پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2334
  • کل نظرات 9712
  • کل اعضا 1700
  • جدیدترین عضو محمدحسین
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 3669

ایمان و کفر دو اعتقاد متضاد هستند، ایمان یعنی: دین الله تعالی، همان دینی که الله تعالی آن را برای بندگانش نازل کرده و بخاطر آن مخلوقات را آفریده و هدایت را برای دینداران در دنیا و امنیت را در آخرت مهیا نموده است، آنگونه که الله تعالی  فرموده:« الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِکَ لَهُمُ الأمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ (۸۲)»[انعام:۸۲]

( کسانی که ایمان آورده و ایمان خود را با شرک نیامیختند، امنیت مال آنها است وآنها هدایت یافتگانند.)

 الله تعالی فرموده:« اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ »[بقره:۲۵۷]

( الله تعالی عهده دار و متولی امور کسانی است که ایمان آورده اند؛ آنها را از تاریکی ها بیرون آورده و به سمت نور رهنمون می شود.)

کفر، یعنی: دینِ شیطان، که در دنیا سبب گمراهی و در آخرت مایه ی بدبختی است، آنگونه که الله تعالی در مورد کفاری که هدایت الهی را نپذیرفتند و از آن رویگردان شدند، فرموده:« وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (۲۵۷)»[بقره:۲۵۷]

 ( و اما کسانی که کفر ورزیده اند متولی و سرپرست آنها طاغوت است که آنان را از نور به سوی تاریکی ها بیرون می آورد؛ اینان دوزخیانند و در آنجا جاودانه می مانند.).

با توجه به این که موضوع ایمان و کفر از اهمیت ویژه ای بر خوردار است ضرورت دارد تا هر دو را بشناسیم.

ایمان عبارت است از: پذیرفتن دین الله تعالی با میل و رغبت و تسلیم شدن در برابرآن؛ در واقع ایمان، گفتار با زبان، اعتقاد با قلب و عمل با اعضا و جوارح است که با اطاعت افزایش می یابد و با معصیت کم می شود. بنابراین فردی که مرتکب گناهانی پایین تر از درجه ی شرک شود، اسم ایمان کاملاًً از او سلب نمی شود و از طرفی به او مؤمن کامل هم نمی گویند، بلکه او مؤمنی ناقص الایمان است.

کفر یعنی: امتناع از پذیرفتن دین اسلام، یا خروج از دین اسلام و اختیار دینی جز دین الله تعالی، چه از روی تکبر و عناد و چه از روی تعصب نسبت به پدران و نیاکان گذشته، و یا بخاطر طمع در مال و جاه و موقعیت و منصب.

موارد کفر

۱- کفر با تکذیب گفتار الله تعالی و رسول صلی الله علیه وسلّم؛ آنگونه که الله تعالی فرموده است: « وَالَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَلِقَاءِ الآخِرَهِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ یُجْزَوْنَ إِلا مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ (۱۴۷)» [اعراف:۱۴۷]

( وکسانی که آیات ما را و لقای آخرت را تکذیب کنند اعمالشان نابود می گردد آیا جز آنچه را عمل کرده اند پاداش داده می شوند؟!)

۲- کفر با زبان: چنانکه الله تعالی فرموده:« وَلَقَدْ قَالُوا کَلِمَهَ الْکُفْرِ وَکَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ »

[توبه:۷۴] ( منافقان به الله سوگند می خورند که (سخنان زننده ای) نگفته اند در حالی که قطعاً سخنان کفرآمیز گفته اند و پس از اسلام کافر شده اند).

صدا زدن دیگران به جز الله شامل کفر زبانی است.

۳- استهزا به الله و رسول و قرآن؛ آنگونه که الله فرموده«قُلْ أَبِاللَّهِ وَآیَاتِهِ وَرَسُولِهِ کُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ (۶۵)لا تَعْتَذِرُوا قَدْ کَفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمَانِکُمْ » [توبه :۶۵-۶۶]

(بگو: آیا الله و رسولش را مسخره می کردید؛ بگو: با چنین معذرت های بیهوده عذر خواهی نکنید شما پس از ایمان آوردن کافر شده اید.)

