امکانات کاربری
پیام مدیر

اگر مردم، منکر را ببینند و آن را تغییر ندهند، به زودی خداوند آنها را دچار عذابی فراگیر و همگانی خواهد کرد. نبی معظم اسلام . ص

خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 1657

رکن ششم
ایمان به تقدیر
(۱) تقدیر و اهمیت آن:

قدر یا تقدیر عبارت از ترسیم و برنامه ریزی برای کائنات بوسیله خداوند عزوجل بنابر تقاضای علم و حکمت او تعالی است. که این امر به قدرت ذات توانای او بر می گردد زیرا که او بر هر چیزی تواناست و هر چه بخواهد انجام می دهد. ایمان به تقدیر یکی از ارکان ششگانه ایمان است که ایمان جز با آن متحقق نمی شود، لذا خدواند متعال می فرماید:

( إِنَّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ[۱۸۳])

« بی گمان ما هر چیزی را به اندازه مقرر آفریده ایم».

رسول گرامی صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند:

(کل شئ بقدر حتی العجز و الکیس أو الکیس و العجز[۱۸۴])

«همه چیز در تقدیر نوشته شده است حتی زیرکی و ناتوانی».

(۲) مراتب تقدیر:

ایمان به تقدیر کامل نمی شود مگر با تحقق چهار چیز.

اول: ایمان داشتن به علم ازلی خداوند که بر هر چیز احاطه دارد چنانکه ذات متعالش می فرماید:

(أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنَّ ذَلِکَ فِی کِتَابٍ إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیر [۱۸۵])

« آیا ندانسته ای که خداوند آنچه را که در آسمان و زمین است می داند؟ بی گمان (همه) این در کتابی (نوشته) است. (بدانید) که این بر خداوند آسان است».

دوم: ایمان داشتن به نوشته شدن در لوح محفوظ. یعنی هر آنچه از تقدیر می خواسته انجام بگیرد در آن ثبت شده است، چنانکه می فرماید:

(مَا فَرَّطْنَا فِی الْکِتَابِ مِنْ شَیْءٍ[۱۸۶])

« هیچ چیزی را در کتاب (لوح محفوظ) فرو گذار نکرده ایم».

رسول گرامی صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید:

( کتب الله مقادیر الخلائق قبل أن یخلق السموات والارض بخمسین الف سنه [۱۸۷])

“ خداوند پنجاه هزار سال پیش از آنکه آسمانها و زمین را بیافریند تقدیر مخلوقات را نوشته است”.

سوم : ایمان داشتن به مشیئت خداوند که هر چه بخواهد اجراء می کند و قدرتش فراگیر است لذا می فرماید :

(وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ [۱۸۸] )

« و نمی توانید که خواهید مگر خدا بخواهد، پروردگار جهانیان».

و رسول بزرگوارمان صلی الله علیه وآله وسلم وقتی کسی به ایشان گفت:(ماشاءالله و شئت[۱۸۹])

فرمود: (أجعلتنی لله ندا قل بل ماشاءالله وحده) « آیا مرا با خدا شریک قرار دادی بگو هر چه فقط خدا بخواهد».

چهارم: ایمان داشتن به اینکه آفریدگار همه چیز در جهان خداوند متعال است . لذا می فرماید :

( اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ[۱۹۰])

« خداوند آفریننده همه چیز است و او بر همه چیز نگهبان است».

و می فرماید :

(وَاللَّهُ خَلَقَکُمْ وَمَا تَعْمَلُون[۱۹۱]َ)

« حال آنکه شما و آنچه را که انجام می دهید خداوند آفریده است».

و پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید:

(ان الله یصنع کل صانع و صنعه [۱۹۲])

«بی تردید هر صنعتکار و صنعت او را خداوند متعال می آفریند».

(۳) اقسام تقدیر:

آ- تقدیر عمومی: برای همه کائنات، این همان تقدیری است که خداوند متعال پنجاه هزار سال پیش از آ فرینش آسمانها و زمین آنرا نوشته است.

