امکانات کاربری
پیام مدیر

اگر مردم، منکر را ببینند و آن را تغییر ندهند، به زودی خداوند آنها را دچار عذابی فراگیر و همگانی خواهد کرد. نبی معظم اسلام . ص

آمار کلی سایت

  • کل مطالب 2242
  • کل نظرات 8992
  • کل اعضا 1611
  • جدیدترین عضو بهزاد

خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 38929

جنگ جمل در ماه جمادى الأخرى سال ۳۶ هجری واقع شد. در یک جانب از این جنگ حضرت علی رضی الله عنه، و در جانب دیگر أم المؤمنین حضرت عایشه رضی الله عنه و به همراهی او حضرت طلحه و حضرت زبیر رضی الله عنهما ـ که از عشره‌ی مبشره‌اند ـ قرار گرفته بودند. هر دو فریق از بزرگان صحابه رضی الله عنهم هستند؛ اما این جنگ بنا به حیله‌سازی چند نفر مفسد به صورت اشتباهی رخ داد و در میانِ ایشان نه رنجشی وجود داشت و نه می‌خواستند که با هم جنگ کنند.

مفسدوں کی فتنہ پردازی ہوئی /٭/  باعث خونریزی جنگ جمل

ورنہ شیر حق سے طلحه و زبیر /٭/ چاہتے ہرگز نه تھے جنگ و جدل

ترجمه:

فتنه پردازی چند مفسد شده /٭/ باعث خون‌ریزی جنگ جمل

ورنه با شیر خدا طلحه و زبیر /٭/ کی همی خواستند کنند جنگ و جدل

در حکایت این جنگ نیرنگ‌سازی‌های زیادی به کار رفته و دروغ‌های فراوانی با آن آمیخته شده است؛ اصل واقعه به حواله‌ی تاریخ قرطبی از این قرار است:

حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنهما وقتی که با اکراه شورشیان بر دست مبارک حضرت علی رضی الله عنه بیعت کردند، فوراً از مدینه حرکت کردند. أم المؤمنین حضرت عایشه‌ی صدیقه رضی الله عنها در آن سال به حج تشریف برده بود و تا آن زمان در مکه سکونت داشت. حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنهما پیش وی رفته، تمام سرگذشت را به عرض وی رسانیدند که حضرت عثمان رضی الله عنه شهید شد و شورشیان مردم را به زور به بیعت با حضرت علی رضی الله عنه وادار کرده‌اند و این وقت در مدینه فتنه‌ی سختی برپا است؛ شما أم المؤمنین هستید و ما در پناه شما مأمون خواهیم ماند و شما سعی کنید که فتنه به نحوی دفع گردد؛ زیرا حضرت علی رضی الله عنه مصلحت را در این می‌داند که اکنون نسبت به قصاص قاتلین حضرت عثمان رضی الله عنه سکوت اختیار شود، حال آن‌که از این سکوت، نیروی شورشیان بیش‌تر می‌شود. حضرت عایشه رضی الله عنها از شرکت در مشاجرات انکار ورزید؛ حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنهما از قرآن پاک آیاتی تلاوت کردند که در آن دستور اصلاح بین مسلمانان داده شده، بالأخره حضرت عایشه رضی الله عنها با ایشان هم‌نظر شد و بر این امر اتفاق کردند که تا مادامی که نیروی شورشیان کم نگشته، نباید به مدینه برویم؛ بلکه بیرون از سرزمین عرب، در گوشه‌ای عافیت اختیار می‌کنیم و با تدبیری حضرت علی رضی الله عنه را از گروه مفسدان جدا کرده، با خود همراه می‌کنیم، آن‌گاه مشکل حل خواهد شد؛ قصاص حضرت عثمان رضی الله عنه هم گرفته می‌شود و مفسدان گوش‌مالی داده می‌شوند؛ چنان‌که طبق این مشورت ایشان عازم بصره شدند.

