پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2332
  • کل نظرات 9706
  • کل اعضا 1698
  • جدیدترین عضو محمد رحمانی
خبرنامه
خواهرمسلمان
| بازدیدها: 330

گفته‌های مرواریدی

سازندگان تاریخ

﴿قُلۡ سِیرُواْ فِی ٱلۡأَرۡضِ فَٱنظُرُواْ کَیۡفَ کَانَ عَٰقِبَهُ ٱلۡمُجۡرِمِینَ۶٩﴾ [النمل: ۶۹].

ترجمه: «بگو: در زمین بگردید و بنگرید فرجام گنه‏پیشگان چگونه بوده است».

در «محراب پاکی» پیشوای پاکان باشید. بگذارید از زبان و رفتار شما «خوبی» بجوشد و به خانه‌ی دل‌های دیگران جاری شود. بعضی ساخت تاریخ‌اند، بعضی سازنده تاریخ. شما از کدام گروه هستید؟

با عمل‌های خود دعوتگر مردم باشید.

چه کسی را عبادت کنیم؟

﴿قُلۡ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحۡیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِینَ١۶٢﴾ [الأنعام:۱۶۲].

ترجمه: بگو: «در حقیقت، نماز من و [سایر] عبادات من و زندگى و مرگ من، براى خدا، پروردگار جهانیان است».

﴿إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّی وَرَبُّکُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِیمٞ۵١﴾ [آل عمران: ۵۱].

ترجمه: «در حقیقت، خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید [که‏] راه راست این است».

برای آنکه عصا زنان در کوچه پس کوچه‌های عمر، در پی «جوانی گمشده» مان نگردیم امروز قدر جوانی را بدانیم، هر کسی بی‌هدف زندگی کند هرچه پیش می‌رود از هدف اصلی دورتر می‌شود. «هدف شناسی» به عمر ما برکت می‌دهد و به حرکت ما «جهت» می‌بخشد.

عبور از صراط

﴿وَإِن مِّنکُمۡ إِلَّا وَارِدُهَاۚ کَانَ عَلَىٰ رَبِّکَ حَتۡمٗا مَّقۡضِیّٗا٧١ ثُمَّ نُنَجِّی ٱلَّذِینَ ٱتَّقَواْ وَّنَذَرُ ٱلظَّٰلِمِینَ فِیهَا جِثِیّٗا٧٢﴾ [مریم: ۷۱-۷۲]

«و هیچ یک از شما نیست؛ مگر آن که وارد آن (= جهنم) شود، این (وعده) بر پروردگارت فرمانی حتمی (و شدنی) است * سپس کسانی را که تقوا پیشه کردند از آن رهایی می‌بخشیم، و ستمکاران را به زانو در آمده در آن رها می‌کنیم».

بهشت آن سوی رود خروشان گناه است. آنان که در این دنیا، با تمرین و ممارست، چشم پوشی از گناه را به راحتی انجام می‌دهند، در آخرت هم از «صراط» که بر روی جهنم است، با سرعت و سلامت خواهند گذشت. اللهم اهدنا الصراط المستقیم.

مهندسی وجود

﴿وَفِیٓ أَنفُسِکُمۡۚ أَفَلَا تُبۡصِرُونَ٢١﴾ [الذاریات: ۲۱]

«و [نیز] در وجود شما [نشانه‌هایی است] آیا نمی‌بینید؟»

﴿سَنُرِیهِمۡ ءَایَٰتِنَا فِی ٱلۡأٓفَاقِ وَفِیٓ أَنفُسِهِمۡ حَتَّىٰ یَتَبَیَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّۗ أَوَ لَمۡ یَکۡفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُۥ عَلَىٰ کُلِّ شَیۡءٖ شَهِیدٌ۵٣﴾ [فصلت: ۵۳]

«به زودی نشانه‌‌های خود را در آفاق و در نفس خود‌‌شان به آن‌ها نشان خواهیم داد، تا برای آن‌ها روشن گردد که او حق است، آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟!»

﴿وَلَقَدۡ ضَرَبۡنَا لِلنَّاسِ فِی هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ مِن کُلِّ مَثَلٖ لَّعَلَّهُمۡ یَتَذَکَّرُونَ٢٧﴾ [الزمر: ۲۷].

ترجمه: «و در این قرآن از هر گونه مَثَلى براى مردم آوردیم، باشد که آنان پندگیرند».

اگر بتوانیم در «هندسه وجود» خویش، شکل مطلوبی ترسیم کنیم، ما هم مهندسیم.

اگر دایره تلاشمان بر محور «نقطه ایمان» باشد، از «بی شکلی» رها می‌شویم. با تدبر و دور اندیشی، برای خود «هدف» و « آینده» ای ترسیم کنیم. آینده نگری قبل از عمل جلوی پشیمانی را می‌گیرد.

زندگی مشترک

﴿وَمِنۡ ءَایَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَ لَکُم مِّنۡ أَنفُسِکُمۡ أَزۡوَٰجٗا لِّتَسۡکُنُوٓاْ إِلَیۡهَا وَجَعَلَ بَیۡنَکُم مَّوَدَّهٗ وَرَحۡمَهًۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَأٓیَٰتٖ لِّقَوۡمٖ یَتَفَکَّرُونَ٢١﴾ [الروم: ۲۱].

ترجمه: «و از نشانه‏ هاى او اینکه از [نوع‏] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در این [نعمت‏] براى مردمى که مى‏اندیشند قطعاً نشانه‏هایى است».

ازدواج تنها در آمدن از «تنهایی» نیست، بلکه رسیدن به همدلی و همراهی و همروحی است. خیلی وقت ها، عشق‌های تجاری و عشق‌های اتوبوسی و شناخت‌های تلفنی و اینترنتی سر از «ناکجا آباد» در می‌آورد. کانون مقدس خانواده را روی ریگزارهای هوس و زمین سست و بی‌دوام بنا نکنیم. نباید زیبای زن را به دینداری او ترجیح داد.

گشایش حساب

﴿هَٰذَا عَطَآؤُنَا فَٱمۡنُنۡ أَوۡ أَمۡسِکۡ بِغَیۡرِ حِسَابٖ٣٩﴾ [ص: ۳۹].

