پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

دعای حضرت رسول در غدیر

اللّٰهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ

خدایا! دوست داشته باش هر که را که او را دوست دارد

و دشمن بدار کسی را که با او دشمنی می‌کند

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2306
  • کل نظرات 9526
  • کل اعضا 1665
  • جدیدترین عضو فقط خدا
خبرنامه
خواهرمسلمان
| بازدیدها: 5038

بعد از حکم لباس و حدود عورت، آخرین حکم خداوند بر زنان این است که:

﴿وَقَرۡنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِیَّهِ ٱلۡأُولَىٰۖ﴾ [الأحزاب: ۳۳]

«و قرار بگیرید در خانه‌هایتان و ظاهر نکنید تجمل و زینت خود را مانند ظاهرکردن عادت جاهلیت پیشین».

﴿فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ فَیَطۡمَعَ ٱلَّذِی فِی قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ﴾ [الأحزاب: ۳۲]

«پس نرمی و ملایمت نکنید در سخن‌گفتن پس طمع کند آن کس که در دل او مرض (فساد و فتنه) باشد».

﴿وَلَا یَضۡرِبۡنَ بِأَرۡجُلِهِنَّ لِیُعۡلَمَ مَا یُخۡفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ﴾ [النور: ۳۱]

«و نکوبند پاهایشان را (بر زمین) تا فهمیده شود آنچه را که پنهان داشته‌اند از زینت‌هایشان».

در خواندن لفظ «و قرن» میان قراء اختلاف هست. عموم قاریان مدینه‌ی منوره و بعضی از قراء کوفه به فتح قاف (قرن) خوانده‌اند که مصدرش قرار است و معنی آیه اینطور می‌شود که در خانه‌ها قرار بگیرید و این قرار را بر خود لازم بشمارید و عموم قاریان بصره و کوفه کسر قاف (قرن) خوانده‌اند که مصدر آن وقار است، پس معنی آیه چنین می‌شود که در خانه‌هایتان آرام و با وقار باشید و با خروج از خانه خود را بی‌وقار نسازید.

تبرّج دو معنی دارد: یکی اظهار زینت و محاسن و دیگری تبختر، تکبر، ناز و نزاکت و خرامان راه رفتن، در این آیه هر دو معنی مورد نظر است؛ زیرا زنان در زمان جاهلیت قدیم مانند عصر جاهلیت جدید با زیباترین لباس از خانه بیرون می‌رفتند و با ناز و نزاکت و کرشمه و خرامان راه می‌رفتند که قدمشان به جای زمین بر دل بیننده قرار می‌گرفت، چنانچه تابعی و مفسر مشهور، قتاده ابن دعامه می‌گوید:

«کانت لهن مشیه وتسکوى وتغنج فنهاهن الله عن ذالک». «آن‌ها با کرشمه و ناز و نزاکت و خرامان راه می‌رفتند و خداوند ایشان را از این کار منع کرد».

کیفیت و چگونگی آن را شما نیز می‌توانید تصور کنید و ضرورت به بیان شواهد تاریخی نیست، اگر شما در مجلسی که به شکل مجالس اروپایی است شرکت کنید همان ناز و کرشمه‌ای را که زنان جاهلیت پیشین داشتند کاملاً مشاهده می‌کنید، این جاهلیتی است که اسلام از آن نهی می‌کند و می‌گوید که جا و مکان زن خانه است و ایشان بدین جهت به خارج‌شدن از منزل مکلف نشدند که در خانه‌ها با وقار و قدر و عزت بنشینند و به مسئولیت‌های خانوادگی‌شان برسند، و اگر به خارج‌شدن از خانه نیاز پیدا کردند اجازه دارند که بیرون روند به شرطی که عفت و حیا را مراعات نمایند و در لباسشان جذابیت و گیرایی وجود نداشته باشد که انظار را به خود جلب کند و نباید شوق و علاقه به اظهار زینت داشته باشند که گاهی صورت و زمانی دستشان را برهنه سازند و رفتارشان طوری نباشد که دل‌ها را به خود مایل کنند و چنان زیوراتی را استعمال نکنند که صدایشان را مردان بشنوند و در سخن‌گفتن نیز چنان نباشند که صدای آن‌ها به گوش دیگران برسد، البته سخن گفتن برای رفع نیازشان جایز است، ولی نباید طوری باشد که در کلامشان نرمی، ملایمت، شیرینی، جذابیت و تحریک وجود داشته باشد و اگر زنان تمام این حدود و ضوابط را مراعات کنند اجازه دارند که برای رفع حاجاتشان و در حد نیاز به بیرون از منزل بروند نه بیشتر و اگر خوف فتنه باشد به تنهایی نیز نمی توانند خارج شوند.

