امکانات کاربری
پیام مدیر

اگر مردم، منکر را ببینند و آن را تغییر ندهند، به زودی خداوند آنها را دچار عذابی فراگیر و همگانی خواهد کرد. نبی معظم اسلام . ص

آمار کلی سایت

  • کل مطالب 2243
  • کل نظرات 8990
  • کل اعضا 1611
  • جدیدترین عضو بهزاد

خبرنامه
عبدالخالق احسان
| بازدیدها: 752

نام و نسب :عاصم
وی عاصم فرزند ثابت فرزند قیس فرزند ابی اقلح انصاری اوسـی بود.
اسلام :
حضرت عاصم رضی الله عنه در اوایل ایمان آورد؛ لذا از جمله پیشگامان در اسلام میباشد.
جهاد و مبارزه:
حضرت عاصم در غزوه بدر و احد حضور داشت و در آن روز ها موقف بزرگ و برازنده را کسب کرد ، طوری که از وی قهرمانی شگفت آور ودلیری چشم گیری نمایان گردید، در غزوه احد همرای رسول خدا صلی الله علیه وسلم آنگاه که مردم از نزد او دور شده بودند ثابت قدم باقی ماند و بر مرگ، بارسول الله صلی الله علیه وسلم بیعت نمود.
او سوارکار شجاع، رزمنده قهرمان وتیر انداز ماهری بود که در تیر اندازی کم خطا میکرد وقتیکه درغزوه احد پیکار آغاز شد، عاصم موقف مشخصی داشت و دو سوارکار از مشرکین را کشت که به نام های مسافع وحارث پسران طلحه و از جمله پرچمداران مشرکین بودند، وقتی که مادر آن دو سلافه بنت سعد از کشته شدن آنها آگاه شد و باخبر گردید که عاصم بن ثابت آنان را کشته است، نذر نمود که انتقام بگیرد و جائزه هنگفتی یعنی جائزه صد شتری تعیین نمود برای کسی که سر عاصم را بیاورد تا او در جمجمه سرش شراب بنوشد.
حالا قضیه مهم و خطرناکی رخ داده و جائزه بزرگ و اغراء کنندهء مقرر شده است باید همکاران ضلالت، لشکری جمع آوری کنند و شیطان لشکریان خود را بر انگیزاند و دشمنان، شکم پرستان و طمع ورزان آماده گی بگیرند تا عاصم بن ثابت را بقتل برسانند وآن جائزه بزرگ را نصیب شوند.
اما کی میداند؟ آیا علیه او قدرت میابند و او را گرفتار کرده میتوانند؟ وآیا سلافه بنت سعد میتواند به نذر خود وفا کند وکینه اش را شفا دهد وآتش حقد شعله وری که خواب و استراحت را از وی ربوده خاموش نماید؟ نخیر چنین خیالاتی تحقق نمی پذیرد چرا که خداوند همرای پرهیزگاران و نیکوکاران است.
خداوند میفرماید: ( واصبر لحکم ربک فإنک بأعیننا وسبح بحمد ربک حین تقوم ) ([۱]) به حکم پروردگارت شکیبائی کن به تحقیق که در حفظ ورعایت ما هستی وتسبیح وتحمید خداوند را وقتیکه از خواب میخیزی اجراء کن، یعنی ما ترا حفظ ورعایت میکنیم وتمام بدی و بلا را از تو دور میسازیم.
چنین است وضعیت هر مؤمنی که الله عزوجل را مراقب خود بداند و به اوامر او التزام و از نواهی او اجتناب نماید و در تمام امور و احوال به پروردگار خویش اعتماد و اتکال نماید.
نمایندگان هذیل نزد نبی اکرم صلی الله علیه وسلم:
مشرکین توطئه پستی را تدبیر کرده و شبان گاهان برنامه خرابکاری خود را طرح نموده و سلاح ترفند وخیانت را بکار بردند به این گمان که از انتقام مسلمانان در امان اند، می گفتند: مسلمانان بعد از مصیت غزوه احد توان مقاومت را ندارند لذا هفت مرد را که بظاهر به اسلام اقرار نموده بودند نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرستادند.
آنها آمده وگفتند: ای رسول خدا! بین ما مسلمانانی هستند، گروهی از اصحابت را همرای ما بفرست تا دین را بما بفهمانند و برای ما قرآن را تعلیم دهند و احکام اسلامی را برای ما بیاموزانند.
آن نماینده های هفت نفری از قبیله عضل و قاره بودند که مربوط هذیل میشوند و رسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم خواست آنها را اجابت نموده و شش نفر از اصحابش را همرای آنان فرستاد که قرار ذیل اند:
۱ـ عاصم بن ثابت که رسول خدا او را بحیث امیر شان مقرر کرد وبعضی گفته اند که امیر شان مرثد بن ابی مرثد بود.
۲ـ مرثد بن ابی مرثد ۳ـ خالد بن بکیر ۴ـ زید بن دثنه ۵ـ عبدالله بن طارق ۶ـ وبعضی گفته اند که ده نفر فرستاد شش نفر از مهاجرین وچهار نفر از انصار بودند.
