پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

کاربران ارجمند؛ به سوالات تکراری پاسخ داده نمی شود لطفا ابتدا سوال خود را در سایت جستجو نمایید ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9765
  • کل اعضا 1708
  • جدیدترین عضو شهرام گلی
خبرنامه
shina
| بازدیدها: 42721

﴿ یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا قُمۡتُمۡ إِلَى ٱلصَّلَوٰهِ فَٱغۡسِلُواْ وُجُوهَکُمۡ وَأَیۡدِیَکُمۡ إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ وَٱمۡسَحُواْ بِرُءُوسِکُمۡ وَأَرۡجُلَکُمۡ إِلَى ٱلۡکَعۡبَیۡنِ ….﴾ [المائ‍ده: ۶] «ای مؤمنان! هنگامی که برای نماز بپاخاستید (و وضو نداشتید)، صورت‌ها و دست‌های خود را همراه با آرنجها (یا تا آرنجها) بشوئید، و سرهای خود (همه یا قسمتی از آنها) را مسح کنید و پاهای خود را تا……..

در اعراب کلمات دقت کنید:
﴿وُجُوهَکُمۡ﴾ منصوب.
﴿وَأَیۡدِیَکُمۡ﴾ منصوب.
﴿بِرُءُوسِکُمۡ﴾ مجرور.
﴿وَأَرۡجُلَکُمۡ﴾ منصوب.

ما می‌دانیم اعراب مفعول در قواعد عربی منصوب است و حرف جر اسم ما بعد خود را جر می‌دهد یعنی مجرور می‌شود.

هم چنین می‌دانیم (و) از حروف عطف می‌باشد که معطوف را بر معطوف علیه عطف می‌دهد یعنی از لحاظ اعرابی یک علامت خواهند داشت. و گاه این عطف بر محل معطوف علیه می‌باشد. مثلا در این آیه کریمه خدای متعال می‌فرماید: ﴿أَنَّ اللَّهَ بَرِیءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَرَسُولُهُ﴾ (توبه: ۳): «همانا خداوند از مشرکان بیزار است و رسول او…» یعنی خدا و رسولش از مشرکان بیزار است.

حالا چرا می‌گوییم: خدا و رسول از مشرکان بیزار است؟…چون اولا از نظر معنوی محال است که خداوند از مشرکان و رسولش بیزار باشد.. و ثانیا رسول بر مشرکین عطف نشده است چون اگر عطف می‌شد باید به تبع مشرکین که مجرور به حرف جر است مجرور می‌شد (وَرَسُولِهِ) …بنابراین این (واو) آن را به جای دیگر عطف می‌کند یعنی به (الله)… اما (الله) منصوب است ولی (رسول) مرفوع…. پس چرا یک علامت اعرابی ندارند؟… می‌گوییم: رسول بر محل اسم (الله) عطف شده است…محل اسم (الله) در واقع مبتداست که حرف ناسخه (إن) آن را منصوب کرده است.

