توشه سفر به آخرت را کامل کن

اگر پادشاه جهانی بازهم گدای خدایی

دارایی دنیا دوستان همیشگی تو نیستند

در محضر خدا گناه نکن

با تزکیه و اصلاح نفس خود را آراسته بگردان

زندگی، یک امانت است در دست تو

امکانات کاربری
آمار کلی سایت

  • کل مطالب 2286
  • کل نظرات 9470
  • کل اعضا 1652
  • جدیدترین عضو badboy

پیام مدیر

از زمانی که بشر آفریده شده عبد وعبودیت برای آفریدگارش از ویژگی های بارز او بوده است اگر چنانچه خود را ازعبدیت خدا کنار بکشد با انواع بیماری های روحی از جمله تکبر و غرور مبتلا خواهد شد لذا عبدیت برای الله زینت بخش حیات بشرست

اسلام
| بازدیدها: 5123

در این قسمت کمی در مورد شخصیت و زندگی بزرگمرد تاریخ اسلام یعنی حضرت معاویه ابن ابوسفیان رضی الله تعالی علیه می پردازیم . دلیل پرداختن به این امر ، 1390853610_cover_1107-copy-220x176بی انصافی عده ای در حق حضرت معاویه رضی الله تعالی علیه و نیز ناشناس بودن شخصیت حقیقی و وارسته ی  ایشان نزد جوانان اهل سنت است که امیدواریم بعد از خواندن تمام مطلب بینش و شناخت لازم حاصل گردد.

معاویه از دیدگاه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم
 
معاویه -رضی الله عنه- پس از اظهار نمودن اسلام خویش در روز فتح مکه، به یکی از نزدیکان و مقربان جناب رسول الله -صلی الله علیه وسلم- تبدیل شد، تا جایی که در سلک کاتبان وحی الهی در آمده و این بزرگترین شرف و کرامت است، که به جهت آن بسیاری ازاوقات خویش را درمصاحبت وهمراهی جناب  رسول الله -صلی الله علیه وسلم- بسر می برد.
نقل است که ابوسفیان نیز پس از اسلام آوردن به خاطر علاقه ای که به پیامبر -صلی الله علیه وسلم- داشت روزی در محضر رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم- حاضر شد و گفت: یا رسول الله من قبل از اسلام آوردن در مقابل مسلمانان صف آرایی می کردم و بر علیه شماها شمشیر می کشیدم، الان مرا دستور بده تا جبران گذشته بکنم و رسول الله -صلی الله علیه وسلم- در جواب فرمود: بله؛ سپس ابوسفیان گفت: یا رسول الله، معاویه را برای خدمت خویش قبول فرما و در کار کتابت و نوشتن نامه ها از او کار بگیر.
رسول الله -صلی الله علیه وسلم- باز فرمود: بله؛ بعد از آن ابوسفیان به خاطر علاقه شدید به رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم- فرمود:  یا رسول الله -صلی الله علیه وسلم- می خواهم دختر کوچکم را نیز به عقد شما درآورم.
رسول الله -صلی الله علیه وسلم- برای خواسته سومی پاسخ منفی داد. چون در آن وقت دختر دیگر ابوسفیان، یعنی ((ام حبیبه)) را در نکاح داشت و فرمود: این برایم حلال نیست که در یک زمان دو خواهر را در نکاح داشته باشم.
پس از آن معاویه-رضی الله عنه- مدام در خدمت رسول الله -صلی الله علیه وسلم- بود و بعد از ((زید بن ثابت)) از جملهء مقربترین کاتبان رسول الله -صلی الله علیه وسلم- به شمار می رفت.
در این مورد که معاویه-رضی الله عنه- یکی از کاتبان وحی بوده، هیچ اختلافی وجود ندارد و تمامی مؤرخین این را نقل کرده اند.
ابن کثیر می گوید: ان معاویه یکتب الوحی لرسول الله -صلی الله علیه وسلم- مع غیره من کتاب الوحی[۱] ؛ معاویه آیات نازله را همراه دیگر کاتبان وحی برای پیامبر می نوشت.
درمورد مشورت رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم- با حضرت جبرئیل وتایید معاویه-رضی الله عنه- از جانب حضرت جبریل به عنوان کاتب امین، حدیث ضعیفی وجود دارد.  
روی عن علی و جابر ابن عبدالله ((أن رسول الله -صلى الله علیه وسلم- استشار جبرئیل (علیه السلام) فی استکتابه معاویه فقال: استکتبه, فإنه أمین))[۲]
در این مدتی که معاویه -رضی الله عنه- در معیت رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم- به سر می برد، رسول الله -صلی الله علیه وسلم- بارها برای او دعای خیر نمود،  و این ناشی از محبت رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم- نسبت به ایشان است.
اکثر مؤرخین و محدثین حدیث مشهور را که در آن دعاهای مختلفی برای معاویه-رضی الله عنه- صورت گرفته، نقل کرده اند.
در اینجا ما آنچه را که تمامی مؤرخین آن اتفاق دارند، ذکر می کنیم:
صاحب الاستیعاب این حدیث را از معاویه بن صالح نقل می کند: سمعت رسول الله -صلی الله علیه وسلم- یقول: (اللهم علم معاویه الکتاب والحساب وقه العذاب)[۳] و در بعضی روایات: ((وأدخله الجنه)) را نیز اضافه کرده اند.
ابو سهر نیز این حدیث را از عمیره مزنی روایت می کند. همچنین امام احمد در مسند،  ترمذی در صحیحش و ابن عساکر در تاریخ دمشق، این حدیث را نقل کرده اند.
قال مروان الطاهری: ثنا سعید بن عبدالعزیز، حدثنی ربیعه بن یزید، سمعت عبدالرحمن بن ابی عمیره یقول: سمعت رسول الله -صلی الله علیه وسلم- یقول لمعاویه: (اللهم اجعله هادیاً مهدیاً واهده واهد به)[۴] ؛ بار خدایا، او را هدایت دهنده و هدایت یافته بگردان و او را هدایت کن و وسیله هدایت مردم قرار بده.
روایت دیگری وجود دارد که روزی رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم- حضرت ابوبکر -رضی الله عنه- و حضرت عمر -رضی الله عنه- را امر فرمود که در مورد مسئله ای با هم مشورت کنند و نتیجه را به رسول الله -صلی الله علیه وسلم- اطلاع دهند. اما ظاهراً ایشان در این مورد به نتیجه ای نمی رسند. رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم- فرمود: (ادعوا معاویه) معاویه را برای مشورت خود دعوت کنید و از او نظر خواهی نمائید(فانه قوی امین) چرا که ایشان هم توانا هستند و هم امین و امانتدار.[۵] ؛ یعنی در تفکر و تدبر در سطح بالای می باشد و در اظهار نظر خیانت نمی کند.
قال أبو مسهر ومحمد بن عائز:  عن صدقه بن خالد،  عن وحش بن حرب بن وحشی عن أبیه عن جده،  قال:  أردف النبی -صلی الله علیه وسلم- معاویه بن أبی سفیان خلفه فقال:  ما یلینی منک؟  قال:  بطنی.  قال:  (اللهم املاه علماً).  زاد أبو مسهر:  أو (حلماً )[۶]
امام ذهبی حدیث بالا را از ابومسهر نقل می کند که روزی رسول الله -صلی الله علیه وسلم- بر مرکبی سوار بود و معاویه نیز پشت سر رسول الله -صلی الله علیه وسلم- سوار شده بود. رسول الله -صلی الله علیه وسلم- از او پرسید: چه قسمتی از بدن تو به من چسبیده؟ معاویه گفت: شکم (و سینه ام). رسول الله -صلی الله علیه وسلم- فرمود:  خدایا! آن را (سینه اش را) از علم مملو و پر بگردان. ابو مسهر (حلم) را نیز اضافه کرده است که این در کتب دیگر نیامده است.
اما بیهقی این حدیث را نقل می کند که روزی رسول الله -صلی الله علیه وسلم- برای وضو جایی تشریف بردند، معاویه-رضی الله عنه- نیز به دنبال ایشان رفت و برای آن حضرت آب برد. رسول الله -صلی الله علیه وسلم- بعد از وضو گرفتن به او نگاه کرد و فرمود: ((ان ولیت امراً فاتق الله واعدل))[۷]
بر اساس این حدیث می توان به این نتیجه رسید که رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم- می دانست که در آینده، معاویه -رضی الله عنه- صاحب حکومت و خلافت می شود به همین جهت او را سفارش می کند که اگر خلافت و حکومت و اداره امور به شما محول شد، آنگاه نیز از خدا بترس و تقوی را پیشه خود ساز، همچنین با عدالت رفتار کن.
خود معاویه-رضی الله عنه- بعد از شنیدن این گفته رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم-  و احادیث دیگری از ایشان می فرماید: من همیشه گمان می بردم که به خاطر این سخن رسول الله -صلی الله علیه وسلم- من مورد این آزمایش و امتحان قرار می گیرم و به حکومت و خلافت می رسم.
علامه ابن کثیر در البدایه و النهایه این حدیث را اینگونه نقل می کند: عن عمر بن یحیی بن سعید بن العاص بن جده سعید،  أن معاویه أخذ الاداوه فتبع رسول الله -صلی الله علیه وسلم- فنظر الیه فقال له: ((یا معاویه إن ولیت أمراً فاتق الله واعدل)) قال معاویه: فما زلت أظن أنی مبتلی بعمل لقول رسول الله -صلی الله علیه وسلم-))[۸] روی اسماعیل بن ابراهیم بن مهاجر عن عبد الملک بن عمر قال: قال معاویه: والله ما حملنی علی الخلافه إلا قول رسول الله -صلی الله علیه وسلم- لی: یا معاویه! إن ملکت فاحسن)).
این حدیث پیشگویی رسول الله -صلی الله علیه وسلم- را درمورد حکومت و خلافت معاویه-رضی الله عنه- ثابت می کند. به همین جهت او را سفارش کرده و برایش دعا می کند.
علامه ابن کثیر، حدیث دیگری را در البدایه و النهایه نقل می کند که خلاصه آن این است: رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم- فرمود:  ستونی را از نور مشاهده کردم که از زیر سرم بیرون آمده در حالی که همچنان می درخشید در شام استقرار یافت.[۹] این حدیث را یعقوب بن سفیان از حضرت عمر -رضی الله عنه- روایت می کند.
حدیث دیگری در مورد حکومت و خلافت معاویه -رضی الله عنه- در مجمع الزوائد نقل شده است:
قال عمرو بن العاص،  سمعت رسول الله -صلی الله علیه وسلم- انه یقول: ((اللهم علمه الکتاب و مکن له فی البلاد وقه العذاب))[۱۰] خدایا معاویه را علم کتاب نصیب بفرما و او را در شهر متمکن فرما (حاکم بگردان) و او را از عذاب محفوظ دار.
[۱] – البدایه و النهایه / ج ۸ / ص ۱۲۲٫
[۲] – البدایه والنهایه / ج ۸ / ص ۱۲۳٫
[۳] – الاستیعاب / ج ۳٫
[۴] – تاریخ الاسلام / شمس الدین ذهبی / ج ۲ / ص ۳۲۵٫
[۵] – تاریخ دمشق / ج ۱۶ / ص ۳۴۵٫
[۶] – تاریخ الاسلام / امام ذهبی / ج ۲ / ص ۳۱۰٫
[۷] – البدایه و النهایه / ابن کثیر / به نقل از بیهقی / ج ۱٫
[۸] – البدایه و النهایه / ج ۸ / به نقل از بیهقی.
[۹] – البدایه و النهایه / ج ۸٫
[۱۰] – حضرت معاویه و حقایق تاریخی / به نقل از مجمع الزوائد / ج ۹ / ص ۳۵۶٫
 
