پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 
آمار کلی سایت
  • کل مطالب
  • کل نظرات
  • کل اعضا
  • جدیدترین عضو AMIR
وااسلاماه
| بازدیدها: 4613

امیرالمومنین عمر رض مردی با همتی آهنین و با قدرتی فوق العاده عظیم دومین خلیفه راشد است ، شخصیتی که لقب ساده «امیرالمومنین» را بجای «خلیفه رسول الله» برای خود برگزید، و پیامبرص در باره او ی او فرمود (عمر معى وأنا مع عمر والحق بعدى مع عمر حیث کان) یعنی: عمر با من است و من با عمر و پس از من هرجا که عمر باشد حق همراه اوست. در این مطلب قصد داریم با بعضی از خدمات بی نظیر حضرت عمر رض به اسلام و جایگاه او نزد رسول خدا ص آشنا شویم .

این بزرگ مرد تاریخ اسلام پس از مشرف شدن به دین اسلام، همیشه در مصاحبت رسول الله ص بود و تمام تلاش خود را وقف یاری پیامبر ص و تقویت دین اسلام نمود و به حدی دوست و محب مخلص رسول الله بود که هرگاه کسی اندکی به آن حضرت بی ادبی میکرد او را کیفر میکرد و هرگاه این بی ادبی در حضور آن حضرت واقع میشد اجازه میخواست تا فرد خاطی را مجازات کند.

اسلام در بدو پیدایش با دشواریها همراه بود پیامبرص و تعداد اندکی که به او ایمان آورده بودند روزهای سختی داشتند و مدام از سوی مشرکان مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند از این رو پیامبر ص، اسلام آوردن یکی از دو مرد سرشناس (عمر بن خطاب یا ابوجهل) را از خداوند خواستار شدند و الله تعالی دعای آنحضرت را در حق عمربن خطاب پذیرفت و ایشان را با نعمت ایمان مشرف نمود و اسلام را توسط آن تقویت فرمود ، و به این صورت دعا و آرزوی پیامبر تحقق یافت.

علاقه ی عمر به آشکار ساختن دعوت

عمر مخلصانه مسلمان شد و با تمام توان برای گسترش و تثبیت اسلام گام برداشت. وی به رسول خدا ص گفت:

آیا ما چه زنده بمانیم و چه بمیریم، بر حق نیستیم؟

رسول خدا ص فرمود:

(بلی، والذی نفسی بیده إنکم علی الحق، إن متم، وإن حییتم).

آری، سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، شما چه بمیرید و چه زنده بمانید، بر حق هستید.

عمر رض گفت: پس چرا پنهان کاری نماییم؟ سوگند به ذاتی که شما را به حق مبعوث کرده، حتماً دعوت خویش را آشکار می سازید.

چنانچه از شواهد بر می آید، رسول خدا ص نیز بدین نتیجه رسیده بود که زمان آشکار ساختن دعوت فرا رسیده و دعوت آن قدر توان و قوت یافته که از خود دفاع نماید. از این رو رسول خداص با آشکار ساختن دعوت موافقت نمود و دو صف تشکیل داد و عمر و حمزه را پیشاپیش هر یک از صفها قرار داد. بدین ترتیب، مسلمانان در حالی وارد مسجد الحرام شدند که در اثر حرکت آنان غبار به هوا برخاسته بود. مشرکان با دیدن عمر و حمزه هراسان و وحشت زده شدند و غم و اندوه بی سابقه ای، آنان را فرا گرفت. رسول خداص در آن روز عمر رض را فاروق نامید که به معنی ، جدا کننده حق از باطل است و بدین مناسبت حضرت عمر را فاروق اعظم می خوانند .

بدین سان خداوند متعال، اسلام و مسلمانان را با مسلمان شدن فاروق اعظم عمر رض سربلند نمود.

چرا که عمر رض شخصی قوی و شکست ناپذیر بود. بنابراین اصحاب رسول خدا ص با مسلمان شدن عمر و حمزه رض احساس امنیت و سرافرازی نمودند. عمر مشرکان را به مبارزه طلبید و آشکارا در کنار کعبه نماز گزارد و مسلمانان نیز با او نماز گزاردند.

عبدالله بن عمر رض می گوید: زمانی که پدرم، مسلمان شد، هنوز قریشیان از اسلام آوردن وی بی اطلاع بودند. پدرم گفت: چه کسی زودتر از همه اخبار مکه را پخش می کند؟ گفتند: جمیل بن معمر جمحی. عمر رض به سوی جمیل به راه افتاد و من نیز به دنبال پدر به راه افتادم؛ در آن زمان هر چند نوجوانی کم سن و سال بودم، اما توان تشخیص و درک مسایل را داشتم. پدرم نزد جمیل رفت و گفت: ای جمیل! من مسلمان شده ام. جمیل بدون این که با او سخنی بگوید، برخاست و رهسپار مسجد الحرام شد.

مردم پیرامون کعبه حلقه زده بودند؛ جمیل کنار درب ورودی مسجد ایستاد و با صدای  بلند، بانگ برآورد: ای قریشیان! عمر بی دین شده است. عمر رض که پشت سر جمیل بود، گفت: دروغ می گوید؛ من بی دین نشده ام، بلکه اسلام آورده ام. و آن گاه شهادتین بر زبان آورد و گفت: أشهد أن لا إله الا الله وأن محمدً ا عبده ورسوله.

مشرکان به عمر حمله ور شدند و عمر نیز به عتبه بن ربیعه حمله کرد و او را به زیر خود درآورد و ضربه های محکم خود را بر سر او می کوبید، تا آن جا که عتبه فریاد

برآورد و مردم از عمر دور شدند.

پیامدهای مسلمان شدن عمر رض

عبدالله بن مسعود می گوید: پس از آن که عمر مسلمان شد ، ما احساس عزت و سرافرازی می کردیم. ما، قبل از مسلمان شدن عمر نمی توانستیم خانه ی کعبه را طواف نماییم و در مسجد الحرام نماز بخوانیم ؛ اما عمر پس از آن که اسلام آورد، با مشرکان درگیر شد و بدین سان ما می توانستیم در کنار کعبه نماز بگزاریم و آن را طواف نماییم .

وی همچنین می گوید: مسلمان شدن عمر فتح و پیروزی، هجرتش نصرت و خلافتش رحمت بود، واقعیت این است که تا عمر اسلام نیاورده بود ما نمی توانستیم کعبه را طواف نماییم، اما بعد از اسلام عمر با کافران به پیکار پرداختیم تا اینکه ما را به حال خود جا گذاشتند و در کنار کعبه نماز را برگزار می کردیم .

صهیب بن سنان می گوید: عمر پس از آن که اسلام آورد، اسلام را آشکار ساخت و مردم را آشکارا به اسلام فرا می خواند و ما در مسجد الحرام پیرامون او حلقه می زدیم و کعبه را طواف می کردیم و آن جا نماز می گزاردیم و اگر کسی به ما تعرض می نمود، پاسخش را می دادیم .

شاعر، درباره ی عمر چه خوب سروده است

أعنی به الفاروق فرّق عنوه

 هو أظهر الإسلام بعد خفائه

بالسیف بین الکفر والإیمان

ومحا الظلام وباح بالکتمان

فاروق، کسی است که با قدرت شمشیر، صف کفر را از ایمان جدا کرد و اسلام را پس از آن که پنهان بود، آشکار ساخت و تاریکی ها را کنار زد و به پنهان کاری پایان داد.