این حکم و دستور قرآن است، بیایید به سنت حضرت رسول الله  مراجعه کنیم تا ببینیم که ایشان برای زنان مسلمان چه روش و سلوکی را در جامعه مقرر فرموده‌اند و زنان صحابه و خود اصحاب گرامی چگونه به آن عمل کرده‌اند؟

بیرون‌رفتن زنان برای رفع احتیاجات‌ شان:

در احادیث وارد شده است که عمر فاروق پیش از نزول آیات حجاب نسبت به آن علاقمند بود که حضرت رسول الله زنان خود را به حجاب امر کند، بطوریکه ام المؤمنین سوده، برای رفع حاجتی شب هنگام بیرون آمد و عمر بن خطاب او را دید و گفت: ای سوده، تو از نظر ما پنهان نمی‌مانی ببین که چگونه بیرون می‌آیی! و مرادش این بود که زنان از بیرون‌رفتن ممانعت شوند و وقتی که آیۀ حجاب نازل شد، عمر رض خوشحال گشت و در بیرون آمدن زنان شدت زیاد به خرج می‌داد. بار دیگر اتفاق افتاد که حضرت سوده بیرون آمد، باز عمر او را صدا زد. سوده نزد حضرت رسول برگشت و موضوع را به ایشان خبر داد حضرت رسول الله گفت:

«قَدْ أُذِنَ لَکُنَّ أَنْ تَخْرُجْنَ لِحَوَائِجِکُن».«خداوند برای شما زنان اجازه داده که به منظور رفع حوائجتان بیرون بروید».

از این فهمیده می‌شود که مقصود از حکم آیۀ ﴿وَقَرۡنَ فِی بُیُوتِکُنَّ_ این نیست که زنان از خانه بیرون نیایند بلکه شریعت به آن‌ها اجازه داده است که به منظور رفع حوائجشان از خانه بیرون روند، ولی این امر مقید به شروطی است، پس برای مواقعی که زنان بخواهند در خارج خانه گردش کنند و یا با مردان در مجالس و محافل بنشینند اجازه ندارند، منظور شریعت از حاجات فقط آن احتیاجات واقعی است که زنان باید بیرون بروند و خودشان با دست خود آن‌ها را انجام دهند و بدون بیرون‌رفتن خانم‌ها، انجام آن کار ممکن نباشد. بدیهی است که صرفنظر از تمام اوضاع و شرایط در هر عصر و زمانی و وضع قوانین و مقررات به هر مناسبتی، خارج‌نشدن زنان غیر ممکن است، ولی هر فرد در پرتو ارشادات حضرت رسول (ص) و تعمق به روحیۀ عمومی حاکم بر قوانین اسلامی می‌تواند کم و زیاد حجاب را در هر وقت و زمانی تخمین بزند و نیز می‌تواند در حالات خصوصی، حدود حجاب را از روی احوال و مناسبات کم و زیاد یا سبک و سنگین نماید و ما اینجا بعضی از مسایل مربوط به آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم:

 اجازۀ رفتن به مسجد و حدود آن:

همه می دانند بزرگترین فرائض در اسلام نماز است و تشویق و ترغیبی که در رفتن به مسجد و شرکت در نماز جماعت هست برای هیچ کس پوشیده نیست ولی موضوع زنان، در نماز جماعت بر عکس مردان است؛ زیرا بهترین نماز مرد آن است که در مسجد با جماعت باشد و بهترین نماز زن آن است که در خلوت‌خانه‌اش باشد، چنانچه امام احمد بن حنبل و طبرانی از ام حمید ساعدی روایت کرده‌اند که:

«قَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّى أُحِبُّ الصَّلاَهَ مَعَکَ. قَالَ: قَدْ عَلِمْتُ صَلاَتُکِ فِى بَیْتِکِ خَیْرٌ لَکِ مِنْ صَلاَتِکِ فِى حُجْرَتِکِ وَصَلاَتُکِ فِى حُجْرَتِکِ خَیْرٌ مِنْ صَلاَتِکِ فِى دَارِکِ وَصَلاَتُکِ فِى دَارِکِ خَیْرٌ مِنْ صَلاَتِکِ فِى مَسْجِدِ قَوْمِکِ وَصَلاَتُکِ فِى مَسْجِدِ قَوْمِکِ خَیْرٌ مِنْ صَلاَتِکِ فِى مَسْجِدِ اْلجُمُعَهِ». «گفت: ای رسول خدا! من بسیار رغبت دارم که نماز را با تو یکجا ادا کنم، حضرت رسول الله فرمود: ای زن من نیت ترا فهمیدم ولی نماز تو در خلوت بهتر است از نماز تو در خانه، و نماز تو در خانه بهتر است از نماز تو در فضای باز، و نماز تو در فضای باز خانه بهتر است از نماز تو در مسجد محله و نماز تو در مسجد محله بهتر است، از نماز تو در مسجد جمعه»([۱]).

