امکانات کاربری
پیام مدیر

اگر مردم، منکر را ببینند و آن را تغییر ندهند، به زودی خداوند آنها را دچار عذابی فراگیر و همگانی خواهد کرد. نبی معظم اسلام . ص

آمار کلی سایت

  • کل مطالب 2242
  • کل نظرات 8996
  • کل اعضا 1613
  • جدیدترین عضو ramy0935

خبرنامه
aveen
| بازدیدها: 4618

فتنه‌ی دجال، بزرگ‌ترین فتنه در تاریخ بشر :
فتنه‌ی دجال در روزهای آخر دنیا و آغاز رستاخیز روی می‌دهد و از نشانه‌های بزرگ رستاخیز است. این فتنه، از بزرگ‌ترین فتنه‌هایی است که در طول تاریخ دامن‌گیر بشر می شود. در صحیح مسلم از ابوالدهماء و ابوفتاده  روایت شده است که: ما از کنار هشام‌ بن‌عامر می گذشتیم و نزد عمران‌ بن‌حصین می رفتیم. روزی هشام‌ بن‌عامر به ما گفت: شما از کنار من رد شده و نزد کسانی می روید که حضور آن‌ها در محضر رسول ‎الله (ص) بیش از من نبوده است و حدیث رسول‎ الله (ص) را از من بهتر نمی دانند. من از رسول‎الله (ص) شنیدم که فرمود:
‏«‏مَا بَیْنَ خَلْقِ آدَمَ إِلَى قِیَامِ السَّاعَهِ خَلْقٌ أَکْبَرُ مِنْ الدَّجَّالِ‏»‏ «‏میان آفرینش آدم و رستاخیز، پدیده‌ای بزرگ‌ تر از دجال وجود ندارد.‏»‏
در صحیح بخاری از عبدالله‌ بن‌عمر روایت شده است که: رسول‎الله (ص) بلند شد و پس از حمد و ستایش الله ، درباره‌ی دجال فرمود:
‏«‏إِنِّی لَأُنْذِرُکُمُوهُ وَمَا مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا أَنْذَرَهُ قَوْمَهُ وَلَکِنِّی أَقُولُ لَکُمْ فِیهِ قَوْلًا لَمْ یَقُلْهُ نَبِیٌّ لِقَوْمِهِ تَعْلَمُونَ أَنَّهُ أَعْوَرُ وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِأَعْوَرَ‏»‏ 
‏«‏من شما را از دجال بر حذر می دارم و هیچ پیامبری نیامده است که قومش را هشدار نداده باشد. اما من درباره‌ی دجال سخنی به شما می گویم که هیچ پیامبری به قومش نگفته است و آن این‌که دجال کور است و الله شما کور نیست. -پس فریب دجال را نخورید که می‌گوید: من الله هستم-.‏»‏
در بخاری و مسلم از انس روایت شده است که رسول‎الله (ص) فرمود:
‏«‏مَا بُعِثَ نَبِیٌّ إِلَّا أَنْذَرَ أُمَّتَهُ الْأَعْوَرَ الْکَذَّابَ أَلَا إِنَّهُ أَعْوَرُ وَإِنَّ رَبَّکُمْ لَیْسَ بِأَعْوَرَ وَإِنَّ بَیْنَ عَیْنَیْهِ مَکْتُوبٌ کَافِرٌ‏»‏ 
‏«‏هیچ پیامبری مبعوث نشده است، مگر این‌ که قومش را از اعور دروغ‌ گو هشدار داده است. ای مردم! آگاه باشید که دجال یک‌چشم است و پروردگار شما یک‌چشم نیست. در میان دو چشم دجال کلمه‌ی «کافر» نوشته شده است.‏»‏

ویژگی‌های برجسته‌ی دجال

عن عبد الله بن عمر رضی الله عنهما قال : قال رسول الله صلى الله علیه وسلم : ” بَیْنَا أَنَا نَائِمٌ رَأَیْتُنِی أَطُوفُ بِالْکَعْبَهِ فَإِذَا رَجُلٌ آدَمُ سَبْطُ الشَّعَرِ بَیْنَ رَجُلَیْنِ یَنْطُفُ رَأْسُهُ مَاءً فَقُلْتُ مَنْ هَذَا قَالُوا ابْنُ مَرْیَمَ . فَذَهَبْتُ أَلْتَفِتُ فَإِذَا رَجُلٌ أَحْمَرُ جَسِیمٌ جَعْدُ الرَّأْسِ أَعْوَرُ الْعَیْنِ الْیُمْنَى کَأَنَّ عَیْنَهُ عِنَبَهٌ طَافِیَهٌ قُلْتُ مَنْ هَذَا قَالُوا هَذَا الدَّجَّالُ ، أَقْرَبُ النَّاسِ بِهِ شَبَهًا ابْنُ قَطَنٍ ”
رسول‎الله (ص) ویژگی‌های دجال را بسیار واضح و روشن بیان فرموده است. در صحیح بخاری از عبدالله‌ بن‌عمر  روایت شده است که رسول‎الله (ص) دجال را در خواب دید و او را چنین توصیف فرمود: مردی تنومند و سرخ رنگ است، موهای سرش پیچان و از یک چشم نا‌بیناست. چشم کور او مانند دانه‌ی انگور برجسته است. چهره‌اش بسیار به ابن‌قطن خزاعی شباهت دارد.

