پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9754
  • کل اعضا 1707
  • جدیدترین عضو MEHDI7
خبرنامه
خواهرمسلمان
| بازدیدها: 861

برای دانلود کتاب شیوه های نبوی کلیک کنیدوااسلاماه+شیوه های نبوی در برابر اشتباهات مردم

در این کتاب می خوانیم از جمله :

نمونه‌هایی از برخی وسایل و اسالیبی که حضرت پیامبر (ص) در برخورد با اشتباهات مردم به کار می‌گرفتند، بر اساس آنچه در احادیث صحیح حضرت پیامبر (ص) که علما برای ما نقل کرده اند، وارد شده است، بیان نماییم.

(۱) شتاب‌ ورزیدن به تصحیح خطا و عدم اهمال آن:

حضرت پیامبر (ص) به تصحیح خطا مبادرت می‌ورزید، به خصوص که در حق ایشان تأخیر بیان از وقت نیاز جایز نیست و ایشان مکلف بودند تا حق را برای مرم بیان نمایند، و آنان را به خیر و خوبی راهنمایی و از شر و بدی برحذر دارند، مسارعت حضرت پیامبر (ص) به تصحیح اخطای مردم در مناسبات زیادی واضح و آشکار است، مانند داستان شخصی که در خواندن نماز اشتباه کرد، وداستان سه نفری که قصد تشدید در عبادات و ترک ازدواج را داشتند، و مواردی دیگر از این قبیل داستان‌ها که ان شاء الله در اثنای بحث خواهد آمد.
بسا عدم مبادرت به تصحیح اخطاء موجب فوت‌شدن مصلحت و سبب ضایع‌گشتن فایده مطلوب می‌گردد و گاهی فرصت از دست می‌رود و مناسبت خاتمه می‌یابد و حادثه کهنه و تأثیر تصحیح خطا ضعیف می‌گردد.

(۲) بازگردانیدن خطاکاران به شرع و یادآوری اصلی که از آن تخطی نموده اند:
در لحظه شدت و فشار خطا و گرفتاری حادثه مبدأ شرعی از ذهن می‌رود ودر میان هیاهو و آشوب‌ها گم می‌شود، و با اعلام مبدأ و آشکار نمودن قاعده شرعی در آن لحظات خطاکار به خود می‌آید و از غفلتی که برایش پیش آمده خارج می‌شود، اگر به حادثه خطیری که به سبب آتش فتنه‌ای که منافقین برافروخته بودند، میان مهاجرین و انصار رخ داد، تأمل کنیم، مثالی در این مورد خواهیم یافت.
امام بخاری  در کتاب صحیح خود از حضرت جابر  روایت نموده که می‌گوید: در رکاب حضرت پیامبر  به غزوه‌ای رفتیم در این غزوه افراد زیاد از مهاجرین و انصار شرکت داشتند، مردی از مهاجرین که اهل مزاح و بسیار بازیگر بود، مردی انصار را مشتی زد، مرد انصاری برآشفت و بسیار خشمگین شد و در میان آنان دعوا و نزاع درگرفت، انصاری فریاد برآورد: ای انصار … حضرت پیامبر  بیرون آمدند و فرموند: شما را چه کار با نعره‌ها و فریادهای اهل جاهلیت؟ سپس فرمودند: آنان را چه شده؟ و ایشان را خبر دادند که مردی مهاجر یکی از انصار را مشتی زده است، جابر می‌گوید: حضرت پیامبر  فرمودند: این کارها را رها کنید؛ زیرا که پلید و نامبارک هستند.

(۳) تصحیح تصوری که در نتیجه اختلال آن خطا صورت گرفته است:
در صحیح بخاری از حُمَیِّد الطویل روایت شده که او از حضرت انس بن مالک  شنیده که وی گفت: سه نفر به خانه‌های حضرت پیامبر  رفتند و در باره عبادت ایشان تحقیق نمودند، و چون از مقدار عبادت آن حضرت  اطلاع یافتند، آن را کم دانستند و گفتند: ما مانند حضرت پیامبر  نیستیم، خداوند متعال تمامی گناهان او را مغفرت نموده است. (آنان اینگونه فهمیدند که کسی که از بخشوده‌رشدن گناهان خویش آگاه نیست نیاز به مبالغه در عبادت دارد به امید این که گناهانش بخشوده شود) یکی از آنان گفت: من شب‌ها (نمی‌خوابم و) برای همیشه شب‌ها تا صبح نماز می‌خوانم، دیگری گفت: من از زن‌ها کناره می‌گیرم و هرگز ازدواج نمی‌کنم و دیگری گفت: من برای همیش روزه می گیرم، حضرت پیامبر  (پس از اطلاع) نزد آنان تشریف برده و پرسیدند: شما چنین و چنان گفته اید؟ بخدا سوگند، من از همه شما بیشتر خشیت الهی و تقوا دارم، برخی روزها روزه می‌گیرم و برخی دیگر را  افطار می‌کنم، نماز هم می‌خوانم و نیز می‌خوابم و ازدواج هم می‌کنم.

