امکانات کاربری
پیام مدیر

اگر مردم، منکر را ببینند و آن را تغییر ندهند، به زودی خداوند آنها را دچار عذابی فراگیر و همگانی خواهد کرد. نبی معظم اسلام . ص

خبرنامه
خواهرمسلمان
| بازدیدها: 2854

وااسلاماه.تفاوت-کودک-در-اسلام-وکفراسلام روابط نامشروع بین زن و مرد را حرام نموده و هر عمل و سخنی را که منجر به امور حرامی شود حرام دانسته است، هر وظیفه‌یی را که موجب اشاعۀ فساد باشد مردود شمرده با آن مبارزه می‌نماید. بنابراین، رقص و کارهای خلاف عفت را مردود می‌شمارد و آن را به کلی رد می‌نماید، اگرچه برخی مردم این عمل را هنر یا فن بنامند و صاحب آن را هنرمند بدانند و یا این کار را مظهر تمدن فکر کنند.

از همین سبب است که خداوند بزرگ قبل از نهی‌کردن از فعل بد زناکاری از مسایلی که موجب نزدیک‌شدن برآن می‌گردد ابتداءً نهی نموده است، آنجا که فرموده است: ﴿وَلَا تَقۡرَبُواْ ٱلزِّنَىٰٓۖ إِنَّهُۥ کَانَ فَٰحِشَهٗ وَسَآءَ سَبِیلٗا ٣٢﴾ [الإسراء: ۳۲]([۱]). زیرا کسی که از ارتکاب مقدمات زنا بدور باشد، از خود زنا هم بدور خواهد بود([۲]).

بنابراین، رقصیدن زن، پسرنابالغ در حضور مردان که وسیله‌یی برای تحریک غرایز شهوانی است و حرام است، و دین اسلام آن را به عنوان پیشه نمی‌پذیرد، شریعت اسلام به خاطر مسدود نمودن دروازه‌های فحشا و فساد، نظر نمودن همراه شهوت را به سوی زن نامحرم و پسر خوشروی نابالغ حرام دانسته است([۳]). و لذت‌بردن از آن را زنا برشمرده و از گناهان اعلام داشته است، پیامبر ص ضمن حدیثی فرموده‌اند: «… العَیْنَانِ زِنَاهُمَا النَّظَرُ…»([۴]). مسلم است که حرکات زن و پسر رقصنده در هنگام رقص باعث تحریک غرایز شهوانی گردیده تماشاکننده را اغوا می‌کند و بر فساد می‌کشاند، بناء در چنین حالی نظر به شدت علت حرمت، خود هم شدیدتر بوده، گناه نظرکننده و تماشاچی هم بیشتر خواهد بود.

همچنان از پیامبر بزرگوار اسلام ص حدیثی به روایت ابی هریره منقول است که ایشان زن‌های رقصنده‌یی را که با لباس‌های نازک وجود خود را برای مردم ظاهر ساخته و نمایش می‌دهند، موی‌های سر خود را به اشکال برانگیزنده و جالبی و درمی‌آورند و با رقصیدن و نمایش حرکات موزون، نظر جوانان را به خود جلب می‌نمایند و وسیلۀ اغوای‌شان می‌گردند و از این طریق جامعه را به فساد می‌کشانند، به عذاب خداوند وعده دادند و از اهل دوزخ معرفی داشته‌اند، چنانچه فرموده‌اند: «صِنْفَانِ مِنْ أَهْلِ النَّارِ لَمْ أَرَهُمَا قَوْمٌ مَعَهُمْ سِیَاطٌ کَأَذْنَابِ الْبَقَرِ یَضْرِبُونَ بِهَا النَّاسَ وَنِسَاءٌ کَاسِیَاتٌ عَارِیَاتٌ مُمِیلاَتٌ مَائِلاَتٌ رُءُوسُهُنَّ کَأَسْنِمَهِ الْبُخْتِ الْمَائِلَهِ لاَ یَدْخُلْنَ الْجَنَّهَ وَلاَ یَجِدْنَ رِیحَهَا وَإِنَّ رِیحَهَا لَیُوجَدُ مِنْ مَسِیرَهِ کَذَا وَکَذَا»([۵]).