معاویه -رضی الله عنه- از دیدگاه تابعین
 
معاویه-رضی الله عنه- نزد تابعین، تبع تابعین، سلف صالح و بزرگان دین دارای مقام و جایگاه ویژه ای است، و تمامی سلف و خلف صالح نیز از علماء بزرگ این عصر نیز ایشان را یکی از اصحاب بزرگوار و گرانقدر رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم- میدانند.
در اینجا به چند روایت از تابعین در مورد شخصیت و مقام ایشان اشاره می کنیم:
علامه ابن کثیر در البدایه و النهایه می گوید: روزی از تابعی معروف، عبدالله بن مبارک (رحمه الله) در مورد شخصیت معاویه -رضی الله عنه- سؤال شد. ایشان در جواب فرمودند: من در مورد کسی که پشت سر رسول الله -صلی الله علیه وسلم- نماز خوانده و در جواب ((سمع الله لمن حمده)).  ((ربنا و لک الحمد)) گفته است. چه چیزی دارم که بگویم.
همچنین روزی فردی نزد ایشان آمد و سؤال کرد که معاویه-رضی الله عنه- افضل است یا عمر بن عبدالعزیز؟ ابن مبارک با شنیدن این سؤال عصبانی شد و فرمود: شما این دو نفر را با هم مقایسه می کنید؟ (یک صحابی را با یک تابعی؟)؛ به خدا قسم، آن گرد و غباری که در جهاد همراه رسول الله -صلی الله علیه وسلم- روی بدن و بینی معاویه-رضی الله عنه- قرار گرفته است، از عمر بن عبدالعزیز (که به عدالت و تقوی بین تابعین مشهور است) فضیلت بیشتری دارد.[۱]
[۱] – البدایه و النهایه / ج ۸٫
 
 عشق و محبت رسول الله -صلی الله علیه وسلم- در دل معاویه-رضی الله عنه- ریشه دوانیده بود
 
بعد از آنکه معاویه -رضی الله عنه- اسلامش را آشکار کرد، اکثر اوقات شبانه روز در خدمت پیامبر -صلی الله علیه وسلم- بود و هر روز و هر شب و هر ساعت، بر عشق و علاقه اش نسبت به رسول الله -صلی الله علیه وسلم- افزوده می شد. تا جایی که اگر کوچکترین فردی به او چیزی می گفت که حتی خلاف رای او می بود، اما چون از رسول الله -صلی الله علیه وسلم- برایش نقل می کردند، فوری تسلیم می شد و با جان و دل قبول می کرد.
حدیث مشهوری که اکثر محدثین و مؤرخین آن را ذکر کرده اند این است: روی عبدالاعلی بن میمون بن مهران عن ابیه: ان معاویه قال فی مرضه: کنت أوضیء رسول الله  -صلی الله علیه وسلم- یوماً فنزع قمیصه وکسانیه وفرقعته وخبأت قلامه أظفاره فی قاروره فاذا مت فاجعلوا القمیص علی جلدی، وامحقوا تلک القلامه واجعلوا فی عینی، فعسی الله أن یرحمنی ببرکتها)[۱]
البته این حدیث را مؤرخان دیگر با اندکی تغییر نقل کرده اند، خلاصه داستان را که برگرفته از تمام آنها است، نقل می کنیم:
معاویه-رضی الله عنه- قبل از مرگ به پسرش یزید وصیت میکند و بعد از آن این داستان را برایش تعریف می کند: روزی رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم- ناخن مبارک را می چیدند و موهای خویش را کوتاه می کردند که من آنها را نیز برداشتم و نزد خود نگه داری کردم، برای چنین روزی. ای پسرم!  وقتی من مردم، پس از غسل، این تکه پارچه را زیر کفنم، بروی بدنم قرار بده و ناخنها و موها را در دهنم و چشمانم و جای سجده ام بگذار. بلکه خداوند به برکت اینها بر من رحم کند و او آمرزنده و مهربان است. این خود نشانه عشق و علاقه شدید نسبت به رسول الله -صلی الله علیه وسلم- می باشد.
همچنین روایت است که معاویه -رضی الله عنه- در زمان حکومت و خلافت خویش شنید که شخصی در یمن است که شباهت زیادی به رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم- دارد.  معاویه-رضی الله عنه- برای استاندار آنجا نامه ای نوشت که شخص مذکور را فوراً،  اما در کمال احترام و عزت، اینجا بفرستید. شخص مورد نظر، با کمال عزت و احترام آورده شد، حضرت معاویه -رضی الله عنه- شخصاً برای استقبال و پیشواز او رفت، همین که او را دید،  پیشانی اش را بوسید و مدتی نزد خود نگه داشت.  سپس با او هدایایی داده او را برگرداندند.[۲]
ابن کثیر می گوید: حدثنا سلیمان بن عبدالرحمن الدمشقی ثنا یحیی بن حمزه، ثنا ابن ابی مریم ان القاسم بن مغیره ان ابا مریم الازدی اخبره، قال: دخلت علی معاویه. فقال: ما انعمنا بک یا ابا فلان!  فقلت : حدیث سمعته، اخبرک به. سمعت رسول الله -صلی الله علیه وسلم- یقول: ((من ولاه الله شیئاً من أمر المسلمین فاحتجب دون حاجتهم و خلتهم و فقرهم، احتجب الله دون حاجته وخلته و فقره)) فجعل معاویه حین سمع هذا الحدیث رجل علی حوائج الناس[۳].
این حدیث دو مطلب را روشن می نمآید:
اول: اینکه، اطاعت کامل و بدون چون و چرا از رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم- به محض شنیدن دستور و حدیث ایشان.
دوم: دلسوزی اصحاب رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم- نسبت به ایشان و عدم ترس و واهمه ای از قبول نکردن سخن ایشان.
وقتی این صحابی گرانقدر نگهبانان جلوی خانه و محل کار معاویه-رضی الله عنه- را می بیند، فوراً به سوی او می رود. معاویه-رضی الله عنه- از او می پرسد: چه شده؟ برای چه کاری آمده ای؟ (این گونه شتابان).
حضرت ابی مریم می گوید: حدیثی را از رسول الله -صلی الله علیه وسلم- شنیده ام، که می خواهم برایتان بخوانم تا از آن مطلع شوید. معاویه -رضی الله عنه- می گوید: بفرما (آماده شنیدن و عمل کردن هستیم).
ابی مریم می گوید: شنیده ام از رسول الله -صلی الله علیه وسلم- که هر گاه خدا کسی را امیر و پادشاه بگرداند و او با گذاشتن نگهبان و دربان برای مراجعین و ارباب رجوع مانع ایجاد نمآید، خداوند متعال نیز هنگام رجوع این عبد به سوی او تعالی و وقت دعا و خواستن از او تعالی مانع هایی ایجاد می کند و دعای او را قبول نمی کند.
معاویه -رضی الله عنه- با شنیدن این حدیث فوراً شخصی را مامور کرد که در هر ساعت از شبانه روز اگر مراجعه کننده ای آمد، او را نزد من بیاورید.
علامه سیوطی نیز در ((تاریخ الخلفاء)) داستانی در این مورد نقل کرده است:
جبله بن سخیم می گوید: روزی در زمان خلافت معاویه-رضی الله عنه- نزد ایشان رفتم، ایشان را در حالی دیدم که ریسمانی در گردنش انداخته و کودکی آن را به دنبال خود می کشاند، انگار ایشان را مهار کرده است و این گونه با او بازی می کند. از او پرسیدم: ای امیرمؤمنین، این چه کاری است که شما به آن مشغول هستید؟
معاویه-رضی الله عنه- گفت: ای بی عقل! من از رسول الله -صلی الله علیه وسلم- شنیده ام که فرمود: اگر بچه ای دارید برای خوشحال کردنش با او رفتار بچگانه ای داشته باشید.[۴]
[۱] – تاریخ الاسلام / ج ۲ / ص ۳۱۶٫
[۲] – حضرت معاویه و حقایق تاریخی / ص ۲۲۷ / با اندکی تصرف.
[۳] – البدایه و النهایه / ج ۸ / ص ۱۲۸ / به نقل از ترمذی
[۴] – تاریخ الخلفاء / سیوطی / ص ۱۹۵
 