ب– تقدیر عمری: و آن تقدیر همه آن مراحلی است که از لحظه دمیدن روح تا پایان عمر برای او نوشته شده است.

ج- تقدیر سالانه: و آن تقدیر همه آن چیزی است که در طول یکسال انجام می گیرد و این هر سال در شب قدر مشخص می شود لذا خداوند متعال می فرماید:

( فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ[۱۹۳])

« هر کار استواری درآن شب فیصله می یابد».

د- تقدیر روزانه: و این تقدیر همان اعمالی است که در هر روز اعم از عزت و ذلت و بخشش و بازداشتن و میراندن و زنده کردن و غیره انجام می گیرد.

لذا می فرماید:

( یَسْأَلُهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأن [۱۹۴])

« هر کس که در آسمانها و زمین است، از او (استعانت) می خواهد. هر روزی او در کاری است».

(۴) عقیده سلف درباره تقدیر

آفریدگار و پروردگار و اختیار دار همه چیز فقط خداوند متعال است، او پیش از آنکه آنان را بیافریند اجلشان و روزی شان و اعمالشان و اینکه رستگار خواهند بود و یا زیانکار، همه چیز را نوشته و در لوح محفوظ ثبت گردانیده است. آنچه خدا بخواهد همان می شود، و آنچه او نخواهد انجام نخواهد شد، او هر آنچه تاکنون انجام گرفته و هر آنچه در آینده انجام خواهد گرفت و آنچه که انجام نگرفته و اگر انجام می گرفت چگونه می بود همه را می داند، او بر هر چیزی تواناست و هر کسی را بخواهد گمراه می کند و هر کسی را که بخوا هد راهنمایی می نماید.

با این وجود بندگان از خود اراده و قدرت دارند، که هر آنچه خداوند به آنان توانایی بخشیده می توانند عمل کنند، کما اینکه سلف معتقدند که بندگان نمی توانند چیزی بخواهند مگر اینکه خدا بخواهد لذا می فرماید:

(وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ [۱۹۵])« و کسانی که در راه ما کوشش کنند آنان را به راههای خویش رهنمون شویم، و بی گمان خداوند با نیکوکاران است».

و اینکه خالق و آفریدگار بندگان و افعال و کردار آنان فقط خداوند است اما در حقیقت آنها هستند که عمل را بوجود می آورند، پس هیچ کسی نمی تواند بخاطر حرامی که مرتکب شده یا واجبی که ترک کرده در برابر خداوند دلیل و بهانه ای داشته باشد، زیرا خداوند راه هر گونه گریز و بهانه جویی را بر آنان بسته و صحبت آشکارش را بر آنان تمام کرده است.

جایز است که در مصیبتها به قضاء وقدر استدلال شود و گفته شود، تقدیر چنین بوده است، اما در عیبها و نارسائیها و گناهان هرگز نمی توان تقدیر را بهانه قرار داد و هر کاری کرد، لذا رسول گرامی صلی الله علیه وآله وسلم در مناظره موسی و آدم علیهما السلام فرمودند:

(تحاج آدم و موسی فقال موسی انت آدم الذی اخرجتک خطیئتک من الجنه فقال له آدم انت موسی الذی اصطفاک الله برسالاته تلومنی علی امر قد قدر علی قبل ان أخلق فحج آدم موسی[۱۹۶])

«موسی و آدم علیهما السلام با هم مناظره کردند،‌ موسی فرمود: تو همان آدم هستی که گناهت ترا از بهشت راند، آدم به او فرمود تو که موسی هستی که خداوند ترا به رسالت برگزیده و با تو سخن گفته است، آنگاه بخاطر چیزی که پیش از آفرینش من در تقدیرم نوشته شده مرا ملامت می کنی».

(۵) أفعال بندگان:

افعالی که خداوند در جهان می آفریند بر دو قسم است.

