پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

کاربران گرامی؛ سوالات شرعی شما از روز پنجشنبه بررسی خواهند شد ان شاءالله، سوالات بسیار زیادی دریافت شده، تکراری ها حذف خواهند شد ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9760
  • کل اعضا 1708
  • جدیدترین عضو Shahram
خبرنامه
aveen
| بازدیدها: 37365

ففی صحیح مسلم عن عبد الله بن مسعود والمغیره بن شعبه رضی الله عنهما أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال : ” آخر من یدخل الجنه : رجل فهو یمشی على الصراط مره ، ویکبو مره ، وتسفعه النار مره ، فإذا جاوزها التفت إلیها ، فقال : تبارک الذی نجانی منک ، لقد أعطانی الله شیئاً ما أعطاه أحداً من الأولین والآخرین .فترتفع له شجره فیقول: أی رب أدننی من هذه الشجره أستظل بظلها وأشرب من مائها فیقول الله تبارک وتعالى: یا ابن آدم لعلی إن أعطیتکها سألتنی غیرها ؟فیقول: لا یا رب ، ویعاهده أن لا یسأله غیرها وربه یعذره ، لأنه یرى مالا صبر له علیه ، فیدنیه منها فیستظل بظلها ، ویشرب من مائها .ثم ترفع له شجره هی أحسن من الأولى ، فیقول: یا رب أدننی من هذه لأشرب من مائها ، وأستظل بظلها لا أسألک غیرها فیقول : یا ابن آدم ألم تعاهدنی أنک لا تسألنی غیرها ؟فیقول : لعلی إن أدنیتک منها أن تسألنی غیرها ، فیعاهده أن لا یسأله غیرها وربه یعذره لأنه یرى مالا صبر له علیه فیدنیه منها ، فیستظل بظلها ویشرب من مائها ثم ترفع له شجره عند باب الجنه هی أحسن من الأولیین.فیقول : أی رب أدننی من هذه الشجره لأستظلَّ بظلها وأشربَ من مائها لا أسألک غیرها فیقول : یا ابن آدم ألم تعاهدنی أن لا تسألنی غیرها ؟ قال : بلى یا رب ، هذه لا أسألک غیرها وربه یعذره لأنه یرى مالا صبر له علیه فیدنیه منها ، فإذا أدناه منها سمع أصوات أهل الجنه فیقول: یا رب أدخلنیها فیقال له : ادخل الجنه فیقول : رب کیف وقد نزل الناس منازلهم وأخذوا أخذاتهم فیقول الله : یا ابن آدم ما یرضیک منی ؟! أترضى أن یکون لک مثل ملک من ملوک الدنیا ؟فیقول : رضیت رب فیقول : لک ذلک ومثله ، ومثله ، ومثله ، ومثله فیقول فی الخامسه : رضیت رب.فیقول الله تعالى : لک ذلک وعشره أمثاله ، ولک ما اشتهت نفسک ولذّت عینک.ثم یقول الله تعالى له : تمن ، فیتمنى ، ویذکره الله : سل کذا وکذا ، فإذا انقطعت به الأمانی.ثم یدخل بیته ویدخل علیه زوجتاه من الحور العین، فیقولان : الحمد لله الذی أحیاک لنا وأحیانا لک.فیقول: ما أعطى أحد مثل ما أعطیت .

