پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

کاربران گرامی؛ سوالات شرعی شما از روز پنجشنبه بررسی خواهند شد ان شاءالله، سوالات بسیار زیادی دریافت شده، تکراری ها حذف خواهند شد ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9760
  • کل اعضا 1708
  • جدیدترین عضو Shahram
خبرنامه
اسلام
| بازدیدها: 36062

(تمرکز برمسائل بنیادین دین)

مولانا محمد الیاس رحمه‎الله بر این باور بود که ترتیب درست کار دین همین است که نخست در دلهای مردم ایمان حقیقی، ارزش دین، طلب دین و فکر آخرت ایجاد شود آنگاه است که صلاحیت عمل برتمام دین به وجود می‎آید.

در جایی دیگر چنین می‏نویسد: «مذهب، ایمان و اوصول دین به منزله زمین هستند که برای ترویج این امور تحرک و تلاش به منزله هموار کردن زمین و باریدن باران است. اما بقیۀ امور به منزله باغها هستند… وقتی زمین آماده شد، باغهای زیاد و بی‎شماری می‎توان در آن درست کرد… به نظر مولانا خیلی اشتباه است که قبل از درست کردن زمین و مستحکم نمودن بنیاد، نیروهای خود را در کارهای دیگر صرف کرد و امیدوار نتایج بود. در یکی از نامه‏ ها همین نظریه را اینگونه اظهار می‎دارد: ملتی که هنوز الفاظ «لااله الاالله» را نمی‏داند چگونه می‏توان قبل از اصلاح مرحله ابتدائی، به اصلاح مرحله نهائی آن پرداخت؟! زیرا اصلاح مرحله بعدی قبل از اصلاح مرحله اوّل امکان پذیر نیست. به همین دلیل بنده از مراحل در میانی و نهایی صرف نظر کرده‏ام. اگر مراحل ابتدایی به خوبی راه اندازی شود، وصول به مراحل نهایی خود به خود آسان می‏گردد. اما در صورتی که مرحله اول دستخوش فساد باشد فکر اصلاح و شکوفایی مراحل بعدی نوعی توقع بی‏جهت است». (۱) .

آری با مطالعه‌ای گذرا از سیرت پیامبر صلی‏ الله‎علیه وسلم به این نتیجه دست می‎یابیم که زندگانی مبارک ایشان از دو بخش مهم تشکیل شده است: ۱ـ مکی؛ ۲ـ مدنی؛

در زندگانی مکی تمرکز اساسی پیامبر صلی‏الله‎علیه‎وسلم بر ایمان و اصول دین و تعمیق ایمان در قلب‎های مسلمانان بود و این کار سیزده سال به طول انجامید. اساساً دست‎آوردهای زندگانی مکی و دوران مدنی، دوران خلفای راشدین و… نتیجه و ثمره کوشش‎ها، ایمانی بود که از نخستین سال نبوت آغاز شد.

مولانا محمدالیاس رحمه‎الله با استفاده از تجربه‌های طولانی و دقت نظر خود، با توجه به اوضاع کنونی به این باور رسیده بود که امروزه باید تمام جدیّت و کوشش صرف شکوفا نمودن درخت ایمان در قلب‎های مسلمانان گردد. چون به دلیل خشک شدن اساس و ریشه دین، شاخه‏ ها و برگهای آن در حال پژمرده شدن هستند. تجربه هزار و چهار صد ساله این امت نیز ثابت نموده که هرگاه در قلب‎ها تحول ایجاد شده، مشکلات اخلاقی، خانواده‏گی، اجتماعی، سیاسی و… به نحوی حل شده است که انتظار آن نمی‎رفت. در میوات (نخستین جایی که مولانا دعوت خود را از آنجا آغاز نمود) عیناً همین طور شد. میواتی‎ها به حدی از جهل و نادانی رسیده بودند که بعد از آن جهالت، مرحله‎ای جز ارتداد باقی نمانده بود. اما با استفاده از اندیشه‎ها و روش دعوت مولانا الیاس رحمه‎الله در زندگی آنان چنان تغییر و تحول اساسی صورت گرفت که با کردار خدا پسندانه خود یاد خاطر مسلمانان صدر اسلام را زنده می‎کردند. اساساً از زمانیکه فعالان حوزه دعوت دینی به اصلاحات جزئی و موضعی بسنده نمودند، انحطاط مسلمانان آغاز گشت.