اول: افعالی که خداوند خودش در میان بندگانش انجام می دهد که هیچ کسی در آن اراده و اختیاری ندارد، فقط با مشیئت خداوند انجام می گیرد، مانند زنده کردن و میراندن و بیماری و تندرستی. لذا ذات متعالش می فرماید:

( وَاللَّهُ خَلَقَکُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ[۱۹۷])

«حال آنکه خداوند شما و آنچه را انجام می دهید، آفریده است».

و می فرماید:

( الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ [۱۹۸] )

«کسی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک از شما نیکوکار است؟ و او پیروزمند آمرزگار است».

دوم: افعالی که خود مخلوقات دارای اراده انجام می دهند که این افعال با اراده و اختیار خود آنان انجام می گیرد زیرا خداوند اختیار اینگونه اعمال را به آنان واگذارکرده است لذا می فرماید:

( لِمَنْ شَاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ[۱۹۹] )

« برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود».

و می فرماید:

(فَمَنْ شَاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْیَکْفُر [۲۰۰] )

« پس هر کس که بخواهد ایمان بیاورد و هر کس که بخواهد کافر شود».

بنابراین بندگان در برابر افعال نیکشان ستایش و در برابر اعمال بدشان نکوهش خواهند شد و خداوند هرگز کسی را عقاب و سرزنش نخواهد کرد مگر در افعالی که بنده در آن صاحب اختیار باشد، لذا می فرماید:

(وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِید[۲۰۱] )

« و من به بندگان ستمگر نیستم».

انسان فرق بین اختیار و اضطرار را می داند. اینکه کسی از بالای بام با راه پله پائین بیاید این عمل اختیاری است، اما اگر کسی او را از بالا به پائین پرت کند این اجباری است.

(۶) آفرینش افعال بندگان:

خداوند همچنانکه بنده را آفریده افعال او را نیز آفریده است. اما به او قدرت و اختیار داده است، بنابر این پدید آورنده مستقیم افعال هر کسی خود اوست، چونکه قدرت و اختیار دارد وقتی ایمان می آورد با اختیار و اراده خودش ایمان می آورد، و اگر کافر می شود باز هم با اراده و اختیار کامل خودش کافر می شود، مثل این است که بگوئیم این میوه از این درخت یا این محصول از این زمین است و آفریدگار آن خداوند است. پس نسبت میوه به درخت و محصول به زمین به اعتبار آن است که از او پدید آمده است و نسبتش به خداوند به اعتبار این است که او آفریدگار آنها است، پس تناقضی وجود ندارد. بنابر این شریعت و قضا و قدر الهی با هم متفق ومتناسبند. لذا خداوند متعال می فرماید:

(وَاللَّهُ خَلَقَکُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ[۲۰۲])

«حال آنکه خداوند شما و آنچه را که انجام می دهید، آفریده است».

و می فرماید:

(فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى، وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى، وَکَذَّبَ بِالْحُسْنَى، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى [۲۰۳])

« پس اما کسی که بخشید و پرهیزگاری کرد و (آیین) نیک را تصدیق کرد (راه رسیدن) به آسایش را برایش آسان می گردانیم. و اما هر کس که بخل ورزید و (خود را) بی نیاز شمرد و (آیین) نیک را دروغ انگاشت به او ( برای گرفتار آمدن به) دشواری زمینه می دهیم».

(۷) تکلیف در تقدیر:

دو چیز پیرامون تقدیر بر بنده مؤمن واجب است.

اول: اینکه در انجام کارهای خیر و اجتناب از کارهای ناپسند از خداوند کمک و استعانت بجوید و اینکه دعا کند که هر کار خیری را آسان و هر کار ناپسندی را بر او دشوار گرداند و بر او توکل کند و خود را در جلب هر خیر و نیکی و پرهیز از هر شر و بدی محتاج او بداند. رسول گرامی صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید:

(احرص علی ما ینفعک و استعن بالله لا تعجز و ‌إن أصابک شئ تقل لو أنی فعلت کذا لکان کذا و لکن قل قدرالله و ما شاء فعل، فان لو تفتح عمل الشیطان)

« بر آنچه به تو نفع می رساند حریص باش و از خدا کمک و استعانت بجوی اگر به مشکلی بر خوردی نگو اگر چنین می کردم چنین می شد، بلکه بگو خداوند چنین خواسته و مقدر فرموده و او هر چه بخواهد می کند، زیرا کلمه (اگر) دروازه شیطان را به رویت باز می کند».

