امکانات کاربری
پیام مدیر

اگر مردم، منکر را ببینند و آن را تغییر ندهند، به زودی خداوند آنها را دچار عذابی فراگیر و همگانی خواهد کرد. نبی معظم اسلام . ص

خبرنامه
حافظ
| بازدیدها: 1414

آنان از هیبت پادشاهان بیمناک نشدند و نیروی دولتیان وصولت لشکریان برای شان اثری نداشته است این غریب و تعجب آور نیست که علماء شایسته چنان جایگاهی میباشند زیرا که پرچم داران حقیقی اسلام هستند.

حکام ستمگر هرگز توانایی نداشتند علماء ابرارا برای تنفیذ هواهای نفسانی خود تسخیر کنند ویا آنان را ملازم رکاب خود سازند ویا آنان رااز صراط مستقیم منحرف سازند واین درحالی بود که حکام دارا ی نیرو و جبروت و قدرت بودند آنان چه زیبا معنای این فرموده پروردگارشان درک کرده بودند ( ولا ترکنو الا لذین ظلموا فتمسکم النار

به همین جهت علمای رادرتاریخ اسلام می یابیم که از حکام حساب میکشند، اعمال بدشان را رد میکنند تصرفات زشت و گفته های فاسد شان را برملا می سازند .

چنانکه کسانی را می یابیم که حکام را نصیحت میکنند از عطا یای شان روی برمیگیرند ودرمقابل آزار و رنجهای وارده شکیبا وصابر هستند ونیز علمای بودند که با کمال جزءت و بدون اغماض استعاره و کنایه سخن اسلام راباصراحت بیان نمودند وازملامت ملامت گران نهراسیدند .

سپس آن هارا می بینیم که در زندانهای حاکمان ستمگردرمقابل پروردگار جهانیان رکوع وسجده می کنند ودرطلب رحمت پروردگار ند ودرهمین زندانها کتاب تاُ لیف میکنند مقاله می نویسند حلقات درس راه می اندازند وبا سخنان شیوا مردم را راهنمایی می نماید.

آری علماء شمعهای بودند که روشنی بخشیدند و چراغهای که در طول تاریخ نورافشانی کردند واین قطرات پاک در هرجا وهرزمانی میتواند وجود داشته باشد.

یکی ازاین چهره ها ی درخشان تاریخ اسلام و علماء با عمل امت امام ابوحنیفه می باشد که در آسمان فقاهت و اجتهاد چون خورشیدی درخشید او دانشمندی بزرگ و مجتهد پا رسا ی بو دکه در پرتو ایات الهی سنت پیامبر اسلام و اقوال صحابه به اجتهاد پر داخت آن حضرت که برخوردار از صفای باطن واستعداهای فروزان بود کوشید تا ضمن حل مسایل عصر خویش ، قوانین جامع و فراگیری پدید آور دکه پاسخگویی نیازهای گوناگون جامعه انسانی در تمام مراحل زمان باشد و گره های کوروبن بستهای دینی را گشود و قوانین ارزشمندی را بوجود آوردکه نشات گرفته از عمق متون اسلامی است و مبنای احکام حوادث و رویداد های در همه ادوار است .

ارزنده ترین کاری که حضرت امام بدا ن اقدام ورزید تدوین فقه اسلامی بود و همین عمل او باعث شد که در پهنه وسیع اعصار نامش ماندگار و ذکرش پایدار بماند حضرت امام پژوهشکده فقه اسلامی را با اشترا ک ۳۶ تن از زبده ترین شاگردان خود تاسیس نمود و

برای نخستین باردرتاریخ اسلام سنت حسنه را ( تحقیق گروهی ) را پدید آورد وبدیگونه در پویایی وپایالی فقه اسلامی نقش ارزنده و سازنده ای را ایفاکرد تاجایکه به گفته امام شافعی دیگر فقها خوشه چی نان خرمن درس او شدند این سنت حسنه اجتهادوبررسی علل ونصوص وروایا ت همواره تداوم یافت وفقهای هرزمان احکام وقایع جدید زمانشان را روشن ساختند و امروز هیچ پدیده تازه اتفاق نمی افتد مگر اینکه شریعت اسلامی قواعد فقهی حکمش را به سهولت تبیین می کند.

