پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9754
  • کل اعضا 1707
  • جدیدترین عضو MEHDI7
خبرنامه
aveen
| بازدیدها: 36082

بسیاری از مردم نصیحت را نمی‌پذیرند، اما نه به خاطر تکبر و عناد و نه به خاطر این که به اشتباه خویش قانع نشده‌اند، بلکه بدان جهت که شخص نصیحت‌کننده در ابراز نصیحت راه درست را انتخاب ننموده است.
پیامبر(ص) با مردم مهاراتی را به کار می‌گرفت که مناسب رفتار آن‌ها بود و آنان را به پذیرفتن آن ناچار می‌نمود.
روزی آنحضرت (ص) می‌خواست ذکری را بعد از نماز به «معاذ بن جبل» یاد دهد.
لذا رو به معاذ نموده و گفت: ای معاذ! به خدا قسم من تو را دوست دارم، پس بعد از هر نمازی این دعا را ترک نکن و بگو: «اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَى ذِکْرِکَ، وَشُکْرِکَ، وَحُسْنِ عِبَادَتِکَ».
تو را به خدا! مقطع آغازین کلام که فرمود: «به خدا من تو را دوست دارم با مقطع دوم سخن که فرمود: «این دعا را ترک نکن: «اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَى ذِکْرِکَ، وَشُکْرِکَ، وَحُسْنِ عِبَادَتِکَ» چه ربط و مناسبتی دارد؟
بسا مناسبتر چنین بود که – به عنوان مثال – بگوید: «من تو را دوست دارم و بعد می‌گفت: می‌خواهم دخترم را به عقد تو درآوردم یا به تو مالی می‌دهم و یا تو را به صرف غذا دعوت می‌کنم».
اما به دنبال خبر از محبت، ذکری از اذکار بعد از نماز به او تعلیم داد و این جای تأمل دارد.

آیا می‌دانی موضع رسول الله (ص) از این سخن چه بود که فرمود: «من تو را دوست دارم»؟ این جهت آماده‌سازی برای قبول نصیحت بود آن هم با احساس آفرینی صادقانه. لذا وقتی روح معاذ آرام گرفته و شادمان گشت، نصیحت را به وی ابراز نمود.

در موضعی دیگر…

رسول خدا (ص) دست «عبدالله بن مسعود» را گرفت و سپس دست چپش را بالای آن قرار داد گویا این نوعی ابراز عاطفه و لطف بود و آنگاه فرمود: «ای عبدالله! هرگاه در نماز، در تشهد نشستی بگو: «التَّحِیَّاتُ لِلَّهِ وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّیِّبَاتُ، السَّلاَمُ عَلَیْکَ أَیُّهَا النَّبِیُّ وَرَحْمَهُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ» و عبدالله آن را حفظ نمود.

سال‌ها گذشت و رسول خدا(ص) وفات نمود، در حالی که عبدالله به آن افتخار می‌نمود و می‌گفت: رسول خدا در حالی تشهد را به من یاد داد که کف دستم بین دو کف دست او بود.

روزی دیگر آنحضرت (ص) ملاحظه نمود که عمر رضی الله عنه دور کعبه طواف می‌کند و در مقابل حجر اسود قرار دارد و مردم را هل داده و حجر اسود را بوسه نمود حال آن که وی مردی قوی و نیرومند بود و چه بسا که بقیه در مقابل او ضعیف بودند.
آنحضرت (ص) خواست به وی نصیحت کند. لذا ابتدا خواست او را برای پذیرفتن نصیحت آماده کند، فرمود: «ای عمر! تو فرد قوی هستی». و عمر از این تمجید خوشحال شد.
آنگاه فرمود: «نزد حجر اسود ازدحام نکن و مردم را هل نده».

باری دیگر خواست «ابن عمر» را به خواندن نماز شب تشویق کند. بنابراین فرمود: «عبدالله چه مردی خوبی است، ای کاش نماز شب می‌خواند».
در روایت دیگری آمده است که فرمود: «مانند فلانی نباش که برای نماز شب بلند می‌شود و سپس آن را ترک می‌کند».
آری، با همه‌ی مردم و بویژه با افراد متمایز و برجسته اینگونه شیوه‌ها و مهارت‌های زیبا را به کار می‌گرفت.