 اکرام مسلم (گرامی‎داشت مسلمانان)

یکی از اساسی ترین مشکلاتی که بعد از خیرالقرون دامن‎گیر امت اسلامی شد «تفرقه» است. تفرقه و جدایی میان صفوف و طبقات امت اسلامی زهرآلودترین سلاح دشمنان اسلام است که با این سلاح توانستند ستون فقرات این امت را در طی قرون متوالی بشکنند و متأسفانه این مشکل امروزه نیز دامن‎گیر تمام طبقات امت اسلامی بخصوص دینداران می‎باشد که سخت نیازمند اصلاح است. اغلب مسلمانان شعار اتحاد امت اسلامی را سر می‎دهند، اما عملکردشان، گفتارشان را تکذیب می‎کند. اما مولانا الیاس رحمه‎الله با درک صحیح این مشکل اساسی عملاً راه‎حل مناسبی را ارائه نمود و آن اضافه نمودن اصل اکرام مسلم در ستون‎های بنیادی این نهضت می‎باشد.

طرز تفکری که امروز در جامعه جهانی اسلام متداول است، بر این مبناست که هر شخص خود را از لحاظ خوبیها کامل و دیگران را مملو از بدیها تصور نموده و به این دلیل خود را شایسته تعظیم و تکریم، و دیگران را مستحق انتقاد و تحقیر می‎داند. این چنین طرز تفکر غلط را مولانا الیاس بدینگونه تغییر داد که انسان باید همیشه کوتاهی‎های خود و خوبی‎های دیگران را مد نظر قرار داده و اگر در طرف مقابل عیوبی دیده شد، آن را به دیده اغماض نگریسته و بکوشد خوبی‎های فرد را بر بدیهای وی غالب و چیره نشان دهد. چنانکه در یک نامه چنین می‎نویسد : «فطرتا» هیچ مسلمانی چنان نیست که از خوبی‎ها و بدی‎ها خالی باشد؛ قطعاً هر شخصی دارای مقداری حسن و خوبی و مقداری ضعف و بدی است. اگر اغماض و چشم پوشی از بدیها و ابراز خرسندی در میان ما مسلمانان رواج یابد، خود به خود بسیاری از فتنه‎ها از بین خواهد رفت و بنیاد خوبیها مستحکم خواهد شد». (۲)

این طرز تفکر و عملکرد در واقع توفیق خاص الهی بر مولانا بود، که او اکرام مسلم را در اصول و ارکان نهضت خود گنجانیده و به آن اهمیت خاص قایل شده زیرا ساخت این نهضت طوری است که انسان قهراً با مسلمانان مختلف برخورد می‎نماید. لذا اگر به اصل اکرام مسلم معتقد نبوده و آن را دعایت ننماید، قطعاً فتنه‎های متعددی به وقوع خواهد پیوست. رعایت اصل مزبور در واقع بهترین درمان برای تمام بیماری‎ها و جلوگیری از تمام فتنه‎ها است. نکته جالب اینجا است که مولانا محمد الیاس رحمه‎الله اصل فوق را نه تنها به عنوان یک تئوری ارائه نکرد؛ بلکه عملاً خود و مبلغین را چنان تربیت نمود که در دلهای آنها عظمت کلمه طیبه و احترام کلمه‎گو به وجود آید. مولانا الیاس رحمه‎الله به آنان آموخت که در تبلیغ و برخورد با مسلمانان گنهکار به شراره (روشنی) ایمان آنها که در خاکستر قلب‎شان پنهان شده، توجه کرده و برای شعله‎ور ساختن آن تلاش و جدیت نمایند و نسبت امتی بودن او را با رسول الله صلی‏الله‎علیه وسلم همواره ملاحظه نمایند. مولانا رحمه‎الله چنان ذره‎بینی به دست داعیان سپرد که به وسیله آن ذره ایمان را بزرگ و باعظمت مشاهده نمایند.

در واقع اگر مسلمانان به این نظریه مولانا الیاس جامه عمل بپوشانند، بزرگترین مشکل امت اسلامی (تفرقه) به طور معجزه‎آسا حل خواهد شد. با اضافه نمودن این اصل، نهضت دعوت و تبلیغ از فتنه‎ها و آفت‎های بی‎شماری مصون گردید؛ ورنه مشکلات عدیده‎ای فراروی‎دعوتگران، هنگام عرضه دعوت به اقشار مختلف پیش می‎آمد.