ترجمه: «[گفتیم]: «این بخشش ماست، [آن را] بى‏شمار ببخش یا نگاه دار».

﴿وَالْعَصْرِ١ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ٢ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ٣﴾ [العصر: ۱-۳] «سوگند به عصر * که انسان در (خسران و) زیان است* مگر کسانی‌که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، و یکدیگر را به حق سفارش نموده، و یکدیگر را به صبر سفارش کرده‌اند».

آیا بر عمر از دست رفته هم، به اندازه پول گمشده، غصه می‌خوریم؟

آیا به اندازه «سلامت جسم» به «سلامت روح» می‌اندیشسیم؟

قدر لحظه لحظۀ عمرمان را بدانیم و برایش حساب باز کنیم.

عمرمان را در آنچه برایمان باقی نمی‌ماند تباه نکنیم.

امروز و فردا

﴿یُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡیَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَیَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَیَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنکَرِ وَیُسَٰرِعُونَ فِی ٱلۡخَیۡرَٰتِۖ وَأُوْلَٰٓئِکَ مِنَ ٱلصَّٰلِحِینَ١١۴﴾ [آل‌عمران:۱۱۴].

ترجمه: «به خدا و روز قیامت ایمان دارند و به کار پسندیده فرمان مى‏دهند و از کار ناپسند بازمى‏دارند و در کارهاى نیک شتاب مى‏کنند، و آنان از شایستگانند».

﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَیۡهَاۗ وَمَا رَبُّکَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِیدِ۴۶﴾ [فصلت: ۴۶]

«هر کس‌که کار شایستۀ انجام دهد، پس به سود خود اوست، و هر کس بدی کند، پس به زیان اوست، و پروردگار تو هرگز به بندگان ستم نمی‌کند».

کسانی که «امروزشان» را به امید «فردا» می‌گذرانند فردایشان هم به حسرت «دیروز» خواهد گذشت.

بُرد با کسی است که از دوران فراغت، برای ایام گرفتاری بهره جویید و از ایام جوانی برای دوران پیری و ضعف ذخیره سازی کند. کار هر روز را همان روز انجام دهیم و برای فردایش نگذاریم.

سلاح امید

﴿وَلَا تَاْیۡ‍َٔسُواْ مِن رَّوۡحِ ٱللَّهِۖ إِنَّهُۥ لَا یَاْیۡ‍َٔسُ مِن رَّوۡحِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلۡکَٰفِرُونَ﴾ [یوسف: ۸۷].

ترجمه: «از رحمت خدا نومید مباشید، زیرا جز گروه کافران کسى از رحمت خدا نومید نمى‏شود».

همه راه‌ها به «نمی شود» ختم نمی‌شود. همه کوچه‌ها هم به «بن بست» نیست. انسان بی‌امید، رزمنده خلع سلاح شده‌ای است که به راحتی در برابر هجوم سپاه سختی‌ها تسلیم می‌شود.

هیچ وقت «سلاح امید» را از دست ندهیم. چون هر امیدواری جوینده است.

آزاده کیست؟

﴿فَلَا یَصُدَّنَّکَ عَنۡهَا مَن لَّا یُؤۡمِنُ بِهَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ فَتَرۡدَىٰ١۶﴾ [طه: ۱۶].

ترجمه: «مبادا کسی که به آن ایمان ندارد و از هوای نفسش پیروی کرده است تو را از آن باز دارد،آن گاه هلاک شوی».

﴿أَفَرَءَیۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ وَأَضَلَّهُ ٱللَّهُ عَلَىٰ عِلۡمٖ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمۡعِهِۦ وَقَلۡبِهِۦ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِۦ غِشَٰوَهٗ فَمَن یَهۡدِیهِ مِنۢ بَعۡدِ ٱللَّهِۚ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ٢٣﴾ [الجاثیه: ۲۳]

«آیا دیده‌ای کسی را که معبود خود را هوای (نفسانی) خویش قرار داد، و الله از روی علم او را گمراه کرد، و بر گوشش و دلش مهر نهاد، و بر دیده اش پرده قرار داد؟! پس (اگر الله هدایتش نکند (چه کسی بعد از الله اورا هدایت خواهد کرد؟ آیا پند نمی‌گیرید؟!».

آن‌کس که اسیر «خویشتن» است، اسیر «دشمن» هم می‌شود. آزاده کسی است که از دام خواهشات نفس رها شده، مالک دنیا و ثروت باشد، نه مملوک و برده آن! آزاده واقعی همان بنده واقعی خداست! برده واقعی همان آزاده دنیایی است!

باشگاه خودسازی

﴿أَرَءَیۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ أَفَأَنتَ تَکُونُ عَلَیۡهِ وَکِیلًا۴٣﴾ [الفرقان: ۴۳].

ترجمه: «آیا آن‌کس که هواىِ [نفس‏] خود را معبود خویش گرفته است دیدى؟ آیا [مى‏توانى‏] ضامنِ او باشى؟»

باید به «باشگاه خودسازی» رفت و با تمرین «اراده» را تقویت کرد. یکی از تمرین ها رها ساختن «دل» از اسارت «هوس» است. اوراقِ «پرونده دل» را ورق بزنیم و صفحه به صفحه در جستجوی آفت ها باشیم و به دنبال درمان آنها برویم. اگر پیروی از هوای نفس کنی، تو را کر و کور می‌سازد!

ما چرا نو نشویم؟

﴿وَتُوبُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ لَعَلَّکُمۡ تُفۡلِحُونَ﴾ [النور: ۳۱].

ترجمه: «اى مؤمنان، همگى [از مرد و زن‏] به درگاه خدا توبه کنید، امید که رستگار شوید».

«بهار» رستاخیزی است که حیات را از «گور طبعیت» بیرون می‌آورد. «بهار» غزل زیبای طبعیت و آیتی از قدرت خداست. وقتی با رسیدن بهار، طبعیت «نو» می‌شود. ما چرا نو نشویم؟

ناتوان‌ترین مردم کسی است که از اصلاح خویش عاجز باشد.

بهار عمر

﴿نَّحۡنُ نَقُصُّ عَلَیۡکَ نَبَأَهُم بِٱلۡحَقِّۚ إِنَّهُمۡ فِتۡیَهٌ ءَامَنُواْ بِرَبِّهِمۡ وَزِدۡنَٰهُمۡ هُدٗى١٣﴾ [الکهف: ۱۳].