در آغاز بعثت مردم در رفت و آمد بودند.
شخصی در مدینه به نام «سوید بن صامت» بود، وی شخصی فهمیده و شاعر و در میان قومش از شرافت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود و بسیاری از نکته‌های حکما را به یاد داشت. تا جایی که مردم می‌گفتند: وی همه روایت‌ها و پندهای «لقمان حکیم» را به یاد دارد.
«سوید بن صامت» روزی جهت ادای حج یا عمره به مکه آمد.
مردم از ورود وی به مکه خبر دادند و برای دیدار وی آمدند.
رسول خدا (ص) نیز از آمدن وی باخبر شد و نزد وی تشریف آورد و وی را به سوی خدا و اسلام دعوت داد و همواره در مورد توحید و رسالت و این که او پیامبری است که به سویش قرآن نازل می‌گردد و این قرآن کلام خداوند و شامل عبرت‌ها و احکام است با وی سخن گفت.
سوید به رسول خدا (ص) گفت: شاید آنچه در نزد توست در نزد من نیز باشد؟!
آنحضرت گفت: چه چیزی همراه توست؟
گفت: همراه من حکمت لقمان است.
رسول خدا (ص) بر او خشونت نکرده و وی را تحقیر ننمود با این وصف که وی سخن بشر را با سخن خداوند برابر می‌داند، بلکه با او نرمی نموده و گفت: آن را برایم بخوان!
سوید آنچه از سخنان و حکمت‌های لقمان به یاد داشت شروع به خواندن نمود و رسول خدا با کمال آرامش به آن گوش می‌داد.
وقتی سوید از سخنانش فارغ شد، آنحضرت (ص) به او گفت: «آن سخن نیکویی است».

سپس به خاطر تشویق سوید گفت: «آنچه همراه من است از این بهتر است. با من قرآنی است که خدا نازل فرموده و سراسر نور و هدایت است». آنگاه آیاتی از قرآن را برایش تلاوت فرمود و او را به سوی دین اسلام دعوت نمود و سوید خاموش گوش می‌داد.
وقتی آنحضرت(ص) از سخنانش فارغ شد، آثار تأثر در سوید نمایان گشت و فرمود: به راستی که این سخنی نیکو است.
سپس سوید از آنحضرت(ص) جدا شد در حالی که پیوسته از آنچه شنیده بود متأثر شده بود، لذا به مدینه نزد قومش بازگشت و دیری نپایید که بین دو قبیله «اوس» و «خزرج» اختلاف درگرفت و وی از قبیله اوس بود و قبیله خزرج وی را به قتل رسانید. این واقعه قبل از هجرت آنحضرت (ص) به مدینه بود. اما معلوم نیست که او اسلام آورد یا خیر؟ گرچه برخی از افراد قبیله او می‌گویند: ما او را دیدیم که در حالت اسلام کشته شد.
پس در تعامل آنحضرت (ص) با سوید تأمل نما که چگونه با اخلاقش وی را کسب نمود و با او خشونت و سختی ننمود.

با اختصار…

«در تمجید اسراف کن و در انتقاد میانه‌رو باش».
………………………………………

برگرفته از کتاب: استمتع بحیاتک(از زندگی ات لذت ببر)در کتابخانه عقیده

تالیف:د.محمد بن عبد الرحمن العریفی:ترجمه:محمد حنیف حسین زایی

منبع: پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

 

| ۲۷ دی ۱۳۹۳
برچسب ها :
۲ پاسخ به “کلید دل‌ها”

  1. احمد says:

    سلام دوست عزیز وگرامی ام[گل]
    ای برادر و ای خواهر من. امروز روزی است که می بایست در برابر اهانت کفار و مشرکین و منافقین به ساحت مقدس پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) و پیامبران الهی قد علم کرده مشت محکمی بر دهان یاوه گویان فرانسوی و داعشیان وحشی بکوبیم. پیشنهاد می کنم با محکوم کردن این عمل ددمنشانه و توهین آمیز حلقه اتحاد بین وبلاگ نویسان (همه مذاهب دینی) و مسلمانان واقعی و سایر ادیان الهی بسته تا از این پس هیچ کس جرات گستاخی و جسارت و اسائه ادب نسبت به پیامبران به ویژه پیامبر اکرم (ص)رحمه للعالمین نماید.بهترین درودها و سلام ها بر همه پیامبران الهی به ویژه پیامبرگرامی اسلام(ص) و خاندان پاک و مطهرش۱۴ صلوات به نیت ۱۴ نورالهی[گل]اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم[گل][گل]اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم[گل][گل]اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم[گل][گل]اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم[گل][گل]اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم[گل][گل]اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم[گل][گل]اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم[گل][گل]اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم[گل][گل]اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم[گل][گل]اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم[گل][گل]اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم[گل][گل]اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم[گل][گل]اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم[گل][گل]اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم[گل]


  2. یاس says:

    همه ی دلها یه قفل داره و یه کلید

    که کلیدش فقط دست یه نفره

    الکی نیست که هرکسی از راه برسه

    بتونه وارد دل یه نفر بشه

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 38نفر
  • بازدید امروز 80230
  • بازدید دیروز 137987
  • بازید کل 107566439

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com