نیرنگ مشرکین:
این گروه قاریان همرای مشرکین حرکت نموده تا که به منطقه رجیع رسیدند که مربوط قبیله هذیل میشد مشرکین مسلمانان را فریب داده و قبیله هذیل را علیه مسلمین فراخوانده و آنان قاریان مسلمان را از هر طرف محاصره کرده و شمشیر ها را بدست داشتند وبرای مسلمانان گفتند:
تسلیم شوید، چرا که ما قصد کشتن شما را نداریم بلکه میخواهیم شما را گرفته به مکه ببریم تا از مشرکین مکه پول بدست بیاوریم و بین ما و شما عهد و میثاق است که شما را نکشیم.
اما عزت و ابهت مسلمین آنان را از تسلیم شدن باز داشت و ابا ورزیدند از اینکه مانند متاع ارزانی به اهل مکه فروخته شوند؛ لذا بر مشرکین حمله ورشدند وسه نفر شان گفتند: هرگز از مشرک پیمان و عقدی را قبول نمی کنیم همینطور جنگیدند تا که آن سه نفر شهید گردیدند رضی الله عنهم وآن شهداء عاصم بن ثابت، مرثد بن ابی مرثد وخالد بن بکیر بودند.
شهادت طلبی حضرت عاصم رضی الله عنه:
وقتی مشرکین از مسلمانان خواسـتار تسلیم شدند وآنان ابا ورزیده و به جنگ آغازیدند، عاصم بن ثابت رضی الله عنه سلاح خود را گرفت وگفت: بخدا سوگند هرگز همسایگی مشرک را نمی پذیرم و به زد و خورد ادامه داد تا که مرمی های سلاحش تمام شد و به نیزه زدن را  شروع نمود تا که نیزه اش شکست سپس گفت: پروردگارا ! من در اول روز از دینت حمایت کردم وتو در اخیر روز گوشت بدنم را حمایت نما تا بدست دشمن نیفتد.
در آن نبرد دو نفر را  مجروح و یکی را کشت و میگفت: این پیکار مراخسته نکرد چونکه من مرد قوی و تیر اندازم وکمانم محکم است، واگر علیه آنان بجنگم مادرم به حالم گرید و مرگ حق و ثابت است و زندگی دنیوی فانی وگذراست، وهر آنچه تقدیر الهی باشد برانسان واقع شدنی است وبازگشت همه انسانها بسوی اوست.
درین برهه مشرکین زیادی بر او حمله ور شدند تا که وی را بقتل رسانیدند . آنگاه که به شهادت رسید بعضی گفتند: این کسی است که قسم خورده و نذر نموده و جایگاه ویژه هم دارد لذا باید سر او را قطع کنیم تا به جوایز ارزنده نایل آئیم.
همینکه نزدیک او شدند، خداوند زنبوران را فرستاد تا صورت های شان را بگزد، پس مشرکین گفتند: در شب بیائیم تا زنبوران بروند و در شب خداوند باران را فرستاد تا که وادی ها پرگردید وآب، عاصم را بجای برد که هیچ کس نداند، چراکه حضرت عاصم رضی الله عنه به خداوند عهد و پیمان بست که با مشرکین درارتباط نباشد و از خداوند خواست که مشرکین به او دست رسی پیدا کرده نتوانند.
سیدنا عمر فاروق رضی الله عنه وقتی باخبر شد که خداوند توسط زنبوران عاصم را حفظ نموده است، گفت: خداوند بنده مؤمن را حفاظت کرد، عاصم نذر نمود که به مشرک تماس نگیرد ودعا نمود که مشرکین به او دست نیابند لذا خداوند بعد از مرگ او را حفظ کرد همانگونه که خودش در حیات خود را حفظ نموده بود.
وقتیکه خبر استشهاد عاصم ویارانش به مدینه رسید تمام مسلمانان مدینه سوگوار شدند و مسلمانان خیلی اندوهگین گردیدند و به سرعت اندوه شان به سرور تبدیل شد آنگاه که آیات قرآنی بر پیامبر صلی الله علیه وسلم نازل گردید وپاداش مجاهدین در راه خدا را بیان نمود وخداوند برای شهداء مزد وافر وثواب بزرگی بر شمرد.
آگهی ازین مسئله برمسروریت شان افزود که زنبوران از عاصم رضی الله عنه حمایت نمودند و مشرکین نتوانستند هدف خویش را متحقق کنند وسرش را قطع نمایند وسلافه بنت سعد نتوانست که قسم خود را عملی کند و به نذر خود وفا نماید. چرا که خداوند (ج) وی را حمایت نموده و از مثله کردن و بد منظر نمودن جسمش حفظ کرد. پاداش از جنس عمل است، همانگونه که حضرت عاصم به تعهد خود پایبندی کرد، خداوند هم دعایش را قبول نموده وحمایتش کرد. خداوند در حدیث قدسی میفرماید: ( من در گمان واندیشه بنده خودم وهمرای او هستم اگر وقت یاد کردن مرا در نفس خود یاد کند من هم او را در نفس خود یاد میکنم واگر مرا در اجتماعی یاد کند او را در اجتماعی بهتر از اجتماعش یاد میکنم واگر به اندازه یک وجب بسویم نزدیک شود به اندازه یک متر بسویش نزدیک میشوم واگر به اندازه یک متر بطرفم نزدیک شود به اندازه فاصله دو دست باز بسویش نزدیک میشوم واگر بطرفم قدم زده آید به سوی او دویده میروم) یعنی رحمت خود را شامل حال او میکنم واز بدی حفظش مینمایم وامور خیر را برای وی الهام میکنم واز وقوع در بد کاری بازش میدارم.