ترجمه: «ما خبرشان را بر تو درست حکایت مى‏کنیم: آنان جوانانى بودند که به پروردگارشان ایمان آورده بودند و بر هدایتشان افزودیم»

آنان که «سرمایه جوانی» را هدر می‌دهند، نصیب آنان در آینده عمرشان جزء «بار حسرت» و «میوه ندامت» نخواهد بود.

جوانی بهار عمر است. دریغا اگر بلور شفاف جوانی را با «سنگ غفلت» بشکنیم. خداوند دوست می‌دارد جوانی را که جوانی خود را در راه خدا می‌گذراند.

پروانه دل

﴿یَٰوَیۡلَتَىٰ لَیۡتَنِی لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِیلٗا٢٨﴾ [الفرقان: ۲۸].

ترجمه: «اى واى، کاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم»

پروانه دل‌تان را به سوی هر گلی نفرستید. دوستی با یک معتاد، مسلول و جذامی، سالم را هم مریض می‌کند. معاشرت با آدم‌هایی حریص، حسود، لاابالی و گناه‌کار هم آدم را به‌همین دردها مبتلا می‌کند. تا می‌توان با گل‌های معطر دوست شد. چرا همنشینی با زباله‌های متعفن؟ همان تنهایی بهتر است از اینکه با چنین کسانی دوست باشیم.

آینه دل

﴿ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَتَطۡمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکۡرِ ٱللَّهِۗ أَلَا بِذِکۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ٢٨﴾ [الرعد: ۲۸].

ترجمه: «همان کسانى که ایمان آورده‏اند و دل‌هایشان به یاد خدا آرام مى‏گیرد. آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد»

آنکه چهره، جان را در «چشمه ذکر» می‌شوید، اهل صفا می‌شود. غفلت آینه دل را تیره می‌سازد. کدام خشتِ تیره تا کنون جلوگاه فروغ خورشید بوده است؟ دل‌ها را روشن نگه داریم تا نور خدا در آنها بتابد. و با یاد خدا دل‌هایمان را شفا دهیم.

خاکریز ایمان

﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَإِذَا تُلِیَتۡ عَلَیۡهِمۡ ءَایَٰتُهُۥ زَادَتۡهُمۡ إِیمَٰنٗا وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ یَتَوَکَّلُونَ٢﴾ [الأنفال: ۲].

ترجمه: «مؤمنان، همان کسانى‏اند که چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد، و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید، و بر پروردگار خود توکّل مى‏کنند».

یک جوان بی‌ایمان، خلوتی گناه آلود دارد. تنهایمان را با «حضور خدا» پُر کنیم. تا جایی برای شیطان نماند. در سنگر عقیده موضع بگیریم، تا شیطان نتواند «خاکریز ایمان» را خراب کند و به منطقه دلمان وارد شود. با یاد خدا طرد شیطان امکانپذیر است ولاغیر.

در کلاس عمر

﴿قُلۡ هَلۡ نُنَبِّئُکُم بِٱلۡأَخۡسَرِینَ أَعۡمَٰلًا١٠٣﴾ [الکهف: ۱۰۳].

ترجمه: «بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم؟».

در کلاس عمر، هرکس را یک بار می‌نشانند و درس می‌دهند و امتحان می‌گیرند. ما اکنون سر کلاس نشسته‌ایم، کارنامه اعمال ما را در قیامت به دست ما می‌دهند، خدا کند از مردودان و شرمساران آن روز نباشیم. با نیکوکاری به عمرمان برکت دهیم.

برای که زندگی کنیم؟

﴿مَّن یُطِعِ ٱلرَّسُولَ فَقَدۡ أَطَاعَ ٱللَّهَۖ﴾ [النساء: ۸۰].

ترجمه: «هر کس از پیامبر فرمان بَرَد، در حقیقت، خدا را فرمان برده است».

ادامه راه خطا، تنها بخاطر حرف مردم، دلیل ضعف اراده است. مگر برای مردم زندگی می‌کنیم؟

کار نیکو ره توشه، خوبی است برای سفر آخرت.

باید معمار جان خویش بود و نقشه را از خدا و رسول گرفت و خانه‌ای ابدی ساخت.

آخر خط

﴿قُلۡ سِیرُواْ فِی ٱلۡأَرۡضِ ثُمَّ ٱنظُرُواْ کَیۡفَ کَانَ عَٰقِبَهُ ٱلۡمُکَذِّبِینَ١١﴾ [الأنعام: ۱۱].

ترجمه: «بگو: در زمین بگردید، آن گاه بنگرید که فرجام تکذیب‏کنندگان چگونه بوده است؟».

«تجربه» آینه زلالی است که خیلی از حقیقت‌ها را در آن می‌توان دید. تجربه، چراغ راه زندگی است. این چراغ را روشن نگه داریم و در پرتو آن، راه را بهتر بپماییم. ثمره تجربه گزینش خوب است.

مسابقه زندگی

﴿فَٱسۡتَبِقُواْ ٱلۡخَیۡرَٰتِۚ أَیۡنَ مَا تَکُونُواْ یَأۡتِ بِکُمُ ٱللَّهُ جَمِیعًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیۡءٖ قَدِیرٞ١۴٨﴾ [البقره: ۱۴۸].

ترجمه: «پس در کارهاى نیک بر یکدیگر پیشى گیرید. هر کجا که باشید، خداوند همگى شما را [به سوى خود باز] مى‏آورد در حقیقت، خدا بر همه چیز تواناست».

زندگی مجموعه‌ای از اوج‌ها و فرود‌ها است زندگی مسابقه‌ای است همگانی، همیشگی، و سراسری. در این مسابقه چه کسی می‌برد و چه کسی می‌بازد؟…

اصلا برد در مسابقه زندگی به چیست و باخت به چیست؟

کالای معیوب

﴿وَلَا تَکُونُواْ کَٱلَّذِینَ خَرَجُواْ مِن دِیَٰرِهِم بَطَرٗا وَرِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَیَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ بِمَا یَعۡمَلُونَ مُحِیطٞ۴٧﴾ [الأنفال: ۴۷].

