پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

کاربران گرامی؛ سوالات شرعی شما از روز پنجشنبه بررسی خواهند شد ان شاءالله، سوالات بسیار زیادی دریافت شده، تکراری ها حذف خواهند شد ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9760
  • کل اعضا 1708
  • جدیدترین عضو Shahram
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 1236

مجاهده

مجاهده از به کار بستن سعی و تلاش می آید.الله-تبارک و تعالی- میفرماید:

 وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ(العنکبوت/۶۹)

(کسانی که برای ما به تلاش ایستند و در راه ما جهاد کنند آنان را در راه های منتهی به خود رهنمود میگردانیم)

ابتدا چند نکته و پیام از این آیه:

۱- براى رسیدن به هدایت ویژه‏ ى الهى، تلاش لازم است و باید گام اوّل را خود انسان بردارد. «جاهدوا – لنهدینّهم»

 ۲- گاهى، یک گام و یک لحظه تلاش خالصانه، هدایت و نجات ابدى را به دنبال دارد. («جاهدوا» به صورت ماضى و «لنهدینّهم» به صورت مضارع و مستمرّ آمده است.)

 ۳- در مدیریّت و رهبرى، لازم نیست تمام ابعاد کار از روز اوّل روشن باشد، همین که گامى الهى بر داشته شد، در وسط راه، هدایت‏هاى غیبى مى‏آید. «جاهدوا – لنهدینّهم»

 ۴- آنچه به تلاش‏ها ارزش مى‏دهد، خلوص است. «فینا»

 ۵ – راه‏هاى وصول به قرب الهى، محدودیّتى ندارد. «سبلنا»

 ۶- به وعده‏ هاى خداوند اطمینان داشته باشیم. «لنهدینّهم» (حرف لام و نون تأکید، نشانه‏ هاى تأکید است)

 ۷- نشانه‏ى نیکوکار بودن، تلاش در راه حقّ و اخلاص است. «جاهدوا فینا – لمع المحسنین»

 ۸ – همراه بودن خداى بزرگ با بنده‏اى ضعیف، یعنى رسیدن انسان به همه چیز. «انّ اللّه لمع المحسنین»

اگر بخاطر خدا سعی و تلاش کنی او تورا هدایت خواهد نمود.

عده ای گمان میکنن که مقصود این آیه کسی است که در راه خدااسلحه به دست گیرد,این بزرگترین نوع میباشد و گونه ای از گونه های جهاد است,ولی مفهوم دیگری هم وجود دارد,معنای جهد تنها این نیست که با شمشیر یا اسلحه به جنگ با دشمنان الله عز و جل بروی.بلکه معنای جهاد دربرگیرنده تر و گسترده تر از اینهاست.

جهد در لغت به معنای به کار بستن تمام سعی و تلاش و بهره جستن از توان و نیرو به خاطر الله میباشد و این معنای جهاد است..

علما جهاد را به چهارده قسمت تقسیم نموده اند.به همین خاطر معاذ بن جبل که در سفر همراه پیامبر (ص) بودنزد وی آمد و از او پرسید:عملی را به من نشان بده که مرا به بهشت ببرد,رسول الله(ص)جواب داد با فلان کار و فلان کار,پس فرمود:((الا ادلک علی رأس الأمور و عموده و ذروه سنامه؟))

(آیا بزرگترین کار,ستون و نوک قله اش را به تو نشان ندهم؟)گفت بله ای رسول الله(ص)!

پیامبر فرمود:((رأس الأمر الاسلام و عموده الصلاه و ذروه سنامه الجهاد)) [احمد ۲۱۵۶۳ و ترمذی ۲۶۱۶]

(بزرگترین کار اسلام است ستونش نماز و نوک قله اش جهاد است)

برخی از مردم میگویند :نوک قله ی اسلام آن است که شخصا با دشمنان خدا بجنگی.اما این مفهوم شامل تر از این است,بنابر این نوک قله ی اسلام آن است که چهارده نوع جهاد را با هم جمع کنی و این سخن ما نیست بلکه سخن علما است و ابن قیم _رحمه الله_نیز یکی از آنهاست.

