امکانات کاربری
پیام مدیر

اگر مردم، منکر را ببینند و آن را تغییر ندهند، به زودی خداوند آنها را دچار عذابی فراگیر و همگانی خواهد کرد. نبی معظم اسلام . ص

خبرنامه
اسلام
| بازدیدها: 36340

در تاریخ امت اسلام الگوهای فراوانی در زمینه های مختلف وجود داشته است. یکی از این زمینه ها “جهاد در راه خدا”و سعی و تلاش برای گسترش و ترویج فرهنگ اسلامی است.
خداوند متعال برای این کار در میان این امت فرماندهان و امیران جنگی را انتخاب کرده است که هیچ یک از امتهای قبلی مانند آنها را به خود ندیده است.
بهترین عصر و طلایی ترین دور در تاریخ اسلام که بهترین فرماندهان را در خود جای داده است دوران خلافت راشده و ابتدای خلافت اموی است. در دوران خلافت اموی فرماندهان و کشورگشایان زیادی پا به عرصه جهاد گذاشتند که در چهار جبهه دنیا مشغول به جهاد بودند که از آن جمله می توان “مسلمه بن عبدالملک”، “قتیبه بن مسلم”، “موسی بن نصیر”، “محمد بن قاسم الثقفی” و “طارق بن زیاد” را نام برد.
اما از میان همه این فرماندهان مجاهد یکی ازهمه در میادین جهاد بیشتر درخشید و کارنامه درخشان‏تری را ارائه نمود و او کسی نبود جز “محمد بن قاسم الثقفی”؛ کسی که درهفده سالگی به طرف سرزمینهای هند و سند به حرکت درآمد و پادشاهان آنجا را مغلوب کرد و هزاران نفر از هندوها را به اسلام رهنمون کرد.

ولادت و تربیت
موسس اولین دولت اسلامی درهند و فاتح سرزمین‏های سند و پنجاپ محمد بن قاسم ثقفی در سال۷۲هـ. ق در شهرطائف در خانواده معروف و مشهورمحمد بن حکم به دنیا آمد. محمد بن حکم، جد محمد بن قاسم از بزرگان ثقیف بود. در سال۷۵هـ. ق هنگامی که حجاج بن یوسف والی سرزمین‏های شرقی و عراق شد، عموی خود قاسم را که پدر محمد بود به عنوان والی بصره انتخاب کرد. محمد به همراه پدرش از طائف در حالی که کودکی سه ساله بیش نبود از طائف به بصره نقل مکان کردند. بعد از آن که حجاج شهر “واسط” را بنا کرد و این شهر را اردوگاهی برای لشکریان تحت امر و وفادار به خود قرار داد محمد بن قاسم هم در این اردوگاه در میان فرماندهان و امیران جنگی پرورش یافت و رشد کرد و تمام رموز جنگی و دفاعی را در این اردوگاه آموخت تا اینکه در سن جوانی و در ۱۷ سالگی از بهترین فرماندهان جنگی وقت گردید.