ترجمه: «و مانند کسانى مباشید که از خانه‏هایشان با حالت سرمستى و به صرف نمایش به مردم خارج شدند و [مردم را] از راه خدا باز مى‏داشتند، و خدا به آنچه مى‏کنند احاطه دارد».

کارهای ریا، همان اجناس خراب است، خدا که مشتری اعمال ماست، جز «متاع خوب» و «عمل خالص» را نمی‌پذیرد. خوب و بد کالاها را هم خوب می‌شناسد! خداوند عملی را که ذره‌ای ریا در آن باشد را نمی‌پذیرد. پس…. چرا ریا و تظاهر؟

رنگین کمان نیایش

﴿ٱدۡعُواْ رَبَّکُمۡ تَضَرُّعٗا وَخُفۡیَهًۚ إِنَّهُۥ لَا یُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِینَ۵۵﴾ [الأعراف: ۵۵].

ترجمه: «پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانید که او از حد گذرندگان را دوست نمى‏دارد».

وقتی آسمان دلتان می‌گیرد و هوای چشمتان ابری می‌شود، بهار اشک ریختن است و باریدن.

باید قدر قطره‌های اشک را دانست. گاهی یک قطره اشک دوزخی را خاموش می‌کند!

گمشده کیست؟

﴿وَلَا تَکُونُواْ کَٱلَّذِینَ نَسُواْ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡۚ أُوْلَٰٓئِکَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ١٩﴾ [الحشر: ۱۹].

ترجمه: «و چون کسانى مباشید که خدا را فراموش کردند و او [نیز] آنان را دچار خودفراموشى کرد آنان همان نافرمانانند».

هرچه گمشده شما گرانبهاتر باشد، هم غصه از دست دادنش سنگین‌تر است، هم شادی به دست آوردنش بیشتر. آیا شده است که پس از مدتی خود گم کردگی، به «خود یابی» رسیده باشید؟ وقتی انسان جهانی می‌ارزد، چرا باید خود را حراج کرد؟؟

اگر عاشق می‌شوی…

﴿قُل لِّلۡمُؤۡمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ وَیَحۡفَظُواْ فُرُوجَهُمۡۚ ذَٰلِکَ أَزۡکَىٰ لَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِیرُۢ بِمَا یَصۡنَعُونَ٣٠﴾ [النور: ۳۰].

ترجمه: «به مردان با ایمان بگو: «دیده فرو نهند و پاکدامنى ورزند، که این براى آنان پاکیزه‏تر است، زیرا خدا به آنچه مى‏کنند آگاه است».

اگر دل می‌سپاری، به‌چیزی بسپار که بیارزد. اگر عاشق می‌شوی، عشقت به چیزی باشد که از خودت ارزشمندتر باشد. اگر می‌خواهی دل هوس بی‌جا نکند چشم خود را کنترل کن.

دام و دانه

﴿وَإِذَآ أَذَقۡنَا ٱلنَّاسَ رَحۡمَهٗ فَرِحُواْ بِهَاۖ وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَیِّئَهُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَیۡدِیهِمۡ إِذَا هُمۡ یَقۡنَطُونَ٣۶﴾ [الروم: ۳۶].

ترجمه: «و چون مردم را رحمتى بچشانیم، بدان شاد مى‏گردند و چون به [سزاى‏] آنچه دستاورد گذشته آنان است، صدمه‏اى به ایشان برسد، بناگاه نومید مى‏شوند».

باید از پس«دانه»ها، «دام»ها را شناخت و از پشتِ ماسک‌ها، چهرهای اصلی را دید. آنان که می‌خواهند با «گناه» تفریح کنند، دو برابر آن به رنج روحی و عذاب وجدان گرفتار می‌شوند. بعضی‌ها معصیت را با تفریح، عوضی می‌گیرند!

شعله‌های گناه

﴿وَٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوْلَٰٓئِکَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّهِۖ هُمۡ فِیهَا خَٰلِدُونَ٨٢﴾ [البقره: ۸۲].

ترجمه: «و کسانى‌که ایمان آورده، و کارهاى شایسته کرده‏اند، آنان اهل بهشتند، و در آن جاودان خواهند ماند».

«خانه آخرت» در همین دنیا ساخته می‌شود، معمار آن نیز خودمان هستیم و مصالح آن عمل‌های ماست. کارهای خوبمان برای ما بهشت می‌سازد و کارهای بدمان تبدیل به شعله‌های درزخ خواهد شد. باغ و بوستانی را که با«عمل صالح» در بهشت برای خودمان ساخته و پرداخته‌ایم، با شعله‌های گناه به آتش نکشیم!

گل‌های زندگی

﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَکُمۡ وَأَهۡلِیکُمۡ نَارٗا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَهُ عَلَیۡهَا مَلَٰٓئِکَهٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ لَّا یَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَیَفۡعَلُونَ مَا یُؤۡمَرُونَ۶﴾ [التحریم: ۶].

ترجمه: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خودتان و کسانتان را از آتشى که سوخت آن، مردم و سنگ‌هاست حفظ کنید، بر آن [آتش‏] فرشتگانى خشن [و] سختگیر [گمارده شده‏]اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى‏کنند و آنچه را که مأمورند انجام مى‏دهند»

«خانواده» یک بوستان و مزرعه است.«پدر و مادر»، باغبان و گل کارند. «فرزندان» هم شکوفه‌های این باغ و میوه‌های این بوستان و مزرعه‌اند. از این گل‌ها مواظبت کنیم تا پژمرده نشوند و به تاراج نروند. یادمان باشد بهترین میراثی که پدران برای فرزندان به ارث می‌گذارند ادب است.

دربانی دل

﴿وَلَا تُطِعۡ مَنۡ أَغۡفَلۡنَا قَلۡبَهُۥ عَن ذِکۡرِنَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ وَکَانَ أَمۡرُهُۥ فُرُطٗا﴾ [الکهف: ۲۸].

ترجمه: «و از آن‌کس که قلبش را از یاد خود غافل ساخته‏ایم و از هوس خود پیروى کرده و [اساس‏] کارش بر زیاده‏روى است، اطاعت مکن».

