پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9754
  • کل اعضا 1707
  • جدیدترین عضو MEHDI7
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 44312

حدیث غدیر از دیدگاه اهل سنت

بسیاری از کاربران با ذکر حدیث غدیر مارا سرزنش می کنند، و ادعا دارند شما حدیث غدیر را نادیده گرفتید، زیرا به باور ایشان حضرت علی طبق این حدیث به خلافت برگزیده شده است . از این رو هم به ما اهانت کرده وهم به خلفای قبلی .علاوه بر انتشار این مطلب که پاسخی است به این دوستان یادآوری می کنیم که اسلام دین اهانت نیست، و اهانت کردن درجه شمارا نزد خداوند بالا نمی برد . انسان دانا کسی است که در فکر خودسازی و اصلاح خویش باشد، اگر ما اعمال خودرا مورد بررسی قرار دهیم در می یابیم که خیلی از گذشتگان عقب افتاده ایم، و اعمالنامه ی ما بیش از اعمالنامه ی دیگران دارای نقطه های ضعف می باشد، و خداوند مارا مسئول اعمال خویش قرار داده است نه مسئول اعمال دیگران .
مَنْ کُنْتُ مَولَاهُ فَعَلِیٌّ مَولَاهُ
متن حدیث «مَنْ کُنْتُ مَولَاهُ فَعَلِیٌّ مَولَاهُ» صحیح و با اسانید مختلف روایت شده است که «برخی از طرق آن صحیح و بعضی حسن است». (فتح الباری  ابن حجر:  ۷/۷۴)
مشروح حدیث غدیر
٭ عَنِ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ قَالَ: کُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّىٰ اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی سَفَرٍ فَنَزَلْنَا بِغَدِیرِ خُمٍّ، فَنُودِیَ فِینَا الصَّلَاهُ جَامِعَهٌ وَکُسِحَ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّىٰ اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ تَحْتَ شَجَرَتَیْنِ فَصَلَّىٰ الظُّهْرَ وَأَخَذَ بِیَدِ عَلِیٍّ رَضِیَ اللهُ تَعَالَىٰ عَنْهُ فَقَالَ: «أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّی أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟» قَالُوا: بَلَىٰ. قَالَ: «أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّی أَوْلَىٰ بِکُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ؟» قَالُوا: بَلَىٰ. قَالَ: فَأَخَذَ بِیَدِ عَلِیٍّ، فَقَالَ: «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ، اللّٰهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ.» قَالَ: فَلَقِیَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذٰلِکَ، فَقَالَ: هَنِیئًا یَا ابْنَ أَبِی طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَأَمْسَیْتَ مَوْلَىٰ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَهٍ. (مسند أحمد: ۱۸۴۷۹)
براء بن عازب رضی الله عنه می گوید: ما در سفری با پیامبر صلىٰ الله علیه وسلم همراه بودیم، پس در غدیر خم توقف نمودیم، برای جماعت نماز اعلان شد و زیر دو درخت جایی برای پیامبر صلىٰ الله علیه وسلم جارو کردند. آن‌حضرت صلىٰ الله علیه وسلم نماز ظهر را خواند و دست علی رضی الله عنه را گرفت و فرمود: آیا نمی دانید که من از مؤمنان به نسبت خودشان نزدیک‌تر هستم؟
صحابه پاسخ دادند: بلی.
فرمود: مگر نمی‌دانید که من به هر مؤمنی از خودش نزدیک‌تر هستم؟
پاسخ دادند: بلی.
سپس دست علی را گرفت و فرمود: «کسی که من دوست او هستم، علی دوست اوست. پروردگارا! دوست بدار کسی را که علی را دوست بدارد و دشمن بدار کسی را که با علی دشمنی کند.»
راوی می‌گوید: بعد از این جریان حضرت عمر با حضرت علی ملاقات کرد و ایشان گفت: مبارکت باد ای پسر ابوطالب! که دوست هر مرد و زن مؤمن گشتی.
٭ عَنْ بُرَیْدَهَ قَالَ: غَزَوْتُ مَعَ عَلِیٍّ الْیَمَنَ فَرَأَیْتُ مِنْهُ جَفْوَهً، فَلَمَّا قَدِمْتُ عَلَىٰ رَسُولِ اللهِ صَلَّىٰ اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ذَکَرْتُ عَلِیًّا فَتَنَقَّصْتُهُ، فَرَأَیْتُ وَجْهَ رَسُولِ اللهِ صَلَّىٰ اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَتَغَیَّرُ، فَقَالَ: «یَا بُرَیْدَهُ! أَلَسْتُ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟» قُلْتُ: بَلَىٰ یَا رَسُولَ اللهِ! قَالَ: «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ.» (مسند أحمد: ۲۲۹۴۵)