جنگ صفین
 
پس از شهادت حضرت عثمان -رضی الله عنه- انگار رب العالمین تصمیم داشت،  مسلمین را مورد آزمایش قرار دهد، به همین جهت فتنه و آشوب آغاز شد. معاویه -رضی الله عنه- معتقد بود که حضرت عثمان -رضی الله عنه- مظلومانه شهید شده است و نبآید در انتقام گرفتن از قاتلین هیچگونه نرمشی به خرج داد. از آن طرف نیز منافقین که از قبل منتظر چنین فرصتی بودند و خوشحال و خرسند از اینکه بین این دو امیر بزرگ، اختلافی ایجاد شود، خود را در میان لشکریان حضرت علی -رضی الله عنه- پنهان کرده بودند.
به دلایلی که حضرت علی -رضی الله عنه- داشتند، تصمیم گرفت که آنها را تحویل ندهد وهمین سبب ایجاد اختلاف بین حضرت علی و معاویه -رضی الله عنهما- گردید.
علامه ابن کثیر این داستان را اینگونه بیان می کند:
حضرت ابو مسلم خولانی -رضی الله عنه- با جمعی از صحابه نزد معاویه -رضی الله عنه- رفتند و ایشان را به بیعت با حضرت علی-رضی الله عنه- دعوت دادند، و این گونه معاویه
-رضی الله عنه- را خطاب کردند: آیا می خواهی با علی وارد جنگ شوی؟ چه فکر کرده ایی؟ آیا از نظر علم و فضل با ایشان برابری؟ معاویه -رضی الله عنه- پاسخ داد: به خدا قسم من چنین تصوری ندارم، و خیلی بهتر از شما می دانم که حضرت علی -رضی الله عنه- از من بهتر است.  اما آیا شما نیز این را قبول ندارید که عثمان -رضی الله عنه- مظلومانه شهید شد؟ من پسر عمویش هستم. به همین جهت برای انتقام خون او و قصاص از قاتلین، از همه حقدارترم. شما نزد حضرت علی بروید و بگویید، اگر قاتلین حضرت عثمان -رضی الله عنه- را تحویل دهد، امر خلافت را به او می سپارم و همگی با او بیعت می کنیم.
هیات مذکور نزد حضرت علی -رضی الله عنه- آمدند و پیغام معاویه-رضی الله عنه- را رساندند، اما حضرت علی-رضی الله عنه- به دلایل موجهی که در دست داشت از تسلیم قاتلان خودداری نمود، و همین سبب شد که اهل شام که همگی گوش به فرمان معاویه-رضی الله عنه- بودند با حضرت علی بیعت نکنند و اختلاف شروع شد.[۱]
اما با توجه به همه اینها آن دو بزرگوار، احترام یکدیگر را نگه می داشتند، و هیچکدام برای کسب پست و مقام و ریاست جنگ نمی کردند. بلکه هر یک خود را بر راه صحیح و صواب می دانست و به خاطر همان جنگ می کرد.
البته نظریه علماء و جمهور اینست که حضرت علی-رضی الله عنه- در این کشمکش بر حق بوده و این خطای اجتهادی بوده که از معاویه-رضی الله عنه- سر زده است.[۲]
[۱] – حضرت معاویه و حقایق تاریخی / ص ۲۶۳٫
[۲] – البدایه و النهایه / ج ۸ / ص ۱۲۹٫
 
خلافت معاویه -رضی الله عنه-
 
حضرت حسن بن علی -رضی الله عنهما- با مشاهده فتنه و آشوب و امکان دوباره ریخته شدن خون اصحاب، و با مشاهده اختلاف مردم عراق، تصمیم گرفت، امر خلافت را به معاویه -رضی الله عنه- بسپارد، تا از بروز هرگونه اختلاف و خونریزی جلوگیری به عمل آورد و خود به مدینه بازگشت.
معاویه -رضی الله عنه- به کوفه رفت و مردم همگی با او بیعت کردند.[۱]
علامه سیوطی می گوید: معاویه -رضی الله عنه- مجموعاً ۲۰ سال استاندار و ۲۰ سال نیز به عنوان خلیفه و حاکم اسلامی قرار گرفت.[۲]
ایشان مدت ۴ سال در زمان خلافت حضرت عمر -رضی الله عنه-، ۱۲ سال در زمان خلافت حضرت عثمان -رضی الله عنه-، و ۴ سال در زمان خلافت حضرت علی -رضی الله عنه- و ۶ ماه در زمان خلافت حضرت حسن بن علی -رضی الله عنهما- ، امیر و والی شام بود. علامه ابن کثیر می فرماید: رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم- در احادیث اشاره فرموده که بعد از من خلافت تا سی سال طول می کشد و سپس به پادشاهی تبدیل می شود.
و این مدت سی سال با خلافت حضرت حسن -رضی الله عنه- تکمیل شده و معاویه -رضی الله عنه- اولین پادشاه اسلامی بود و بهترین آنها.[۳]
علامه سیوطی قول کعب الاحبار را نقل می کند که فرمود:((لن یملک أحد هذه الامه ما ملک معاویه)) کسی از این امت به اندازه معاویه حکومت نمی کند.
[۱] – اسد الغابه / ج ۵ / ص ۲۰۰٫
[۲] – تاریخ الخلفاء / سیوطی / ص ۱۹۵٫
[۳] – البدایه و النهایه / ج ۸٫
 
خطای اجتهادی معاویه -رضی الله عنه-
 
معاویه -رضی الله عنه- در دوران حکومت خویش چندین بار با لغزش های اجتهادی مواجه شده است که همین موارد سبب شده اند تا حکومتش با خلافت راشده تفاوت داشته باشد و دوران حکومتش را ((ملوکیت)) بنامند.
اما آیا او به خاطر این خطا و لغزش ها گناهکار می باشد؟
علامه تقی عثمانی می فرماید: در احادیث صحیحه مذکور است که مجتهد اگر به حق (و حقیقت) برسد، برایش مزد و پاداش دو برابر خواهد بود و اگر اشتباه کند (باز هم) یک اجر خواهد برد و شکی نیست که معاویه -رضی الله عنه- مجتهد بوده، بنابراین اگر اشتباهی هم کرده باشد، نزد خداوند اجر و ثواب دارد. و این امر برایش قابل اعتراض و ملامت نیست.[۱]
((اما این امر را (لغزش اجتهادی) در مورد افراد بعدی (یزید) نمی توان بکار برد. زیرا آنها اصلاً اهل اجتهاد نبوده اند، بلکه از آنها فاسق وگناهکار علنی بودند و از هیچ نظر آنها را نمی توان جزء خلفاء به شمارآورد. و آنها صرفاً در لیست ملوک داخل اند.))[۲]
یکی از این لغزش های بزرگ، انتخاب نمودن پسرش یزید، به عنوان جانشین خویش بود. این پیشنهاد از طرف اصحاب گرانقدر رسول و تابعین به شدت مورد انتقاد قرار گرفت و اکثر بزرگان اصحاب و حضرت ام المؤمنین عایشه صدیقه -رضی الله عنها- آن را رد کردند.
توضیح بیشتر در مورد این جریان را از مفتی شیخ عثمانی (رحمه الله) نقل می کنیم:[۳]
یک حادثه ی بزرگ بر خلافت اسلامی
با وجود آن باز هم اسم ((یزید)) جهت خلافت برده می شود، حتی چهل نفر از اهالی کوفه خدمت امیرمعاویه -رضی الله عنه- آمده (یا فرستاده می شوند) و به ایشان پیشنهاد می دهند که شایسته است شما یزید را بعد از خود به عنوان خلیفه انتخاب نمایید. زیرا به نظر ما، شخصی پسندیده تر و نسبت به سیاست و امور مملکتی ماهرتر از او، وجود ندارد، لذا هم اکنون از مردم برای او، بیعت خلافت گرفته شود. حضرت امیر معاویه -رضی الله عنه- کمی تأمل نموده و در این مورد از افراد بخصوصی مشورت می نمآید. بعضی از آنها رای توافق می دهند، و فسق و فجور یزید هم تا آنوقت ظاهر و آشکار نبود، بهر حال سرانجام، جهت بیعت خلافت یزید تصمیم گیری می شود.
بیعت با یزید
معلوم نیست چه کسانی در شام و عراق حرف بیعت یزید را پخش کردند و این حرف، بین مردم شایع گردید که اهل شام، عراق، کوفه و بصره به بیعت با یزید اتفاق کرده اند.
مردم حجاز چشم به اهل بیت دوخته بودند، خصوصاً به حضرت حسین بن علی -رضی الله عنهما- که او را بعد از امیر معاویه -رضی الله عنه- مستحق خلافت می فهمیدند و در این مورد منتظر رأی حضرت حسین، حضرت عبدالله بن عمر، حضرت عبدالله بن ابی بکر، حضرت عبدالله بن زبیر و حضرت عبدالله بن عباس (رضوان الله علیهم اجمعین) بودند.

در این باره بیشتر بخوانید :

کاتب وحی حضرت معاویه رضی الله عنه (پی دی اف)

منابع : سایت راه سنت و سایت حوزه علمیه احناف خواف

| ۲۷ بهمن ۱۳۹۴
۴۳ پاسخ به “حضرت معاویه «رض» را بهتربشناسیم”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    زمانی says:

    سب حضرت علی پس از شهادت ایشان در زمان خلافت معاویه را چگونه توجیه میکنید در حالیکه حضرت رسول ص فرمودند من سب علیا فقدسبنی۷

  2. وضعیت کاربر : مهمان
    انوشیروان says:

    لعنت بر ابوبکر جاکش و عمر جانی و عثمان بی همه چیز و ابوسفیان و هند فاسد و فاسق و لعنت بر معاویه حرامزاده بی ناموس و یزد جانی و زن باره و میمون باز و تمام کسانی که از اجامر وابواش حمایت می کنند مردک تو ایرانی نیستی که از متجاوزین به سرزمین ایران به نیکی یاد می کنی این ملاعین هیچ فرقی با صدام حسین جانی نداشتند من با هر بی همه چیزی که به ایران تجاوز نظامی کرده دوشمن هستم هرکس می خواد بادشه برا من فرقی نمی کنه زیرا آن زمانی که ما خدا پرست بود این جاکشا و اجداد وحشیشون بت پرست بودند پس گورت رو گم کن برو تو خوک دونی عربستان جایگاه خوکهای وحشی و از سرزمین اهورایی ایران فاصله بگیر بار آخرت باشه از این چرندیات می نویسی

  3. وضعیت کاربر : مهمان
    امير says:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کاش این مىیران سایت این دفاعیه مضحک و خنده دار رو برای معاویه نمی آوردن! چون انحرافات معاویه بیشتر، مشهورتر و مسلّم تر از آن است که مورد توجیه قرار بگیرد. الحمدلله که مسئله روشن شد.

