پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

کاربران گرامی؛ سوالات شرعی شما از روز پنجشنبه بررسی خواهند شد ان شاءالله، سوالات بسیار زیادی دریافت شده، تکراری ها حذف خواهند شد ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9760
  • کل اعضا 1708
  • جدیدترین عضو Shahram
خبرنامه
aveen
| بازدیدها: 1598

درس اول:اقسام کلمه در زبان عربی

در زبان عربی کلمات به سه دسته تقسیم می شوند: ۱- اسم  ۲- فعل ۳ – حرف

و هرکدام از این کلمات خود علائم و نشانه هایی دارند که از کلمه دیگر باز شناخته می شود.

مهم ترین نشانه های (اسم) عبارتند از:

۱- داشتن حرف تعریف (ال) مانند: الرجل ، المَرأه ، الدِّیک ، الدَّجاجَه ، الآخره ، الدنیا، الدَّار، البیت، الغابه.

۲- داشتن تَنوین ؛مانند: رَجلٌ ، رَجلاً، رَجُلٍ ، کتابٌ ، کتاباً ، کتابٍ …..

۳- مضاف واقع شدن؛ مانند: کتابُ الطَّالبِ ، بابُ المدرسهِ ، کتابُ علیٍّ ،عَقلُ الوَلَدِ ، عِلمُ الطَّالبِ .

۴- مجرور واقع شدن؛ مانند: کتابُ التّلمیذِ، بِالقَلَمِ ، عَلَی الجدارِ ، عَنِ المُعَلِّمِ …

۵- گرفتن تاء مُدَوَّره ( تاء گرد)؛ مانند:فاطمه، رقیه، غابه، حدیقه، شجره، برتقاله، …….

۶- منادی واقع شدن؛ مانند: یا طالِبُ ، یا مَدینَهَ الأحزانِ، یا سُلیمانُ، یا قدسُ ، یا اللهُ …

نکته مهم : گاهی برخی اسم ها چند نشانه از نشانه های اسم را باهم می پذیرند؛ مانند: الدَّجاجه

که هم (ال) تعریف دارد و هم ه ( تاء گرد ).

مهم ترین نشانه های فعل

۱- ضمیر تاء؛ مانند: جَلَستَ ، جَلَستِ ، جَلَستُ

۲- تاء تأنیث ساکن؛ مانند: جَلَسَت ، ذَهَبَت، نَصَرَت

۳- ضمیر یاء ؛ مانند: تَجلِسینَ ، تَذهَبینَ ، إجلِسی ، إذهَبی .

۴- نون تأکید؛ مانند: یَجلِسَنَّ ، یَذهَبُنَّ .

۵- و هر کلمه ای که قبل از آن قَد ، لَم، سَوف ، و سَ بیاید.

حرف : هرکلمه ای که به تنهایی دارای معنای مستقلی نیست حرف است؛ مانند: مِن: از / علَی: روی…

درس دوم:اسم از نظر تعداد

اسم از نظر تعداد بر سه نوع است: مُفرَد، مُثَنَّی، جمع

اسمی که بر یک فرد یا یک شیء دلالت کند« مُفرَد» و اسمی که بر دو فرد یا دو شیء دلالت کند «مُثَنَّی» نامیده می شود.

اسمِ مثنی با افزودن «انِ» و «ینِ» ساخته می شود؛ مانند: طفل+انِ= طِفلانِ/ مُعَلِّم+انِ= مُعَلِّمانِ/ مُعَلِّمَهٌ+ انِ= مُعَلِّمانِ/ طفل+ینِ= طفلَینِ/ مُعَلِّمَهٌ+ینِ= مُعَلِّمَتَینِ

اسمی که بر بیش از بر دو فرد یا دو شیء دلالت کند «جمع» نامیده می شود.

جمع بر دو قسم است: «سالم» و « مُکَسَّر»

جمع سالم نیز بر دو قسم است: مذکر و مؤنث

«جمع سالم مذکر» با افزودن «ونَ» یا «ینَ» به آخر مذکرِ عاقل (انسان) ساخته  می شود ؛ مانند: معلم+ونَ= معلمونَ / معلم+ ینَ= معلمینَ.

«جمع مؤنث سالم» با افزودن «ات» به آخر مفرد (معمولاً مؤنث) ساخته می شود؛مانند: معلمه+ات= معلمات/ مؤدبه+ات= مؤدبات/ عالمه+ات= عالمات

نکته اول: در جمع مؤنث سالم تاء گرد ( ه ) از آخر مفرد آن حذف گردد.

