توشه سفر به آخرت را کامل کن

اگر پادشاه جهانی بازهم گدای خدایی

دارایی دنیا دوستان همیشگی تو نیستند

در محضر خدا گناه نکن

با تزکیه و اصلاح نفس خود را آراسته بگردان

زندگی، یک امانت است در دست تو

امکانات کاربری
آمار کلی سایت

  • کل مطالب 2286
  • کل نظرات 9470
  • کل اعضا 1652
  • جدیدترین عضو badboy

پیام مدیر

از زمانی که بشر آفریده شده عبد وعبودیت برای آفریدگارش از ویژگی های بارز او بوده است اگر چنانچه خود را ازعبدیت خدا کنار بکشد با انواع بیماری های روحی از جمله تکبر و غرور مبتلا خواهد شد لذا عبدیت برای الله زینت بخش حیات بشرست

عبدالخالق احسان
| بازدیدها: 989

نام و نسب:313235_165042656920811_100002452342997_309989_293055712_a_400x400

نام او ساریه فرزند زنیم فرزند عبدالله دئلی بود.

اوصاف:

ساریه انسان دو زمانه بود یعنی در جاهلیت و اسلام زیست کرد و قبل از اسلام چپاولگری وراهزنی کرده ودارائی مردم را می ربائید تا که خبر او بین مردم انتشار یافت و به مجرد شنیدن اسمش میترسیدند. دردویدن خیلی چست وچالاک بود که در  دوش همرای اسپ سواران مسابقه میزد چنانچه باین صفت نیز معروف و مشهور گردیده بود.

بدگوئی  رسول الله صلی الله علیه و سلم:

پیش از مسلمان شدن نسبت به رسول خدا صلی الله علیه وسلم بغض وکینه وحقد داشت و بی باکانه بدی رسول معظم اسلام را به زبان می آورد، اما وقتی که رهنمون شد وحقیقت را به چشم سر مشاهده کرد ویقین نمود که محمد صلی الله علیه وسلم به آنچه آورده راستگو هست، وصداقت وامانتداری پیامبر را احساس کرده وآیات قرآنی را شنید که بر او نازل میشود وعقل انسان را مخاطب قرار میدهد و وجدان انسان را بیدار میکند وفطرت سلیم را بر میانگیزاند وبه طرف مکارم اخلاق وعادات خوب فرامیخواند؛ به اسلام پیوست و از بدگوئی رهبر بشریت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم پشیمان شد و نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و معذرت خواهی کرده و قصیده طویلی را بخوانش گرفت که ازجمله آن این ابیات است:

تعـلم رسـول الله أنـک قـادر               علی کل حی من تهام ومنجد

تعلم رسول الله انک مدرکی                وان وعیداً منک کالأخذ بالید

ونبئ رسول الله أنی هجوته            فلا رفعت سوطی الی اذاً یدی

بیاموزان ای رسول خداصلی الله علیه وسلم محققاً برهر زنده در سرزمین تهامه ونجد توانائی داری.  تعلیم بده ای رسول الله در حقیقت مرا در یافتی ووعده عذاب از طرف تو مثل اینست که انسان در چنگال عذاب باشد.

رسول خدا صلی الله علیه وسلم ازین باخبر شد که من بد گوئی اش را کرده ام، بازهم ای رسول خدا شلاقم را بسوی من بلند نکردی وتا حال در دست منست.

بعد از آن به دین اسلام مشرف شد واسلام خود را نیکو ساخت ونبی اکرم صلی الله علیه وسلم عذرش را قبول نموده و او را بخشید.

فرمانروایی:

حضرت عمر رضی الله عنه بخاطر اعتمادی که به حضرت ساریه داشت او را سر کرده لشکر بزرگی تعیین کرد وبطرف سر زمین فارس گسیل داشت که این واقعه در سال بیست وسه هجری بود.

حضرت ساریه رضی الله عنه سفر کرد و صحرای پهناوری را در نوردید در حالیکه قلبش مملو ازعزت وابهت بود وبه یاری ونصرت خداوند اعتماد واتکاء داشت. میرفت وقیادت لشکر اسلامی را بعهده داشت تا اسلام عزیز را گسترش دهد وشهر ها را فتح نماید وبندگان را از عبادت بنده ها به عبادت الله یکتا واز تنگنای دنیا به فراخی واز ستم ادیان خود ساخته به عدالت اسلام بیرون کند.

اینست فلسفه وحکمت وجوب جهاد در راه خدا و اینست پیشگامی اسلام درین مورد.