۴- کفر با استکبار و امتناع از اطاعت الله؛ آنگونه که الله تعالی در مورد ابلیس فرموده:« أَبَی وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ (۳۴)»[بقره:۳۴] ( حکم الله را انکار نمود و از کافران گردید).

۵- اعراض و رویگردانی از دین الله تعالی که نه آن را فرا گیرد ونه بدان عمل نماید. الله تعالی می فرماید:« وَالَّذِینَ کَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ (۳)» [احقاف:۳]

 (کافران از آنچه بیم داده می شوند روی می گردانند.)

بنابراین چنین شخصی توحید را نمی شناسد و موارد ضد توحید را نمی داند. البته بسیاری از موارد کفر در عمل صورت می گیرند؛ مانند: ذبح برای غیرالله و سحر کردن و تعلیم وتعلم آن؛ الله فرموده:« قُلْ إِنَّ صَلاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (۱۶۲)لا شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ (۱۶۳)» [انعام:۱۶۲-۱۶۳]

(بگو: نماز، عبادت، زیستن و مردن من از آن الله است که پروردگار جهانیان است که هیچ شریکی ندارد و به همین کار دستور داده شده ام و من اولین مسلمان (در میان امت خود) هستم).

الله می فرماید:« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (۷۷)» [حج:۷۷]

(ای کسانی که ایمان آورده اید ( برای پروردگار خویش) رکوع و سجده کنید و پروردگار خویش را پرستش نمایید و کارهای نیک انجام دهید تا رستگار شوید).

الله تعالی در مورد سحر می فرماید:« وَمَا کَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَکِنَّ الشَّیَاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ » [بقره:۱۰۲]

(سلیمان – علیه السّلام- کفر نورزید بلکه این شیاطین بودند که کفر کردند و به مردم سحر آموختند.)

و بقیه موارد کفر آمیزی که با گفتار و یا کردار صورت عملی پیدا می کند، و همچنین مواردی که با اعتقاد به آن انسان، کافر می شود و مورادی که شک و تردید در آن منجر به کفر می شود. الله تعالی فرموده:« وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هَذِهِ أَبَدًا (۳۵)وَمَا أَظُنُّ السَّاعَهَ قَائِمَهً وَلَئِنْ رُدِدْتُ إِلَی رَبِّی لأجِدَنَّ خَیْرًا مِنْهَا مُنْقَلَبًا (۳۶)قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ یُحَاوِرُهُ أَکَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَهٍ ثُمَّ سَوَّاکَ رَجُلا (۳۷)» [کهف:۳۵-۳۶-۳۷]

«( این شخص مغرور) که بر خویشتن ستمگر بود به باغش قدم نهاد و گفت: من باورم نمی شود که روزگاری این باغ سر سبز به باد فنا رود، و گمان نمی کنم که قیامت بر پا شود( و به فرض، اگر برپا شود) و من بسوی پروردگارم ارجاع داده شوم یقیناً در آنجا سرنوشت بهتری و موقعیت بهتری از این (باغ) خواهم داشت، دوست (با ایمانش) در حالی که با او گفتگو می کرد به او گفت: آیا منکر کسی شده ای که تو را از خاک و سپس از نطفه آفریده و بعد از آن تو را مرد کاملی کرده است) .

بنابراین کفر فقط با تکذیب صورت نمی گیرد(بلکه بسیاری از امور، انسان را به کفر می رساند) .

دو نوع کافر وجود دارد: کافر اصلی که هنوز اسلام نیاورده، و کافری که اسلام آورده و با انجام دادن یکی از نواقض اسلام از دین خارج شده .
نجام دادن نواقض اسلام  چه به صورت جدی و یا شوخی و یا بخاطر طمع دنیوی، در هر حال مسلمان را از دین خارج می کند؛ مگر اینکه شخصی از روی اجبار و اکراه مرتکب یکی از نواقض ایمان شود در حالی که قلبش معتقد به دین و اسلام و ایمان است.