دوم : اینکه بر آنچه برایش مقدر شده صبر نماید و داد و فریاد نکند ، باید یقین داشته باشد که این قضاء و قدر الهی است لذا به آن راضی و خوشنود باشد ، و یقین داشته باشد که مشکلی که به او رسیده هرگز بازگشت نداشته وآنچه که از او نجات یافته هرگز می توانسته به او آسیبی برساند.

چنانکه رسول گرامی صلی الله علیه واله وسلم می فرماید:

(و اعلم اٌن ما اصابک لم یکن لیخطئک و أنّ ما اخطاٌک لم یکن لیصیبک)

« و بدان که آنچه به تو رسیده نمی توانسته نرسد و آنچه به تو نرسیده نمی توانسته برسد».

(۸)ـ رضایت به قضا و قدر:

باید به قضاء و قدر راضی بود زیراکه این رضایت مکمل و پایان بخش رضایت به ربوبیت پروردگار است، بر هر مؤمنی لازم است که به تقدیر و قضای خداوند راضی باشد، زیرا هر فعل و قضای خداوند سرتاسر خیر و عدالت و حکمت است، کسی که مطمئن باشد که آنچه به اورسیده نمی توانسته نرسد و آنچه که به او نرسیده نمی توانسته برسد. قلبش از شک، حیرت و سرگردانی پاک می ماند و زندگی اش از گرفتگی و آشفتگی در امان خواهد بود، بنابر این هر چه از دست بدهد اورا غمگین نمی کند، و برای آینده اش نگران و پریشان نمی شود در این صورت اوخوشبخت ترین انسان است و پر آرامش ترین قلب را در سینه دارد.

کسی که یقین داشته باشد که عمرش شمرده شده و روزی اش مشخص است نه ترس از مرگ عمرش را زیاد می کند، و نه بخل بر روزی اش می افزاید؛ همه چیز نوشته شده و تعیین شده است، و هر دشواری و مصیبتی که به او برسد صبر می کندو همواره از گناهانش پوزش و آمرزش می طلبد و به آنچه خداوند برایش مقدر فرموده راضی و خوشنود می گردد، بنابر این از یک سو از پروردگارش فرمانبرداری می کند و از سوی دیگر بر مشکلات و دشواری های زندگی صبر پیشه می کند. لذاخداوند متعال می فرماید:

(مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَهٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَنْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیم [۲۰۴])

« هیچ مصیبتی جز به حکم خدا نمی رسد و کسی که به خدا ایمان آورد (خداوند نیز) دلش را هدایت می کند، و خداوند به همه چیز داناست».

و می فرماید:

(فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ [۲۰۵])

« پس شکیبا باش، بی گمان وعده خداوند حق است. و برای گناهت آمرزش بخواه»

(۹) اقسام هدایت:

اول: به معنی راهنمایی به سوی حق، و این نوع هدایت برای همه مخلوقات است، و همین هدایت است که پیامبران و دعوتگرانِ پیرو آنان توانایی آنرا دارند چنانکه خداوند متعال می فرماید:

( وَإِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقیم [۲۰۶] )

«بی گمان تو به راه راست هدایت می کنی».

دوم: هدایت به معنی توفیق دادن و ثبات بخشیدن، که این نوع هدایت فقط از سوی خداوند متعال است و با فضل و لطف و احسانش نصیب بندگان پرهیزگارش می کند و جز ذات متعال او هیچکس توانائی آنرا ندارد. چنانکه خداوند متعال می فرماید:

(إِنَّکَ لا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ[۲۰۷])

«ای پیامبر هر کس را که دوست می داری نمی توانی هدایت کنی بلکه خداوند هر کس را که بخواهد هدایت می کند».