در حدیث دیگری ابوداود از ابن مسعود روایت می‌کند که حضرت رسول الله فرمود:

«صَلاهُ الْمَرْأَهِ فِی بَیْتِهَا أَفْضَلُ مِنْ صَلاتِهَا فِی حُجْرَتِهَا، وَصَلاتُهَا فِی‌ مَخْدَعِها أَفْضَلُ مِنْ صَلاتِهَا فِی بَیْتِها». «نماز زن در خلوت خانه‌اش بهتر از نماز وی در خانه است و نماز او در گنجینه (پستوی خانه) بهتر از نماز او در خلوت خانه می‌باشد»([۲]).

پس ببینید که چطور ترتیب افضلیت در نماز زن معکوس است، در حالیکه پایین‌ترین درجۀ نماز مرد، نماز در خانه و بالاترین درجۀ نمازش، نماز در مسجد و اداکردن با جماعت است، بهترین نماز زن آن است که در خلوت‌ترین قسمت خانه باشد و چنین نمازی نه تنها برتر از نماز جماعت است بلکه از نمازی که بلندترین آزادی مسلمان است نیز، بهتر می‌باشد که آن نماز جماعت در مسجد نبوی و پشت سر خود حضرت رسول الله است، آیا می‌دانید که این تفاوت در عبادت میان زن و مرد چیست؟ آیا علتش این نیست که حضرت رسول الله بیرون‌آمدن زنان را از خانه نمی‌پسندد و می‌خواست که از اختلاط زنان و مردان در موقع نماز جماعت جلوگیری کند؟

با آنکه نماز فرض مقدسی است و مسجد هم مکانی پاک و طاهر، و در حالیکه شریعت انواع نماز با فضیلت و افضلیت آن را بیان نمود، از اختلاط زن و مرد منع کرده با این همه از حاضر شدن زنان در جایگاه پاکی چون مسجد و به جای آوردن عمل صالحی چون نماز منع نفرمود و کلماتی که در آن اجازۀ حاضرشدن در مسجد برای زنان وارد شده است بر حکمت والای شریعت دلالت می‌کند، حضرت رسول الله  فرموده‌اند:

«لا تَمْنَعُوا إِمَاءَ اللَّهِ مَسَاجِدَ اللَّه، إِذَا اسْتَأْذَنَتْ امْرَأَهُ أَحَدِکُمْ إِلَى الْمَسْجِدِ فَلَا یَمْنَعْهَا». «کنیزان خدا (زنان) را از حضور در مسجد منع نکنید، و اگر زن یکی از شما برای رفتن به مسجد اجازه بخواهد نباید او را از رفتن به مسجد منع کند»([۳]).

همچنین فرموده است:

«لا تَمْنَعُوا النِّسَاءَکُمُ الْمِساجِدَ وَبُیُوتُهُنَّ خَیْرٌ لَهُنَّ». «زنانتان را از مساجد منع نکنید در حالیکه خانه‌هایشان برای آن‌ها بهتر است»([۴]).

این کلمات دال بر این است که شریعت زنان را از حضور در مسجد نهی نمی‌کند؛ زیرا حاضرشدن در مسجد برای ادای نماز کاری نیست که کسی را در شک اندازد و باعث ممنوعیت آن شود اما مصلحت اجتماعی هم اقتضا نمی‌کند که در نماز جماعت، زن و مرد یکجا بوده و با هم اختلاط داشته باشند از این رو شرع مقدس حاضرشدن در مسجد را برای زنان اجازه داده است اما به مردان دستور نداده است که زنان را به مساجد بفرستند و یا در رفتن به آنجا وادار سازند و فقط تا این اندازه اکتفا نموده که اگر آن‌ها پایین‌ترین درجۀ نماز را درخواست کنند و بخواهند که آن را بر پر فضیلت‌ترین نماز ترجیح دهند، اگر در این باره از شما اجازه بگیرند، شما اجازه بدهید تا به مسجد بروند و ایشان را منع نکنید و بگذارید که نمازشان را در مسجد ادا نمایند.

روشن است همان طوری که قبلا توضیح دادیم پایین‌ترین درجۀ نماز آن است که در مسجد بخوانند و با فضیلت‌ترین نماز در حقشان این است که در خلوت خانه‌هایشان ادا نمایند.

