امکانات کاربری
پیام مدیر

اگر مردم، منکر را ببینند و آن را تغییر ندهند، به زودی خداوند آنها را دچار عذابی فراگیر و همگانی خواهد کرد. نبی معظم اسلام . ص

خبرنامه
عبدالخالق احسان
| بازدیدها: 368

نام ونسب:

نام او عبدالله پسر جحش پسر رئاب یا ریاب میباشد و نسبش به اسد بن خذیمه اسدی منتهی میگردد،  مادرش امیمه بنت عبدالمطلب بود؛ لذا او پسر عمه رسول خدا صلی الله علیه وسلم و از محبوب ترین یارانش می باشد.

گرویدن به اسلام :

حضرت عبدالله بن جحش رضی الله عنه از جمله پیشقدمان در اسلام بود که در اوائل و پیش از وارد شدن رسول خدا صلی الله علیه وسلم به خانه ارقم در مکه به دین اسلام مشرف شد و فضیلت دو هجرت را نصیب گردید، هجرت حبشه و هجرت مدینه.

نخستین هجرت:

او همرای دو برادر خود عبیدالله بن جحش وعبد بن جحش به حبشه هجرت نمود، عبدالله و عبد در اسلام ثابت ماندند؛ اما برادر شان عبیدالله در حبشه نصرانی شد و در نصرانیت خود مرد، به سبب نصرانی شدن او همسرش ام حبیبه بنت ابوسفیان از وی جدا شد که بعدها رسول خدا صلی الله علیه وسلم با وی ازدواج نمودند.

دومین هجرت:

بعد از استقرار پیامبر صلی الله علیه و سلم به مدینه منوره، عبدالله به سوی مدینه هجرت نمود ودر آنجا همرای رسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم باقی ماند واخلاق اسلامی وآداب نبوی را آموخته ودر جنگ بدر حضوریافته ودر غزوه احد به شهادت رسید که بیان خواهد شد.

فضیلت ایشان:

فضیلت و مکانت او به حدی رسیده بود که رسول خدا صلی الله علیه وسلم  در غزوه بدر از وی و ابوبکر و عمر رضی الله عنهم در مورد اسیران مشورت گرفت و حضرت عبدالله رضی نیز رای ونظر خود را داشت .

سریه عبدالله بن حجش:

روایت شده که او اولین کسی بود که رسول خدا صلی الله علیه وسلم وی را امیر لشکر مقرر نمود آن هم در سریه نخله که بنام سریه عبدالله بن جحش مسمی شده است. روزی رسول الله صلی الله علیه وسلم خطبه ایراد نمود و برای اصحاب گفت: یکی از شما را به سرکرده گی سریه مؤظف میکنم که از شما بهتر نیست؛ اما در گرسنگی وتشنگی از شما شکیبا تر میباشد، سپس از بین صحابه عبدالله بن جحش رضی الله عنه را بر گزید و برایش نامه داده وگفت: که به آن نامه نگاه نکند مگر بعد از دو روز از سفر خود و نیز به دست هیچ یک از رفیقان خود ندهد، عبدالله و یارانش برای تنفیذ امر رسول خدا صلی الله علیه وسلم حرکت نمودند.

خواندن  نامه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم:

بعد از دو روز از عزیمت مدینه، نامه را باز نمود که در آن نوشته شده: وقتی با نامه ام نگاه کردی تا نخله که بین مکه و طائف واقع است برو و در کمین قریش باش و از اخبار قریش برای ما خبر بده، عبدالله بن جحش رضی الله عنه بعد از مطالعه نامه گفت: شنیدم وپیروی میکنم، سپس همراهان خود را از امر نبی گرامی صلی الله علیه وسلم مطلع ساخت و برای شان گفت: رسول معظم اسلام مرا امر نموده تا نخله بروم و در کمین قریش بمانم و از اخبار شان به مدینه خبر دهم و پیامبر مرا نهی کرده که شما را مجبور سازم؛ لذا هر کس از شما اراده شهادت را دارد و درین مسیر علاقه مند است همراهم برود و اگر راضی نیست بر گردد؛ اما من حتماً بنا به امر پیامبر صلی الله علیه وسلم رفتنی هستم. همه اجابت کرده وهمرای او رفتند وهیچ کس تخلف ننمود. در بین راه سعد بن ابی وقاص وعتبه بن غزوان شتر خود را گم کرده و به تعقیب او رفتند تا که به اسارت مشرکین در آمدند، عبدالله به راه خود ادامه داد تا به نخله رسید در آنجا ماند تا که قافله تجارتی از قریش از آنجا عبور میکرد و در بین قافله عمرو بن حضرمی وعثمان و نوفل بن عبدالله بن مغیره و حکم بن کیسان وجود داشتند، حضرت عبدالله با مسلمانان همراهش مشورت نمود، آنها گفتند: ما در آخرین روز از ماه رجب که ماه حرام است قرار داریم اگر به آنها بجنگیم، ماه حرام را بی حرمتی کرده ایم اگر درین شب رهای شان کنیم داخل حرم میشوند دیگر بآنها رسیده نمیتوانیم.