علایم دجال چگونه است؟

دجال ادعای ربوبیت می‌کند و جهت ترویج باطل‌های خود اعمال خارق العاده را انجام می‌دهد، حتی شخصی که نزد او می‌آید گمان می‌کند جریان دجال بر وی پنهان نمی‌شود و باطل او تأثیری ندارد. اما وقتی اعمال خارق العاده او را می‌بیند، تسلیم می‌شود و از او پیروی می‌کند. در سنن ابی داود با سند صحیح از عمران بن حصین روایت شده که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (مَنْ سَمِعَ بالدَّجَّال، فَلْیَنْأَ منه، فوالله إِن الرجل لیأتیه وهو یَحْسِبُ أَنه مؤمن، فیتبعُه، مما یَبْعَثُ به من الشبهات، أَو لَمَا یَبعث به من الشبهات) .

(هرکس درباره دجال می‌شنود باید از وی دوری کند. به خدا سوگند، انسان مسلمان پیش او می‌آید و می‌پندارد که مسلمان است. ولی وقتی نزد او می‌آید از شبهات القا شده او پیروی می‌کند).

یک چشم بودن دجال
رسول‎الله (ص) در توصیف دو چشم دجال، بسیار تاکید فرمود؛ زیرا هر چند بتواند از سایر ویژگی هایش، خود را برهاند، هرگز نمی تواند چشم‌هایش را پنهان کند. چشم‌ها در معرض دید عموم قرار می‌گیرند و ویژگی های چشم آشکار است و پنهان‌شدنی نیست. احادیث گذشته، اشاراتی پیرامون معیوب بودن چشم‌های دجال داشتند. در برخی روایات آمده است که چشم راست دجال کور است و برخی روایات، چشم چپش را کور بیان کرده است. اما کور بودن چشم راست معروف‌تز است. زیرا احادیثش متفق علیه می‌باشند. رسول‎الله ص چشم کور دجال را به دانه‌ی انگور تشبیه کرده است. در حدیثی آمده است که چشم راست او برجسته و واضح است. مانند آب بینی که روی دیوار گچی باشد.
از عبدالله‌ بن‌عمر  درباره‌ی دجال آمده است:«‏أَعْوَرِ الْعَیْنِ الْیُمْنَى کَأَنَّهَا عِنَبَهٌ طَافِیَهٌ‏»‏«‏چشم راستش کور و مانند دانه‌ی انگور برآمده است.‏»‏

علت نام نهادن دجال به مسیح دجال چیست؟

ابن الاثیر می‌گوید: دجال را از آن جهت مسیح می‌گویند که یک چشم آن مسیح (هم سطح و ممسوح) است و مسیح به کسی می‌گویند که یک طرف صورتش نه چشمی‌داشته باشد، نه ابرو، مسیح بر وزن فعیل به معنی مفعول است. بر خلاف عیسی بن مریم علیه السلام او را آن جهت مسیح می‌نامند که با مسح کردن و دست کشیدن بر بیماران، بیماری را شفا می‌داد. لذا مسیح در حق عیسی بن مریم علیه السلام فعیل به معنی فاعل است و در حق دجال به معنی کذاب و دروغگو است.

ابن حجر می‌فرماید: چون دجال حق را با باطل می‌پوشاند و حقیقت را کتمان می‌کند، دجال نامیده می‌شود. عرب‌ها می‌گویند: «دجل البعیر بالقطران اذا غطاه» (ظرف را با آب طلا پوشاند)

ابن درید می‌گوید: دجال را از آن جهت دجال می‌گویند که حق را بوسیله دروغش می‌پوشاند و بعضی‌ها می‌گویند: وجه تسمیه دجال این است که به اقصی نقاط زمین سفر می‌کند. یا بدان جهت که او با سفرهای خود تمام زمین را می‌پوشاند. فتح الباری: (۱۱/۱۹).

میان دو چشم او کافر نوشته شده است
نشانه‌ی دیگر دجال، که الله ، او را در پرتو آن معرفی می‌نماید و تنها مؤمنان از آن‌ آگاهند، عبارت «ک، ف، ر» یا «کافر»، در پیشانی او می‌باشد. کسانی که فاقد بصیرت هستند، این نشانه‌ را نمی شناسند. در صحیح بخاری از انس نقل شده است که رسول‎الله (ص) فرمود:«‏مَا بُعِثَ نَبِیٌّ إِلَّا أَنْذَرَ أُمَّتَهُ الْأَعْوَرَ الْکَذَّابَ أَلَا إِنَّهُ أَعْوَرُ وَإِنَّ رَبَّکُمْ لَیْسَ بِأَعْوَرَ وَإِنَّ بَیْنَ عَیْنَیْهِ مَکْتُوبٌ کَافِرٌ‏»‏ 
‏«‏هیچ پیامبری مبعوث نشده است مگر این‌ که امتش را از چشم‌کور دروغ‌گو هشدار داده است. آگاه باشید که دجال یک‌چشم است و پروردگار شما یک‌ چشم نیست و میان دو چشم او نوشته شده است: کافر.‏»‏
دجال وارث ندارد
از ابو سعید خدری روایت شده که رسول‎الله (ص) فرمود:«انه لاَ یُولَدُ لَهُ.» «دجال عقیم است و فرزندی ندارد.»