الله تعالی فرموده « مَنْ کَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلا مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإیمَانِ وَلَکِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ (۱۰۶)ذَلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیَاهَ الدُّنْیَا عَلَی الآخِرَهِ وَأَنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ (۱۰۷)»[نحل:۱۰۶-۱۰۷]

( کسانی که پس از ایمان آوردنشان کافر می شوند به جز آنان که تحت فشار و زور، وادار به اظهار کفر می گردند و در عین حال دل هایشان ثابت و مطمئن بر ایمان است، ولی کسانی که سینه خود را برای پذیرش مجدد کفر گشاده می کنند و با میل باطنی دوباره کفر را می پذیرند دچار خشم و عذاب بزرگ الله تعالی می شوند، این( خشم) بدان خاطر است که آنان زندگی دنیا را بر زندگی آخرت ترجیح می دهند و الله تعالی گروه کافران را رهنمون نمی سازد).

علما گفته اند : الله تعالی هیچ یکی از مرتکبین نواقض ایمان را معذور قرار نداده است؛ مگر کسی را که در وضعیت اکراه و اجبار قرار گیرد، مشروط به اینکه قلبش به ایمان گواهی داده و مطمئن باشد. بجز این مورد اگر کسی مرتکب یکی از نواقض ایمان شود کافر شده است، هر چند که انجام آن از روی خوف و ترس و یا از روی مزاح و شوخی، نژاد پرستی و کسب ثروت و یا به هر  منظوری که باشد مگر شخص مُکرَه ( مجبور). آیه قرآن از دو جهت گویای همین است:

 اول: گفتار الهی که فرموده:« إِلا مَنْ أُکْرِهَ ».

الله تعالی فقط مُکرَه (مجبور) را استثنا نموده است، و معلوم است که انسان فقط در دو مورد در حالت اکراه و اجبار قرار می گیرد: بر انجام کاری و دیگری بر جاری کردن سخنی؛ اما از نظر اعتقاد قلبی نمی توان کسی را در وضعیت اجبار و اکراه قرار داد که شما حق ندارید اینگونه بیندیشید.

دوم: گفتار الله تعالی که می فرماید:« ذَلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیَاهَ الدُّنْیَا عَلَی الآخِرَهِ »

 ( این بدان خاطر بود که آنان زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دادند).

الله تعالی با صراحت بیان فرموده که: کفر(کافران) و عذابی که بدان گرفتار شدند به سبب اعتقادات دینی یا جهل نسبت به دین و یا عداوت و دشمنی با دین و یا محبت به کفر نبود بلکه چون کافران گرفتار محبت دنیا شدند و دین را به دنیا فروختند در نتیجه کافر شدند و گرفتار عذاب الهی گشتند. مطلب از «کشف الشبهات»

آیا کسانی‌ همچون ادیسون که اختراعاتی بزرگ کردند و امروزه مسلمانان نیز بهره زیادی از آنها می برند وارد بهشت خواهند شد؟ اجر و ثوابی نصیب آنها میشوند؟

باید بدانیم که آنچه که قبل از هرچیز موجب نجات انسان از آتش دوزخ خواهد شد، ایمان صحیح است نه عمل صالح، یعنی ملاک پذیرش عمل صالح؛ ایمان صحیح است، کسی که ایمان داشته باشد اعمال صالحش پذیرفته شده ولی کسی که ایمان درست و صحیح نداشته باشد، تمامی اعمال خوب و مفیدتش باطل و بی ارزش می وشند.