واگر آنان را بکشیم در ماه حرام کشته ایم؛ لذا متردد شدند و از حمله به آنان بخاطر احترام ماه حرام حذر کردند؛ اما دیری نگذشت که به پیکار علیه آن قافله تصمیم گرفتند و واقد بن عبدالله تمیمی تیری را به سوی عمرو بن حضرمی زد و او را بقتل رسانید و عثمان بن عبدالله وحکم بن کیسان را به اسارت گرفته و نوفل بن عبدالله گریخت وحضرت عبدالله بن حجش وهمراهانش با قافله و دواسیر به مدینه برگشتند.

رسول گرامی صلی الله علیه وسلم ازین کار شان انتقاد نموده وآنان را نکوهش کرده وگفت: شما را امر نکردم که در ماه حرام بجنگید و از تصرف به قافله وآن دو اسیر ابا ورزید تا که حکم خداوندی در باره عبدالله و همراهانش نازل گردید. ازین ماجرا همه مردم با خبر شدند وگمان میکردند که عبدالله وهمراهانش هلاک شده اند ومسلمانان آنان را سرزنش می نمودند، ومشرکین فرصت مناسبی برای شک اندازی وشعله ور ساختن آتش فتنه در بین مسلمانان یافتند، واتهام وارد کردند که مسلمین ماه حرام را حرمت قایل نیستند وآنها دزدان ورهزنانی اند وگفتند: محمد ویارانش ماه حرام را حلال نموده ودر آن خون را ریخته، اموال را گرفته ومردان را اسیر کرده اند.

ومسلمانان مکه میگفتند که این قضیه در ماه شعبان رخ داده است. ویهود نیز به شعله ورساختن آتش آشوب وایجاد شک وتردید در قلوب مسلمانان دست یازیدند وگفتند: واقد بن عبدالله عمرو بن حضرمی را کشت.

نزول آیه قرآنی به تایید عبدالله وسریه اش:

آنگاه که سخنان زیاد شد وشایعه ها گسترش یافت از آسمان وحی نازل گردید تا آن بیهوده گوئی ها را مانع شده وگوینده ها را به سکوت وادارد، خداوند فرمود: ( یسئلونک عن الشهرالحرام قتال فیه قل قتال فیه کبیر وصد عن سبیل الله وکفرٌٌ به والمسجد الحرام واخراج اهله منه اکبر عندالله والفتنه اکبرمن القتل) ([۱]) ای پیامبر در موره ماه حرام از تو سؤال میکنند که حکم جنگ چگونه است؟

بگو جنگ در آن گناه بزرگی است، اما گناه باز داشتن از راه خدا وکفر بخدا و باز داشتن از مسجد حرام و بیرون راندن اهل آن در نزد خدا بزرگتر است وگناه شرک از گناه قتل و جنگ بزرگتر میباشد.

بعد از نزول این آیه کریمه مسلمانان به گشایشی دست یافتند واندوه از دل های شان زایل گردید و رسول خدا صلی الله علیه وسلم آن قافله و دواسیر را بتصرف خود در آورد، سپس قریش عثمان وحکم را خواستار شده وپیشنهاد فدیه در مقابل آن دو مسلمان نمودند، رسول گرامی صلی الله علیه وسلم فرمود: ما این سخن شما را قبول نمیکنیم تا که آن دویار ما بما برسند؛ چرا که ما از شما هراس داریم واگر آن دو یار ما را بکشید ما هم این دو یار شما را میکشیم مشرکین نظر پیغمبر صلی الله علیه وسلم را قبول وشرطش را پذیرا شده واسیران را تبادله نمودند.

