سبب اسلام زیادند و به خاطر وحدت و یکپارچگی قدرتمندند، پس تو محور باش و عرب ها را گرد خود بچرخان، و به جای خودت آنها را به سوی معرکه جنگ بفرست. زیرا اگر تو از این سرزمین دور شوی، عربها از هر گوشه و کنار بر تو می شورند و آنگاه نگهداری از آنچه پشت سرت هست، برایت از مقابله با آنچه پیش رو داری، مهم تر خواهد بود. فردا اگر عجم ها تو را ببینند، می گویند :این اصل و اساس و ریشه عربهاست، اگر آن را از بین ببرید و قطع کنید، راحت خواهید شد. بنابراین آنان بیشتر به تو حمله ور می شوند و چشم طمع به نابودی ات می دوزند».
این سخنان را امام – رضی الله عنه – به خلیفه آن روز، عمر بن الخطاب – رضی الله عنه -، می گوید، این کلمات نشانگر این هستند که خلیفه به امام اعتماد دارد و امام او را دوست دارد، و نشانگر این است که از دید علی – رضی الله عنه -، خلیفه در جنگ چقدر مهم بوده است!
د- امام – رضی الله عنه – در جایی دیگر می فرماید: «وولیهم وال، فأقام واستقام حتى ضرب الدین بجرانه».
«و فرمانروایی خلیفه آنان شد که کارها را سامان داد، تا اینکه دین را استوار و محکم نمود»(۲). و این فرمانروا کسی نبود جز عمر بن الخطاب – رضی الله عنه -.
عثمان ازدیگاه امام علی رض:
علی – رضی الله عنه – ، عثمان – رضی الله عنه – را نیز، می ستاید:
الف- علی – رضی الله عنه – در نامه ای که به معاویه نوشت، فرمودند: «ثم ذکرت ما کان من أمری وأمر عثمان، فلک أن تجاب عن هذه لرحمک منه، فأینا کان أعدى له، وأهدى إلى مقاتله! أمَّن بذل له نصرته فاستقعده واستکفّه، أمّن استنصره فتراخى عنه وبث المنون إلیه، حتى أتى قدره علیه!
کلا والله لقد….
«سپس در مورد من و عثمان گفته ای. تو باید پاسخ این را بدهی چون خویشاوند او هستی: کدام یک از ما دو نفر در حق او بیشتر تجاوز کرده و به دشمنان او نیکی نموده ایم؟ آیا کسی که او را یاری کرد ولی عثمان – رضی الله عنه – از او خواست تا بنشیند و دست نگاه دارد، یا کسی که عثمان – رضی الله عنه – از وی کمک خواست ولی او عثمان – رضی الله عنه – را یاری نکرد و بلایا را به سوی او گسیل داشت تا آن که دچار سرنوشت خویش شد؟
نه هرگز چنین نیست، سوگند به خدا! که «خداوند کسانى که مردم را از جنگ بازمى داشتند و کسانى را که به برادران خود مى گفتند: بسوى ما بیایید (و خود را از معرکه بیرون کشید)» بخوبى مى شناسد; و آنها (مردمى ضعیفند و) جز اندکى پیکار نمى کنند». (سوره احزاب ۱۸). پس اگر عثمان فاسق بوده و یا خلافت را غصب کرده است، چگونه امام علی – رضی الله عنه – به خود اجازه داده که از او دفاع کند؟ و آیا جایز است که امام علی – رضی الله عنه – منحرفان و گمراهان و اهل باطل را یاری کند؟
نه، هرگز چنین نبوده، بلکه او فقط حق و اهل حق را یاری می کرد، و سخنی هم به پیامبر ص نسبت داده شده که مؤید این مطلب است: «علی با حق است و حق با علی است». پس آیا یاری کردن عثمان – رضی الله عنه – درست بوده یا نادرست؟ اگر علی باحق است و از آن جدا نمی شود، یاری کردن این خلیفه کار درستی بوده است، پس چرا دوستان علی ، کسی را که علی او را با شمشیرش یاری کرد، با زبانشان یاری نمی کنند؟ یا اینکه امام- رضی الله عنه – کار اشتباهی کرده است، پس اقتدا به او جایز نیست. و آیا اساساً جایز است که فرد معصوم کار باطل و نادرست انجام دهد؟ و یا اینکه امام – رضی الله عنه – کاری کرده که باید می کرد و وظیفه او بود و با شریعت مخالفت نکرده است.
ب- وقتی که شورشیان علیه عثمان شورش کردند، علی به عثمان – رضی الله عنه – گفت: «إِن الناس ورائی، وقد استسفرونی بینک وبینهم، ووالله ما أدری ما أقول لک! ما أعرف شیئًا تجهله، ولا أدلک على أمر لا تعرفه!
إنک لتعلم ما نعلم، ما سبقناک إلى شیء فنخبرک عنه، ولا خلونا بشیء فنبلّغکه، وقد رأیت کما رأینا، وسمعت کما سمعنا، وصحبت رسول الله ص کما صحبنا، وما ابن أبی قحافه ولا ابن الخطاب بأولى بعمل الخیر منک، وأنت أقرب إلى رسول الله ص وشیجه رحم منهما، وقد نلت من صهره ما لم ینالا، فالله الله فی نفسک! فإنک والله ما تبصّر من عمى، ولا تعلّم من جهل، وإن الطرق لواضحه، وإن أعلام الدین لقائمه. فاعلم أن أفضل عباد الله عند الله إمام عادل، هُدی وهَدى، فأقام سنّه معلومه، وأمات بدعه مجهوله، وإن السنن لنیره لها أعلام، وإن البدع لظاهره لها أعلام، وإن شر الناس عند الله إمام جائر، ضَلّ وضُلّ به، فأمات سنه مأخوذه، وأحیا بدعه متروکه!
وإنی سمعت رسول الله ص یقول: «یؤتى یوم القیامه بالإمام الجائر ولیس معه نصیر ولا عاذر، فیلقى فی نار جهنم، فیدور فیها کما تدور الرحى، ثم یرتبط فی قعرها». وإنی أنشدک الله أن تکون إمام هذه الأمه المقتول! فإنّه کان یقال: یقتل فی هذه الأمه إمام یفتح علیها القتل والقتال إلى یوم القیامه، ویلبس أمورها علیها، ویبثّ الفتن فیها، فلا یبصرون الحق من الباطل، یموجون فیها موجًا، ویمرجون فیها مرجًا، فلا تکونن لمروان سیقه یسوقک حیث شاء بعد جلال السنّ، وتقضّی العمر».
«مردم پشت سر من هستند و مرا به عنوان سفیر و نماینده نزد تو فرستاده اند، و سوگند به خدا! که نمی دانم به تو چه بگویم. چیزی نیست که من بدانم و تو آن را ندانی، و شما را به چیزی راهنمایی نمی کنم که تو آن را نمی دانی. بدون تردید هر آنچه ما می دانیم تو نیز می دانی. ما بر هیچ چیزی پیشی نگرفته ایم که تو را از آن باخبر کنیم. به تنهایی به ما چیزی گفته نشده که آن را به تو برسانیم. هر چه ما دیده ایم، تو نیز دیده ای، و همان گونه که ما شنیده ایم، تو نیز شنیده ای. چنان که ما با پیامبر ص همراه بودیم، تو هم همراه بوده ای. ابن ابی قحافه و ابن الخطاب در انجام دادن کار خیر از تو سزاوارتر نبوده اند، تو از نظر خویشاوندی به پیامبر ص نزدیکتر هستی، تو داماد پیامبر می باشی که آنها نبودند، پس در مورد خودت فکر کن. سوگند به خدا! که نابینا نیستی تا راه به تو نشان داده شود، و نادان نیستی که تعلیم داده شوی. راهها روشن اند و نشانه های دین برپا هستند. بدان که برترین بنده در نزد خدا امام عادل است که خود هدایت شده و دیگران را هدایت می نماید، و سنّت مشخصی را برپا داشته و بدعت ناشناخته ای را از بین می برد. سنّت ها روشن اند و نشانه هایی دارند، و بدعت ها آشکارند و علایمی دارند. و بدترین مردم نزد خدا امام ستمگر است، که خود گمراه بود. و سبب گمراهی دیگران می گردد و سنتی را که بدان عمل می شد، از میان برده و بدعتی را که ترک شده بود، زنده می کند.
و من از پیامبر ص شنیدم که می گفت: «روز قیامت امام ستمگر در حالی که یاوری ندارد آورده شده و به جهنم انداخته می شود، و آنگاه در دوزخ چون سنگ آسیاب دور می زند و سپس به قعر آن می روند. تو را به خدا سوگند می دهم که اجازه نده امام مقتول این امّت گردی، وگرنه می گویند: در این امّت امام کشته می شود و با کشته شدن او دروازه جنگ و کشتار تا روز قیامت گشوده خواهد شد، و کارها بر امت مشتبه می گردند، و فتنه ها در میان آن پخش می شوند، و آنان حق و باطل را تشخیص نمی دهند و وارد این فتنه ها می شوند. [ای عثمان!] عمری را گذرانده ای و سنّ زیادی داری، مهار خود را به دست مروان مده که به هر سو بخواهد، تو را ببرد»(۱).
باید در این پیام سیاسی بزرگ امام – رضی الله عنه – که در آن عثمان – رضی الله عنه – را خطاب می نماید، تأمل کنیم. به این کلمات صادقانه بنگر و در آن تأمل کن او می فرماید: «چیزی نیست که من بدانم و تو آن را ندانی، و تو را به چیزی راهنمایی نمی کنم که تو آن را نمی دانی…» یعنی عثمان و علی م در دانش و معرفت یکسان هستند، هیچ کدام از دیگری عالم تر نیست. علما می گویند: درباره دین چیزی نیست که علی آن را بداند و عثمان نداند. دوست دارم در این سخنان کوتاه امام علی – رضی الله عنه – تأمل کنید، و نگاه کنید که او چرا این سخن را می فرماید؟ آیا این سخنان چنان که بعضی می گویند، تقیه بوده و یا اینکه مسئله چیز دیگری است؟
دیدگاه خلفاء سه گانه درمورد امام علی رض:
وازسویی دیگر، خلفای سه گانه نیز، نسبت به امام علی رض دید بسیارمثبت ودرستی داشتند واورا خیرخواه ومشاورخود می دانستند وهمیشه به مقام وجایگاه ایشان اعتراف داشتند. وهمیشه ازایشان به نیکی یاد می کردند نمونه های ازاظهارنظرهای خلفاء را یکی ازبزرگان شیعه درکتاب ذیل گرد آوری نموده است «الامام علی علیه السلام فی آراء الخلفاء تألیف العلامه الشیخ مهدی فقیه ایمانی ترجمه الشیخ یحیى کمالی البحرانی .قم: مؤسسه المعارف الاسلامیه۱۴۲۰ ه‍. ق. المطبعه: پاسدار اسلام. »