مفسدان این واقعه را با حیله‌گری عجیبی برای حضرت علی رضی الله عنه بیان کردند و به او این طور فهماندند که آن‌ها می‌خواهند تو را از خلافت عزل کنند و نگذاشتند که حضرت علی رضی الله عنه از اصل نیت آن‌ها با خبر شود؛ لذا حضرت علی رضی الله عنه هم به سوی بصره روانه شد.

حضرات حسن و حسین، عبدالله بن جعفر و عبدالله بن عباس رضی الله عنهم با این لشکرکشی مخالف بودند؛ اما رأی ایشان مورد قبول واقع نشد.

وقتی که لشکر حضرت علی رضی الله عنه به نزدیکی بصره رسید، آن جناب، حضرت قعقاع رضی الله عنه، صحابی پیامبر صلى الله علیه وسلم را به عنوان قاصد نزد حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنهما فرستاد.

حضرت قعقاع رضی الله عنه اوّلاً با أم المؤمنین رضی الله عنها ملاقات کرد؛ ایشان صراحتاً جواب داد که مقصود من فقط اصلاح است که به یک نحوی این فتنه و فساد مرتفع گردد و امنیت برقرار شود.

باز حضرت قعقاع رضی الله عنه با حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنهما ملاقات نمود و پرسید: شما چه صورتی را برای اصلاح تجویز کرده‌اید؟

هر دو گفتند: بدون قصاص از قاتلین حضرت عثمان رضی الله عنه راهی دیگر برای امنیت متصور نیست.

حضرت قعقاع رضی الله عنه گفت: حصول این مقصود بدون از اتفاق تمام مسلمانان امکان پذیر نیست؛ لذا باید شما با حضرت علی رضی الله عنه بپیوندید و با هم متفق شده و برای آن تدبیری در نظر بگیرید.

این رأی مورد پسند حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنهما قرار گرفت. حضرت قعقاع رضی الله عنه بشارت صلح را به محضر حضرت علی رضی الله عنه آورد و ایشان بسیار خوش‌حال شد و تا سه روز بین آن‌ها تبادل نامه و پیام جاری بود. روز سوم به وقت شام چنین برنامه‌ریزی شد که فردا صبح حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنهما با حضرت علی رضی الله عنه طوری ملاقات نمایند که کسی از شورشیان در جلسه حاضر نباشد.

این امر برای شورشیان سخت ناگوار گذشت؛ زیرا می‌دانستند که هر گاه حضرت علی رضی الله عنه به تنهایی با طلحه و زبیر رضی الله عنهما ملاقات نماید، از توان ما خارج خواهد شد؛ لذا آنان در فکر افتادند تا به یک صورتی صلح را به هم بزنند و نگذارند ملاقات صورت گیرد!

منافق مشهور، عبدالله بن سبا، مؤسس مذهب روافض در رأس مفسدان بود و رأی داد که شما امشب جنگ را آغاز کنید و بعداً به اطلاع حضرت علی رضی الله عنه برسانید که طرف مقابل غدر کرده و به جنگ پرداخته است؛ چنان‌که همین طور واقع شد.

شورشیانِ مفسد در آخر شب خودسرانه جنگ را آغاز کردند و از جانب دیگر به آنان جواب داده شد و در لشکر حضرت علی رضی الله عنه فریاد برآوردند که طلحه و زبیر رضی الله عنهما عهدشکنی کرده‌اند و در آن طرف این صدا در هم پیچید که علی رضی الله عنه عهدشکنی کرده است.

هدف این‌که با این توطئه‌ معرکه‌ی بزرگی به پا شد و از دو طرف سیزده‌هزار مسلمان کشته شد. حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنهما هم در این جنگ شهید شدند؛ «إِنَّا لِلّٰهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رٰجِعُونَ».