فاروق اعظم روح تعالیم اسلام را خیلی خوب و کامل می‌دانست و در گفتار و رفتار خود هم حکمت آن را در نظر می‌گرفت چنانچه در موطاء امام مالک ذکر شده است که: عاتکه بنت زید زن عمر بن خطاب رض همیشه با وی مجادله می‌کرد تا در مسجد برای ادای نماز حاضر شود و این کار برای عمر فاروق خوشایند نبود، زنش همواره اصرار می‌ورزید و وقتی که زن از او اجازه می‌خواست، وی به اوامر حضرت رسول الله ج دقیقاً عمل می‌کرد و خاموش می‌ماند و منظور او از این سکوت نشان‌دادن مخالفتش بود، عاتکه رض می‌گفت: به خدا سوگند که من حتماً به مسجد می‌روم مگر اینکه تو مانع من شوی، یعنی به صراحت مرا منع کنی ولی حضرت عمر رض او را منع نمی‌کرد([۵]).

شروط حاضرشدن در مسجد:

شروط زیر برای حاضرشدن زنان در مسجد ضروری است:

اول اینکه در نمازهایی شرکت کنند که در روز نبوده و در تاریکی شب ادا کرده می‌شود مانند نماز عشا و بامداد چنانچه از ابن عمر روایت شده است که آن حضرت فرمودند:

«ائْذَنُوا لِلنِّسَاءِ بِاللَّیْلِ إِلَى الْمَسَاجِدِ». «در شب به زنان اجازه بدهید که به مسجد بروند»([۶]).

«قال نافع مولى ابن عمر س: وکان اختصاص اللیل بذالک لکونه أستر واَخفى». «و نافع آزادشدۀ ابن عمر می‌گوید: بدین جهت شب برای این کار اختصاص داده شده است که ستر و خفا در آن بیشتر است».

«عَنْ عَائِشَهَ قَالَتْ:کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ج لَیُصَلِّی الصُّبْحَ فَیَنْصَرِفُ النِّسَاءُ مُتَلَفِّفاتٍ بِمُرُوطِهِنَّ مَا یُعْرَفْنَ مِنْ الْغَلَسِ». «و ازعایشه‌ی صدیقه روایت است که: وقتی حضرت رسول الله ج نماز بامداد را ادا می‌کرد، زنان در حالیکه خود را با لباس‌های‌شان پیچانده بودند برمی‌گشتند و به سبب تاریکی شناخته نمی‌شدند»([۷]).

دوم اینکه در مسجد با تجمل، زیور، آرایش و بوی خوش وارد نشوند، از صدیقه‌ی کبری س روایت است که گفت: حضرت رسول الله ج در مسجد نشسته بود که ناگاه زنی با تجمل بسیار و زینت و آرایش داخل شد.

حضرت رسول فرمود: ای مردم! زنانتان را در مسجد از پوشیدن و با ناز و کرشمه‌بودن منع کنید([۸]).

و همچنان از استعمال بوی خوش نهی نموده فرمود: اگر یکی از شما برای نماز خفتن در مسجد حاضر شود باید در آن شب بوی خوش استعمال نکند و همچنین فرموده است: هر زنی که بوی خوش استعمال کند، نماز خفتن را با ما ادا نکند([۹]).

سوم اینکه در نماز جماعت زن و مرد با هم مختلط نگردند و زنان در صفوف پیشین نایستند بلکه واجب است که در صفوف بعد از صف مردان قرار بگیرند، چنانچه حضرت رسول الله می‌فرماید:

«خَیْرُ صُفُوفِ الرِّجَالِ أَوَّلُهَا، وَشَرُّهَا آخِرُهَا، وَخَیْرُ صُفُوفِ النِّسَاءِ آخِرُهَا، وَشَرُّهَا أَوَّلُهَا». «بهترین صف مردان صف اول بوده و بدترین آن صف آخر است و بهترین صف زنان صف آخر بوده و بدترین آن صف اول است»([۱۰]).

حضرت رسول الله در بارۀ نماز جماعت امر می‌کرد که نباید زن و مرد پهلوی هم بایستند اگرچه زن و شوهر و یا مادر و پسر باشند.

از انس ابن مالک روایت است که مادر بزرگ او بنام ملیکه، حضرت رسول را برای غذا دعوت نمود و حضرت رسول از آن طعام تناول فرمود و بعد از آن گفت: برخیزید که برای شما نماز جماعت دهم، انس می‌گوید: ما روی بوریایی ایستادیم که از استفادۀ بسیار سیاه گشته بود و کمی آب در آن پاشیدم و آن حضرت برخاست و ایستاد، من و یک یتیم دیگر پشت سرشان ایستادیم و زن پیر (یعنی مادر بزرگش) هم پشت سر ما ایستاد([۱۱]).