۳ـ اگر درمواردی امام علی انتقادهایی ازعملکرد خلفاء قبلی داشته ، می توانسته چون لیاقتشو داشته چون درحد آن ها بوده وقطعاً آن ها دردل ، باهم صمیمی ومهربان بوده اند و روز قیامت دربهشت باهم خواهند بود! «ونزعنامافی صدورهم من غل اخواناعلی سررمتقابلین (سوره حجر) » وکسانی که افتادند به جون آن ها وبه جای این که به اعمال خود بچسبند، به اعمال مردگان چسبیده اند پشیمان خواهند شد ودردنیاهم هیچ چیزی عایدشان نمی شود! انتقادهای امام علی رض متعلق به عصرخودشان وانسان های عصرخودشان بوده است واگر امام علی رض درعصرمابود، قطعاً این خصلت های نادرست مارا مورد انتقاد قرارمی داد! امام علی استاد بزرگ اخلاق است وقطعا چنین بداخلاقی ها وبی اخلاقی هایی را نمی پسندد!!!
۴ـ برخی که عادت دارند که آیات وروایات را قیچی وقطع وبرید کنند ویحرفون الکلم عن مواضعه بکنند، وآن چنان که عادت همیشگی آن ها است، ازروایات قیچی شده به نفع خود بهره برداری کنند وسخنشان را به کرسی بنشانند، حدیثی ازمسلم نقل کرده وازآن استنباط می کنند که امام علی درحق ابوبکر وعمر کلمات (آثما، غادرا، خائنا) را به کار برده است!
و حدثنی عبد الله بن محمد بن أسماء الضبعی حدثنا جویریه عن مالک عن الزهری أن مالک بن أوس حدثه قال أرسل إلی عمر بن الخطاب فجئته حین تعالى النهار قال فوجدته فی بیته جالسا على سریر مفضیا إلى رماله متکئا على وساده من أدم فقال لی یا مال إنه قد دف أهل أبیات من قومک وقد أمرت فیهم برضخ فخذه فاقسمه بینهم قال قلت لو أمرت بهذا غیری قال خذه یا مال قال فجاء یرفا فقال هل لک یا أمیر المؤمنین فی عثمان وعبد الرحمن بن عوف والزبیر وسعد فقال عمر نعم فأذن لهم فدخلوا ثم جاء فقال هل لک فی عباس وعلی قال نعم فأذن لهما فقال عباس «یا أمیر المؤمنین اقض بینی وبین هذا الکاذب الآثم الغادر الخائن » فقال القوم أجل یا أمیر المؤمنین فاقض بینهم وأرحهم فقال مالک بن أوس یخیل إلی أنهم قد کانوا قدموهم لذلک
فقال عمر……..فقال أبو بکر قال رسول الله صلى الله علیه وسلم ما نورث ما ترکناه صدقه فرأیتماه کاذبا آثما غادرا خائنا والله یعلم إنه لصادق بار راشد تابع للحق ثم توفی أبو بکر وأنا ولی رسول الله صلى الله علیه وسلم وولی أبی بکر فرأیتمانی کاذبا آثما غادرا خائنا والله یعلم إنی لصادق بار راشد تابع للحق
اولاً اگر یک ذره انصاف داشته باشید واول حدیث را نگاه کنید، می بینید که این کلمات را عباس درمورد امام علی ، به کار می برد «اقض بینی وبین هذا الکاذب الآثم الغادر الخائن »
دوماً تمام شارحان حدیث ، اتفاق نظر دارند که این کلمات را عباس به جِدّ درمورد امام علی به کار نبرده است بلکه به طورکنایه وعرف اصطلاحی رایج آن زمان به کار برده است وهرگزنظر واقعی عباس درمورد امام علی این نبوده است!
سوم این که این کلمات را نه علی ونه عباس درمورد ابوبکر وعمر به کار برده اند بلکه این خود عمر این کلمات را درمورد ابوبکر وخود به کار برده وآن هم دودلیل داشته مهم ترین دلیل این که امام علی ازبه کاربردن این کلمات اززبان عباس درمورد خود، ناراحت نباشد . دوم این که بنا به قرینه ای که عباس این کلمات را به کار برد، عمر همان کلمات را تکرار کرد وگفت نظر شمادرمورد ماهم این طوری بوده است وهرگز این کلمات به معنای واقعی آن ها نیستند! اگربرخی ادعا می کنند که معانی این کلمات همان معانی رایج است، یعنی بلانسبت امام علی را ازنظرعباس ، همان گونه دیده اند که ذکر شد . همان شرح و توجیهی که درمورد این کلمات درمورد امام علی می کنند، همان توجیهات برای شیخین هم محفوظ است!
امیدوارم خداوند، به ماذره ای ازمحبت واخلاق اهلبیت ویاران پیامبر صلی الله علیه وسلم را عنایت بکند! آمین