در آیه مذکور ﴿وُجُوهَکُمۡ﴾ منصوب و مفعول فعل ﴿فَٱغۡسِلُواْ﴾ می‌باشد… ﴿وَأَیۡدِیَکُمۡ﴾ بنا بر عطف بر ﴿وُجُوهَکُمۡ﴾ منصوب شده است.
«رُءُوسِکُمۡ» مجرور به حرف جر (ب) متعلق به ﴿وَٱمۡسَحُواْ﴾ می‌باشد…اما ﴿وَأَرۡجُلَکُمۡ﴾: واو حرف عطف ﴿وَأَرۡجُلَکُمۡ﴾ چنان که در قرائت صحیح و راجح وارد شده منصوب می‌باشد خوب ما می‌دانیم: منصوب بودن دلالت بر مفعولیت (مفعول به – مفعول لأجله – مفعول مطلق- مفعول معه) و نقش‌هایی مانند (مستثنی، حال، تمییز، خبر کان و…..یا اسم ان یا لا نافیه جنس) می‌کند.
لزوما این «أَرۡجُلَکُمۡ» بر «رُءُوسِکُمۡ» عطف نشده چون اگر عطف می‌شد باید مجرور می‌گشت همانطور که در آیه تیمم چنین آمده است: ﴿فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُمْ﴾ (نساء: ۴۳): «و دست‌ها و صورت‌هایتان را (با خاک) مسح کنید».
«أَیْدِیکُمْ» معطوف بر «وُجُوهِکُمْ» می‌باشد و به همین خاطر مجرور آمده است.
﴿وَامْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ…..﴾ (سوره مائده: ۶)
﴿فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُمْ…….﴾ (نساء: ۴۳)
هم چنین معلوم است که ﴿أَرْجُلَکُمْ﴾ هیچ کدام از نقش‌های (مستثنی، حال، تمییز، خبر کان و…..یا اسم ان یا لای نافیه جنس) را ندارد.

پس به کجا برمی گردد؟ چاره‌ای نداریم بگوییم عطف است بر ﴿وُجُوهَکُمۡ﴾، که مفعول ﴿فَٱغۡسِلُواْ﴾ بود. در نیتجه معنایش می‌شود: و بشویید پاهایتان.

شاید کسی بپرسد: خوب چرا بعد از همان ﴿وُجُوهَکُمۡ وَأَیۡدِیَکُمۡ﴾ نیامده است؟
جواب روشن است: به خاطر ترتیب الزامی وضو. (صورت – دست – سر – پا)

یعنی مراعات ترتیب شده است.

شاید دوباره پرسیده شود: خوب می‌توانست (وَاغْسِلُوا) را قبل از ﴿أَرْجُلَکُمْ﴾ دوباره ذکر کند؟
جواب: ذکر نشده به خاطر ایجاز و پرهیز از اطناب در کلام. ما در کلام عرب و قرآن کریم از این نمونه‌ها بسیار داریم:
مثلا: ﴿یُرْسَلُ عَلَیْکُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنْتَصِرَانِ﴾ (الرحمان: ۳۵)
کلمه نحاس مرفوع است چون بر ﴿شُوَاظٌ﴾ عطف شده… به همین خاطر مجرور نشده است و شواظ نائب فاعل (یرسل علی) می‌باشد. و نفرموده: (….ویُرسَلُ علیکما نحاس).
و این مثال: ﴿أَنَّ اللَّهَ بَرِیءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَرَسُولُهُ﴾ (توبه: ۳) که قبلا از آن صحبت کردیم.
* اما ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست: ﴿وَأَرۡجُلَکُمۡ﴾ در بعضی قرائت‌ها به صورت مجرور وارد شده است، یعنی بر «رُءُوسِکُمۡ» عطف شده است؟ آیا این مسح پا را توجیه نمی‌کند؟…
بله، تا حد بسیار ضعیفی می‌تواند توجیه کند به همین خاطر کسانی به صورت شاذ از اهل سنت این قرائت را دال بر مخیر بودن بین (مسح) و (غسل) دانسته اند!!
اما باز در این صورت (در صورت مجرور بودن، اگر چه این قرائت، در مصحف فعلی مضبوط نیست) شستن پا راجح است.
دلیلش این است که در صورت مجرور بودن بر لفظ «رُءُوسِکُمۡ» عطف شده نه بر معنای آن. یعنی از باب مجاورت با یک مجرور، مجرور شده و گرنه از لحاظ معنا به همان (غسل صورت و دست) بر می‌گردد و این در قرآن نمونه دارد.

