توشه سفر به آخرت را کامل کن

اگر پادشاه جهانی بازهم گدای خدایی

دارایی دنیا دوستان همیشگی تو نیستند

در محضر خدا گناه نکن

با تزکیه و اصلاح نفس خود را آراسته بگردان

زندگی، یک امانت است در دست تو

امکانات کاربری
آمار کلی سایت

  • کل مطالب 2286
  • کل نظرات 9470
  • کل اعضا 1652
  • جدیدترین عضو badboy

پیام مدیر

از زمانی که بشر آفریده شده عبد وعبودیت برای آفریدگارش از ویژگی های بارز او بوده است اگر چنانچه خود را ازعبدیت خدا کنار بکشد با انواع بیماری های روحی از جمله تکبر و غرور مبتلا خواهد شد لذا عبدیت برای الله زینت بخش حیات بشرست

aveen
| بازدیدها: 5556

حسد: یعنی کینه‎ توزی نسبت به کسی و خواستار از بین رفتن  نعمتهایی که شامل آن شده است.
بعضی گفته‎اند حسد به همان رنجی می‎گویند که شخص، هنگام با خبر شدن از حال کسیکه وضع‎اش خوب شده است، می برد.
همچنین گفته‎اند: حسد یعنی آرزوی زوال نعمت از دیگران. بهر حال حسد همان بغض و کینه وکراهت و رنجی است که با دیدن خوبی حال محسود به حاسد دست می‎دهد.
حسد بر دو نوع است
۱٫ ناراحتی و رنجور شدن بخاطر نعمتی که نصیب کسی شده است. این حسد، مذموم و ناپسند می باشد. در اینصورت حاسد از محسود بدش می آید و همواره با دیدن او دچار ناراحتی می‎گردد و اذیت می‌شود و این به صورت بیماری در قلبش می ماند و اگر ببیند که آن نعمت از آن شخص گرفته شده است، خوشحال می‎گردد. هر چند که برای او از نظر مالی منفعتی نداشته باشد. همین قدر برای او کافی است که قلبش تشفی حاصل کند و دیگر احساس درد و رنج ننماید. البته باید دانست که این درد و رنج برای همیشه از بین نمی‎رود بلکه او مانند بیماری است که دردش با مداوا برای مدتی تسکین یافته و بیماریش همچنان باقی است. چون این بغض و ناراحتی او نسبت به نعمت و بخشش خداوند به بندگانش نوعی بیماری است و ممکن است دوباره نسبت به کسی دیگر برگردد. و این، نهایت بدبختی و زیانکاری است.
۲٫ حاسد برتری محسود را بر خود، ناپسند می داند و دوست دارد بدون آنکه چیزی از شخص محسود کم شود او هم مثل شخص محسود یا بالاتر از او باشد. این هم نوعی حسد است و به آن غبطه  نیز می‎گویند.
چنانچه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) در حدیثی متفق علیه که از عبدالله بن مسعود و عبدالله بن عمر رضی‎الله‎عنهما روایت شده آن را حسد نامیده است:
«لا حسد الا فی اثنتین رجل آتاه الله الحکمه فهو یقضی بها و یعلمها و رجل آتاه الله مالا و سلطه علی هلکته فی الحق».
(حسد جز در این دو چیز، جایز نیست:۱٫ مردی که خداوند به او علم و حکمتی داده و با آن قضاوت می کند و به مردم، علم می‌آموزد.۲٫ کسی که خدا به او مال و ثروتی عنایت کرده است  و او را بر آن مسلط گردانده تا آنرا در راه حق، مصرف نماید).
و روایت عبدالله بن عمر رضی‎الله‎عنهما چنین است:
«لا حسد الا فی اثنتین رجل آتاه الله القرآن فهو یقوم به آناء اللیل والنهار».
(حسد جز در این دو چیز، جایز نیست: ۱٫ مردی که خداوند به او قرآن داده و او شب و روز، مشغول خواندن و عمل کردن به آن است. ۲٫ مردی که خداوند به او مال و ثروتی داده و او هم شب و روز، مشغول بخشیدن ان در راه حق است).
پس این نوع حسد که در آن، زوال نعمتی را از دیگری آرزو نکند، بلکه آن را برای خود نیز آرزو نماید، اشکالی ندارد.
امام بخاری رحمه الله از ابو هریره رضی‎الله‎عنه  روایت می کند که پیامبر اکرم فرمود:
«لا حسد إلا فی اثنین: رجل آتاه الله القرآن فهو یتلوه اللیل والنهار فسمعه رجل فقال: یالیتنی أوتیت مثل ما آوتی هذا فعملت فیه مثل ما یعمل هذا و رجل آتاه الله مالا فهو یهلکه فی الحق فقال رجل: یالیتنی أوتیت مثل ما أوتی هذا فعملت فیه مثل ما یعمل هذا».