و منظور از ایمان صحیح یعنی کسیکه به وحدانیت و خالقیت الله تعالی، و به تمامی ملائکه و به تمامی انبیاء الهی و به تمامی کتابهای آسمانی از جمله قرآن و به روز قیامت ایمان راسخ و جازم داشته باشد، چنین کسی دارای ایمان صحیح است، و خدای متعال صفت مومنان را اینگونه بیان می کند: « وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ » (بقره ۲۸۵).

یعنی: مؤمنان، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آورده‏اند؛ (و می‏گویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمی‏گذاریم (و به همه ایمان داریم).

خدای متعال در چندین جای قرآن به این مطلب اشاره فرموده اند:

« وَمَن یَکْفُرْ بِالإِیمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ» (مائده ۵).

یعنی: و کسی که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد، اعمال او تباه می‏گردد؛ و در سرای دیگر، از زیانکاران خواهد بود.

« وَالَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا وَلِقَاء الآخِرَهِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ » (اعراف ۱۴۷).

یعنی: و کسانی که آیات، و دیدار رستاخیز را تکذیب (و انکار) کنند، اعمالشان نابود می گردد.

« مَن کَانَ یُرِیدُ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَهُمْ فِیهَا لاَ یُبْخَسُونَ * أُوْلَئِکَ الَّذِینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الآخِرَهِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِیهَا وَبَاطِلٌ مَّا کَانُواْ یَعْمَلُونَ» (هود ۱۵-۱۶).

یعنی: کسانی که زندگی دنیا و زینت آن را بخواهند، (نتیجه) اعمالشان را در همین دنیا بطور کامل به آنها می‏دهیم؛ و چیزی کم و کاست از آنها نخواهد شد! (ولی) آنها در آخرت، جز آتش، (سهمی) نخواهند داشت؛ و آنچه را در دنیا انجام دادند، بر باد می‏رود؛ و آنچه را عمل می‏کردند، باطل و بی‏اثر می‏شود!

و در حدیث صحیح از عایشه رضی الله عنها روایت شده که او به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: « قُلْتُ : یَا رَسُولَ اللَّهِ ! ابْنُ جُدْعَانَ کَانَ فِی الْجَاهِلِیَّهِ یَصِلُ الرَّحِمَ وَیُطْعِمُ الْمِسْکِینَ فَهَلْ ذَاکَ نَافِعُهُ ؟ قَالَ : لَا یَنْفَعُهُ ، إِنَّهُ لَمْ یَقُلْ یَوْمًا رَبِّ اغْفِرْ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِّینِ». مسلم (۲۱۴).

یعنی: «گفتم: ای رسول خدا! ابن جدعان در زمان جاهلیت صله رحم بجا می آورد و مساکین و فقراء را اطعام می کرد، آیا این اعمال برایش سودی دارند؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: سودی برایش ندارند؛ زیرا او روزی نگفت که خدایا گناهانم را در روز قیامت ببخشای».

در تمامی این آیات و حدیث صراحتا ذکر شده است که آنکسانی که ایمان صحیح ندارند و جزو مشرکان و سایر کفار (یهودی، نصرانی، بودایی، و سایر ادیان غیر مسلمان) باشند، اعمال خوب آنها ارزشی نخواهد داشت و در قیامت جزو خسارتمندان خواهند بود، و بدون شک و تردید کسی که مسلمان نباشد و به محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم و قرآن ایمان راسخ و جازم نداشته باشد و به قوانینش عمل نکند، او ایمان ندارد و هرکس چنین باشد در قیامت از گروه زیانکاران خواهد شد هرچند که به اندازه کل دنیا عمل مفید و صالحی داشته باشد و حتی بعد از مرگش هم مردم از کارهای مفید او استفاده کنند، خدای متعال در مورد غیر مسلمانان می فرماید:

« وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ» (آل عمران ۸۵).

یعنی: و هر کس جز دین اسلام آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیانکاران است.

این آیه به صراحت بیان می دارد که هرکس مسلمان نباشد، در روز قیامت خسارتمند است.

