توشه سفر به آخرت را کامل کن

اگر پادشاه جهانی بازهم گدای خدایی

دارایی دنیا دوستان همیشگی تو نیستند

در محضر خدا گناه نکن

با تزکیه و اصلاح نفس خود را آراسته بگردان

زندگی، یک امانت است در دست تو

امکانات کاربری
آمار کلی سایت

  • کل مطالب 2285
  • کل نظرات 9467
  • کل اعضا 1651
  • جدیدترین عضو بهنام

پیام مدیر

از زمانی که بشر آفریده شده عبد وعبودیت برای آفریدگارش از ویژگی های بارز او بوده است اگر چنانچه خود را ازعبدیت خدا کنار بکشد با انواع بیماری های روحی از جمله تکبر و غرور مبتلا خواهد شد لذا عبدیت برای الله زینت بخش حیات بشرست

aveen
| بازدیدها: 1041

ابن اسحاق از عبدالله بن ابی بکر  روایت کرد که سعد بن معاذ در جنگ بدر به پیامبر گفت: ای رسول خد (ص)! می‌باید برایت سایبانی بسازیم که در آن استراحت کنی و شتران سواری نزدت آماده می‌گردانیم، سپس با دشمنی رویاروی می‌شویم، اگر خدا ما را گرامی دارد و بر دشمنان پیروز گرداند، آن چیزی که خواست ماست و ما آن را دوست می‌داریم، و اگر  به گونه‌ای دیگر بود و شکست خوردیم بر شتران سوار می‌شوی و به کسانی که پشت سرمان قرار دارند می‌پیوندی. به راستی گروه‌هایی پشت سرمان قرار دارند دوستی و محبت ما نسبت به تو بیشتر از آنان نیست، و اگر آنان یقین می‌داشتند که تو درگیر جنگ می‌شوی از تو عقب نمی‌ماندند و تأخیر نمی‌کردند. خدا به واسطه آنان تو را از گزند محفوظ می‌دارد، آنان مشاور تو هستند و همراه تو مبارزه می‌کنند. پس پیامبر (ص) او را به نیکی ستود و برایش دعای خیر کرد، سپس اصحاب برای استراحت پیامبر (ص) سایبانی ساختند.

این یکی از موارد بسیار شگفت‌آور از صداقت و وفای مسلمین و محبت فراوان و عظیم آنان نسبت به پیامبر خدا (ص) و ایمان‌شان به پیامبری و رسالت اوست.

آری، مسلمانان می‌دانند که در این جنگ «بدر» قریش از لحاظ تعداد برآنان برتری دارند و سه برابرشان می‌باشند، و با این وجود تصمیم گرفتند در برابر آنان ایستادگی کنند و با آنان بجنگند.

ایشان (مسلمانان) کسانی هستند که با وجود از دست‌دادن غنائم قریش هرگز کسب منافع مادی آنان را بر جنگ تشویق و تحریض نکرد و با وجود این در کنار پیامبر ایستادند و او را تأیید و یاری کردند.

اینان با وجود این که میان امید و آرزو به پیروزی و ترس از شکست مردد بودند، نظر به این که دو نیرویی که در برابر هم بودند، از لحاظ نظامی هم طراز و مساوی نبودند، با وجود همه اینها از ترس این که مبادا دشمن بر پیامبر  پیروز شود، در فکر یاری و حفظ جان او بودند و راه ارتباط او را با کسانی که در مدینه مانده بودند، فراهم می‌کردند تا با یاری ایشان جهاد و مبارزه را باز ادامه دهد.
پس کدام دوستی و محبت در شگفتی و فراوانی فراتر از این محبت است و کدام ایمان مانند این ایمان پیروزی را تضمین می‌کند.
این جایگاه دیگری است که بیانگر بزرگواری و محبت عمیق سعد بن معاذ است که تندبادهای حوادث هرچند سخت و شدید باشند، آن را از جای نمی‌کَنند.

هنگامی که خبر بیرون‌آمدن قریش از مکه و روی‌آوردن ایشان به جانب مدینه به پیامبر (ص) رسید و او دانست که هدف آنان نابودی محمد (ص) و یاران اوست، فرمود: ای مردم! مرا راهنمایی کنید و هدف پیامبر از این گفتارش مسلمانان انصار بود که با پیامبر بیعت کرده بودند که او را در برابر تجاوز دشمن به شهرشان یاری دهند، و در باره دفاع از پیامبر  در خارج از شهرشان بیعت نکرده بودند.