لازم به یاد آوری میدانم که حضرت امام تنهادرعرصه فقه اسلامی نقش آفرینی ننمود بلکه دردیگرمجالها نیز فعالانه حضور یافت وپیشتازانه حماسه آفرینی نمود یکی از آن مجالها پیکار بی امان ولی با اندیشه های دین سوزانه و خرد ستیزی بود که در فرایند حضور نامیمون فلسفه یونان در حوزه تفکر اسلامی پدید آمدند بدین شرح که :

که درزمان آن حضرت مکتب های فکری مختلفی همچون معتزله ، قد ریه جبریه ،ظاهریه ،وباطنیه ،و….. آهنگ رشد نمودند و هرکدام برای خود تریبونی بر سکوی اندیشه نهادند وقرایت و خوانش های متفاوتی از دین ارایه کردند این امر باعث شد که گفتمان های حاکم بر جامعه دگرگون شود فضایی شفاف وبی آلایش باورهای مردم را گرد را گرد و غباری از شبهات فراگیر و سیل بنیاد برانداز خرافات وپیرایه ها ایمان شان را متزلزل سازد .

ودرنتیجه عده از مردم به موکب اعتزال پیوستند ،عده دیگر به جبر گرویدند وعده دیگر هم یاوه سرایی فرقه های دیگر را برگزیدندوخلاصه اینکه بسا مردمان شاه راه سعادت آفرین سنت را نهادند ودرپیچ و خم های مسیر بدعت قدم گزارد ند .

در کشاکش این فرقه گرایی ها حضرت امام ابو حنیفه با اقدامی متهورانه و حرکتی دلیرانه پا به عرصه کار زار اندیشه ها گذاشت و سلاح قلم از نیام بر آورد وبا بینش ها ی ناموافق و خوانش های نا صواب مبارزه نمود او با طرح مباحث عقیدتی اهل سنت رااستوارساخت .

تاریخ گواهی میدهد اگر این اقدام بجاو حرکت بموقع حضرت امام نمی بود شاید که فانوس سنت پیامبر و خلفای راشدین درپس پرده خرافا ت وپیرایه ها ناپدید می شد .

نام و نسب امام :

نام مبارک آن حضرت نعمان و نام پدرشان ثابت و نام جدشا ن مرزبان است و متعلق به خانواده محترمی است که درمیان خویشا ن و جامعه از ارج و اهمیت والای بر خور دار بود اصل امام ابوحنیفه از کابل پایتخت کشور عزیز ما ست وبر اساس صحیح ترین قول در سال ۸۰ هجری چشم به جهان گشود عبد الملک بن مروان در آن زمان خلافت اموی را به عهده داشت وحجاح بن یوسف والی عراق بود او ۵۲ سال زندگیش را در عهد اموی و۱۸سال رادرعهد بنی عباس گزادند .

حرفه و شغل امام تجارت وپو ستین دوز بوده است میگو یند که این حرفه را از پدرش به ارث برده است او انسانی صادق درتجارت و معامله بود ه که هیچگاه درمعامله اش خیا نت نمی کرد .

رشد علمی آن حضرت :

در مقام آموزش محضر استادان فرزانه ای را بر گزید وازخرمن دانش هرکدام خوشه های چید که درمیان آنها هفت صحابه ۳۹ تابعی و بقیه تبع تابعی بودند وبدینگونه درقرایت حدیث ،نحو ،ادب ، شعروتمام علوم متداوله آن زمان به جایگاه رفیع استاد ی رسید سپس در علم کلام تخصص یافت وتا مدتی درآن مصروف بود درآن بحدی پیش رفت که انظار مردم را به خود جلب نمود بعد از صر ف مدت زیادی ازجر وبحثها ومجادله های کلامی خسته شد وبسو ی فقه شتافت مهداصحاب الرای عراق درآنوقت کوفه بود اربه این مرکز پیوست موسس این مکتب حضرت علی عبدالله بن مسعود بودند وبعد ازآنها شاگردانشان شریح علقمه مسروق ائمه چیره دست این مدرسه بودند سپس ابراهیم نخعی وبعد ازوی حماد استاد امام استادی این مدرسه رابرعهده داشتند درسال ۱۲۰ وقتیکه حماد وفات یافت امام ابوحنیفه به اتفاق هواخواهان این مدرسه جانشین وی انتخاب شد وبه این مسند ۳۰ سال کامل وظیفه تدریس وافتاءرا عهده داربود طی این ۳۰ سال به قول بعضی ۶۰ هزار وبقول بعضی دیگر ۸۰ هزار مسائل قانونی پاسخ ارایه کر د درپهنه پرورش برجسته اوبرجسته شاگردانی راتربیت نمود که هرکدام ملتی را وامتی را روشنگری نمایند .

مذهب او قانون قسمت بزرگ جهان اسلام است درآن زمان این مذهب قانون عباسیها سلجوقی ها عثمانیها ومغولها بود وامروزنیز ملیونها مسلمان درکشورهای مثل پاکستان ،افغانستان ، هند، ترکیه ،مصر ،سوریه ،لبنان ، آلبانی ،قفقاز،وبالکان ،پیرو این مذهب اند .

اصول مذهب امام قرآن ،سنت ،اجماع و قیاس می باشد.