حضرت طلحه رضی الله عنه در میدان جنگ شهید شد، اما حضرت زبیر رضی الله عنه از جنگ کناره گرفت و هنگامِ برگشت ابن جرموز در راه او را شهید کرده و به امید انعام نزد حضرت علی رضی الله عنه آمد و گفت: ای أمیرالمؤمنین! مژده باد که دشمنت را کشتم.

حضرت علی رضی الله عنه پرسید: چه کسی را؟

گفت: زبیر را.

حضرت علی رضی الله عنه فرمود: من تو را به جهنم مژده می‌دهم!

ابن جرموز گفت: انعام عجیبی دادی!

حضرت علی رضی الله عنه فرمود: من چه‌کار کنم در حالی که رسول خدا صلى الله علیه وسلم به من فرموده است:

ـ «یَا عَلِیُّ! بَشِّرْ قَاتِلَ ابْنِ صَفِیَّهَ بِالنَّارِ»؛ ای علی! قاتل پسر صفیه را به دوزخ بشارت بده.

و حضرت زبیر رضی الله عنه پسر صفیه، عمه‌ی پیامبر صلى الله علیه وسلم بود.

ابن جرموز با شنیدن این بشارت خودکشی کرد. حضرت علی رضی الله عنه با دیدن این صحنه با آواز بلند تکبیر گفت و فرمود: ببینید گفته‌ی رسول خدا صلى الله علیه وسلم چگونه راست در آمد![۱]

پس از پایان جنگ، حضرت علی، امام حسن و عبدالله بن عباس رضی الله عنهم جهت مشاهده‌ی اجساد مقتولین به میدان جنگ تشریف بردند؛ بر یکی که رسیدند، حضرت امام حسن رضی الله عنه آواز داد: یَا أَبَتِ! وَاللهِ فَرْخُ قُرَیْش؛ ای پدر! قسم به خدا نوجوانی از قریش این‌جا افتاده است.

حضرت علی رضی الله عنه پرسید: کیست؟

او گفت: محمّد بن طلحه رضی الله عنهما.

حضرت علی رضی الله عنه فرمود: «وَاللهِ کانَ شَاباً صَالِحاً»؛ به خدا قسم نوجوان نیکوکاری بود.[۲]

باز گذر حضرت علی رضی الله عنه بر جسد حضرت طلحه رضی الله عنه افتاد؛ آن را دیده و نشست و فرمود: ابومحمّد این‌جا به این حال افتاده است! و فرمود: کاش من بیست سال قبل می‌مردم! و دست حضرت طلحه رضی الله عنه را گرفته و بار بار بوسه می‌داد و می‌فرمود: این همان دستی است که از رسول خدا صلى الله علیه وسلم مصایب را دفع کرده است.[۳]

وقتی که آخرین رمق حضرت طلحه رضی الله عنه رسیده بود، کسی [ثور بن مجزاه] از کنار او گذشت، او پرسید: از کدام لشکری؟

گفت: از لشکر امیر المؤمنین رضی الله عنه.

حضرت طلحه رضی الله عنه فرمود: خوب است؛ دست بده تا من بر دست تو برای حضرت علی رضی الله عنه بیعت کنم. و بیعت کرد و پس از آن جان داد.

آن شخص واقعه را به حضرت علی رضی الله عنه عرض کرد؛ حضرت علی رضی الله عنه تکبیر خواند و فرمود: خداوند نخواست که حضرت طلحه رضی الله عنه را بدون بیعت با من به جنّت داخل گرداند.[۴]

از حضرت علی رضی الله عنه راجع به اهل جمل سؤال شد که آیا مشرک بودند؟

فرمود: نه؛ ایشان از شرک می‌رمیدند.

گفته شد: پس آیا منافق بودند؟

فرمود: نه؛ منافق خدا را بسیار کم یاد می‌کند.