هجرت علنی عمر فاروق رض

عمر رض تصمیم گرفت که علنی و در انظار عموم سفر هجرت به مدینه را آغاز نماید. ابن عباس به نقل از علی بن ابی طالب رض می گوید: من هیچ یک از مهاجرین را سراغ ندارم که آشکارا هجرت نموده باشد، جز عمر بن خطاب که هنگام هجرت شمشیر و کمان بر دوش افکند و نیزه ای را به همراه تعدادی تیر برداشت و آن گاه به مسجد الحرام رفت و هفت مرتبه کعبه را طواف نمود و در مقام ابراهیم ع دو رکعت نماز گزارد و سپس به قریشیانی که پیرامون او جمع شده بودند، چنین گفت: چهره هایتان سیاه باد و خداوند، بینی های شما را به خاک بمالد! هر کس می خواهد مادرش به سوگش بنشیند و همسرش بیوه گردد و فرزندانش یتیم شوند، من پشت این وادی منتظر او هستم.

علی بن ابی طالب رض می گوید: هیچ یک از قریشیان جرأت نکردند دنبال او بروند و فقط تعدادی از مسلمانان مستضعف برای بدرقه ی عمر به دنبالش رفتند.

ازدواج پیامبر ص با دختر حضرت عمر

عمر روزی به پیامبر عرض می‌کند: دخترم حفصه، هفت ماه است شوهرش خُنَیش وفات کرده و بیوه مانده است، به ابوبکر پیشنهاد کردم که با  او ازدواج کند، وی سکوت کرد و به عثمان هم همین پیشنهاد را کردم، همسرش رقیه دختر پیامبر وفات کرده بود، در جواب گفت: در این باره باید فکر کنم و پس از چند روز توقف مرا دید و گفت: فعلاً تصمیم ازدواج ندارم ، پیامبر ص در جواب عمر رض فرمود: نگران نباشید، حفصه با کسی ازدواج می‌کند که از عثمان بهتر، و عثمان هم با کسی ازدواج می‌کند که از حفصه بهتر است، و دیری نپایید که پیامبر ص حفصه رض را خواستگاری کرد و با ازدواج نمود، و عثمان هم با ام‌کلثوم دختر پیامبر ازدواج کرد، عمر فاروق با او ازدواج پیامبر با حفصه نهایت عنایت پیامبر  را نسبت به خوبش احساس کرد، و نهایت سرافراری را برای خویش که پیامبر خدا داماد او شده است

موافقت قرآن با وی در مورد نماز نخواندن بر منافقان

عمر می گوید: هنگامی که عبدالله بن ابی درگذشت، از رسول خداص درخواست نمودند که بر وی نماز جنازه بخواند. زمانی که آن حضرت ص در مقابل جنازه او ایستاد و خواست بر او نماز بگزارد، من در برابر رسول خداص ایستادم و گفتم: ای رسول خدا، شما بر جنازه ی دشمن خدا (عبدالله) نماز می خوانید که چنین و چنان می گفت؟! در آن اثنا سخنان و موضعگیری های او علیه اسلام را یادآور شدم. رسول خداص به سخنان من گوش می داد وتبسم می نمود. هنگامی که پافشاری و اصرارم زیاد شد، فرمود: عمر! برو کنار؛ به من در این مورد اختیار داده شده و خداوند، فرموده است:

استغفرلهم اولا تستغفرلهم ان تستغفر لهم سبعین مره فلن یغفرالله لهم ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لا یهدی القوم الفاسقین ( التوبه آیه ۸۰).

چه برای آنان طلب آمرزش نمایی و چه ننمایی، و حتی اگر هفتاد مرتبه برای آنان طلب آمرزش کنی، خداوند، آن ها را نمی بخشد؛ چرا که آنان به خدا و پیامبرش کفر

  ورزیده اند و خدا فاسقان را هدایت نمی کند.

آن گاه رسول خدا ص بر او نماز جنازه خواند و در خاکسپاری وی شرکت نمود. من از این که در برابر رسول خدا ص چنین جسارتی کرده بودم، سخت متعجب بودم تا این که دیری نگذشت و این دو آیه نازل گردید.

ولا تصل علی احد منهم مات ابدا ولا تقم علی قبره انهم کفروا بالله و رسوله و ماتوا و هم فاسقون. (التوبه ۸۴).

یعنی،  بر هیچ یک از آنان نماز جنازه مخوان و بر قبرش نایست .

از این رو، رسول خداص بعد از آن، تا پایان حیاتش بر هیچ منافقی نماز نخواند و در خاک سپاری شرکت ننمود .

آگاهی عمرفاروق رض به شأن نزول آیات

عمر رض از روزی که مسلمان شد تا وفات رسول اکرم ص به استثنای آیاتی که پیش از مسلمان شدنش نازل شده بود کل قرآن  را با اسباب نزول آیات حفظ نمود. با توجه به علاقه و دقت ویژه ای که عمر رض به قرآن داشت و از طرفی همیشه در رکاب رسول خدا ص بود و آیات قرآن نیز به مناسبت های مختلف یکی پس از دیگری نازل می شد، هیچ بعید نبود که عمر رض به اسباب نزول بیشتر آیات قرآن آگاهی داشته باشد.

لازم به ذکر است که علت نزول بسیاری از آیات به شخص عمر پاره ای از آن ها بنا به اتفاق علما مکی و پاره ی دیگر مدنی می باشند؛ و این را هم اضافه کنم که عمر حتی زمان و مکان نزول برخی از آیات را به طور دقیق می دانست.

علم و دانش عمر رض

عمرهمچنین علاقه ی زیادی به پرس و جو داشت و چیزهایی ر ا که د ر خاطرش پدید از رسول خداص معلومات می آمد، از رسول خداص می پرسید . بدین ترتیب، عمر و دانستنی های ارزشمندی در مورد حکمتها و اهداف این دین بزرگ فرا گرفت. چنان که خود آن حضرت ص نیز توجه ویژه ای به عمر داشت و به دانش وی گواهی داد و فرمود: (بینما أنا نائم أتیت بقدح لبن، فشربت منه حتى أنی لأرى الری یخرج من أظافری، ثم أعطیت فضلی یعنی عمر. قالوا: فما أوَّلته یا رسول الله؟ قال: العلم)

در خواب دیدم که به من ظرفی پر از شیر دادند؛ من از آن به قدری نوشیدم که شیر از انگشتان دستم بیرون گردید ، آن گاه باقیمانده ی شیر را به عمر دادم. گفتند: چگونه تعبیر نمودی؟ فرمود: آن را به علم تعبیر نمودم . یعنی به دانش عمر رض .

 

ابن حجر می گوید: در اینجا مراد از علم، دانش مربوط به راهبرد اداره ی امور مردم به وسیله کتاب و سنت است.

عمر رض در همه میادین جهاد در کنار پیامبر حضور داشت

غزوه بدر مهمترین معرکه در اسلام بود عمر در آن شرکت داشت و دایی خود هشام بن عاص را بخاطر دفاع از پیامبر و اسلام به قتل رساند و پیوند خویشاوندی را که در برابر پیوند عقیدتی بود بخاطر الله و رسول درهم شکست .