و از انس در روایت دیگری چنین آمده است که من و آن یتیم که در خانۀ ما بود پشت سر حضرت رسول الله ج نماز گزاردیم و مادر من و ام سلیم پشت سر ما بودند([۱۲]). از ابن عباس روایت است که گفت: من در نماز پهلوی حضرت رسول الله  ایستاده بودم و عایشه از عقب با ما نماز می‌گزارد و من پهلوی حضرت رسول  با خود آن حضرت ج نماز می‌گزاردم([۱۳]).

– شرط چهارم اینکه زنان صدایشان را در اثنای نماز بلند نکنند و اگر مقصود متوجه‌ساختن و آگاه‌کردن امام باشد، برای مردان تسبیح‌گفتن و برای زنان دست به هم زدن واجب است([۱۴]).

با وجود این حدود و قیود چون امیرالمؤمنین عمر باز هم از اختلاط زن و مرد در جماعت احساس ترس و خطر می‌کرد لذا دری از درهای مسجد را برای زنان اختصاص داده بود و دیگران را از داخل‌شدن از آن در منع می‌کرد([۱۵]).

زنان در اثنای حج:

دومین فریضۀ اجتماعی بعد از نماز، حج است و همانطور که برای مردان واجب است بر زنان نیز واجب می‌باشد؛ اما زنان مکلفند که در هنگام طواف تا جاییکه می‌توانند از اختلاط با مردان دوری گزینند.

امام بخاری از عطاء روایت می‌کند که در عهد حضرت رسول الله زنان با مردان طواف می‌کردند و لیکن با هم مختلط نبودند([۱۶]).

در فتح الباری از ابراهیم نخعی روایت است که گفت: عمر فاروق طواف‌کردن مردان را با زنان منع کرد و چون مردی را با زنان دید  به او تازیانه ([۱۷]).

در موطاء ذکر شده است که عبدالله ابن عمر اعضای فامیل خود را از مزدلفه به منی پیش می‌برد تا نماز بامداد را در منی ادا کنند و قبل از آمدن مردم، جمره را بزنند و اسماء دختر ابوبکر صدیق در تاریکی به منی می‌آمد، وقتی که در این باره با وی گفتگو کردند گفت: این کار را همراه رسول الله نیز انجام می‌دادیم([۱۸]).

بیرون‌آمدن زنان به نماز جمعه و عید:

قدر، عظمت و ارزشی که نماز جمعه و عیدین دارند، حاجت به بیان نیست و به سبب همین عظمت و ارزش آن‌ها است که قیود و شروطی را که شرع در نمازهای دیگر در رابطه با حضور در مسجد برای زنان وضع کرده بود برداشته است (رفتن به مسجد در نمازهای خفتن و بامداد و بس)، و به آن‌ها اجازه داده شده که در نماز جمعه و عیدین حاضر شوند، ولی با این حال نماز جمعه بر آن‌ها واجب نیست و از وجوب نماز جمعه به صراحت مستثنی شده‌اند، اما پیامبر علیه السلام بخاطر برخی مصلحت‌های اجتماعی زنان را به حضور رد نماز عید تشویق می‌نموده‌اند؛ چنانچه در سنت صحیح ثابت شده که حضرت رسول ج خودشان شخصاً ازواج مطهرشان را به محل برگزاری نماز عید می‌بردند.

«عَنْ أُمِّ عَطِیَّهَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ کَانَ یُخْرِجُ الأَبْکَارَ وَالْعَوَاتِقَ وَذَوَاتِ الْخُدُورِ وَالْحُیَّضَ فِى الْعِیدَیْنِ فَأَمَّا الْحُیَّضُ فَیَعْتَزِلْنَ الْمُصَلَّى وَیَشْهَدْنَ دَعْوَهَ الْمُسْلِمِین». «از ام عطیه روایت است که گفت: حضرت رسول الله دوشیزگان، زنان پیر، پرده‌نشینان و حائضه‌ها را برای عید بیرون می‌برد، ولی زنان حائضه در محلی دورتر نشسته و فراخوان مسلمانان را نظاره می‌کردند»([۱۹]).

«عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ س أَنَّ النَّبِىَّ ج کَانَ یُخْرِجُ بَنَاتِهِ وَنِسَاءَهُ فِى الْعِیدَیْنِ». «و از ابن عباس  روایت است که حضرت رسول الله  زنان و دخترانش را در عیدین بیرون می‌برد».

و اجتماع و مجلس زنان جدا از اجتماع و مجلس مردان بود، وقتی که حضرت رسول از وعظ و خطابه‌ی مردان فارغ می‌شد به وعظ و پند و خطا به ایشان شروع می‌کرد([۲۰]).