«دل» هم می‌تواند خانه خدا باشد، هم می‌تواند پایگاه شیطان. اگر بخواهی ابلیس به خانه دلت راه نیابد و آن را اشغال نکند، این خانه را به خدا بسپار. دربان دلت باش تا اشغال نشود. روشنی این دل‌ها با یاد خدا و تلاوت قرآن است.

خود یافتگان

﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ ٱعۡبُدُواْ رَبَّکُمُ ٱلَّذِی خَلَقَکُمۡ وَٱلَّذِینَ مِن قَبۡلِکُمۡ لَعَلَّکُمۡ تَتَّقُونَ٢١﴾ [البقره: ۲۱].

ترجمه: «اى مردم، پروردگارتان را که شما، و کسانى را که پیش از شما بوده‏اند آفریده است، پرستش کنید باشد که به تقوا گرایید».

خوشا به‌حال آنان که می‌دانند «کیستند» و «چیستند» و «چند می‌ارزند». هیچ شناختی مانند خودشناسی نیست. «خودیافته» کسی است که از منزل و مأوای خویش باخبر باشد و بداند که از کجا آمده و آمدنش بهر چه بود؟ راستی آخر به کجا می‌رویم؟

اولین و آخرین اشتباه

﴿قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِکُمۡ سُنَنٞ فَسِیرُواْ فِی ٱلۡأَرۡضِ فَٱنظُرُواْ کَیۡفَ کَانَ عَٰقِبَهُ ٱلۡمُکَذِّبِینَ١٣٧﴾ [آل عمران: ۱۳۷].

ترجمه: «قطعاً پیش از شما سنّتهایى [بوده و] سپرى شده است. پس، در زمین بگردید و بنگرید که فرجام تکذیب‏کنندگان چگونه بوده است؟».

گاهی اولین اشتباه آخرین اشتباه هم هست. یعنی یک لغزش در زندگی و خطا در محاسبه و اشتباه در تصمیم گیری، چنان سرانجام شومی دارد که زندگی را تباه می‌کند و فرصتی هم برای جبران نمی‌ماند. استفاده از تجارب دیگران، عقل مضاعف و حیات مجدد است.

سوت پایان مسابقه

﴿وَلِکُلِّ أُمَّهٍ أَجَلٞۖ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ لَا یَسۡتَأۡخِرُونَ سَاعَهٗ وَلَا یَسۡتَقۡدِمُونَ٣۴﴾ [الأعراف: ۳۴].

ترجمه: «و براى هر امّتى اجلى است پس چون اجل‌شان فرا رسد، نه [مى‏توانند] ساعتى آن را پس اندازند و نه پیش».

مرگ، داوری است که ناگهان پا به مسابقه می‌گذارد و سوت پایان مسابقه را به صدا در می‌آورد، حتی یک دقیقه هم بازی را تمدید نمی‌کند. در آخر کار باید دید که برنده و بازنده کیست؟؟ زیان کار و خسران دیده کسی است که عمرش را باخته باشد.

نوار عمر

﴿وَلَن یُؤَخِّرَ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِذَا جَآءَ أَجَلُهَاۚ وَٱللَّهُ خَبِیرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ١١﴾ [المنافقون: ۱۱].

ترجمه: «و هرکس اجلش فرا رسد، هرگز خدا [آن را] به تأخیر نمی‌اندازد، و خدا به آنچه مى‏کنید آگاه است».

ما با روزگار در حال داد و ستد هستیم. او از ما عمر و جوانی و نیرو می‌گیرد. ما از او چه می‌گیریم و چه گرفته‌ایم؟ روزی که «نوار عمر» به پایان برسد. امکان بازگرداندن آن به اول نیست. فرصت را دریاب قبل از آنکه مایه اندوه شود.

قطار زمان

﴿فَلَمَّآ أَنجَىٰهُمۡ إِذَا هُمۡ یَبۡغُونَ فِی ٱلۡأَرۡضِ بِغَیۡرِ ٱلۡحَقِّۗ یَٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّمَا بَغۡیُکُمۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِکُمۖ مَّتَٰعَ ٱلۡحَیَوٰهِ ٱلدُّنۡیَاۖ ثُمَّ إِلَیۡنَا مَرۡجِعُکُمۡ فَنُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٢٣﴾ [یونس: ۲۳].

ترجمه: «پس چون آنان را رهانید، ناگهان در زمین بناحقّ سرکشى مى‏کنند. اى مردم، سرکشى شما فقط به زیان خود شماست. [شما] بهره زندگى دنیا را [مى‏طلبید]. سپس بازگشت شما به سوى ما خواهد بود. پس شما را از آنچه انجام مى‏دادید با خبر خواهیم کرد».

دنیا «ریل» بلند و قدیمی است که «قطار زمان» از آن می‌گذرد ما هم «مسافریم» از روستای دنیا به شهر آخرت! پشیمانی وقتی است که ببینیم توشه‌ای بر نداشته‌ایم و دست خالی آمده‌ایم.

ماهواره ملکوت

﴿وَإِنَّ عَلَیۡکُمۡ لَحَٰفِظِینَ١٠ کِرَامٗا کَٰتِبِینَ١١ یَعۡلَمُونَ مَا تَفۡعَلُونَ١٢﴾ [الانفطار: ۱۰-۱۲]

ترجمه: «و قطعاً بر شما نگهبانانى گماشته شده‏اند، فرشتگان‏ بزرگوارى که نویسندگان [اعمال شما] هستند، آنچه را مى‏کنید، مى‏دانند».

شیطان سعی می‌کند رابطه اهل دعا و نماز را با مرکز هستی قطع نمایید. این مکالمات نباید قطع و وصل شود چرا که صفحه زندگی ما با «ماهواره‌های ملکوت» برای آسمانیان «رصد» می‌شود. آنجا برترین‌ها انتخاب و جایزه داده می‌شوند.

سخن و سکوت

﴿وَعِبَادُ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلَّذِینَ یَمۡشُونَ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ هَوۡنٗا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ٱلۡجَٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَٰمٗا۶٣﴾ [الفرقان: ۶۳].

ترجمه: «و بندگان خداى رحمان کسانى‏اند که روى زمین به نرمى گام برمى‏دارند و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى‏دهند».

سکوت خوب است، اما حرف مفید بهتر از سکوت است! هم برای حرف زدن باید تمرین داشت و هم برای سکوت کردن. پس زبان و سخن را در اختیار داشته باشیم.