| ۲۴ آذر ۱۳۹۰
۲۶ پاسخ به “ارتباط علی باخلفای سه گانه”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    مقيمي says:

    به نام خدا به نام خدایی که حضرت علی علیه السلام را مولی ما ، امام ما ، ولی ما ، پیشوای ما ،

    الگوی ما و پدر امت قرار داد ، باور کنید که این سخنان را کسانی باور می کنند که کتاب ها یی

    چون الغدیر را نخوانده اند ، کسانی که قران را نخوانده اند ، یا اگر قران را خوانده اند نفهمیدند

    چه کتابی را خوانده اند ، دروغ بگویید ، دروغ بگویید ، اما تا کی ، حقیقت مثل خورشید روشن

    است با عشق او چه میکنید ، با عشقش چه می کنید

    بنده به عنوان یک فرد مسلمان بسیار بسیار بسیار برای شما متاسفم

    دشمنان مولی علی بدانند ، بدانند ، بدانند که نمی توانند هیچ کاری از پیش ببرند چرا که در افتادن

    با مولی علی علیه السلام در افتادن با خدا است و در افتاددن با خدا عاقبتی جزء…

    والسلام


  2. علی 110 says:

    لعن الله عمر ثم ابابکر عمر ثم عثمان عمر ثم عمر ثم عمر

    پاسخ :
    خدای توانا از این بیماری شفای تان دهد .


  3. احمد. says:

    دوست عزیز شما کلب (سگ) نیستید انسان هستید خداوند به انسان کرامت بخشیده است به درگاه خداوند بخاطراین اهانت به مقام انسانیت توبه کنید
    اگر خیلی آدم با خدایی هستید عمل شایسته انجام دهید گناه نکنید . حضرت علی در بهشت هستند نیاز به سگ ندارند .


  4. کلب علی says:

    فقط حیدر امیر المومنین است


  5. احمد says:

    دوست عزیز ممنون که مودبانه صحبت کردید حضرت امام علی پیرو قرآن بودند اگر ما مسلمانان همه پیرو قرآن باشیم راه ما میشود راه حضرت علی و ما می شویم امت واحد ، این جدائی ها زمانی بوجود می آیند که عده راهی جز قرآن انتخاب نمایند .
    اینکه فرمودید خلفا نام فرزندان شان را به اسم علی و فرزندانش نام گزاری کردند یا نه ؟
    ببینید برادر نباید انتظار داشته باشیم که تاریخ هر چه که ما دوست داریم باید باشد ، غالبا چنانچه رسم است افراد جوان تر نام فرزندان شان را به اسم بزرگانی نام گزاری می کنند که آنها از نظر سن پیر تر باشند وبا العکس غیر معقول و غیر مرسوم است حضرت ابوبکر عمرو عثمان پیر تر بودند وابوبکر اولین کسی بود که رحلت کرد علی جوان ترین بود .
    واز نظر خلافت هم آنها مقدم تر بودند با توجه به محبتی و خوبیهائی که از دوستان قبلی اش دیده بود نام فرزندان شان را به اسم آنها نام گزاری کرد .
    وحالا پیروان و دوست داران خلفا نام فرزندان شان را به اسم علی وفرزندان او نام گزاری کردند و می کنند . اینها همه دلیل بر این است که آنها یکی بودند .