ویژگی‏های اخلاقی محمد بن قاسم
از همان دوران کودکی علائم نجابت و شجاعت در وجود محمد بن قاسم ثقفی نمایان بود. زمانی که در دوران جوانی و نوجوانی به سرمی برد از تدبیر سیاسی و جنگی بالایی برخورداربود تا جایی که حجاج او را در حالی که هفده سال بیشتر نداشت به عنوان فرمانده جنگی در مرزهای شرقی و سرزمینهای سند برگزید.
محمد بن قاسم از لحاظ اندیشه سیاسی و تدبیرجنگی و عدالت و کرامت انسانی و قهرمانی و شجاعت در مقایسه با قهرمانان دیگر در درجه بالاتری قرار داشت. هندوها از عدالت و بخشش او درشگفت بودند تا جایی که به وی وابستگی عجیبی پیدا کردند و روزی که او به شهادت رسید در فراقش گریستند.
یکی از صفات بارز محمد بن قاسم، تمایل به صلح و آرامش بود و از جنگ و خون‏ریزی تا جایی که امکان داشت پرهیز می کرد. در بیشتر مناطق سند فتوحاتش همراه با صلح و آرامش انجام گرفت.
او حرف و نصیحت خوب را از هر کس که بود می گرفت و به آن عمل می کرد. وی همیشه عامل و پایبند به توصیه حجاج بن یوسف ثقفی بود. حجاج اگر چه خودش به گفته های خودش عمل نمی کرد اما توصیه او به جوان قهرمان ما این بود: «إذا أردت أن تحتفظ بالبلاد فکن رحیما بالناس و لتکن سخیا فی معامله من أحسنوا إلیک و حاول أن تفهم عدوک و کن شفوقا مع من یعارضک و أفضل ما أوصیک به أن یعرف الناس شجاعتک و أنک لاتخاف الحرب و القتال.»
اگر می خواهی که ملک خودت را حفظ کنی با مردم به مهربانی برخورد کن و در برخورد با کسانی که به تو نیکی کرده اند از خود سخاوت نشان بده و سعی کن که به دشمن خودت این چیز را بفهمانی و با مخالفین خودت شفقت داشته باش و بهترین چیزی که تو را به آن وصیت می کنم این است که سعی کن تا مردم بفهمند که تو شجاعی و از جنگ و مبارزه نمی ترسی.
محمد بن قاسم ثقفی فردی بسیار متواضع و فروتن بود. در میان لشکریانش کسانی بودند که از لحاظ سن و جایگاه از او برتر بودند اما هیچگاه نشده بود که محمد بن قاسم خودش را بر آنها برتری دهد و یا اینکه بر آنها فخرفروشی کند، او همچنین درهیچ کاری بدون مشوره آنها تصمیم گیری نمی کرد. هر جایی را که فتح می کرد در آنجا مسجدی بنا می کرد و سعی و تلاشش این بود که فرهنگ اسلام را در سرزمین‏های فتح شده گسترش دهد.

دعای پیامبر در حق اهل طائف
پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم در دوران رسالت مکی اش باری برای دعوت مردم طائف رهسپار آنجا شد، وقتی به طائف رسید مردم را به اسلام فراخواند. آنها دعوت پیامبر را نپذیرفتند و ایشان را مورد آزار و اذیت قرار دادند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم خسته و زخمی در زیر سایه درختی نشست. در این هنگام فرشته کوهها بر پیامبر نازل شد و گفت: «یا محمد! إن شئت أن أطبق علیهم الأخشبین و هما جبلان بمکه أبوقبیس و الاحمر» (ای محمد، اگر می خواهی تا این قوم را میان همین دو کوه هلاک و نابود کنم.) اما پیامبرمهربان و دلسوز چنین می فرماید: «بل أرجو أن یخرج الله من أصلابهم من یعبدالله عزوجل و لایشرک به شئیا» (امیدوارم خداوند از نسل اینها کسانی را به وجود بیاورد که خداوند را عبادت کنند و کسی را با او شریک نگیرند.)
قهرمان داستان ما از برکات دعای پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم- بی بهره نماند. او شخصی موحد، عبادت‏گذار، متواضع، مجاهد و تلاشگر در راه خداست. ابن عساکر درتاریخ خودش حدیثی از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم روایت می کند که نشانگر فضیلت و جایگاه محمد بن قاسم است؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم- فرمود: «عصابتان من أمتی أجارهما الله من النار؛ عصابه تغزو الهند، و عصابه تکون مع عیسی بن مریم» [تاریخ ابن عساکر، ج۵۲، ص۲۴۸]
(دو گروه از امت من هستند که خداوند آنها را از آتش جهنم حفاظت می کند؛ گروهی که در سرزمین‏های هند به جهاد می پردازند، و گروه دیگر آنهایی هستند که به همراه حضرت عیسی هستند.)