زیارت قبور و مشایعت جنازه:

تشییع جنازۀ مسلمان در اسلام واجب کفایی است و احکام تشویقی که در آن وارد شده بر اهل علم پوشیده نیست ولی تمام آن برای مردان است و زنان از آن نهی شده‌اند اگرچه آن نهی، شدید نیست و در بعضی مواقع به آن‌ها اجازه داده شده است، اما با این همه سخنان حضرت رسول بوضوح به کراهت شرکت زنان در تشییع جنازه دلالت دارد، امام بخاری از ام عطیه روایت می‌کند که:

«نُهِینَا عَنِ اتِّبَاعِ الْجَنَائِزِ، وَلَمْ یُعْزَمْ عَلَیْنَا». «ما از تشییع جنازه ممنوع شده‌ایم و بر ما لازم نیست»([۲۱]).

در سنن ابن ماجه و نسایی آمده است که حضرت رسول الله بر جنازه‌ای حضور داشت که عمر هم حاضر بود. عمر زنی را دید و صدا زد، حضرت رسول الله فرمود: ای عمر! او را رها کن؛ زیرا چشم اشک می‌ریزد و نفس به مصیبت گرفتار است و نسبت خویشی وی نزدیک است.

ممکن بود میت از اقارب آن زن باشد بنابراین، از شدت اندوه فراوان بر بالای جنازه آمده بود و چون حضرت رسول این وضع را درک کرده عمر را از آزار آن زن نهی فرمود.

عین همان حکم در زیارت قبور است، زنان دارای عواطف و قلب رقیق و نازک هستند و یاد خویشان از دست رفته‌شان در دل آن‌ها مؤثر واقع می‌شود، لذا شریعت نمی‌خواهد که عواطف و احساسشان را هر لحظه جریحه‌دار سازد، و در احادیث زیادی تصریح شده که زیارت قبور از طرف زنان ممنوع است:

بطوریکه ترمذی از ابوهریره روایت کرده است که: «لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ ج زُوَّارَاتِ الْقُبُورِ».

حضرت رسول الله زوارات قبور را لعنت گفت، (زوارات آن زنانی هستند که قبرها را بسیار زیارت می‌کنند).

و عایشۀ صدیقه سر قبر برادرش عبدالرحمن ابن ابوبکر س آمد و گفت: «والله لو شهدتک ما زرتک» «اگر من بر جنازۀ تو حاضر می‌بودم، ترا زیارت نمی‌کردم».

و از انس بن مالک روایت است که گفت: حضرت رسول الله زنی را دید که در نزد قبری گریه می‌کرد، پس گفت: از خدا بترس و صبر کن.

به تمام احکام این فصل به تعمق بنگرید، نماز یک عبادت مقدس بوده و مسجد جایگاهی پاک و متبرک است، و حج موسمی است که مسلمانان در خانۀ خدا با قلب پر از تواضع و خضوع حاضر می‌شوند و جنازه و زیارت قبور، آخرت را بیاد مردم آورده و در دلشان حزن و اندوه تولید می‌کند که در تمام این مواقع تمایلات جنسی یا کاملاً سرکوب است و یا که مشاعر، عواطف و احساسات پاک بر آن غلبه نموده ولی با آن همه حضرت رسول الله راضی نشده که حتی در این حالت و در این مراسم و مجالس، زن و مرد با هم مختلط گردند، اگر در این مواقع به ایشان اجازۀ خروج را داده و یا خودش آن‌ها را گاه گاهی بیرون برده است، بر اساس نیت پاک و طهارت و پاکی محل و رقت عواطف و احساسات زنان بوده است و در آن حالت هم حدود و قیود حجاب را مراعات نموده و برای فتنه و فساد حتی زمینۀ اندکی فراهم نکرده است، غیر از حج در تمام عبادات مذکور تصریح کرده است که عدم حضور زن بهتر از حضورش می‌باشد.

پس شما دربارۀ این قانون که برای خروج زنان حتی در عبادات و مراسم دینی، چنین حکمی صادر شده است، چه فکر می‌کنید؟ آیا ایشان اجازه می‌دهد در مدارس، دانشگاه‌ها/ پوهنتون‌ها، ادارات، کارخانه‌ها، گردشگاه‌ها، رقاص‌خانه‌ها، سینماها و نمایشگاه‌ها زن و مرد و یا دختر و پسر با هم یکجا باشند؟

حاضرشدن زنان در جنگ:

علل سختگیری اسلام را در احکام حجاب دانستید، حال به علل ملایمت و نرمی آن توجه کنید تا ضرورتی را که اسلام به خاطر آن در این احکام مسامحه نموده است، در یابید.