(۱۰) اقسام اراده:

اول: اراده کونی قدری که مشیئت شامله برای همه موجودات است، بنابر این آنچه خداوند بخواهد می شود و آنچه نخواهد نمی شود، این نوع اراده فقط مستلزم وقوع شئ مراد و مطلوب است، و هیچگاه مستلزم محبت و رضایت نیست مگر اینکه اراده شرعی به آن تعلق گیرد. چنانکه خداوند متعال می فرماید:

( فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلامِ[۲۰۸])

«پس هر کس راکه خداوند بخواهد هدایتش کند دلش را برای پذیرش اسلام می گشاید».

دوم: اراده دینی شرعی و این عبارت از محبت و رضایت مطلوب از اهل آن است و هرگز مستلزم وقوع مراد نیست مگر اینکه اراده کونی به آن تعلق گیرد، چنانکه خداوند متعال می فرماید:

(یرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ[۲۰۹])

«خداوند در حق شما آسانی می خواهد و در حق شما دشواری نمی خواهد».

بطور کلی اراده کونی عامتر و شاملتر از اراده شرعی است، زیرا هر مراد شرعی که تحقق یابد الزاما مراد کونی نیز هست، اما هر مراد کونی که به وقوع بپیوندد الزاما مراد شرعی نیست. مثلاً در ایمان أبوبکر رضی الله عنه دو نوع اراده متحقق شده است و اما آنچه که در آن صرفا اراده کونی تحقق یافته کفر ابو جهل است، و آنچه که در آن اراده کونی تحقق نیافته با وجود اینکه شرعا مطلوب هم بوده ایمان ابوجهل است.

پس خداوند گرچه با مشیئت کونی و قدری خود معاصی را مقدر کرده است اما هرگز آنرا به اعتبار شرع و دین نمی پذیرد و دوست ندارد و به آن امر نمی کند، بلکه آنرا ناپسند می پندارد و بد می بیند و از آن منع می کند و مرتکب آنرا تهدید می نماید، همه اینها جزو قضا و قدر اوست و اما ایمان و عبادات را خداوند سبحان دوست دارد و به آن امر می کند و به عامل آن وعده ثواب و پاداش نیکو عنایت می فرماید، بدون اراده او نافرمانی صورت نمی گیرد و جز آنچه او بخواهد تحقق نمی یابد چنانکه می فرماید: ( وَ لا یَرْضَى لِعِبَادِهِ الْکُفْر [۲۱۰] )

«و نا سپاسی را در حق بندگانش نمی پسندد».

و می فرماید:

(وَاللَّهُ لا یُحِبُّ الْفَسَاد [۲۱۱] )

«و خداوند فساد را دوست ندارد».

(۱۱) تقدیر عوض میشود :

خداوند متعال اسبابی نیز مقدر فرموده که این قضا و قدر را عوض می کند مانند دعاء، صدقه و دارو و احتیاط و جدیت، زیرا همه اینها حتی زیرکی و کودنی نیز جزو تقدیر خداوند است.

(۱۲) تقدیر، راز خداوندی:

اینکه می گوئیم قضا و قدر راز خداوند در مخلوقاتش است منحصر به بخش پنهان و پوشیده آن است. حقیقت اشیاء را جز خداوند هیچکس نمی داند، و خداوند بشر را هرگز به آن مطلع نمی گرداند، مثل گمراه کردن و هدایت کردن و زنده کردن و میراندن، عطاء کردن، بازداشتن و چنانکه رسول گرامی صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید:

(اذا ذکر القدر فامسکوا)[۲۱۲]

«هر گاه صحبت از قضاء و قدر به میان آمد زبان خود را نگهدارید».

و اما بخشهای دیگر تقدیر و حکمت های بزرگی و آموزنده آن، و مراتب و درجات و پیامدهای آن چیزهایی است که شناخت آن و بیان کردن آن برای مردم جایز است، زیرا تقدیر یکی از ارکان ایمان است، که باید آنرا آموخت. چنانکه رسول گرامی صلی الله علیه وآله وسلم هنگامی که ارکان ایمان را برای جبریل علیه السلام بیان نمودند فرمودند:

(هذا جبریل اتاکم یعلمکم دینکم)[۲۱۳]

« این جبریل است آمده که دینتان را به شما بیاموزد».