بنابراین کردارهایی مانند صدقه، صله رحم و بخشیدن مال در راه خدا یا خدمت به انسانها توسط غیر مسلمانان یعنی آنهایی که به اسلام ایمان و اعتقاد ندارند، آنها را بی نیاز نمی سازند و چیزی به بار نمی آورند، خداوند در کتاب خود برای اینگونه اعمال مثال هایی بیان فرمود است:

در بعضی موارد این گونه اعمال را به سراب تشبیه می کند، همان سرابی که انسان تشنه آن را آب می پندارد، ولی وقتی به آنجا می رسد تا تشنگی را بر طرف سازد و جان بگیرد، چیزی به دست نمی آورد: «وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ کَسَرَابٍ بِقِیعَهٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّی إِذَا جَاءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ» (نور: ۳۹).

یعنی: (کافران اعمالشان به سرابی می‌ماند که در بیابان بی‌آب و علفی شخص تشنه‌ای آن را آب پندارد. امّا هنگامی که به سراغ آن رود، اصلاً چیزی نیابد، مگر خدا را که (او را بمیراند و) به حساب او برسد و سزای (عمل) وی را به تمام و کمال بدهد. خداوند در حسابرسی سریع است)

 در برخی موارد خداوند اعمال کفار را به باد تند و سردی که بر روی زراعت و میوه‎ها می وزد و آنها را از بین می برد، تشیبه می نماید: «مَثَلُ مَا یُنفِقُونَ فِی هِذِهِ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا کَمَثَلِ رِیحٍ فِیهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَکَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَلَکِنْ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ»آل عمران: ۱۱۷

(مَثَل آنچه کافران در این جهان (در راه خوشگذرانی و جاه‌طلبی و کسب قدرت و شهرت، و حتّی آنچه که در راه خیرات و حسنات) بذل و بخشش می‌کنند، همانند سرمای سختی است که به کشتزار قومی اصابت کند که (با کفر و معاصی) بر خود ستم کرده‌اند، و آن را نابود سازد. و خداوند (با هدر دادن اعمالشان) بر آنان ستم ننموده است و بلکه خودشان (با ارتکاب پلشتیها و زشتیها) به خویشتن ستم روا می‌دارند. ‏)

همچنین این آیات و دلایل ردی است بر گمان آنانی که می گویند، گروه هایی مثل یهود و مسیحی که دارای دین آسمانی و کتاب آسمانی هستند، حدارا قبول دارند کافر نیستند و اعمال خوب شان نزد خداوند مثل اعمال خوب مسلمانان پذیرفته می شوند . جواب : چون ایمان صحیح ندارند پس هیچ یک از اعمال خوب شان نزد خداوند معتبر نمی باشد .

و افرادی همچون ادیسون یا سایر دانشمندان غیر مسلمان خدمات بزرگی و مفیدی به جامعه بشری کرده اند، اما چون از ایمان صحیح برخوردار نبودند (یعنی به دین اسلام ایمان نداشتند) بنابراین کارها و خدمات مفید آنها در روز قیامت سودی به آنها نمی رساند و موجب رفتن آنها به بهشت نمی شود و هیچ اجر و ثوابی به دلیل آن خدمات نخواهند گرفت، زیرا نزد خدای متعال، ایمان صحیح بر عمل صالح مقدمتر است؛ کسی که ایمان صحیح نداشته باشد، پس کارهای مفیدش برباد می روند و کسی که ایمان صحیح داشته باشد و به قرآن و پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم ایمان آورد و به آن التزام عملی داشته باشد، اعمال صالحش در روز قیامت مفید خواهند شد.

و یهود و نصاری کافر هستند، زیرا آنها قرآن و محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم را تکذیب می کنند، و به او و کتاب قرآن ایمان نمی آورند، پس آنها مشمول آیه فوق می شوند و به دلیل تکذیب کتاب خدا و پیامبرش بعنوان کافر تلقی می شوند.

و پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیثی فرمود: « وَالَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لَا یَسْمَعُ بِی أَحَدٌ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّهِ یَهُودِیٌّ وَلَا نَصْرَانِیٌّ ثُمَّ یَمُوتُ وَلَمْ یُؤْمِنْ بِالَّذِی أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَّا کَانَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ ». مسلم (۱۵۳).

یعنی: قسم به ذاتی که جانم در اختیار اوست، هر فردی از این امت چه یهودی و چه نصرانی که خبر رسالت مرا دریافت کند و بدون ایمان بمیرد وارد جهنم می شود.

اللهم اهدنا واهد بنا وجعلنا سببا لمن اهتدی .

| ۲۶ تیر ۱۳۹۲
۲ پاسخ به “مفهوم ایمان و کفر چیست ؟”

  1. سنی وشیعی برادریم says:

    اول با عرض سلام وخسته نباشید به برادران عزیز اهل سنت
    بنده چند سوال دارم منظور از(الوسیله) در این دعایتان چیست؟آیا وسیله تقرب و واسطه بین بندگان گناهکار وخداست ویا وسیله منظورش ابزار است؟
    اللهم رب هذه الدعوه التامه والصلاه القائمه آتی سیدنا محمد {{{الوسیله والفضیله}}}و ابعثه اللهم مقاماً محموداً الذی وعدته انک لا تخلف المیعاد

    پاسخ:
    استعانت از غیر دو صورت می‌تواند داشته باشد:
    اول: آنکه کسی را که از او طلب کمک شده مستقل در یاری رساندن بدانیم چنین کاری شرک است.
    دوم: آن که او را در یاری رساندن و در وجود مستقل ندانسته بلکه یکی از عوامل تاثیرگذاری که خدا قرار داده بدانیم در چنین صورتی طلب یاری از چنین شخص یا چنین چیزی شرک نیست و خداوند در آیات متعددی به جواز چنین کاری اشاره نموده و یاری طلبیدن از دیگران را مجاز دانسته وغیر خود را واسطه در یاری رساندن به مسلمانان معرفی نموده و می‌فرماید: هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِینَ (أنفال ۶۲) او همان کسى است که تو را با یارى خود و مومنان تقویت کرد. درآیه دیگر به مسلمانان فرمان یاری به دیگران داده می‌فرماید: إِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْر (أنفال ۷۲)
    «اگر از شما در (حفظ) دین (خود) یارى طلبند بر شما است که آنها را یارى کنید»
    ومهم‌تر آنکه پیامبرش را موثر در امور وهمچون خود واسطه در رساندن فضل الهی معرفی می‌کند: وما نَقَمُوا إِلاَّ أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِه‏ (توبه ۷۳) « آنان جز این که خداوند و پیامبرش آنان را از لطف خویش بى‏نیاز کرده، عیبى (براى پیامبر و مؤمنین) نیافتند»
    خداوند در این آیه با این که می‌توانست فقط بگوید خدا از فضل خود آنانرا بی نیاز نموده است اما پیامبرش را نیز واسطه در بی نیازی مسلمانان نام برده است به همین جهت در آیه ای دیگر یکی از جنبه‌های واسطه در فیض رسانی پیامبرش را چنین می‌گوید: و لو انّهم إذ ظلموا أنفسهم جاءُوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسولُ لوجَدوا الله تَوّاباً رحیما. (نساء ۶۴) «اگر آنان وقتی به خود ستم کرده بودند، پیش تو می‌آمدند و از خدا آمرزش می‌خواستند و پیامبر اکرم (ص) نیز برای آنان آمرزش می‌خواست، همانا خدا را توبه پذیر مهربان می‌یافتند».
    بنابراین موثر بودن او لیای الهی در طول اراده خدا و طلب یاری از آنان مادامی که آنان را مستقل در تاثیر ندانیم هیچ گونه اشکالی ندارد آنچه این گفته را تایید می‌کند روایتی است که در کتاب‌های معتبر اهل سنت آمده است: ابن حجر عسقلانی از عالمان بر جستهٔ اهل سنت می‌گوید: در زمان خلافت خلیفه دوم، مردم گرفتار خشکسالی شدند. مردی از اصحاب (بلال بن حارث) به قبر پیامبر اکرم (ص) متوسل شد و گفت: یا رسول الله! «اِستَسق لِأُمَّتِکَ فَاِنَّهُم قَد هَلکوا.[۲]ای رسول خدا برای مردم باران بطلب زیرا آنان از تشنگی هلاک شده اند.
    —————————-
    [۱]. کتاب التوحید، ص۱۵۷.
    [۲]. فتح الباری، ج ۲، ص ۴۱۲