این حدیث مبارکه را دانشمندان از معجزات نبوت برشمرده‌اند که در جوامع بشری اکنون تحقق و مصداق پیدا کرده است([۶]). بر همین اساس است که دانشمندان علوم اخلاق و تهذیب نفس رقصیدن را از مهلکات و گناهان محسوب داشتند، مؤلف طریقۀ محمدیه، رقص را از آفات بدن برشمرده، به نقل از امام ابوالوفاء عقیل، به آیۀ: ﴿وَلَا تَمۡشِ فِی ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًاۖ﴾ [الإسراء: ۳۷]([۷]). بر حرمت آن استدلال جسته است، همچنان وی به نقل از کتاب‌های فتاوی مثل، تاتارخانیه، ذخیره، بزازیه، و… اجماع و اتفاق امامان مذاهب چارگانه (ابوحنیفه، مالک، شافعی و احمد بن حنبل) را بر عدم جواز و حرمت رقص بیان داشته است([۸]).

و اما اگر به رقص به دیدۀ تقدیس نگریسته شود و به عنوان عبادت مطرح شود، چنانچه برخی صوفی مآبان چنین ادعاها و خیالاتی دارند، بازهم نمی‌تواند جواز داشته باشد، زیرا در کتاب‌های فقه و فتاوی در رابطه به رقصی که از طرف برخی از صوفیه انجام می‌پذیرد چنین ابراز نظر شده که ایشان از راه مستقیم انحراف کرده‌اند، چنانچه در فتاوای عالمگیری آمده که از امام حلوانی در رابطه به رقص و موسیقی صوفیه سؤال شد که ایشان با انجام این اعمال مقام و منزلت‌یی را ادعا دارند به جواب گفت که: «افتروا عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ»([۹]).

بر علاوۀ آنچه گفتیم، در همین فتاوی آمده است که آنچه را صوفیۀ زمان ما از موسیقی و خواندن و رقص فعل می‌کنند و به فعل مشایخ قبلی استمساک می‌جویند، حرام است و نشستن با این گروه حرام می‌باشد([۱۰]).

اولین کسانی که رقص را اختراع نمودند

اولین کسانی که رقص را اختراع نمودند اصحاب سامری بودند که به دور گوساله جمع شدند و با علاقه و عشق به دور آن پایکوبی و رقص و ساعت‌تیری می‌نمودند، می‌دانیم که این رقص اصحاب سامری جنبۀ تقدس و تعبد را داشته و به عنوان عبادت مطرح بوده است، زیرا که سامری از افراد جامعۀ دورۀ حضرت موسی÷ بود، چون موسی برای مناجات به کوه طور رفته بود، سامری که زرگری یاد داشت، طلاهای بنی اسرائیل را به طریق عاریت جمع نمود و گوساله‌یی ساخت و از خاک جای سم اسب جبرئیل÷ که هنگام عقب‌نشینی از دست سپاه فرعون، بنی اسرائیل را همراهی می‌کرد، و سامری از آن گرفته بود و حفظ کرده بود، در بینی گوسالۀ ساخته خودش دمید، گوساله به صدا درآمد و سامری برای بنی اسرائیل گفت که: این خدای شما است، ایشان هم بدور گوسالۀ مذکور جمع شدند و می‌رقصیدند([۱۱]).

صاحب تفسیرات احمدیه حدیثی را که برخی از متصوفین در قسمت جواز رقص به آن استدلال می‌کنند مبنی بر این که آنحضرت با جمعی از یاران خود، هنگامی که جبرئیل÷ برایشان داخل‌شدن فقیران را به جنت مژده داد، با شنیدن شعری از افراد حاضر به تواجه و رقص پرداختند، ضعیف معرفی نموده و غیر صحیح می‌داند و می‌گوید که: اهل حدیث در قسمت صحت آن حدیث سخن زده‌اند و آن را صحیح ندانسته‌اند، بناء استدلال صوفیه به این حدیث از قوت برخوردار نبوده سخن‌شان بر دلیل شرعی استوار نیست([۱۲]).