امکانات و وسایل فتنه‌ی دجال
دجال، مدعی خدا بودن است و امکانات عجیبی در اختیار دارد تا مردم را به فتنه‌ی ‌بزرگی دچار کند. از جمله‌ی این امکانات:
۱- حرکت سریع او بر روی زمین
در حدیث نواس‌ بن‌ سمعان  که مسلم آن‌ را روایت می‌کند، آمده است که در سرعت دجال، از رسول‎الله (ص) سوال شد. رسول‌الله‌ (ص) فرمود:
‏«‏کَالْغَیْثِ اسْتَدْبَرَتْهُ الرِّیحُ‏» ‏«‏مانند ابری است که باد آن‌ را به حرکت در می آورد.‏»‏
رسول‎الله (ص) بیان فرمود که دجال به گوشه و کنار زمین می رود، به تمام شهرهای دنیا به جز مکه و مدینه، سفر می کند. در حدیث بخاری و مسلم آمده است: دجال، به‌جز مکه و مدینه، تمام شهرها را می پیماید.

۲- بهشت و دوزخ دجال
از جمله نیرنگ‌های دجال، آن‌ست که چیزی شبیه به بهشت و دوزخ یا نهری شبیه آب و نهری شبیه آتش، به همراه دارد. اما این‌ها فقط تخیل است. آن‌چه را که مردم به‌صورت آتش می بینند، در واقع آب خنک است و حقیقت آن‌چه که مردم آن‌را آب خنک می بینند، آتش سوزان است.
در صحیح بخاری و مسلم، از حذیفه روایت شده است که رسول‎الله (ص) فرمود:«‏إِنَّ مَعَهُ مَاءً وَنَارًا فَنَارُهُ مَاءٌ بَارِدٌ وَمَاؤُهُ نَارٌ‏»‏ «‏دجال آب و آتش به همراه دارد. آتش او آب خنک است و آب او، آتش است.‏»‏روایات بسیاری در همین مضمون، در صحاح و سایر کتب حدیث آمده است.
در صحیح مسلم آمده است که رسول‎الله (ص) فرمود:
‏«‏لَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا مَعَ الدَّجَّالِ مِنْهُ مَعَهُ نَهْرَانِ یَجْرِیَانِ أَحَدُهُمَا رَأْیَ الْعَیْنِ مَاءٌ أَبْیَضُ وَالْآخَرُ رَأْیَ الْعَیْنِ نَارٌ تَأَجَّجُ فَإِمَّا أَدْرَکَنَّ أَحَدٌ فَلْیَأْتِ النَّهْرَ الَّذِی یَرَاهُ نَارًا وَلْیُغَمِّضْ ثُمَّ لْیُطَأْطِئْ رَأْسَهُ فَیَشْرَبَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مَاءٌ بَارِدٌ‏»‏ 
‏«‏من چیزهای همراه دجال را از خودش بهتر می شناسم. او دو نهر جاری را به همراه دارد. یک نهر در ظاهر آب گوارا و سفید است و نهر دیگر در ظاهر آتش شعله‌ور است. اگر کسی از شما در زمان ظهور دجال زنده بماند، آن‌چه را که در ظاهر آتش است، انتخاب کند؛ نگاه نکرده و از آن بنوشد؛ زیرا آن آتش در واقع آب خنک است.‏»‏
امام مسلم در حدیثی دیگر آورده است که دجال ظهور می کند. آب و آتش به همراه دارد. آن‌چه را که مردم آب می بینند، آتش سوزان است و آن‌چه را که مردم آتش می بینند، آب خنک و شیرین است. هر کس از شما زمان دجال را دریابد، آن‌چه را که آتش می بیند، انتخاب کند؛ زیرا در واقع آب شیرین و پاکیزه است.
از نصوص چنین بر می آید که مردم حقیقت چیزهایی را که دجال به همراه دارد، نمی شناسند. آن‌چه که می بینند، واقعیت ندارد. بلکه خلاف واقع است. لذا در احادیث صحیح مسلم چنین آمده است:
‏«‏إِنَّهُ یَجِیءُ مَعَهُ مِثْلُ الْجَنَّهِ وَالنَّارِ، فالتی یقول: انها الجنه هی النار‏»‏ «‏دجال نمونه‌ی بهشت و جهنم را به همراه دارد. چیزی که بهشت است در واقع دوزخ است‏»‏
۳- کمک گرفتن از شیاطین
بی‌تردید دجال از شیاطین کمک می‌گیرد و واضح است که شیاطین تنها به گمراهان و مشرکان خدمت می کنند. در صحیح ابن‌خزیمه و مستدرک، از ابوامامه روایت شده است که رسول‎الله (ص) فرمود:
‏«‏وَإِنَّ مِنْ فِتْنَتِهِ أَنْ یَقُولَ لِأَعْرَابِیٍّ أَرَأَیْتَ إِنْ بَعَثْتُ لَکَ أَبَاکَ وَأُمَّکَ أَتَشْهَدُ أَنِّی رَبُّکَ فَیَقُولُ نَعَمْ فَیَتَمَثَّلُ لَهُ شَیْطَانَانِ فِی صُورَهِ أَبِیهِ وَأُمِّهِ فَیَقُولَانِ یَا بُنَیَّ اتَّبِعْهُ فَإِنَّهُ رَبُّکَ‏»‏ 