سرنوشت آن دو اسیر:

حکم بن کیسان بعد از رهای مسلمان شده واسلام خود را نیکو ساخت و در غزوه بئر معونه شهید شد واما عثمان بن عبدالله به مکه برگشت ودر آنجا کافر مرد.

اما عبدالله بن جحش ویارانش این آیه را می خواندند ومی شنیدند تا که غم شان زایل شده و آن ترس شان زدوده شد و آرزوی پاداش را نموده ومنتظر ثواب بودند وگفتند: ای رسول خدا ما آرزو داریم که این کار ما بحیث غزوه محسوب شود و بما اجر مجاهدین اعطا گردد، خداوند این آیه را درشأن آنها نازل نمود: ( إن الذین آمنوا والذین هاجروا وجاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمه  الله والله غفوررحیم) آنانیکه ایمان آورده و هجرت نموده و در راه خدا جهاد کرده اند، آنان به رحمت خدا امید وارند وخداوند آمرزگار و مهربان است.

با نزول این آیه آنها خرسند شده ودلهای شان آرامش گرفت وخداوند فضل خود را شامل حال آنان نموده ودر سایه رحمتش جای داد این فضل خداوندی است هر کس را که بخواهد میدهد.

این نخستین سریه بود که مسلمانان در آن غنیمت گرفته و عمرو بن حضرمی اولین کسی است که مسلمانان او را کشتند و عثمان بن عبدالله وحکم بن کیسان اولین کسانی اند که در اسارت مسلمین در آمدند.

پاسخ عبدالله به مشرکین:

وقت عبدالله از گفته های قریش آگاه شد که میگویند محمد و یارانش ماه حرام را حلال نموده ودر آن خون ریخته واموال را گرفته ومردان را به اسارت برده اند.

عبدالله در رد آنان چنین گفت:  شما قتل در ماه حرام را بزرگ میدانید در حالیکه گناه باز داشتن شما مردم را از پیروی پیامبر وتشویق به کفر به آن وبیرون راندن شما اهل مسجد حرام را از آن بزرگتر وگناه بیشتری است، شما این قتل را به ما عیب میدانید در حالیکه بغاوت وحسادت شما ازین خطر ناکتر است.

موافقت قرآن با دیدگاه او:

در کتاب استیعاب آمده که عبدالله بن جحش اولین کسی بود که خمس مال غنیمت را پیش از آنکه خداوند فرض نماید مقرر داشت وپس از آن خداوند آیه خمس را نازل نمود که قبل از آن مرباع یعنی ربع غنیمت بود.

واقدی گفت: در جاهلیت مسئله مرباع مقرر بود وهمین که عبدالله از سریه اش بازگشت اموال را خمس کرد و دیگر اموال را تقسیم نمود لذا او نخستین کسی است که در اسلام خمس را عملی ساخت و به تائید این عمل او این قول خداوند نازل شد: ( واعلموا انما غنمتم فان لله خمسه و للرسول ولذی القربی والیتمامی والمساکین وابن السبیل ([۲]) ) بدانید که آنچه غنیمت گرفته اید خمس آن از الله ورسول خدا واقارب پیامبر و یتیمان و مساکین و مسافرین میباشد.

فضیلت ومکانت عبدالله به حدی رسیده بود که خداوند در سوره بقره آیه را در شأن او نازل فرمود تا او ویارانش خرسند شدند و همچنان در سوره احزاب خداوند نظر او را در مورد ازدواج خواهرش زینب همراه زید بن حارث رضی الله عنهم ذکر نموده است.

موقف او پیرامون ازدواج خواهرش همراه زید بن حارثه:

 آنگاه که رسول خدا صلی الله علیه وسلم زینب را برای برده آزاد شده اش خواستگاری نموده، زینب و عبدالله امتناع ورزیده وموافقت نکردند ؛ چرا که زید در گذشته برده بود، اما زینب زنی آزاد ودارای وجاهت وشرافت در بین قریش بود خداوند آیه ذیل را نازل کرد: (وما کان لمؤمن ولا مؤمنه اذا قضی الله ورسوله امرا ان یکون لهم الخیره من امرهم ومن یعص الله ورسوله فقد ضل ضلالا مبینا)([۳]) برای مرد و زن مؤمن شایسته نیست وقتی خدا و رسولش حکم نمود ازخوداختیاری داشته باشد وکسی که نا فرمانی خدا ورسولش صلی الله علیه وسلم را نماید در حقیقت به گمراهی آشکاری گرفتار شده است.