(۱۳) استدلال به تقدیر:

علم خداوند متعال به آنچه که در آینده انجام خواهد گرفت، غیب است که جز خود او تعالی هیچکس آنرا نمی داند و از دید و درک همگان پنهان است‌، پس هیچکس نمی تواند بر اساس آن و به بهانه اینکه همه چیز قبلاً در تقدیر متعین شده عمل را ترک کند. بنابر این قضاء و قدر الهی نمی تواند برای هیچکس نزد خداوند و نه نزد مخلوقاتش حجت و بهانه قرار گیرد، اگر قضیه از این قرار می بود و هر کس قضاء و قدر را بهانه قرار می داد و گناهان و تقصیراتش را توجیه می کرد در آن صورت نه هیچ ظالمی مؤاخذه می شد و نه هیچ قاتلی قصاص می گردید و نه هیچ مشرک وکافری محاسبه می شد و نه حدی جاری می شد، و نه هیچکس از ظلم باز می ایستاد، که این فسادی آشکار و ضرر آن در دین و دنیا مشخص است.

کسی که قضاء و قدر را حجت و بهانه قرار می دهد به او می گوئیم تو یقینا نمی دانی که از اهل بهشتی یا از اهل دوزخ،‌ اگر این امر برایت مشخص می بود دیگر نیازی به امر و نهی نبود، بنابر این تو عمل کن و امیدوار باش که خداوند تو را توفیق عنایت فرماید تا اینکه از اهل بهشت باشی.

یکی ازصحابه رضی الله عنهم هنگامی که روایات تقدیر یا قضا و قدر را شنید فرمو د قبلاً هم تلاش و کوشش ما همین اندازه بود. هنگامی که از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم درباره استدلال از قضاء و قدر و بهانه قرار دادن آن پرسیده شد فرمودند:

(اعملوا فکل میسر لما خلق له[۲۱۴])

«عمل کنید هر کس برای هر کاری که آفریده شده آن کار برایش آسان است».

کسی که اهل سعادت باشد عمل کردن به اعمال سعادتمندان و رستگاران برایش آسان می شود و هر کسی از اهل شقاوت باشد عمل کردن به اعمال شقاوتمندان و زیانکاران برایش آسان می شود و سپس این آیات را تلاوت فرمودند:

( فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى،فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى، وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى،وَکَذَّبَ بِالْحُسْنَى،فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى[۲۱۵])

« پس اما کسی که بخشید و پرهیز گاری کرد، و آیین نیک را تصدیق کرد، راه رسیدن به آسایش را برایش آسان می گردانیم، و اما هر کس که بخل ورزید و خود را بی نیاز شمرد، وآیین نیک را دروغ انگاشت، به او برای گرفتار آمدن به دشواری زمینه می دهیم».

(۱۴)ـ استعمال اسباب :

حالات و وقایعی که برای انسان پیش می آید دو نوع است یک نوع آنکه ظاهراً چاره دارد که انسان می تواند چاره جوی کند ، نوع دوم آنکه هیچ چاره ای ندارد بنابر این در برابر آن بدون داد و فریاد تسلیم می شود.

خداوند متعال پیش از آنکه مشکل و مصیبتی رخ دهد آنرا می داند، اما معنای این سخن این نیست که چون خداوند می دانسته لذا خود او را به مشکل و مصیبت گرفتار نموده، خیر بلکه مشکل به این دلیل پیش آمده که اسباب پیدایش آن مهیا شده است، اگر علت پدید آمدن مشکل یا مصیبت خود شخص باشد، که مثلاً‌ از اسبابی که می توانسته او را از وقوع در مشکل باز دارد – با اینکه دینش به استفاده از اسباب امر نموده – از آن کار نگرفته اینجا خودش ملامت است که از اسباب طبیعی کار نگرفته و از خودش حمایت نکرده، اما اگر چاره ای نداشته و توانایی دفع مشکل را نداشته اینجا معذور است.