انواع چهارده گانه ی جهاد اینگونه تقسیم بندی میشوند:

_پنج نوع مجاهده با نفس.

_دو نوع مجاهده با شیطان.

_سه نوع مجاهده با سرکشان و منافقان.

_چهار نوع مجاهده با کفار.

پنج نوع جهاد با نفس

۱_مجاهده در دفع شهواتی که نفس تورا به انجام آن وا می دارد.

۲_مجاهده با نفس در آموختن علم,خجالت آور است که هزاران مسلمان نمیتوانند قرآن را درست تلاوت کنند.هر مسلمانی می بایست امور دینش را یاد بگیرد و بخاطر الله علم بیاموزد.

۳_مجاهده با نفس در عمل به آنچه آموخته است.

۴_مجاهده با نفس در دعوت مردم به سوی عمل به آنچه تو آموخته ای و بدان عمل نموده ای.

۵_صبر در برابر سختی ها و دشواریهای دعوت.

پس اگر این مراحل جهاد با نفس را پشت سر گذاشتی به مقام ربانی رسیده و به آن دسته از کسانی میپیوندی که اگر به نام خدا قسم یادکنند خداوند قسمشان را محقق می گرداند.همانگونه که در حدیث ۲۶۲۲ مسلم از ابوهریره _رضی الله عنه_آمده است.

 

دو نوع جهاد با شیطان

۱_مجاهده با شیطان بوسیله ی صبر در دور کردن شهوت هایی که بر تو عرضه میدارد.

۲_مجاهده با شیطان در دور کردن شبهاتی که بر سر راهت قرار میدهد به وسیله ی یقین به خدا.مثل اینکه به تو بگوید: خدا را چه کسی آفریده است؟یا از کجا میدانی بهشت و دوزخی هم هست!

وقتی با تو چنین میکند نگو که نفسم پلید شده!زیرا شیطان است که این افکار را به ذهنت می اندازد.اگر به الله پناه ببری و آنرا از خودت دور کنی از تو دور میشود.

پس اگر این دو مرحله از جهاد با شیطان را پشت سر گذاشتی امام برگزیده ی مومنان میشوی که خدا تو را انتخاب نموده و تو را پیشوای مومنان میگرداند..

 سه نوع جهاد با عاصیان

۱_جهاد با عاصیان بوسیله ی دست:اگر سرپرستی شان به عهده ی تو بود مثل خانواده یا کسانی که مسئولیتشان را به عهده داری.اما اگر مسئول نبودی نباید عملی و با دست به جهاد بپردازی.

۲_جهاد با عاصیان بوسیله ی زبان:اگر نتوانستی عملا و با دست به مجاهده با عاصیان گناهکار بپردازی پس با زبان به جهاد با آنان برخیز.اگر کار حرامی را دیدی ساکت منشین و کار عصیانگر را مودبانه رد کن,مبادا بی خیال و بی پروا شوی چون مسلمان نباید نسبت به دریده شدن حرمت الهی بی اهمیت باشد…

۳_جهاد با عصیانگران بوسیله ی قلب:این ضعیف ترین درجه ی ایمان است.

چهار نوع جهاد با کفار

۱_جهاد با کفار با قلب,بدین ترتیب که از آنان متنفر باشی,روابط دوستی با آنان برقرار نکنی,خود را به آنان تشبیه ننمایی و شیفته و مجذوبشان نشوی.

۲_جهاد با کفار بوسیله ی زبان.

۳_جهاد با کفار بوسیله ی مالی که در راه خدا انفاق می نمایی.

۴_جهاد جانی با کفار.

 

به همین خاطر از تو میخواهم که آرزو کنی که مجاهدی در راه الله باشی:با صبر بر طاعت خدا,با دفع شبهات و شهوت های شیطانی,با دعوت به سوی الله و با امر به معروف و نهی از منکر به مناسب ترین شیوه.

اگر این کار ها را انجام دهی مجاهد هستی.

بهترین مخلوقات کسی است که مراتب جهاد را به پایان برساند.به همین جهت رسول الله_صلی الله علیه و سلم_بهترین و سرور مخلوقات میباشد.