مثلا در همان آیه که ذکر کردیم: ﴿یُرْسَلُ عَلَیْکُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنْتَصِرَانِ﴾ (الرحمان: ۳۵)… در قرائتی دیگر کلمه (نحاس) مجرور آمده است ولی از نظر معنا به همان نار معطوف است… چرا که نحاس به دود یا مس گداخته می‌گویند و از شواظ (آتش بی دود) نیست که گفته شود. (شواظ از دو جنس: نار و نحاس)

* شاید پرسیده شود: آیا امکان دارد (در صورت مجرور بودن ﴿وَأَرۡجُلَکُمۡ﴾) دو چیز بر هم عطف شوند در حالی که فعل آنها تنها به یکی تعلق بگیرد… یعنی ﴿وَٱمۡسَحُواْ تنها برای ﴿بِرُءُوسِکُمۡ﴾ باشد و برای (وأَرْجلِکم) نباشد؟

بله در کلام عرب این جایز است مثلا می‌گویند: «أکلت الخبزَ واللبنَ»: نان و شیر خوردم… در حالی که برای (لبن= شیر) فعل (شرب = نوشیدن) به کار می‌رود یعنی (: أکلت الخبز و (شربت) اللبن).

* شاید کسی بپرسد: خوب چرا قبل از  ﴿وَأَرۡجُلَکُمۡ﴾ فعل مقدر «اِمْسَحُواْ» قرار ندهیم؟
به دو دلیل نمی‌توانیم: یکی اینکه چیزی تکرار شده که هیچ فایده‌ای ندارد…. وَامْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ و(امْسَحُوا) أَرْجَلَکُمْ.

دوما چرا بعد از (وامسحوا) ب (زائده) آمده است؟ برای تقویت عامل ﴿وَامْسَحُوا﴾ در معمول خود (رُءُوسِکُمْ) بنابراین حذف آن در ﴿وَأَرۡجُلَکُمۡ﴾ باز دلیلی برآن است که اگر قرار باشد فعلی مقدر کنیم باید فعل (وَاغْسِلُوا) را مقدر کنیم چون فعل (وَاغْسِلُوا) بدون تقویت حرف زائده خود به تنهایی در معمول خود قوی است.

* شاید بپرسند: (ب) در ﴿بِرُءُوسِکُمۡ﴾زائده نیست بلکه از حروف اصلی است و دلالت بر تبعیض دارد.
جواب: باز توفیری نخواهد کرد… اگر (ب) را بر معنای تبعیض گرفتیم یعنی قسمتی از سر مسح شود… و در مسح نیز قسمتی از پا مسح می‌شود… بنابراین بایست در صورت فعل مقدر باز (ب) ذکر می‌شد که ذکر نشده است.
این خلاصه‌ای بود از موضوع وضو در قرآن کریم – بدون پرداختن به روایات –
خدای متعال همه ما را از متطهران قرار دهد.
موضوع:, قرآن و حديث
| ۱۹ آبان ۱۳۹۲
۳۲ پاسخ به “چرا اهل سنت پاها را در وضو می شویند ؟”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    عبدالواسع خالقی says:

    من در استرالیا زنده گی میکنم ٬ بعضی اوقات همراه دوستان خود که از سوریه هستند و در سوریه از دانشگاه زبان وادبیات فارغ شده و فعلن { فعلا } به حیث ترجمان زبان عربی در دفتر مهاجرت مصرف کار هسند در مورد معنی سوره مائده ایت ۶ معلومات خواستم درقرأن ایت را برایشان نشان داده و از ایشان خواهان ترجمه ان شدم خانم و شوهر که جوزفین و دیپ نام دارند و عیسوی هستند هر دو به ایت چشم دوختند و هر دو گفتند که پا ها شسته شود به همین ایت امده و همین معنی را میدهد . یعنی که پا ها شسته شود . ناگفته نماند خانم و شوهر ادیب خوب ودر زبان عربی و ریشه کلمات عربی اشنایی قابل وصفی دارند .