پس استفاده از اسباب به هیچ وجه منافی تقدیر و توکل نیست، بلکه جزئی از آن است؛ اما اگر بنا بر قضاء و قدر الهی مشکلی پیش آمد واجب است که به آن راضی بوده و تسلیم باشیم، و بگوئیم (قدرالله و ما شاء فعل) «خداوند چنین مقدر کرده بود و او هر چه بخواهد می کند».

و اما قبل از اینکه واقع شود باید همیشه از اسباب مشروع استفاده کرد و تقدیر را با تقدیر دفع کرد. پیامبران علیهم السلام همواره از اسبابی که آنها را از دشمنانشان محفوظ بدارد استفاده کرده اند با وجود اینکه آنان با وحی الهی و حفاظت خداوندی مؤید بوده اند و رسول گرامی صلی الله علیه وآله وسلم با شدت توکلی که داشتند و سید المتوکلین بودند همیشه از اسباب کار می گرفتند

لذا خداوند متعال می فرماید:

(وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُم [۲۱۶])

«و آنچه از نیرو و مهیا ساختنِ اسبان در توان دارید برای (مقابله با) آنان آماده سازید، با آن دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید».

همچنین می فرماید:

( هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَإِلَیْهِ النُّشُورُ[۲۱۷])

«اوست کسی که زمین را برایتان رام گرداند پس در گوشه و کنار آن راه بروید و از روزی اش (خداوند) بخورید. و (وقوع) رستاخیز در نزد اوست».

رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند:

(المؤمن قوی خیر وأحب إلی الله من المؤمن الضعیف و فی کل خیر، احرص علی ما ینفعک و استعن بالله و لا تعجز وإن أصابک شئ فلا تقل لو أنی فعلت کذا وکذا لم یصبنى کذا و لکن قل قدرالله وما شاء فعل فإن لو تفتح عمل الشیطان[۲۱۸])

«مؤمن قوی بهتر و در نزد خداوند محبوبتر از مؤمن ضعیف است و در هر دو خیر است،‌ بر آنچه به تو نفع می رساند حریص باش و از خداوند کمک و استعانت بجوی و عاجز مشو، و اگر امر ناپسندی به تو رسید، نگو اگر چنین می کردم چنان می شد، بلکه بگو « قدرالله و ماشاء فعل» زیرا کلمه « اگر» دروازه شیطان را باز می کند».

(۱۵) حکم منکر تقدیر:

کسی که از قضا و قدر منکر شود گویا اصلی از اصول شریعت را منکر شده و کافر گردیده است، یکی از علمای سلف رحمه الله علیه می فرماید: با قدریه (منکران قدر) بوسیله علم مناظره کنید، زیرا اگر از قدر منکر شوند کافر می شوند و اگر به آن اقرار کنند به حرفشان گرفته می شوند.

(۱۶) ثمرات ایمان به تقدیر:

ایمان به قضاء و قدر ثمرات و پیامدهای بسیار نیکو و ارزشمندی دارد که فرد و جامعه را اصلاح می کند، از جمله:

أ : عبادتهای مختلف و صفات نیکو ببار می آورد، مانند اخلاص برای خداوند متعال، توکل بر او، ترس از او، امید بر او، حسن ظن نسبت به او تعالی، صبر و تحمل در برابر مشکلات، مبارزه با نا امیدی، راضی شدن به خدایی خداوند، شکر او تعالی را بجای آوردن، به فضل و رحمتش خوشحال شدن، در برابر ذات یگانه اش تواضع و فروتنی نمودن، هر گونه تکبر و خود پسندی را ترک کردن، به خاطر رضای پروردگار در کارهای خیر خرج کردن، شجاعت و دلاوری، قناعت و عزت نفس، همت والا و جدیت، در همه حال میانه روی پیشه کردن، از حسد دوری نمودن و آزاد شدن عقل و اندیشه از خرافات و موهوم پرستی و اطمینان قلب و آرامش خاطر و غیره.