مسلمانان و سرزمین‏های سند
از دیرباز شهرهای سند مورد توجه فاتحان اسلامی و خلفای اسلامی بود. در زمان خلافت حضرت عمر رضی الله عنه نماینده ایشان در بحرین “عثمان بن ابی العاص” لشکری را به فرماندهی برادرش “حکم” به سواحل هندوستان فرستاد که در خلال آن مسلمانان به پیروزی‏هایی دست یافتند. خلیفه وقت حضرت عمر رضی الله عنه به مسلمانان اجازه نداد تا بیشتر پیشروی کنند، زیرا دوری مسلمانان را از مناطقشان امری ناپسند می دانست. رأی و نظر حضرت عثمان- رضی الله عنه- نیز همین بود. در دوران خلافت حضرت عثمان مسلمانان در سرزمینهای شرقی و سند پیشروی چندانی نداشتند. اما وقتی که حضرت علی رضی الله عنه عهده دار خلافت شد، “حارثه بن مره العبدی” را به منطقه سند فرستاد که ایشان با حمله به اطراف سند بر مناطقی از سند دست یافت و همانجا ماند تا اینکه در زمان خلافت حضرت معاویه- رضی الله عنه- در سال۴۲هـ ق به شهادت رسید.
در زمان خلافت امیرمعاویه- رضی الله عنه- تحول بزرگی در مناطق سند به وقوع پیوست. حضرت معاویه، “مهلب بن ابی صفره”، فرمانده مشهورش را برای جهاد در این مناطق فرستاد. بعد از آن “عبدالله بن سوار عبدی” و “سنان بن سلمه هذلی” را یکی پس از دیگری به این مناطق فرستاد که توانستند منطقه “مکران” را فتح نمایند و تعدادی از عربها را در این سرزمین‏ها سکونت دهند. این اولین بخش از غرب پنجاب بود که تحت سیطره اسلام درآمد. تا زمان حجاج بن یوسف ثقفی مسلمانان هر از چندگاهی به این مناطق حمله کرده و به بخشهای کوچکی از آن تسلط پیدا می کردند. اما زمانی که حجاج ولایت عراق را بر عهده گرفت فتح این سرزمین‏ها را در برنامه های خودش قرارداد و دنبال فرصتی بود. او برای این کار کسی را انتخاب کرد تا از لشکر دشمن نهراسد و دوری سفر او را به وحشت نیندازد و بتواند بر یک لشکر بزرگ مدیریت کند. بعد از رأی و مشوره نظر او به محمد بن قاسم جلب شد و او را به عنوان فرمانده جنگی انتخاب نمود.

محمد بن قاسم و فتح سرزمین‏های سند
در مناطق تحت ولایت حجاج بن یوسف، دزدان دریایی منطقه سند در سال۹۰هـ ق به کشتی های مسلمانان حمله بردند و تعدادی از مسلمانان زن را که در این کشتی بودند به اسارت گرفتند. حجاج ابتدای امر خواست تا اسیران مسلمان را از طریق مسالمت آمیز آزاد کند و از “داهر” حاکم منطقه “دیبل” خواست تا اسیران را از چنگ دزدان دریایی که بیشتر تحت امر او بودند آزاد کند، اما داهر به درخواست حجاج توجهی نکرد. به این ترتیب حجاج مجبورشد تا از گزینه نظامی استفاده کند. او دو لشکر را به فرماندهی “عبدالله بن نهبان” و “بدیل بن طهفه البجلی” یکی پس از دیگری فرستاد که هر دوی آنها شکست خوردند و خودشان به شهادت رسیدند. این امر باعث خشم حجاج گردید و او را وادار کرد تا برای فتح این سرزمین‏ها لشکر مجهزتری با سربازان بیشتری تدارک ببیند. حجاج در این امر با خلیفه وقت “ولید بن عبدالملک” به مشوره پرداخت و برای هزینه جنگ با او به توافق رسید. حجاج برای فرماندهی این لشکر بزرگ قهرمان جوان “محمد بن قاسم” را برگزید.
محمد بن قاسم با لشکر بسیار بزرگ که از مرز بیست هزار نفر می گذشت از مرزهای ایران گذشت و در سال۹۰هـ. ق به سرزمین‏های هند رسید. کم کم استعدادها و تدابیر جنگی و مدیریت جنگی بی نظیر او برای همگان آشکار می شد.
محمد بن قاسم از سال۹۰هـ. ق تا سال۹۲هـ. ق به مدت دو سال بیشتر شهرهای تحت سیطرۀ داهر را یکی پس از دیگری فتح می کرد و به جلو می رفت تا اینکه به ” دیبل” پایتخت سند رسید؛ جایی که پادشاه بت پرستان داهر در آنجا با لشکر نیرومند خود در مقابل مسلمانان صف آرایی کرده بود. محمد بن قاسم قلعه های محکم این شهر را با پرتاب سنگهای بزرگ به وسیله منجنیق آماج حملات خویش قرار داد. او برای درهم کوبیدن این شهر از منجنیق “عروس”، که برای به کار انداختنش پانصد نفر مشغول به کار می شدند استفاده کرد. قلعه های محکم شهر دیبل به وسیله پرتاب سنگ ها درهم کوبیده شده و منهدم شد. بالاخره سپاهیان داهر برای مبارزه بیرون آمدند تا از آخرین پایگاه تحت سیطره خودشان حفاظت کنند. مسلمانان در یک نبرد سرنوشت ساز آنها را شکست دادند و پادشاه دیبل را به هلاکت رساندند و شهر به دست مسلمانان فتح شد. به این ترتیب مسلمانان توانستند بیشتر مناطق سند و پنجاب را تصرف کنند.
محمد بن قاسم به مدت شش سال در این مناطق به فتوحات خودش ادامه داد و اسلام را تا سرزمین‏های “ملتان” و جنوب منطقه پنجاب گسترش داد.