حقیقت این است که رقص را همان صوفی نمایانی می‌ستایند و بدان مصروف می‌گردند که نه از شریعت آگهی دارند و نه امور طریقت را باخبر‌اند، این که رقص در شریعت اسلام و روش صوفیانۀ مشایخ تصوف اصلی ندارد، نه تنها در کتب فقه و فتاوی بلکه در کتاب‌های تصوفی نیز به وضاحت مشاهده می‌گردد، در کتاب کشف المحجوب که از بزرگ‌ترین کتب تصوفی است آمده است که: «بدان که اندر شریعت و طریقت، مر رقص را هیچ اصلی نیست، از آنچه آن لهو بود به اتفاق همه عقلا، چون به جد باشد، و چون به هزل بود لغوی، و هیچکس از مشایخ آن را نستوده است، و اندر آن غلو نکرده، و هر اثر که اهل حشو اندر آن بیارند، آن باطل بود. و چون حرکات وجدی و معاملات اهل تواجر، بدان مانند بوده است، گروهی از اهل هزل بدان تقلید کرده‌اند، و اندر آن غالی شده و از آن مذهبی ساخته.

و من دیدم از عوام، گروهی می‌پنداشتند که مذهب تصوف جز این نیست، آن بر دست گرفتند، و گروهی اصل آن را منکر شدند، در جمله پای‌بازی شرعاً و عقلاً زشت باشد از اجهل مردمان، و محال باشد که افضل مردمان آن کنند، اما چون خفتی مردل را پدیدار آید و خفقانی بر سر سلطان شود وقت قوت گیرد، حال اضطراب خود پیدا کند، ترتیب و رسوم برخیزد، این اضطراب که پدیدار آید، نه رقص باشد و نه بازی، و نه طبع‌پروردن که جان‌گداختن بود و سخت درو افتد آن کس از طریق صواب که آن را رقص خواند…»([۱۳]).

و اما رقص‌های که جنبۀ عنعنوی و ملی را دارد و در هنگام برگزاری محافل عروسی و نکاح توسط مردان اجرا می‌شود، نه محرک قوای شهوانی می‌گردند و به عنوان تعبد و تقدس مطرح‌اند، بلکه به منظور تفریح و خوش‌ساختن روح و وجود انجام می‌یابد، می‌توان آن را مباح دانست و به منزلۀ بازی‌های تفریحی برشمرد که مباح بوده و جواز دارد، چنانچه در حدیثی از عایشه روایت است که حبشی‌ها در مسجد نیزه‌بازی می‌کردند و وی در حالی که پیامبر ج او را به عبایش پوشانده بودند تماشا می‌نمود([۱۴]).

تیاتر (درامۀ تمثیلی) از دیدگاه فقه اسلامی

دین مقدس اسلام با امور و وسایلی که باعث خوشوقتی انسان می‌گردد و خستگی‌های وی را مرفوع می‌سازد، تا آنگاه که کلام عمل خلاف و موجب فساد را با خود نداشته باشد، مخالفت نکرده اینگونه اعمال را مباح می‌داند، بویژه آنگاه که این امور آموزنده موضوعات خوبی باشد.

اصحاب بزرگوار پیامبر مزاح می‌نمودند و می‌خندیدند، به بازی‌ها و سرگمی‌ها مصروف می‌شدند، نفوس خود را شاد ساخته دل‌ها و روان‌های خود را تازه‌گی و راحت می‌بخشیدند، حضرت علیس می‌فرماید: روح‌ها هم مثل بدن‌ها خسته می‌شوند، لذا برای شادی و راحت‌شان لطیفه‌ها و ظرافت‌های حکیمانه را دریابند([۱۵]). به همینگونه از ابی الدرداء روایت شده که می‌گفت: من نفس خود را به برخی از بازی‌ها و لهو و لعب شاد می‌سازم تا در کارهای خیر به آن کمک کرده باشم([۱۶]).