در صحیح مسلم از عبد الله ابن مسعود و مغیره بن شعبه روایت است که رسول الله فرموده‌اند: بی شک موسی از رب خود پرسید و گفت: ای رب! کم‌ترین کس از اهل جنت از روی منزلت کیست؟ الله فرمود: آخرین کسی که در جنت داخل می‌شود، و او کسی است که می‌خواهد از فراز پل صراط عبور کند، گاهی به هردو دست و پای می‌رود، و گاهی آتش او را می‌سوزاند، اما وقتیکه از مقابل آتش جهنم دور شود بسوی آن می‌بیند و می‌گوید: بسیار با برکت است ذاتی که مرا از تو نجات بخشید، یقیناً ربم چیزی را نصیب من نموده که به هیچ‌یک از اولین و آخرین نصیب نکرده است، آنگاه بر کناره جهنم می‌نشیند – لیکن الله او را از آن نجات بخشیده است- و احساس می‌کند که هیچ کسی همچو نعمتی را که به او داده شده که عبارت از نجات از دوزخ است نصیب نشده است، او در همین حال می‌باشد ناگاه درختی در بالای سر او ظاهر می‌شود وقتی آن را می‌بیند می‌گوید: ای رب! مرا به این درخت نزدیک گردان تا در سایه آن بیاسایم و از آب آن بنوشم! الله تعالی می‌گوید: ای فرزند آدم! شاید این نعمت را برایت بدهم نعمت دیگری را از من بخواهی، می‌گوید: یا الله! غیر از این سوال دیگری از تو ندارم، و به این سخن خود با ربش عهد و پیمان می‌کند که غیر از این درخت چیزی دیگری را از او نخواهد، ولی ربش او را در این قضیه معذور می‌داند زیرا او چیز‌های را می‌بیند که توان صبر از آن را ندارد، پس الله تعالی او را اجازه می‌دهد که به درخت نزدیک شود و از سایه و آب آن استفاده نماید، در آن حال درخت دیگری به او نمایانده می‌شود که زیباتر از درخت نخستین بود، می‌گوید: ای ربم! به درخت دومی نزدیکم گردان، تا از آب آن بنوشم و در سایه آن بیارامم، سوگند بعزت و بزرگی‌ات که غیر از این چیزی از تو نخواهم، الله تعالی می‌گوید: ای فرزند آدم! آیا با من عهد و پیمان نبسته بودی که غیر از آن درخت چیزی از من سوال نکنی؟! می‌گوید: سوگند بعزت و بزرگی‌ات که غیر از این از تو چیزی سوال نکنم، پس الله تعالی به او اجازه می‌دهد که به درخت دومی نزدیک شود زیرا الله می‌داند که وی چیزی را می‌بیند قدرت و توان صبر از آن را ندارد، در این حال درخت سومی که زیبا‌تر از دوتای اولی است نزد دروازه جنت به مقابل چشم او ظاهر می‌شود وی کوشش می‌کند که صبر کند و آن درخت را از ربش سوال نکند ولی نمی‌تواند و می‌گوید: ای ربم! به درخت سومی مرا نزدیک گردان تا از سایه آن استفاده نمایم و از آبش بنوشم، سوگند بعزت و عظمت تو که غیر از این هرگز سوالی ندارم، الله تعالی می‌گوید: ای فرزند آدم! چقدر غدار هستی؟ آیا با من عهد نکرده بودی که غیر از درخت دومی سوال دیگر نکنی؟ می‌گوید: آری ربم! فقط این سوالم را پوره کن غیر از این هرگز سوالی ندارم، الله او را معذور می‌داند، وقتی الله او را به این درخت نزدیک گرداند و در نزد دروازه جنت نشست و آواز اهل جنت و نعمت‌های که بر آن قرار دارند و دیدار و خوشحالی آنها را شنید مدتی را که الله خواسته است خاموشی اختیار کند و لیکن بر سکوت خود صبر کرده نمی‌تواند و می‌گوید: ربم! مرا در جنتت داخل کن، الله ذاتی که نزد او خزانه‌های آسمان‌ها و زمین است می‌گوید: ای بنده من! به جنت داخل شو، وقتی داخل جنت شود گمان کند که جنت از مردمی که قبل از وی سبقت کرده‌اند مالامال است، و حوران بهشتی ازدواج کرده‌اند، پس می‌گوید: ربم! مردم در مقام‌های خود قرار گرفته‌اند و پاداش‌های خود را دریافت نموده‌اند، پس حال من چگونه خواهد شد؟ الله می‌گوید: ای فرزند آدم! چه چیز ترا از من راضی خواهد نمود؟ آیا راضی خواهی شد که برایت به اندازه ملک یکی از بادشاهان دنیا باشد؟ می‌گوید: ای ربم! راضی هستم، الله می‌گوید: این و مانند آن تا پنج برابر مر تراست، می‌گوید: راضی هستم ای ربم، الله می‌گوید: این و ده چند آن تراست، و تراست آنچه که نفست بخواهد، و چشمت لذت یابد. بعد از آن الله برایش می‌گوید: ای بنده من! بخواه از من آنچه که دلت آرزو می‌کند؟ پس می‌گوید: ای ربم! فلان و فلان چیز از تو می‌خواهم، الله می‌گوید: همه آن را برایت عطا کردم، می‌گوید: فلان چیز.. الله می‌گوید: عطا کردم برایت.. هنگامیکه تمام آرزوهایش به پایان می‌رسد و دیگر چیزی از او نمی‌خواهد الله می‌گوید: ای بنده‌ام! آیا فلان چیز را نمی‌خواهی؟ به رحمت و مهربانی ارحم الراحمین بنگرید! نعمت‌های که در یاد بنده نیست به یادش می‌آورد و می‌گوید: آیا فلان نعمت را از من نمی‌خواهی؟ می‌گوید: آری ربم می‌خواهم، الله می‌گوید: آیا فلان نعمت را از من نمی‌خواهی؟ از من فلان چیز را بخواه، بعد ازآن همه این نعمت‌ها را برایش می‌دهد تا آنکه آرزوهایش به پایان می‌رسد، سپس الله به او دستور می‌دهد که به قصرها و خانه‌هایش داخل شود، وقتیکه به قصرش داخل می‌شود دو تن از زنان بهشتی نزد وی داخل می‌شوند و برایش می‌گویند: حمد و ثنا الله را که ترا برای ما زنده ساخت، و ما را برای تو زنده گردانید، بعد از آن به نعمت‌های که به وی داده شده است می‌نگرد و می‌گوید: سوگند به الله که به هیچ کسی این نعمت‌ها داده نشده که بمن داده شده است.