قیمت عشق

﴿زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلۡبَنِینَ وَٱلۡقَنَٰطِیرِ ٱلۡمُقَنطَرَهِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلۡفِضَّهِ وَٱلۡخَیۡلِ ٱلۡمُسَوَّمَهِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ وَٱلۡحَرۡثِۗ ذَٰلِکَ مَتَٰعُ ٱلۡحَیَوٰهِ ٱلدُّنۡیَاۖ وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسۡنُ ٱلۡمَ‍َٔابِ١۴﴾ [آل عمران: ۱۴].

ترجمه: «دوستىِ خواستنی‌هاى [گوناگون‏] از: زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم و اسب‏هاى نشاندار و دام‌ها و کشتزار[ها] براى مردم آراسته شده، [لیکن‏] این جمله، مایه تمتّع زندگى دنیاست، و [حال آنکه‏] فرجام نیکو نزد خداست».

عشق، «معراج» عاشق است. آنکه عشق و هوس را باهم اشتباه می‌گیرد، در منجلاب و پستی می‌ماند. عشق‌های برتر، انسان را از عشق‌های پست دور می‌کند. بعضی‌ها به‌نام عشق، دل را به هرکه از راه می‌رسد می‌فروشند!!

پرونده

﴿وَجَعَلۡنَا ٱلَّیۡلَ لِبَاسٗا١٠ وَجَعَلۡنَا ٱلنَّهَارَ مَعَاشٗا١١ وَبَنَیۡنَا فَوۡقَکُمۡ سَبۡعٗا شِدَادٗا١٢﴾ [النبأ: ۱۰-۱۲].

ترجمه: «و شب را [براى شما] پوششى قرار دادیم. و روز را [براى‏] معاش [شما] نهادیم. و بر فرازِ شما هفت [آسمان‏] استوار بنا کردیم».

گذشت شب و روز و سپری شدن هفته‌ها و ماه‌ها، برای ما «پرونده» و «کارنامه» تشکیل می‌دهد. کارنامه سال گذشته را مرور کنیم، تا چهره جان و صورت رفتار خویش را«آینه اعمال» خود بنگریم در فرصت باقی مانده، چه باید کرد که «بهترین کار» باشد؟؟

تا رسیدن به قله…

﴿وَٱلۡعَصۡرِ١ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَفِی خُسۡرٍ٢ إِلَّا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلصَّبۡرِ٣﴾ [العصر: ۱-۳].

ترجمه: «سوگند به عصرِ [غلبه حقّ بر باطل‏]، که واقعاً انسان در زیانکاری است مگر کسانى که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده و همدیگر را به حقّ سفارش و به شکیبایى توصیه کرده‏اند».

خوب بودن، دست یافتن به «قله» است. بد بودن، حرکت به‌سمت دره و باتلاق است. آنچه هنر است، دست یابی به قله و صعود به ارتفاعات کمال است نه غلتیدن به دره‌های هولناک معصیت!

دل و دیده

﴿وَلَا تَقۡفُ مَا لَیۡسَ لَکَ بِهِۦ عِلۡمٌۚ إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡبَصَرَ وَٱلۡفُؤَادَ کُلُّ أُوْلَٰٓئِکَ کَانَ عَنۡهُ مَسۡ‍ُٔولٗا٣۶﴾ [الإسراء: ۳۶]

«و از آنچه به آن علم نداری، پیروی نکن، بدون شک گوش و چشم و دل، هر یک از این‌ها از آن باز خواست خواهند شد».

دو طفل معصوم «دل» و «دیده» را به حال خودشان رها مکن، که یا گم می‌شوند، یا به‌دامن غریبه‌ها می‌افتند. دل را از محبت خدا پر کنیم، تا جایی برای محبت شیطان نماند.

کوچکی و بزرگی

﴿وَمَنۡ أَعۡرَضَ عَن ذِکۡرِی فَإِنَّ لَهُۥ مَعِیشَهٗ ضَنکٗا وَنَحۡشُرُهُۥ یَوۡمَ ٱلۡقِیَٰمَهِ أَعۡمَىٰ١٢۴﴾ [طه: ۱۲۴].

ترجمه: «و هر کس از یاد من روی گردان شود، در حقیقت، زندگىِ تنگ [و سختى‏] خواهد داشت، و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى‏کنیم».

پیمودن راه دراز «خاک» تا «خدا» با بال نماز و پرواز عشق میسر است، در آستان خدا هرکه خاضع‌تر و بنده‌تر است، مقرب‌تر و کامل‌تر است. تا «بنده» نشویم «آزاده» نمی‌شویم و…

تا کوچک نشویم به عظمت و بزرگی نمی‌رسیم.

دوربین مدار بسته

﴿مَا یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ١٨﴾ [ق: ۱۸]

«هیچ سخنی را بر زبان نمی‌آورد، مگر اینکه نزدش مراقبی حاضر (و آماده نوشتن) است».

دوربین‌های مخفی و مدار بسته الهی، در همه ساعات شبانه روز، و در همه‌جا و در همه‌حال، از ما تصویر می‌گیرند و ثبت می‌کنند. حواسمان باشد ما را زیر نظر دارد غافل نباشیم! از هر کاری که در پنهان انجام می‌شود، ولی از آنجام آشکار آن خجالت می‌کشیم، بپرهیزیم.

 

نگاه و گناه

﴿قُل لِّلۡمُؤۡمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ وَیَحۡفَظُواْ فُرُوجَهُمۡ﴾ [النور: ۳۰].

ترجمه: «به مردان با ایمان بگو: دیده فرو نهند و پاکدامنى ورزند».

«نگاه» را مهار کن، تا به «گناه» نیفتی، امیر نگاهت باش تا اسیر گناهت نشوی. وقتی لکه‌های غفلت و گناه، صفحه سفید دل را تیره می‌سازد و سنگ معصیت، آینه نجابت را می‌شکند، باید هوشیار بود.

چشم‌ها دام‌های شیطان است.

فرصت شهریور

﴿إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ عَمَلٗا صَٰلِحٗا فَأُوْلَٰٓئِکَ یُبَدِّلُ ٱللَّهُ سَیِّ‍َٔاتِهِمۡ حَسَنَٰتٖۗ وَکَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِیمٗا٧٠﴾ [الفرقان: ۷۰].