  6. اسحاق says:

    با سلام من از پیروان امام علی ع هستم ولی از نوشته های شما خیلی راضی هستم چون این دلیل را میرساند که مسلامین همه برادرن واین گونه هست دست شما درد نکنه وخداوند متعال به شما اجر وبرکت دهد خیلی خیلی ممنون با اینکه جوز دلیل خوبی برای من نبوده است ولی خواهش میکنم که اسمهای امام علی وحسن وحسین ایا عمر وابو بکر و عثمان برای فرزندانشان گذاشتن ممنون میشم اگر جواب من بدهید نمریه شما پیش من بیست است خیلی خیلی ممنون

    از شما ممنونم خیلی عالی بود وخوب از واقیت گفته بودین من یک شخصی هستم که امام علی را با جون دل وست دارم ولی سوال من این است ایا عمر وابو بکر وعثمان اسمهای فرزندانشان ماند امام حلی ع حسن وحسین نامیدن


  7. danding says:

    کاربران عزیز وااسلاماه مواظب لینکهای مجهول بعضیها باشید زیرا عده همچون این کاربر ویروس ارسال میکنند که من حذف کردم .
    با تشکر مدیریت


  8. بروجردی says:

    کی گفته احترام قاذل نیستیم؟
    اسم خیلی از روات ائمه(علیهم السلام) هم نام خلفای س گانه بوده. اسم یکی از نواب خاصه امام زمان(عجل الله فرجه) نیز عثمان بوده است. و ما هر که در راه اهل بیت(علیهم السلام) باشد ارج می دهیم.


  9. مهدی says:

    جواب بروجردی که همزمان با سه نام کامنت گذاشته
    دوست گرامی : پس قبول دارید که علی و حسن و حسین رض نام فرزندانشان را به نامهای خلفای راشدین نام گزاری کردند . اما سوال اینجاست که شما چرا به این فرزندان احترام قائل نیستید؟ مگه اینها اهل بیت نیستند ؟ این چه جور دوست داشتن اهلبیت هست که فقط دو تن را می پزیرید و بقیه گمنام شدند ؟
    بله همه اینها فقط و فقط بخاطر محبت علی با خلفا بوده هر چند شما نپزیرید
    دلیل اینکه خلفا نام فرزندان خودرا به نام علی و حسن وحسین نام گزاری نکردند اول این را هم باید بدانید که قرار داد تبادل اسم بین شان امضا نشده بود . دوما خلفای اولی از نظر سن بزرگتر بودند و فرزندان شان ذود تر از حسن حسین بدنیا آمده بودند


  10. بروجردی says:

    اولا: در عصر حضرت امیر علیه السلام نام عمر و عثمان و ابوبکر از اسامی رایج در جامعه بود و نام بسیاری از صحابه رسول اکرم (ص) و اصحاب حضرت امیر و امام حسن و امام حسین علیهم السلام، عمر و عثمان بوده است.

    ثانیا: حضرت علی علیه السلام فرمود: من به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون نام فرزندم را عثمان گذاشتم. (انما سمیته باسم اخی عثمان بن مظعون) کتاب مقاتل الطالبیین ص ۵۵، تقریب المعارف ص ۲۹۴٫

    و در روایات اهل سنت آمده که خلیفه دوم نام فرزند حضرت علی علیه السلام را عمر نهاد. بلاذری از علمای بزرگ اهل سنت می گوید: (وکان عمر بن الخطاب سمی عمر بن علی باسمه)

    انساب الاشراف ج ۲ ص ۴۱۳ سیر اعلام النبلاء ج ۴ ص ۱۳۴٫

    ثالثا: گیریم که حضرت علی علیه السلام به خاطر ایجاد الفت و محبت نام فرزندان خود را عمر و عثمان و ابوبکر نهاد پس چرا خلفای راشدین نام فرزندان خود را ، علی ، حسن و حسین، نگذاشتند مگر نه این است که باید محبت دو طرفی باشد.
    پس بیخودی اینو چماق نکنید.


  11. سروش says:

    جناب حق اولاً سلام !
    شمادرمباحث قبلی بابنده ،بسیاری ازپرسشهارا بی پاسخ گذاشتیدوازجواب دادن سوالات اینجانب ناتوان ماندیدوهرروز ازاین بحث به بحث دیگری می پریدید وهرگزیک بحثی بابنده را تاآخر ادامه ندادیدوکلی ازسوالات من بی پاسخ ماندند والآن که جناب عبدالمجید دارد جور پاسخ دادن شمارا می کشد!شماگاهی می آیید وچیزی بدون دلیل می اندازید! دراین نظرتان هم ادعایی کرده اید، دریغ ازاین که حتی یک آدرس وحواله ای هم ندادید! اگردرست می فرمایید ، پس چرا پاسخ سوالاتی را که درنظر۱۴ ذکر کردم ، نمی دهید! درمورد این نظراخیرتان باید عرض کنم که اولاً اگر واقعاً این ها جملات یک عالم معروف سنی است ، پس چرا آدرس وحواله اش را ذکر نفرموده اید؟؟؟ ! دوم این که این چیزی را ثابت نمی کند آن ها فقط شایدنقل کرده اند نه این که تایید بکنند(همانطورکه درنظرات قبلی ام توضیح دادم ) سوم این که درآن کلمه ی «نُسبت» است میدانید معنایش چیست ؟؟؟؟گذشته ازاین ها، اگر می خواهی تبادل نظرکنی ، به درستی بیا جلو وبه درستی تاآخر ادمه بده به همان صورتی که من واستاد بزرگوار، جناب حامدسمیع انارستانی باهم دوستانه وبادلایل تبادل نظرمی کنیم ! هرادعایی می کنی بایدثابت کنی !!! من منتظرپاسخ هایم هستم ! عزت زیاد!!!


