امکانات کاربری
پیام مدیر

اگر مردم، منکر را ببینند و آن را تغییر ندهند، به زودی خداوند آنها را دچار عذابی فراگیر و همگانی خواهد کرد. نبی معظم اسلام . ص

خبرنامه
خواهرمسلمان
| بازدیدها: 501

resized_monasibathainarawa-jpgw110h136q100این مطلب حاوی دو بحث می باشد

بحث اول: بعضی از آثار وارده در مورد آن.

بحث دوم: بدعت بودن تعریف یعنی اجتماع غیر‌حاجی‌ها در مساجد برای انجام عباداتی که حاجی‌ها در میدان عرفه انجام می‌دهند.

بحث اول: بعضی از آثار وارده در مورد این ماه

  • ابوبکر صدیق از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت می‌کند: «إن الزمان قد استدار کهیته یوم خلق الله السموات والأرض، والسنه إثنا عشر شهراً، منها أربعه حرم: ثلاث متوالیات ذوالقعده وذوالحجه والمحرم، ورجب مضر الذی بین جمادی وشعبان … الخ» متفق علیه([۱])«از روزی که خداوند آسمان‌ها و زمین را آفریده است عصر و زمان مانند هیئت و شکل خود دور می‌زند، سال دوازده ماه است، چهار ماه از این ماه‌ها، ماه‌های حرام هستند: سه ماه حرام پشت سر هم می‌آیند: ذوالقعده، ذوالحجه، محرم، و ماه رجب مبارک که میان جمادی و شعبان قرار دارد».
  • ابوبکر صدیق از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت می‌کند: «شهران لاینقصان، شهرا عیدٍ: رمضان وذوالحجه» متفق علیه([۲]) «دو ماه از فضیلت آن‌ها ‌کم نمی‌شوند، دو ماه عید، یعنی ماه رمضان و ماه ذوالحجه».
  • عمربن خطاب روایت می‌کند: «أن رجلاً من الیهود قال له: یا أمیرالمؤمنین آیه فی کتابکم تقرؤونها لو علینا معشر الیهود نزلت لاتخذنا ذلک الیوم عیداً. قال: أی آیه؟ قال:

﴿ٱلۡیَوۡمَ أَکۡمَلۡتُ لَکُمۡ دِینَکُمۡ وَأَتۡمَمۡتُ عَلَیۡکُمۡ نِعۡمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِینٗا﴾ [المائدۀ: ۳]

قال عمر: «قد عرفنا ذلک الیوم والـمکان الذی نزلت فیه علی النبی ج وهو قائم بعرفه، یوم جمعه» متفق علیه([۳])عمر فاروق  می‌گوید: «مردی یهودی به او گفت: ای امیرالمؤمنین، آیه‌ای در کتاب شما وجود دارد و آن را می‌خوانید اگر برای ما یهودی‌ها نازل می‌شد آن روز را جشن می‌گرفتیم. عمر فاروق گفت: کدام آیه؟ آن مرد گفت: ﴿ٱلۡیَوۡمَ أَکۡمَلۡتُ…﴾ امروز دین و آیین را برای شما تکمیل و به اتمام رساندم، و نعمت خویش را برایتان تمام کردم، و راضی هستم که دین اسلام آیین و برنامه زندگی شما باشد. عمر س گفت: زمان و مکانی را که این آیه بر پیامبر ج نازل شد کاملاً به یاد داریم، در صحرای عرفه در حالی که ایستاده بود و روز جمعه بود بر ایشان نازل شد».

  • ابن عباس می‌گوید پیامبرصلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «ما من أیام العمل الصالح فیهن أحب إلى الله من هذه الأیام العشر، فقالوا یا رسول‌الله ج! ولا الجهاد فی سبیل‌ الله؟ فقال رسول‌الله صلی الله علیه وسلم : ولا الجهاد فی سبیل الله، إلاّ رجل خرج بنفسه وماله، فلم یرجع من ذلک بشیءٍ»([۴]) «هیچ روزی وجود ندارد که عمل صالح در آن از این ده روز منظور ده روز ماه ذی‌الحجه) نزد خداوند محبوب‌تر باشد، اصحاب گفتند: ای رسول خدا صلی الله علیه وسلم از جهاد در راه خدا هم بهتر و محبوب‌تر می‌باشد؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: جهاد در راه خدا هم از آن محبوب‌تر نیست، مگر اینکه کسی با جان و مالش به جهاد رفته باشد و چیزی از آن‌ها ‌برنگردد ـ در راه خدا هر دو را از دست داده باشد».
  • ابوسعید خدری می‌گوید: «نـهى النبی عن صوم یوم الفطر ویوم النحر…» متفق علیه([۵]) «پیامبر از روزه گرفتن روز عید فطر و عید قربان نهی کرده است …».
  • ابوهریره می‌گوید: «أن رسول‌الله نهی عن صیام یومین: یوم الأضحى، ویوم الفطر» متفق علیه([۶])«پیامبر  از روزۀ دو روز نهی کرده است: روز عید قربان و روز عید رمضان».
  • مولی ابن أزهر می‌گوید، با عمربن خطاب در عید شرکت کردم و گفت: «هذان یومان نهی رسول‌الله ج عن صیامهما یوم فطرکم من صیامکم، والیوم الآخر تأکلون فیه من نسککم» متفق علیه([۷])
  • «دو روز هستند که حضرت رسول صلی الله علیه وسلم   از روزه گرفتن آن‌ها ‌نهی کرده است، روزی که از روزه گرفتن افطار می‌کنید عید رمضان و روز دیگری روزی است که از گوشت قربانی‌ها می‌خورید یعنی عید قربان».
  • عن أم الفضل بنت الحارث: «أن ناساً تماروا عندها یوم عرفه فی صوم النبی ج فقال بعضهم: هو صائم. وقال بعضهم: لیس بصائم فأرسلت إلیه بقدح لبن وهو واقف على بعیره، فشربه»متفق علیه[۸]

ام فضل بنت حارث می‌گوید: «جماعتی از مردم نزدش در روز عرفه در مورد روزه گرفتن پیامبر صلی اله علیه وسلم با هم اختلاف پیدا کردند، بعضی می‌گفتند ایشان روزه هستند، و بعضی هم می‌گفتند روزه نیست، در حالی که پیامبر صلی اله علیه وسلم بر شترش ایستاده بود لیوانی پر از شیر را برایش فرستادم، آن را نوشید».

  • عن میمونه :«أن الناس شکوا فی صیام النبی یوم عرفه، فأرسلتُ إلیه بحلاب وهو واقف فی الـموقف، فشرب منه والناس ینظرون» متفق علیه[۹]

میمونه می‌گوید: «مردم در مورد روزۀ پیامبر در روزه عرفه شکایت کردند که آیا روزه است یا خیر؟ من هم ظرفی پر از شیر را برایش فرستادم در حالی که در مکانی ایستاده بود، آن را نوشید و مردم به او نگاه می‌کردند»