  2. وضعیت کاربر : مهمان
    سلمان says:

    بسمه تعالی
    فعل (( وامسحوا )) مفعول می خواهد و مفعولش ترکیب (برئوسکم) می باشد (رئوس) مجرور به حرف جر (ب) است ولی ترکیب (برئوسکم ) محلا منصوب و (ارجلکم) معطوف به محل (برئوسکم) است. درهمین مثالی که زدید (ان الله بری من المشرکین و رسوله) کلمه (رسول) معطوف به محل الله است که مبتدای جمله است و الّا اعراب ظاهری (الله) منصوب است و (رسول) مرفوع!!!!
    ولی اینکه (ارجل) معطوف به (ب) نشده به دلیل این است که آن جزئیت که در مسح سر مطرح است در مسح پا مطرح نیست و باید حدفاصل نوک انگشتان تا برآمدگی مسح شود.
    ولی اینکه فرمودید (ارجل ) معطوف به (وجوه) است از نظر زبان شناسی عطف قبیح است چون بین این دو فعل آمده.
    والسلام علی من اتبع الهدی

    • وضعیت کاربر : مهمان
      پاسخ سلمان says:

      این قواعدی که جنابعالی بیان کردید لازمه قواعد عربی رو باید بر اساس سلیقه شما از نو بنویسند چون سلیقه شخصی شما با قواعد عربی یکی نیست، معلومم نیست خودت فهمیدی چه گفتی یا نه . رئوسکم مجروره اما محلا منصوبه !!!
      همه دارن می بیننش که خدا اونو هم محلا و هم واقعتا مجرورش کرده و همه می بیین که (ارجلکم) را هم محلا و هم واقعتا منصوبش کرده که عطف بر شستن (پا) است .
      ازعجیب بودن دیگر فرمایش تون اینه که نوشتی : عطف قبیح ، واقعا عطف قبیح چه صیغه ایست فکرکنم عطف قبیح از نو در حال ساخته شدن است جوری حرف میزنی که یک کاربری که به زبان عربی آشنایی نداره بخونه فکر کنه راست میگی و چیزی بلدی !!

    • وضعیت کاربر : مهمان
      سلمان says:

      دوست عزیز به شما پیشنهاد میکنم در مورد عطف به محل بیشتر تحقیق کنید ، این اختراع بنده نیست !!
      فعل امسحوا مفعول می خواهد یا نه؟؟ به تعبیر شما (رئوسکم) مجرور است و (ارجلکم) هم معطوف . پس فعل مفعول ندارد!!!!
      این طور نیست بلکه ترکیب (برئوسکم)محلا منصوب است و نقش مفعول فعل را ایفا می کند ، پس عطف (ارجلکم) به محل (برئوسکم) صحیح است.

    • وضعیت کاربر : مهمان
      پاسخ سلمان says:

      فعل (( وامسحوا )) مفعول می خواهد و مفعولش (برئوسکم) می باشد این درست است و معنی آن می شود سرهای تان را مسح کنید . و (ارجلکم) عطف به (فاغسلوا) است به دلیل اینکه مانند (وجوهکم) و (ایدکم) منصوب است و جالب است که هر سه معفولی که خداوند امر به شستن شان فرموده است یکنواخت منصوب هستند و حتی یک دانش آموز کلاس اولی هم می بینه که خدا هر سه مفعول را منصوب کرده است پس معنی میشود صورت های و دستها و پاهای خود را بشوید و جنابعالی هرچه زور بزنی منصوب بودن (ارجلکم) تغییر نمی کنه چون خدا تغییرش نمیده .
      اگه خداوند (ارجلکم) را در قرآن مجرور می کرد اون وقت حرف شما درست می شد اما می بینیم که مجرورش نکرده است و منصوبش کرده است.

      توجیهات شما سلیقه شخصی شما هستند که نه قابل فهم هستن و نه منطبق با قوانین لغت عربی .