هنگامی که عباس، عموی رسول خدا ص به اسارت مسلمانان در آمد، عمر گفت: ای عباس! مسلمان شو و بدان که مسلمان شدن تو نزد من، از مسلمان شدن پدرم خطاب پسندیده تر است. زیرا می دانم که رسول خدا ص مسلمان شدن تو را دوست دارد.

کشف خطرناکترین توطئه توسط حضرت عمر رض

قضیه از این قرار است که (وهب) پسر(عُمَیر) یکی از اسیران بدر است، و عمیر روزی ناگاه در مدینه بر در مسجد ظاهر می‌شود، و کسانی که او را می‌بینند بخیال اینکه برای آزاد کردن پسرش آمده است بی‌تفاوت از کنار او رد می‌شوند، اما وقتی فاروق او را می‌بیند نگاه عمیقی به او کرده و از نفس تنگی و رنگ چهره‌ و دلهره او یک داستانی را می‌خواند، و با درنگ به او حمله کرده و شمشیرش را گرفته و بند شمشیرش را در گردن او می‌آویزد، و بهمین وضع عمیر را به خدمت پیامبر می‌آورد، و پیامبر ص از او بازجویی بعمل می‌آود، عمیر خیلی تلاش می‌کند سئوال‌ها را طوری پاسخ دهد که اسرارش فاش نشود، اما بازجویی بحدی دقیق است که عمیر را چند مرتبه در بن‌بست قرار می‌دهد و تاچار می‌شود به واقعیت اعتراف کند و در اعتراف خویش می‌گوید: «کشته‌شدگان بدر احساسات من و صفوان ‌بن ‌امیه را برانگیخت و صفوان، از پولداران مکه، مرا اجیر کرد، که در مقابل ادای تمام بدهی‌هایم و تأمین زندگی مرفه خانواده‌ام، به بهانه آزادکردن پسرم به اینجا بیایم، و به این شمشیر که او را به زهر آب داده‌ام تو را به قتل برسانم و از جان خود صرفنظر کنم، و اگر عمر رض مرا دستگیر نمی‌کرد به هدف خود می‌رسیدم، و از همین حالا به تو ایمان آورده‌ام و به پیامبری تو از جانب خدا ایمان دارم، و خدا را شکر می‌کنم که مرا به اسلام هدایت کرد.»

پیامبر ص از مسلمان شدن عمیر خشنود شد و پس از تعلیم بخشی از قرآن و آگاه کردن او از مسایل دین اسلام او را همراه پسر آزاد شده‌اش به مکه ارجاع فرمود و در مکه جمعی از دوستان وآشنایان خود را به دین اسلام هدایت نمود .

هر چه زمان می‌گذرد پیامبر ج بیشتر فاروق را مورد عنایت خود قرار می‌دهد

عمر رض در غزوه ی احد

از جمله ویژگی های جهادی عمرفاروق رض می توان به همت والا و عدم احساس ضعف و ناتوانی در سخت ترین شرایط اشاره کرد، اگر چه شکست نیز جلو او خود را به نمایش گذاشته باشد. چنان که در دومین نبرد بزرگ رسول خدا ص با کفار، یعنی غزوه ی احد، چنین رویکردی از عمرفاروق رض تجلی یافت. در پایان نبرد احد، ابوسفیان به مسلمانان گفت: آیا محمد در میان شما است؟ رسول خدا ص به مسلمانان گفت: پاسخ او را ندهید. سپس ابوسفیان گفت: آیا فرزند ابوقحافه (ابوبکر) در میان شما است؟ باز هم رسول خدا، اجازه نداد پاسخ ابوسفیان را بدهند. ابوسفیان پرسید: آیا ابن خطاب (عمر) درمیان شما است؟ و چون پاسخی نشنید، گفت: این ها کشته شده اند؛ چرا که اگر زنده بودند، پاسخ مرا می دادند. اینجا بود که عمر رض نتوانست خود را کنترل نماید و به ابوسفیان گفت: ای دشمن خدا! دروغ گفتی. خداوند، کسانی را که مایه ی رسوایی تو خواهند بود ، زنده نگه داشته است. آن گاه ابوسفیان اسم بت معروف عرب (هبل) را گرفت و گفت: پیروز باد هبل. رسول خدا ص فرمود: پاسخ او را بدهید. گفتند: چه بگوییم؟ فرمود: بگویید : (الله أعلی وأجل). یعنی: خدا، برتر و گرامی تر است. ابوسفیان گفت: ما، بت عزی داریم و شما ندارید. رسول خدا ص فرمود: پاسخ او را بدهید. گفتند: چه بگوییم؟ فرمود: بگویید: (الله مولانا، ولا مولا لکم).

خدا، مولای ما است و شما مولا ندارید. سپس ابوسفیان گفت: امروز در برابر روز بدر و جنگ چنین است که هر از چند گاهی به نفع یکی از طرفین می باشد و افزود: برخی از کشته های شما مثله شده اند، من به مثله کردن کشتگان دستور نداده ام، گرچه ناراحت هم نیستم.

عمر رض در جواب ابوسفیان گفت: کشته های ما با کشته های شما برابر نیستند؛ چرا که کشته های ما در بهشتند و کشته های شما در دوزخ .

نتیجه : بدون تردید سؤال کردن ابوسفیان در مورد این سه نفر یعنی رسول خدا ص و ابوبکر و عمر رض، بیانگر اهمیت و موقعیت ویژه ای است که این سه بزرگوار، نزد کفار داشتند. زیرا کافران می دانستند که، این سه نفر پایه های اصلی کیان اسلامی هستند که دولت اسلام بر آن استوار است. بنابراین فکر می کردند با کشتن آن ها، کار اسلام را یکسره خواهند کرد.

اما علت این که مسلمانان در ابتدا پاسخ ابوسفیان را ندادند، این بود که پس از اوج گرفتن غرور و تکبر، بینی اش را به خاک حقارت بکشند و شجاعانه به وی پاسخ بدهند.

در غزوه ی بنی مصطلق

در غزوه ی بنی مصطلق، عمر رض نقش به سزا و موضعگیری شاخصی داشت.
شاهد عینی جابر بن عبدالله انصاری می گوید : ما، در غزوه ای بسر می بردیم که یکی از مهاجران به یکی ازانصار لگد زد. آن انصاری فریاد برآورد و انصار را به کمک طلبید؛ و مهاجر از مهاجرین کمک خواست. وقتی این خبر به گوش رسول خداص رسید، فرمود: این قضیه را رها کنید که از آن بوی تعفن می آید. وقتی عبدالله بن ابی (رئیس المنافقین) از ماجرا اطلاع یافت، گفت: آیا واقعا چنین کردند؟ به خدا سوگند همین که به مدینه برگردیم، اشراف مدینه، فرومایگان را از آن بیرون می کنند. این سخن به گوش عمررض رسید. لذا به رسول خدا ص گفت اجازه بده تا گردن این منافق را بزنم. رسول خدا ص گفت: اگر او را بکشیم مردم خواهند گفت که محمد ص اطرافیانش را به قتل می رساند !
محبوبیت پیامبرص در بین یارانش تا اندازه ی بود که سران کفار پیش خود می گفتند ما تاکنون ندیده ایم که فردی، کسی را تا آن اندازه دوست داشته باشد که اصحاب محمد او را دوست دارند.