  4. وضعیت کاربر : مهمان
    masoud says:

    لعنت خدا بر ابوبکر
    لعنت خدا برعمر
    لعنت خدا برعثمان
    هزاران لعنت برمعاویه و پدرش ومادرش
    هزاران لعنت بر یزید
    ولعنت بر پیروان این چندتن

    • وضعیت کاربر : مهمان
      A.M.T says:

      مگر تو کیستی که به خلفای راشدین دشنام می دهی تو که عقل نداری بهتر است نظر هم ندی


    • خواهرمسلمان says:

      مسلما از لحاظ علمی در زمان تنش های فکری و روحی (همانند عصبانیت واحساسی بودن )سخن گفتن و تصمیم گرفتن شخص به یک سوم ضریت هوشیش می رسد یعنی اگر شخصی ضریت هوشیش ۱۸۰ باشد به ۶۰ می رسد دقیقا عین عمل شما!! بهتر نبود بجای لعن فرستادن هایتان کمی صبر می کردید و معقول تر سخن می گفتید؟!!
      متاسفانه نظرات سایت پر از اهانت به عقاید وبزرگان اهل سنت از جانب امثال شما ارجمند.
      _
      بخاطر طولانی نشدن کامنت فقط به آدرس روایت ها اکتفا می شود.
      ✾✾دیدگاه زیبای علی رضی الله عنه به این سروران از کتب معتبر اهل تشیع:
      ✴درشان ابوبکرصدیق(مستدرک حاکم ج ۳ ص ۷۹)و(نهج البلاغه ج ۲)
      ✴درشان عمر فاروق(نهج البلاغه خطبه ۲۲۶)
      ✴در شان عثمان ذوالنورین (نهج البلاغه خطبه ۱۶۳)
      ✴در شان معاویه رضی الله عنه (نهج البلاغه ج ۲)

      امیدست که دست از لعن ونفرین ها بی اساس برداشته و از زاویه ی دیگر به شخصیت های این بزرگان نگریست.
      در پناه الله متعال باشید.

  5. وضعیت کاربر : مهمان
    شیعه says:

    سلام.
    در حدیث صحیح مسلم باب ۱۰۵ آمده که سب مسلمان فسق و جنگیدن با او کفر است.
    حالا فرض بگیریم معاویه حضرت علی را سب نمی کرد.
    ولی آیا بخاطر جنگ با خلیفه مسلمین کافر محسوب نمی گردد؟
    لطفا این سوال بنده را با احترام و ادله کافی جواب دهید.
    متشکر.

  6. وضعیت کاربر : مهمان
    سعدی says:

    این متعصب چیزی نمی فهمند دلیل و مدرک سرشون نمیشه .

  7. وضعیت کاربر : مهمان
    محمّد صائم says:

    اللهن العن اباسفیان و معاویه و یزید بن معاویه علیهم منک اللعنه ابد الابدین
    خدا لعنت کنه معاویه رو همون کسی که فضیلت دروغین براش نوشتید همون کسی که در حق علی(علیه السلام) ظلم کرد.
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمّد و آل محمّد….
    خدا عذاب این کثیفا رو زیاد کنه و همچنین جعل کنندگان روایت را.

  8. وضعیت کاربر : مهمان
    علی says:

    سلام درود بر برادر عزیزم محمد تقی احمدی

  9. وضعیت کاربر : مهمان
    علی says:

    لعنت خدا بر معاویه حرامزاده پسر نجس هندجگرخوار

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مصطفی says:

      جناب علی شما فحاشی از کی یاد گرفتید ؟
      ما به شما فحاشی و لعن نمی کنیم چون زبان ما مقدس و پاک است و میخاییم پاک بمونیم و پاک به ملاقات خداوند بریم .

    • وضعیت کاربر : مهمان
      طه says:

      منتظر باشید تا به آتش خدا در آیید که حق پوش تر از شما نیست
      مگر آنکه دعا کنیم از جهل تان باشد که در برابر دشمنان اسلام کرنش می کنید و ایشان را می ستایید.

      آخر ای عزیز چرا اینچنین آتش گداخته ای را بر جان خود بار می کنی؟ از عاقبت تو سخت بیمناکم

      لعنت به نویسنده خبیث این دروغ ها. هر بیسوادی دو برگ تاریخ را بداند معاویه مانند روز ظلمش هویداست.
      با خود چنین نکنید که بی هیچ بهره ای آتش بر جان خود می خرید.
      گفتند مردم نمی فهمند ولی دیگر کشک هم که نیست این طور اراجیف بنویسند

  10. وضعیت کاربر : مهمان
    محمد says:

    دوست عزیز با اهانت و لعن فرستادن خدا را نمیشه پرستید اصل اسلام بر اخلاقیات استواراست انچه که ما میگویم جامعه را بسوی اصل اسلام و اخلاقیات و پرستش خداوند سوق میده . شمایی که سالها به شاگردان مکتب نبوت اهانت کردید چقدر ثواب از خدا گرفتید ؟ گذشتگان امت خدایی دارند که به حساب شان رسیدگی خواهد کرد نیازی نیست شما قاضی باشید لازمه هر کس قاضی اعمال خودش باشه . اسلام صلح جو از اسلام جنگ طلب بهترست شما با رفتار تان شعله های از کینه بغض و تفرقه را روز بروز بیشتر می کنید و ما در سایه تلاش دین مان آن را خاموش می کنیم ، مطمئن باش شما نه در قبر معاویه می خوابید و نه در قبر امام حسین بلکه جایت قبر خودته که باید به فکرش باشی .
    اسلام به ما این را می گفته است !
    ما فقط چیزی که قرآن تایید میکنه رو میگوییم نه بیشتر چون ملاک برای ما قرآن و پیامبرهستند وقتی پیامبر معاویه رو دوست داشته ما نمی تونیم مسیر پیامبر رو تغییر بدیم . .

    • وضعیت کاربر : مهمان
      برادر دینی says:

      دوست گرامی! بدرستی فرمودید که ملاک پیروی از قرآن و سنت است همانگونه که بیش از ۴۰ بار اطاعت از خدا و رسول تاکید شده است ( یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّـهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ…) ولی عزیزان فقط کتاب الله است که سند بدن خدشه و قطعی است (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿٩﴾الحجر. و لذا در مورد سنت پیامبر اکرم باید از احادیث صحیخ و موثق استفاده نمود. ولی یکی از اسناد متن بالا یک حدیث ضعیف ( بتایید خود این مقاله) درمورد مشورت رسول اکرم -صلی الله علیه وسلم- با حضرت جبرئیل وتایید معاویه از جانب حضرت جبریل به عنوان کاتب امین، یاد شده است که حدیثی بسیار عجیب و برخلاف عقل است. دلایل هم که برای توجیه خطای بزرگ و غیر بخشش جنگ با امام و خلیفه بر حق مسلمین زمان (حضرت علی ) با عنوان اجتهاد معاویه ذکر شده, آنچنان سست و بی پایه است که نمی تواند مورد پذیرش هیچ انسان بی تعصبی واقع شود. و در واقع این توجیه بیش هر چیزی جفایی تاریخی به شخصیت و خون ده ها هزار مسلمان و خانواده های آنها است که صرفا باید انهمه خون و اسیب با اشتباه اجتهادی یک نفر توجیه شود. و بدتر از همه اشاره به حدیثی است که مجتهد اگر به حق (و حقیقت) برسد، برایش مزد و پاداش دو برابر خواهد بود و اگر اشتباه کند (باز هم) یک اجر خواهد برد و معاویه را مجتهد فرض نموده و بنابراین وی بخاطر آغاز جنگ داخلی بین مسلمین و آنهمه فجایع ناشی از آن فقط اجرش نزد خداوند بجای دو برابر یک برابر شده ولذا قابل اعتراض و ملامت نیست.

  11. وضعیت کاربر : مهمان
    حسن says:

    اسلامی که همه چیز را توجیه می‌کند حتّا خطاهای غیرقابل توجیه معاویه را، به چه کار می‌آید؟! شما می‌خواهید همه را کنار هم داشته باشید و همه کس را با هرنوع اعمال و شخصیتی توجیه کنید و موجه بشمارید. آن دلایل موجه خود را داشت و این نیز دلایل موجه خود را داشت. بعد با هم جنگیدند و مسلمانان را از دو طرف از بین بردند و در امت اسلامی شقاق و تفرقه ایجاد کردند و شعله‌ی جنگ داخلی را در امت اسلامی فروزان‌تر کردند، ولی هر دو معذوراَند! این اسلامی است که شما معرفی می‌کند! چخ ممنون!

  12. وضعیت کاربر : مهمان
    پاسخ برادر مهدی says:

    برادر گرامی شما الان از منابع دینی استفاده نمی کنید از تاریخ استفاده می کنید تاریخ معصوم نیستند و تاریخ نگاران خود تصریح کرده اند که در منابع آنها اشتباه موجود است و متوسل شدن به دروغهای تاریخ نشانه ضعف است .
    حالا یک نکته ی جالب از تاریخ طبری را ذکر می کنم یعنی همان کتابی که دایما برادران به آن متوسل می شوند

    -الطبری فی تاریخه، من طریق أبی مخنف “الشیعی الساقط” عند ذکر قصه التحکیم المکذوبه: قال “.. وکان –أی علیاً- إذا صلى الغداه یقنت فیقول: اللهم العن معاویه وعمراً وأبا الأعور السلمی وحبیباً وعبدالرحمن بن خالد والضحاک بن قیس والولید. فبلغ ذلک معاویه، فکان إذا قنت لعن علیاً وابن عباس والأشتر وحسناً وحسیناً” ! وهذه الراویه باطله؛ لأنها من روایه الشیعی المحترق أبی مخنف لوط بن یحیى، ولذا قال ابن کثیر بعد ذکرها فی “البدایه والنهایه”

    طبری در کتاب تاریخش از طریق (ابی مخنف شیعی که روایات او نامعتبر هستند) هنگام یادآوری تحکیم داستانهای دروغین گفت : علی رضی الله عنه وقتی نماز صبح را می خواند قنوت می خواند و در قنوت معاویه و و و و را لعنت می کرد ! پس این خبر به معاویه رضی الله عنه رسید پس معاویه در قنوت نماز صبحش علی و و و و لعنت می کرد . و این روایت باطل است چرا که از طریق شیعی محترق ابی مخنف لوط بن یحی نقل شده.
    شیخ آلوسی رحمه الله در باره تاریخ می فرماید : إن المؤرخین ینقلون ما خبث وطاب ، ولا یمیزون بین الصحیح والموضوع والضعیف ، وأکثرهم حاطب لیل ، لا یدری ما یجمع صب العذاب على من سب الأصحاب، ص ۴۲۱

    بدون شک تاریخ نگاران خوب و بد را نقل می کنند ، و تمییز بین صحیح ، جعلی و ضعیف قایل نمی شوند ، و اکثرشون جمع کننده هیزم در شب هستند و نمی دانند چه جمع می کنند ( یعنی کسی که در تاریکی شب هیزم جمع کند نه فقط هیزم بلکه هر زباله ی دستش می افتد) . صب العذاب على من سب الأصحاب، ص ۴۲۱

    باز شیخ آلوسی رح در همین کتاب و همین صفحه می فرماید : آنچه که مورخان باره معاویه می گویند که امیر علی کرم الله وجهه را مورد سب قرار داده دروغ هستند.
    شیخ محمد العربی التبانی در “تحذیر العبقری من محاضرات الخضری” در رد این تهمت می گوید : أقول: لم یثبت عن معاویه رضی الله عنه أنه سب علیاً أو لعنه مره واحده. ۱۹۸/۲
    می گوید ثابت نشده است که معاویه رضی الله عنه علی رضی الله را یکبار لعنت و سب کرده باشد .

