ما بزرگی را در تقوا، توانگری را در یقین و عزت را در تواضع یافتیم .... ابوبکر صدیق رض ..... از کسی که ترا در مقابل یک لقمه یا کمتر می فروشد بر حذر باش ..... وصیت زین العابدین به محمد باقر رحمهما الله
رئیس جمهوراز علمای شیعه و سنی سیستان و بلوچستان تشکر کرد       گزارشی جدید از شکنجه در سوریه       هفتاد و پنج وصیت برای جوانان       کارهایی که پاداش شان با جهاد فی سبیل الله برابر است       آداب رفتار با حيوانات       دروازه های بهشت       پایان انتخابات افغانستان، آغاز روند شمارش آرا       يكي از آفت هاي زبان دشنام دادن است       جشن فارغ التحصیلی جمعی از طلاب مدرسه دینی مدینه العلوم خاش       حزب"عدالت وتوسعه"پیروز انتخابات محلی ترکیه شد       اهانت به قرآن، خانه کعبه و مسجد پیامبر در بازی در دانمارک       دانلود سریال حضرت عمر رضی الله عنه (دوبله فارسی)       مسلمانان فیلیپین،استقلال خود را جشن گرفتند       روحانی: ساختمانی که در 8 سال خراب شده در چند ماه درست نمی شود       طلحه بن عبیدالله؛ شهید زنده       ابوذر غفاری ( رضی الله عنه)       برداشتن موی ابرو از ديدگاه اسلام و پزشکی       سخنانی از امام علی رضی الله عنه       دادگاهی در مصر ۵۲۸ هوادار محمد مرسی را به اعدام محکوم کرد       آموزش تعيين اوقات شرعي بدون استفاده از ساعت      
داستان مسلمان شدن پسر گاندی
احمد |موضوع: جهان اسلام و مسلمانان | بازديدها: 914 | 8 فروردین 1392


در ابتدای قرن پیش پسر گاندی به طور رسمی مسلمان شدن خود را اعلام نموده و اسم خود را به عبدالله هیرلال گاندی تغییر داد. آن موقع که پدرش و همه ی گروه ها و روزنامه های هندو او را مورد حمله های بی پایان و تهدید و تندی قرار دادند. به طوریکه این تقابل و فشار از جانب بت پرستان علیه مسلمانان در هند به یک امر همیشگی و روزمره تبدیل گردید.

طی تحقیقاتی که در یکی از منابع داشتم، به متنی از یک سخنرانی ترجمه شده ی دقیق از هندی به عربی شدم که توسط عبدالله هیرلال گاندی در کنفرانسی در شهر سورت هندوستان ایراد گردیده بود. در آن کنفرانس عده زیادی از بزرگان مسلمان شرکت داشتند. وی در این سخنرانی به اتهاماتی که به وی وارد می شد پاسخ داده و دین اسلام و آئین هندو را مقایسه کرده و حاضران را به تامل در محتوای دین اسلام تشویق کرده و در پاسخ به کسانی که ادعا می کنند دین اسلام به زور شمشیر گسترش یافته است عبدالله هیرلال گاندی بعد از حمد و سپاس خداوند متعال و سلام و صلوات بر پیامبرش حضرت محمد صلی الله علیه و سلم می گوید:

من نه پشیمان و نه متاسف از پذیرش دین راستین اسلام هستم، برخلاف آنچه می گویند و شایع می کنند. خداوند متعال شاهد است و می داند که من جز لبیک گفتن به ندای حقیقت و وجدان خویش کاری نکرده ام.

بلکه در برابر گمشده ی محبوب و حلقه ی مفقوده ای که گم کرده و در بهترین الگو و حالت در کتاب خداوند متعال که باطل از پیش و پس بدان راه ندارد و در سیرت پیامبر بزرگوار اسلام صلوات خداوند تبارک و تعالی بر او باد یافتم، تسلیم شدم.

آقایان این بسیار دردناک است که زبونان من را متهم می کنند به اینکه من به خاطر غرض یا هدف خاص و یا رسیدن به نفع یا منصبی دین حنیف اسلام را پذیرفته ام. بدترین و ناراحت کننده ترین این اتهامات و دردناک ترین آن ها اتهامی است که از جانب پدرم مهاتما اعلام گشته است. این اتهام در همان حال از جانب برخی خواص پدرم نیز ایراد شت که من در بازار اسلام و در میان واسطه گران مسلمان قیمت زیادی داشته ام و این که معامله ی مذکور به نفع آنان بوده است و من در رقص و در پایکوبی از این بخشش و نرخی هستم آنان من را به این بردگی و این غلامی خویش تبریک می گویند...

شگفتا و عجبا ای آقایان! آیا من به دلیل و به نیت بهره ای مسلمان شده ام! من مسئولیت مالی  خویش و فرزندانم را از سال 1911بدون آنکه از پدرم یا کس دیگری یک سنت نیز دریافت دارم، به عهده گرفته ام...