ساریه ندای عمر را میشنود:

حضرت ساریه به سفر خود ادامه داد تا با دشمن روبرو شد و نبرد سخت وشدیدی رخ داد وزود بود مسلمانان شکست بخورند، اتفاقاً حضرت عمر رضی الله عنه روز جمعه بر منبر خطبه میخواند که ناگهان خداوند آن میدان نبرد را به او نشان داد در حال خطبه را قطع نمود وبه آواز بلند فرمود:

ای ساریه متوجه کوه باش ! ساریه ودیگر جنگاوران مسلمان این آواز را شنیدند و متوجه کوه شده و از هر طرف علیه دشمن یورش بردند تا خداوند پیروزی را نصیب شان کرد.

یک ماه بعد ازین حادثه قاصد حضرت ساریه به مدینه آمد وحضرت عمر از اخبار لشکر سؤال نمود او گفت:

بخدا قسم ای امیرمؤمنان یک روز عنقریب شکست خورده بودیم که دشمن از پشت کوه می خواست بیاید و ما را غافل گیر کند.

درین حال آوازی شنیدیم که میگفت :ای ساریه متوجه کوه باش این جمله را سه بار شنیدیم. ما هم بطرف کوه رو آوردیم ودشمن را شکست دادیم. درین وقت عده از کسانیکه در خطبه حضرت عمر رضی الله عنه حضورداشتند گفتند: حضرت عمر این آواز بلند را گفته است.

این حکایت از زبان بیشتر از یک راوی ودر بسیاری از کتب ذکر شده که قابل اعتماد است و وقوع آن حقیقت دارد.

این تعجب آورنیست که حضرت عمر توانست میدان نبرد را ببیند وجنگاوران آواز او را بشنوند؛ چرا که ما به کرامات اولیاء ایمان و باور داریم ودرین شکی نیست که این ما جرا کرامتی بزرگی برای حضرت عمر رضی الله عنه بوده است چونکه کرامت اولیاء در قرآن وسنت ثابت است وجز بیمار دلال وکور ضمیران کس بآن تردیدی ندارد.

خدای عالم میفرماید:

( الاإن اولیاء الله لا خوف علیهم ولا هم یحرنون. الذین امنوا وکانوا یتقون لهم البشری فی الحیاه الدیناوفی الآخره لا تبدیل لکلمات الله ذلک هوالفوز العظیم) ([۱]) هان، دوستان خدا هیچ ترس واندوهی ندارند وآنانی اند که ایمان وتقوی دارند، ایشان را بشارتی است در زندگی دنیا وآخرت، کلمات خداوند قابل تبدیل نیست واین (دوست خدا بودن ) رستگاری بزرگی میباشد.                      

پایان

([۱])  سوره یونس آیه ۶۲ / ۶۳ 

نوشته: عبدالقادر ابراهیم

ترجمه: عبدالخالق احسان

منبع : پایگاه وااسلاماه

| ۲۱ خرداد ۱۳۹۵
۴ پاسخ به “ساریه بن زنیم رضی الله عنه”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    محمد says:

    کرامت نزد اهل سنت حق است اما این بر خلاف اینه بگیم خلیفه یا امامی قادر به شفا و کمک در هر زمان است هر چند بهش کلمه اذن خدا را اضافه کنیم ، ما معتقد نیستیم که حضرت عمر الان و حتی به اذن خدا شفا میده چون برخلاف آیات قرآن است .
    امر خارق العاده و کرامت گاه گاهی برای مومنین پیش میاد این صحیح است .

  2. وضعیت کاربر : مهمان
    رحیم says:

    سلام،
    ازتعدادی ازعلمادرخصوص ساریه الجبل سوال کردم که فرمودند این روایت خیلی قوی نیست،اگراستنادی داریدلطف کنید
    خیلی ممنون

  3. وضعیت کاربر : مهمان
    مهدي says:

    سلام. فکر می کردم اینکه ما می گوییم امامان ما به اذن خدا قادر به کارهای خارق العاده بودند به ما برچسب شیعه غالی می زدند و می گفتند امامن شما افراد عادی هستند اما در خصوص خلیفه دوم این امر غلو محسوب نمی شود؟ الله اکبر

یک دیدگاه بگذارید

پاسخ کد امنیتی را در فیلد خالی تایپ کنید *

جستجو

آخرین مطالب

پیوندهای محبوب
آمار سایت

  • کاربران آنلاین 4نفر
  • بازدید امروز 27129
  • بازدید دیروز 104978
  • بازید کل 92320964

خبرنامه

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه با ذکر منبع بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com