    شیخ محمود زعبی در کتاب “البینات فی الرد على أباطیل المراجعات” ص ۳۵ با رد تهمت از جانب شیعه ، می فرماید : ؛ فهو محض کذب وبهتان؛ بل هو معارض بما ثبت عن معاویه أنه بکى علیاً یوم قتله، وأنه کان یترحم علیه، ویعترف بأفضلیته علیه
    چنین سخنی کذب و افتراست ، بلکه معارض است با آنچه که ثابت شده است از گریه معاویه هنگام شهادت حضرت علی و اینکه معاویه ترحم می کرد بر خانواده او و اعتراف می کرد به افضلیت علی بر خودش

    دکتر ابراهیم شعوط کتابی دارند با این عنوان که (اباطیل یجب ان تمحی من التریخ)
    یعنی چیزهای باطلی در تاریخ هستند که واجب است که آنهارا امحاء نمود در این کتاب به رد این تهمت می پردازد

    شیخ مقبل الوادعی می فرماید :
    أما اللعن فلم نجده فی شیء من کتب السنه المعتمده بعد البحث الطویل، وأما الدعاء علیهم فقد صح عنه رضی الله عنه . بعد از جستجوی زیاد لعن فرستادن را در کتابهای معتبر حدیث نیافتیم و اما دعا کردن از سوی او ( معاویه) را یافتیم.

    ابن کثیر رحمه الله می فرماید :
    أن أبا مسلم الخولانی وجماعه معه دخلوا على معاویه فقالوا له: هل تنازع علیاً أم أنت مثله؟ فقال: والله إنی لأعلم أنه خیر منی وأفضل”.(البدایه والنهایه لابن کثیر ۸/۱۳۲(،
    ابا مسلم خولانی و گروهی بر معاویه وارد شدند پس گفتند آیا با تنازع می کنی یا تو هم مثل او هستی ؟ پاسخ داد به خدا قسم من میدانم بدون شک علی از من بهتر و افضل تر است .

    بر میگردیم به سخنی که شما مهدی عزیز ذکر فرمودید :

    نمیدانم شما به قواعد عربی چقدر آشنایی دارید ولی چیزی که الان در پاسخ می گویم همه کسانی که به قواعد عربی آشنایی دارند و این پاسخ را مطالعه می کنند درک می کنند که چه می گویم .
    کلمه (یقال) که در ابتدای جمله ی شما ذکر شده به معنی این است که چنین گفته می شود ، یعنی مردم این را می گویند و یا اینطوری شنیدیم حالا راست یا دروغش خبر نداریم ، خب کلمه (یقال) و کلمه (قیل) را زمانی در عربی بکار می برند که نسبت به صحت و سقم سخن شک داشته باشند وبرای آن سخن مدرک درستی وجود داشته نباشد ، قاعده ی چنین است که هرگاه کلمه قیل و یقال در جمله ذکر شد دلات بر ضعف سخن می کند .

    حال می گوییم عجیب است که آنهایی که یک دروغ تاریخی را فقط می بینند چرا این همه راست هارا نمی خواهند نگاه کنند ؟!
    کتاب و سنت فقط معصوم هستند و از خطاها پاکند که از زبان الله و رسول ایراد شده اند نه زبان هر انسانی دیگر که احتمال خطا و گناه برایش وجود دارد هر چند تاریخ نویس مشهوری هم باشد .

    آنهایی که در تلاشند برای پیدا کردن سخن جعلی و ضعیفی و از آن طرف از کتاب خدا و سنت پیامبر فاصله میگیرند نمی خواهد وحدت بین مسلمانان مستحکم گردد.
    چرا که این دسته تلاش می کنند تا تنفر و کینه ایجاد شود و فحاشی علیه مقدسات بیشتر شود، برای نمونه شما برادر عزیز یک سرچ در گوگل بزنید خواهید دید که این جماعت چقدر فحاشی، اهانت، لعن نفرین ، تهمت و بیهوده گویی علیه اهل سنت می کنند در حالیکه اهل سنت این کار را شرعا مجاز نمیداند !

    باز عجیب است که شما تمام بد بدهنی هارا برای اهل سنت به اثبات رساندند در صورتی که خودتان دارید مرتکب می شوید و اهل سنت این کار را نکرده و نخواهد کرد، عملکردهای فریقین بر واقعیت ها گواه هستند . اگر شما راست می گویید پس چرا الان ما در هیچ جای دنیا سب نمی کنیم ؟!

    ( ناگفته نماند منظورافراطی ها هستند نه عموم برادران و خواهران شیعه، ما با شیعه برادریم و برادر خواهیم بود و هیچ کس مانع برادری نخواهد شد)

    الله مهربان دوست دارتان باد

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مهدي says:

      با سلام. ممنون از دوستان عزیز. من سوالهایی که داشتم به کمک شما جواب گرفتم. ممنون. هرچند لازم است دو نکته را عرض کنم. اولا من و شما دیدگاه یکسانی برای بررسی احادیث نداریم. ثانیا افراط گرایی در همه جا هست. افراطی هایی که جان و مال و ناموس شیعه را حلال می شمارند و به اسم تکفیر قتل عام می کنند. و خئداوند افراطیون را لعنت کند. باز هم ممنون بابت پاسخ هایتان. خدای بخشنده پشت و پناهتان.

    • وضعیت کاربر : مهمان
      پاسخ says:

      بله درست است احادیث ما متفاوت هستند و اما تاریخ منبع دین نیست .
      نکته دوم را از شما نمی توانم بپذیرم چون در بین سنی هیچ کس و هیج جای دنیا جان ، ناموس و مال شیعه را حلال نمیداند چون این امر با آموزه های دینی ما مغایرت دارد ، مسئله جناحی و سلیقه های شخصی چیز دیگراست و در هر ملتی وجود دارد ولی دوست عزیز اسلام به ما آموخته کسی که مسلمانی بکشد هر که باشد جای او برای همیشه در جهنم است ، اسلام به ما آموخته که حق تجاوز به مال و جان کافر غیر حربی را نداریم ، و اسلام آموخته که حیوانی را آزار نرسانیم و آب و غذای اورا سر وقت تهیه کنیم چطوری ممکن است این اسلام اجازه تجاوز به جان و مال مسلمان دیگر را بدهد ! .
      جعل چنین سخنانی خود افراطی گرایی است و از افراد مغرض صادر میشود همان کسانی که دیگر تهمتهارا می زنند ، ما اهل سنت به سخنان آنها توجه نمی کنیم و حساب آنهارا از شیعه جدا میدانیم ، آنها دوستان ما و شما نیستند . به یقین می گویم در مذهب اهل سنت جایی برای افراط گرایی مذهبی نیست این سخن را بخاطر شما نمی گویم بلکه قبل از این به این حقیقت رسیدیم ، اما در بین شیعه افراط گرایی فراوان است نمونه اش را شما می توانید در فعالیتهای مذهبی شان ملاحظه بفرمایید حتی در همین روزها که بنام ایام فاطمیه نامیده شده و در شهرهای سنی نشین .
      الله مهربان یاورهمه ما

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مهدي says:

      لام بر عزیزان و درود بر متانتتان. فقط اینکه من نگفتم سنی ها مباح می دانند. عرض کردم افراطیون. حالا نیازی نیست من اسم و متن فتاوا را بیاورم. مهم همدلی است. امیدوارم روزی این استان زرخیز ولی مظلوم و محروم به جایگاه واقعی خود برسد. و برادران به خوبی و خوشی کنار هم زندگی کنند و افراط در آنجا از هیچ طرفی پذیرفته نشود. آمین

    • وضعیت کاربر : مهمان
      پایان says:

      از شما برادرعزیز بسیار ممنونم ، مسلمانان همه برادرند و برادری شان امر ممکنی است اگر افراطی ها مانع ایجاد نکنند. از خدای مهربان می خواهیم مسلمانان را در هر جای دنیا حفظ بفرماید و هر کسی را که بدخواهی می کند به لطفش هدایت نصیب بفرماید و اگر هدایت برای او مقدر نیست هر طور که صلاح میداند و به خیر مسلمانان است با او معامله نماید .
      خداوندا محبتت را در قلوب ما روز بروز بیشتر و مستحکمتر بگردان و مارا با این محبت از دنیای فانی ببر . آمین یا رب العلمین .

  13. وضعیت کاربر : مهمان
    مهدي says:

    سلام علیکم. دوستان عزیز همانطور که فرمودید این که به تفاهم برسیم یا نرسیم مهم نیست. مهم این است که تفاوت‌ها را فهمیده و با دانستن این تفاوت ها بدون توهین و اهانت به یکدیگر در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی کنیم. مهمترین حسنی که آشنایی با سایت شما برای من داشت این بود که دیدگاه مرا نسبت به اهل سنت عوض کرد و از دیدگاه منفی به یک دید مثبت و باز برگرداند. بابت این کار واقعا سپاسگزارم. خواهشی که دارم این است که بر من منت نهید و سوالاتی که ممکن است به ذهنم برسد را به همین خوبی پاسخ دهید هرچند تفاهم حاصل نشود نزدیکی قلبی به دست آید . ان شا الله.