  • عایشه صدیقه می‌گوید: «ما رأیت رسول‌الله صائماً فی العشر قط»[۱۰]
  • هرگز پیامبر را ندیدم که ده روز ذی‌الحجه روزه بگیرد.
  • عن ام سلمه ل أن النبی قال: «إذا دخلت العشر وأراد أحدکم أن یضحی، فلا یمس شعره وبشره شیئاً»([۱۱]) «هرگاه ده روز اول ماه ذی‌الحجه فرارسید و یکی از شما خواست قربانی انجام دهد و حیوانی را ذبح کند نباید موهایش و ناخون‌هایش را بگیرد و یا کم کند».
  • ابوقتاده  می‌گوید: مردی نزد پیامبر صلی اله علیه وسلم آمد و گفت: شما چگونه روزه می‌گیرید؟ پیامبر صلی اله علیه وسلم عصبانی شد … سپس فرمود: «ثلاث من کل شهر، ورمضان إلى رمضان، فهذا صیام الدهر کله، صیام یوم عرفه أحتسب على الله أن یکفّر السنه التی قبله، والسنه التی بعده، وصیام یوم عاشوراء أحتسب على الله أن یکفّر السنه التی قبله»)[۱۲]( «به این صورت روزه می‌گیریم: سه روز از هر ماه، ماه رمضان، تا رمضان بعدی هر کس به این صورت روزه بگیرد مثل این است که تمام سال را روزه گرفته باشد، روزۀ روز عرفه که باعث کفاره گناهان سال قبل و بعد می‌شود، روزۀ روز عاشورا که باعث کفاره گناهان سال قبل می‌شود»
  • عن عایشه قالت: إن رسول‌الله صلی اله علیه وسلم قال:«ما من یومٍ أکثر من أن یعتق الله فیه عبداً من النار من یوم عرفه، وإنه لیدنو یباهی بهم الـملائکه. فیقول: أراد هؤلاء؟»([۱۳]).عایشۀ صدیقه می‌گوید: پیامبر صلی اله علیه وسلم می‌فرماید: «هیچ روزی خداوند بیشتر از روز عرفه بندگان خود را از آتش جهنم آزاد نمی‌کند، و نزدیک می‌شود سپس ملائکه به آن‌ها ‌مباهات و افتخار می‌نمایند و می‌گویند آیا این‌ها ‌اراده کرده است؟»
  • عقبه بن عامر می‌گوید: پیامبر صلی اله علیه وسلم می‌فرماید: «یوم عرفه، ویوم النحر، وأیام التشریق، عیدنا أهل الإسلام وهی أیام أکل و شرب»([۱۴])«روز عرفه، روز عید قربان، ایام التشریق،سه روز بعد از عید قربان جشن ما مسلمانان می‌باشند، این روزها روز خوردن و نوشیدن و شادی هستند»
  • انس بن مالک می‌گوید: پیامبر صلی اله علیه وسلم وارد مدینه شد، اهل مدینه در زمان جاهلیت دو روز داشتند که در آن شادی و بازی می‌کردند، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «إن الله تبارک وتعالى قد أبدلکم بهما خیراً منهما یوم الفطر ویوم النحر»([۱۵]) «خداوند تبارک و تعالی به جای این دو روز، دو روز بهتر و خوب‌تر از آن‌ها ‌برای شما قرار داده است، روز عید فطر و روز عید قربان».
  • عبدالله بن عمروبن عاص می‌گوید: نزد پدرم عمروبن عاص س رفتم، دیدم که چیزی می‌خورد، مرا فراخواند که با او بخورم، گفتم روزه هستم، گفت: «هذه الأیام التی نهانا رسول‌ الله ج عن صیامهن، وأمرن بفطرهن. قال مالک: هی أیام التشریق»([۱۶])«این روزها، روزهایی هستند که پیامبر ج از روزه گرفتن در آن‌ها ‌نهی فرموده است و دستور داده است که افطار کنیم، امام مالک می‌فرماید: منظور از این روزها ایام التشریق سه روز بعد از عید قربان) می‌باشد».
  • ابونجیح می‌گوید از ابن عمر در مورد روزۀ عرفه سؤال شد؟ گفت: «حججت مع النبی صلی اله علیه وسلم فلم یصمه، وحججت مع ابی‌بکر فلم یصمه، وحججت مع عمر فلم یصمه، وحججت مع عثمان فلم یصمه، وأنا لا أصومه، ولاآمر به ولا أنهی عنه»([۱۷]) «با پیامبر حج انجام دادم روز نگرفت، با ابوبکر، عمر و عثمان نیز حج انجام دادم هیچ کدام روزه نگرفتند، و من نیز روزه نمی‌گیرم، و به روزه گرفتن آن امر نمی‌کنم و از آن هم نهی نمی‌نمایم»
  • عن عبدالله بن قرط عن النبی قال: «إن أعظم الأیام عندالله تبارک وتعالى یوم النحر، ثم یوم القر»([۱۸])عبدالله بن قرط از پیامبر ج روایت ‌می‌کند که می‌فرماید: «بزرگ‌ترین روز نزد خداوند روز عید قربان است، سپس بعد از آن، روزی که بعد از عید قربان می‌آید یعنی یازدهم ذی‌الحجه»، به آن یوم القر می‌گویند چون مردم در این روز در منی قرار و سکونت می‌گزینند).
  • عبدالله بن عمر می‌گوید: پیامبر در حجی که انجام داد روز عید قربان میان جمرات ایستاد و گفت: «أی یوم هذا؟فقالوا:یوم النحر، قال: هذا یوم الحج الأکبر»([۱۹]). «امروز چه روزی است؟ گفتند: روز عید قربان، فرمود: امروز روز حج اکبر است»
  • عن عبدالله بن عمرو  أن رسول‌الله قال: «أمرتُ بیوم الأضحی عیداً جعله الله لـهذه الأمه…»([۲۰]) عبدالله بن عمرو ب می‌گوید پیامبر فرمودند: «به من دستور داده شده است که روز قربانی را عید بگیریم، خداوند آن را برای این امت عید قرار داده است»
  • عن ابی‌هریره : «أن أبابکر الصدیق بعثه فی الحجه التی أمّره النبی صلی اله علیه وسلم علیها قبل حجه الوداع یوم النحر فی رهط یؤذن فی الناس: لا یحج بعد العام مشرک، ولا یطوف بالبیت عریان»([۲۱]) وفی روایه لأبی داود: «ویوم الحج الأکبر یوم النحر والحج الأکبر الحج»([۲۲])ابوهریره می‌گوید: «ابوبکر صدیق مرا در حجی که پیامبر صلی الله علیه وسلم قبل از حجه‌الوداع ابوبکر را امیر گردانیده بود، فرستاد تا در روز عید قربان با جماعتی دیگر در بین مردم فریاد بزنیم و بگوئیم: بعد از این سال هیچ مشرکی نباید حج انجام دهد، و هیچ شخص لختی به دور بیت الله طواف کند. ابوداود در روایتی می‌گوید: روز حج اکبر روز عید قربان است، و حج اکبر همان حج می‌باشد».
  • عن ابن عباس  قال: «کانوا یرون أن العمره فی أشهر الحج من أفجر الفجور فی الأرض، ویجعلون الـمحرم صفراً، ویقولون: إذا برأ الدبر، وعفا الأثر، وانسخ صفر، حلت العمره لـمن اعتمر. قدم النبی صلی اله علیه وسلم وأصحابه صبیحه رابعه مهلین بالحج فأمرهم أن یجعلوها عمره، فتعاظم ذلک عندهم، فقالوا: یا رسول‌الله صلی الله علیه وسلم! أی الحل؟ قال: حل کله»[متفق علیه]([۲۳])ابن عباس می‌گوید: «بعضی‌ها تصور می‌کردند انجام دادن عمره در ماه‌های حج از خطرناک‌ترین گنا‌هان می‌باشد، ماه محرم را ماه صفر قرار می‌دادند، و می‌گفتند: هر گاه زخم پشت شترها خوب شد و مشقت و ناراحتی سفر به اتمام رسید، و اثر و علامت آن زخم‌ها کهنه و قدیمی شد، و ماه صفر به آخر رسید، عمره برای کسی که قصد آن را دارد حلال می‌گردد. پیامبر ج همراه اصحاب صبح روز چهارم وارد مکه شد و صدای تهلیلش را به منظور انجام حج بلند کرد، و به اصحاب دستور داد عمره انجام دهند، اصحاب هم برایشان سخت بود، و گفتند: ای رسول خدا صلی اله علیه وسلم! کجا حلال شده ؟ پیامبر ج فرمود همه‌اش حلال است و اشکالی ندارد».
  • عن عبدالله بن عمر  أنه کان یقول: «من اعتمر فی أشهر الحج: فی شوال، أو ذی‌القعده، أو فی ذی‌الحجه …» الأثر([۲۴])«هر کس در ماه‌های حج: در ماه شوال، ذی‌القعده، یا در ذی‌الحجه عمره راه انجام دهد …».
  • قال ابن عباس  «وأشهر الحج التی ذکر الله تعالى: شوال، وذوالقعده، وذوالحجه …» الأثر([۲۵]) ابن عباس س می‌گوید: «ماه‌های حج که خداوند آن‌ها ‌را بیان کرده است عبارتند از شوال، ذوالقعده و ذوالحجه …».
  • عن ابن عباس : ﴿وَٱلۡفَجۡرِ١﴾ [الفجر: ۱] قال: فجر النهار، ﴿وَلَیَالٍ عَشۡرٖ٢﴾ [الفجر: ۲] قال: عشر الأضحی([۲۶]) ابن عباس می‌گوید: والفجر یعنی نور سپیده دم روز، ولیال عشر یعنی ده روز ماه ذی‌الحجه و قربان.
  • عن جابر عن النبی صلی الله علیه وسلم قال: «إن العشر عشر الأضحى، والوتر یوم عرفه والشفع یوم النحر»([۲۷]) جابر از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت می‌کند: «منظور از عشر در قرآن ده روز ماه ذی‌الحجه می‌باشد، و وتر یعنی روز عرفه، و الشفع یعنی روز عید و قربانی کردن».