صلح حدیبیه و دسته ی نظامی اعزام شده به هوازن
عمر بن خطاب رض در صلح حدیبیه نیز حضور داشت؛ به این دلیل رسول خدا ص او را احضار کرد تا وی را به عنوان نماینده خود نزد سران قریش بفرستد. عمر رض گفت: ای رسول خدا من با توجه به سابقه ی دشمنی خود با قریش، از این می ترسم که آن ها مرا به قتل برسانند و هیچ یک از بستگان من (بنی عدی بن کعب) در آن جا حضور ندارد که از من حمایت نماید. به نظر من بهتر است این مأموریت را به کسی واگذار نمایید که اهل مکه، او را گرامی می دارند؛ یعنی عثمان بن عفان رض . رسول خدا ص پیشنهاد عمر رض را پذیرفت و عثمان را بعنوان نماینده نزد ابوسفیان و سران قریش فرستاد.

هنگام فتح مکه

هنگامی که قریشیان، پیمان صلح حدیبیه را نقض کردند و از ناحیه ی مسلمانان احساس خطر نمودند، ابوسفیان را جهت تجدید پیمان به مدینه، نزد رسول خدا ص فرستادند. ابوسفیان در مدینه نخست به خانه ی دخترش، ام حبیبه، همسر رسول خدا ص رفت؛ اما فایده ای دربر نداشت، و به سوی رسول خدا بیرون آمد و پیامبرص هیچ گونه پاسخی به وی نداد، سپس با یاران سرآمد رسول خدا ص مانند ابوبکر و عمر رض سخن گفت تا رسول خدا ص را به تجدید پیمان متقاعد سازند ؛ اما هیچ یک ازاین دو بزرگوار، خواسته ی ابوسفیان را نپذیرفت. عمر گفت: من برای شما نزد رسول خدا ص سفارش کنم ؟! به خدا سوگند اگر چیزی جز مورچه برای جنگ با شما نیابم، با کمک آن با شما خواهم جنگید.

عمر رض در غزوه ی حنین
در غزوه حنین هنگامی که مسلمانان در محاصره ی دشمن قرار گرفتند و متفرق گشتند و تا آستانه ی شکست پیش رفتند، هیچ کس در فکر دیگری نبود، رسول خدا ص به طرف راست رفت و بانگ برآورد: ای مردم! به کجا می روید؟ به سوی من بیایید؛ من، رسول خدا هستم؛ من، محمد بن عبدالله هستم . مردم در حالی که هر کس، به فکر خود بود و روی یکدیگر می افتادند، پا به فرار گذاشتند و فقط عده اندکی از مهاجران و انصارمانند ابوبکر، عمر، علی، عباس، فضل بن عباس، ابوسفیان بن حارث رض و فرزندانش و نیزربیعه بن حارث رض و چند تن دیگر استقامت ورزیدند. ابوقتاده رض در مورد عملکرد عمررض در آن شرایط بحرانی می گوید: برای جنگ حنین به همراه رسول خدا بیرون آمدیم، پس وقتی که با دشمن به پیکار پرداختیم، مسلمانان با شکست روبرو شدند، مردی از مشرکین را دیدم که روی مردی از مسلمانان قرار گرفته بود و من نیز از پشت شمشیری را بر گردن او وارد نمودم، سپس به من رویی آورد و مرا در آغوش گرفت، دیدم که جان داده بود، پس مرا رها کرد، سپس من، عمر بن خطاب رض را دیدم؛ گفتم: وضعیت چگونه است ای عمر ؟ گفت: خواست خدا بود که آن ها فرار کنند، اما اینک دوباره برگشته اند.

(آیه ۲۵ سوره توبه به این موضوع اشاره دارد).

عمر رض در غزوه ی تبوک
امیر المومنین عمر بن خطاب رض در غزوه ی تبوک نیز مشارکت داشت و نصف دارایی خود را صرف هزینه های این غزوه نمود و هنگامی که مردم دچار کمبود خوراک شدند، به رسول خدا ص پیشنهاد دعای برکت داد. چنان که ابوهریره رض می گوید: در غزوه ی تبوک، مردم دچار گرسنگی شدیدی شدند. بنابراین نزد رسول خدا ص آمدند و گفتند: اگر اجازه دهید، ما شتران بارکش خود را ذبح می کنیم؟ رسول خدا ص فرمود: اشکالی ندارد. آن گاه عمر بن خطاب رض نزد رسول خدا ص آمد و گفت: ای رسول خدا ص اگر آن ها این کار را بکنند، مرکبها از بین می رود و لشکر پیاده می شود. به نظر من بهتر است شما از آن ها بخواهید، باقیمانده ی توشه شان را جمع کنند، آن گاه شما بر آن دعای برکت نمایید؛ امید است خداوند در آن ها برکت عنایت نماید. چنان که رسول خدا ص این کار را کرد و زیر اندازی چرمی پهن نمود و از آنان خواست که باقیمانده ی توشه خود را درآن بریزند. آن ها چنین کردند؛ شخصی مقداری زرت و یکی مقداری خرما ودیگری تکه ای نان آورد و بر روی آن زیر انداز، اندکی از خوراک های گوناگون جمع شد. آن گاه رسول خدا ص دعای برکت نمود. سپس به مردم گفت: ظرفهایتان را بیاورید. چنان که همه ی لشکر ظرف های خود را آوردند و پر کردند و خوردند و سیر شدند و هنوز هم مقداری باقی ماند. آن گاه رسول خدا ص فرمود: من گواهی می دهم که معبود برحقی جز خدای یکتا نیست و من فرستاده او هستم. و افزود: هر کسی که به این دو چیز معتقد باشد و شک و تردیدی نسبت به آن ها در دل نداشته باشد، وارد بهشت خواهد شد.

مطلب ادامه دارد …..

در این باره بیشتر بخوانید :

زندگینامه حضرت عمر، خلیفه دوم رسول الله (ص) (فیلتراست)

شجره نامه عمر بن خطاب رض و فضایل او

لباس های امیرالمومنین

برخی از فضایل و خدمات حضرت عمر برای اسلام (قسمت ۲)

احادیثی در فضایل امیر المؤمنین عمر (رض)

بررسی حدیث ( هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است)

فاطمه رضی الله عنها وفات یا شهادت از دیدگاه اهل سنت

نگاه اهل سنت به حدیث مَنْ مَاتَ وَلَیْسَ لَه امام چیست ؟

اهل بیت از دیدگاه اهلسنت

داستان ازدواج دختر علی با خلیفه دوم رضی الله عنهم

حدیث کسا، و آیه تطهیر

برخی از فضایل و خدمات حضرت عمر برای اسلام (قسمت ۲)

نامگذاری فرزندان اهل بیت بنام های خلفاء راشدین

نگاهی به حدیث غدیر از دیدگاه اهل سنت

امیرالمومنین عمر از دیدگاه اهل بیت رضی الله عنهم

شهدای گمنام کربلا

images

| ۱ اسفند ۱۳۹۵
۳۴ پاسخ به “شمه ای از خدمات امیرالمومنین عمر برای اسلام و جایگاه او نزد پیامبر”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    پاسخ کریم شهیاد says:

    همانطوری که پیش بینی کردم پیش بینی بنده راست شد گفته بودم امیدوارم بدون حاشیه سازی جواب بدید اما متاسفانه شما این توانایی رو هیچگاه نخواهید داشت که پاسخ دینی طرف مقابل رو بدون حاشیه سازی بدید پریدن به این شاخه و اون شاخه نشانه ضعف است و واقعا ضعف جنابعالی را به خوبی حس کردم اهل بیت نام فرزندان خود را به نام های خلفای راشدین نام گذاری کرده اند شما چرا نمی کنید ؟ هیچ پاسخی برای این ندارید و حایشه سازی های شما ارزش پاسخ دادن ندارند.