  14. وضعیت کاربر : مهمان
    پاسخ says:

    سلام و تشکر از شما
    در این جمله من فعل امری نمی بینیم فعل ماضی می بینم ، معنی جمله این است که معاویه سعد را مطالبه نمود و از او سوال را پرسید که چرا سب نمی کنی .دوست عزیزم فعل امر علامتش این است که آخرش همیشه ساکن است و فعل ماضی علامتش اینه که آخرش مفتوح است و اینجا مفتوح می باشد.
    جمله عربی که ذکر کردید روایت صحیح مسلم نیست ، روایت مسلم جمله ای قبلی بود که فرمودید در آن فعل امر آمده است .
    در منهاج السنه آمده است که افراد در هر دو طرف دعوا یکدیگر را نفرین می کردند ، چنانچه عرض کردم چنین عملی بین گروه های متخاصم امر طبیعی است .
    اما در الاستیعاب فی معرفه الاصحاب ج۳ ص۱۱۰۸ آمده است :
    وقتی که معاویه با سؤالی روبهرو میشد، آن را در نامهای برای علی مینوشت و او برایش جواب می‏داد. وقتی که خبر کشته شدنش را شنید گفت: با مرگ علی ابن ابی طالب فقه و علم از دست رفت. برادرش عتبه به او گفت: اهل شام نباید چنین سخنی را از تو بشنوند، به او گفت: کاری به من نداشته باش .
    این نشان میدهد که معاویه شخصا از علی ذهنیت بدی نداشته است .
    اینکه فرمودید سب موجب کفر است صحیح نمی باشد یعنی اگر کسی مسلمانی را سب کند تکفیر نمی شود بجز سب حضرت رسول معظم صلی الله علیه و سلم که موجب تکفیر می باشد .
    خدای مهربان یاورتان

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مهدي says:

      با سلام بر دوستان عزیز. نقل قولهای دیگری از بزرگان اهل سنت در این خصوص بیان می کنم.
      ابن مجاور شیبانی شافعی اهل سنت در کتاب ” تاریخ المستبصر ” چ ۱ ص ۱۰۱ چنین می گوید :
      ” و یقال إنّ أوّل من سب أبا تراب بالشام معاویه بن أبی سفیان و صارت عندهم سنه مؤکده استمروا علیها إلى آخر دولتهم إلى ألف شعلا فسبه جمیع العالم ما خلا خوارزم ”
      اولین کسی که اباتراب ( امیرالمومنین علیه السلام ) را در شام سب و ناسزا گفت ، معاویه بن ابی سفیان بود و این عمل در نزد آنان ( بنی امیه ) بعنوان سنت قرار گرفت تا پایان سلسله آنان ادامه داشت و همه جا این عمل را انجام می دادند مگر اهالی خوارزم .
      مقبل بن هادی الوادعی درکتاب تحفه المجیب علی اسئله الحاضر والغائب ،‌ص۹ ،‌ ط الرابعه دار الآثار ، یمن ، ۱۴۲۶ هـ به این مطلب اشاره کرده است.
      دکتر شیخ موسی شاهین لاشین در کتاب فتح المنعم شرح صحیح مسلم ، ج۹ ، ص۳۳۲ ،‌ ط الأولی ، دار الشروق ،‌مصر
      به این موضوع پرداخته است. ممنون. فرمودید سب موجب تکفیر نیست بسیار ممنونم. الته دنبال مجوزی برای سب نمی گردم چون کار بیهوده ای است. بهتر است به طور کلی افعال و رفتار افراد نقد شود زیرا با سب کردن فقط تعصبات مذهبی تحریک می شود. خداوند پشتیبانتان باشد

  15. وضعیت کاربر : مهمان
    jasim says:

    باسلام
    رحمت خدا بر خلفای راشدین رضی الله عنهما و اصحاب عزیز پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم برای رضای خدا و سعادت در آخرت بهتر است بر دین و ارکان و اصول دین پا فشاری کنیم نه بر تاریخ اسلام چه بسا زحماتی که تمام اصحاب پیامبر برای پیشرفت اسلام کشیدند بی مانند است
    و هیچ کس نمیتواند منکر زحمات بی دریغ آن عزیزان باشد و ان شاء الله خداوند اجر و ثواب نیک به آنها عطا میکند اما در آخرت از اعمال آنها فقط از خودشان سوال خواهد شد نه از ما و نیز از ما در مورد اعمال خودمان سوال خواهد شد نه از اعمال دیگران
    پیامبر عزیزمان محمد صلی الله علیه میفرمایند:
    اگر در مورد شخصی سخنی بگویی که آنجا نیست چنانچه آنچه را که به او نسبت داده ای درست باشد فقط از او غیبت کرده ای و اگر آنچه را که به او نسبت داده ای را انجام نداده باشد و دارای چنان خصوصیاتی که گفتی نباشد علاوه بر غیبت به او بهتان زده ای که مرتکب دو گناه میشوی
    با تشکر از دوستان و زحمتکشان سایت

  16. وضعیت کاربر : مهمان
    پاسخ برادر مهدی says:

    بله برادر عزیز تعصب و اهانت هنر کسی است که دچار مشکل فردی باشد .
    گفتگوی دوستانه باعث نزدیکی و از بین رفتن کدورتها می شود به شرطی که محدودیت و سانسور نباشد هر چند تفاهم حاصل نشود.
    صحبت این نیست که آیا در کتب احادیث، حدیث ضعیفی وجود دارد یا خیر، بلکه صحبت از دیدگاه کلی نسبت به کتب احادیث اهل سنت است ، بر اساس نگاه کلی شیعه به کتب احادیث اهل سنت ، اینها حجت به حساب نمی آیند و ساختگی هستند ، با این حساب چطور می توان از کتب جعلی یک یا چند حدیث به نفع خود گلچین کرد ؟ وقتی منبع از ریشه خرابه گلچین نمودن چه معنی داره برام معماست ؟ بارها وبارها و مرتب به نقل از کتب اهل سنت حدیث ذکر می کنند، واضح است که عملکرد با ادعا تضاد دارد.
    مورد دوم
    فرض را بر این میگذاریم که حضرت معاویه دستور به سب داده ، خب سوال پیش می آید که این دستور به سب کجاست و چرا در هزاران روایت کتب حدیث موجود نیست؟! آیا وقتی مدرکی برای ادعا وجود نداشته باشد چطورظن را به یقین تبدیل کنیم ؟
    بله این درسته که دلیلی داشته که معاویه پرسیده چرا سب نمی کنی و دلیلش در پاسخ قبلی خدمت شما گفته شد می توانید مجدد مطالعه اش بفرمایید
    الله مهربان همراه تان

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مهدي says:

      سلام. خداوند پناهتان باشد. ممنون از اینکه اشاره فرمودی ممکن است تفاهم حاصل نشود. بسیار عالی . من هم اینجا فقط برای گرفتن پاسخ به سوالاتم آمده ام وگرنه قصدم مناظره نیست که در این حد نیز نیستم. صرف یافتن پاسخ برای خودم هست. همین که این حرف ها منجر به نزدیکی بیشتر و تفاهم قلبی شده و کدورت ها را زدوده و مانعی از اهانت و تکفیر باشد برای من کافی است

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مهدي says:

      با سلام بر دوستان عزیز اهل سنتم. در خصوص احادیث اگر اشتباه نکنم متن زیر را داریم
      معنى لاحتجاجنا علیهم بروایاتنا ، فهم لا یصدّقونها ، ولا معنى لاحتجاجهم علینا بروایاتهم فنحن لا نصدّقها ، وإنّما یجب أن یحتجّ الخصوم بعضهم على بعض بما یصدقّه الذی تقام علیه الحجّه به»
      الفصل فی الأهواء والملل والنحل: ج۴ ص۱۵۹٫
      معنا ندارد که ما علیه شیعیان به روایات خودمان استدلال کنیم ؛ در حالی که آنها قبول ندارند و نیز معنا ندارد که آن‌ها به روایات خودشان علیه ما استناد کنند ؛ در حالی که ما آن روایات را قبول نداریم . از این رو لازم است که در برابر خصم به چیزی استناد شود که او قبول دارد و برای او حجت است .

      در این بخش من من با کتاب کاری ندارم. صرفا حدیثی را بیان می کنم که موردقبول شما هست. حالا در هر کتابی که باشد کافی هست مورد قبول باشد. مسئله حدیث هست نه کتاب
      خداوند ما و شما را با بزرگان دین محشور نماید.

    • وضعیت کاربر : مهمان
      پاسخ says:

      برادرم مهدی ،
      در پاسخ به عالم بزرگواری که این سخن را ایراد فرمودند می گویم احتجاج به شیئ باطلی باطل می باشد یعنی نفس چنین احتجاجی باطل است . این کار مانند اینه که فردی بیمار با داروی فاسد و تاریخ منقضی شده بخواهد خودرا درمان کند آیا با این کار خودرا درمان می کند با بیماری را شدت می بخشد ؟

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مهدي says:

      با سلام بر دوست عزیزم که مرا برادر خود نامید.

      این گفتار از ابن حزم اندلسی که خود از دانشمندان بنام اهل سنت است بیان گردیده است. از لحاظ منطقی ایرادی نمی توان گرفت. به طور مال عرض می کنم ( یک مثال ساختگی) من نمی توانم بگویم منظور پیامبر از کلمه ” ولی” روز غدیر سرپرست بوده زیرا در اصول کافی امده است. بلکه باید بگویم منظور پیامبر سرپرست بوده چون در صحیح بخاری امده است تا شما مجاب شوید. یا برعکس

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مهدي says:

      با سلام. امیدوارم طولانی شدن این متن را بر من ببخشید. در قسمتی از روایت مذکور آمده أَمَّرَ مُعَاوِیهُ بْنُ أَبِی سُفْیانَ سَعْدًا، … در این جمله فعل امر آمده اما مامور به نیامده. این که به چه چیزی امر شده مبهم است . حال نظر بزرگان اهل سنت را در این خصوص بررسی می کنیم.
      ۱ – ابن تیمیه حرانی
      ” وأما حدیث سعد لما أمره معاویه بالسب فأبى فقال ما منعک أن تسب علی بن أبی طالب ؟ فقال ثلاث قالهن رسول الله صلى الله علیه وسلم فلن أسبه لأن یکون لی واحده منهن أحب إلی من حمر النعم الحدیث ، فهذا حدیث صحیح رواه مسلم فی صحیحه … ”
      اما روایت سعد : هنگامی که معاویه به سعد بن أبی وقاص فرمان که داد که علی علیه السلام را سبّ نماید ، وی از سبّ علی علیه السلام خودداری کرد . معاویه گفت : چه چیزی تو را از سب ودشنام دادن به علی باز می دارد؟ سعد گفت : سه فضیلت از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در شأن على علیه السّلام شنیدم که با توجه به آن ها، هیچگاه به سبّ و دشنام اقدام نمى‏کنم که اگریکى از آن سه خصلت را در حق من فرموده بود براى من بهتر و ارزنده‏تر از شتران سرخ مو بود
      این حدیث صحیحی است که مسلم در صحیحش آن را نقل کرده است .
      منهاج السنه ، ج۳ ، ص۱۵ ، ط دار الکتب العلمیه ، بیروت ، ۱۴۲۰ هـ .