  12. حق says:

    حمید : ومنه حدیث علی فی خطبه له تلک شقشقه هدرت …ولأمیر المؤمنین علی رضی الله عنه خطبه تعرف بالشقشقیه …کقول علی علیه السلام فی خطبته المعروفه بالشقشقیه…وفی حدیث علی ، رضوان الله علیه ، فی خطبه له : تلک شقشقه …والخطبه الشقشقیه : العلویه لقوله لابن عباس لما قال له : لو اطردت مقالتک من حیث أفضیت : یا ابن عباس هیهات…والخُطْبَهُ الشِّقْشِقِیَّهُ : هی الخُطْبَهُ العَلَوِیَّهُ ، نسبت إلى علی رضی الله عنه سُمِّیتْ بذل : لقولِه لابْنِ عبّاسٍ رضی الله عنهم لمّا قال له عند قَطْعِهِ کَلامَهُ : یا أَمِیرَ المؤمِنینَ لو اطَّرَدَتْ مَقالَتُک من حَیْثُ أَفْضَیْتَ ، فقالَ : یا ابنَ عباسٍ هَیهات ، وتِلْکَ شقْشِقَهٌ هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّتْ…,
    مثل اینکه آقا سروش ، حرف جرلام را نمی شناسد که بمعنای اختصاص می آید ووقتی عالمی می گوید : لامیرالمؤمنین علی خطبه تعرف بالشقشقیه… یعنی صدور آن خطبه به آنحضرت اختصاص دارد وجای تردید ندارد.


  13. سروش says:

    جناب حمید سلام !
    ۱ـ فرموده اید«در هیچ کجای نهج البلاغه ذکری از فضائل خلفا یافت نمی شود» بله این نظرشمااست وإلاخوانندگان نمونه هایش رادیدند!!!
    ۲ـ فرمودید« چندی از علمای اهل تسنن این خطبه را منسوب به حضرت علی دانسته اند یعنی تایید کرده اند که چنین سخنانی از زبان مبارک حضرتش بیرون آمده است » بله منسوب به حضرت علی رضی الله عنه دانسته اند اما نگفته اند که واقعاً این کلمات ، اززبان امام علی صادرشده اند! وضمناً نقل خطبه ، به منزله ی تایید آن نیست ! فرقی نمی کند که این نقل هاقبل ازجمع آوری نهج البلاغه باشد یابعدش ! اگرقبل ازنهج البلاغه بودند، آن هاهم ازهمان طریقی که صاحب نهج البلاغه جمع آوری کرده دیده اند! شمالطف بفرمایید وحتما متن تایید ابن مردویه ، سبط جوزی وطبری را که به طورنمونه ذکر فرموده اید، ذکر بفرمایید که این خطبه را تایید کرده باشند؟
    ۳ـ فرمودید« شما دروویی و اهل غیبت و بد دهان بودن حضرت علی علیه السلام را ثابت نمایید » پناه به خدا اگر من تصور آن را درمورد امام اخلاق وفضیلت ، امام علی بکنم !این متن خطبه ی شقشقیه است که ازایشان چنین چهره ای نشان می دهد! باورنمی فرمایید، بروید یک باردیگر خطبه شقشقیه رامطالعه بکنید! من قصدم دفاع ازامام علی است وتبرئه ی ایشان ازبه کار بردن چنین کلمات وسخنانی که به ایشان «نسبت» می دهند!!!
    ۴ـ فرمودید« آیا ابن تیمیه خواسته طلحه و صحابه را اهل آه و ناله نشان دهد ، آیا این قضیه توهینی به صحابه قلمداد می شود؟» اولاً امام علی باابن تیمیه وغیره ، اصلا غیرقابل قیاس اند! دوم این که ابن تیمیه دارد نقل می کند ونظر شخصی ایشان این نیست ! ولی خطبه ی شقشقیه ، نظرشخصی امام بیان می شود! نظرشخصی با نقل قول ، بسیارفرق دارد!!!!
    راستی ! اسناد ودلایل این که خطبه شقشقیه بهترین معرف عقیده امام نسبت به خلفااست وبقیه مواردی که درجاهای دیگر نهج البلاغه درمورد خلفا ذکر شده ، بی اساس است را، مفصل ذکر فرمایید؟ همچنین درمورد این که یک عالم معتبر سنی گفته باشد، «خطبه ی شقشقیه باسند صحیح وبه طور درست ازفرمایشات امام علی علیه السلام است !» را ذکر فرمایید؟ موفق باشید!


  14. حق says:

    جناب حمید سلام
    خیلی ممنون از مطلب مستند و مفیدتون
    اگرچه جواب دهندگان بحث را منحرف کرده و دوباره بهانه دیگری خواهند آورد ولی برای بقیه ناظران مفید و روشنگرانه است.
    آقای سروش می گوید:
    اولاً اگر ثابت بشود که علمایی که شماازآن ها نام برده ایدمعروف معتبرهستند، بایدعرض کنم که آن ها براساس آن چه درنهج البلاغه ذکر شده نقل کرده اند ونقل چیزی به منزله ی تایید آن نیست !
    غافل از اینکه برخی ازعلمایی که شما از کتب آنها نقل کردی قبل از جمع آوری نهج البلاغه زندگی می کردند و معلوم می شود قبل از نهج البلاغه هم این خطبه در نقلها و کتابها معروف و مشهور بوده است.


  15. حمید says:

    السلام علینا و علی عباد الله الصالحین
    در هیچ کجای نهج البلاغه ذکری از فضائل خلفا یافت نمی شود….چندی از علمای اهل تسنن این خطبه را منسوب به حضرت علی دانسته اند یعنی تایید کرده اند که چنین سخنانی از زبان مبارک حضرتش بیرون آمده است و هر کسی که اندکی مطالعه در حوزه علمای اهل تسنن داشته باشد می داند که ابن مردویه،سبط بن جوزی و بن جریر طبری و … از بزرگان اهل تسنن هستند و اینکه ایشان خطبه ی شقیقه ی را تایید نموده و در کتب شان وارد نموده اند نشان از صحت این خطبه دارد.