بریده می‌گوید: با علی در جهاد یمن همراه بودم و از او سختی‌ای مشاهده نمودم، وقتی پیش آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم آمدم، نام علی را گرفتم و از او عیب‌جویی کردم، دیدم که چهره‌ی آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم تغییر می کند. پس آن‌حضرت فرمود: ای بریده! آیا من نسبت به مؤمنان از خود آنان نزدیک‌تر نیستم؟
پاسخ دادم: بلی، یا رسول الله.
آن‌حضرت فرمود: «هر که من دوست و یاور وی‌ام، علی دوست و یاور وی است؛ یا  هر کس که دوست و یاور من است، علی دوست و یاور وی است.»
٭ بعضی از علما چنین نقل کرده‌اند که اسامه بن زید، به علی گفت: تو مولای من نیستی، مولای من پیغمبر صلىٰ الله علیه وسلم است. آن‌حضرت وی را توبیخ نمود و فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَولَاهُ فَعَلِیٌّ مَولَاهُ»، و نیز گفته‌اند: این سخن را به زید گفت؛ زیرا به خاطر سرپرستی دختر حضرت حمزه، با علی منازعه می‌کرد. (المعتمد)
منظور پیامبر صلىٰ الله علیه وسلم از جمله‌ی فوق این است که دوستان پیامبر باید علی را دوست بدارند؛ نه دشمن. چنان‌که از سبب ایراد این خطبه واضح است که برخی از حضرت علی رضی الله عنه شکایت داشتند و از او انتقاد کردند، پس پیامبر صلىٰ الله علیه وسلم  با این جمله از او دفاع کردند و کدورت‌ها و دشمنی‌ها را رفع نمود و شخصیت بارز علی  را بار دیگر به مردم معرفی کرد و بدبینی‌هایی را که ممکن بود نسبت به آن جناب بوجود آمده باشد از بین برد و وجوب دوستی و محبت او را به مردم یادآوری کرد. (نگا: فتح الباری: ۲/۶۶؛ مسند احمد: ۵/۳۵۰ـ ۳۵۶؛ مسلم: ۱۲۸۱، مستدرک: ۳/۱۰۹ و ۱۱۱؛ مجمع الزوائد: ۹/۱۲۷، البدایه والنهایه: ۵/۹۵)
٭ حدیث غدیر با این حدیث هم‌معناست: عَنْ زِرٍّ قَالَ: قَالَ عَلِىٌّ: «وَالَّذِى فَلَقَ الْحَبَّهَ وَبَرَأَ النَّسَمَهَ إِنَّهُ لَعَهْدُ النَّبِىِّ الأُمِّىِّ – صَلَّىٰ اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ – إِلَىَّ أَنْ لاَ یُحِبَّنِی إِلاَّ مُؤْمِنٌ وَلاَ یُبْغِضَنِی إِلاَّ مُنَافِقٌ.» (صحیح مسلم: ۲۴۹)
علی رضی الله عنه فرمود: قسم به آن‌که دانه را شکافت و روح را آفرید؛ همانا پیامبر صلىٰ الله علیه وسلم به من گفته است که کسی مرا جز مرد ایمان‌دار دوست نمی‌دارد و کسی جز منافق از من نفرت نمی‌کند.
در زمان خلفای ثلاثه تمام صحابه  و مردم به تبعیت از حکم پیامبر، علی را دوست داشتند؛ از این رو حضرت علی نیازی احساس نکرد که در آن عصر مبارک  به این حدیث استدلال نماید تا این‌که در عهد خلافتش برخی ایشان را مبغوض دانستند، در این هنگام حضرت علی رضی الله عنه به این حدیث احتجاج کرد که به حکم پیامبر صلىٰ الله علیه وسلم  باید مرا دوست داشته باشید، نه دشمن؛ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمٰنِ بْنِ أَبِی لَیْلَىٰ قَالَ: شَهِدْتُ عَلِیًّا رَضِیَ اللهُ عَنْهُ فِی الرَّحَبَهِ یَنْشُدُ النَّاسَ: أَنْشُدُ اللهَ مَنْ سَمِعَ رَسُولَ اللهِ صَلَّىٰ اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ: «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ»؟ قَالَ عَبْدُ الرَّحْمٰنِ: فَقَامَ اثْنَا عَشَرَ بَدْرِیًّا کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَىٰ أَحَدِهِمْ، فَقَالُوا: نَشْهَدُ أَنَّا سَمِعْنَا رَسُولَ اللهِ صَلَّىٰ اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ: «أَلَسْتُ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجِی أُمَّهَاتُهُمْ؟ فَقُلْنَا: بَلَىٰ یَا رَسُولَ اللهِ. قَالَ: فَمَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ، اللّٰهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ.» (مسند احمد: ۹۶۱)
عبدالرحمٰن بن ابولیلىٰ می‌گوید: در مکان رحبه با علی رضی الله عنه حضور داشتم که مردم را قسم می‌داد: به خدا سوگند می‌دهم، هر که از پیامبر صلىٰ الله علیه وسلم  شنیده که در روز غدیر فرموده است: هر که من دوست او هستم، پس علی دوست اوست.