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مهدي says:

      اگر این متنها طولامی شد معذرت می خواهم. مجددا عرض کنم که هدف من اصلا مناظره نیست بلکه یافتن پاسخ از زبان اهل سنت و شنیدن نظرات شما عزیزان است تا خدای نکرده یک طرفه سراغ قاضی نروم. با تشکر از صبوری و متانتتان. خداوند همه ما را به راه راست هدایت فرماید

  17. وضعیت کاربر : مهمان
    پاسخ برادر مهدی says:

    مهدی عزیز
    پاسخ شما روشن است .
    اگر آنها اهل سب کردن بودند الان ما به پیروی از آنها شمارا سب می کردیم در حالیکه می بینیم موضوع بر عکسه .
    کتاب صحیح مسلم و بخاری از دیدگاه ما اهل سنت مجموعه ی سنت پیامبر هستند و شما این روایات را صحیح نمیدانید و جعلی میدانید . حال سوال اینه که آیا اینها جعلی هستند یا صحیح ؟
    اگر جعلی هستند پس این حدیث یکی از احادیث جعلی هاست و اعتباری ندارد .
    و اگر صحیح هستند پس چرا یک عدد یا چند تای که به نفع طرف مقابل هستند صحیح خوانده شوند و چرا کل کتاب نا دیده گرفته می شود ؟!
    آیا مگر می شود یک کتاب هم صحیح باشد و هم ساختگی باشد ؟
    پاسخ حدیث بالا :
    در حدیث ذکر نشده معاویه حضرت را سب کرده ویا امر به سب کردن داده است و ترجمه که شما مهدی عزیز کردید با متن حدیث همخوانی نداره.
    متن مورد نظر شما این است : أَمَرَ مُعَاوِیَهُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ سَعْدًا مَا یَمْنَعُکَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا تُرَابٍ .معاویه سعد را خواست ، و از او پرسید چه چیز باعث شده اباتراب را نا سزا نگویی؟
    خوب این یک پرسش است و نه امر به سب کردن .
    دلیل پرسش چه بود ؟
    بر سر قصاص دیر هنگام یا زود هنگام قاتلین حضرت عثمان بین حضرت علی و حضرت معاویه اختلاف درگرفت ، حضرت علی معتقد بود که حالا وقت مناسبی برای قصاص قاتلین نیست و طرف مقابل میگفت قصاص باید اولین اقدام باشد ، اختلاف دو دیدگاه باعث شد تا افرادی در سپاه معاویه برداشت نادرستی بکنند و اون این بود که خیال می کردند حضرت علی به قاتلین عثمان پناه داده ! و نا سزا می گفتند و نا سزا گفتن در بین دو گروه متخاصم به یگدیگر امری طبیعی است چنانچه الان ما به دشمنان میهن و دین خود می گوییم.
    اما هیچگاه حضرت معاویه امر به سب نکرده است و حدیثی هم در این باره وجود ندارد.
    همین پاسخ را امام نووی رح به شرح زیر بیان می کند :
    گفته معاویه تصریحی به این ندارد که او به سعد امر کرده باشد علی را ناسزا و بدگویی کند، تنها از سعد پرسیده که علت آنکه او چنین نمی کند چیست؟ انگار می گوید: آیا بخاطر ورع است که امتناع می کنی یا بخاطر ترس، و یا علت دیگری دارد؟ چرا که اگر به دلیل ورع، و تکریم وی باشد پس تو خیراندیشی و کارت پسندیده است، و اگر دلیل دیگری دارد پس جواب دیگری دارد، احتمالا سعد همراه گروهی بوده که علی را بدگویی می کردند ولی سعد او را ناسزا نمی گفته و بلکه آنها را منع نموده و همین باعث شده معاویه دلیل آنرا از سعد بپرسد.
    امام قرطبی در باره حدیث می گوید
    این حدیث بر شناخت فضیلت و منزلت و مکانت علی نزد معاویه دلالت دارد، از معاویه بدور است که لعن و بدگویی علی رضی الله عنه را کرده باشد، چرا که او (معاویه) به اهل فضل و دین و بردباری و کرم و اخلاق موصوف است، و آنچه در این باره (لعن و بدگویی) از وی روایت شده صحیح نیستند. و صحیح ترین روایت از او این گفته وی به سعد است: چه چیزی تو را منع می کند که علی را ناسزا نگویی؟ ولی این جمله صراحت به چیزی ندارد؛ بلکه تنها سوال از وی در مورد علت امتناعش از بدگویی بوده تا علتش را (نزد وی) بداند، و هنگامی که معاویه پاسخ سعد را شنید سکوت کرد و با این سکوت به (پاسخ سعد که از علی رضی الله عنه تمجید نمود) اذعان نمود و دانست که وی (یعنی علی) استحقاق آنرا دارد.
    از شما بردار عزیزم عاجزانه درخواست دارم برای هر چه بهتر شدن شبهات قدم به قدم جلو بریم نه اینکه یک مطلب طولانی من بنویسم و یک مطلب طولانی شما ، بجای این کار مفید تر اینه که یکی یکی بفرستیم یعنی یکی من و یکی شما و همینطور به جلو بریم.

    الله مهربان یاور شما باد

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مهدي says:

      با سلام و احترام . با تشکر از جوابهای شما که واقعا به دور از تندروی و اهانت است. در مورد کتاب ها، از نظر من کتابهای حدیث ما شیعیان هم همگی صحیح نیست. حتی اصول کافی. پس من نمی توانم اعتقاد به صحت یا جعلی بودن یک کتاب حدیث داشته باشم. یک انسانی که از خطا دور این اقدام به جمع آوری احادیث نموده است. اینکه معاویه پرسیده است چرا سب نمی کنی حتما دلیلی داشته. حتما باید سب می کرده که گفته چرا سب نمی کنی؟ مثلا از من می پرسید چرا نماز نمی خوانی چون توصیه به نماز شده و من نمی خوانم. پس اینجا هم حتما توصیه به سب شده که معاویه می گوید چرا سب نمی کنی وگرنه اگز چنین توصیه ای نباشد این سوال عقلا و منطقا بی معنی است. سعد از صحابه بوده و دلیلی ندارد تحت تاثیر کسان دیگر قرار بگیرد و اگر سب کردن موجب تکفیر است باید آن افراد را به دست عدالت می سپرد. خداوند قلوب مسلمین را به هم نزدیک نماید و دشمنان اتحاد اسلامی را خوار کند

  18. وضعیت کاربر : مهمان
    لاعن عمر says:

    برائه منکم ایها الجاهلون المنافقون ایها الضالون المکذبون. من اراجیف شما را نخواندم ولی اگر این را ننوشتید اضافه کنید که معاویه زاده هند فاسقه زانیه جگر خوار حمزه (ع) است، که در ازدواج جمع ۱۰ عرب آلت بشکه ای هم نمیتوانستند او را ارضاع کنند، یعنی از شما بلوچها هم بدتر بوده. باور نداری؟! پس فکر میکنی قبل اسلام چطور زندگی میکیردند؟ با پاکدامنی؟ اون هم اعرابی مثل خالدبن ولید که بعد اسلام، زنا در عده انجام میداده؟ البته استثناء هایی هم مثل خاندان پیامبر(ص) و علی (ص) وجود داشته ولی سران کفر مثل ابو سفیان (لعنه الله علیه) کمترین چیزی که میشه به آنها نسبت داد مساحقه در بین زنانشان و لواط در بین مردانشان است. کسانی که فقط وقتی شمشیر اسلام را زیر گلویشان دیدند تظاهر به اسلام کردند. هداکم الله من اضلال عمر و ابی بکر(لعنه الله علیهما).
    ضمنا نمیدانی ازدواج جمع چیه برو از بزرگترت بپرس.

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مهدي says:

      سلام. عزیزان چرا نظرات اهانت آمیز را منتشر می کنید؟ این کار کمکی به حل مشکل نکرده و عداوت ها را بیشتر می کند. نباید شریک جرم ایجاد تفرقه شویم

  19. وضعیت کاربر : مهمان
    پاسخ برادر مهدی says:

    سلام بر دوست عزیز آقا مهدی
    سخنم روی این است که از قرآن عدول نکنیم قرآن حلال مشکلات ماست .
    نه آیه بیعت رضوان نام صحابه را مشخص کرده است و نه آیه رضوان از صحابه فقط یک مورد است . بعنوان مثال به آیه زیر توجه کنید :
    وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلۡأَوَّلُونَ مِنَ ٱلۡمُهَٰجِرِینَ وَٱلۡأَنصَارِ وَٱلَّذِینَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحۡسَٰنٖ رَّضِیَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُ . سابقون اولین از مهاجرین و انصار و کسانی که از مهاجرین و انصار به احسان پیروی کردند الله از آنها راضی شد و آنها از الله راضی شدند ، این آیه شریفه هر صحابه ای را شامل می گردد .
    و برای فضیلت امیر معاویه این تصریح پیامبر کافی است که می فرماید : اللهم علمه الکتاب و مکن له فی البلاد وقه العذاب .
    بار خدایا معاویه را علم کتاب نصیب بفرما و اورا حاکم در بلاد بگردان و اورا از عذاب نجات بفرما . این کلام شیرین از زبان پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم است که بیان می شود.
    اگر جناب مهدی عزیز بخوایید آیه را نادیده بگیرید با این حدیث چکار می کنید و احادیث پیامبر تفسیر قرآن هستند .
    وقوع جنگ بین مسلمانان محدود به دوران صحابه نمی شود در هر دوری بین مسلمان جنگ و خونریزی رخ داده است ومتاسفانه الان هم مسلمانان در حال کشتن یکدیگر هستند.
    همین شما وقتی می بینید ما از صحابه پیامبر دفاع کردیم بدون اینکه توهین به فرد مقابل صورت گیرد شما نمی توانید مارا تحمل کنید و از هر طرف به فحاشی و اهنت می پردازند ( نه شخص بزرگوارشما ) در حالی که ما اهل سنت مقابله به مثل نمی کنیم و زمانی که بزرگان شما تمجید شود ما نه ناراحت میشویم و نه اهانت می کنیم .
    اما در باره جنگ صفین و اینکه چه کسی عامل جنگ بین مسلمانان بود در لینک زیر توضیح داده شده است.