‏«‏از جمله فتنه‌های دجال این است که به انسانِ ساده می گوید: آیا اگر من پدر و مادر مرده‌ی تو را زنده کنم، گواهی می‌دهی که من پروردگار تو هستم؟ می گوید: آری. آن‌گاه دو شیطان به‌صورت پدر و مادر آن مرد ظاهر می‌شوند و می‌گویند: ای فرزند عزیزم از وی پیروی کن، همانا او پروردگار توست.‏»‏
۴- اطاعت حیوانات و جمادات از وی
از جمله نیرنگ‌های دجال، که الله به‌وسیله آن بندگانش را می آزماید، این است که به آسمان امر می کند تا ببارد، به زمین دستور می دهد تا علف برویاند و به حیوانات امر می کند تا پیرو او شوند و به ویرانه‌ها امر می کند تا گنج‌های پنهان را ظاهر کنند. در همه‌ی این موارد، از وی اطاعت می شود. در صحیح مسلم از نواس‌بن‌سمعان  روایت شده است که رسول‎الله (ص) فرمود:
‏«‏فَیَأْتِی عَلَى الْقَوْمِ فَیَدْعُوهُمْ فَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَجِیبُونَ لَهُ فَیَأْمُرُ السَّمَاءَ فَتُمْطِرُ وَالْأَرْضَ فَتُنْبِتُ فَتَرُوحُ عَلَیْهِمْ سَارِحَتُهُمْ أَطْوَلَ مَا کَانَتْ ذُرًا وَأَسْبَغَهُ ضُرُوعًا وَأَمَدَّهُ خَوَاصِرَ ثُمَّ یَأْتِی الْقَوْمَ فَیَدْعُوهُمْ فَیَرُدُّونَ عَلَیْهِ قَوْلَهُ فَیَنْصَرِفُ عَنْهُمْ فَیُصْبِحُونَ مُمْحِلِینَ لَیْسَ بِأَیْدِیهِمْ شَیْءٌ مِنْ أَمْوَالِهِمْ وَیَمُرُّ بِالْخَرِبَهِ فَیَقُولُ لَهَا: أَخْرِجِی کُنُوزَکِ فَتَتْبَعُهُ کُنُوزُهَا کَیَعَاسِیبِ النَّحْلِ‏»‏ 
‏‏«‏دجال نزد مردم می آید و آنان را دعوت می کند. پس به او ایمان می آورند و از وی اطاعت می کنند. به آسمان امر می کند،می‌بارد. به زمین دستور می دهد، گیاه و درخت می رویاند. دام‌های مردم به تعداد بسیار و با پستان‌های پرشیر و بسیار چاق، همراه با آنان راه می روند. سپس نزد قوم می آید. مردم را دعوت می‌کند. مردم سخنانش را دروغ می‌دانند. او از آن‌ها روی‌گردان می‌شود. مردم تهی‌دست می‌شوند. هیچ چیز در نزد آنان باقی نمی ماند. از کنار ویرانه‌ها رد می شود و می گوید: گنج‌های خود را بیرون بیاورید. گنج‌های ویرانه‌ها مانند زنبور‌های عسل که از ملکه پیروی می کنند، از او پیروی خواهند کرد.‏»‏
۵- کشتن و زنده کردن
از جمله نیرنگ‌های او، این است که مؤمنی را در برابر دیدگان مردم می کشد و سپس ادعا می کند که او را زنده می‌گرداند. در صحیح بخاری از ابوسعید  روایت شده است که رسول‎الله (ص) گفتاری طولانی، پیرامون دجال برای ما بیان کرد و فرمود:
«‏یَأْتِی الدَّجَّالُ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْهِ أَنْ یَدْخُلَ نِقَابَ الْمَدِینَهِ فَیَنْزِلُ بَعْضَ السِّبَاخِ الَّتِی تَلِی الْمَدِینَهَ فَیَخْرُجُ إِلَیْهِ یَوْمَئِذٍ رَجُلٌ وَهُوَ خَیْرُ النَّاسِ أَوْ مِنْ خِیَارِ النَّاسِ فَیَقُولُ أَشْهَدُ أَنَّکَ الدَّجَّالُ الَّذِی حَدَّثَنَا رسول‌الله‌ (ص) حَدِیثَهُ. فَیَقُولُ الدَّجَّالُ: أَرَأَیْتُمْ إِنْ قَتَلْتُ هَذَا ثُمَّ أَحْیَیْتُهُ هَلْ تَشُکُّونَ فِی الْأَمْرِ؟ فَیَقُولُونَ: لَا. فَیَقْتُلُهُ ثُمَّ یُحْیِیهِ فَیَقُولُ: وَاللَّهِ مَا کُنْتُ فِیکَ أَشَدَّ بَصِیرَهً مِنِّی الْیَوْمَ فَیُرِیدُ الدَّجَّالُ أَنْ یَقْتُلَهُ فَلَا یُسَلَّطُ عَلَیْهِ‏»‏ 
«دجال که ورودش به مدینه حرام شده است، در یکی از شوره‌زارهای نزدیک مدینه فرود می آید. شخصی از بهترین مردم آن زمان، نزدش می رود و می گوید: من گواهی می دهم که تو دجال هستی. همان کسی که رسول‌الله‌ (ص) در مورد او ما را باخبر ساخته است.
دجال می‏گوید: اگر من این شخص را بکشم و دوباره زنده کنم، بازهم در کار من شک می کنید؟ مردم می گویند: خیر. دجال او را می کشد و دوباره زنده می کند. آن شخص، پس از زنده شدن می گوید: به الله سوگند! هیچ‌گاه به اندازه‌ی امروز بصیرت نداشته‌ام. -یقین دارم که تو دجال هستی-. دجال تصمیم می گیرد که دوباره او را بکشد؛ ولی نمیتواند.»