(۴) معالجه خطا با موعظه و ترسانیدن مکرر:
حضرت جندب بن عبدالله البجلی  می‌گوید: حضرت پیامبر  سپاهی از مسلمانان را برای جهاد با قومی کافر گسیل داشتند و سرانجام میان آنان و دشمن نبرد درگرفت، مردی از کافران در کمین مسلمانان می‌نشست و آنان را یکی پس از دیگری به شهادت می‌رساند، یکی از مسلمانان که غالباً اسامه بن زید بود، در کمین او نشست و او را غافلگیر نمود و هنگامی که اسامه شمشیر را بر سرش بلند کرد تا او را بکشد بلافاصله گفت: لا اله الا الله، اما اسامه او را امان نداد و با ضربه شمشیرش او را کشت، پس از بازگشت لشکر حضرت پیامبر  جویای حال لشکر و عملکرد آنان شد، سخنگوی لشکر پس از ابلاغ مژده پیروزی به حضرت پیامبر  داستان اسامه را نیز برایشان تعریف نمود، حضرت پیامبر  اسامه را طلبیدند و از او پرسیدند که چرا او را کشتی؟ اسامه گفت: یا رسول الله او به جان مسلمانان افتاده بود، فلان و فلان را شهید کرد (از چند نفری که به دست او شهید شده بود نام برد) من بر او حمله کردم و چون شمشیر را بالای سر خود دید، گفت: لا اله الا الله: حضرت پیامبر  فرمودند: آیا باز هم او را کشتی؟ اسامه جواب داد: آری، حضرت پیامبر  فرمودند: روز قیامت لا اله الا الله را (که از تو شکایت کند) چکار می‌کنی؟ اسامه گفت: یا رسول الله برایم طلب مغفرت بفرما، ایشان فرمودند: روز قیات لا اله الا الله را چکار می‌کنی؟ حضرت پیامبر  تنها این جمله را تکرار می‌فرمود و چیزی دیگر نمی‌گفتند: روز قیامت لا اله الا الله را چکار می‌کنی؟

(۵) اظهار رحمت و شفقت بر خطاکار:
اظهار رحمت و شفقت بر آن خطاکارانی که شایستگی آن را داشته باشند، مانند افرادی که به سختی پشیمان شده و بر گذشته خود تأسف می‌خورند و صادقانه توبه کرده اند، مانند آنچه در این داستان می‌خوانید:
حضرت ابوهریره می‌فرماید: در مجلسی با حضرت پیامبر  نشسته بودیم که مردی وارد شد و گفت: یا رسول الله تباه گشتم!
– حضرت پیامبر : تو را چه شده؟
– روزه بودم و با همسرم مقاربت کردم.
– حضرت پیامبر : برده‌ای داری که آزادش کنی؟
– خیر.
– حضرت پیامبر : آیا می‌توانی دو ماه متوالی روزه بگیری؟
– خیر.
– حضرت پیامبر : آیا می‌توانی ۶۰ مسکین را غذا بدهی؟
– خیر.
حضرت پیامبر  مدتی درنگ فرمودند تا این که شخصی زنبیلی خرما نزد ایشان آورد، حضرت پیامبر  فرمود: آن مرد سائل کجاست؟ آن مرد که خود حضور داشت، گفت: منم یا رسول الله.
– حضرت پیامبر : این خرماها را بگیر و صدقه کن.
– یا رسول الله، آیا این خرماها را بر فردی فقیرتر از خودم صدقه کنم؟! به خدا سوگند در شهر مدینه خانواده‌ای فقیرتر از خانواده من وجود ندارد.
حضرت پیامبر  خندیدند حتی دندان‌های مبارک ظاهر گشت و سپس فرمودند: با این خرماها خانواده ات را اطعام کن (بخاری).

(۶) برخورد آرام با خطاکار:
(با خطاکار باید به آرامی برخورد نمود) خصوصاً هنگامی که نهی و برخورد تند سبب شود که دایره فساد وسیع‌تر گردد، نمونه‌ای جالب از آن را در برخورد حکیمانه حضرت پیامبر  با صحرانشینی که در مسجد ادرار کرد، می‌یابیم.
حضرت انس بن مالک روایت می‌کند و می‌گوید که همراه با حضرت پیامبر  در مسجد نشسته بودیم که شخصی صحرانشین وارد مسجد شد و در مسجد ادرار کرد، اصحاب رسول الله  گفتند: «مَه مَه» (دست نگه دار … دست نگه دار …) حضرت پیامبر فرمودند: ادرارش را قطع نکنید، راحتش بگذارید، و اصحاب نیز چیزی نگفتند تا این که آن مرد اعرابی در مسجد ادرار کرد، پس از آن حضرت پیامبر  او را صدا نمود و به وی گفت: ادرار و کثافت شایسته مساجد نیست، مساجد برای ذکر خدا و نمازخواندن و تلاوت قرآن هستند، و سپس به یکی از حاضرین دستور داد و او دلوی آب آورد و بر محل ادرار ریخت.