پس دوازده صحابی بدری بلند شدند و گفتند: گواهی می دهیم که از رسول الله صلىٰ الله علیه وسلم  شنیدیم که در روز غدیر خم فرمود: آیا من از مؤمنان نسبت به خودشان و همسران‌شان و مادران‌شان نزدیک‌تر نیستم؟ پس گفتیم: بلی یا رسول الله. آن‌حضرت فرمود: کسی که من دوست او هستم، علی دوست اوست؛ پروردگارا! دوست بدار کسی که او را دوست بدارد و دشمن دار کسی را که با او دشمنی کند.
در صحیح ابن حبان آمده که فاصله‌ی بین این گفته‌ی علی و وفات ایشان صد روز بوده است.
حدیث غدیر ربطی به خلافت ندارد
استدلال از این حدیث بر خلافت علی بعد از رسول صحیح نیست؛ به دلایل زیر:
۱- سبب ایراد این خطبه دفاع از شخصیت علی و بیان عظمت ایشان در امر دین، و علوّ رتبه‌ی وی در خدمت پیغمبر صلىٰ الله علیه وسلم  است نه تنصیص بر خلافت، خود حضرت علی و سایر صحابه از حدیث غدیر همین مطلب را فهمیده اند چنان‌که شرح آن گذشت.
۲- پیامبر صلىٰ الله علیه وسلم با «فاء» تعقیب ولایت علی را بر ولایت خود عطف کرد و با «فاء» تعقیب، تراخی (یعنی ولایت حضرت علی بعد از وفات پیامبر صلیٰ الله علیه وسلم) ثابت نمی‌شود؛ چون معنی حرف عطف «فاء» تعقیب بدون تراخی است؛ یعنی: چون ولایت پیغمبر بر مسلمانان ثابت شد، پس باید ولایت علی بلافاصله  در حیات پیامبر بر آنان ثابت شود حال آن‌که هیچ کسی به این معتقد نیست که ولایت علی در زمان حیات رسول الله صلىٰ الله علیه وسلم  قائم بوده و یا در حکم “ولایت” با او شریک بوده است.
و اگر منظور اثبات ولایت بعد از وفات می‌بود، پس به جای «فَهٰذا»، «ثُمَّ هٰذا» می‌فرمود!
۳- دعای پیامبر صلیٰ الله علیه وسلم پس از جمله‌ی فوق: «اللّٰهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ»؛ یعنی: خدایا! دوست داشته باش هر که را که او را دوست دارد و دشمن بدار کسی را که با او دشمنی می‌کند. به وضوح نشان می‌دهد که منظور پیامبر از «مولا» همان «دوست و یاور» بوده است.
۴- اگر منظور پیامبر صلیٰ الله علیه وسلم از جمله‌ی: «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهٰذا عَلِیٌ مَوْلَاهُ»، نصب آن جناب به «امامت» و «جانشینی» پس از خود بود، در دعای خود می‌فرمود: خدایا! هر کسی را که از او اطاعت می‌کند، دوست داشته باش و هر کسی را که از او اطاعت نمی‌کند، دشمن بدار.
۵- مردی به حسن بن الحسین گفت: آیا پیغمبر گفته است: «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهٰذا عَلِیٌ مَوْلَاهُ»؟ گفت: بلی، پس سوگند یاد کرد که اگر پیغمبرِ ترا، مراد از این، سلطنت و امارت بود، برای امت روشن و واضح می‌گردانید؛ زیرا که مسلمانان هیچ نیکوخواهی چون پیغمبر صلىٰ الله علیه وسلم ندارند. واللّٰه که اگر خدای و رسول، علی را برای این کار اختیار می‌کردند، پس علی آن را ترک می‌کرد، بی آن‌که چندان جهد نماید که عذرش را نزد مسلمانان ظاهر می‌کرد، هیچ خطایی بزرگ‌تر از خطای وی نبود! ». (المعتمد)
۶- اگر منظور پیامبر صلىٰ الله علیه وسلم  از مولىٰ ولایت و خلافت می‌بود، پس چنین می‌فرمود: مَنْ کُنْتُ وَالِیْهِ، ثُمَّ هٰذا عَلِیٌ وَالِیْهِ!
۷- چه طور ممکن است مسأله‌ی مهم امامت با لفظ «مولىٰ» که محتمل چند معناست! ثابت گردد در حالی که سبب ایراد آن چیزی غیر از امامت است و قبل از ایراد این حدیث هیچ گونه بحثی بر مسأله‌ی امامت صورت نگرفته تا قرینه‌ای بر آن باشد. از نظر عقل و شرع باید اصول دین با نصّ صریح و قطعی الدلاله قرآن ثابت بشود.
۸- اگر هدف از این جمله بیان امامت علی می‌بود، پس چنین امر مهم و سرنوشت سازی می‌بایستی چند روز قبل از آن و در مراسم حج و در حضور بیش از یک‌صد هزار نفر به طور صریح و در خطبه‌ی عرفه بیان می‌شد، چون در آن‌جا غیر از حجاج مدینه؛ حجاج مکه، یمن، نجد، طایف و… حضور داشتند و در محل غدیر سه ـ چهار کیلومتری جحفه که در ۱۸۳ کیلومتری مکه قرار دارد، تنها ساکنان مدینه و مناطق هم‌جوار همراه پیامبر صلیٰ الله علیه وسلم بودند و مکیان در مکه مانده بودند و افراد سایر مناطق، در حال بازگشت به محل‌های خود بودند و مسأله‌ی جانشینی پیامبر صلىٰ الله علیه وسلم  کمتر از تعیین رهبر و رئیس جمهور نیست که در مسیر سفر با نطق مبهم و سربسته تعیین شود!