ترجمه: «مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند. پس خداوند بدی‌هایشان را به نیکی‌ها تبدیل مى‏کند، و خدا همواره آمرزنده مهربان است».

میدان وسیع روشنایی، آن سوتر از «چاه گناه» است، تنها یک گام می‌خواهد. آن هم «توبه» است. توبه مثل امتحان شهریور ماه، فرصتی است برای جبران کاستی‌ها و خطاها. تا در توبه باز است باید به خدا روی آورد، خوشا اشک‌های چشم توبه کاران نادم! مگر نه اینکه توبه کننده از گناه مانند کسی است که گناه نکرده است؟؟

از ولادت تا مرگ

﴿ٱلَّذِی خَلَقَ ٱلۡمَوۡتَ وَٱلۡحَیَوٰهَ لِیَبۡلُوَکُمۡ أَیُّکُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗاۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِیزُ ٱلۡغَفُورُ٢﴾ [الملک: ۲].

ترجمه: «همان که مرگ و زندگى را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید، و اوست ارجمند آمرزنده».

آنان که زندگی را تنها در فاصله میان ولادت تا مرگ خلاصه می‌کنند، خیلی زود به «پوچی» می‌رسند. ما با مرگ تمام نمی‌شویم. منکران رستاخیز چون مرگ را پایان خط می‌بینند، خیلی زود بی‌انگیزه و نا امید می‌شوند. عقیده به‌معاد، هم زندگی ما را پر بار می‌کند؟ هم به آن جهت می‌بخشد. مرگ آغاز است نه پایان! مرگ دروازه آخرت است!

تلخ و شیرین

﴿وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِیعٗا وَلَا تَفَرَّقُواْۚ وَٱذۡکُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ عَلَیۡکُمۡ إِذۡ کُنتُمۡ أَعۡدَآءٗ فَأَلَّفَ بَیۡنَ قُلُوبِکُمۡ فَأَصۡبَحۡتُم بِنِعۡمَتِهِۦٓ إِخۡوَٰنٗا﴾ [آل‌عمران: ۱۰۳].

ترجمه: «و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود یاد کنید: آن‌گاه که دشمنان [یکدیگر] بودید، پس میان دل‌هاى شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شدید».

کسی‌که از «چاپلوسی» دیگران لذت می‌برد، باید انتظار شنیدن «دروغ» و «تهمت» را هم داشته باشد. کسی‌که از تجربه‌های دیگران درس بگیرد عُمری چند باره می‌کند. کسی‌که تلخی تفرقه و جدایی را نچشیده باشد، طعم شیرین وحدت و همدلی را نمی‌فهمد. پس خردمند کسی است که تجربه‌ها او را پند دهد.

کتاب درمانی

﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّکَ ٱلَّذِی خَلَقَ١﴾ [العلق: ۱].

ترجمه: «بخوان به نام پروردگارت که آفرید».

کتابخانه، معبد اهل دانش و محراب مقدس علم آموزی است. کمبود مطالعه، یک عارضه منفی است که باید به درمان آن پرداخت. کم خونی «رگ های ایمان» را با مطالعه آثار خوب جبران کنیم، قرآن تنها یک کتاب نیست! بلکه یک کتاب‌خانه بزرگ است، کتاب‌ها بوستان دانشمندانند.

رای دادگاه

﴿حَتَّىٰٓ إِذَا مَا جَآءُوهَا شَهِدَ عَلَیۡهِمۡ سَمۡعُهُمۡ وَأَبۡصَٰرُهُمۡ وَجُلُودُهُم بِمَا کَانُواْ یَعۡمَلُونَ٢٠﴾ [فصلت: ۲۰].

ترجمه: «تا چون بدان رسند، گوش‌شان و دیدگان‌شان و پوست‌شان به آنچه مى‏کرده‏اند، بر ضدّشان گواهى دهند».

قیامت یک دادگاه عمومی است. قاضی این دادگاه، «خداوند» است. افزون بر علم و آگاهی خداوند، چشم و گوش و دست و زبان و اعضای ما هم «شاهد» این محکمه‌اند. زد وبند هم ممکن نیست ودروغ هم نمی‌توان گفت. کسی‌که زیاد به یاد آخرت باشد، گناه‌کاری او کم می‌شود. رای دادگاه را حدس بزنید!!

عینک واقع بینی

﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ ٱجۡتَنِبُواْ کَثِیرٗا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعۡضَ ٱلظَّنِّ إِثۡمٞۖ﴾ [الحجرات: ۱۲].

ترجمه: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از بسیارى از گمان‌ها بپرهیزید که پاره‏اى از گمان‌ها گناه است».

عینک خوش بینی زدن، زشت‌ها را هم نیکو جلوه می‌دهد. عینک بدبینی، بی‌جهت دشمنی و حسادت و عداوت پدید می‌آورد و دوستی‌ها را به هم می‌زند. خوشبینان بیش از حد زود فریب می‌خورند. بدبینان افراطی هم همیشه در عذابند و از همه ترسان و گریزان. چه زیباست «عینک واقع بینی» و دوری از افراط و تفریط. بدگمانی کارها را خراب می‌کند و بدی‌ها را برمی انگیزد.

خط فاصله

﴿۞یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّیۡطَٰنِۚ وَمَن یَتَّبِعۡ خُطُوَٰتِ ٱلشَّیۡطَٰنِ فَإِنَّهُۥ یَأۡمُرُ بِٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنکَرِۚ وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَیۡکُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ مَا زَکَىٰ مِنکُم مِّنۡ أَحَدٍ أَبَدٗا وَلَٰکِنَّ ٱللَّهَ یُزَکِّی مَن یَشَآءُۗ وَٱللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٞ٢١﴾ [النور: ۲۱].

ترجمه: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، پاى از پى گامهاى شیطان منهید، و هرکس پاى برجاى گام‌هاى شیطان نهد [بداند که‏] او به زشتکارى و ناپسند وامى‏دارد، و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز هیچ‌کس از شما پاک نمى‏شد، ولى [این‏] خداست که هرکس را بخواهد پاک مى‏گرداند و خدا [ست که‏] شنواىِ داناست».