محل ظهور دجال

اما مسلمانان زمانی او را می شناسند که به عراق و شام می رسد. در حدیث نواس‌ بن‌ سمعان می آید:«إِنَّهُ خَارِجٌ خَلَّهً بَیْنَ الشَّأْمِ وَالْعِرَاقِ فَعَاثَ یَمِینًا وَعَاثَ شِمَالاً یَا عِبَادَ اللَّهِ فَاثْبُتُوا.»
دجال در فاصله‌ی میان دو کشور عراق و شام ظهور می کند. برای گسترش فتنه‌اش به چپ و راست می رود. ای بندگان الله، -در برابر فتنه‌ی دجال- ثابت‌قدم باشید.

مدت زمان ماندن او بر روی زمین

جاء فی حدیث النواس بن سمعان رضی الله عنه فی ذکر الدجال : أن الصحابه قالوا : ” یَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَا لَبْثُهُ فِی الأَرْضِ؟ فقال: ( أربعین یوما، یوم کسنه، ویوم کشهر، ویوم کجمعه، وسائر أیامه کأیامکم . قلنا: یا رسول الله أرأیت الیوم الذی کالسنه أتکفینا فیه صلاه یوم ؟ قال: لا، ولکن اقدروا له.
صحابه  درباره مدت زمان توقف دجال سوال کردند، رسول‎الله (ص) فرمود: چهل روز می‌ماند. روز نخست برابر یک سال و روز دوم برابر یک ماه و روز سوم برابر یک هفته و دیگر روزها، مانند روزهای معمولی شما خواهد بود. سوال شد: ای رسول خدا! آن روز که برابر یک سال خواهد بود، آیا نمازهای یک روز برای ما کافی است؟ فرمود: خیر، آن روز طولانی را با روزهای معمولی مقایسه نموده و به اندازه‌ی هر روز، پنج نماز خوانده شود.
پاسخ رسول‎الله (ص) به این سوال که آیا پنج نماز در آن یک روز که برابر یک سال است، کفایت می کند یا خیر، بدین معناست که روزها حقیقی هستند و به اندازه‌ی یک سال، یک ماه و یک هفته طولانی می شوند.

پیروان دجال

مسیح دجال یک‌چشم و دروغ‌گو، همان پادشاهی است که یهودیان در انتظار رسیدن او هستند تا در دوران او بر دنیا حکومت کنند.عن انس رضی الله عنه ,ان رسول الله صلى الله علیه وسلم قال: (یتبع الدجال من یهود اصبهان سبعون الفا علیهم الطیالسه) (رواه مسلم)
در حدیث انس‌بن‌مالک  که امام مسلم آن را در صحیح خود آورده است، چنین می‌آید: هفتاد هزار نفر از یهود اصفهان که عبای ویژه‌ای دارند، از دجال پیروی می کنند.
محفوظ ماندن مکه و مدینه از دجال
دجال قصد رفتن به مدینه‌ی منوره را می کند؛ اما نمی تواند وارد مدینه شود. زیرا الله متعال مکه و مدینه را از دجال و طاعون حفاظت می‌کند و محافظت از این دو شهر مقدس را به فرشتگان سپرده است. در صحیح بخاری از ابوهریره  حدیث مرفوعی نقل شده است که در آمده است: در ورودی شهر مدینه منوره، فرشتگان گماشته شده‌اند تا از ورود دجال و طاعون جلوگیری کنند.
در صحیح بخاری روایت شده است که رسول‌الله‌ (ص) فرمود:«لا یَدْخُلُ الْمَدِینَهَ رُعْبُ الْمَسِیحِ الدَّجَّالِ لَهَا یَوْمَئِذٍ سَبْعَهُ أَبْوَابٍ عَلَى کُلِّ بَابٍ مَلَکَانِ.»
«خطر ورود دجال مسیح به مدینه وجود ندارد. زیرا در آن زمان، مدینه هفت دروازه دارد که بر هر یک از آن‌ها، دو فرشته، نگهبان خواهد بود.»

هلاک شدن و خاتمه دادن به فتنه دجال و نابودی پیروان او چگونه است؟

هلاکت دجال توسط عیسی علیه السلام صورت خواهد گرفت.

نخستین عملی که عیسی بن مریم آن را انجام می‌دهد، مقابله با دجال است. عیسی علیه السلام بعد از نازل شدن به بیت المقدس جایی که دجال گروهی از مسلمانان را محاصره کرده است، می‌رود.

عیسی بن مریم علیه السلام به مسلمانان دستور می‌دهد تا باب را فتح کنند.

در همین اثنا که سپاه اسلام آماده قتال می‌شود، صف آرایی نظامی‌صورت می‌گیرد، نماز جماعت برپا می‌شود. عیسی بن مریم علیه السلام فرود می‌آید، نماز را اقامه می‌کند.