    گفته شده است برخی می خواهندوخواسته اند، امام علی را (بلانسبت ایشان) فردی دورو وغیبت کنننده وبددهان وآه وناله ای نشان دهند؟
    شما دروویی و اهل غیبت و بد دهان بودن حضرت علی علیه السلام را ثابت نمایید وگرنه مرتکبگناه کبیره بهتان شده اید…

    به آنچه می آید توجه شود :
    لما استخلفه أبو بکر کره خلافته طائفه حتى قال طلحه ماذا تقول لربک إذا ولیت علینا فظا غلیظا .
    و چون ابوبکر عمر را به جانشینی انتخاب کرد ، برخی از این انتخاب ناراحت شدند ، طلحه گفت : جواب خدا را چه خواهى داد هنگامی که به ملاقات او بروی و از تو سؤال شود که چرا فردی خشن و بد اخلاق را بر ما ولی قرار دادی؟ .
    منهاج السنه ، ج۷ ، ص ۴۶۱ .
    آیا ابن تیمیه خواسته طلحه و صحابه را اهل آه و ناله نشان دهد ، آیا این قضیه توهینی به صحابه قلمداد می شود؟
    و در پایان : بعث رسول الله صلى الله علیه وسلم سریه و استعمل علیهم علیا فصنع علی شیئا أنکروه فتعاقد أربعه من أصحاب رسول الله صلى الله علیه وسلم أن یعلموه وکانوا إذا قدموا من سفر بدأوا برسول الله صلى الله علیه وسلم فسلموا علیه ونظروا إلیه ثم ینصرفون إلى رحالهم قال فلما قدمت السریه سلموا على رسول الله صلى الله علیه وسلم فقام أحد الأربعه فقال یا رسول الله ألم تر أن علیا صنع کذا وکذا فأقبل إلیه رسول الله یعرف الغضب فی وجهه فقال : « ما تریدون من علی ؟ ما تریدون من علی ؟ علی منی وأنا من علی وعلی ولی کل مؤمن بعدی » .
    رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم گروهی را اعزام نمود و علی بن أبی طالب علیه السلام را به فرماندهی آن گمارد ، (آنان غنائمی به دست آوردند ) ، امیر المؤمنین علیه السلام عملی انجام داد که آنان را خوش نیامد، چهارنفراز آنها که از اصحاب رسول خدا (ص) بودند ، با هم قرار گذاشتند وقتی که پیامبر (ص) را ملاقات نمودند ، این عمل علی علیه السلام را به ایشان گزارش کنند، (و این طور مرسوم بود که ) وقتی مسلمانان از سفری بازمی‌گشتند ، اول خدمت رسول خدا صلى الله علیه وآله و سلم رفته ، بعد از دیدار و سلام به حضرت ، (به خانه خود ) می‌‌‌‌‌‌‌‌رفتند ، این گروه نیز زمانی که به مدینه آمدند ، خدمت رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم رفته و سلام کردند ، سپس یکی از آن چهارنفر عرض کرد : ای رسول خدا آیا می دانی که علی چنین و چنان کرده است ؟ ، رسول خدا (ص) در حالی که خشم در چهره‌اش پیدا بود ، به سمت او رفته و فرمود : « از علی چه می‌خواهید ؟ از علی چه می‌خواهید ؟ علی از من و من از علی‌ام و اوبعد از من ، ولی هر مؤمنی است »
    واسلام …

    دوستان و عزیزان که در جستجو حق و حقیقت هستند را به وب سایت valiasr-aj.comتوصیه می نمایم که واقعا بحری از حقایق در آن وجود دارد و پاسخ سوالات را با بحث علمی و مستند می دهند.


  16. سروش says:

    جناب حمید
    السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته !
    بله درست است ، بی سند حرف زدن کارانسان های حق پرست نیست !
    ۱ـ فرمودید «بهترین معرف عقیده حضرت علی علیه السلام در مورد ابوبکر وعمر عثمان همان خطبه شقشقیه است .» اولاً اسناد ودلایل این که خطبه شقشقیه بهترین معرف عقیده امام نسبت به خلفااست وبقیه مواردی که درجاهای دیگر نهج البلاغه درمورد خلفا ذکر شده ، بی اساس است را، مفصل ذکر فرمایید؟ دوم این که من ازنهج البلاغه ثابت کردم که درموارد زیادی امام علی ازخلفا به درستی یاد می کند وشماآن هار ا نادیده می گیرید این نادیده گیری شما چند احتمال دارد! برخی می خواهندوخواسته اند، امام علی را (بلانسبت ایشان) فردی دورو وغیبت کنننده وبددهان وآه وناله ای نشان دهند؟ یااین که نشان دهند که نهج البلاغه مملو ازتناقض گویی است ؟یااین که می خواهند ثابت کنند که خطبه های نهج البلاغه سخنان امام علی نیستند؟ یااین که قسمت هایی که ازخلفابه نیکی یاد شده ازنهج البلاغه نیستند؟
    ۲ـ فرمودید «جالب است که علمای شما نیز این خطبه را منسوب به حضرت علی علیه السلام دانسته اند:» اولاً اگر ثابت بشود که علمایی که شماازآن ها نام برده ایدمعروف معتبرهستند، بایدعرض کنم که آن ها براساس آن چه درنهج البلاغه ذکر شده نقل کرده اند ونقل چیزی به منزله ی تایید آن نیست ! دوم این که این خطبه را دقیق مال خود امام ندانسته اند بلکه کلمه ی «منسوب» را ذکر کرده اند . یعنی چیزی که نسبت داده شده به امام علی است این مثل این می شود که یک یهودی بیاید وبگوید بخشی ازایران هم مال مااست چون تو کتاب هایتان آمده «ملک سلیمان» !!! وجالب ترآن که خود شماهم تایید کرده اید که«علمای شما نیزاین خطبه را منسوب به ….»! هیچ عالم معتبرومورد تایید اهلسنت ، نگفته «خطبه ی شقشقیه باسند صحیح وبه طور درست ازفرمایشات امام علی علیه السلام است» !
    ۳ـ فرمودید«هم چنین چند تن از عالمان اهل تسنن این خطبه را در کتبشان آورده اند» درکتاب های تاریخی وغیره ، اشعاری ازشاعران دوران جاهلیت وچیزهایی که به عنوان معلومات عمومی ویاتایید لغتی و….. ذکر می شود! «ذکر چیزی به منزله ی تایید آن نیست » قرآن می فرماید«وقالوا اتخذالله ولدا» درحالی که آن را تایید نمی کند!
    امید وارم سوالات بنده را به خوبی مطالعه فرموده و«باسند» پاسخشان را بدهید! موفق باشید!


  17. حمید says:

    السلام علینا و علی عبادالله الصالحین
    بی سند حرف زدن کار انسان های حق پرست نیست. بهترین معرف عقیده حضرت علی علیه السلام در مورد ابوبکر وعمر عثمان همان خطبه شقشقیه است . جالب است که علمای شما نیز این خطبه را منسوب به حضرت علی علیه السلام دانسته اند:
    ۱-ولأمیر المؤمنین علی رضی الله عنه خطبه تعرف بالشقشقیه …
    النیسابوری ، أبو الفضل أحمد بن محمد المیدانی (متوفاى۵۱۸هـ) ، تحقیق : محمد محیى الدین عبد الحمید ، مجمع الأمثال ج۱، ص۳۶۹، ناشر : دار المعرفه – بیروت.