ب: کسی که به قضا و قدر ایمان دارد در زندگی اش درست حرکت می کند، نه هیچ نعمتی او را مغرور و نه هیچ مشکلی مأیوسش می کند، و یقین کامل دارد که مشکل و سختی ای که به او رسیده از طرف خداوند آزمایش است و این تقدیر خداوندی است، بنابر این بجای بی صبری و جزع و فزع صبر می کند و اجرش را از خداوند می طلبد.

ج: اینکه از اسباب گمراهی و سوءخاتمه حمایت می شود، زیرا ایمان به تقدیر او را وادار به مجاهده می کند، مجاهده دائم بر استقامت و پایداری و کثرت انجام اعمال صالح و نیکو و پرهیز از هر نوع گناه و نافرمانی.

د: ایمان به تقدیر مؤمن را آماده می کند تا اینکه در برابر مصائب و مشکلات مقاومت کند و در برابر هر گونه سختی و دشواری با قوت قلب و یقین کامل بایستد و در عین حال از اسباب نیز کار بگیرد.

رسول گرامی صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند:

(عجباً لامر المؤمن إن امره کله له خیر، و لیس ذلک إلا للمؤمن،‌ إن أصابته سرّاء شکر فکان خیرا له، و إن اصابته ضرّاء صبر فکان خیر له[۲۱۹]).

«حالت مؤمن عجیب است،‌ هر کارش برای او خیر است،‌ و این جز برای مؤمن برای کسی دیگری نیست،‌ اگر امر خرسند کننده به او برسد شکر می کند که این برایش خیر است، و اگر امر ناپسندی به او برسد صبر می کند که این نیز برایش خیر است».

تمت بعونه تعالی

[۱۸۳] – قمر: ۴۹

[۱۸۴]صحیح مسلم

[۱۸۵]- حج:۷۰

[۱۸۶]- انعام:۳۸

[۱۸۷] – صحیح مسلم

[۱۸۸] – تکویر:۲۹

[۱۸۹]- «هر چه خدا بخواهد وتو بخواهی»

[۱۹۰] – زمر:۶۲

[۱۹۱] -صافات:۹۶

[۱۹۲] -صحیح بخاری

[۱۹۳] – دخان: ۴

[۱۹۴] – رحمن:۲۹

[۱۹۵] – عنکبوت: ۶۹

[۱۹۶] – صحیح مسلم

[۱۹۷] – صافات: ۹۶

[۱۹۸]- ملک: ۲

[۱۹۹] – تکویر: ۲۸

[۲۰۰] – کهف: ۲۹

[۲۰۱] – ق: ۲۹

[۲۰۲] – صافات: ۹۶

[۲۰۳] – لیل: ۵ -۱۰

[۲۰۴] – تغابن: ۱۱

[۲۰۵] – غافر: ۵۵

[۲۰۶]- شوری: ۵۲

[۲۰۷] – قصص: ۵۶

[۲۰۸] – انعام: ۱۲۵

[۲۱۰] – زمر:۷

[۲۱۱] – بقره: ۲۰۵

[۲۱۲] – صحیح مسلم

[۲۱۳] – صحیح مسلم

[۲۱۵] – لیل: ۵ -۱۰

[۲۱۶] – أنفال: ۶۰

[۲۱۷] – ملک: ۱۵

[۲۱۸]-صحیح مسلم .

[۲۱۹] – صحیح مسلم

| ۴ شهریور ۱۳۹۱

یک دیدگاه بگذارید

پاسخ کد امنیتی را در فیلد خالی تایپ کنید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

جستجو

آخرین مطالب

آمار سایت

  • کاربران آنلاین 28نفر
  • بازدید امروز 129667
  • بازدید دیروز 182425
  • بازید کل 55755282

آمار کلی سایت

  • کل مطالب 2204
  • کل نظرات 8722
  • کل اعضا 1574
  • جدیدترین عضو Sara

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه با ذکر منبع بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com