اینها انواع مجاهده هستند.چند قسمت از چهارده قسمت را تکمیل کرده ای؟

آیا امور دینت را می آموزی؟آیا آیاتی از قرآن را حفظ نموده ای؟آیا تفسیر آیات قرآن را مطالعه کرده ای؟آیا کتاب فقه السنه را خوانده ای؟کتاب ریاض الصالحین,سیره نبوی,تفسیر ابن کثیر؟آیا قراءت قرآن را آموخته ای؟

آیا آنچه را در کلاس درس میشنوی و یاد میگیری در عمل انجام میدهی؟

آیا به یکی از دوستانت کمک کرده ای؟آیا در رابطه با دین با مردم صحبت کرده ای؟آیا سعی داشتی تا این حدیث رسول الله (ص) را پیاده کنی که فرمود((بلغوا عنی و لو آیه)) [بخاری ۳۴۶۱ از عبدالله بن عمرو بن عاص_رضی الله عنهما]

آیا در برابر نفس مقاومت کرده و شهوت ها را از خود رانده ای؟آیا به خودت گفته ای هرگز مرتکب این گناه نمیشوم؟

اینها مراتب جهاد است چه مقدار آنرا تکمیل کرده ای؟

مخلوقات بخاطر تفاوت در مراتب جهاد نزد الله تعالی با هم فرق دارند.میخواهی این امور را به اتمام برسانی؟چه چیزی مانع از این کار میشود؟

این همان جهاد با نفس است…

نمونه هایی از کسانی که واقعا در راه الله مجاهده نمودند
من از صد سال اول عمر این امت مثالی می آورم.یعنی از بعثت رسول الله (ص) تا گذشت صد سال از دعوت که از نظر تاریخی تا بعد از نیمه ی دوران اموی میباشد.باهم ببینیم:

دفعات اجرای حد زنا در دولت اسلامی مجموعا شش بار است!!چگونه چنین اتفاقی می افتد؟!این امتی است که مجاهدت را آموخته است,یک سال پیش از بعثت رسول الله (ص) فحشا در این امت منتشر بود.در مکه جلو خانه های روسپی گری و زنا پرچم های قرمزی نصب میشد تا کسی که میخواهد به آنجا برود.اما از روز بعثت پیامبر و آغاز دعوت رسول الله (ص) مردانی را تربیت کرد و به آنها مجاهده را آموخت,پس آنان آموختند و صد سال بر آن پا فشاری نمودند.حد سرقت در صد سال فقط چهار بار اجرا شد.

عمر بن خطاب(رض)نزد ابوبکر(رض) رفت و از او خواست تا او را از منصب قضاوت عزل نماید زیرا در طی دوسال هیچ کس جهت حل اختلاف نزد او نیامده بود.

_روزی عمر بن خطاب(رض) بر بالای منبر رفت و گفت: در مکه به چوپانی گوسفندان میپرداختم زیر گوسفندان را می شستم و شیرشان را می دوشیدم و در مقابل چند دانه خرما میگرفتم سپس از منبر پایین آمد.

علی بن ابی طالب (رض) به او گفت: امیر المومنین!بنظر من می خواستی خودت را توبیخ کنی؟!

عمر (رض) گفت:همین را می خواستم دوست داشتم نفسم را ادب کنم و به او گفتم: به باد داشته باش و این کار را در برابر جمعیت انجام دادم.

_علی بن ابی طالب (رض) شب را به نماز خواندن سپری می کند,در آخر شب صدایش را میشنوند او در حالی که ریشش را گرفته بود گریه می کرد و می گفت: ای دنیا !برو و دیگران را بفریب.آیا خودت را برای من می آرایی در حالی که من تو را سه طلاقه نموده ام.خطرت بزرگ و سفرت کوتاه است ای وای,ای وای از کمی توشه و دوری راه..

_عبدالله بن رواحه(رض) در غزوه ی موته متوجه شد که هرکسی پرچم را بر میدارد کشته می شود,نوبت به او رسید.او پرچم را به دست گرفت و در همان حال که در وسط جنگ و نبرد بود پسرعمویش,رانی کباب شده برایش آورد و به او گفت:ابن رواحه!تو شش روز است که می جنگی,این را بگیر تا نیرویی به دست آری.