    ۲-ومنه حدیث علی فی خطبه له تلک شقشقه هدرت …
    ابن أثیر الجزری، ابوالسعادات المبارک بن محمد (متوفاى۶۰۶هـ)، النهایه فی غریب الحدیث والأثر، ج۲، ص۴۹۰ ، تحقیق طاهر أحمد الزاوی – محمود محمد الطناحی، ناشر: المکتبه العلمیه – بیروت – ۱۳۹۹هـ – ۱۹۷۹م.

    ۳-کقول علی علیه السلام فی خطبته المعروفه بالشقشقیه…
    ابن أبی الأصبع المصری ، عبد العظیم بن عبد الواحد (متوفاى۶۵۴هـ)، تحریر التحبیر فی صناعه الشعر والنثر ، ج۱، ص۷۶ ، طبق برنامه الجامع الکبیر.

    ۴-وفی حدیث علی ، رضوان الله علیه ، فی خطبه له : تلک شقشقه هدرت ثم مرت
    الأفریقی المصری، جمال الدین محمد بن مکرم بن منظور (متوفاى۷۱۱هـ)، لسان العرب، ج۱۰، ص۱۸۵، ناشر: دار صادر – بیروت، الطبعه: الأولى.

    ۵-والخطبه الشقشقیه : العلویه لقوله لابن عباس لما قال له : لو اطردت مقالتک من حیث أفضیت : یا ابن عباس هیهات تلک شقشقه هدرت ثم قرت
    الفیروز آبادی ، أبو طاهر الشیخ مجد الدین محمد بن یعقوب بن محمد بن إبراهیم بن عمر (متوفاى۸۱۷ هـ)، القاموس المحیط ، ج۱، ص۱۱۶۰ ، ناشر : مؤسسه الرساله – بیروت

    ۶-والخُطْبَهُ الشِّقْشِقِیَّهُ : هی الخُطْبَهُ العَلَوِیَّهُ ، نسبت إلى علی رضی الله عنه سُمِّیتْ بذل : لقولِه لابْنِ عبّاسٍ رضی الله عنهم لمّا قال له عند قَطْعِهِ کَلامَهُ : یا أَمِیرَ المؤمِنینَ لو اطَّرَدَتْ مَقالَتُک من حَیْثُ أَفْضَیْتَ ، فقالَ : یا ابنَ عباسٍ هَیهات ، وتِلْکَ شقْشِقَهٌ هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّتْ
    الحسینی الزبیدی الحنفی ، محب الدین أبو فیض السید محمد مرتضى الحسینی الواسطی (متوفاى۱۲۰۵هـ)، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۲۵، ص۵۲۲ ، تحقیق: مجموعه من المحققین، ناشر: دار الهدایه.

    ۷-والخطبه الشقشقیه العلویه لقوله لابن عباس لما قال له وأطردت مقالتک من حیث أفضیت )یا ابن عباس هیهات تلک شقشقه هدرت ثم قرت انتهى
    الآلوسی ، أبو المعالی محمود شکری بن عبد الله بن محمد بن أبی الثناء (متوفاى۱۳۴۲هـ)، غرائب الاغتراب ج۱، ص۸۴ ، طبق برنامه الجامع الکبیر
    و هم چنین چند تن از عالمان اهل تسنن این خطبه را در کتبشان آورده اند :
    ۱-ابن مردویه الإصفهانی ، الإمام أبی بکر أحمد بن موسى (متوفاى۴۱۰هـ) ، مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع)، ص ۱۳۴ ، تحقیق: عبد الرزاق محمد حسین حرز الدین،
    ۲-سبط بن الجوزی الحنفی، شمس الدین أبوالمظفر یوسف بن فرغلی بن عبد الله البغدادی (متوفاى۶۵۴هـ)، تذکره الخواص، ص۱۲۴،
    ۳-الطبری ، أبو جعفر محمد بن جریر بن رستم (متوفای قرن ۴هـ) ، نوادر المعجزات فی مناقب الأئمه الهداه علیهم السلام، ص ۴۶، تحقیق ونشر مدرسه الإمام المهدی علیه السلام ـ قم ، الطبعه : الأولى، ۱۴۱۰هـ
    ۴-الشیخ حسین بن عبد الوهاب (متوفای ق۵ هـ) ، عیون المعجزات ، ص ۳۰، ناشر: منشورات المطبعه الحیدریه ـ النجف ۱۳۶۹ هـ‍ ـ ۱۹۵۰م


  18. احمد says:

    حافظ تعالی,
    مسلمان حق طلب,
    سلام بر شما دو بزرگوار عزیز مدیر محترم حافظ تعالی ومدیر محترم اسلام ناب محمدی شما در حق ما محبت دارید الله متعالی شما را حفظ بفرماید وب هر دوی شما در سایت ما قرار داده شده سرفراز و سر بلند باشید . یا الله مدد


  19. احمد says:

    مهرداد  قناری شورشی,
    برادر گرامی ممنون از اظهار نظر شما
    شما اصلا میدانید خطبه شقشقیه چی هست و در آن چه حرفائی زده شده است ؟ این حدیث طولانی است که متاسفانه یک تکه از آن را به شما یاد دادند لطفا متن کامل این حدیث در همین مقاله نوشته شده بخوانید جواب تان را در یافت نمائید .
    فرمودید علی در کنار خلفا بخاطر مصلحت بود خوب قبول می کنیم اما اینکه نماز پشت سر مرتدان خوانده واین نماز باطله برای این چه توجیهی دارید ؟
    آیا حضرت علی سالها نماز باطل خوانده ؟‌
    آیا با نماز باطل عصمت علی که شما به آن معتقد هستید زیرسوال نمیره ؟‌
    آیا امکان دارد علی با آن تقوا و دیانتش ۱۷ سال نماز مصلحتی بخواند نه کمتر ؟ ما که نماز مصلحتی را نماز حساب نمی کنیم
    آیا هر مذهب و عقیده ای اگر برای خودشان مسجد یا عبادتگاهی بسازند چنانچه در این زمان ما بینیم شیعه ، سنی ، وغیر مسلمانان این کار را می کنند، این خلاف مصلحت است ؟
    فرمودید علی در جنگها شرکت نکرد از نظر شما این جنگها وحشیانه هستند .
    اگر علی در جنگها شرکت نکرد پس خیبر را کی فتح کرد ؟ در غزوه بدر و در بقیه جنگها نیز شرکت کرد حتی درزمان ابوبکر در جهاد با مرتدان شرکت کرد.
    با سپاس