در مورد بعضی از اعمال و فضل آن‌ها ‌در ماه ذی‌الحجه احادیث موضوعی وارد شده است، بعضی از آن‌ها ‌را بیان می‌کنیم:

حدیث: «من صام العشر فله بکل یوم صوم شهر، وله بصوم یوم الترویه سنه، وله بصوم یوم عرفه سنتان»([۲۸]) «هر کس ده روز اول ماه ذی‌الحجه را روزه بگیرد، در برابر هر روز یک ماه برای او محسوب می‌شود، و در مقابل روزۀ روز هشتم این ماه یک سال حساب می‌شود، و برای او روزۀ روز عرفه دو سال حساب می‌شود»

حدیث: «من صام آخر یوم من ذی‌الحجه، وأول یوم من الـمحرم، فقد ختم السنه الـماضیه، وافتتح للسنه الـمستقبله بصوم جعله الله کفاره خمسین سنه»([۲۹]) «هر کس آخرین روز از ماه ذی‌الحجه و اولین روز ماه محرم را روزه بگیرد سال گذشته را با روزه به پایان رسانده و سال آینده را با روزه شروع کرده است، خداوند آن را کفارۀ گناهان پنجاه سال قرار داده است»

حدیث: «من صلى یوم عرفه بین الظهر والعصر أربع رکعات، یقرأ فی کل رکعه بفاتحه الکتاب مره، وقل هو الله أحد خمسین مره، کتب الله له ألف ألف حسنه …»([۳۰]) «هر کس روز عرفه بین نماز ظهر و عصر چهار رکعت نماز بخواند، در هر رکعت سوره فاتحه را یک مرتبه و قل هو الله احد را پنجاه مرتبه بخواند، خداوند برای او هزار هزار حسنه می‌نویسد»

حدیث: «من صلى یوم عرفه رکعتین یقرأ فی کل رکعه بفاتحه الکتاب ثلاث مرات … إلا قال الله ﻷ: أشهدکم أنی قد غفرت له»([۳۱]) «هر کس روز عرفه دو رکعت نماز بخواند، در هر رکعت سورۀ فاتحه را سه مرتبه بخواند … الی آخر حدیث خداوند می‌فرماید: شما را شاهد می‌گیرم که قطعاً او را عفو کردم»

حدیث: «من صلى لیله النحر، رکعتین یقرأ فی کل رکعه بفاتحه الکتاب خمس عشره مره، وقل هو اله أحد خمس عشره مره … جعل الله اسمه فی أصحاب الجنه … الخ»([۳۲]). «هر کس شب عید قربان دو رکعت نماز بخواند، در هر رکعت سورۀ فاتحه را پانزده مرتبه و قل هو‌الله احد را پانزده مرتبه بخواند … خداوند نام او را در لیست اصحاب بهشت قرار می‌دهد».

حدیث: «إذا کان یوم عرفه غفرالله للحاج، فإذا کان لیله الـمزدلفه غفر الله للتجار .. الخ»([۳۳])

«هر گاه روز عرفه فرارسید خداوند حاجی‌ها را عفو و مورد بخشش قرار می‌دهد، و هر شب مزدلفه فرارسید خداوند تجار را عفو می‌کند و مورد بخشش قرار می‌دهد، الی آخر حدیث».

و سایر احادیث باطل دیگر که از پیامبر ج صحیح نمی‌باشند، والله اعلم.

بحث دوم: بدعت مراسم شب عرفه تعریف

منظور از تعریف:

جمع شدن مردم در شب عرفه در مساجد در غیر صحرای عرفه است، که آنچه حاجی‌ها در میدان عرفه از دعا و عبادات انجام می‌دهند آن‌ها ‌هم در مساجد انجام می‌دهند([۳۴])

و اولین کسی که مردم را در روز عرفه در مساجد جمع کرد ابن عباس س بود، که در مسجد بصره آن را انجام داد([۳۵])

و بعضی می‌گویند اولین کسی که آن را انجام داد در کوفه([۳۶]) و معصب‌بن زبیر بود([۳۷])

ابن کثیر در شرح حال ابن عباس می‌گوید: ابن عباس اولین نفری بود که در بصره مردم را برای انجام مراسم روز عرفه جمع کرد و شب عرفه بالای منبر می‌رفت و مردم بصره را کنار خود جمع می‌کرد، و بعد از عصر تا غروب قسمتی از قرآن را برای مردم تفسیر می‌کرد و تذکر و نصیحت‌هایی برای مردم بیان می‌کرد سپس از منبر پایین می‌آمد، و نماز مغرب را می‌خواندند([۳۸])

حکم مراسم عرفه تعریف

علما در مورد حکم مراسم شب عرفه در مساجد اختلاف نظر دارند:

۱- ابن وهب می‌گوید: از امام مالک در مورد نشستن در مراسم روز عرفه سؤال کردم، که مردم در مساجد خود می‌نشینند، و امام مردانی را دعوت می‌کند و تا طلوع آفتاب دعا و نیایش می‌کنند، که امام مالک فرمود: چنین چیزی را ندانسته‌ایم و نمی‌شناسیم، و امروز مردم آن را انجام می‌دهند([۳۹])

در جای دیگر ابن وهب می‌گوید: شنیدم از امام مالک در مورد نشستن مردم در مساجد در شب عرفه بعد از نماز عصر، و اجتماع آن‌ها ‌برای دعا کردن سؤال شد، جواب داد: این کار مردم نیست بلکه کلیدها و راه‌های این چیزها از بدعت می‌باشد([۴۰])

امام مالک می‌گوید: مکروه می‌دانم که مردمان در سرزمین‌های دیگر روز عرفه در مساجد برای دعا کردن بنشینند، و هر کس دید که مردم برای دعا کردن جمع شده‌اند آنجا را ترک کند، و نشستن او در خانه‌اش به نظر من بهتر و خوب‌تر است، و هر گاه وقت نماز آمد به مسجد برگردد و نمازش را در مسجد بخواند([۴۱])