 این داستان کمترین اهل جنت است از حیث مقام و درجات، وقتی موسی رب خود را از کم‌ترین اهل جنت از نگاه منزلت سوال نموده بود شنید گفت: ربم! پس بلندترین اهل جنت از حیث منزل کیست؟ الله می‌گوید: ای موسی! آن گروه کسانی‌اند که کرامت ایشان را بدست بلا کیف خود غرس کردم و بدان مهر نهادم پس هیچ چشمی ندیده…  سوگند به الله هیچ چشمی آن را ندیده است و نه هیچ گوشی آن را شنیده است، و نه در هیچ قلبی تصور مثال آن گذشته است، عالی مرتبه است ذاتی که صاحب پادشاهی است، این جنت پاکیزه است و نعمت‌های آن نیز پاکیزه است، و نعمت‌های آن همیشه و لا زوال است، نام‌های دیگر آن دار السلام و جنت المأوی است، و منزلگاه  لشکر ایمان و قرآن است، شانه‌های اهل آن از طلا و عرق‌های‌شان از مشک خالص است، عمارت‌های آن خشتی از طلا و خشتی از نقره است، و قصر‌های آن از لؤلؤ و زبرجد و یا از نقره و یا از طلای خالص است، همچنان از در و یاقوت در غایت حسن و کمال بنا کرده شده است، و گِل آن از مشک خالص و یا زعفران است، سنگریزه‌های آن در و یاقوت پراگنده کرده شده است، خاک آن از زعفران و یا مشکی که از آهوان گرفته شده است، دریاچه‌های آن بدون حفره‌ها در جریان است، پاک است ذاتی که آن را از سیلاب‌ها نگه داشته است، از زیر قصر‌های ایشان چنانکه بخواهند چشمه‌ها بیرون می‌شود غیر از اینکه از آب نهر‌های آن چیزی بکاهد، جوی‌های از عسل خالص و آب و شراب و شیر در آن در جریان است، پاکی مر ذاتی را است که صاحب ملک و عظمت و بزرگی و عزت و پاکی است، و حمد و ثنا مر ذاتی را که شنوای همه آوازهای آشکارا و پنهان است، و او ذات یگانه عبادت شده و ذات به پاکی یاد کرده شده و ستوده شده و فروفرستنده قرآن است، و حکم اول و آخر همه مر او راست، پاکی مر تراست ای صاحب عظمت و پادشاهی. مشتاقان جنت با رب‌شان رازها و خبر‌های دارند، بلکه هرگاه به جنت دست یابند به غیر آن هرگز توجه نمی‌کنند.

…………………………………………..

برگرفته از کتاب: المشتاقون الی الجنه در کتابخانه عقیده

تالیف: محمد بن عبد الرحمن العریفی/ترجمه:استاد احمد ظاهر

منبع: پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

| ۹ شهریور ۱۳۹۳
یک پاسخ به “کم‌ ترین مقام در بهشت”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    محمد says:

    عادت به خود ارضایی دارم چگونه آن را ترک کنم؟ لطفا مرا راهنمایی کنید و هرچه زود تر جوابم را بدهید ممنون می شم

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 19نفر
  • بازدید امروز 25596
  • بازدید دیروز 18366
  • بازید کل 107706596

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com