محنت ووفات امام :

امام ابوحنیفه عموما از سیاست ابو جعفر منصورخلیفه عباسی ناخشنودبودخصوصا ازقساوت وشدتش با علویان وامام مثل دیگر ائمه مسلمین علویان را دوست داشت ازجانب دیگرامام درفتاوایش بسیار با جرئت بود وازبازخواست خلیفه وکار گذارانش کوتاهی نمی نمود واحکام صادره ازجانب قضات خلیفه نقد میکرد.

اونمونه از یک عالم ارجمند ومئومن شجاع وفقیه با صلابت بود که فقط به احکام شرع تمسک می جست نفاق را می شنا خت ودردعوت خودرا ه منحرف را می پیمود ازسخت گیری حکام نمی هراسید ازگفتن حق باکی نداشت منصور رفتا ر وروش امام راوبه مقام روحی وسیا سی امام درمیان امت اسلامی آشنایی داشت ومیدانست که مردم امام را دوست دارد واو مالک دلهای شان است وازاو فتوا می گیرند وبه او اقتدامی نمایند وتقوای فراوان اوست که اورا به این مقام رساند ه است به همین جهت به آسانی نمی توانست امام را مورد آزار واذیت قرار دهد وبدنبا ل بها نه می گشت اوبرای امام هدیه ای فرستاد درحالیکه میدانست امام هدیه اش رانمی پزیرد منصورمبلغ ده هزار درهم همراه با کنیزی توسط وزیرش عبدالملک بن مروان برای امام فرستاد وآنحضرت نپزیرفت وزیر گفت که بخداقسم خلیفه علت آنرا ازشما خوهد پرسید وگرخودت بداها نیازنداری هرطوریکه میخواهی صدقه کن ولی امام ابا ورزید .

واین اولین بهانه برای منصوربود امام رااحضارنمود ه گفت چرا هدایای مرا نپزقتی امام فرمود امیرالمئومنین ازمال خود چیز ی برای من هدیه ندادند اگرچنین می بود می پزیر فتم بلکه ازبیت المال مسلمین برایم هدیه دادند که من هیچ حقی درآن ندارم زیرا نه مجاهدم نه فرزند مجاهد ونه هم فقیر ونیازمند .

بعدا منصور نقشه دوم را طرح نمود وبرای امام پیشنهاد قضاوت را دادوامام امتناع ورزیدوفرمود من صلاحیت ندار م زیرا برای قضاوت کسی صلاحیت برتو وفرزندان وامیرانت حکم صادرکندومن چنین توانایی ندارم شما مرا به کاری دعوت میکنیدوروح من جز جدائی ازشما رامی خواهد اگرمن را بین دو کار مختارگردانی یکی قضاوت ودیگر ی غرق شدن دررود خانه فرات من دومی را برجیح می دهم دراطرافت کسانی هستند که نیاز به احترام دارند ومن برای این کار صلاحیت ند ارم دراینجا خواسته منصو رگفت تو دروغ میگو ی امام فرمود خودت حکم کردی چگونه امر خطیر قضاوت رابه کسی میسپاری که برامانتت کذاب ودرو غگوست دراینجا خواسته منصور حاصل گردید وآنچه ازمدتها دردل داشت ظاهر نمود ومحنت ورنج را بر امام آغاز نمود او امام رازندانی نمود وپیکر مبارکش را آماج شلاقها وتازیانه های دژخیمان قرار دادوپس ازآزادی اززندان ازدادن فتوا نشستن بامردم وخروج ازمنزل منع گردید وبه همین حالت وفات نمود .

همه این محنت ها بدان سبب بود که آنحضرت مخالف همگامی باحکام وخواسته های نامشروع واعمال زشت شان بود اگرعلما واقعا عالم حقیقی هستند بایستی درهمه درعصر ها چنین باشند امام ابوحنیفه مثل صدیقین وشهدا درسال ۱۵۰ هجری وفات یافت مرگ برای این ضمیر روشنگر واین وجدان دینی بیدا ر راحتی وآسایش بود او که با محنت ها روبر شد وسختی هارا تحمل نمود اواز بی خردان رنجها کشید وسپس مودر شکنجه امراء وخلفا قرارگرفت ولی ضعف وسستی بخود راه نداد .

اگرمجاهدان راه خدارا درنظر آوریم ومیدا ن جها داسلامی راتصورنماییم ابو حنیفه ازبزر گترین قهرمانان این میدان است واو کسی است که از همه معر که ها پیروز بیرون آمد وحتی درآخرین نفسها که توان سخن زدن داشت وصیت کرد تادرزمینی پاک که خشم وغضب خلیفه بدانجا برسیده باشد وخلیفه متهم به غصب نباشد دفن گردد محنت امام ابوحنیفه با فوتش پایا ن پذیرفت اما محنتها ی پیاپی بررهروا ن راه او هم چنان استمراریافت .