ابن وضاح از أبی حفص مدنی روایت می‌کند که می‌گوید: مردم روز عرفه در مسجد النبی ج بعد از عصر جمع شدند و دعا می‌کردند، نافع مولی ابن عمر از خانۀ آل عمر بیرون آمد و گفت: ای مردم آنچه که شما آن را انجام می‌دهید بدعت است، و سنت نمی‌باشد، ما به کسانی رسیده‌ایم که این کار را انجام نداده‌اند، سپس برگشت و در آن مجلس و مراسم شرکت نکرد، برای بار دوم بیرون آمد و همان سخنان را تکرار کرد و برگشت([۴۲])

از ابن عون روایت شده است که می‌گوید: شاهد بودم که از ابراهیم نخعی در مورد اجتماع مردم در شب عرفه سؤال شد، گفت: مکروه است و چیزی محدث و بدعت می‌باشد([۴۳])

از سفیان روایت شده است: عرفه فقط در مکه درست است، در این شهرها عرفه‌ای وجود ندارد([۴۴])

حارث‌بن مسکین می‌گوید: لیث‌بن سعد را می‌دیدم که بعد از عصر روز عرفه از مسجد برمی‌گشت و به خانه می‌رفت و تا نزدیک مغرب برنمی‌گشت([۴۵])

طرطوشی می‌‌گوید: بدانید که تمام ائمه فضل و خوبی دعای روز عرفه را دانسته‌اند، اما گفته‌اند که باید این کار در صحرای عرفه در مراسم حج صورت گیرد، نه در جاهای دیگر، و از طرفی هم مانع کسی نشده‌اند که به تنهایی با نیت صادق و مخلصانه دعا کند، آنچه که ائمه آن را مکروه و زشت دانسته‌اند ایجاد و بدعت‌سازی در دین می‌باشد، و یا اینکه مردم عوام گمان کنند که در سایر مناطق هم اجتماع و دعای روز عرفه سنت می‌باشد، و این کار باعث می‌شود چیزی که از دین نیست به آن اضافه شود.

در بیت‌المقدس بودم، روز عرفه اهل شهر و روستا در مسجد جمع می‌شدند رو به قبله می‌ایستادند و با صدای بلند دعا می‌کردند، درست مثل میدان عرفه، و خودم خیلی واضح و آشکار از آن‌ها ‌می‌شنیدم که می‌گفتند هر کس چهار مرتبه در بیت‌المقدس بایستد، به اندازۀ یک حج ثواب دارد، سپس آن را به جای انجام فریضۀ حج قرار می‌دادند([۴۶])

بیهقی از شعبه روایت می‌کند که از او در مورد حکم اجتماع مردم در روز عرفه در مساجد سؤال کردم، جواب داد این کار بدعت می‌باشد([۴۷])

ابراهیم نخعی هم گفته است: بدعت می‌باشد([۴۸])

۲- ابوشامه می‌گوید: ابن عباس ب نیت آورد و نشست و دعا کرد، همچنین حسن هم بدون قصد جمعیت و به خاطر مشابهت به اهل عرفه دعا کرد، اما اینکه عوام را طوری بفهمانیم که این کار عبادتی از عبادت‌های دین است کاری منکر و زشت می‌باشد، اما چرا ابن عباس س آن را انجام داده است احتمال دارد به صورت و شکلی باشد که منکر و بدعت نبوده است.

ابن قتیبه در احادیث غریب خود در مورد حدیث ابن عباس که حسن آن را بیان کرده است می‌گوید: اولین کسی که مراسم روز عرفه را در بصره انجام داد ابن عباس بود، بالای منبر رفت، سورۀ بقره و آل‌عمران را خواند و آن‌ها ‌را حرف به حرف تفسیر کرد، گفتم  این سخن و قول ابوشامه است پس مراسمی که ابن عباس برای روز عرفه انجام داده است به این صورت بوده که قرآن را برای مردم تفسیر کرده است، در واقع آن‌ها ‌برای شنیدن علم اجتماع کرده‌اند، و این کار شب عرفه بوده است، پس گفتند ابن عباس برای شب عرفه مراسم و مجلس در بصره تشکیل داده است، چون مردم مانند صحرای عرفه جمع می‌شدند.

پس به طور کلی تشکیل مراسم روز عرفه اگر منجر به مفسده و حرامی شود حرام و ممنوع است، همانطور که طرطوشی در تشکیل این مراسم در بیت‌المقدس بیان کرد([۴۹])

قاضی می‌گوید: تشکیل مراسم شب عرفه در شهرها اشکالی ندارد، الأثرم می‌گوید: از ابو عبدالله در مورد تشکیل مراسم و مجالس شب عرفه و اجتماع مردم در مساجد سؤال کردم؟ گفت: امیدوارم اشکالی نداشته باشد، بیشتر از یک نفر آن را انجام داده‌اند.

احمد می‌گوید: اشکالی ندارد، چون دعا و ذکر است، گفته شد: آیا شما آن را انجام می‌دهی؟ گفت: اما من نه، شرکت نمی‌کنم)([۵۰])

شیخ محمدبن ابراهیم آل شیخ روایت أثرم از امام احمد – رحمهم الله – را چنین دنبال می‌کند و می‌گوید: آنچه من آن را ترجیح می‌دهم انجام ندادن آن می‌باشد، چون این عبادت اختصاص به میدان عرفه دارد، نه به غیر این مکان، ملحق کردن مکانی به مکان دیگری برای عبادت اضافه نمودن به دین می‌باشد، پس چنین کاری بدعت می‌باشد([۵۱])

شیخ الإسلام ابن تیمیه می‌فرماید: پیروی از سنت گذشتگانی چون ابن عمر که دستش را در جایگاه پیامبر ج قرار داد، و تشکیل مراسم روز عرفه توسط ابن عباس در بصره، و عمروبن حریث در کوفه، این کارها به علت اینکه سایر اصحاب آن را انجام نداده‌اند، و پیامبر ج هم آن را برای امت خود قرار نداده است، نمی‌توان گفت این کارها سنت می‌باشند، نهایتاً می‌توان گفت: این چیزی است که اجتهاد صحابه می‌باشد، یا نمی‌توان انجام‌دهندۀ آن را منع کرد، چون از کارهایی است که می‌توان در آن اجتهاد کرد، نه به این عنوان که سنتی مستحب است که پیامبر ج آن را برای امتش قرار داده است. یا می‌توان در مورد مراسم روز عرفه گفت: بعضی اوقات اشکالی ندارد به شرطی که سنت راتبه قرار داده نشود.

علما هم در این مورد چنین می‌گویند مثلاً: بعضی اوقات آن را مکروه و بعضی اوقات اجتهاد در مورد آن را جایز می‌دانند بعضی اوقات آن را اجازه می‌دهند، به شرطی که بعنوان یک سنت انجام نشود و هیچ عالمی آن را سنت نداند و نگوید این کار سنتی مشروع برای مسلمانان می‌باشد، سنت مشروع آن است که پیامبر ج آن را مشروع کرده باشد، چون غیر از پیامبر ج هیچ کس حق ندارد چیزی را سنت و یا مشروع قرار دهد، و آنچه خلفای راشدین سنت قرار داده‌اند به دستور و فرمان پیامبر ج بوده است، پس هر چیزی هم به دستور و فرمان او باشد سنت است.)([۵۲])

شیخ الإسلام ابن تیمیه بیان می‌کند که دوام و استمرار بر اجتماع‌هایی که سنت و مشروع نیستند بدعت می‌باشد، مثل اذان گفتن در عیدهای قربان و رمضان، قنوت در نمازهای پنجگانه، یا در نماز صبح و عشاء، انجام مراسم روز عرفه در شهرها، … شباهت دادن غیر سنت‌ها به سنت‌ها بدعتی مکروه می‌باشد، همانطور که قرآن، سنت و آثار و قیاس بر آن دلالت دارند([۵۳])