پایان غم انگیز
در سال۹۶هـ. ق هنگامی که محمد بن قاسم در حال پیشروی در مناطق سند بود خبر وفات ولید بن عبدالملک به آنها رسید و قبل از آن حجاج بن یوسف ثقفی وفات کرده بود. در این هنگام سلیمان بن عبدالملک به خلافت رسیده بود. سلیمان بن عبدالملک که با حجاج کینه و بغض داشت بغض و کینه خود را با انتقام از خویشاوندان حجاج خالی کرد که قهرمان جوان ما نیز قربانی این کینه و بغض شد.
ولید بن عبدالملک در آخرین روزهای خلافت خود می خواست سلیمان را از ولایتعهدی خلع کند و پسرش “عبدالعزیز بن ولید” را به عنوان ولیعهد معرفی کند. حجاج بن یوسف در خلع سلیمان با ولید بیعت نمود و این امر باعث شد تا سلیمان از حجاج بن یوسف کینه به دل بگیرد. اگرچه سلیمان از ولایتعهدی خلع نشد، اما کینه او نسبت به حجاج باقی مانده بود و حجاج قبل از اینکه سلیمان به خلافت برسد وفات کرد و تنها خویشاوندان او باقی ماندند. وقتی سلیمان به خلافت رسید والیان حجاج را یکی پس از دیگری عزل نموده و به جایشان از دشمنان حجاج منصوب می کرد.
سلیمان بن عبدالملک ولایت عراق را به “صالح بن عبدالرحمن”، که دشمنی و عداوت زیادی با حجاج داشت، واگذار نمود. صالح تصمیم گرفت تا از محمد بن قاسم ثقفی، که از نزدیکترین خویشاوندان حجاج بشمار می ر فت، انتقام بگیرد. او ابتدا وی را از ولایت سند عزل و “یزید بن ابی کبشه” را به جای او نشاند و دستور داد تا محمد بن قاسم را دستگیرکنند و به عراق بیاورند.
محمد بن قاسم در حالی که جوان ۲۴ساله ای بیش نبود، درعراق تحت شکنجه های صالح بن عبدالرحمن به شهادت رسید.

منابع:
۱ـ البدایه و النهایه؛
۲ـ الکامل فی التاریخ لابن الأثیر؛
۳ـ الدوله الامویه عوامل الازدهار و تداعیات الانهیار- د.علی صلابی؛
۴ـ الاعلام بمن فی تاریخ الهند من الاعلام- عبدالحی الحسنی.

نویسنده: سعید عبیداللهی

منبع :

موضوع:, شخصيتها
| ۲۰ مهر ۱۳۹۱

یک دیدگاه بگذارید

پاسخ کد امنیتی را در فیلد خالی تایپ کنید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

جستجو

آخرین مطالب

آمار سایت

  • کاربران آنلاین 29نفر
  • بازدید امروز 141803
  • بازدید دیروز 146571
  • بازید کل 55261231

آمار کلی سایت

  • کل مطالب 2204
  • کل نظرات 8713
  • کل اعضا 1574
  • جدیدترین عضو Sara

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه با ذکر منبع بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com