۹- اگر منظور پیامبر صلیٰ الله علیه وسلم از حدیث غدیر خم، نصب علی علیه السلام به امامت و جانشینی پس از خود بود، بعد از واقعه‌ی غدیر خم  در مدینه نیز حداقل یک‌بار به این موضوع اشاره می‌کرد و آن را مورد تاکید قرار می‌داد.
۱۰- از خطبات متعدد حضرت علی رضی الله عنه در نهج البلاغه به صراحت معلوم می‌شود که ایشان خود را خلیفه‌ی بلافصل و متعین از جانب رسول خدا صلىٰ الله علیه وسلم  نمی‌دانستند و به جای استناد از حدیث بالا در خطبه‌ی شماره‌ی «۱۹۶» می‌فرمایند: «وَاللّٰهُ مَا کَانَتْ لِی فِی الْخِلَافَهِ رَغْبَهٌ، وَ لَا فِی الْوِلَایَهِ إِرْبَهٌ، وَ لـکِنَّکُمْ دَعَوْتُمُوْنِی إِلَیْهِمَا، وَ حَمَلْتُمُونِی عَلَیْهَا»؛ به خدا سوگند من نه به خلافت رغبتی داشتم و نه در ولایت اشتهایی؛ ولی شما مرا به‌سوی آن دعوت کردید و مرا به آن وادار کردید.
و در خطبه‌ی شماره‌ی «۹۱» آمده است: و مِن کلام له علیه السلام لما أراده الناس علىٰ البیعه بعد قتل عثمان رضی الله عنه: «دَعُونِی وَالْتَمِسُوا غَیْرِی … وَ اعْلَمُوْا أَنِّی إِنْ أَجَبْتُکُم رَکِبْتُ بِکُمْ مَا أَعْلَمُ وَ لَمْ أَصْغُ إِلَى قَوْلِ الْقَائِلِ وَ عَتْبِ الْعَاتِبِ، وَ إِنْ تَرَکْتُمُوْنِی فَأَنَاْ کَأَحَدِکُمْ وَ لَعَلِّی أَسْمَعُکُمْ وَ أَطْوَعُکُمْ لِمَنْ وَلَّیْتُمُوْهُ أَمْرَکُمْ، وَ أَنَاْ لَکُمْ وَزِیْراً خَیْرٌ لَکُمْ مِنِّی أَمِیْراً.» وقتی که مردم پس از عثمان خواستند با علی علیه السلام بیعت کنند، فرمود: مرا رها کنید و دیگری را جستجو کنید … بدانید اگر من خواسته‌ی شما را اجابت کنم، طبق علم خود به شما حکومت می‌کنم و به گفته‌ی گوینده و سرزنش کننده، گوش نمی‌دهم؛ و اگر مرا رها کنید، پس من مانند یکی از شما هستم. و همانا علی نسبت به کسی که شما او را متولّی امر خلافت قرار بدهید، شنونده‌تر و فرمان‌بردارتر خواهد بود و من اگر برای شما وزیر باشم، بِه از آن است که امیر باشم.
و در خطبه‌ی شماره‌ی «۵» آمده: و من کلام له علیه السلام لما قبض رسول اللّه صلىٰ الله علیه وسلم  و خاطبه العباس و أبوسفیان …؛ از سخنان آن‌حضرت است هنگامی که پیغمبر خدای از دنیا رفت، عباس و ابوسفیان خطاب به او گفتند که اگر اجازه بدهد، برای او از مردم بیعت بگیرند، فرمودند: مردم! شما امواج آشوب را از طریق کشتی‌های نجات بشگافید! و قدم از راه مخالفت بیرون نهاده بر منزل سلامت راه بردارید. تاج‌های مفاخرت را از سر بر زمین نهید (یعنی: خلافت ابوبکر را بپذیرید و بر او فخر نکنید به این‌که او تیمی است و شما از بنی‌هاشم هستید). و این (امر که برای من از مردم بیعت بخواهید)، به منزله‌ی آشامیدن آب گندیده و بدبو، و خوردن لقمه‌ایست گلوگیر! و آن کسی که میوه‌ی نارس را نابهنگام از درخت بچیند، مانند کسی است که از زمین دیگری زراعت کند (یعنی: هنوز وقت خلافت من نیست)
نویسنده: عبدالحکیم سیدزاده
منبع : سنت آنلاین
برای آشنایی بیشتر لطفا وارد لینک های زیر شوید :
علی ابن ابی طالب در کلام رسول الله ص
چرا به جانشینان پیامبر خلفای راشدین می گویند؟
چرا فقط غدیر ؟‌ و چرا فقط ما ؟
واقعه غدیر خم هیچ اشاره‌ای به خلافت بلافصل حضرت علی ندارد
نگاهی به جنگ جمل
چرا حضرت علی و عایشه دربرابر هم ایستادند مگر هردو اهل حق نبودند؟
ماجرای جنگ صفین چه بوده است؟
شهدای گمنام کربلا
بررسی حدیث ( هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است)
فاطمه رضی الله عنها وفات یا شهادت از دیدگاه اهل سنت
نگاه اهل سنت به حدیث مَنْ مَاتَ وَلَیْسَ لَه امام چیست ؟
اهل بیت از دیدگاه اهلسنت
داستان ازدواج دختر علی با خلیفه دوم رضی الله عنهم
حدیث کسا، و آیه تطهیر
برخی از فضایل و خدمات حضرت عمر برای اسلام (قسمت ۲)
نامگذاری فرزندان اهل بیت بنام های خلفاء راشدین
شمه ای از خدمات امیرالمومنین عمر برای اسلام و جایگاه او نزد پیامبر
امیرالمومنین عمر از دیدگاه اهل بیت رضی الله عنهم
کتاب حیات صحابه را اینجا دانلود کنید 
images
۴۶ پاسخ به “نگاهی به حدیث غدیر از دیدگاه اهل سنت”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    مهدی says:

    با سلام
    متن کامل غدیر نشان داد اسلام و سیاست جدا نیست.اولین حاکم اسلام پیامبر ص هستند.پس بعد از پیامبر شایسته کسی است که راه را بخوبی برای هدایت امت اسلام و تمام مردمی که در آینده به آن ملحق می شوند بشناسد. آن کیست؟ بطور حتم گفته می شود کسیکه پیامبر و قرآن(قانون اساسی اسلام)را بشناسد و بداند و در راه عمل به آن شجاع ،عالم ،آگاه،دور از هوا و عاشق اسلام و مسلمین باشد.خداوند متعال در آیه مذکور(مائده ۶۷ ) به این دغدغه پاسخ مثبت داده اند و از پیامبر اعظم با حمایت کامل بیان فرمودند ابلاغ کن.ایشان با آگاهی کامل به اوضاع پیرامون،این را بطور کامل در محل غدیر خم انجام دادند.آزمایش الهی رسید و اتفاقات ناخوشایندی افتاد که در اینجا صبر زیبا دوست و یاور و داماد و امیرالمؤمنین(لقب علی که از پیامبر در غدیر گرفت )مانع از گسست جامعه تازه مسلمان شد.ایشان درایت را به خوبی نشان داد و توفیقات بسیاری را نصیب امت اسلام نمود.اگرچه اگر به دستور قرآن و پیامبر عمل می شد دیگر شاهد لجاجت نبودیم(مائده۳ )