همچنین می‌فرماید: فصل: در این روز مبارک همراه با تشکیل این عید ایجاد شده، عید مکانی هم ایجاد می‌کنند، که این کار، قبح و زشتی مسئله را زیاد می‌کند، و باعث اخراج از شریعت می‌شود، از جملۀ این کارهای قبیح: آنچه که روز عرفه انجام می‌دهند که میان مسلمانان اختلافی بر نهی آن وجود ندارد و آن هم رفتن بسوی قبر کسی که گمان می‌برند فرد صالحی است، و روز عرفه اجتماع بزرگی نزد قبر او تشکیل می‌دهند، همچنان که بعضی‌ها در مناطق شرقی و غربی آن را انجام می‌دهند، و مراسم روز عرفه را آنجا نزد قبر تشکیل می‌دهند، همان کارهایی که در میدان عرفه انجام می‌گردد، آنجا نیز تکرار می‌شود، این نوعی حج بدعت است که خداوند به آن دستور نداده است، و شباهت به حج شرعی دارد که خداوند از آن منع کرده است، و همچنین رفتن بر سر قبرها و قرار دادن آنجا برای انجام مراسم عید می‌باشد.

همچنین سفر کردن به بیت‌المقدس برای انجام مراسم روز عرفه این کار هم گمراهی و ضلالت آشکار می‌باشد، رفتن به بیت‌المقدس برای انجام دادن اعتکاف و نماز، مستحب و مشروع است، بیت‌المقدس یکی از سه مسجدی است که بار سفر بسوی آن بسته می‌شود، اما رفتن به آن در ایام حج مکروه است، چون رفتن در این ایام به منزلۀ اختصاص دادن وقت و زمان معینی برای زیارت بیت‌المقدس می‌باشد در حالی که هیچ تخصیصی برای زیارت بیت‌المقدس در این زمان وجود ندارد و با وقت‌های دیگر فرقی ندارد.

همچنین در آن شباهت حج به مسجدالحرام و تشبیه آن به کعبه وجود دارد، به هیمن خاطر منجر به چیزهایی شده که انسان مسلمان شکی ندارد این کارها شریعت و دین دیگری غیر از دین اسلام می‌باشند، و آن این است که بعضی از گمراهان به دور صخره طواف می‌کنند، یا آنجا سرش را می‌تراشد یا کم می‌کند، یا آنجا قصد قربانی کردن دارد، و همین طور بعضی از گمراهان دور قبه‌ای که در جبل الرحمه([۵۴]) در عرفه وجود دارد طواف می‌کنند، همانطور که به دور کعبه طواف می‌نمایند.

اما اجتماع در این مراسم و مجالس برای خواندن آوازها، زدن دف در مسجد‌الأقصی و امثال آن از قبیح‌ترین و زشت‌ترین منکرات می‌باشد، از جملۀ این منکرات:

  • انجام این کارها در مسجد است، در حالیکه آواز خواندن‌، زدن دف وغیره در خارج از مساجد از آن‌ها ‌نهی شده است، حالا باید در مسجد‌الأقصی چگونه باشند!!!
  • آنچه که باطل و فاسد است بعنوان دین قلمداد شده است.
  • انجام این کارها در زمان و موسم حج.

اما اگر کسی به مسجد شهر خود برای دعا و ذکر در روز عرفه برود، این کار انجام مراسم روز عرفه در شهرها است که علما در مورد آن اختلاف نظر دارند، ابن عباس و عمروبن حریث از صحابه و گروهی از اهل بصره و مدینه آن را انجام داده‌اند، و امام احمد آن را اجازه داده است – با اینکه آن را مستحب ندانسته است- قول مشهور امام احمد همین است که ذکر شد، و گروهی از اهل کوفه و مدینه مثل ابراهیم نخعی، ابوحنیفه و مالک و غیر آن‌ها ‌نیز بر همین رأیند.

و کسانی که این مراسم‌ را مکروه می‌دانند، می‌گویند: این مراسم بدعت است، و هم از لحاظ لفظی و هم از لحاظ معنایی تحت عمومیت بدعت قرار می‌گیرد. و کسی که آن را جایز دانسته می‌گوید: ابن عباس در بصره که آنجا خلیفۀ علی‌بن ابیطالب س بود آن را انجام داد و علی س ایشان را از این کار منع نکرد، و آنچه در زمان خلفای راشدین انجام شود و خلفا آن‌ها ‌را نهی نکنند بدعت نمی‌شود، اما چیزهای اضافی مانند بلند کردن صدا در مساجد برای دعا کردن و انواع خطبه و اشعار باطل همۀ این‌ها ‌چه در این روز و روزهای دیگر مکروه و زشت می‌باشند.

فرق میان این مراسم روز عرفه که در آن اختلاف وجود دارد و میان مراسمی که در آن‌ها ‌اختلاف وجود ندارد این است: در مراسم‌ مورد اختلاف و بدعت، مکان معین و مشخصی را برای این کار تعیین می‌نمایند مانند قبر یک انسان صالح، یا مسجد‌الأقصی، این‌ها ‌تشبیه به عرفات است، بر خلاف مسجد شهری که در آن سکونت دارند که در واقع این مکان را تعیین نکرده‌اند بلکه مسجدی است که قبلاً هم در آنجا عبادت می‌کردند، و هدف این است که خانه‌ای از خانه‌های خداوند باشد، اگر آن مسجد را با هدف و منظوری تغییر دهند حکم آن نیز تغییر می‌یابد، به همین خاطر قلب‌ها باید به نوع مساجد تعلق داشته و مرتبط باشند نه به عین و خصوصیت مساجد.

و همچنین مسافرت کردن به مکانی برای انجام مراسم عرفه مانند حج می‌شود، بر خلاف همان شهری که در آن سکونت دارد.

مگر نمی‌دانیم که پیامبر می‌فرماید: «لاتشدَّ الرحال إلا إلى ثلاثه مساجد: الـمسجد الحرام، والـمسجد الأقصى، ومسجدی هذا»([۵۵]) «بار سفر بسته نمی‌شود و مسافرت برای کسب خیر درست نیست مگر برای سه مسجد: مسجدالحرام در مکه، مسجد‌الأقصی در فلسطین، و مسجد من مسجدالنبی در مدینه». در این حدیث که در آن جای هیچ‌گونه اختلاف نظری میان علما نیست پیامبر ج از سفر کردن به غیر از این مساجد نهی کرده است، و اما معلوم است رفتن انسان به مسجد شهر خود یا واجب است مثل نماز جمعه، یا مستحب است مثل اعتکاف در آن.