    فقط نکته جالب تونو یادآوری می کنم که اون عده از فرزندان حضرت علی علیه السلام که به نام های خلفای راشدین هستند اهل بیت نیستند !!! این رو کم داشتیم که آقای کریم شهیاد کاملش کردند!! پس اهل بیت دو قسم هستند یکی اهل بیت واقعی و دیگری اهل بیت غیر واقعی . اهل بیت غیر واقعی نام های خلفای راشدین دارند هر چند فرزندان حضرت علی هستن اما واقعی نیستن احسنت به شما!!

    • وضعیت کاربر : مهمان
      کریم شهیاد says:

      باسلام اهل البیت شامل ایه تطهیر هستند حتی عرض کردم قمرمنیربنی هاشم ان جوهر شجاعت وشهامت وفداکاری وبنده مخلص خدا نیز جزو اهل بیت نیستند ا چرا چون خداوند اهل بیت رامشخص ورسول الله (ص) ابلاغ فرموده که ایه مباهله شاهد ان است بااین همه روشنی باز شما مخالف قران وسنت رسول الله(ص)کسانی دیگررا وارد اهل بیت میکنید ! برادر قیامت نزدیک است!!! واما نام گذاری فرزندان به شیوه حضرت علی (ع) خوب نام پسرانس حسن وحسین ومحسن طبق نظر رسول الله (ص) حنفیه وعباس وعمر وعثمان وابوبکر…واما فضیلت اسامی فرزندان حضرت فاطمه سلام الله علیها مبارکتر از اسامی فرزندان سایر همسران مکرمه علی (ع) هستند ماکه نام پسرانمان راترجیح میدهیم هم نام فرزندان حضرات علی (ع)وفاطمه (س) باشد ما مخالف روش این بزرگان عمل میکنیم؟؟از خدا نمی ترسید که به ما تهمت مخالفت با حضرت علی (ع) میدهید؟ امیدوارم قانع شده باشید بنده به حاشیه نمی روم بلکه این شخص شخیص شما هستید که باهیاهو به حاشیه می پردازید شب با خدا خلوت کن به نوشته های بنده وخودتان فکر کن خدا ارحم الراحمین است

    • وضعیت کاربر : مهمان
      پاسخ says:

      بازهم حاشیه
      بازهم بی ربط
      بازهم بی جوابی

      مجدد سوالم رو می نویسم شاید متوجه نشده اید سوالم اینه : آیا حضرات علی حسن و حسین نام فرزندان خود شون رو به نام های ابوبکر عمر عثمان نام گذاری کرده اند یا نکرده اند ؟
      اگه کرده اند پس شما چرا نکرده اید دلیلش چیست ؟
      فکر نمی کنم آیه از قرآن به شما گفته باشه که این کارو نکنید که آیه آوردید!

      خدایا خودت کمک کن و از حاشیه روی مارو نجات بده

    • وضعیت کاربر : مهمان
      کریم شهیاد says:

      دوست گرامی
      اینکه اشکال می کنند که چرا شیعیان نام فرزندان خود را به نام خلفاء نمی گذارند ما نیز از آنها سوال می کنیم چرا خلفای شما نام هیچ یک از اولاد خود را به اسم علی، حسن ، حسین و فاطمه نگذاشتند آیا این دلیل بر بغض نسبت به اهل بیت است؟!
      نام دو تن از فرزندان امام سجاد علیه السلام وعبد الرحمن و عمرو بوده است آیا این
      نامگذاری در هر اجتماعی، بسته به فرهنگ و سنت آن است. عرب‏ها برای خود یک سری نام‏های متداول داشته‏اند که بعضاً “عَلَم” بوده و معنای خاصی نداشته و بعضی از آنها معنا داشته مانند معاویه و حارث که مربوط به فرهنگ آن زمان جامعه بوده است، که از جمله آن: ابوبکر، عثمان، عمر، معاویه، عمر، یزید و … می‏ باشد. این اسامی در فرهنگ زمان پیشین مرسوم بوده و امروز هم در بسیاری از کشورها و مناطق عرب‌نشین، این اسامی مورد پسند مردم است و مردم فرزندانشان را بدینگونه نامگذاری می‏ کنند.
      اما در بین شیعیان یک تحولی در این خصوص بوجود آمد. اینکه بعد از حادثه کربلا و ستم‏های‏ بنی‌امیه، فاصله فرهنگی بین شیعه و دیگران روز به روز بیشتر گردید و رفته رفته در فرهنگ شیعیان یک سری اسامی رواج یافت و یک سری نامها از رونق افتاد. شیعیان در قرن‌های بعد کوشیدند با نامگذاری فرزندان خویش به نام‏های پیامبر و اهل بیت و صحابه با وفایشان، به نوعی در پی زنده کردن ارزش‏ها برآیند البته این فرهنگ برگرفته از فرمایشات ائمه علیهم السلام می‏ باشد
      بنابراین نامگذاری‏ها برگرفته از فرهنگ اجتماعی است و در زمان ائمه عیهم السلام به خصوص در زمان امام علی علیه السلام نامگذاری به آن اسامی مذموم و متروک نبود
      موفق باشید

    • وضعیت کاربر : مهمان
      پاسخ says:

      یعنی منظور شما اینه چون که خلفاء نام فرزندان خود را بنام های علی حسن حسین وفاطمه نامگذاری نکردند شما هم تلافی می کنید ؟! این هم شد جواب؟ این جواب شبیه بازی های کودکانه است نه در حد یک شخصیت علمی . امیدوارم بتونید جواب منطقی که بدیدتا ما فیض ببریم.

      سوال رو مجدد تکرار می کنیم چرا بسیاری از اهل بیت نه فقط حضرت علی رض نام فرزندان خود را بنام های خلفا نامگذاری کردند اما شما این سنت اهل بیت رو ترک می کنید ؟ شما درست رفته اید یا اهل بیت درست رفته اند؟ حالا ما کدوم رو باور کنیم ؟

    • وضعیت کاربر : مهمان
      کریم شهیاد says:

      باسلام مثل اینکه شما خودتانرا به خواب زده ایدکی من عرض کردم تلافی میکنیم ؟چرا شما اصراردارید ما نام فرزندانمانرا به نام خلفا کنیم ؟چه کمبودی دارید؟بابودن اسمای اسمانی وقرانی چه مزیتی داردکه نام خلفا انتخاب کنیم فردای قیامت اگر فرزندمان ازما بازخواست کند که چرا برای من اسم قرانی واسمانی انتخاب نکردید چه جوابی بدهیم؟ایا مشگل فقط در انتخاب اسم خلفا است؟ یک کمی اگر عمقی فکر کنید بهتر نیست؟

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مسلمان says:

      سلام دوست عزیز . پس تلافی نمی کنید و فقط سنت حسنه ای از اهل بیت رو ترک می فرمایید درسته ؟ و چیزی را که اهل بیت پیامبر دوست داشتن شما دوست ندارید یعنی این دیگه؟

      شبهه ی شما که فرمودید ؛

      ((فردای قیامت اگر فرزندمان ازما بازخواست کند که چرا برای من اسم قرانی واسمانی انتخاب نکردید چه جوابی بدهیم؟))

      آیا این سوال رو فقط فرزندان شما از شما روز قیامت خواهند پرسید یا فرزندان اهل بیت نیز از پدران شان خواهند پرسید ؟

    • وضعیت کاربر : مهمان
      کریم شهیاد says:

      باسلام برادرم ارشادهای دیگری بفرمائید نام خلفا برای شما عزیز است یا نام های اسمانی وقرانی؟عزیزم درقیامت اگر فرزندان ائمه اگر به پرسند شما خیالتان تخت تخت باشد که جواب قانع کننده حتما میدهند که ما نمیتوانیم ان جواب را بدهیم!!!!!واما سنت حسنه عزیزم سنت حسنه فقطوفقط درانتخاب نام خلفا است؟اسمی دیگر سنت حسنه نیست؟ چشم اگر خداوند متعال به بنده هم مثل حضرت علی (ع)پسران زیادی اعطا بفرمایند پس از اتمام اسمای اسمانی وقرانی اگر پسردیگری هم داشته باشم اسم خلفا راانتخاب میکنم .عزیزم درزمان ما حتی سه اولاد هم زیاد است وبرای این دو وسه فرزند هم انتحاب اسما اسمانی وقرانی بهتر از خلفا است .فکر کنم قانع شده باشید

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مسلمان says:

      سلام عرض می کنم، اینکه برای ما نام های خلفا عزیز هستن یا نام های آسمانی موضوع بحث ما نیست در صورت تمایل میتونیم نام های عزیز نزد اهل سنت رو بعدا به بحث بگذاریم
      موضوع بحث ما اینه که اهل بیت فرزندان شون رو به نام های خلفای راشدین نامگذاری کردند اما شما دوستداران اهل بیت این عمل اهل بیت رو ترک کردید دلیلش چیست؟
      اینکه به عزیز بودن نام های آسمانی اشاره کردید؛
      حالا اینجا سوالم از حضرتعالی اینه که چرا اهل بیت به اندازه شما عزت نام های آسمانی را نمیدانستند که روی آوردند به نام های خلفای راشدین ؟! یا که میدانستند ولی عمل نکردند؟!
      اینکه نوشتید اگه خدا به من فرزند داد نام های شون رو به نام های خلفا میگذارم این پاسخ تمسخرآمیز به مخاطب است !

  2. وضعیت کاربر : مهمان
    حسین says:

    موافقت قرآن با وی در مورد نماز نخواندن بر منافقان

    عمر می گوید: هنگامی که عبدالله بن ابی درگذشت، از رسول خداص درخواست نمودند که بر وی نماز جنازه بخواند. زمانی که آن حضرت ص در مقابل جنازه او ایستاد و خواست بر او نماز بگزارد، من در برابر رسول خداص ایستادم و گفتم: ای رسول خدا، شما بر جنازه ی دشمن خدا (عبدالله) نماز می خوانید که چنین و چنان می گفت؟! در آن اثنا سخنان و موضعگیری های او علیه اسلام را یادآور شدم. رسول خداص به سخنان من گوش می داد وتبسم می نمود. هنگامی که پافشاری و اصرارم زیاد شد، فرمود: عمر! برو کنار؛ به من در این مورد اختیار داده شده و خداوند، فرموده است:

    استغفرلهم اولا تستغفرلهم ان تستغفر لهم سبعین مره فلن یغفرالله لهم ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لا یهدی القوم الفاسقین ( التوبه آیه ۸۰).

    چه برای آنان طلب آمرزش نمایی و چه ننمایی، و حتی اگر هفتاد مرتبه برای آنان طلب آمرزش کنی، خداوند، آن ها را نمی بخشد؛ چرا که آنان به خدا و پیامبرش کفر

    ورزیده اند و خدا فاسقان را هدایت نمی کند.

    آن گاه رسول خدا ص بر او نماز جنازه خواند و در خاکسپاری وی شرکت نمود. من از این که در برابر رسول خدا ص چنین جسارتی کرده بودم، سخت متعجب بودم تا این که دیری نگذشت و این دو آیه نازل گردید.

    ولا تصل علی احد منهم مات ابدا ولا تقم علی قبره انهم کفروا بالله و رسوله و ماتوا و هم فاسقون. (التوبه ۸۴).

    یعنی، بر هیچ یک از آنان نماز جنازه مخوان و بر قبرش نایست .

  3. وضعیت کاربر : مهمان
    ابوذر says:

    نسب خلیفه دوم را بگذارید این فرد حرومزاده است ؟

    • وضعیت کاربر : مهمان
      جناب ابوذر says:

      تا کی می خواهید فحاش بمانید ؟!
      مسلمان ناسزا گو نیست .

    • وضعیت کاربر : مهمان
      ناصر says:

      مطمئن هستید ؟اخه اهل سنت صیغه نداره و خلیفه دوم هم اهل سنت بودن و گمان نمیکنم فرزند صیغه باشند . جالب بود نمیدونستم خلیفه دوم صیغه زادست .

    • وضعیت کاربر : مهمان
      یاس says:

      شما نسبت به توهین مستقیم هم مذهبت به خلیفه دوم مسلمین عکس العمل نشون ندادید ولی از جوابی که به فحاشی و بددهنی هم مذهبتون داده شده اتیش گرفتید و بال بال میزنید تا جایی که خودتون هم فحاشی میکنید!!! خدا به راه راست هدایتتون کنه .

  4. وضعیت کاربر : مهمان
    fereshte says:

    این شیوه بیان مطالب تاریخی اسلام شایسته ی این بزرگان هستش و مفید برای ما تشنگان اسلام .ممنون از سایت ویژه تون

  5. وضعیت کاربر : مهمان
    محسن says:

    بر اساس منطق شیعه اسامی کسانی مانند ابوبکر و عمر و عثمان نمی بایست در تاریخ ثبت شود و باید برای همیشه به دست فراموشی سپرده می شد.
    که انشاءالله می شود

    • وضعیت کاربر : مهمان
      کریم شهیاد says:

      با سلام اقای عزیزکجای منطق شیعه این است چرابه شیعه تهمت میزنید؟اتفاقا حتما بایدنام اطرافیان رسول الله (ص) ذکربشه واعمال ورفتاروگردارانهادقیقا موردبررسی قرارگیردوطبق احادیث صحیح سره ازناسره شناخته شودواینکاربایدتوسط کارشناسان شیعه وسنی براساس عقل ومنطق ومدارک (احادیث)موشکافی شده ودین همه ادا شود این همه فضیلت دراین متن ذکرشده اگرصحیح باشد خیلی خوبه واگرنباشدبایددیدمنظورازگفتن این فضایل چی بوده است؟مثلادرمتن بالاجناب عمرابن خطاب درنمازرسول الله(ص)برجنازه منافق بقول ماکاسه داغ ترازاش شده وبه رسول اکرم(ص)ایرادمیگیردایا این حسن است یا…پس ازبررسی احادیث روشن میشود(علمای گرامی حالاعصرارتباطات است بنشینیدنقاط تاریک راروشن نمایید)امت اسلام به دهان شما نگاه میکنندماراجزوه فرقه ناجیه قراردهید لطفا تقاضاداریم