نگذاریم بین خودمان و خدا فاصله بیفتد. که گم شویم. نگذاریم شیاطین، رشته پیوند میان بندگان و خداوند را پاره کند. که وصل دوباره دشوار است. بجای «خط فاصله» بکوشیم «واو عاطفه» باشیم نزدیک‌ترین دوستی، دوستی دل‌ها است.

انتخاب دوست

﴿یَٰوَیۡلَتَىٰ لَیۡتَنِی لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِیلٗا٢٨﴾ [الفرقان: ۲۸].

ترجمه: «واى بر من، کاش فلان را دوست نمى‏گرفتم».

در اینکه هزار دوست کم است و یک دشمن بسیار حرفی نیست! در این هم که انتخاب دوست، هنر است و هنر بزرگ‌تر نگهداشتن دوست است، سخنی نیست.

مهم‌تر از همه داشتن معیار در انتخاب دوست است. دوستانی انتخاب کنید که با فکر و فرهنگ وباورهای دینی و سنت‌های ارزشمند مکتبی و ملی شما متناسب باشد ، وگرنه چهره زندگی و اخلاق اجتماعی شما زشت و ناهماهنگ خواهد شد.

کسی‌که به ایمان و اخلاق و تعهد شما آسیب برساند، «وصله ناجور» بر اندام شماست!

بینش و بینایی

﴿فَمَنۡ أَبۡصَرَ فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ عَمِیَ فَعَلَیۡهَاۚ وَمَآ أَنَا۠ عَلَیۡکُم بِحَفِیظٖ﴾ [الأنعام: ۱۰۴].

ترجمه: «پس هرکه به‌دیده بصیرت بنگرد به سود خود او، و هرکس از سر بصیرت ننگرد به زیان خود اوست، و من بر شما نگهبان نیستم».

گرچه «چشم»، برای تشخیص راه و چاه و دیوار ودرّه، هنگام رفتن و عبور و مرور است، وای «راه» که همیشه کوچه و خیابان نیست که فقط چشم به کار آید!

هم «بصر» لازم است، هم «بصیرت»، ولی کدام یک لازم‌تر؟

هم «کوری» بد است، هم «کوردلی»، اما کدام یک ضایع بارتر و زیان آورتر ؟

از چشم سر چه سود، اگر «چشم دل» کور باشد؟

اگر «بینش» و «بینایی» را باهم داشته باشیم، این همان « نورٌ علی نُور» است.

آب صبر بر آتش خشم!

﴿وَیُذۡهِبۡ غَیۡظَ قُلُوبِهِمۡۗ وَیَتُوبُ ٱللَّهُ عَلَىٰ مَن یَشَآءُۗ وَٱللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ١۵﴾ [التوبه: ۱۵]. ترجمه: «خشم و کینه دل‌هاى آنان را از میان برمی‌دارد و خدا توبه هرکس را بخواهد مى‏پذیرد و خدا داناى با حکمت است».

﴿وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ﴾ [آل عمران: ۱۳۴] ترجمه: «و خشم خود را فرو می‌برند، و از مردم در می‌گذرند، و الله نیکوکاران را دوست می‌دارد»

بی‌جهت نیست که غضب را به «شعله سرکش» و «آتش گدازان» تشبیه کرده‌اند. سوزندگی خشم هم نسبت به خود فرد خشمگین است، هم نسبت به دیگرانی که مورد غضب قرار می‌گیرند!

صبر نمودن مثل آبی است که آتش خشم را خاموش می‌سازد! بر عکس، تندی و پرخاش آن شعله را، شعله ورتر می‌کند.

خوشا آنان که با «آب حلم» ، آتش غضب را فرو می‌نشانند.

اول خویش بعد درویش!

﴿وَأَنذِرۡ عَشِیرَتَکَ ٱلۡأَقۡرَبِینَ٢١۴﴾ [الشعراء: ۲۱۴].

«و بترسان خویشانت را که نزدیک‌ترند».

﴿… وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ…﴾ [البقره: ۸۳] «… و به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و بی‌نوایان نیکی کنید».

﴿وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ﴾ [الإسراء: ۲۶]

«و حق خویشاوندان را بپرداز، و (همچنین حق) مسکین، و در راه مانده را (بپرداز)».

نیکی به بستگان و خویشاوندان، جای دوری نمی‌رود.

ثمره احسان و اکرام نسبت به اقوام و عشیره، به خود انسان بر می‌گردد و آنان را به عنوان یک «پشتوانه» و «تکیه گاه» در هنگامه خطر و مواقع نیاز برای ما نگاه می‌دارد.

اگر از «خویشاوندان» خیر به یکدیگر نرسد و همه بازوی یکدیگر نباشند، از بی‌گانگان و «اغیار» چه انتظاری است؟

بال پروازِ هم باشیم، نه قیچی بریدن و چیدن بال و پر!

زکات زینت و زیبایی!

﴿وَقُل لِّلۡمُؤۡمِنَٰتِ یَغۡضُضۡنَ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِنَّ وَیَحۡفَظۡنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبۡدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنۡهَاۖ﴾ [النور: ۳۱].

ترجمه: «به زنان مؤمنه بگو، که چشمان خود را از نامحرم بپوشند و فروج خود را از حرام محفوظ بدارند و زینت و آرایش خود را جز آنچه اجباراً ظاهر میشود بر نامحرم آشکار نسازند».

زیبایی و جمال، نعمتی خدادادی است. عفاف و پاکدامنی و پرهیز از گناه هم، شکرانه و زکات این نعمت به شمار می‌رود.

چه بسیارند آنان که اسیر«چاه زیبایی» خویش‌اند. «عفاف» خویشتنداری در برابر هوس‌ها، جاذبه‌ها، دلفریبی‌ها و وسوسه‌های نفس اماره است.

جمال، هرگز مجوز ارتکاب گناه و افتادن و دامن آلودگی و افکندن دیگران به ورطه فساد نیست.

هرگز مبادا که نعمت، برای ما نقمت گردد!

________________

برگرفته از کتاب:گفته های مرواریدی نوشته محمد ریگی کوته

منبع: وااسلاماه
| ۱۴ مهر ۱۳۹۶

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 39نفر
  • بازدید امروز 25904
  • بازدید دیروز 152833
  • بازید کل 104975737

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com