تکه ی گوشت را گرفت و یک گاز به آن زد سپس نگاهی به آن کرد و گفت:ابن رواحه!این دیگر چیست؟تو هنوز در دنیا بسر میبری؟بخدا قسم نباید در دنیا باشی.پسر عمو!این را بگیر,او به میدان جنگ رفت و جنگید و شهید شد.

رسول الله (ص) در رابطه با او و دوستانش که در همان جنگ کشته شده بودند فرمود:((رفعوا لی فی الجنه علی سرر من ذهب)) [ابن هشام در السیره۳۰/۵ و ابونعیم در الحلیه ۱۲۰/۱ ر.ک:مجمع الزواید ۱۶۰/۶]

(در برابر دیدگانم بر تخت هایی از طلا در بهشت برافراشته شدند)

پس میان مجاهدت با نفس و بهشت فقط یک ثانیه است!!

_علی بن ابی طالب (رض) در حالی که فقط بیست ساله بود در بستر رسول الله(ص) خوابید,تو وقتی که بیست ساله بودی چه کردی؟

هنگامی که درباره ی آن شب از او سوال کردند گفت:آرام ترین شبی بود که در عمرم سپری کردم.چرا؟زیرا با وجود سن و سال کم مرد بود..

_زنانی که می گویند نمیتوانند در برابر گناه و معصیت ایستادگی و مقاومت نمایند و بخاطر ظلم و ستم شوهرانشان وقت کافی جهت عبادت ندارند!!این اسماء دختر ابوبکر (رض) است که هنگام هجرت پای پیاده مسافتی حدود پنج کیلومتر را از مکه تا غار ثور می پیماید و غذا می آورد.در حالی که هفت ماهه باردار بود و فقط بیست و سه سال سن داشت.

چه کسانی رسول الله (ص) را در هجرت یاری کردند؟آنان جوانانی کم سن و سال بودند.جوانان امروز کجایند؟مقاومت تو در برابر نفست کجاست؟آیا تمام مقاومت و ایستادگی تو در یک وعده غذای لذیذ یک تفریح لذت بخش و یک آواز خوش خلاصه میگردد؟

از یکی از داستانهای کارتونی که برای بچه ها پخش میشود حیرت زده شدم و آنرا گواه قرار می دهم زیرا با وجود بچگانه بودن بسیار عبرت انگیز بود.نام این فیلم کارتونی (آلیس در سرزمین عجایب) است.وقتی آلیس می رفت بچه گربه ای جلویش پدیدار شد او در حالی که بر سر چند راهی بود از او پرسید:ای گربه از کدام طرف بروم؟گربه پرسید میخواهی کجا بروی؟گفت: نمی دانم!گفت:پس از هرکدام از این راه ها که میخواهی برو.تا وقتی که نمیدانی به کجا میخواهی بروی پس این راه ها باهم فرقی ندارند.

هدف تو چیست؟چه می خواهی؟الله را میخواهی؟راه رسیدن به خدا کاملا واضح و آشکار است و شما به کلاسهای طولانی مدت نیاز ندارید.ولی باید هدفت را مشخص کنی اگر نمی دانی چه می خواهی در دنیا سرگردان خواهی شد و در حالی خواهی مرد که نمیدانی چه می خواهی و روز قیامت محشور خواهی شد در حالی که نمیدانی کجا ایستاده ای و کجا می روی.هدفت را مشخص کن.

_ابن قیم گوید:(ای بی اراده! در این راه_یعنی راه خدا_نوح پیر شد,یحیی ذبح شد,زکریا اره اره شد,ابراهیم در آتش افکنده شد و محمد (ص) شکنجه شد. در حالی که تو اسلام ساده و آسان را می خواهی که به پایت بیفتد)

———————————————

کتاب اصلاح قلبها:دکتر عمرو خالد

| ۲۱ مهر ۱۳۹۲

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 11نفر
  • بازدید امروز 27202
  • بازدید دیروز 18366
  • بازید کل 107708202

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com