  2. وضعیت کاربر : مهمان
    سعید says:

    ایه ۶۷ سوره مائده :
    “ای پیامبر انچه از سوی پروردگارت به سوی تو نازل شده ابلاغ کن و اگر نکنی پیامش را نرسانده ای (رسالت خود را انجام نداده ای) و خدا تو را از گزند مردم نگاه می دارد اری خدا گروه کافرمان راهدایت نمی کند ”
    در این زمانه که زمانه منطق و تعقل هست اینگونه مغلطه ها کارساز نیست هر خواننده دارای منطقی وقتی این ایه را بخواند برایش سوال پیش می اید که چه چیزی بوده که اگر پیامبر نمی گفته با ان همه زحمتی که کشیده ، رسالتش را انجام نداده؟ چه چیزی بوده که با گفتن اون احتمال تعرض به پیامبر می رفته و خدا گفته که تو نترس و بگو ما تو را حفظ می کنیم؟ ایا در ان زمان که اسلام فراگیر شده بود این حرف قران چه معنی می تواند داشته باشد “والله یعصمک من الناس” (خدا تو را از گزند مردم نگه می دارد!!!! ؟؟؟؟ یعنی با گفتن پیام خطری از جانب مردم ( مردم اسم جمع هست یعنی یه عده کثیر) متوجه پیامبر بوده در زمانی که اسلام قدرتمند بوده؟؟؟؟