باز پرسیده شد: آنان را چه قرار دهیم؟

فرمود: «إِخْوَانُنَا بَغَوْا عَلَیْنَا»؛ آنان برادران ما بودند که بر ما بغاوت کردند [و امیدوارم من و آنان از گروهی باشیم که خداوند درباره‌ی آن‌ها فرموده است: «وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَاناً عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِیْنَ»؛ هر گونه غِلّ را از سینه‌ی آن‌ها می‌شوییم در حالی که همه برادراند و بر تخت‌های بهشت روبه‌روی یک‌دیگر قرار می‌گیرند.]
_________________________

[۱] تطهیر الجنان؛ البدایه والنهایه.

[۲] تطهیر الجنان.

[۳] تطهیر الجنان؛ البدایه والنهایه (۷/۴۲۸). در جنگ احد یک بار آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم در ازدحام کفار واقع شد؛ در آن وقت به غیر از حضرت طلحه رضی الله عنه کسی دیگر نبود. از هر چهار طرف تیر می‌بارید و حضرت طلحه رضی الله عنه به وسیله‌ی سپر جلوی تیرها را می‌گرفت که ناگهان سپر از دستش افتاد. تصور کرد که اگر من سپر را بردارم تا آن وقت معلوم نیست که چند تیر به پیامبر صلى الله علیه وسلم اصابت کند؛ لذا به وسیله‌ی دست خود جلوی تیرها را می‌گرفت. در نتیجه دستش کاملاً شل شد که تا آخر عمر بی‌کار ماند. حضرت علی رضی الله عنه همین دست را بوسه می‌داد. (مؤلف)

[۴] إزاله الخفاء (۲/۲۸۰).

٭ سیرت خلفای راشدین/ ترجمه مولانا حسین پور

منبع : پایگاه رسمی مولانا محمد یوسف حسین پور

آیا کشته شدگان جنگ جمل بهشتی هستند یا جهنمی پاسخ را اینجا بخوانید

| ۱۴ دی ۱۳۹۲
۲۱ پاسخ به “نگاهی به جنگ جمل”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    کریم شهیاد says:

    باسلام لطفا متن بالارادوباره وبادقت مطالعه فرمایید ایاتناقضاتی نمیبینید؟ مثلا اینکه حضرت علی(ع)به قاتل زبیر فرموده رسول اکرم(ص)بشارت جهنم برای قاتل پسر صفیه داده! مگررسول الله(ص) علم غیب داشتند؟ومیدانستن زبیرکشته میشودکه این حرف رابه حضرت علی(ع)فرموده باشند؟ ۲_این قاتلین جناب عثمان چه کسانی بودند؟انهارالطفا معرفی بفرمایید وبفرمایید بلاخره قصاص شدندیانه؟که این همه صحابه درجنگ جمل وصفین کشته شدند خدالعنت کندقاتلین عثمان راکه باعث این خونریزیها شدند ۳_درمیدان جنگ طلخه بادست یک سرباز امیرالمومنین بیعت کردوبعهدجاهلیت نمردزبیرچی؟بیعت کردیاباجا هلیت ازدنیارفت ؟پس عشره مبشره چی شد؟

  2. وضعیت کاربر : مهمان
    محسن says:

    ایشان اگر می خواستن اصلاح کنن با صحبت و نامه نگاری هم می شد چنین کاری کرد چرا لشکر کشی کردن
    مگر نمی شد با منطق حرف زد و نیاز نبود این همه آدم کشته شون


  3. سید says:

    باسلام
    شما با این آیه ی شریفه چکار میکنید:
    , وَ قَرْنَ فی‏ بُیُوتِکُنَّ(احزاب آیه ۳۳)–
    زنان پیغمبر باید درخانه بمانند…
    در صحیح بخاری و صحیح مسلم نیز روایاتی از پیامبر گرامی به این تعبیر آمده است:
    … زنان پیغمبر(ص) باید در خانه بمانند تا حرمت آنان خدشه دار نشود…..