در پس منظر این حادثه حسان بن ثابت این شعر را برای هجو مشرکین سرود:
لعمری لقدساءت هذیل بن مدرک    احادیث کانت فی خبیب وعاصم
احادیث لحبان ضلوا بقبحها         ولحبان رکابون شر الجرائم
سوگند یاد میکنم که هذیل بن مدرک پیرامون مسئله خبیب وعاصم به خطا رفته است این بر نامه شان به قباحت خود همه را گمراه کرده و این سواران بدترین جرایم را مرتکب شدند.
منزلت او نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم:
حضرت عاصم رضی الله عنه، مانند دیگر یاران رسول خدا صلی الله علیه وسلم مقرب ومحبوب او بود،  موقف او در غزوه بدر فراموش نشدنی است آن روز که نبی اکرم صلی الله علیه وسلم اساس شورا در اسلام را تطبیق نمود. چنانچه خداوند میفرماید:( وشاورهم فی الأمر) در امور بآنها رایزنی کن! در ان روز سر نوشت ساز رسول معظم اسلام از یاران خود سؤال نمود که چگونه میجنگید؟ حضرت عاصم رضی الله عنه گفت: اگر دشمن مقدار دو صد متر نزدیک باشد تیر اندازی میکنم واگر نزدیکتر بودند که نیزه ها با هم میرسید با شدت پیکار میکنم تا نیزه ها بشکند وقتی نیزه ام شکست شمشیر را بدست گرفته وبه شمشیر زنی میآغازم، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: جنگ اینطور است کسیکه می خواهد بجنگد باید مثل عاصم بن ثابت جنگ کند.
سر نوشت همراهان عاصم رضی الله عنه:
پیشتر گفتیم که آن گروه مسلمانان از تسلیمی برای مشرکین ابا ورزیده وعلیه شان جنگیدند تا سه نفر شان بنام های : عاصم بن ثابت، مرثد بن ابی مرثد وخالد بن بکیر شهید شدند بعد از کشته شدن این سه نفر، عبدالله بن طارق و زید بن دثنه و خبیب بن عدی تسلیم شدند، مشرکین آنان را به حیث اسیر به مکه برده تا آنان را بحیث برده گان بفروشند. وقتیکه به منطقه ظهران که به نزدیکی مکه واقع است رسیدند، عبدالله بن طارق دست خود را از قید رها کرد وشمشیر را گرفت و به جنگ شروع کرد اما مشرکین زیاد بوده و به سنگ او را زدند تا به شهادت رسید. خبیب و زید را بمکه برده وتسلیم قریشیان کردند در مقابل دو اسیریکه از هذیل در مکه بودند.  زید بن دثنه رضی الله عنه را صفوان بن امیه خرید تا در مقابل پدرش که در غزوه بدر کشته شده بود، بقتل برساند.
لذا زید را در منطقه بنام تنعیم بردند وابوسفیان برایش گفت: ترا بخدا قسم ای زید آیا دوست داری که حالا محمد در جای تو بودی وما گردنش را میزدیم و تو بین فامیلت میبودی؟ زید گفت: بخدا قسم دوست ندارم به پای محمد خاری بخلد و من نزد فامیل خود در نعمت دنیای بزیم.
ابوسفیان متحیر شده وتعجب کرد وگفت: ما هیچ کس را ندیدیم که دیگری را اینقدر دوست داشته باشد مانند یاران محمد که او را دوست میدارند، سپس وی را بقتل رسانیدند.
اما خبیب بن عدی رضی الله عنه را نیز در منطقه تنعیم برده تا بدار آویزند، خبیب برای مشرکین گفت: اگر اجازه بدهید دو رکعت نماز می خوانم، گفتند بخوان، نماز را بسیار به خشوع وخضوع کامل ادا کرد و بعد از نماز رو بطرف آنان کرده وگفت: بخدا سوگند اگر این برداشت شما که از ترس قتل نماز را طولانی کرد نبودی حتماً نماز زیاد تری می خواندم.
گفته شده که خبیب اولین کسی بود که دو رکعت نماز قبل از قتل را برای مسلمانان سنت قرار داد.
سپس او را بر چوب بلند کرده و قید ها را محکم بستند درین حال خبیب گفت: پروردگارا ! ما پیام رسولت را ابلاغ کردیم، آنچه امروز به سر ما میآید برای رسول خود صلی الله علیه وسلم برسان.