مسلماً می‌دانید که مسلمین به جنگ دچار می‌شوند، شدت و سختی‌ها ایشان را فرا می‌گیرد و احوال و شرایط ایجاب می‌کند تمام نیرو و توان ملت در راه دفاع مصرف شود، در این اوضاع به زنان اجازه داده شده است که با مردان در امور و خدمات جنگی شرکت داشته باشند و همیاری کنند، ولی با این وجود باز هم می‌بینیم که اسلام هیچگاه راضی نمی‌شود که آن‌ها را بعنوان نیروهای نظامی و جنگی استخدام کند، بلکه آن‌ها را فقط در بخش خدمات نظامی و جنگی به سمت یاری و کمک‌رسانی در اموری همچون آب‌دادن، غذاپختن، مداوای مریضان و مراقبت بیماران و مجروحین استخدام می‌نماید، چرا که خداوند او را آفریده تا مادری مهربان باشد نه اینکه خون مردم را بریزد و یا سر کسی را از گردن جدا سازد، لذا مسلح‌کردن وی به گرز و شمشیر در حقیقت مسخ‌کردن ذات و سرشت اوست، از این رو اسلام به ایشان اجازه می‌دهد که فقط به منظوردفاع از خود و شرفشان اسلحه برگیرند وبس.چنانکه گفتیم می‌توانند درکارهای کمک‌رسانی فعالیت نمایند و به خاطر مشغول‌شدن به همین خدمات است که از حدود حجاب تا اندازه‌ای کاسته و در آن تخفیف قایل شده است، در آن حال به زنان اجازه داده است تا لباسی را بپوشند که با کمی تغییر و تبدیل به لباس زنان راهبۀ امروزی شباهت دارد.

احادیث همه به این معنی اتفاق نظر دارند که زنان حضرت رسول الله بودند که مجاهدین را آب می‌دادند و مریضان را مداوی می‌کردند و این عمل بعد از نزول حکم حجاب هم باقی ماند([۲۲]).

ترمذی روایت می‌کند که ام سلیم ل و چند زن دیگر از انصار با حضرت رسول الله  در جنگ بودند، به مجاهدین آب می‌دادند و مریضان را مداوا می‌کردند([۲۳]).

در صحیح بخاری است که زنی به حضرت رسول الله گفت: ای رسول خدا! دعا کن تا من از جملۀ کسانی باشم که در جزیرۀ احمر با نام خدا سوار کشتی می‌شوند، پس حضرت رسول الله گفت: «اللهم اجعلها منهم» یعنی «خدایا! این زن را از جملۀ ایشان بگردان»([۲۴]).

از انس روایت است که گفت: در جنگ احد وقتی که مردم از کنار رسول الله دور شدند، من عایشه بنت ابوبکر و ام سلیم  را دیدم که پاچه شلوارشان را بلند کرده بودند بطوریکه سفیدی ساقشان معلوم می‌شد و در آن حال مشک آب را بر دوش گذاشته و در دهان‌های مردم می‌ریختند و دوباره باز می‌گشتند([۲۵]).

عمر بن خطاب در بارۀ زنی بنام ام سلیط روایت می‌کند که حضرت رسول گفت:

در جنگ احد طرف راست و چپ را نمی‌دیدم مگر اینکه چشمم به ام سلیط می‌خورد که به خاطر حمایت من می‌جنگید، زنان دیگری هم از قبیل بنت معوذ و غیره در این جنگ به مجروحین آب داده و شهدا را به مدینه انتقال می‌دادند([۲۶]).

در جنگ حنین ام سلیم با خنجری دیده شد و حضرت رسول الله از وی پرسید که این خنجر چیست؟ جواب داد، من آن را گرفتم تا اگر مشرکی به من نزدیک شود، شکمش را بشکافم([۲۷]).

ام عطیه  با حضرت رسول الله در هفت غزوه شرکت کرده و از پی کاروان می‌رفت و برایشان غذا می‌پخت و مریضان و مجروحین را مداوا می‌نمود([۲۸]).

عبدالله ابن عباس به نجده نوشت که زنان با حضرت رسول الله در غزوات شرکت می‌کردند، مجروحین را مداوا و غنایم را جمع می‌نمودند، ولی به ایشان سهمیه داده نمی‌شد([۲۹]).