ایراد سخنان شیرین و حکیمانه و تمثیل‌های عمیق و بالطافت و آموزنده جواز دارد و برای شخص مسلمان روا می‌باشد آن را بگوید و انجام دهد، از پیامبر ج روایت شده که پیره‌زنی نزدشان آمد و گفت: یا رسول خدا! برایم دعا فرمایید که خداوند مرا به بهشت ببرد، آنحضرت ج فرمودند: ای مادر فلان! زن پیر به بهشت داخل نمی‌شود، آن زن پیر بر خود لرزید و به گریه افتاد و ترسید که به بهشت نخواهد رفت، چون آن حضرت ج دیدند که وی گریه می‌نماید، فرمودۀ خود را برایش توضیح دادند و فرمودند: پیرها در حالت پیری به بهشت داخل نمی‌شوند، بلکه جوان می‌گردند و آنگاه به بهشت داخل می‌شوند، و بعداً ایشان این آیه را برای وی تلاوت نمودند:([۱۷])

﴿إِنَّآ أَنشَأۡنَٰهُنَّ إِنشَآءٗ ٣۵ فَجَعَلۡنَٰهُنَّ أَبۡکَارًا ٣۶ عُرُبًا أَتۡرَابٗا ٣٧﴾ [الواقعه:۳۵-۳۷]([۱۸]).

به اساس همین اخبار و روایات است که فقهاء و دانشمندان دینی نیز مزاح و سخنان ظریفانه‌یی را که به جهت تفریح و وقت خوشی ایراد می‌شود مباح پنداشته‌اند، در فتاوای عالمگیریه به نقل از ظهیریه آمده است که ایراد سخنان مزاح تا آنگاه که ایرادکننده حرف گناهی را به زبان نیاورد یا صرف به جهت خنده در آوردن همنشینان خود ایراد نکرده باشد باکی ندارد([۱۹]).

بر مبنای آنچه گفتیم تمثیل‌ها و صحنه‌سازی‌های آموزنده که موجب سرور و شادی مسلمانان گردد، به شرط این که به صورت دائمی درنیاید و شخص را از انجام واجبات دینی باز ندارد، روا و مباح است، اما باید دانست که با این تمثیل‌ها و صحنه‌سازی ها نباید شخصیت و ناموس دیگران مورد شوخی و تمسخر قرار گیرد، زیرا این کار گناه بزرگ محسوب می‌شود، خداوند در قرآنکریم می‌فرماید: ﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا یَسۡخَرۡ قَوۡمٞ مِّن قَوۡمٍ عَسَىٰٓ أَن یَکُونُواْ خَیۡرٗا مِّنۡهُمۡ وَلَا نِسَآءٞ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن یَکُنَّ خَیۡرٗا مِّنۡهُنَّۖ﴾ [الحجرات: ۱۱]([۲۰]).

علاوه برآن باید مقصود افراد اجراکنندۀ صحنه تمثیلی فقط به خنده‌آوردن افراد حاضر در محضر نباشد، بلکه مقصود اخلاقی هم در آن نهفته باشد، و نیز باید از سخنان نادرست و دروغ که باعث رفتن آبروی گویندگان و به خنده‌آوردن شنونده‌گان می‌گردد بپرهیزد. پیامبر اسلام ج در این باره فرمودند: «وَیْلٌ لِلَّذِى یُحَدِّثُ بِالْحَدِیثِ لِیُضْحِکَ بِهِ الْقَوْمَ فَیَکْذِبُ وَیْلٌ لَهُ وَیْلٌ لَهُ»([۲۱]).

و نیز دربارۀ کارهای غیر مطلوب که فایده‌یی را دربر نداشته باشد، با این فرمایش ما را برحذر می‌دارند: «مِنْ حُسْنِ إسْلَامِ الْمَرْءِ تَرْکُهُ مَا لَا یَعْنِیهِ»([۲۲]).

حکم سینما و تلویزیون از دیدگاه فقه اسلامی

سینما و تلویزیون مانند سایر پخش و نشر فیلم‌ها از ابزار و آلات تبلیغ و تعلیم می‌باشند و حکم آن مانند سایر آلات و اسباب است.

هر وسیله‌یی می‌تواند در راه خیر و به طریق درست به کار افتد و هم می‌توان از آن در راه‌های شر و فساد استفاده کرد. وسیله‌ها به ذات خود نه خوب‌اند و نه بد، و اگر از آن‌ها استفادۀ خیر صورت گیرد خوب‌اند و اگر در امور زشت و تبلیغ مفسده‌ها و رذایل استخدام شود بد و حرام می‌باشند.