بدون آنکه به روی خود آورده یا او را به خاطر چیزی مقصر دانسته باشم. مگر اسلام کسی را پیش از من به بندگی در آورده یا مسلمانان راضی می گردند به اینکه بنده ی انسان دیگری باشند تا آن که من بنده ی مسلمانان گردم؟! مگر من نبودم که ستیز علیه و بت پرستی ئ بت پرستان ئ علیه مهاتما را در معروف ترین روزنامه در سال 1927 در بمبئی در یک سلسله از مقالات بلند و طولانی که ده ها روزنامه و مجله ترجمه کرده و نقل نمودند اعلام داشتم؟

مگر نه آنکه همسری که دوستش می داشتم و به خاطرش سوگوار گشتم در سال 1918 فوت کرد و همه ی فرزندانم ازدواج کردند با این وجود من تا کنون به تاسی از خرافات نفرت انگیز بت پرستی از ازدواج دوباره امتناع کرده ام؟

مگر به پدرم پیشنهاد نشد که خود را در مقابل هزاران روپیه به او بفروشم و پاسخ دادم که جسمم من مال تو ولی روح من مال خودم است و از پذیرفتن هزاران هزار برابر این ها نیز نخواهم پذیرفت آن را بفروشم؟

به این ترتیب اکنون عذب مانده و دیگر بعد از گذشتن از پنجاه سال آرزویی در این دنیا برایم نمانده، نه مال و نه زنی زیبا که منتظر آمدنش باشم، نه شغل و مقام بالایی که چشم به آن داشته باشم، نه بار دیگر از لذت همراه داشتن فرزندانم بهره می برم که بقیه ی عمرم را بتوانم با آنان باشم، بعد از آنکه من را به خاطر پذیرش اسلام ترک گفته و طرد نمودند. بنابراین آن هدف و مصلحت چه می تواند باشد؟ چه هدفی و طمعی را ممکن است از مسلمانان متوقع باشم؟ آیا نزد مسلمانان چیزی هست که من را بدان بفریبند بعد از آنکه اموال آنان را غارت کرده ایم، پیش آنان چه چیزی می تواند باشد که مرا به طمع انداخته و به طرف خود بکشاند؟

سه چهارم مسلمانان را فقرا و تهی دستان و نیازمندان تشکیل می دهند، به راستی بت پرستان و غرض ورزان ظلم بزرگی را در حق من مرتکب شده اند همانطور که در حق دین اسلام مرتکب شده و انواع و اقسام مطالب ناروا درباره ی آن بیان داشته و به زشت ترین شکل به تصویر کشیده اند و به این دین ظلم بهتانی روا داشته اند که شایسته ی آن نیست. من به خوبی می دانم و یقین دارم که این افراد به ساز و صدای مهاتما گاندی که می رقصند و بر طبل می کوبند...


تگها : داستان مسلمان شدن پسر گاندی

# 1 | نويسنده: فاطمه مسلمی | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 14/01/1392 - 09:00


سلام من به پسرگاندی تبریک می گویم وکاش ماقدر دینمان رابدانیم .

من خیلی خوشحالم که پسرگاندی دینمان را شناخته ومسلمان شده.

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ

# 2 | نويسنده: حفصه | [ايميل] :: تاريخ ارسال: 26/10/1392 - 08:46


الحمدلله
جزاک الله خیرا

نعداد مطالب: 0 | تعداد نظرات: 0 پاسخ


ارسال نظر

نام:
ایمیل:
کد امنیتی:
تصویر كد امنیتی
ریست کد
کد:

بخش امکانات کاربران

بخش سوالات شرعی

بخش مشاوره

از وااسلاماه حمایت کنید


پربازدید ترین مطالب

همسران و فرزندان علي
--------------------------
پاسخ به سوالات شرعي
--------------------------
شهدای گمنام کربلا
--------------------------

پيام مدير

نشانه محبت خداوند نسبت به بنده اش .... رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند: هرگاه، خداوند، بنده ای را دوست داشته باشد، به جبرئیل ندا می دهد که خداوند، فلانی را دوست دارد. تو نیز او را دوست بدار. پس جبرییل، او را دوست می دارد و به اهل آسمان، ندا می دهد که خدا، فلانی را دوست دارد، شما نیز او را دوست بدارید. پس اهل آسمان هم او را دوست می دارند. سپس به همین ترتیب، مقبول اهل زمین نیز می گردد. پس برشماست تا محبت خداوند را جلب نمائید، تا محبت شما را در دل اهل آسمان و زمین قرار دهد، و بدون تردید محبت خداوند جز با التزام به شریعت وی بدست نخواهد آمد هرچند که انسانهای فاسد و بی دین التزام شما را به شریعت خداوند نپسندند .... توضیح : پس محبوبیت شخصی در نزد مردم نشانه محبوبیت او درنزد الله بزرگ است ومبغوض بودن شخصی در نزد مردم نشانه مبغوضیت او در نزد الله بزرگ است .

آمـار بـازدیـد سایت

خبرنامه سایت

برای دریافت مطالب جدید وااسلاماه ایمل خودرا وارد کنید

آخرین مطالب

آداب رفتار با حيوانات
--------------------------
دروازه های بهشت
--------------------------

لینکهای محبوب سايت

اوقات نماز به افق تهران

نظرسنجی سایت


چه مطالبی از سایت را بیشتر می پسندید ؟

عقیدتی
قرآن و سنت
سیرت
سوالات شرعی
بانوان مسلمان
اخبار جهان اسلام
خانواده و اجتماع
صوتی تصویری
معرفی کتاب
همه



كل مطالب : 1577
کل نظرات : 6400
اعضاء سايت : 1354
جدیدترین عضو: افنان

آرشیو مطالب

<    «  فروردین 1393  »    >
شیدسچپج
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031 

وااسلاماه در شبکه ها

twitter
facebook