(حسودی در غیر این دو چیز، درست نیست: یکی درباره مردی که خداوند به او قرآن داده است  و او شب و روز، مشغول تلاوت آن می‎باشد. چنانکه شخص دیگری قرآن خواندن او را می‎شنود و می‎گوید: خدایا! کاش مثل آنچه که به آن مرد، عطا کرده‎ای به من نیز عطا می‎کردی تا من هم مانند او تلاوت می‎کردم. و مردی که خدا به او مال و ثروتی عطا کرده و آنرا در راه حق صرف می‎کند، شخص دیگری می‎گوید: خدایا! کاش مثل آنچه که به آن مرد عطا کرده‎ای به من نیز عطا می‎کردی تا من هم مثل او عمل می‎کردم).
پس پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) حسد را فقط در این دو مورد، جایز می‎دانست. و این نوع حسد را علما، غبطه، نامیده‎اند. که عبارت است از جلب کردن نعمتی که خداوند به دیگری داده بدون اینکه آرزوی زوال نعمت از آن شخص بکند.
در اینجا اگر سوال شود که چرا به غبطه، حسد گفته شده است در حالی که انسان دوست دارد خداوند به او نعمت فراوان بدهد؟ در جواب باید گفت: نقطه آغازین این دوست داشتن به خاطر دیدن اثر آن نعمت بر کسی بوده است که از دیدن آن احساس درد و رنج نموده است. و اگر آن نعمت را بر غیر خود نمی‎دید هیچگاه احساس نیاز به آن نمی‎کرد. پس زمانی که سرچشمه این احساس و این آرزو چنین بوده، برای آن نامی جز حسد نمی‎توان در نظر گرفت. اما اگر کسی [بدون دیدن آن نعمت در شخصی دیگر] دوست داشته باشد که  خداوند بدون آنکه درب رحمتش را بر روی دیگری ببندد و نعمتش را از او بگیرد، به او نیز نعمت ببخشد، این را حسد نمی‎نامند بلکه احساس نیاز نسبت به نعمتی است که آن را از خدایش در خواست می نماید. و اکثر مردم به نوع دوم از حسد، امتحان و آزمایش می‎شوند. خداوند نیز می‎خواهد که انسان، نوع دوم حسد را داشته باشد نه نوع کریه و زشت نخست را. قابل یادآوری است که این نوع را منافسه (مسابقه دادن در بدست آوردن خیر و نیکی) نیز گفته‎اند،  که در آن دو نفر برای رسیدن به خیر و نیکی، رقابت می‎کنند و هر دو، قصد پیروزی دارند، و می‎خواهند که مقرب درگاه الهی شوند.
مسابقه و رقابت از راه شرعی اشکالی ندارد بلکه مورد ستایش و تقدیر نیز می‎باشد. چنانچه خداوند می فرماید:
﴿ إن الأبرار لفی نعیم على الأرائک ینظرون تعرف فی وجوههم نضره النعیم یسقون من رحیق مختوم ختامه مسک وفی ذلک فلیتنافس المتنافسون ﴾ [مطففین:۲۲-۲۶]
(بی گمان، نیکان در میان انواع نعمتهای فراوان بهشت بسر خواهند برد، بر تختهای مجلل تکیه می‎زنند و ـ به زیباییها و نعمتهای بسیار آنجا می‎نگرند ـ خوشی و خرمی و نشاط نعمت را در چهره‎هایشان خواهی دید. به آنان از شراب زلال و خالصی داده خواهد شد که دست نخورده و سر بسته است، مهر و سرپوش آنها از مشک است. مسابقه دهندگان باید برای بدست آوردن این ـ چنین شراب و سایر نعمتهای دیگر بهشت ـ با همدیگر مسابقه بدهند و از یکدیگر پیشی بگیرند).
پیامبر خدا؛ موسی علیه‎السلام؛ نیز در هنگام معراج به حال خاتم پیامبران (صلی الله علیه وسلم)، غبطه خورد، تا جایی که چنین روایت شده است:
«بکی لما تجاوزه النبی (ص) فقیل له: ما یبکیک؟ فقال: أبکی لأن غلاما بعث بعدی یدخل الجنه من أمته أکثر ممن یدخلها من أمتی».
(زمانی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) از کنار موسی علیه‎السلام گذشت، موسی علیه‎السلام به گریه افتاد. گفتند: چرا گریه می کنی؟ گفت: بخاطر اینکه نوجوانی بعد از من مبعوث شده است و تعداد کسانی که از امت او وارد بهشت می‌شوند، بیشتراند)(بخاری).