    اگر منظور ماندن جسمی هست پس چرا رئیس جمل که همسر پیغمبر بود ازخونه خارج شد؟
    اگر منظور عدم دخالت درکارهای سیاسی هست بازم چرا رئیس جمل که همسر پیغمبر بود چرا دخالت کرد درکارهای سیاسی؟

    پاسخ :
    خوب حالا شما به همسرتان بگویید به این آیه عمل کنند و در خانه بمانند و نگران عمل نکردن همسر خودتان به آیه باشید چراکه نزد خداوند هر کس مسئول همسر خودش در روز قیامت است و نه همسر شخصی دیگر .


    • سید says:

      ما به همسرانمان بگیم که درخانه بمانند؟
      برادر عزیر این آیه درمورد همسران رسول اکرم ص میباشد نه همسران امت….
      ثانیا این که نشد جواب……
      من سوال علمی پرسیدم پس علمی جواب بدهید…….
      یا الله

      پاسخ :
      شما قبل از اینکه سوال علمی بپرسید علم را یاد بگیرید سپس سوال علمی بپرسید .
      قرآن کریم ابتدا برای افراد عصر آن زمان بوده و سپس برای کل امت می باشد ، برادر عزیزم در علم تفسیر چنین آمده که هر آیه ای از قرآن کریم مربوط به یک داستانی در زمان پیامبر بوده است که اگر قرار باشد تک تک آیات را مربوط به داستانهای مرتبط شان بدانیم ، پس ما بدون قرآن می مانیم!!
      مطمئن باشید علمی جواب میدهم ولی تشخیص میزان سنجش شما خیلی مهم است .


      • سید says:

        برادر عزیز
        باشه فرض بفرمائید که زنان امت را هم شامل میشود….
        ولی حالا جواب اصل سوال چی شد؟
        چرا رئیس جمل که همسر پیغمبر بوده خلاف دستور صریح قرآن عمل کرده؟
        خواهشا نگو مواظب همسر خودتون باشید…. ما به تاریخ رئیس جمل که ام المسلمین است باید توجه کنیم دیگه… فرد عادی نیست که شما میگی مواظب همسر خود باشید و چکار دارید به همسر پیغمبر…. به نظرم این توهین به ام المسلمین است… خواهشا دقت فرمائید.. توهین به زنان پیغمبر طبق عقائد ما حرام وگناهی بس بزرگ است..
        پس درجواب دادن دقت فرمائید

        پاسخ :
        برادر گرامی چرا می گوئید فرض بفرمائید زنان امت را هم شامل می شود ؟! مگر قرآن ما قرآن فرضی است ؟! مگر اسلام ما اسلام فرضی است ؟!
        این نشان دهنده این است که شما علم کافی ندارید و نمی توانید مسائل را درک نمائید .

        چرا حاضر نیستید قبول کنید که همسر شما حکم خدارا نقض می کند ؟ و چرا از آن فرار می کنید ؟!
        چرا وقتی نا فرمانی همسر شما به میان می آید نصیحتم می کنید ؟! آیا منطقی است که شما گناه همسرخودتان را نبینید و گناه همسر رسول خدا علیه السلام را ببینید ؟!
        لطفا پاسخ دهید .


      • سید says:

        آقاجان چرا ازجواب دادن به سوال طفره میروید؟
        شما چرا اصل سوال رو جواب نمیدین؟
        حق دارید…چون جوابی برایش ندارید….
        این چه حرفیه که شما میزنی؟
        چرا همسران پیغمبر را دارید با همسران امت مقایسه میکنید؟