    ایا وقتی در منابع حدیثی از کوچکترین چیزها و بی ارزش ترین چیزها از پیامبر سوال شده ایا کسی از پیامبر نپرسیده بعد شما تکلیف ما چیست؟؟؟ جانشین کیست؟؟؟ از چه کسی پیروی کنیم ؟؟؟ حدیث متواتر ثقلین که قران رو با عترت و هم تراز اون قرار داده این عترت کیا هستن؟ حتما بوده ولی چرا بیان نشده این پرسشها؟ شاید حذف شده؟ به چه دلیل؟
    واقعا به دور از عقله خیلی از مواردی که میگین نشانه های زیادی از این ابلاغ وجود دارد ولی در حد نشانه چون اصل موضوع کتمان شده و جاهایی که به صراحت گفته شده کتمان شده در غدیر خم، اولین دعوت پیامبر از نزدیکان چندین بار تکرار شده، حدیثی که گفته ای علی تو برای من همانند هارونی برای موسی -که متواتر هم هست- مگه هارون قصش چیه ؟ چرا رجوع نمی کنیم به قصه های قران؟؟مگه موسی هارون رو به جانشینی خودش نگذاشت مگه بهش خیانت نشد مگه قصد کشتن هارون رو در صورت مخالفت نکردن مگه حدود۶۰۰ هزار نفر ادم که به چشم معجزات موسی رو دیده بودن فقط بعد ۳۰ روز بهش خیانت نکردن؟ مگه جانشینی هارون رو زیر سوتال نبردن؟؟؟ اینا همه قرانی هست و حالا می فهمیم که چرا پیامبر گفته تو برای من مثل هارونی برای موسی

    التماس کمی فکر

  3. وضعیت کاربر : مهمان
    امیرعلی says:

    با سلام و احترام؛
    این حداقل انتظار از یک سایت علمی دینی و مذهبی است که مطالبش محکم و براساس یک سیر منطقی باشد. تا برای پیروانش و هم کسانی که به سایت رجوع می کنند قوت قلب ایجاد نماید.
    سماجت بر یک چیز و تاکید بیش از اندازه بر آن مخصوصا در مواردی که ربطی به اصل (در اینجا اصل دین) نداشته باشد نشانه ضعف است و خود شما در چندین مطلب به این موضوع تاکید کرده اید که میانه روی هدف و سنت ماست
    حال تعجب من بر این است که چگونه است که هنگامیکه در سایت بر اصول تاکید می شود قویا گفته می شود که دین یعنی قران و سخنان و رفتار پیامبر (که البته و صد البته هم درست است) ولی در اینجا که تفسیر یک واقعه تاریخی (تاکید می کنم تاریخی) که جزو اعتقادات نیست اینقدر اصرار وجود دارد که فلان گونه است یا خیر.
    لازم به ذکر نیست که شیعه (ضمن اینکه به سنت پیامبر تاکید دارد و از این نظر خود را یک اهل سنت وفادار پیامبر می داند) خلفای راشدین محترم را انکار نمی کند و حتی ترتیب آنها را هم انکار نمی کند چون یک واقعه تاریخی است و رخ داده و تمام شده است. و البته اختیار وضع شریعت را هم بر ایشان قائل نیست همانطور که در بخش عقاید نیز این سایت محترم هم بر این موضوع تاکید داشتند.
    امامان شیعه شاخه ای غیر از خلفا هستند و مسیر دیگری دارند (و البته اهل سنت هم ائمه چهارگانه را دارند.) به تبیین و ترویج شریعت ناب پرداخته اند و هیچ حرام خدایی را حلال یا حلال خدایی را حرام نکرده اند.
    پس اعتقاد به امامان به معنای نفی تاریخ و نفی خلفای راشدین نیست. اگر ظلمی شده است که به قول سایت محترم آنها نزد حضرت حق هستند و الله قضاوت خواهد کرد و توجیه راهی به جایی نمی برد و اگر نشده است که باز حضرت حق داناتر است.
    لذا خواهشمند است ضمن اینکه تجه به تاریخ مجاز و خوب است ولی غلط بحث تاریخ با اعتقاد نفرماییم

  4. وضعیت کاربر : مهمان
    محسن says:

    به نام خالق هستی
    سلام خدمت شما برادران عزیز
    شما حدیث غدیر را به معنای دوستی و مودت می دانید به فرض که درست باشد حال این جمله را چه تفسیر می کنید:
    رسول الله فرمودند:ای علی تو برای من به منزله هارون برای موسی هستی.
    اگر قرآن را مطالعه بفرماید می فهمید که حضرت هارون(ع) برای حضرت موسی(ع) چه جایگاهی دارد.
    “من الله توفیق”

    • وضعیت کاربر : مهمان
      محمد says:

      خوب جایگاه هارون برای موسی علیهما السلام چه ربطی به جانشینی علی برای پیامبر خدا صلوات الله علیه داره ؟!
      چرا پیامبر برای یکبار واضح و صریح نگفت علی جانشین من است ؟
      اگه امامت امر الهی است چرا پیامبر امر الهی رو صراحتا بیان کردند ؟!