اما آن حسدی را که مذموم و ناپسند است، خداوند حرام قرار داده است چنانچه در مورد حسادت یهود می فرماید:
﴿ وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ ۖ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّىٰ یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ﴾[بقره: ۱۰۹]
(بسیاری از اهل کتاب بخاطر حسدی که در درونشان ریشه دوانده است، آرزو دارند اگر بشود شما را بعد از پذیرش ایمان ـ به سوی کفر و به حال سابقی که داشتید ـ باز گردانند با اینکه حقایق بر ایشان، روشن شده است).
یهودیان، مرتد شدن و بازگشت از اسلام مسلمانان را از روی حسد و کینه‌ای که داشتند آرزو می‌کردند. زیرا آنها از این نعمت و فضلی که نصیب مسلمانان شده بود، خیلی ناراحت بودند و احساس بغض و کینه می‌کردند. خداوند در این باره، می‌فرماید:
﴿أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَالْحِکْمَهَ وَآتَیْناهُمْ مُلْکًا عَظِیمًا (۵۴) فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَکَفى بِجَهَنَّمَ سَعِیرًا ﴾ [نساء: ۵۵،۵۴]
(آیا آنان به چیزی، حسد می‌ورزند که خداوند از روی فضل و رحمت خود ـ با بر انگیختن محمد ـ به مردم ـ عرب ـ داده است؛ ما که به آل ابراهیم ـ ابراهیمی که از اجداد شما و ایشان است ـ کتاب آسمانی و پیامبری و پادشاهی بزرگی دادیم. ولی جمعی از آنان که ـ ابراهیم و آل ابراهیم در میانشان مبعوث شده بودند ـ به کتاب آسمانی، ایمان آوردند و جمعی دیگر، از آن، روی گردانی می‌کنند ـ و دیگران را هم ـ بازی دادند. و آتش فروزان جهنم برای چنین افرادی، کافی است).

……………………………………….
برگرفته از کتاب:حسد از بیماریهای قلب
تألیف: شیخ الاسلام ابن تیمیه (رحمه الله):مترجم:على صارمى
منبع: پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

| ۹ اسفند ۱۳۹۳
۳ پاسخ به “حسد و کینه از بیماریهای قلب هستند !”

  1. عبد خداوند says:

    در کتاب های اخلاق، تعریف حسد چنین آمده است: “حسد عبارت است از آرزو و تمنای زوال نعمت از دیگران”.[۱] کلمه حسد با مشتقاتش چهار بار در قرآن آمده است.[۲] حسد در قرآن و روایات نیز به معناى درخواست و آرزوى زوال نعمت از دیگرى است.[۳] بنابراین، حسود از نظر قرآن کسی است که آرزوی زوال نعمت دیگران را دارد.