(۷) معرفی جایگزین مناسب:
حضرت عبدالله بن مسعود  می‌گوید:هنگامی که با حضرت پیامبر  نماز می‌خواندیم (در تشهد) اینگونه می‌گفتیم:«السلام على الله من عباده،السلام على فلان وفلان» حضرت پیامبرفرمودند: نگویید «السلام على الله» زیرا سلام یکی از نام‌های خداوند است، بلکه اینگونه بگویید: «التَّحِیَّاتُ لِلَّهِ، وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّیِّبَاتُ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا النَّبِیُّ وَرَحْمَهُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ، السَّلامُ عَلَیْنَا وَعَلَى عبادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ» (زیرا اگر چنین بگویید این دعا شامل تمامی بندگان در آسمان و یا میان زمین و آسمان می‌گردد) «أَشْهَدُ أَنْ لا إله إلاَّ الله، وَأَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ» سپس بهترین دعا را انتخاب و با آن دعا کنید (رواه البخاری ).

(۸) پرهیز از برخورد مستقیم با خطاکار و اکتفا نمودن به تذکر عمومی:
از حضرت انس بن مالک  روایت شده که حضرت پیامبر  فرمودند: چرا برخی از مردم هنگام نماز چشم‌های‌شان را به سوی آسمان بلند می‌کنند، و در این باره به تندی سخن گفتند حتی فرمودند: یا از این کار باز آیند و گر نه بینایی آنان گرفته خواهد شد.(رواه البخاری)

(۹) پرهیز از یاری‌نمودن شیطان علیه خطاکار:
حضرت عمر بن خطاب  می‌گوید: در زمان حضرت پیامبر  مردی بود که عبدالله نام داشت و به لقب «حمار» معروف بود، و (با گفتارش) حضرت پیامبر را به خنده می‌انداخت، حضرت پیامبر  به جرم شرابخواری او را شلاق زده بودند، روزی او را آوردند و به خاطر ارتکاب مجدد همین جرم او را شلاق زدند، مردی از میان جمیعت گفت: خدا نفرینش کند، چندین بار است که او را شلاق می‌زنند، (اما باز هم از این کار دست نمی‌کشد) حضرت پیامبر  فرمودند: او را نفرین نکنید، مگر نمی‌دانید که او خدا و رسولش را دوست دارد (رواه البخاری).
از این روایت برداشت می‌شود که مسلمان گرچه به معصیتی مبتلا گردد، اما باز هم اصل اسلام و اصل محبت خدا و رسول با او باقی می‌ماند و نباید آن را از او نفی نمود، و همچنین نباید بر او چنین دعایی کرد که شیطان را علیه او مساعدت کند، بلکه باید برای او دعای هدایت، مغفرت و رحمت نمود.

(۱۰) راهنمایی خطاکار به تصحیح خطای خود:
از حضرت ابوهریره  روایت شده که رسول الله  در گوشه‌ای از مسجد نشسته بودند که مردی وارد شد و نماز خواند، و سپس نزد آن حضرت  آمد و سلام کرد، حضرت پیامبر  فرمودند: وعلیک السلام، برگرد و نماز بخوان همانا تو نماز نخوانده‌ای!! آن مرد برگشت و دوباره نماز خواند و سپس نزد آن حضرت آمد و سلام کرد، حضرت پیامبر  فرمودند: وعلیک السلام، برگرد و نماز بخوان همانا تو نماز نخوانده‌ای!!! آن مرد در مرحله دوم یا سوم گفت: یا رسول الله مرا بیاموز، حضرت پیامبر  فرمودند: هرگاه خواستی نماز بخوانی، کاملاً وضو بگیر و سپس رو به قبله بایست و تکبیر بگو، و پس از آن آنچه از قرآن حفظ داری هرچه میسر باشد، بخوان و بعداً رکوع کن (و درنگ کن) تا در رکوع آرام بگیری و سپس سر را بلند کن و راست بایست و سپس سجده کن (و صبر کن) تا در سجده آرام بگیری و سپس سر را بلند کن و آرام بنشین و سپس سجده کن و در سجده آرام بگیر و پس از آن سر را بلند کن و با آرامش و اطمینان بنشین، و سپس با این کیفیت بقیه نمازت را تمام کن (رواه الجماعه).

نویسنده: محمد صالح المنجد _ مترجم: عبدالقدوس دهقان
تعداد صفحات:۱۱۱

برای دانلود فایل کلیک کنید

برای ورود به کتابخانه اینجا کلیک کنید

منبع : پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

| ۲۹ آذر ۱۳۹۴

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 36نفر
  • بازدید امروز 111399
  • بازدید دیروز 137987
  • بازید کل 107597608

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com