  2. عبد1 says:

    لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ ۖ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ ۚ فَمَن یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللَّـهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّـهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ﴿۲۵۶﴾

    (هیچ) اجباری در دین (الله) نیست. یقیناً راه راست از گمراهی روشن و بیان شده است. پس، هرکس نسبت به (کلام خبیثه) طاغوت (هر متجاوز سردمدار و پیشرو در گمراهی،شیطان صفت گمراه کننده و باز دارنده از کلام الله) انکار کند و به (آیات) الله ایمان آوَرَد، پس، یقیناً به محکم ترین دست آویز چنگ زده است، که برای آن هیچ گسستگی (مطلقًا) نیست و الله (به طور مطلق) شنوا و دانا است.

    اللَّـهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَـٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿۲۵۷﴾

    الله صاحب اختیار کسانی است که (به آیات الله) ایمان آورده اند. ایشان را از تاریکی ها به سوی یگانه نور خارج می گرداند و کسانی که انکار کرده اند اولیائشان طاغوت (هر متجاوز سردمدار و پیشرو در گمراهی ،متکبر خود بزرگ نما در برابر کلام الله) است. ایشان را از یگانه نور به سوی تاریکی ها خارج می گردانند. آنان اهل آتشند. ایشان در آن جاودانند.
    به تعهد « ثُمَّ إِنَّ عَلَینَا بَیانَهُ ، قیامت : ۱۹ » قرآن به احسن تفسیر و تأویل « فرقان : ۳۳ » بیان، باز و روشن شده « اسراء : ۱۰۶، الرحمن : ۴، انسان : ۳، انعام : ۱۶۱، زمر : ۳، شوری : ۱۳، نحل : ۹ و ۵۲ و ۸۹، انبیاء : ۹۲، احزاب : ۴، مائده : ۴۸ » تا قلیلی مطهر به قرآن (پیغمبر و حواریون) به آن اعتصام نموده « آل عمران : ۱۰۳ » به فهم آن دست یابند « مزمل :۲۰، واقعه : ۷۹ » لذا طاغوت در آیات « زمر : ۱۷، نحل : ۳۵ و ۳۶ » اشاره به شیطان صفت هائی با الگوی شیطان اولیه، مورد نهی الله در آیات اعراف : ۳ و اسراء : ۲ انعام :۷۱ و ۱۱۲ و ۱۲۳، بقره : ۱۴، اسراء : ۱۶، فصلت :۱۹ » تا اصل « لا الاه الا الله ، » نقض گردد. « شوری : ۱۰، لقمان : ۲۲، نساء : ۵۹، نور : ۴۸ » و تاریکی « وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ (۳) ،انعام :۱، نور : ۴۰ و بقره : ۱۷-۱۹ در مقابل یگانه نور الله قرار گیرد. « انبیاء : ۹۹ »

    به همین جهت در آیه انسان : ۳ فرموده اند : إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا ﴿۳﴾

    یقینًاً ما (الله) انسان را (از ابتداء تا به انتهاء، به وحی) به راه (مستقیم) راهنمائی کرده ایم،« حجر : ۹۰ » خواه سپاسگزار و خواه ناسپاس.

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 39نفر
  • بازدید امروز 62106
  • بازدید دیروز 130536
  • بازید کل 105410084

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com