    • وضعیت کاربر : مهمان
      ناصر says:

      جدا ؟؟؟ شما ها چه ادمهای جالبی هستید ،تکلیفتون با خودتون مشخص نیست اصلا معلوم نیست چه کسی قبول دارید و سمت کی هستید ،مگر نه اینکه فرزندان حضرت علی (همان علی که شما ها ظاهر نمایی میکنید شدید طرفدارش هستید ) ابوبکر و عمر و عثمان بوده .خخخخخ الان سعی در گم کردن این نامها دارید .
      خدایا از شر به تو پناه میاریم

    • وضعیت کاربر : مهمان
      کریم شهیاد says:

      خداوند متعال بعضی را لعنت کرده یگی ازانها دروغگو است.اقای دروغگو اگر تشریف ببرید به حرم مطهر حضرت ابا عبداله شهید حسین بن علی سرور جوانان بهشت علیه السلام نام شهدای کربلا تمام وکمال نوشته شده است که اسامی فرزندان علی (ع) که در دشت کربلا شهید شده اند نیز نوشته شده چه کسی کتمان میکند؟نام بعضی از فرزندان علی(ع) همنام خلفای شماست واین یک افتخار بزرگی است برای شما که حضرت علی (ع) به شما داده است .

    • وضعیت کاربر : مهمان
      یاس says:

      سلام،این جواب دو پهلو است ،لعنت بر کدام نفر ،لعنت به محسن ش که نوشته “بر اساس منطق شیعه اسامی کسانی مانند ابوبکر و عمر و عثمان نمی بایست در تاریخ ثبت شود و باید برای همیشه به دست فراموشی سپرده می شد.” یا لعنت به ناصر سنی که نوشته اسم بچه های حضرت علی ،ابوبکر و عمر و عثمان بوده ؟؟

    • وضعیت کاربر : مهمان
      ashkan says:

      با سلام ، تشکر از شما عزیزان ،سایت خوب و آموزنده ای دارید .آقای کریم شهیاد جواب شما واضح نیست که چی گفتید ولی اگر منظورتون این هست که منکر گفته های آقا ناصر بشید ، ایشون درست گفتن ،پس شما دروغگو هستید که منکر حرفهای ایشون هستید ،مراقب باشید اینطوری به خودتون لعنت نفرستید .

    • وضعیت کاربر : مهمان
      کریم شهیاد says:

      باسلام اگرشیعیان سع درکتمان نام فرزندان امام علی (ع) که هم نام خلفای شما هستندرا داشت بطور علنی درمرقد مطهر اباعبداله حسین بن علی سرورجوانان بهشت (نه پیران چون در بهشت همه جوان محشور میشوند ) (ع)نمینوشتند که تمام زوار ببیند پس تهمت کتمان کردن به شیعیان نمیچسبد این جواب اقای ناصر خان است واما جواب اقای محسن را دادم که شیعیان دنبال ان کار نبوده ونیستند گواهی همان که عرض کردم پس اقای ناصر دروغی گفته که شیعیان میخواهند اینکاررابکنند!!!!یک کمی خوب مطالعه فرمائید قضیه روشن است

    • وضعیت کاربر : مهمان
      ashkan says:

      با سلام، اتفاقا آقا ناصر حقیقت صحبتهای جناب محسن روشن کردن که دروغ گفته بودن و بعد از اون شما درباره آقا ناصر دروغ گفتید و دروغهای جناب محسن به پای آقا ناصر نوشتید ،آنچه عیان است چه حاجت به بیان است ،توصیه میکنم سعی کنید همیشه اول خوب مطلب رو بخونید و بعد نظر بدید .

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مسلمان says:

      پاسخ شما رو در باره لعنت کردن نمیدم و با تاسی از اخلاق نبوی فقط میگم خدا هدایتت کنه.
      اما شهدای کربلا که به اعتراف جنابعالی نام اونها در مرقد امام حسین نوشته شده اند، حال سوال اینجاست که شما چرا ترک شون کردید ؟!
      مثلا هیچ وقت اسمی ازشون نمی برید و نام فرزندان خودتونو به اسم اونا نمیگزارید. آیا اینها اهل بیت هستند یا خیر ؟
      آیا اهل بیت در انتخاب این اسمها درست رفته اند یا شما درست رفته اید؟
      امیدوارم بدون حاشیه سازی جواب بدید که فکر نمی کنم

    • وضعیت کاربر : مهمان
      کریم شهیاد says:

      باسلام عزیزم چرا خلفا اسامی فرزندانشان رامحمد وعلی وحس وحسین فاطمه نگذاشتند؟ معاویه وکلا بنی امیه چندتا ازفرزندانشانرا علی نامیدند؟ اهل بیت پیامبررا خود حضرت باذن الله جل جلاله معرفی فرموده اند که درقضیه مباهله وخیلی مواقع دیگروبعدازان هم امامان بعداز خودشانرا به نام معرفی کرده وان بزگواران نیز جزو اهل البیت پیامبرهستند بقیه فرزندان این خانواده سید واقا هستندولی جزو اهل البیت نیستند دو فرزند بزگوار حضرت علی (ع) امام واهل بیت هستند ولی بقیه نیستند اهل البیت را خداوند تعین فرموده وپیامبر(ص) نیزمعرفیشان کرده پس دیگر فرزندان علی(ع)مانند قمرمنیربنی هاشم حضرت ابوالفضل ومحمد حنفیه وابوبکر وعمروعثمان و….جزو اهل البیت نیستند ما به حضرت اباعبداله حسین بن علی (ع) ارادت داریم چرا چون به امام زمانشان کمک کرده اند حتی جناب حررادوست داریم فقط شما معنی اهل بیت را که نظر خدا ورسولش است را نمیفهمید لذا مشگل پیدا میکنید مثلا حدیث ثقلین کتاب الله و عترتی اهل البیتی رسول الله(ص) یکخورده اگر دیدتانرا بازتر بفرمائید همه چیز عیان میشود یاالله ویا محمدو یا علی

    • وضعیت کاربر : مهمان
      کریم شهیاد says:

      درمتن بالا ما به یاران امام حسین ارادت داریم کلمه یاران از قلم افتاده اصلاح فرمائید متشکرم

  6. وضعیت کاربر : مهمان
    محسن says:

    با سلام در این جمله (الله مولانا، ولا مولا لکم) خدا، مولای ما است و شما مولا ندارید کلمه مولاه را مولا ترجمه کردید
    ولی در حدیت من کنت مولا فعلی مولا معنی کلمه مولا دوست معنی شده است که یکم با عقل جور در نمی آید.

  7. وضعیت کاربر : مهمان
    مهدي says:

    سلام. در صورت امکان راویان و سلسله سند حدیث (عمر معى وأنا مع عمر والحق بعدى مع عمر حیث کان) را بیان فرمایید. با تشکر

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مهمان says:

      الان اگه حدیث گذاشته بودن که علی پرواز کرده و یه شبه رفته تا اونور کهکشان راه شیری و برگشته بدون خواستن سند و راوی قبول میکردین!! اما حالا که حدیث فضیلت عمره محقق شدین و سند میخواین:))))

    • وضعیت کاربر : مهمان
      سند حدیث says:

      سند حدیث:
      المعجم الاوسط لطبرانی: جزء۶، ص ۱۸۶؛ جامع الاحادیث: رقم ۱۴۳۷۶، جزء۳، ص ۳۱۴ .