        پاسخ :
        اولا ؛اگر نیاز به طفره رفتن داشتم همان روز اول شمارا حذف می کردم مانند سایر فحاشی ها پس مطمئن باشید نیازی به طفره رفتن وجود ندارد .
        ثانیا ؛ بنده منتظرم به محض شنیدن پاسخ شما جواب اصل مطلب را بدهم که شما پاسخم را نمیدهید وبه قول خودتان طفره میروید .
        ثالثا ؛ آیا من حرف بدی زدم که شما با ناراحتی می گوئید (این چه حرفیه که میزنی؟) هر قسمتی که بداست توضیح دهید .
        رابعا؛ شما الان در حال مناظره هستید ، پس روش مناظره ارسال مقاله از موسی و عیسی نیست چرا که در این صورت اصل مطلب در لابلای مقاله شما نا پدید می شود و برای همین مقاله عیسی و موسی را به دلیل بی ربط بودن برداشتم، باید یک شبهه باشد و یک پاسخ .
        لطفا پاسخ قبلیم را بدهید . ممنون


      • سید says:

        باعرض سلام
        برادر عزیز خواهش میکنم مباحث علمی رو به حاشیه نبرید. من ازشما درمورد ام المسلمین وتناقض رفتارش با آیه سوال کردم وباز هم سوال میکن چرا خلاف قران عمل کرد؟ خواهشا نگوئید به شما چه ربطی دارد. چون خیلی ربط دارد وحرکات خواص جامعه خصوصا رئیس جمل که همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بوده است در سرنوشت مسلمین بسیار بسیار تاثیر دارد….چندین بار تا حالا سوا کردم ولی شمای بزرگوار پاسخ ندادید.
        الله اعلم حیث یجعل رسالته………….

        پاسخ :
        برادر گرامی به شما قول میدهم که هیچ شبهه ای از شمارا بی پاسخ نگذارم ، پس همانگونه که سوال می فرمائید پاسخ هم بدهید شاید در این صورت پاسخ روشن تر گردد .
        البته من نمی توانم بحث با شمارا علمی بنامم به دلیل اینکه شما وضعیت آیات قرآن کریم را بنابر اعتراف خودتان بلد نیستید .
        علم شما در حد مطالعه یک داستان و مطلبی است که دیگران آن را نوشتند ، این که نشد علم و مبحث علمی .
        بهترین روش ادامه دادن با شما همین روش است، که از جنابعالی دارم می پرسم اما پاسخ نمیدهید!
        اصل مطلب :
        شما سوال تان این است که همسر گرامی و محبوبه رسول الله ص به آیه قرآن عمل نکرد ، بنده هم از شما پرسیدم که آیا همسر گرامی شما به آیه قرآن عمل می کند یا خیر ؟
        خوب دلیلش چیست که از پاسخگوئی فرار می کنید ؟

        اینکه فرمودید عمل نکردن همسر گرامی رسول الله به آیه بر کل امت تاثیر میگزارد ، این باور شما و در واقع شبهه دوم شماست ، از آنجا که هنوز شبهه اول شما حل نشده است این را برای مرحله بعد میگزاریم .
        والله علی ما نقول وکیل

        • وضعیت کاربر : مهمان
          عادل says:

          سلام علیکم
          یعنی با حیله گری چند نفر
          هزاران نفرکشته وشهید شدند؟
          تازه طرفین و سران جنگ همه از پیشوایان صحابه و بهشتی بودند؟
          در آخر هم رفتند بهشت..
          چطور این ممکنه؟

          پاسخ :
          شما سرور گرامی پاسخ خود را اینجا مطالعه بفرمائید

    • وضعیت کاربر : مهمان
      هاجر says:

      سلام علیکم
      با مطلب بسیار خوبتان شک وشبه ی من در مورد جنگ جمل بر طرف شد الحمدلله. اما متاسفانه نمی توانم این مورد را درک کنم که با توجه به آیه قرآن کریم که می فرماید همسران پیامبر(ص) در خانه هایشان بمانند.چرا حضرت عایشه اینگونه در اجتماع (جنگ)حضور پیدا می کردند.یک زن بین یک لشکر مرد.سوال من به هیچ عنوان به قصد بی حرمتی به صاحت مبارک ایشون نیست.بلکه شاید به دلیل کم اگاهی من است.خواهشا مرا راهنمایی کنید.سپاسگذارم.