    ماجرای جنگ صفین چه بوده است؟
    خداوند شمارا دوست داشته باشد

  20. وضعیت کاربر : مهمان
    مهدي says:

    یک سوال. اگر اشتباه نکنم بیعت رضوان قبل از فتح مکه و قبل از اسلام معاویه و ابوسفیان بود. پس جز صحابه ای که خدا از آنها اعلام رضایت کرد نبود. پس چرا می گوییم رضی الله عنه؟ با همین پیش فرض اگر بقیه اشتباه می کنند و ما با بیان رضایت خداوند اعمال آنها را توجیه می کنیم، چرا جنگ صفین و جنگ با امام حسن را توجیه کنیم؟ حدیث کشته شدن عمار یاسر به دست گروه ستمکار را چکار کنیم؟ سرنوشت گروه ستم کار در قران را چکار کنیم؟ خون مسلمان ریخته شده حق الناس است خدا که نمی تواند ان را ببخشد، ان را چکار کنیم؟ اگر حضرت علی در آن جنگ کشته می شد تکلیف چه بود؟ آیا اجتهاد بود یا مثل قاتلین خلیفه سوم می توانستیم لعن کنیم؟ جالبه همه گناهان کبیره ( قتل مسلمانان، سب حضرت علی، قتل عمار یاسر را میبینیم اما یک ماله بزرگ به اسم اجتهاد رویش می کشیم) خب اگر اجتهاد است یک فرد که به معاویه دشنام دهد از کجا معلوم اجتهاد نکرده و مثلا در اجتهاد خود خطا کرده باشد؟ درهای اجتهاد کی باز شد و کی بسته شد؟ توسط چه کسانی؟ تا چه حد توجیه کنیم به اسم اجتهاد؟

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مهدي says:

      سلام .ببخشید چون بحث علمیه هی سوال به ذهنم میاد. اینکه یک حدیث در المستدرک على الصحیحین هست به این مضمون ( البته تکه ای از حدیث هست أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ کَامِلٍ الْقَاضِی، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ سَعْدٍ الْعَوْفِیُّ، ثنا یَحْیَى بْنُ أَبِی بُکَیْرٍ، ثنا إِسْرَائِیلُ، عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْجَدَلِیِّ، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ سَلَمَهَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا، فَقَالَتْ لِی: أَیُسَبُّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فِیکُمْ؟ فَقُلْتُ: مُعَاذَ اللَّهِ، أَوْ سُبْحَانَ اللَّهِ، أَوْ کَلِمَهً نَحْوَهَا، فَقَالَتْ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ: “مَنْ سَبَّ عَلِیًّا فَقَدْ سَبَّنِی”. و با این معنی ابو عبد الله جدلی می‌گوید: بر ام سلمه وارد شدم. به من گفت: آیا کسى در میان شما هست که پیامبر خدا صلى الله علیه وآله را سب کند و دشنام دهد؟ گفتم: پناه بر خدا… فرمود: از رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم شنیدم که فرمود: هر کس على (علیه السلام) را سب کند، به درستى که مرا سبّ کرده است. و حالا حدیث دیگری داریم با این مضمون در صحیح مسلم و سنن ترمذی ( اگر اشتباه نکنم):
      حَدَّثَنَا قُتَیْبَهُ قَالَ: حَدَّثَنَا حَاتِمُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ، عَنْ بُکَیْرِ بْنِ مِسْمَارٍ، عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ، عَنْ أَبِیهِ، قَالَ: أَمَّرَ مُعَاوِیَهُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ سَعْدًا، فَقَالَ: مَا یَمْنَعُکَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا تُرَابٍ، قَالَ: أَمَّا مَا ذَکَرْتَ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَلَنْ أَسُبَّهُ، لَأَنْ تَکُونَ لِی وَاحِدَهٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ. سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ لِعَلِیٍّ وَخَلَفَهُ فِی بَعْضِ مَغَازِیهِ، فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ: یَا رَسُولَ اللَّهِ تَخْلُفُنِی مَعَ النِّسَاءِ وَالصِّبْیَانِ؟ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «أَمَا تَرْضَى أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نُبُوَّهَ بَعْدِی»، وَسَمِعْتُهُ یَقُولُ یَوْمَ خَیْبَرَ: «لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَهَ رَجُلًا یُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ». قَالَ: فَتَطَاوَلْنَا لَهَا، فَقَالَ: «ادْعُوا لِی عَلِیًّا، فَأَتَاهُ وَبِهِ رَمَدٌ، فَبَصَقَ فِی عَیْنِهِ»، فَدَفَعَ الرَّایَهَ إِلَیْهِ، فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَیْهِ، وَأُنْزِلَتْ هَذِهِ الآیَهَ {فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ} [آل عمران: ۶۱] الآیَهَ، دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلِیًّا وَفَاطِمَهَ وَحَسَنًا وَحُسَیْنًا فَقَالَ: «اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِی»
      عامر بن سعد بن ابى وقّاص ، از پدرش روایت کرده است که در یکى از روزها ، معاویه بن ابى سفیان به سعد دستور داد
      معاویه ، از وى پرسید : به چه سبب على را آماج ناسزا و دشنامت قرار نمی دهی ؟ سعد گفت : بخاطر آن که سه فضیلت از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در شأن على علیه السّلام شنیده ام که با توجه به آن ها، هیچگاه به سبّ و دشنام آن حضرت ، اقدام نمى‏کنم و هر گاه یکى از آن ها براى من بود ، بهتر و ارزنده‏تر از شتران سرخ مو بود که در اختیار من باشد . ( ادامه ترجمه را نیاوردم). حالا اگر حدیثی که من آوردم صحیح نیست یا بریده شده شما کامل آن حدیث را بیاورید تا بدونم من کجای موضوع را اشتباه فهمیدم

  21. وضعیت کاربر : مهمان
    بنده الله says:

    اسلام دین رحمت و دین زیبایی است نه دین نفرین و کینه ، اهل سنت کینه زدایی می کنند و شما کینه تراشی حال این نفرین کردن به چه دردی میخوره بجای تبلیغ به سخنان بد و نفرین بهتر بود مردم رو بسوی خدا فرا می خواندین مردمی که سراپا غرق در جهل وبی دینی هستش .
    روز قیامت خدا نمی پرسه چرا لعنت نکردی بلکه می پرسه چرا نماز نخونی و چرا روزه و چرا زنا و چرا چشم چرانی و سرقت و دروغ گفتی .
    ما وقتی سخنان علمای اهل سنت رو گوش میدیم احساس آرامش و لذت می کنیم چون هر چه که میگن با فطرت انسان سازگارند یعنی هیچگاه به کسی نفرین نمی کنند ، به کسی بد نمی گویند و دستور به این دو نمیدهند فقط میگن رستگاری و نجات شما در اطاعت از الله و بسوی اخلاقیات توصیه می کنند.
    هدایت در اطاعت از الله است
    اطاعت از الله یاد و ذکر الله است
    نفرین و کینه اطاعت نیست
    والسلام علی من اتبع الهدی

  22. وضعیت کاربر : مهمان
    محمدتقی احمدی says:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام به برادران اهل تسنن
    بنده درصدد بودم شمه ای از شخصیت و زندگی معاویه را از دیدگاه علمای اهل تسنن و کتابهای معتبرشان برای آشکار شدن حقیقت بیاورم اما دیدم آنقدر خورشید درخشان فضایل مولا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب تابنده و فروزان است که جایی برای شب ‍‍پره ای همچون معاویه باقی نمی ماند! در کتب صحاح اهل سنت هرجا سخنی از صحابه است با عنوان «فضائل یا مناقب» آورده می شود اما وقتی به معاویه می رسند می گویند : «فی ذکر معاویه»! یعنی حتی علمای خود شما برادران اهل سنت هم برای معاویه فضیلتی قائل نیستند!
    اگر حقیقت جو باشیم و به فرمایش کتاب الهی که ریسمان مشترک شیعه و سنی است چنگ بزنیم دیگر جایی برای معاویه و امثال او باقی نمی ماند. مصداق کامل شجره ی ملعونه در قرآن کریم بنی امیه هستند .
    معاویه مادرش هند جگرخوار بوده که جگر حمزه عموی گرامی رسول خدا حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را درید و به دندان کشید. پدرش ابوسفیان بود تا آخرین لحظه در مقابل پیامبر بزرگ خدا ایستاد و ایمان نیاورد. خود معاویه در مقابل خلافت بر حق امیرالمؤمنین علی علیه السلام ایستاد و لباس خلافت را غاصبانه بر تن کرد. پسر معاویه یزید ملعون بود که سگ باز بود و شراب خواره و آنهمه فجایع و جنایات مرتکب شد که دردناک ترین آن واقعه عاشورا بود. دل هر آزاده ای در جهان از شنیدن جریان عاشورا آتش می گیرد و می سوزد.
    سخن در مورد معاویه بسیار است که در تاریخ ثبت و ضبط می باشد و با اندکی تحقیق در منابع معتبر می توان چهره ی واقعی این شخصیت مزور و منافق را کشف کرد.
    حکیم سنایی غزنوی (رحمه الله علیه) در مورد معاویه سروده است :
    داستان پسر هند مگر نشنیدی
    که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید
    پدر او لب و دندان پیمبر بشکست
    مادر او جگر عم پیمبر بمکید
    خود به ناحق حق داماد پیمبر بگرفت
    پسر او سر فرزند پیمبر ببرید
    بر چنین قوم چرا لعنت و نفرین نکنیم
    لعنه الله یزیدا و علی حب یزید

    (والسلام علی من اتبع الهدی)

یک دیدگاه بگذارید

پاسخ کد امنیتی را در فیلد خالی تایپ کنید *

جستجو

آخرین مطالب

پیوندهای محبوب
آمار سایت

  • کاربران آنلاین 6نفر
  • بازدید امروز 24345
  • بازدید دیروز 104978
  • بازید کل 92318180

خبرنامه

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه با ذکر منبع بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com