  20. سروش says:

    مهرداد قناری شورشی ! سلام
    ۱ـ فکرمی کنم شما معنای غیبت را به درستی مطالعه نفرموده اید وإلا مطالب کتاب های تاریخی را با اظهارنظر شخصی ، قیاس نمی کردید!!!همه کتاب های تاریخی نقلی ازگذشته اند واگرنویسنده ی یک کتاب تاریخی ، نظرشخصی درمورد شخص غایبی بدهد، غیبت محسوب می شود ولی اگرازدیگران نقل کند، گناه آن برهمان گوینده است! ولی چیزی که درخطبه ی شقشقیه نقل می شود، اظهارنظر شخصی امام علی محسوب می شود!!!
    ۲ـ فرمودید: «اگر علی کنار خلفای پیشین بود دلیلش این بوده که نمیخواسته در جهان اسلام نفاق پیش بیاید.» چه جالب ، طرف ازحقی که خدا بهش داده بگذرد ودرانجام مسؤلیتی که خدابهش سپرده کوتاهی کند وپس ازسال ها بیاید وپشت سر اموات ، غیبت کندوتهمت ببندد وباعث جنگ های داخلی زیادی بشود، و«یقولون باأفواههم مالیس فی قلوبهم » وزبان ودلش یکی نباشد ونقش دوروریی بازی کند، و…. همچنین کسی را مانمی شناسیم !
    امام علی که مامی شناسیم ، شجاع ، جسور، ویکدل ویکرو بود!

    ۳ـ فرمودید: « میدانید که نه علی در جنگ ها ی خارجی شرکت کرده اند و نه فرزندانشان در این جنگ های وحشیانه شرکت نکرده اند!؟» عزیزدل شماکه تاریخ مطالعه می کنید، آن هم بدون تعصب !!! دریغ ازاین که همین مطلب فوق بنده را به درستی مطالعه نکرده اید، اگرامام علی درجنگ های خارجی شرکت نکرده، این دلیل بد دانستن آن نبوده بلکه درجاهای زیادی امام علی حمایت های زیادی ازجنگ های خارجی کرده نمونه اش هنگامی که عمر برای رفتن به ایران باایشان سخن گفت ، ایشان فرمودند«پس تو محور باش و عرب ها را گرد خود بچرخان، و به جای خودت آنها را به سوی معرکه جنگ بفرست. یاهنگام رفتن به جنگ بارومی ها خطاب به عمر فرمود: « اگر خودت به جنگ این دشمن بروی و با آنها روبرو شوی و بلایی به سراغت بیاید، مسلمانان پناهگاهی جز دورترین سرزمین خود نخواهند داشت، و بعد از تو مرجعی ندارند که به سوی او بازگردند، پس فرد باتجربه ای را به جنگ دشمن بفرست و افرادی را که سختی کشیده اند و اهل رأی و نصیحت اند، با او بفرست. اگر خداوند آنان را پیروز گرداند که خوب است، و اگر پیروز نشوند تو پناهگاه و مرجع مسلمین خواهی ماند» علی رض مرد جنگ بود وتشنه ی گسترش اسلام به دورترین نقاط بود! به نظرمن این رانمی توان فضیلتی برای امام ذکر کردکه درجنگ های خارجی شرکت نکرده ! شماکه تاریخ مطالعه کردید ، میدانید که یک شهبانوی ایرانی ، که درجنگ توسط مسلمانان اسیرشده بود،سهم چه کسی شد؟؟؟؟ ـ برای شما متاسفم به خاطراین که جنگ هایی را که حتی امام علی رض آن را تایید کرده ودرموردآن کارشناسی وبه نوعی مباشرت داشته ، «جنگهای وحشیانه» بنامید!!!
    چشم ! من حتماً تاریخ را بدون تعصب مطالعه می کنم !!! متشکرم .


  21. مسلمان حق طلب says:

    سلام عیکم دوست و برادر گرامی

    قبل از هم بخاطر زحماتی که می کشید از شما ممنونیم و از الله تعالی تمنا داریم که شما را اجری عظیم بصیب فرماید


  22. مهرداد قناری شورشی says:

    درود
    در مورد خطبه ی شقشقیه: صحبت کردن راجع به حاکم های پیشین غیبت محسوب نمیشود. اگر این طور باشد که تمام کتب تاریخی غیبت است!!!!
    اگر علی کنار خلفای پیشین بود دلیلش این بوده که نمیخواسته در جهان اسلام نفاق پیش بیاید.
    شما ایرانی هستید!؟
    شما تاریخ حمله ی اعراب و شخص عمر را خوانده اید!؟
    میدانید که نه علی در جنگ ها ی خارجی شرکت کرده اند و نه افرزندانشان در این جنگ های وحشیانه شرکت نکرده اند!؟
    بدون تعصب مطالعه کن دوست من.


  23. حافظ تعالی says:

    سلام علیکم
    سایت شما هم بسیار مفید وبا ارزش است امیدوارم که همه استفاده کافی ببرند
    بنده با کمال افتخار شما را لینک کردم


  24. نصیر says:

    سلام بر شما دوستان عزیز حق است و مثل خورشید نمایان است ولی اگه کسی بخواد حق رو قبول نکنه سخت نیست حتی می تونه بگه قرآن تحریف شده واگه دنبال هدایت و حقیقت باشه هیچ وقت گرفتار این همه امراض روحانی نمیشه . ممنون از شما


  25. الیاس says:

    سلام علیکم آیه ای در قرآن هست که می فرماید: هو الاوّل و الآخر و الظاهر و الباطن لطفاً تفسیر روشنی از این آیه را از تفاسیر معتبر ارائه کنید. مخصوصاً مراد از چیست ؟ با تشکّر

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 18نفر
  • بازدید امروز 58683
  • بازدید دیروز 37611
  • بازید کل 97659361

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com