وقتی عبدالله این آیه را شنید اندوه گین شده وشتابان به سوی رسول خدا صلی الله علیه وسلم آمده در حالیکه مطیع امر خدا رسولش بود می گفت: ای رسول خدا هرچه میخواهی مرا امر کن به خدا سوگند دیگر نافرمانی خدا ورسولش صلی الله علیه وسلم را نمی کنم و ازغضب خدا و رسولش به خدا پناه میبرم وسپس خواهر خود زینب را به نکاح زید درآورد.

شهادت ایشان:

حضرت عبدالله بن جحش رضی الله عنه در غزوه احد شرکت نمود که در آن روز موقف شگفت انگیزی داشت طوری که به آزمون خوبی دچار گردید وبه شدت رزمید تا که شمشیرش شکست، رسول خدا صلی الله علیه وسلم برایش عرجون (چوبی) داد که آن چوب در دست او شمشیر برانی گردید؛ لذا بنام عرجون مسمی شد.

در میدان نبرد حمله وجولان میکرد و با جمع عظیمی از مشرکین میجنگید که بنا به معجزه پیامبر صلی الله علیه وسلم وکرامت وبزرگداشت او چوب به شمشیر برنده تبدیل گردید، روایت شده که او برای سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه یکروز پیش از جنگ احد گفته بود: بیا با هم در پیشگاه خداوند دعا کنیم! هردو به یک گوشه رفته دعا نموده واز خداوند خواستار شهادت شدند.

حضرت سعد رضی الله عنه  گفت: پروردگارا ! وقتی فردا با دشمن ملاقی شدم به طرف من مرد قوی وغضبناکی بیاید که در راه تو با او بجنگم وسپس مرا علیه او پیروز گردان تا او را بکشم و سلاح و لباس او را بگیرم عبدالله آمین میگفت. بعد از آن عبدالله بلند شد دعا میکرد وسعد آمین میگفت : عبدالله گفت الها! مرد قوی وغضبناکی را نصیب من گردان که در راه تو بجنگم و او با من بجنگد و مرا گرفتار کرده وگوش و بینی مرا قطع نماید، وقتی ترا ملاقات کنم بگوئی: ای عبدالله برای چه گوش وبینی ات قطع شده؟ بگویم: در راه تو و رسولت، پس گفته شود راست گفتی. همینکه پیکار آغاز گردید وعبدالله نیز شرکت کرد و به آزمون دلپذیری دچار شد که بمقام رفیع شهادت نایل گردید.

سعد رضی الله عنه میگوید: در اخیر روز احد او را دیدم که گوش و بینی اش به تاری بسته آویزان اند؛ لذا به گوش و بینی بریده مسمی گردید، درحقیقت صادقانه دعا نمود وخداوند اجابتش کرد بخدا قسم این عزت بزرگی است.

خداوند در حدیث قدسی میفرماید: کسیکه به سویم یک بلست نزدیک شود من به او یک متر نزدیک میشوم وکسیکه به سویم بحالت عادی بیاید من به سویش شتابان میروم، رسول معظم اسلام بر عبدالله وحمزه کاکایش خیلی اندوهگین شد وامر نمود که هر دو در یک قبر دفن شوند.

خداوند از او وهمه شهداء احد و مسلمین تا روز رستاخیز، خوشنود باد.                      پایان

——————————-

([۱])  سوره بقره آیه ۲۱۷  

([۲])   سوره انفال آیه ۴۱٫

([۳])   سوره احزاب آیه ۳۶٫

نوشته : عبدالقادر ابراهیم

ترجمه : عبدالخالق احسان

منبع : پایگاه وااسلاماه

| ۱۴ اسفند ۱۳۹۴

یک دیدگاه بگذارید

پاسخ کد امنیتی را در فیلد خالی تایپ کنید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

جستجو

آخرین مطالب

آمار سایت

  • کاربران آنلاین 20نفر
  • بازدید امروز 127612
  • بازدید دیروز 182425
  • بازید کل 55753227

آمار کلی سایت

  • کل مطالب 2204
  • کل نظرات 8722
  • کل اعضا 1574
  • جدیدترین عضو Sara

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه با ذکر منبع بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com