و علیه مشرکین چنین دعا نمود: پروردگارا ! همه این مشرکین را بطور پراکنده بمیران و هیچ یک از ایشان را باقی نگذار، سپس مبارک را بقتل رسانیدند. خداوند ازوی خوشنود باد .


([۱])   سوره طور آیه ۴۸
نوشته: عبدالقادر ابراهیم
ترجمه: عبدالخالق احسان
منبع : پایگاه وااسلاماه
| ۲۰ فروردین ۱۳۹۵
یک پاسخ به “زندگی نامه عاصم بن ثابت رضی الله عنه”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    صبغت الله « صائم » says:

    اصحاب کرام؛ مومنین واقعی به مولفه های بودند، که قرآن کریم تعریف میکند و آنها ثابت قدم به دساتیر الهی و اسوه گیرنده از پیامبر صلی الله علیه و سلم بودند! الله متعال مومنین را وعده داده است { وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ } البقره ۱۸۶٫ ترجمه : هنگامیکه بنده ام ( بنده به معنی واقعی اش که از منیت های درون اش کاملا بریده باشد ) مرا سوال کند پس من قریب و نزدیک هستم، اجابت میکنم دعای دعاکننده را پس باید اجابت اوامر و دساتیر مرا نیز انجام دهند و ایمان را به حد کمال برساند ( تقوی اختیار کنند ) تا باشد که رشد و تعالی نصیب شان شود و قلعه های معنویت را بپیمایند!

یک دیدگاه بگذارید

پاسخ کد امنیتی را در فیلد خالی تایپ کنید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

جستجو

آخرین مطالب

تغییر باور ها

آمار سایت

  • کاربران آنلاین 31نفر
  • بازدید امروز 132177
  • بازدید دیروز 165967
  • بازید کل 73046924

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه با ذکر منبع بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com

طراحی سایت