توشه سفر به آخرت را کامل کن

اگر پادشاه جهانی بازهم گدای خدایی

دارایی دنیا دوستان همیشگی تو نیستند

در محضر خدا گناه نکن

با تزکیه و اصلاح نفس خود را آراسته بگردان

زندگی، یک امانت است در دست تو

امکانات کاربری
پیام مدیر

آنهایی که اسباب گناه را برای بندگان خداوند مهیا می سازند دشمن هستند و آنهایی که راه بهشت را مخلصانه به مردم نشان می دهند بهترین دوستان آنها هستند، تعداد دوستان بسیار اندک است

آمار کلی سایت

  • کل مطالب 2257
  • کل نظرات 9145
  • کل اعضا 1631
  • جدیدترین عضو سیدعباس

خبرنامه
الخلیل
| بازدیدها: 494

خلاصه درس روز اول فروردین ۹۵ کلاس خلاصه القرآن توسط شیخ التفسیر مولانا محمد عثمان حفظه الله

گزارش تصویری از افتتاحیه کلاس خلاصه القرآن در خاش

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند مالک قوت شنوائی و بینائی و متصرف تمام امور عالم و آورنده بادها و نازل کننده باران است و تمام امور عظام و امور حقیره و جزئیات را در دست دارد.

چنانچه در سوره یونس آیه ۳۱ آمده است (قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ یَمْلِکُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَمَنْ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ)

ذات الله متعال واجب الوجود است و غیر از او هیچ کس دیگری واجب الوجود نیست.

الله متعال تمام اجسام را اعم از آسمانها ، زمین و،عرش و بهشت و دوزخ و غیره را به وجود آورده است و خالق همه الله متعال است .

الله متعال تصرف آسمانها و زمین و مابینهما را در اختیار دارد  باید این ایمان را داشته باشیم که تمام امور جهان و کائنات به فرمان و حکم الله هستند پس هیچ کسی در امور ما فوق ذره ای اختیار ندارد مانند طلوع و غروب آفتاب که هیچ مخلوقی کوچکترین دخل و تصرفی در این امور ندارد

همچنین این یقین را نیز باید داشته باشیم که غیر از الله کسی مستحق و شایسته ی عبادت نیست که به طور عموم پیامبران و ملائکه و جنات و همه و همه را شامل می شود.

الله متعال واجب الوجود و خالق و متصرف است و بندگی و عبادت فقط حق او است .

به عنوان مثال :اگر کسی غیر از الله را عبادت کرد گویا حق الله را به غیر داده و هر کسی حق الله را به غیر بدهد بزرگترین ظالم است .

دعا اصل عبادت و حق الله تعالی است اگر شخصی در بلا و مصیبت الله را صدا کند این عبادت است چنانچه قرآن کریم در سوره غافر آیه ۶۰ دعا را به عبادت تفسیر نموده است (وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ)  خداوند در این آیه می فرماید کسانی که از تنها صدا کردن من دوری می کنند به زودی آنها را در آتش جهنم داخل می کنم .

بنابراین غیر از الله تعالی کسی مستحق عبادت جانی و مالی نیست زیرا فقط الله است که ذات او واجب الوجوب و خالق و مدبر و متصرف است .

هر کسی به این چهار درجه توحید به طور کامل ایمان و اعتقاد و عمل داشته باشد ناجی است و اگر بر حتی بر یکی از این چهار درجه ایمان نداشته باشد ناجی به شمار نمی رود.

مرتبه اول توحید ،توحید در وجوب الوجود است.

IMG-20160320-WA0008

واجب الوجود به ذاتی گفته می شود که صفات ثبوتیه را برای او اثبات و صفات سلبیه از او باید نفی کرد و این مختص ذات الله است.

ملائکه و جنات و انسان حادث و نوپیدا هستند که الله متعال آنها را از عدم به وجود آورده است.

صفات بر دو قسم هستند ۱- ثبوتیه یعنی تمام صفات کمال و عظمت و بزرگی مختص الله تعالی هستند مانند(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) ۲- صفات سلبیه مانند (لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ)

هر موجودی به دو صورت قابل تجزیه وتقسیم است ۱- از نظر جسمی ۲- از نظر معنوی

احد به ذاتی گفته می شود که از هر دو نظر قابل تقسیم نباشد و این فقط مختص ذات الله است  .