و از طرف دیگر، انجام مراسم روز عرفه نزد قبر، قرار دادن آن مکان به عنوان مکان عید می‌باشد که این خود ذاتاً حرام است، حالا فرقی ندارد سفر صورت گرفته باشد یا خیر، در روز عرفه باشد یا روزهای دیگر، چون از عیدهای زمانی و مکانی است([۵۶])

از آنچه گذشت برای من روشن می‌شود – والله اعلم – که انجام مراسم روز عرفه دو نوع است:

اول: علما بر مکروه بودن آن اتفاق نظر دارند، و آن را زمانی بدعت و کاری باطل می‌دانند که در روز عرفه این اجتماع نزد قبور صورت گیرد، یا مکانی مشخص و معین برای این مراسم تعیین گردد مثل مسجد‌الأقصی و تشبیه کردن این مکان‌ها به میدان عرفات، چون در این صورت این کار بعنوان حج مبتدع محسوب می‌شود، و به وجود آوردن حجی دیگر مثل حج شرعی است، و قرار دادن قبرستان‌ها برای مراسم عید و جشن‌ها می‌باشد، حتی کار به جایی رسید که گمان می‌کردند کسی که چهار مرتبه در بیت‌المقدس در این مراسم شرکت کرده باشد با یک حج رفتن برابری می‌کند، سپس آن را وسیله‌ای برای اسقاط و رفع تکلیف حج قرار می‌دادند، همانطور که طرطوشی در کتاب خود «الحوادث و البدع» آن را بیان کرده است([۵۷])، و این همان چیزی است که شیخ الإسلام ابن تیمیه / در مورد آن گفته است: درمیان مسلمانان اختلافی برای نهی کردن از آن وجود ندارد([۵۸])

دوم: مراسمی که علما در آن اختلاف نظر دارند، و آن مراسمی است که انسان به مسجد شهر خود در روز عرفه برای دعا و ذکر کردن برود، بعضی از آن‌ها ‌گفته‌اند: کاری محدث و بدعت می‌باشد. و بعضی گفته‌اند اشکالی ندارد.

آنچه من آن را ترجیح می‌دهم – والله اعلم – اگر انسان در روز عرفه به منظور دعا و ذکر به مسجد شهر خود برود بدعت است.

و اما کسی که آن را جایز دانسته است به عمل ابن عباس و غیر او از صحابه و تابعین استدلال می‌کند، جواب این افراد به دو صورت داده می‌شود:

۱- فعل صحابه نمی‌تواند مقابل نصوص صریح قرار گیرد، آن نصوصی که در مورد نهی از احداث و ایجاد در دین وارد شده است، که زیاد هستند، از جمله: قوله ج: «مَن أحدث فی أمرنا هذا ما لیس منه فهو رد»([۵۹])«هرکس در دین ما چیزی اضافه کند که از آن نباشد مردود است»

و قوله: «من عمل عملاً لیس علیه أمرنا فهو رد»([۶۰]) «هر کس کاری انجام دهد که برای آن امر و فرمان ما نباشد مردود است»

و قوله : «وإیاکم و محدثات الأمور، فإن کل محدثه بدعه …»([۶۱]) «بترسید از ایجاد کردن و اضافه کردن به دین، چون هر اضافه کردن به دین بدعت است»

و سایر نصوص ثابتی که صراحتاً از اضافه و احداث در دین نهی می‌کنند.

۲- ابن عباس س هدفش از اجتماع مردم برای دعا و ذکر تشبیه به اهل عرفه نبود، چون این کار از عبادت‌های در دین می‌باشد، همانطور که ابوشامه در کتاب خود «الباعث» آن را بیان کرده است([۶۲])

بلکه اجتماع آن‌ها ‌برای شنیدن تفسیر قرآن بوده است به خصوص اینکه ابن عباس س بعد از پیامبر ج عالم‌ترین و آگاه‌ترین فرد به تفسیر و تأویل قرآن می‌باشد، پس وارد نشده که آن‌ها ‌برای دعا و استغفار اجتماع کرده باشند.

و همچنین وارد نشده – البته طبق آگاهی محدود من که ابن عباس س این کار را دفعه‌ای دیگر تکرار کرده باشد، پس چگونه و با چه دلیلی کسی آن را سنت مشروع قرار می‌دهند و هر سال آن را انجام می‌دهند؟!!

به کلام شیخ الإسلام ابن تیمیه اشاره کردم که در آن آمده است، دوام و استمرار بر اجتماع و مراسم‌ غیر سنت‌های مشروع، بدعت می‌باشند، و برای مثال به مراسم‌ روز عرفه در شهرها اشاره کرد. والله اعلم.

زید بن أرقم می‌گوید: روزی پیامبر صلی اله علیه وسلم کنار آبی که به آن خم گفته می‌شد و بین مکه و مدینه بود میان ما برخاست و خطبه‌ای ایراد کرد، حمد و ثنای خدا را به جا آورد، برای مردم موعظه و پند داد، سپس فرمود: «أما بعد، ألا أیها الناس! فإنما أنا بشر یوشک أن یأتی رسول ربی فأجیب، وأنا تارک فیکم ثقلین: أولـهما کتاب الله، فیه الـهدی والنور، فخذوا بکتاب الله، واستمسکوا به فحث على کتاب الله ورغب فیه. ثم قال: وأهل بیتی، أذکرکم الله فی أهل بیتی، أذکرکم الله فی أهل بیتی … » الحدیث([۶۴]) «اما بعد، ای مردم! من مثل شما انسان هستم، ممکن است مأمور و فرستادۀ خدای من برای قبض روح بیاید و من هم تسلیم شوم، درمیان شما دو چیز ارزشمند و با قیمت ترک خواهم کرد: اول کتاب خدا قرآن، که در آن هدایت و نور می‌باشد، آن را بگیرید و به آن چنگ زنید. در مورد قرآن توصیۀ زیاد کرد و تشویق و ترغیب نمود، سپس فرمود: و اهل بیت من، در مورد اهل بیت من خدا را به یاد شما می‌آوردم سه مرتبه آن را تکرار کرد»، الی آخر حدیث.

براء بن عازب  می‌گوید: در مسافرتی با رسول خدا صلی اله علیه وسلم بودیم در غدیر خم پیاده شدیم، برای اقامۀ نماز ندا برآمد، برای پیامبر ج زیر دو درخت جارو زده شد، نماز ظهر را خواند و دست علی س را گرفت و گفت: «ألستم تعلمون أنی أولى بالـمؤمنین من أنفسهم؟ قالوا: بلا. قال: ألستم تعلمون أنی أولى بکل مؤمن من نفسه؟ قالوا: بلى. قال: فأخذ بید علی فقال: من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه قال: فلقیه عمر بعد ذلک فقال له: هنیئاً یا ابن‌أبی طالب! أصبحت وأمسیت ولی کل مؤمن ومؤمنه»([۶۵]) «آیا می‌دانید که من برای مسلمانان باید از خودشان مقدم‌تر و سزاوارتر باشم؟ گفتند: بله، فرمود: آیا می‌دانید که من برای هر مؤمنی از نفس خودش سزاوارتر و شایسته‌تر و مقدم‌تر هستم؟ گفتند: بله. سپس پیامبر ج دست علی س را گرفت و گفت: هر کس من را دوست دارد باید علی را نیز دوست داشته باشد، پروردگارا هر کس علی را دوست می‌‌دارد او را دوست داشته باش و هر کسی با او دشمنی می‌ورزد با او دشمن باش. بعد از آن عمر  به علی رسید و به او گفت: مبارک باشد ای ابن ابی‌طالب، برای همیشه دوست هر زن و مرد مسلمانی شدی»

 

پی نوشت:

[۱]- رواه البخاری فی صحیحه مع فتح الباری، (۱۰/۷)، حدیث شماره (۵۵۵۰) و مسلم فی صحیحه، حدیث (۱۶۷۹).

[۲]- رواه البخاری فی صحیحه مع فتح الباری، (۴/۱۲۴)، حدیث شماره (۱۹۱۲) و مسلم فی صحیحه، حدیث (۱۰۸۹).

[۳]- رواه البخاری فی صحیحه مع فتح الباری، (۱/۱۰۵)، حدیث شماره (۴۵) و مسلم فی صحیحه، حدیث (۳۰۱۷).