انچه درزندگی امام قابل توجه درخوردقت است شناختی است که او ازنیاز های جامعه خود داشت بدین تفصیل که حضر ت اما م براساس برنامه ریزی منظم مشکل جامعه خودرا دسته بندی مینمود ودرهربرهه مبرترین نیاز آنرا تشخیص میداد وبرای رفع آن کمر همت بست او درست درزمانی به تدوین فقه اسلامی دست یازید که نیاز مبرم جامعه به این امر رااحساس نمود همان سان او زمانی به عنوان متکلمی توانا به مصاف قرائتها ی ناروا ازدین رفت که ضرورت این کاررا تشخیص داد ودانست اگرچنین نکند شاید که فضای فکری وعقیدتی جامعه آشفته گردد امام ابو حنیفه باراین کارخود برای ما که مدعیان پیروی او هستیم درس بزرگی آموخت وآن اینکه درهرزمانی که می بریم باید نیازهای جامعه خویش داده وبرای رفع آنها بکوشیم ولی آنطورکه از ظاهرامر پیداست ماشاگردان تنبل مدسه امام این درس را بخوبی فرنگرفتیم زیرا باهنوز نیازهای جامعه خویش را بخوبی نمی شناسیم پس برعالمان دین که حامیان دین نیز میباشند لازم است که پیروی ازامام ابوحنیفه این بزرگ پیشوای فقید چالشهای فکری زمان خویش را بشناسند وبا زور منطق نه بامنطق زور درمقابل این چالشها ایستادگی نموده وبارژرف نگری کاستیها وناراستیها ی آنها رابرملا سازند برعلما واندیشه مندان است که باتوجه بیشتر به جامعه اسلامی درمسیر مبارزه با نفوز افکار غیر اسلامی درمیان جوامع اسلامی ونهادینه کردن ارزشها الهی قدم بردارند وبه سوالات خود روکلانی که در اذهان مسلمانان بویژه نسل جوان خطورمیکند با سخنهای مناسب ارایه نمایند وآراء ونظریات سخیف مطرح شده از جانب دشمنان کینه توز راردنمایند باجامعه اسلامی ازگزند حوادث درامان باشد علمان دینی با ایفای چنین نقشی است که میتواند مسئولیت خویش در قبال دین را اداء ورسگاری روز واپسین راکسب نما یند.

دراخیر چه خوب است که مقام امام بزرگوار اززبان دیگر ائمه سلف راتقدیم حضور شما نمایم وکیع بن جراح استاد امام شافعی : امام ابوحنیفه امانتی بزرگ بود او همواره رضای خدارا بر تمام امور دیگر برجیح میداد وبه خاطرخشنودی او بر ضربات شمشیر رابه جان میخرید وتحمل میکرد .

امام شافعی هیج فردی بدون نیازبه ابو حنیفه علم فقه را نیاموخته است وهیچ فردی هوشمندتر ازابو حنیبفه دردامن زنان تربیت نیافته است .

امام احمد بن حنبل : امام ابوحنیفه ازنظر علم تقوی ووارستگی در جایگاه یس والای قرارداشت که دیگران ازدرک آن عا جزبودند .

سفیان ثوری : چشمان من کسی چون ابوحنیفه راندیده است .

یحیی بن سعید قطان امام جرح وتعدیل :بخدا سوگند که در میان امت فردی داناتر ازامام ابوحنیفه به احکام خدا و رسو لش یافت نمی شود.

موضوع:, شخصيتها
| ۱۸ مهر ۱۳۹۱
۴ پاسخ به “آشنایی با شخصیت حضرت امام ابوحنیفه”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    پهلوی پور says:

    از دبیرکل حزب دمکرات حنفی ایران برشما درود.


  2. خواهرمسلمان says:

    یکی‏ ‏از‏ ‏اصل‏ ‏های‏ ‏استوار‏ ‏اهل‏ ‏سنت‏ ‏‏(‏عرف‏)‏‏ ‏هست‏ ‏ممنون‏ ‏میشم‏ ‏این‏ ‏اصل‏ ‏رو‏ ‏بطور‏ ‏مفصل‏ ‏توضیح‏ ‏بدید.

یک دیدگاه بگذارید

پاسخ کد امنیتی را در فیلد خالی تایپ کنید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

جستجو

آخرین مطالب
آمار سایت

  • کاربران آنلاین 36نفر
  • بازدید امروز 8307
  • بازدید دیروز 162736
  • بازید کل 62733936

آمار کلی سایت

  • کل مطالب 2218
  • کل نظرات 8839
  • کل اعضا 1595
  • جدیدترین عضو Omid

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه با ذکر منبع بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com