در صحیح مسلم از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (فَإِذَا رَآهُ عَدُوُّ اللَّهِ ذَابَ کَمَا یَذُوبُ الْمِلْحُ فِی الْمَاءِ فَلَوْ تَرَکَهُ لَانْذَابَ حَتَّى یَهْلِکَ وَلَکِنْ یَقْتُلُهُ اللَّهُ بِیَدِهِ فَیُرِیهِمْ دَمَهُ فِی حَرْبَتِهِ) صحیح مسلم، کتاب الفتن.

(وقتی دشمن خداوند «دجال» عیسی علیه السلام را می‌بیند، مانند نمک ذوب می‌شود. اگر عیسی او را رها کند، ذوب می‌شود تا از بین برود. اما خداوند توسط حضرت عیسی او را به هلاکت می‌رساند و خون دجال را در نیزه حضرت عیسی به مردم نشان می‌دهد).

رمز و راز ذوب شدن دجال از دیدن حضرت عیسی این است که خداوند متعال به نفس عیسی علیه السلام بوی مخصوصی عنایت کرده است. هرگاه کافر این بو را استشمام کند، می‌میرد.

در سنن ابن ماجه، صحیح بن خزیمه و مستدرک حاکم از ابی امامه روایت شده که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: (عیسی علیه السلام وقتی بر می‌گردد، می‌گوید: در را باز کنید. در حالی در را باز می‌کنند که دجال با هفتاد هزار یهودی با شمشیر مسلح پشت آن ایستاده‌اند. وقتی دجال نگاهش به حضرت عیسی می‌افتد مانند نمک در آب ذوب می‌شود و پا به فرار می‌گذارد. عیسی علیه السلام او را تعقیب می‌کند و نزد باب شرقی او را می‌گیرد و به قتل می‌رساند. خداوند بدین ترتیب یهود را شکست می‌دهد) صحیح جامع الصغیر.

در سنن ابن ماجه، صحیح ابن خزیمه و مستدرک حاکم با سند صحیح حدیثی از ابی امامه نقل شده است: (وَإِمَامُهُمْ رَجُلٌ صَالِحٌ فَبَیْنَمَا إِمَامُهُمْ قَدْ تَقَدَّمَ یُصَلِّی بِهِمْ الصُّبْحَ إِذْ نَزَلَ عَلَیْهِمْ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ الصُّبْحَ فَرَجَعَ ذَلِکَ الْإِمَامُ یَنْکُصُ یَمْشِی الْقَهْقَرَى لِیَتَقَدَّمَ عِیسَى یُصَلِّی بِالنَّاسِ فَیَضَعُ عِیسَى یَدَهُ بَیْنَ کَتِفَیْهِ ثُمَّ یَقُولُ لَهُ تَقَدَّمْ فَصَلِّ فَإِنَّهَا لَکَ أُقِیمَتْ فَیُصَلِّی بِهِمْ إِمَامُهُمْ فَإِذَا انْصَرَفَ قَالَ عِیسَى عَلَیْهِ السَّلَام افْتَحُوا الْبَابَ فَیُفْتَحُ وَوَرَاءَهُ الدَّجَّالُ مَعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ یَهُودِیٍّ کُلُّهُمْ ذُو سَیْفٍ مُحَلًّى وَسَاجٍ فَإِذَا نَظَرَ إِلَیْهِ الدَّجَّالُ ذَابَ کَمَا یَذُوبُ الْمِلْحُ فِی الْمَاءِ وَیَنْطَلِقُ هَارِبًا وَیَقُولُ عِیسَى عَلَیْهِ السَّلَام إِنَّ لِی فِیکَ ضَرْبَهً لَنْ تَسْبِقَنِی بِهَا فَیُدْرِکُهُ عِنْدَ بَابِ اللُّدِّ الشَّرْقِیِّ فَیَقْتُلُهُ فَیَهْزِمُ اللَّهُ الْیَهُودَ فَلَا یَبْقَى شَیْءٌ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ یَتَوَارَى بِهِ یَهُودِیٌّ إِلَّا أَنْطَقَ اللَّهُ ذَلِکَ الشَّیْءَ لَا حَجَرَ وَلَا شَجَرَ وَلَا حَائِطَ وَلَا دَابَّهَ إِلَّا الْغَرْقَدَهَ فَإِنَّهَا مِنْ شَجَرِهِمْ لَا تَنْطِقُ إِلَّا قَالَ یَا عَبْدَ اللَّهِ الْمُسْلِمَ هَذَا یَهُودِیٌّ فَتَعَالَ اقْتُلْهُ)

(امام آنها مرد صالحی است، وقتی امام جلو می‌رود تا نماز را اقامه کند، عیسی از آسمان نازل می‌شود، آن امام به درون صف بر می‌گردد تا عیسی امامت مسلمین را بر عهده بگیرد، عیسی دستش را بر دوش امام می‌گذارد و می‌گوید: چون برای تو قامت شده باید جلو بروید، امام جلو می‌رود و برای مردم نماز را برپا می‌دارد. وقتی نماز به پایان می‌رسد، عیسی می‌گوید: در را باز کنید، وقتی در باز می‌شود مردم دجال را پشت در می‌بینند که هفتاد هزار یهودی مسلح به همراه دارد، وقتی دجال به سوی عیسی نگاه می‌کند مانند نمک در آب ذوب می‌شود، پا به فرار می‌گذارد……

مردم در باب شرقی او را دستگیر می‌کنند و به قتل می‌رسانند، با مرگ دجال یهود شکست می‌خورد، همه موجودات از سنگ گرفته تا چوب و در و دیوار علیه یهود قیام می‌کنند و خطاب به مسلمین می‌گویند: فلان یهودی پشت من پنهان شده بیا و او را به قتل برسان، تنها درخت «غرقد» که درخت یهودی است با یهود باقی می‌ماند).