[۴]- رواه البخاری فی صحیحه مع فتح الباری، (۲/۴۵۷)، کتاب العیدین، حدیث شماره (۹۶۹) و رواه احمد فی مسنده، (۲/۱۶۱-۱۶۲) و رواه ابوداود فی سننه، (۲/۸۱)، حدیث شماره (۲۴۳۸) و رواه الترمذی فی سننه، (۲/۱۲۹)، ابواب الصوم، حدیث شماره (۷۵۴) و گفته: حدیث ابن عباس حدیث حسن غریب صحیح است، و سنن دارمی، کتاب الصیام، باب فی فضل العمل فی العشر، وصحیح ابن خزیمه، حدیث شماره: ۲۸۶۵٫

[۵]- رواه البخاری فی صحیحه مع فتح الباری، (۴/۲۳۹)، حدیث شماره (۲) و مسلم، حدیث (۱۱۳۷)

[۶]- رواه البخاری فی صحیحه مع فتح الباری، (۴/۲۴۰)، حدیث شماره (۱۹۹۳) و مسلم، کتاب الصیام، حدیث شماره: (۱۱۳۷).

[۷]- رواه البخاری فی صحیحه مع فتح الباری، (۴/۲۳۸-۲۳۹)، حدیث شماره (۱۹۹۰) و مسلم، حدیث (۱۱۳۷).

[۸]- رواه البخاری فی صحیحه مع فتح الباری، (۴/۲۳۷)، حدیث(۱۹۸۸) و مسلم فی صحیحه، حدیث (۱۱۲۳).

[۹]- رواه البخاری فی صحیحه مع فتح الباری، (۴/۲۳۷)، کتاب الصوم، حدیث (۱۹۸۹) و مسلم فی صحیحه، کتاب الصیام، حدیث شماره: (۱۱۲۴).

[۱۰]- مسند امام احمد ۶/ ۴۲، و صحیح مسلم، کتاب الاعتکاف، حدیث شماره: (۱۱۷۶)، و سنن ابوداود، کتاب الصوم، حدیث شماره: ۲۴۳۹، و سنن ترمذی، حدیث شماره: ۷۵۳، ابواب الصوم، و صحیح ابن خزیمه، حدیث شماره: ۲۱۰۳٫

[۱۱]- رواه مسلم فی صحیحه، (۳/۱۵۶۵)، حدیث شماره (۱۹۷۷) و رواه الترمذی فی سننه، (۳/۳۹)، حدیث شماره (۱۵۶۱) با سند و لفظ دیگری و گفته: حدیثی حسن است، و سنن نسائی ۲/ ۲۱۲ کتاب الضحایا، و مستدرک حاکم، کتاب الأضاحی ۴/ ۲۲۰ و گفته: این حدیث بر شرط شیخین صحیح است.

[۱۲]- رواه احمد فی مسنده، (۵/۲۹۶-۲۹۷) و رواه مسلم فی صحیحه، (۳/۸۱۸-۸۱۹)، حدیث شماره (۱۱۶۳) و رواه ابوداود فی سننه، حدیث (۳۴۳۵)، و سنن ترمذی، ابواب الصوم، حدیث شماره: ۷۴۹، صحیح ابن خزیمه، ابواب الصوم التطوع، حدیث شماره: ۲۰۸۷٫

[۱۳]- رواه مسلم فی صحیحه، (۲/۹۸۲-۹۸۳)، کتاب حج، حدیث شماره (۱۳۴۸) و روه النسائی فی سننه، (۵/۲۵۱)، کتاب مناسک الحج، باب ما ذکر فی یوم عرفه، و مستدرک حاکم، کتاب المناسک ۱/۴۶۴ و گفته: سند این حدیث صحیح است اما بخاری و مسلم آن را نیاورده‌اند.

[۱۴]- رواه احمد فی مسنده، (۴/۱۵۲) و رواه مسلم فی صحیحه، (۲/۸۰۰)، حدیث شماره (۱۱۴۱) به روایت نبیشه هذلی، و سنن ابوداود، کتاب الصوم، حدیث شماره: ۲۴۱۹، و سنن ترمذی، حدیث شماره: ۷۷۰، ابواب الصوم و گفته: این حدیث حسن صحیح است، و سنن نسائی، کتاب مناسک الحج ۲/ ۲۵۲ باب النهی عن صوم یوم عرفه. برای تفصیل به: موارد الظمآن، صفحه: ۲۳۸ مراجع شود.

[۱۵]- رواه احمد فی مسنده، (۳/۱۰۳) و رواه ابوداود فی سننه، (۱/۶۷۵)، حدیث شماره (۱۱۳۴) و رواه حاکم فی المستدرک، (۱/۲۹۴)، کتاب عیدین و گفته است این حدیث بر اساس شرط مسلم صحیح است اما شیخین آن را روایت نکرده‌اند.

[۱۶]- رواه مالک فی الموطأ، (۱/۳۷۶-۳۷۲)، کتاب حج، حدیث شماره (۱۳۷).

[۱۷]- رواه احمد فی سننه، (۲/۴۷) و رواه الترمذی فی سننه، (۲/۱۲۶) و رواه الدارمی فی سننه، (۲/۲۳) باب فی صیام یوم عرفه، و شرح معانی الآثار ۲/ ۷۲، باب صوم یوم عرفه، و صحیح ابن حبان، به موارد الظمآن، حدیث شماره: ۹۳۴ مراجعه شود.

[۱۸]- رواه احمد فی مسنده، (۴/۳۵۰) و رواه ابوداود فی سننه، (۲/۳۷۰)، حدیث شماره (۱۷۶۵) و رواه ابن خزیمه، (۲۸۶۶)، به موارد الظمآن، حدیث شماره: ۱۰۴۴ و مستدرک حاکم ۴/ ۲۲۱ کتاب الأضاحی و تهذیب سنن ابوداود از حافظ ابن قیم ۲/ ۲۹۵ مراجعه شود.

[۱۹]- رواه البخاری تعلیقاً فی صحیحه المطبوع مع فتح الباری، (۳/۵۷۴)، کتاب حج، حدیث شماره (۱۷۴۲)، و رواه ابن ماجه فی سننه، (۲/۱۰۱۶)، حدیث شماره (۳۰۵۸)، به تهذیب سنن ابوداود از حافظ ابن قیم ۲/ ۴۰۶ مراجعه شود.

[۲۰]- رواه احمد فی مسنده، (۲/۱۶۹) و رواه ابوداود فی سننه، (۳/۲۲۷)، حدیث شماره (۲۷۸۹)، و سنن نسائی، کتاب الضحایا، باب من لم یجد الأضحیه، به موارد الظمآن، کتاب الأضاحی، حدیث شماره: ۱۰۴۳ مراجعه شود. و مستدرک حاکم، کتاب الأضاحی ۴/ ۲۲۳ و گفته: سند این حدیث صحیح است اما شیخین آن را روایت نکرده‌اند.

[۲۱]- رواه البخاری فی صحیحه المطبوع مع فتح الباری، (۸/۸۲)، کتاب المغازی، حدیث شماره (۴۳۶۳) و رواه مسلم فی صحیحه، (۲/۹۸۲)، کتاب حج، حدیث شماره (۱۳۴۷)، و بخاری در صحیح خود، حدیث شماره: ۴۶۵۷ گفته: حمید بن عبدالرحمن بن عوف به خاطر حدیث ابوهریره می‌گفت: روز عید قربان روز حج اکبر است.

[۲۲]- رواه ابوداود فی سننه، (۲/۴۸۳)، کتاب المناسک، حدیث شماره (۱۹۴۶).

[۲۳]- رواه البخاری فی صحیحه مع فتح الباری، (۳/۴۲۲)، کتاب حج، حدیث شماره (۱۵۴۶) و مسلم فی صحیحه، (۲/۹۰۹-۹۱۰)، حدیث شماره (۱۲۴۰).

[۲۴]- رواه المالک فی الموطأ، (۱/۳۴۴)، کتاب حج، حدیث شماره (۶۲) و رواه البخاری فی صحیحه، (۲/۱۵۰)، کتاب حج باب (۳۳).