وجود بر سه قسم است ۱- واجب الوجود = به ذاتی گفته می شود که بودنش ضروری و نبودنش محال باشد مانند ذات الله متعال

۲- ممکن الوجود چیزی است که بودن و نبودنش مساوی باشد مانند انسان هنگامی که زمین و آسمان و خورشید و ماه را خداوند خلق کرده بود از انسان خبری نبود چنانچه قرآن عظیم الشأن می فرماید(هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئًا مَذْکُورًا)

۳- ممتنع الوجود به چیزی گفته می شود که نبودنش حتمی وضروری و بودنش محال باشد مانند شریک برای ذات الله

ذاتی لایق عبادت است که از مردن در امان باشد بنابراین هیچ مخلوقی نیست که طعم مرگ را نچشد  قرآن عظیم الشأن می فرماید(کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَهُ الْمَوْتِ)یعنی هر نفسی غیر از الله چشنده موت است و در آیه‌ی دیگری چنین آمده است (وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ)کسی می تواند معبود باشد که از فنا شدن پاک باشد و آن فقط ذات الله است چنانچه قرآن در آیه ۵۸ سوره فرقان می فرماید (وَتَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ)

در آیه ی ۲۶ سوره الرحمن خداوند می فرماید(کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ) لفظ (مَنْ) بیشتر برای ذوی العقول به کار برده می شود و از تمام مخلوقات فقط ملائکه و انسانها و جن ها ذوی العقول هستند.

پس معلوم شد که تمام کائنات فنا می شوند و فقط ذات الله باقی می ماند لذا کسی غیر از خداوند شایسته پرستش و عبادت نیست.

تمام نعمت ها را خداوند به ما داده است و اگر عبادت را برای غیر انجام دهیم این ناسپاسی و نمک ناشناسی است و مشرک نمک ناشناس است .

مرتبه ی دوم توحید ، توحید در خالقیت است یعنی داشتن توانایی نامحدود برای خلق کاینات که این صفت مختص ذات الله متعال است و آن را به هیچ صورت به کس دیگری نسپرده است .

مخلوقاتی که محبوب خداوند قرار گرفته اند اعم از ملائکه و انبیاء و اولیاء خداوند متعال به عنوان تحفه و اکرام صفت خلقت را به هیچ یکی از آنها نداده است و این صفت خاصه ی باریتعالی است چنانچه قرآن بر این گواه است (أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ) (قُلِ اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ)( وَخَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیرًا)

خداوند قبل از خلق کاینات بالقوه خالق بوده و با خلق کردن آنها بالفعل خالق قرار گرفت اما هیچ مخلوقی بالقوه یا بالفعل دارای صفت خلقت نیست.

اشکال وارد می شود که پس چگونه در قرآن آیاتی وجود دارد که نسبت خلق به طرف غیرالله شده است مانند آیه ی ۴۹ سوره ی آل عمران (أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ) که نسبت خلق به طرف حضرت عیسی شده است یا اینکه در آیه ی ۱۴ سوره ی مؤمنون آمده است (فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ) خالقین صیغه ی جمع است پس معلوم می شود که خالقین زیاد هستند؟

برای جواب این سؤال نیاز به تمهید و مقدمه ای است و آن اینکه اموری که در کائنات انجام می شوند به دو صورت هستند ۱- اموری که ما تحت الاسباب و به وسیله ی اسباب و آلات انجام می شوند ۲- اموری که مافوق الاسباب انجام می شوند و اموری که بدون واسطه ی ابزار و ساخته ی دست بشر انجام می شوند .

قرآن از ماتحت الاسباب بحث نمی کند و این موضوع مورد اختلاف نبوده و نیست .استعانت و کمکی که جایز نیست از غیرالله  خواسته شود امور مافوق الاسباب هستند که درخواست کردن آنها از غیرالله ممنوع بوده و شرک است .

خلق دارای دو معنی است ۱- ایجادالمعدوم که این معنی مختص و منحصر به الله تعالی است ۲- خلق به معنی اندازه و تقدیر هم می آید بنابراین هر جایی که نسبت خلق به طرف مخلوق شده است به معنی تقدیر و اندازه است نه ایجاد المعدوم.

منبع : الخلیل آنلاین

| ۵ فروردین ۱۳۹۵

یک دیدگاه بگذارید

پاسخ کد امنیتی را در فیلد خالی تایپ کنید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

جستجو

آخرین مطالب

تبلیغات

تغییر باور ها

آمار سایت

  • کاربران آنلاین 13نفر
  • بازدید امروز 57233
  • بازدید دیروز 157599
  • بازید کل 81970003

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه با ذکر منبع بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com