    • وضعیت کاربر : مهمان
      سلمان says:

      برادر مسلمان ، بیائید به دور از تعصبات مذهبی قدری علمی و مستدل صحبت کنیم ، کنایه زدن زیبنده یک مسلمان نیست.
      ۱- اگر قبول کردید ترکیب (برئوسکم) مفعول (امسحوا) است پس باید قبول کنید که ترکیب (برئوسکم) محلا منصوب است ، پس وقتی (ارجلکم) معطوف به (برئوسکم) باشد ، منصوب خواهد شد ، (ارجلکم )زمانی مجرور می بود که عطف به (رئوسکم) شود و در این صورت در محتوا هم (باء تبعیض) در مسح پا هم لحاظ میشد یعنی ترجمه به این شکل میشد : ( بر (قسمتی از) سرهایتان و (قسمتی از) پاهایتان تا دو برآمدگی مسح کنید.) که با توجه به اینکه حدود مسح پا تا برآمدگی مشخص شده دیگر تبعیض معنایی ندارد.
      و پس ( ارجلکم ) معطوف به محل (برئوسکم) است و مشمول (باء تبعیض) نمی شود.
      ۲- در خصوص اینکه فرمودید (ارجلکم) معطوف به (وجوهکم) است ، عرض کردم که چون میان این دو فعل آمده در اصطلاح عطف قبیح است که البته این گونه عطف ، از لحاظ قواعد عربی غلط نیست ولی مغایر با فصاحت و بلاغت کلام است که در قرآن نمونه ای از این گونه عطف نداریم.
      ۳- قبلا به شما پیشنهاد کرده بودم (ولی گویا شما نادیده گرفتید ) قدری در مورد قواعد عطف به محل و در مورد اصطلاح عطف قبیح بررسی کنید تا فکر نکنید این اصطلاحات را از خود اختراع کرده ام.(در همان آیه ان الله بری من المشرکین و رسوله) ، (رسول) عطف به محل (ان الله) شده و الا اگر عطف به (الله) می شد باید منصوب می بود نه مرفوع.

  3. وضعیت کاربر : مهمان
    ابو علي اكبر says:

    با سلام اگر اینجوری که شما توضیح دادین تعالیم اهل بیت پیامبر اشتباه بوده بچسبیم به توضیح شما یعنی شما قران را بهتر از اونا بلدین تفسیر کنین شماها کسانی هستین که خداوند در قران سوره الصف ایه ۸و۹ وصف کرده ولی روزی میرسد حقیقت اشکار میشود بروید توبه کنید که خدا قبول کننده توبه است

  4. وضعیت کاربر : مهمان
    a says:

    کاملا دلیل تراشی است . بالاخره پیامبر ۲۳ سال وضور گرفت کدام روش بود؟؟؟

  5. وضعیت کاربر : مهمان
    رسول says:

    توجیهات برای غسل و مسح قابل اعمال است و هرچه می گوئید نقض آن را هم به نوعی بیان می کنید. چه مانعی دارد که ارجل منصوب مانند رسوله مرفوع که عطف به محل ان الله شده عطف به محل مفعول به شده باشد. توضیحات شما و اهل شیعه به نظر توجیه است برای تصمیمی که از قبل اخذ شده.


  6. عبدالواحد says:

    واقعا که..چه توهینی؟؟؟؟!!!


  7. عبدالواحد says:

    این اظهار نظر به دلیل اهانت و شیوه بیان غیر علمی حذف گردید .


  8. عبدالواحد says:

    سلام.
    چرا نمیفرمائید برئوسکم مفعول امسحوا هست و ایدیکم عطف به محل رئوسکم؟
    چه مشکلی داره؟


  9. مجتبی says:

    بنده کتمان نمی کنم که شیعه هستم. ولی سعی کردم کاملا منصفانه نگاه کنم و انصافا این که کلام شما حق باشد را خیلی بعید دیدم.
    یک نمونه بیارید که بین معطوف و معطوف علیه یک جمله شامل فعل و فاعل و مفعول به… فاصله بیاندازد. به نظر خیلی بعید است که ارجلکم عطف به ایدیکم باشد خیلی بعید است و احتمال عقلایی این است که عطف بر همان رووسکم باشد. جواب این پرسش که چرا در اعراب تبعیت ندارد هم چنان سخت نیست!
    توجه کنید که رووسکم مفعول است و به خاطر باء زائده ای که داخلش شده مجرور شده. پس عطف به رووسکم می تواند منصوب باشد (به اعتبار محل) و می تواند مجرور باشد (به اعتبار لفظ). این مسئله بعضا در کتب مقدماتی نحو شرح داده می شود. و خدمتتان عرض می کنم وقتی گفته می شود که قرائت ارجلٍکم وجود دارد و صحیح است (که البته بنده نسبت به این مورد اطلاعی ندارم و ادعایی هم نکردم) نه به این معنی اس که ما قول خدا را به سلیق بدل می کنیم و جور دیگر می خوانیم! مثل کسانی که حکم خدا را بعد از نبی تبدیل کردند و ندای «بدعه و نعم البدعه» سر دادند. بلکه منظور این است که چنان قرائتی هم از رواه به عنوان قرائت حضرت خاتم المرسلین رسول رب العالمین صلوات الله علیه و آله نقل شده است.

    پاسخ :
    کاربران محترم ، این فرد متاسفانه هیچ آشنایی به قواعد زبان عربی ندارد و هذیان می گوید ، و نمی داند چه نوشته است !


  10. sadegh adel says:

    سلام
    ایا فخر رازی و کتاب او « تفسیر کبیر » مورد وثوق شما هست؟


  11. محمدصادق عادل مهربان says:

    سلام و رحمت الله

    فتوای علمای اهل سنت در رابطه با تیمم بدل از وضو و غسل که در فتاوای شیعه موجود است چیست؟


  12. عبدالرحمان says:

    خوشکه خواى گه وره له ترازى به ت اگر وب سایت هیه معرفى به که


  13. دانشجو.... says:

    با سلام و خسته نباشید از مطلب بسیار مفید شما کمال تشکر را دارم


  14. عبدالحق says:

    سلام شما درباره اختلاف در قرائت قران نشنیده اید؟بسیاری از اهل سنت به ان باور دارند چون در صحیح بخاری روایت منسوب به پیامبر اسلام است که قران با ۷قرائت بر من نازل شده است
    هرچند بسیاری از قران پژوهان وبرخی از علمای شیعه وسنی داستان اختلاف در قرائت را رد میکنند وان را ساختگی میدانند اما بسیاری از علمای اهل سنت به ان باور دارند

    سلام سوالات دیگری از شما دارم لطفا جواب بدهید
    ولین سوال: نظر شما درباره کتاب تاریخ یعقوبی چیست؟
    دومین سوال : نظر علمای اهل سنت درباره شخصیت نویسنده تاریخ یعقوبی چیست؟
    سومین سوال: ایا شیعه بودن نویسنده تاریخ یعقوبی باعث میشود تمام مطالب کتاب تاریخ یعقوبی باطل باشد ؟
    چهارمین سوال: ایا مطلبی ویا روایتی در کتاب تاریخ یعقوبی هست که نزد اهل سنت معتبر باشد؟
    پنجمین سوال : ایا قضیه ازدواج خلیفه دوم وام کلثوم دختر امام علی در کتاب تاریخ یعقوبی امده است؟


  15. خواف.دانشجو says:

    سلام چون ما اهل سنت احکامان را از خلیفه دوم میگیریم نه از پیامبر(ص) من طبق تحقیقاتم که از صحیحین داشتم خیلی از روایاتشان تعارض دارد؟ولی از شیعیان دیدام در کتب کافی و کتب معترشان خیلی کم هست.