    به تعبیر دیگر؛ حسد، روحیه خواری و خود کم بینی است که فرد حسود در خود می بینید که به دنبال آن آرزو می کند که نعمت واقعی یا خیالی را که فرد دیگر دارد، نداشته باشد، حال چه آن نعمت واقعی یا خیالی را خود داشته باشد و یا نداشته باشد یا به او برسد یا نرسد.[۴]

    حقیقت حسد

    کسی که حسد می ورزد باید توجه داشته باشد که اولاً: “حقیقت حسد عدم رضایت به تقسیم نعمت از طرف خداوند است. شخص حسود در مقام عناد و ضدیت با پروردگار است؛ زیرا خداوند شخصی را لایق بخشیدن نعمتی دانسته است، ولی حسود آن شخص را شایستۀ چنین نعمت هایی نمی داند.[۵]

    ثانیاً: حسادت (نوعاً) نه تنها زیانى براى طرف مقابل ندارد، بلکه به نفع او است و باعث عزت او می شود؛ زیرا کسی که مورد حسد قرار گیرد مظلوم است و خداوند مدافع مظلومان است و این دفاع با عزت دادن بیشتر به فرد مظلوم است. همچنین حسادت دیگران نوعاً موجب غیبت یا تهمت او شده و این کار موجب از بین رفتن گناهان او و به دوش کشیده شدن آنان توسط حسود مى‏گردد. بنابراین اگر انسان به این نکات توجه داشته باشد هیچ گاه به ضرری که از ناحیه حسادت به او خواهد رسید، تن نخواهد داد.

    در نقطۀ مقابل حسد، “نصیحت” و “غبطه” قرار دارد. نصیحت؛ عبارت است از: خواستن نعمت برای دیگران.[۶] “غبطه”؛ یعنی انسان مثل امکانات و نعمت های دیگران را برای خود آرزو کند، بدون این که آرزوی زوال نعمت دیگران را داشته باشد. امام صادق (ع) می فرمایند: “مؤمن غبطه دارد و حسادت نمی ورزد، ولی منافق حسادت دارد و غبطه نمی خورد”.[۷]
    علت حسادت

    حسادت یکی از حالات درونی است که برای انسان پیش می آید که در تعالیم اسلامی ما از آن به عنوان یک بیماری، بلکه بدترین بیماری ها یاد شده است و علت هایی برای آن بیان شده است از جمله:

    ۱٫ عدم رضایت از قضای الاهی.[۸] شخص حسود به تقدیر خداوند راضی نیست و به نحوۀ تقسیم نعمت ها، اعتراض دارد.

    ۲٫ خباثت و زشتی باطنی: روحیه عده ای این گونه شکل گرفته است که نمی توانند دارایی مادی و معنوی را در دیگری ببینند.

    ۳٫ احساس تهی و خواری کردن:[۹] یعنی چون در خود احساس خواری و کوچکی می کند، نمی تواند کمال یا خوبی ای را در دیگری ببیند.

    ۴٫ روحیه خود خواهی و خود ستایی: چون می خواهد فقط خودش مورد ستایش باشد و مشهور گردد، نابودی صفات نیک را در دیگران خواهان است.

    ۵٫ روحیه دشمنی: چون نسبت به فرد مورد حسادت، دشمنی دارد، نمی خواهد دارایی ها و زیبایی های او را ببیند و … .[۱۰]

    حسادت از “مقایسه کردن” شخص و نعمت ها و دارایی هایش با دیگران و دست آوردهایشان شروع می شود. البته اصل مقایسه کردن و دیدن اختلاف اشکالی ندارد و چه بسا این اختلافات ناخود آگاه به ذهن می آید و اگر مثبت به آن نگاه شود می تواند بهره های درستی از آن برد؛ آن چه در این بین مهم است، رضایت از قضاء الاهی است که مانع ظهور و بروز صفت شیطانی حسد می شود.


  2. مصطفی says:

    جزاکم الله و احسنتم مثل گذشته عالی بود واقعا کینه ورزی بیماری دردناکیه .

یک دیدگاه بگذارید

پاسخ کد امنیتی را در فیلد خالی تایپ کنید *

جستجو

آخرین مطالب

پیوندهای محبوب
آمار سایت

  • کاربران آنلاین 9نفر
  • بازدید امروز 25239
  • بازدید دیروز 104978
  • بازید کل 92319074

خبرنامه

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه با ذکر منبع بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com