پس هنگامی که انصار دریافتند که منظور پیامبر  ایشان است، – و سعد بن معاذ پرچمدارشان بود – سعد به پیامبر نگریست و گفت: ای رسول خدا ! گویا روی سخنت با ما بود، پیامبر (ص) فرمود: آری. سعد گفت: ای رسول خدا ! بی‌گمان ما به تو ایمان آورده ایم و تو را تصدیق نموده ایم، و گواهی دادیم که آنچه را از طرف خدا آورده‌ای راست و برحق است، و با تو برآن عهد و پیمان بستیم، فرمانبردار و مطیع می‌باشیم، پس آنچه می‌خواهی انجام بده، ما با تو هستیم، سوگند به کسی که ترا برانگیخت و مبعوث کرد، اگر این دریا را بر ما عرضه داری و بنمایی و خود در آن فرو روی همراهت وارد آن می‌شویم و حتی یک نفر از ما سرپیچی نمی‌کند، و اگر فردا ما را به جنگ با دشمن ببری، ناخشنود و ناراضی نمی‌گردیم، ما در جنگ شکیبا و پایداریم و هنگام مصاف و رویاروی با دشمن صادق و راست‌کرداریم. امید است خدا از ما چیزی را به تو بنمایاند که سبب روشنی چشم تو و خرسندی تو گردد، پس به امید یاری و برکت خدا ما را روانه جنگ کن.
هنوز سعد سخنش را تمام نکرده بود که اثر شادی و خوشحالی کامل از صورت پیامبر  نمایان گردید و دستور حرکت سپاه را صادر کرد و مژده پیروزی به آنان داد.

سعد و دعوتگری به اسلام

و این جایگاه و افتخار دیگری است برای سعد که تاریخ آن را واضح و روشن ثبت کرده است، زیرا او سبب اولیه و بدون واسطه مسلمان‌شدن تمام اقوامش بود.
و آن هنگامی که سعد به مبلغ و دعوت‌گر اول (مصعب بن عمیر) گوش فرا می‌داد – و او کسی بود که پیامبر  او را به مدینه فرستاد تا مسلمانان مدینه را مسائل دینی بیاموزد – در نتیجه دعوت مصعب بن عمیر، سعد به میان قومش رفت، و گفت: ای بنی عبدالأشهل، مقام و منزلت مرا در میان خود چگونه می‌سنجید؟ گفتند: سرور و مهربانترین ما هستی از جهت پیوند خویشاوندی و به جای‌آوردن صله رحم و از نظر رهبری و ریاست امین‌ترین فرد ما هستی. سعد گفت: سخن‌گفتن با زنان و مردان شما بر من حرام است، مگر این که به خدا و پیامبر او ایمان بیاورید، پس همه مردان و زنان بنی عبدالاشهل مسلمان شدند.
به راستی این محبتی صادقانه و فراوان است، پیامبر خدا و دینی را که از سوی پروردگارش آورده بود، دوست می‌داشتند، و بی‌درنگ از دعوت‌گران این دین گردیدند.
………………………….
برگرفته از کتاب:محبت پیامبر در قلب یارانش

نویسنده: احمد نصیب المحامید  ترجمه: سید سعد الدین شیخ احمدی
منبع: پایگاه وااسلاماه.

| ۲۵ خرداد ۱۳۹۵
یک پاسخ به “سعد بن معاذ و محبت او نسبت به رسول الله (ص)”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    سعید says:

    با سلام.

    من مقداری زمین را خریداری کردم .این زمین جهت فروش و منفعت از ان خریداری کردم ولی تا الن که حدود چند سالی زکات آن را ندادم.الان کمال تشکر دارم که چه چوری زکات ان را پرداخت کنم.

    با درود فراوان.سعید

یک دیدگاه بگذارید

پاسخ کد امنیتی را در فیلد خالی تایپ کنید *

جستجو

آخرین مطالب

پیوندهای محبوب
آمار سایت

  • کاربران آنلاین 12نفر
  • بازدید امروز 2345
  • بازدید دیروز 94380
  • بازید کل 92075965

خبرنامه

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه با ذکر منبع بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com