از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: (لَا تَقُومُ السَّاعَهُ حَتَّى یُقَاتِلَ الْمُسْلِمُونَ الْیَهُودَ فَیَقْتُلُهُمْ الْمُسْلِمُونَ حَتَّى یَخْتَبِئَ الْیَهُودِیُّ مِنْ وَرَاءِ الْحَجَرِ وَالشَّجَرِ فَیَقُولُ الْحَجَرُ أَوْ الشَّجَرُ یَا مُسْلِمُ یَا عَبْدَ اللَّهِ هَذَا یَهُودِیٌّ خَلْفِی فَتَعَالَ فَاقْتُلْهُ إِلَّا الْغَرْقَدَ فَإِنَّهُ مِنْ شَجَرِ الْیَهُودِ)

(قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهود قتال نکنند و مسلمانان یهودیها را می‌کشند حتی وقتی که یهودی پشت سنگ و درخت خود را پنهان می‌کنند. سنگ و درخت ندا می‌دهند: ای انسان، ای عبدالله، این مرد یهودی است پشت من خود را پنهان کرده است. بیا او را بکش. سوای درخت غرقد، چون غرقد از درخت‌های یهود است. (قتال المسلمین الیهود بخاری).

راه نجات از فتنه دجال چیست؟

مسلمانان اندکی پیش از ظهور دجال به قدرت و شوکت بزرگی دست پیدا می‌کنند و وارد جنگ‌های خطرناکی می‌شوند و به پیروزی دست می‌یابند. دجال برای خاتمه دادن به این قدرت بزرگ که بزرگترین حکومت زمان خود را از پا در آورده است. وارد عرصه نبرد می‌شود. مسلمانان در آن روزگار قسطنطنیه را فتح می‌کنند. شیاطین، مسلمانان را ندا می‌دهد که دجال در خانه‌ها و منازل شما وارد شده و جانشین شما گشته است.

مسلمانان اموال غنیمت را رها ساخته و به سوی خانه‌های شان بر می‌گردند. بعد دجال در حالی بیرون می‌آید که مسلمانان اسلحه را بر زمین نگذاشته‎‌اند، در همین حالت عیسی علیه السلام نازل می‌شود و مسلمانان را در حال آمادگی و تدارک جنگی می‌بیند. قطعاً بر هر مسلمان واجب است که به نیروهای اسلامی‌حامل پرچم جهاد در راه الله، ‌ملحق شود و برای دین خدا جهاد کند، هرچند که شرایط و اوضاع سخت و دشوار باشد. آری، این همان چیزی است که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم ما را بدان وصیت نموده است. رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: (إِنَّهُ یَخْرُجُ مِنْ خَلَّهٍ بَیْنَ الشَّامِ وَالْعِرَاقِ فَعَاثَ یَمِینًا وَعَاثَ شِمَالًا یَا عِبَادَ اللَّهِ اثْبُتُوا)

(دجال در فاصله میان دو کشور یعنی عراق و شام ظهور می‌کند. به راست و چپ فساد را ترویج می‌دهد. ای بندگان خداوند ثابت قدم بمانید). مسلم

برای مسلمانان جایز نیست که نزد دجال بیایند هر چند که بر خود اعتماد داشته باشند. زیرا دجال شبهات و حیله‌هایی به همراه دارد که ایمان را متزلزل می‌کنند. در سنن ابی داود از عمران بن حصین روایت شده که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: (مَنْ سَمِعَ بِالدَّجَّالِ فَلْیَنْأَ عَنْهُ فَوَاللَّهِ إِنَّ الرَّجُلَ لَیَأْتِیهِ وَهُوَ یَحْسِبُ أَنَّهُ مُؤْمِنٌ فَیَتَّبِعُهُ مِمَّا یَبْعَثُ بِهِ مِنْ الشُّبُهَاتِ أَوْ لِمَا یَبْعَثُ بِهِ مِنْ الشُّبُهَاتِ)

(هرکس درباره دجال بشنود باید از وی دور باشد. به خدا سوگند مرد مسلمان نزد او می‌آید و خود را مؤمن می‌داند اما از شبهاتش پیروی می‌کند). جامع الاصول 

کسانی که توان مقابله و مبارزه با دجال را ندارند، می‌توانند از مسیر دجال فرار کنند و این عمل (فرار) در آن روزگار به کثرت انجام می‌گیرد. یعنی بسیاری از وی فرار می‌کنند.

در صحیح مسلم از حضرت ام شریک رضی الله عنه روایت شده: از رسول‎الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که می‌فرمود: مردم بخاطر نجات از دجال به کوه‌ها فرار می‌کنند. اگر مسلمان چاره نداشت سوای مبارزه و مقابله با دجال آنگاه بر وی لازم است که ثابت قدم بماند و با استدلال و حجت از حق دفاع کند. در حدیثی آمده است: اگر دجال در زمانی که من میان شما هستم ظهور کند، من از شما دفاع می‌کنم، اگر زمانی ظهور کند که من میان شما نباشم، باید هر شخص از خودش دفاع کند. البته خداوند بهترین یاور و مددکار است.