      پاسخ :
      باید آیه را فهمید تا شک ایجاد نشود در واقع شکی وجود ندارد شک ها را دیگران به وجود می آورند. آیه فرموده است زنان در خانه های شان بمانند و مانند زنان جاهلیت قبلی تبرج ننمایند. اگر ما آیه را اینطور ترجمه کنیم که هیچگاه اجازه خروج از منزل را نباید داشته باشند این زن می شود زندانی و خدای مهربان نعوذبالله دستور به زندانی شدن زنان داده است ، اما اگر تعلیم اسلام را به دقت بررسی کنیم در می یابیم که اسلام زنان را زندانی نمی کند آنها را اجازه میدهد کسب علوم کنند ، صله رحم با خویشاوندان داشته باشند برای درمان و مسایل مصلحتی دیگر نیز می توانند خروج کنند، و اگر معنی آیه ممنوعیت کامل باشد انجام این کارها برای زن ممنوع می شوند حتی برای زنان این دوره ، و الان برای شما زنان مسلمان کسب علوم ، صله رحم و نیازات دیگر که مستلزم خروج بود حرام می شد چون آیه با خروج شما نقض می شد. زنان در کنار رسول الله در جهاد شرکت می کردند در حالیکه مرد هم حضور داشت و تعداد مردان به مراتب بیشتر بود اگر این امر حرام بود پیامبر به آنها اجازه خروج نمیداد. همانطور که الان زنان برای تمام امورات شان چه جایز و چه نا جایز از منزل خروج می کنند در حالیکه آیه مخصوص زنان پیامبر نیست قرآن تک تک آیه هایش برای تمام انسانها تا قیامت می باشد. زن می تواند برای امور مصلحتی خروج کند و عایشه رضی الله عنها خروج برای مصلحت فرمودند و این مغایر با آیه نمی باشد ، اما آنهایی که شبهات به مادران مومنین ایجاد می کنند بهترست ابتدا از خانواده های خودشان شروع کنند تا به آیه کریمه عمل کنند سپس به دیگران بپردازند.
      باید شرایط را درک کرد کسانی شبهه به همسران پیامبر و صحابه می تراشند که عده ی افراطی هستند و خودرا دوست داران صحابه و مادر مومنان نمیدانند و از چنین اشخاصی سخنان بیجا قابل انتظاراست.
      صحابه و امهات المومنین بهترین الگو در تاریخ بشریت بعد از انبیاء هستند و هیچ زبانی شایستگی اسائه ادب نسبت به آنهارا ندارد آنها تربیت یافتگان محمد رسول الله هستند دانشگاه تربیت نبوی با دانشگاه های موجود تفاوت بسیاری دارد.

    • وضعیت کاربر : مهمان
      میثم جباری says:

      ام المومنین خدیجه بازرگان بودند و به تمامی شهرهای مسلمین میرفتند و اینکه خانه رسول الله در مدینه بود آیا زنان پیغمبر حق رفتن به حج ندارند چون که بعضی از افراد ساده لوح قران را آن طور که میخواهند تفسیر میکنند و اینکه خانه اقوام و خیشاوندان نروند! و برای مایحتاج و پخت و پز به بازار نروند! تفسیر آیه قران این است ای زنان پیغمبر بعد از رسول خدا خانه های پیغمبر را رها نکنید و حرمت این خانه ها را با حضور خود منور کنید چون مسلمانان برای زیارت خانه و مدینه به این شهر می آیند و اینکه بعد رسول خدا حق ازدواج با شخص دیگری ندارید

یک دیدگاه بگذارید

پاسخ کد امنیتی را در فیلد خالی تایپ کنید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

جستجو

آخرین مطالب

تغییر باور ها

آمار سایت

  • کاربران آنلاین 35نفر
  • بازدید امروز 5579
  • بازدید دیروز 205585
  • بازید کل 73261271

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه با ذکر منبع بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com

طراحی سایت