[۲۵]- رواه البخاری فی صحیحه، (۲/۱۵۴)، کتاب حج باب (۳۷)، به فتح الباری ۳/ ۴۳۴ مراجعه شود.

[۲۶]- رواه الحاکم فی المستدرک، (۲/۵۲۲)، کتاب تفسیر، و گفته: سند این حدیث صحیح است و شیخین آن را روایت نکرده‌اند.

[۲۷]- رواه احمد فی مسنده، (۳/۳۲۷) و هیثمی در مجمع الزوائد، (۷/۱۳۷) گفته: بزار وامام احمد آن را روایت نموده‌اند و راویان آن غیر از عیاش بن عقبه صحیح‌اند و او ثقه است.

[۲۸]- ابن جوزی در الموضوعات، (۲/۱۹۸) و سیوطی در اللآلی، (۲/۱۰۷) ، و شوکانی در فوائد، صفحه: ۹۶ آن را موضوع گفته‌اند.

[۲۹]- ابن جوزی در الموضوعات، (۲/۱۹۹) و سیوطی در اللآلی، (۲/۱۰۸) و شوکانی در فوائد، صفحه: ۹۶ آن را موضوع گفته‌اند.

[۳۰]- ابن جوزی در الموضوعات، (۲/۱۳۲) و شوکانی در الفوائد، ص (۵۳) آن را موضوع گفته‌اند.

[۳۱]- ابن جوزی در الموضوعات، (۲/۱۳۲) و شوکانی در الفوائد، ص (۵۳) این را موضوع دانسته‌اند.

[۳۲]- ابن جوزی در الموضوعات، (۲/۱۳۳-۱۳۴) و شوکانی در الفوائد، ص (۵۳) این را موضوع دانسته‌اند.

[۳۳]- ابن جوزی در الموضوعات، (۲/۲۱۵) و سیوطی فی اللآلی، (۲/۱۲۴) این را موضوع دانسته‌اند.

[۳۴]- به کتاب الباعث لإبی شامه، ص (۲۹) مراجعه شود.

[۳۵]- بصره شهری در عراق است، این شهر در سال ۱۴ هجری در زمان خلافت عمر فاروق س بنا شده است. به معجم البلدان ۱/ ۴۳۰ مراجعه شود.

[۳۶]- شهر مشهوری در عراق و در سال ۱۷ هجری در زمان خلافت امیرالمؤمنین عمر فاروق س بنا یافته است. به معجم البلدان ۱/ ۴۹۰ مراجعه شود.

[۳۷]- به السنن الکبری، تألیف بیهقی، (۵/۱۱۸) و الباعث، ص (۳۱) و سیر الأعلام النبلاء مراجعه شود.

[۳۸]- به البدایه والنهایه، (۸/۳۲۲) مراجعه شود.

[۳۹]- به الحوادث و البدع، تألیف طرطوشی، ص (۱۱۵) مراجعه شود.

[۴۰]- به الحوادث و البدع، تألیف طرطوشی، ص (۱۱۵) مراجعه شود.

[۴۱]- به الحوادث و البدع، تألیف طرطوشی، ص (۱۱۵) مراجعه شود.

[۴۲]- به البدع، تألیف ابن وضاح، ص (۴۶) مراجعه شود.

[۴۳]- به البدع، تألیف ابن وضاح، ص (۴۷) مراجعه شود.

[۴۴]- به البدع، تألیف ابن وضاح، ص (۴۷) مراجعه شود.

[۴۵]- به الحوادث و البدع، تألیف طرطوشی، ص (۱۱۶) مراجعه شود.

[۴۶]- به الحوادث و البدع، تألیف طرطوشی، ص (۱۱۶-۱۱۷) مراجعه شود

[۴۷]- رواه البیهقی فی سننه، (۵/۱۱۷)، کتاب حج، باب التعریف بغیر عرفه.

[۴۸]- رواه البیهقی فی سننه، (۵/۱۱۸)، کتاب حج، باب التعریف بغیر عرفه.

[۴۹]- به کتاب الباعث، ص (۳۱-۳۲) مراجعه شود.

[۵۰]- به المغنی، ص (۲/۳۹۹) و طبقات الحنابله، (۱/۶۷) ترجمه الأثرم مراجعه شود.

[۵۱]- به فتاوی و رسائل الشیخ محمدبن ابراهیم آل الشیخ، (۳/۱۲۸) مراجعه شود.

[۵۲]- به مجموعه الفتاوی، (۱/۲۸۱-۲۸۲) مراجعه شود.

[۵۳]- به مجموعه الفتاوی، (۲۰/۱۹۷) مراجعه شود.

[۵۴]- این قبه الآن موجود نیست، این هم به فضل خدا و همچنین به همت شیخ محمدبن عبد الوهاب / می‌باشد که با این شرکیات مبارزه کرده است و لله الحمد والمنّه.

[۵۵]- رواه البخاری فی صحیحه مع فتح الباری، (۳/۶۳)، کتاب تهجد، حدیث شماره: (۱۱۸۹) و مسلم، کتاب حج، حدیث (۱۳۹۷).

[۵۶]- به اقتضاء الصراط المستقیم، (۲/۶۳۷-۶۴۰) مراجعه شود.

[۵۷]- به الحوادث و البدع، صفحه ی: ۱۱۷ مراجعه شود.

[۵۸]- به اقتضاء الصراط المستقیم مراجعه شود، (۲/۶۳۷).

[۵۹]- رواه البخاری فی صحیحه مع فتح الباری، (۵/۳۰۱)، حدیث شماره (۲۶۹۷) و مسلم فی صحیحه، کتاب الأقضیه، حدیث شماره: (۱۷۱۸).

[۶۰]- رواه مسلم فی صحیحه، (۳/۱۳۴۳)، کتاب الأقضیه، حدیث شماره (۱۷۱۸).

[۶۱]- رواه ابن ماجه فی سننه، (۱/۱۸)، المقدمه، و در سند این روایت عبیدبن میمون المدنی آمده که ابن حجر در تقریب التهذیب ۱/ ۵۴۵ گفته: او مستور الحال است.

[۶۲]- به الباعث، ص (۳۱) می‌باشد.

[۶۳]- غدیر خم میان مکه و مدینه در جحفه قرار دارد.

[۶۴]- رواه احمدفی مسنده، (۴/۳۶۶-۳۶۷) رواه مسلم فی صحیحه، (۴/۱۸۷۳)، حدیث شماره (۲۴۰۸)، و سنن دارمی، کتاب فضائل القرآن، باب فضل من قرأ القرآن.

[۶۵]- رواه احمد فی مسنده، (۴/۲۸۱) و رواه الترمذی مختصراً فی سننه، (۵/۲۹۷)، حدیث شماره (۳۷۹۷) و گفته: حدیث حسن غریب است، و رواه ابن ماجه فی سننه، (۱/۴۳)، مقدمه؛ حدیث شماره (۱۱۶). بوصیری در زوائد ابن ماجه ۱/ ۱۹ گفته: سند این حدیث ضعیف است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برگرفته از کتاب:سالگردها و مناسبت های ناروا

منبع: وااسلاماه

| ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

یک دیدگاه بگذارید

پاسخ کد امنیتی را در فیلد خالی تایپ کنید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

جستجو

آخرین مطالب

آمار سایت

  • کاربران آنلاین 28نفر
  • بازدید امروز 152721
  • بازدید دیروز 142529
  • بازید کل 56393255

آمار کلی سایت

  • کل مطالب 2208
  • کل نظرات 8735
  • کل اعضا 1575
  • جدیدترین عضو Ebrahim668

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه با ذکر منبع بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com