آری، رسول‎الله صلی الله علیه وسلم علم و تعلیماتی را بجای گذاشته است که واقعیت و حقیقت دجال را کاملاً روشن می‌سازند. باید بدانیم که دجال جسم است و قابل رؤیت و مشاهده می‌باشد، می‌خورد و می‌نوشد. و خداوند در دنیا دیده نمی‌شود و نیازی به خوردن و نوشیدن ندارد. دجال از ناحیه چشم نقص و عیب دارد، طوری که در حدیث آمده است: دجال جوان و دارای موهای پیچیده و فرفری است. یک چشم او بی‌نور یا ممسوح است. نه برجسته و نه فرورفته است و من او را با عبدالعزی بن قطس تشبیه می‌کنم. مسلم، کتاب الفتن.

و کسی که دارای چنین ویژگیی باشد، قطعاً دعوای الوهیت و ربوبیت او کذب محض و افترا است. رسول‎الله صلی الله علیه وسلم کلیه کسانی را که در زمان ظهور دجال زنده می‌مانند به قرائت اوائل سوره کهف توصیه فرموده است. در حدیث ابی امامه آمده است:

(إِنَّ مِنْ فِتْنَتِهِ أَنَّ مَعَهُ جَنَّهً وَنَارًا فَنَارُهُ جَنَّهٌ وَجَنَّتُهُ نَارٌ فَمَنْ ابْتُلِیَ بِنَارِهِ فَلْیَسْتَغِثْ بِاللَّهِ وَلْیَقْرَأْ فَوَاتِحَ الْکَهْفِ)

(از جمله فتنه دجال این است که دوزخ او بهشت و بهشت او دوزخ است. هرکس به دوزخ او مبتلا شد، از خداوند متعال کمک جوید و اوایل سوره کهف را تلاوت کند). ابن ماجه، ترمذی و حاکم با سند صحیح. صحیح الجامع.

در بعضی احادیث آمده است: هرکس ده آیه از سوره کهف را حفظ کند از دجال محفوظ می‌ماند. در بعضی احادیث از اول سوره کهف و در بعضی دیگر از آخر سوره کهف آمده است. النهایه لابن کثیر: (۱/۱۵۴).

پاسخ این سوال که چرا اوایل یا خاتمه سوره کهف موجب امان از فتنه دجال می‌شوند؟

بعضی‌ها می‌گویند: زیرا که خداوند در طلیعه و مقدمه سوره کهف، آن چند نفر جوان را از فتنه طاغوتی که در نابودی آنان برآمده بود، امان داد و این جریان در آغاز سوره عنوان شده است، لذا کسی که چنین وضعیتی دارد، یعنی وضعیت مشابهی با اصحاب کهف دارد، خواندن این آیه ها به تناسب تشبیه با صاحب کهف موجب نجات او از فتنه دجال می‌شود.

بعضی‌ها می‌گویند: چون اول سوره کهف مشتمل بر عجایب و شگفتی‌هایی است که قلب قاری را تقویت می‌کنند و آیاتی هستند که تلاوت کننده را از لحاظ روحی تثبیت می‌کنند. لذا هرکسی آنها را تلاوت کند، با فتنه دجال گرفتار نمی‌شود و فتنه‌های دجال را نادر و شگفت انگیز نمی‌داند و دچار غفلت نمی‌شود و دسیسه‌های دجال در وی اثر نخواهند گذاشت.

از جمله عواملی که مسلمان را از دجال و فتنه آن مصون می‌دارد، پناه بردن به حرمین، مکه و مدینه است. زیرا داخل شدن به حرمین برای دجال ممنوع است.

از جمله عوامل نجات دهنده از فتنه دجال پناه بردن به خداوند و خواستار حمایت از وی است. رسول‎الله صلی الله علیه وسلم مسلمانان را به پناه بردن و حمایت خواستن از خداوند امر کرده است. در صحیح بخاری از عایشه رضی الله عنها روایت شده و می‌گوید: از رسول‎الله صلی الله علیه وسلم که شنیدم در نماز از فتنه‌های دجال پناه خداوند را می‌طلبید.بخاری، کتاب الفتن. فتح الباری (۱۳/۹۰).

رسول‎الله صلی الله علیه وسلم همواره بعد از تشهد، این دعا را می‌خواند:

« اللهم انا نعوذبک من عذاب جهنم، من عذاب القبر و من فتنه المحیا و الممات و من فتنه المسیح الدجال».
………………………………………………
برگرفته از کتاب:قیامت صغری و علایم قیامت کبری
تألیف: دکتر عمر سلیمان اشقر: ترجمه: گروه فرهنگی انتشارات حرمین
منبع : پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

| ۱۸ مرداد ۱۳۹۱
۷ پاسخ به “توضیحات کامل پیرامون فتنه ی دجال”
  1. خداوندهمه ی امت محمد(ص)راازروزقیامت سربلندنجات دهد انشاالله

یک دیدگاه بگذارید

پاسخ کد امنیتی را در فیلد خالی تایپ کنید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

جستجو

آخرین مطالب

تغییر باور ها

آمار سایت

  • کاربران آنلاین 32نفر
  • بازدید امروز 98578
  • بازدید دیروز 146212
  • بازید کل 73500482

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه با ذکر منبع بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com

طراحی سایت