  5. وضعیت کاربر : مهمان
    احمد says:

    (۲۰) الروضه من الکافی (تحت عنوان حدیث ابی بصیر مع المرأه)، ایران، ج۸ ، ص۱۰۱

    روضه کافی کلا دو جلد هست…
    از کی تا حالا جلد ۸ هم چاپ شده..؟؟؟

    حمل به اشتباه در نگارش میکنم
    نه دروغ
    انشاالله اشتباه کرده اید..
    وگرنه دروغ که حرام است..
    تواضع للحق تکن اعقل الناس..

  6. وضعیت کاربر : مهمان
    محمد صدیق says:

    امبر برای شهر امین و نگهبان انتخاب مینمودند که شخصی دلیر و جنگ آور بود و هیچگاه این انتخاب ربطی به فقه نداشته… پس دغدغه برای سقوط نکردن شهر و در نتیجه سقوط نکردن پایگاه تازه بنیان اسلام ربطی به ایراد شبهه ندارد چون آن مسئله یک مسئله استراتژیک جنگیست و سوال تو یک سوال عقیدتی…
    ۲…اینکه در خیلی از جاهای قرآن مجید به مطالبی اشاره شده باشد منافاتی با خواندن خطبه یا بیان حدیث ندارد.. و اصلا خود بیان خطبه و احادیث پیانبر خیلی وقتها برای روشن و شفاف شدن و تفسیر آیات بوده کما اینکه درباره نماز،روزه،برادری،احکام تجارت و…. آیات و نیز خطبه ها و احادیث فراوانی داریم.. درادامه اینکه عزیز برادر جلوگیری از دو دستگی و نفاق در بین امت اسلامی یک فریضه است چطور پیامبر میتواند راجع به این مطلب بی تفاوت باشد که در زمان حیاتش اسلام به حاشیه برود همانطور که خلفای ثلاثه نبز با تدبیر از ایجاد دو دستگی جلو گیری کردند تا یک منافق دست به قتل عثمان زد و ماجرای خونخواهی و عدم تدبیر امرا ایجاد دو دستگی نمود…
    ۳_بر خلاف عقیده ی تو اهل سنت معتقد است اتفاقا این نوع دوستی و عقد اخوت چیز تازه ای بود زیرا تا آن زمان چنان اختلافی عمقی در بین مسلمانان رخ نداده بود و مطالب عرضه شده تا آن موقع مصداق عینی مبرهن نداشت و این موضوع امکان ایجاد اخوت و دوستی را کاملا ملموس به همه نشان داد تا اگر حتی اختلاف نظر هایی هم دارند دوستی و مودت را سرلوحه قرار دهند… چطور فکر میکنید همچین درس اخلاقی و شگرفی نباید بیان میشد؟
    ۴_ایه الیوم اکملت لکم دینکم ربطی به واقعه غدیر ندارد

  7. وضعیت کاربر : مهمان
    مصطفی says:

    ىوستان هر چقدر کتاب هارا زیرو رو کنند یک حدیث یا یک آیه نمی توانند پیدا کنند که تصریح کند علی جانشین پیامبر است همه متن هایی که با زحمت زیادی پیدا کردند که نتیجه آخرین تلاش شان است نشانی از عاجز ماندن است .
    مگر می شود که پیامبر جانشین را بطور مبهم اعلام کند در حالیکه پیامبر خدا دارای فصاحت بیان و بلاغت کلام هستند ؟!

1 2

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 47نفر
  • بازدید امروز 78140
  • بازدید دیروز 137987
  • بازید کل 107564349

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com