از تمام این گفتارها خودتان می‌توانید نتیجه بگیرید که حجاب اسلامی از عادات جاهلیت نیست که بر طبق مصلحت و ضرورت احتماع کم و زیاد شدن در آن وجود نداشته باشد، بلکه در مواقع ضروری در حدود آن تخفیف داده می‌شود و در آن صورت نه تنها کشف چهره و دست بلا مانع است بلکه دیده‌شدن اعضایی که در جملۀ عورت محسوب می‌شود، هم به مقدار ضرورت جایز است، اما وقتی که ضرورت رفع شد، احکام اصلی حجاب به همان حالت سابقش بر می‌گردد و این حجاب از آنجا که از عادات جاهلیت نیست، تخفیف‌دادن آن به هیچ وجه به منزلۀ آزادی مطلق و بی‌بندوباری جنسی زمان جاهلیت شمرده نمی‌شود، زن مسلمان مانند زن اروپایی نیست که بنا به ضرورت‌های اوضاع جنگی از حدود وظیفۀ طبیعی‌اش خارج شود و بعد از اتمام جنگ و از میان رفتن ضرورت به وظیفۀ اصلی‌اش باز نگردد.

پی نوشت:

[۱]- مصلحت در خانه‌بودن نماز زن این است که زنان، با توجه به عادت ماهیانه‌شان مجبورند هر ماه در آن مدت نماز را ترک کنند و زنان با حیا دوست ندارند کس دیگری حتی برادران و خواهرانشان از این راز با خبر شوند. بنابراین، اگر همیشه در بیرون نماز بخوانند و در آن ایام نماز را ترک کنند همه می‌فهمند که او در حالت ماهانه قرار دارد و او از این کار خجالت می‌کشد و این رازی است که خود زنان بیشتر از دیگران آن را درک می‌کنند لذا شریعت با درک این احساس زنان از اول به آن‌ها امر کرد که در خلوت نماز بگذارند تا هیچ کس نداند که چه وقت نماز می‌گزارند و چه وقت ترک می‌کنند، به هر صورت این نصیحت است، و حکم نیست و زنان اجازه دارند که در خانه جماعت کنند و حضرت رسول ج به ام ورقه بنت عبدالله بن حارث ل اجازه داده بود که با زنان نماز جماعت بگذارند. و در سنن دار قطنی و بیهقی آمده است که ام المؤمنین عایشه ل با زنان نماز جماعت ادا کنند، و چون او امام بود در وسط صف ایستاده می‌شد.

[۲]- ابوداود، باب ماجاء فی خروج النساء الی المساجد.

[۳]- به روایت بخاری و مسلم.

[۴]- به روایت ابوداود.

[۵]- این خواهش مخصوص به زن عمر س نبود بلکه بسیاری از زنان اصحاب در مساجد برای نماز حاضر می‌شدند، و بروایت ابوداود است که گاهی زنان دو صف را تشکیل می‌دادند.

[۶]- به روایت بخاری و ترمذی.

[۷]- ترمذی، باب التغلیس فی الفجر و بخاری، باب وقت الفجر و مسلم و ابوداود باب وقت الصبح. و در کتاب‌های دیگر آمده است که: بعد از اتمام نماز، حضرت رسول ج و مردان دیگر انتظار می‌کشیدند تا آنکه زنان بروند و بعد از رفتن ایشان، مردان بیرون می‌رفتند.

[۸]- ابن ماجه، باب فتنه النساء.

[۹]- الموطاء، باب خروج النساء و مسلم و ابن ماجه.

[۱۰]- مسلم، ابوداود، ترمذی، نسائی و مسند امام احمد.

[۱۱]- ترمذی، باب ماجاء فی الرجل یصلی معه.

[۱۲]- بخاری، باب المرأه تکون وحدها صفا.

[۱۳]- بخاری، باب طواف الرجال مع النساء.

[۱۴]- ابوداود.

[۱۵]- بخاری، باب طواف الرجال مع النساء.

[۱۶]- فتح الباری. ۳/ ۳۱۲٫

[۱۷]- موطاء، ابواب الحج.

[۱۸]- ابوداود.

[۱۹]- ترمذی، باب خروج النساء فی العیدین.

[۲۰]- ابن ماجه، عین باب.

[۲۱]- بخاری، باب اتباع النساء الجنازه.

[۲۲]- بخاری، باب حمل الرجل الـمرأه فی الغزو.

[۲۳]- ترمذی، باب ماجاء فی خروج النساء فی الغزه.

[۲۴]- بخاری، غزو الـمرأه فی البحر.

[۲۵]- بخاری، باب غزو النساء و مسلم، باب النساء الغازیات.

[۲۶]- بخاری، باب مداواه النساء الجرحی.

[۲۷]- مسلم، باب غزو النساء مع الرجال.

[۲۸]- ابن ماجه، باب العبید و النساء یشهدون مع الـمسلمین.

[۲۹]- مسلم، باب النساء الغازیات…

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برگرفته ازکتاب: حجاب (ابوالاعلی مودودی)

منبع: وااسلاماه

| ۲۴ آذر ۱۳۹۵

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 13نفر
  • بازدید امروز 52485
  • بازدید دیروز 59440
  • بازید کل 97516412

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com