    پاسخ :
    اولا ؛ سنی بودن شما خیلی بعید بنظر می رسد .
    ثانیا ؛ اهل سنت احکام شان را از رسول خدا ص میگیرند نه از خلیفه دوم، خلیفه دوم دین و رسالت جدیدی نداشت که به مردم عرضه کند بلکه خود تابع رسول خدا بود .
    ثالثا ؛ اگر شما تحقیقی در صحیحین می کردید هیچ وقت از این دروغ ها نمی زدید ، چون در صحیحین تعارضی وجود ندارد .
    رابعا ؛ هرگاه خواستید دروغی بسازید باید خیلی در مورد آن تحقیق کنید چون افراد زیادی هستند که آنها را بر ملاء می کنند .
    خامسا ؛ برای شما و دیگر هم نوعان شما دعای هدایت و شفا می کنیم .


  16. عمو says:

    این اظهار نظر به دلیل بیهوده گویی وغیر علمی بودن حذف گردید .


  17. maede says:

    واقعا عالی بود. خیلی زیبا پاسخ دادید.لذت بردم.


  18. خلفان says:

    سلام.بحث خوبی بود اما از یک جنبه بررسی نموده اید و از جنبه مجرور بودن ارجلکم که قرائت صحیحی است توجه ننموده اید،زیرا قرآن هم بر شستن و هم بر مسح دلالت می دهد و اهل سنت هم شستن پا و هم مسح نمودن پا دارند نه یکی منتها با تبیین پیامبر خدا (ص) پای برهنه در وضو شسته می شود و پای پوشیده مسح.

    پاسخ :
    برادر عزیز ؛ قرآن (ارجلکم) را منصوب کرده است و شما آن را مجرور می نمائید و می فرمائید این قرائت صحیح تراست ؟!
    صحیح آن است که خداوند ذکرش کرده است .


  19. حیدر says:

    اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا إِلَٰهًا وَاحِدًا ۖ لَّا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿٣١﴾ اگر این آیه را خوانده باشیم متوجه می شویم که حرکت المسیح منصوب است اما این طور شیعه می گوید معنی کنیم چه می شود می شود عقیده مسیحیت.
    والسلام


  20. مجتبی ال صادق says:

    با سلام چرا نگوییم که ارجلکم به نصب علف شده است بر محل رووس چون مجرور به حرف جر معقول با واسطه است برای فعل متعلق خود کما اینکه این نصب محلی در منصوب به نزع خافض خود را نمایان می سازد ..


  21. شيرين says:

    خیلی عالی بود.جزاک الله.


  22. الهـــام says:

    سلام علیکم
    جزاک الله خیرا برادر گرامی از مطلب بسیار بجا ومفید تون تشکر میکنم
    بسیار در این زمینه سوال میکنند و ازین به بعد برای راهنما یی و اطلاع بیشر سایت وااسلاماه را معرفی خواهم کرد .


  23. عبدالحق says:

    سلام برخی میگویند که قرائت بسیار نادری هم هست که الرجلکم بر ل را با کسره میخوانند وبنابراین مسح هم درست است

    سلام خطری که وجود دارد کشتن شیعیان فردا در روز عاشورا است وحمله به مراسم های عزاداری شیعیان توسط برخی گروههای تندرو در بین اهل سنت که اکثریت علما وعزیزان اهل سنت با این اعمال مخالفند


  24. عبدالرحمن2 says:

    اگه در هر مسائلی به قرآن مراجعه بشه مشکل مسلمانان حل میشه اون وقت همه میشن صف واحد .
    من از سایت وااسلاماه ممنونم


  25. مرضیه says:

    با سلام مطلب بسیار زیبا و مفید بود


  26. مهدیار says:

    سنت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم چگونه بوده ؟ مسح پا یا شستن پا؟

    پاسخ :
    سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم اتباع از قرآن بوده .


  27. sahar says:

    ده س خوش شینا گیان،هه ر خوش بی.

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 18نفر
  • بازدید امروز 38306
  • بازدید دیروز 84411
  • بازید کل 107803717

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com