      متن کامل حدیث :

      (حدیث مرفوع) حَدَّثَنِی حُمَیْدُ بْنُ الرَّبِیعِ الْخَرَّازُ ، قَالَ : حَدَّثَنَا مَعْنُ بْنُ عِیسَى قَالَ : حَدَّثَنَا الْحَارِثُ بْنُ عَبْدِ الْمَلِکِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِیَاسٍ اللَّیْثِیُّ ، ثُمَّ الأَشْجَعِیُّ ، عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ یَزِیدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ قُسَیْطٍ ، عَنْ أَبِیهِ ، عَنْ عَطَاءٍ ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ ، عَنْ أَخِیهِ الْفَضْلِ بْنِ عَبَّاسٍ ، قَالَ : ” جَاءَنِی رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَخَرَجْتُ إِلَیْهِ فَوَجَدْتُهُ مَوْعُوکًا قَدْ عَصَبَ رَأْسَهُ ، فَقَالَ : ” خُذْ بِیَدِی یَا فَضْلُ ” ، فَأَخَذْتُ بِیَدِهِ حَتَّى جَلَسَ عَلَى الْمِنْبَرِ ، ثُمَّ قَالَ : ” نَادِ فِی النَّاسِ ” ، فَاجْتَمَعُوا إِلَیْهِ ، فَقَالَ : ” أَمَّا بَعْدُ ، أَیُّهَا النَّاسُ ، فَإِنِّی أَحْمَدُ إِلَیْکُمُ اللَّهَ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا هُوَ ، وَإِنَّهُ قَدْ دَنَا مِنِّی حُقُوقٌ مِنْ بَیْنِ أَظْهُرِکُمْ ، فَمَنْ کُنْتُ جَلَدْتُ لَهُ ظَهْرًا ؛ فَهَذَا ظَهْرِی ، فَلْیَسْتَقِدْ مِنْهُ ، وَمَنْ کُنْتُ شَتَمْتُ لَهُ عِرْضًا ؛ فَهَذَا عِرْضِی فَلْیَسْتَقِدْ مِنْهُ ، أَلا وَإِنَّ الشَّحْنَاءَ لَیْسَتْ مِنْ طَبْعِی وَلا مِنْ شَأْنِی ، أَلا وَإِنَّ أَحَبَّکُمْ إِلَیَّ مَنْ أَخَذَ مِنِّی حَقًّا إِنْ کَانَ لَهُ أَوْ حَلَّلَنِی ، فَلَقِیتُ اللَّهَ وَأَنَا أَطْیَبُ النَّفْسِ وَقَدْ أَرَى أَنَّ هَذَا غَیْرُ مُغْنٍ عَنِّی حَتَّى أَقُومَ فِیکُمْ مِرَارًا ” . قَالَ الْفَضْلُ : ثُمَّ نَزَلَ فَصَلَّى الظُّهْرَ ، ثُمَّ رَجَعَ فَجَلَسَ عَلَى الْمِنْبَرِ ، فَعَادَ لِمَقَالَتِهِ الأُولَى فِی الشَّحْنَاءِ وَغَیْرِهَا ، فَقَامَ رَجُلٌ ، فَقَالَ : یَا رَسُولَ اللَّهِ ، إِنَّ لِی عِنْدَکَ ثَلاثَهَ دَرَاهِمَ . قَالَ : ” أَعْطِهِ یَا فَضْلُ ” ، فَأَمَرْتُهُ فَجَلَسَ . ثُمَّ قَالَ : ” أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ کَانَ عِنْدَهُ شَیْءٌ ؛ فَلْیُؤَدِّهِ ، وَلا یَقُلْ فُضُوحَ الدُّنْیَا ، أَلا وَإِنَّ فُضُوحَ الدُّنْیَا أَیْسَرُ مِنْ فُضُوحِ الآخِرَهِ ” ، فَقَامَ رَجُلٌ ، فَقَالَ : یَا رَسُولَ اللَّهِ عِنْدِی ثَلاثَهُ دَرَاهِمَ غَلَلْتُهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ . قَالَ : ” وَلِمَ غَلَلْتَهَا ؟ ” ، قَالَ : کُنْتُ إِلَیْهَا مُحْتَاجًا . قَالَ : خُذْهَا مِنْهُ یَا فَضْلُ . ثُمَّ قَالَ : ” یَا أَیُّهَا النَّاسُ ، مَنْ خَشِیَ مِنْ نَفْسِهِ شَیْئًا ؛ فَلْیَقُمْ أَدْعُ لَهُ ” . فَقَامَ رَجُلٌ : فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ ، إِنِّی لَکَذَّابٌ ، إِنِّی لَفَاحِشٌ ، وَإِنِّی لَنَئُومٌ . فَقَالَ : ” اللَّهُمَّ ارْزُقْهُ صِدْقًا وَإِیمَانًا وَأَذْهِبْ عَنْهُ النَّوْمَ إِذَا أَرَادَ ” . ثُمَّ قَامَ رَجُلٌ ، فَقَالَ : وَاللَّهِ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی لَکَذَّابٌ ، وَإِنِّی لَمُنَافِقٌ ، وَمَا شَیْءٌ أَوْ إِنْ شَیْءٌ إِلا قَدْ جَنَیْتُهُ ، فَقَامَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ ، فَقَالَ : فَضَحْتَ نَفْسَکَ أَیُّهَا الرَّجُلُ . فَقَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ : ” یَا ابْنَ الْخَطَّابِ ، فُضُوحُ الدُّنْیَا أَهْوَنُ مِنْ فُضُوحِ الآخِرَهِ ، اللَّهُمَّ ارْزُقْهُ صِدْقًا وَإِیمَانًا وَصَیِّرْ أَمْرَهُ إِلَى خَیْرٍ ” . فَقَالَ عُمَرُ کَلِمَهً ، فَضَحِکَ رَسُولُ اللَّهِ . ثُمَّ قَالَ : ” عُمَرُ مَعِی ، وَأَنَا مَعَ عُمَرَ ، وَالْحَقُّ بَعْدِی مَعَ عُمَرَ حَیْثُ کَانَ “

    • وضعیت کاربر : مهمان
      پویا says:

      تو این روایت اسم قاسم ابن یزید آورده شده که توسط برخی علمای اهل ضعیف شمرده شده و حدیثش مورد قبول نیست

    • وضعیت کاربر : مهمان
      کریم شهیاد says:

      باسلام خوبه که مرقوم فرمودید این سندمرفوع است یعنی قابل استناد نیست.

  8. وضعیت کاربر : مهمان
    صباح says:

    درود بر امیر المومنین حضرت عمر فاروق و سایر یاران مخلص الله و رسول
    بسیار مطلب عالی بود
    خیلی ممنون
    اللهم صلی علی محمد و علی آله و صحبه و سلم

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین نفر
  • بازدید امروز
  • بازدید دیروز
  • بازید کل
خبرنامه

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com