دانشمندان معاصر ما دکتر یوسف قرضاوی سینما و تلویزیون را از جملۀ ابزار و وسایل تبلیغاتی دانسته و آن را در صورتی که پخش‌کنندۀ فیلم‌های نادرست نباشد روا شمرده است که ذیلاً به بیان آن می‌پردازیم:

الف: اصل فیلم و نتیجۀ آن از مسایل خلاف اخلاق و امور گناه و حرام که مخالف عقاید و شعایر دینی و اسلامی است خالی باشد، بدین اساس فیلم‌های که غرایز جنسی را تحریک نموده و انسان را به گناه تشویق می‌نماید و یا در صدد تبلیغ افکار نادرست و انحرافی‌اند و عقاید باطل و نادرست را تأیید و ترویج می‌کنند حرام‌اند و هیچ مسلمانی حق ندارد همچو فیلمی را تماشا نماید و به سینمایی برود که اینگونه فیلم‌ها نمایش داده شود([۲۳]).

ب: نباید رفتن به سینما و انجام کارهای آن باعث، بر ترک و تضییع نمازها و کارهای دینی و امور زندگانی گردد، هیچ مؤمنی حق ندارد به خاطر دیدن یک فیلم سینمایی یا دیدن فیلم تلویزیون یکی از نمازهایش را ترک نماید([۲۴]). قرآنکریم به کسانی که از نماز خویش غفلت می‌روزند و آن را به تأخیر می‌اندازند هشدار می‌دهد که ﴿فَوَیۡلٞ لِّلۡمُصَلِّینَ ۴ ٱلَّذِینَ هُمۡ عَن صَلَاتِهِمۡ سَاهُونَ ۵﴾ [الماعون: ۴-۵]. چنانچه مراد از سهو در آیۀ متبرکه بنا به قول مفسرین تأخیر نماز است به اندازه‌یی که وقت بگذرد.

ج: نباید زن و مرد بیگانه در سینما باهم تماس و اختلاطی برقرار نمایند تا باعث تحریک غرایز جنسی فراهم آید و راهی به سوی فساد و فتنه باز گردد، بویژه که تماشای فیلم‌های سینما به جز در تاریک انجام نمی‌گیرد، پیامبر ج در رابطه به تماس‌گرفتن و لمس‌نمودن مرد با زن بیگانه می‌فرمایند: «اگر بر سر یکی از شما سوزنی از آهن بکوبند بهتر از آن است که زن بیگانه‌یی را که برایش حلال نیست لمس نماید»([۲۵]).

پی نوشت:

([۱]) ترجمه: «به زناکاری نزدیک نشوید، زیرا که زناکاری عمل زشت و روش بدی می‌باشد».

([۲]) الحلال والحرام فی الإسلام ص ۱۲۵٫

([۳])رد المحتار، ج ۱، ص ۲۷۲ و ۲۷۳٫

([۴])«زناکاری با هردو چشم دیدن به سوی نامحرم است» مشکوه المصابیح، ص ۲۰ به روایت مسلم.

([۵])«دو گروه از اهل دوزخ‌اند که من ایشان را (تا حال) ندیده‌ام، یکی گروهی‌اند که قمچین های دارند مانند دم گاو و مردم را بدان قمچین‌ها می‌زنند، و دیگر زن‌های (به ظاهر) پوشیده (ولی در حقیقت) برهنه‌اند، میل دهنده (مردم) و میل‌کننده (به سوی مردم)اند، سرهای‌شان مثل کوهان شتر است، به جنت داخل نمی‌شوند، و بوی آن را درنیابند در حالی که بوی آن را مسافۀ زیاد به مشام می‌رسد» صحیح مسلم، ج ۲، ص ۲۰۵٫

([۶]) شرح مسلم امام نووی ج ۲ ص ۲۰۵٫

([۷]) «در روی زمین متکبرانه راه مرو».