ذِکر از منظری متفاوت

هرگاه سخن از ذکر الله جل‎جلاله به میان می‎آید، ذهن انسان ناخودآگاه فقط به سوی اوراد و اذکار مخصوص و در مواقع خاصی می‎رود. از جانب دیگر چون اغلب مسلمانان شاغل و با یکدیگر به داد و ستد می‎پردازند از کثرت ذکر، – آن چیزی که الله جل‎جلاله به مؤمنان دستور می‎دهد؛ –  محروم‎اند. چنانکه می‎فرماید: «‏یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللهَ ذِکْرًا کَثِیرًا‏» [احزاب: ۴۱]؛ ای مؤمنان! بسیار خدای را یاد کنید (و هرگز او را فراموش ننمایید). در جایی دیگر ذکر قلیل را یکی از خصلت‏های منافقین می‏شمارد، آنجا که می‏فرماید: «وَلَا یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا» [نساء:۱۴۲]؛ و جز اندکی خدای را یاد نمی‏کنند.

اما مولانا الیاس رحمه‏ الله دیدگاه متفاوتی دارد، چنانکه می‏فرماید: «ذکر حقیقی و اَعلای هر زمان، رعایت احکام خداوندی متعلق به همان زمان است. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَلَا أَوْلَادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ الله»؛ [منافقون:۹]؛ ای مؤمنان! اموالتان و اولادتان شما را از یاد خدا غافل نکند.

پس کسیکه در سلوک با فرزندانش و در خرید و فروش و معاملات، احکام خداوندی را اطاعت و حدود او را رعایت می‏نماید، با وجود مشغول بودن به این مشاغل نیز، ذاکر الله می‏باشد. (۳)

در جایی دیگر می‎فرماید: «غفلت که حرام است اما ذکر، منحصر به ذکر زبانی و لفظی نیست. انسان اگر در حین انجام‏دادن کارهای مختلف احکام شرعی را مراعات نماید، تمام زندگی وی به ذکر الله جل‏جلاله تبدیل می‏گردد.(۶)

البته در نزد ایشان اشتغال به ذکر زبانی، در راستای دعوت دین خیلی ضروری و مهم بود. چنان که در یک نامه می‏نویسد: «کثرت ذکر و دعا چرخ‏های این کار و روح آن هستند.

درد و فکر دین

اساسی‏ ترین عامل و محرک برای انجام امور دینی و خدمت دین، داشتن درد و غم دین است. چنانکه در سیرت پیامبر صلی‏الله‎علیه وسلم می‏خوانیم که اغلباً در فکر عمیق بودند. خود شخص مولانا رحمه‎الله آنقدر سوز و درد داشت که گاهی مثل یک ماهی که بیرون از آب آمده می‏غلتید. می‏فرمود: خدایا! چه کنم؟ هیچ کاری نمی‏شود! (۷)

انحطاط روز افزون دین، و ضعف در عقاید و ارکان اسلام و گسترش بی‏دینی، و مادی‏گرایی در مسلمانان بر طبع غیور و حساس مولانا چنان اثر گذاشته بود که او در تمام زندگانی احساس رنج و اضطراب می‏کرد.

به این دلیل مولانا سوز و درد برای دین را بر هر مسلمانی لازم می‏دانست و معتقد بود که غفلت از دعوت و فکر دین و اشتغال خالص به دنیا باعث دوری از الله و شرمندگی و ذلت در آخرت خواهد شد. در یک نامه به دوستانش چنین می‏نویسد: «این را یقین کنید که هر شخصی بدون درد و فکر اسلام بمیرد، مرگ اوبدترین مرگ است. افراد غافل از فکر دین و مشغول و سرمست در لذت‏های دنیا، روز قیامت رو سیاه محشور می‏گردند. دوستان عزیز! کسی که در حال فکر و کوشش دین از بین برود هنگام مرگ شاد، و در آخرت با سرخ رویی به دیدار حضرت محمد صلی‏الله‎علیه وسلم مشرف خواهد شد. اما غفلت کننده از دین محمدی به بدترین حالت خواهد مرد و روسیاه محشور شده و لیاقت زیارت رسول الله صلی‏الله‎علیه وسلم را نخواهد داشت.

پی‏ نوشت ‏ها :

۱ـ ندوی، سیدابوالحسن علی،مولانا الیاس و نهضت دعوت و تبلیغ، مترجم: مولانامحمدقاسم قاسمی، ص: ۱۸۸، انتشارات شیخ الاسلام احمدجام، تربت جام.

۲ـ همان، ص: ۱۸۷٫

۳ـ قادری، عمر، ملفوظات مولانا محمد الیاس، ص:۹۰٫

۴ـ مولانا الیاس و نهضت دعوت و تبلیغ، ص:۱۹۸٫

منبع : امت آنلاین

موضوع:, شخصيتها
| ۲۷ آبان ۱۳۹۳

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 13نفر
  • بازدید امروز 31489
  • بازدید دیروز 18366
  • بازید کل 107712489

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com