([۸])طریقۀ محمدیه، شیخ امام محمد رومی برکلی افندی (پاکستان، لاهور: مطبعه محمدیه ۱۳۱۲)، ص ۲۶۵ و ۲۶۶٫

([۹]) «بر خداوند دروغ و افترا نموده اند» عبارت عربی است که از آیه‌های قرآنکریم اقتباس شده است، مثل آیۀ ۱۱۶ سورۀ نحل، و آیۀ ۷ سورۀ صف و…

([۱۰]) فتاوای عالمگیری، ج ۵، ص ۲۳۵٫

([۱۱])تفسیر خازن، ج ۴، ص ۲۳۵٫

([۱۲])تفسیرات احمدیه، شیخ احمد (مشهور به ملاجیون جونفوری) رحیمه، دیوبند بدون تاریخ، ص ۴۰۱٫

([۱۳]) کشف المحجوب، ابوالحسن علی بن عثمان جلابی هُجویری غزنوی (پاکستان، اسلام‌آباد؛ انتشارات مرکز تحقیقات فارسی ایران – پاکستان ۱۳۷۴ هـ ش) ص ۵۹۸٫

([۱۴])«عَنْ عُرْوَهُ بْنُ الزُّبَیْرِ أَنَّ عَائِشَهَ قَالَتْ لَقَدْ رَأَیْتُ رَسُولَ اللَّهِ ج یَوْمًا عَلَى بَابِ حُجْرَتِی، وَالْحَبَشَهُ یَلْعَبُونَ فِی الْمَسْجِدِ وَرَسُولُ اللَّهِ ج یَسْتُرُنِی بِرِدَائِهِ، أَنْظُرُ إِلَى لَعِبِهِمْ» بخاری، ج ۱، ص ۶۵٫

([۱۵]) الحلال والحرام، ص ۴۲۰٫

([۱۶])همانجا.

([۱۷]) الحلال والحرام فی الإسلام، ص ۱۴۰٫

([۱۸]) ترجمه: «هر آینه ما حوران را به آفریدن نیکی آفریده‌ایم، پس ایشان را دوشیزۀ محبوب به شوهر و همسن سال ساختیم».

([۱۹]) فتاوای عالمگیری، مولانا نظام و جماعتی از علمای هند، (پشاور، پاکستان، نورانی) بدون تاریخ، ج ۲، ص ۵۵٫

([۲۰])ترجمه: «ای مؤمنان گروهی، گروهی دیگر را مسخره نکند، شاید که آن گروه از گروه مسخره‌کننده بهتر باشند، و زنان بر زنان دیگر نیز تمسخر نکنند، شاید که این زنان از زنان مسخره کننده بهتر باشند».

([۲۱]) «وای باد برای آن کسی که سخنی را بر زبان می‌آورد تا دیگران را بدان بخنداند پس دروغ می‌گوید، وای باد او را، وای باد او را» ترمذی، ج ۲، ص ۵۵٫

([۲۲]) «ترک‌نمودن امور غیر مطلوب از نشانه‌های خوبی مسلمانی شخص است» همانجا.

([۲۳]) الحلال والحرام فی الإسلام، ص ۱۵۶٫

([۲۴]) همان اثر، ص ۱۵۷٫

([۲۵]) «لأن یطعن فی رأس أحدکم بمخیط من حدید خیر له من أن یمس امرأه لا تحل له» الحلال والحرام فی الإسلام، ص ۱۵۷، به روایت از بیهقی و طبرانی.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برگرفته از کتاب:هنر از دیدگاه فقه اسلامی

منبع: پایگاه وااسلاماه

موضوع:, فقه و احکام
| ۱۱ شهریور ۱۳۹۵
۲ پاسخ به “حکم رقص از دیدگاه فقه اسلامی”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    ali says:

    سپاس

  2. وضعیت کاربر : مهمان
    مصطفی says:

    از شما دست اندرکاران سایت وااسلاماه بخاطر مطالب بسیار مفید و زحمتی که می کشید سپاس گزاریم .

یک دیدگاه بگذارید

پاسخ کد امنیتی را در فیلد خالی تایپ کنید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

جستجو

آخرین مطالب

آمار سایت

  • کاربران آنلاین 16نفر
  • بازدید امروز 41585
  • بازدید دیروز 169427
  • بازید کل 63092028

آمار کلی سایت

  • کل مطالب 2219
  • کل نظرات 8843
  • کل اعضا 1595
  • جدیدترین عضو Omid

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه با ذکر منبع بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com