نکته دوم: مصدر هایی که بیش از سه حرف دارند، با «ات» جمع بسته می شوند؛ مانند: إحسان ( إحسانات ) / تَعریف ( تَعریفات) / تَعارُف (تَعارُفات)/ إکرام (إکرامات)/ انتشار (انتشارات)/ تَهاجُم (تَهاجُمات )/

نکته سوم: اسم هایی که علامت تأنیث ( ه، ی، اء ) دارند نیز با «ات» جمع بسته می شوند؛ مانند: جَمیله (جَمیلات) / حُمَّی (حُمَّیات) / صَحراء (صَحراوات).

جمع مُکَسَّر جمعی است که شکل مفرد آن تغییر یافته باشد؛ مانند: مَدارِس جمع مدرسه/ شُعَراء جمع شاعِر/ أقلام جمع قَلَم / بِحار جمع بَحر

جمع های مکسر سماعی هستند یعنی آنها را بایستی از راه شنیدن از عرب یا مراجعه به فرهنگ های لغت عربی پیدا کرد اما برخی از علمای صرف قواعدی را برای جمع مکسر وضع کرده اند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

نکته اول: صفت های که مذکر آنها بر وزن (أفعل) و مونث آنها بر وزن (فعلاء) است جمع آنها بر وزن ( فُعل) است مانند:

مذکر                        مؤنث                          جمع

أسود(سیاه)                 سوداء                         سُود

أحمر(سرخ)               حمراء                          حُمر

نکته دوم: اسم های تفضیل بر وزن (أفاعل) جمع بسته می شوند:

أکبر(بزرگ تر) أکابر/ أصغر(کوچک تر)أصاغر/ أعظم (بزرگ تر) أعاظم

نکته سوم: اسم های منقوص بر وزن (فُعله) جمع بسته می شوند:

توضیح: اسم منقوص اسمی است که به (یاء) ماقبل مکسور ختم می شود:مانند: داعی. راضی

مفرد                    جمع

داعی                   دُعاه

راضی                 رُضاه

درس سوم:نوع اسم (مذکر، مؤنث)

اسم یا مذکر است یا مؤنث و هرکدام حقیقی اند یا مجازی

الف- مذکر حقیقی (انسان و حیوان) مانند: رَجُل(مرد) / دِیک (خروس)

ب- مؤنث حقیقی(انسان و حیوان) مانند: إمرَأَه (زن) / دَجاجَه (مرغ)

ج- مذکر مجازی (غیر انسان و حیوان) مانند: دَفتَر، قَلَم

د- مؤنث مجازی(انسان و حیوان) مانند:حَدیقَه (باغ) / غابَه (جنگل)

اسم مؤنث غالباً به یکی از سه علامت زیر ختم می شود:

۱-    تاء مُدَوَّرَه (تاء گرد) مانند:معلمه،مدرسه،حدیقه

۲-    الف ممدوده ( الف و همزه) مانند: زهراء، حَمراء

۳-    الف مقصوره (الف تنها) مانند: لیلی، دنیا

آن دسته از اسم های مؤنث که علامت تأنیث ندارند (اعم از حقیقی و مجازی) «مؤنث معنوی» نامیده می شوند مانند: أُم:مادر/ شمس:خورشید/ أرض:زمین/ مریم/ زینب/ نار:آتش/ حَرب:جنگ / نَفس/

آن دسته از اسم های مذکر که در آخر آن علامت تأنیث وجود دارد «مؤنث لفظی» می نامند؛مانند: معاویه،

طلحه،حمزه،زکریاء،موسی،عیسی،یحیی

درس چهارم:اسم های مشتق

اسم هایی هستند که از کلمات دیگری گرفته شده اند و غالباً دارای معنای وصفی می باشند. اسم های مشتق بر هشت نوع هستند که عبارتند از: اسم فاعل،اسم مفعول،صفت مشبهه،اسم مبالغه،اسم تفضیل،اسم مکان،اسم زمان،اسم آلت.

۱-اسم فاعل:اسمی است که بر انجام دهنده ی عملی یا دارنده حالتی دلالت  می کند که معمولاً با صفت فاعلی فارسی مطابقت می کند و به دو صورت ساخته می شود:

از ثلاثی مجرد،اسم فاعل بر وزن «فاعِل»می آید؛مانند: کاتِب، عالِم که از «کَتَب» و «عَلِمَ» ساخته شده اند.

در غیر ثلاثی مجرد، اسم فاعل از فعل مضارع ساخته می شود؛بدین ترتیب که به جای حرف مُضارِعَه، میم مضموم(مُ) می آید و حرف پیش از آخر مکسور  می شود؛مانند:

مُؤَدِّب (اسم فاعل) از یُؤَدَّبُ (فعل مضارع)

مُعَلِّم (اسم فاعل) از یُعَلِّمُ (فعل مضارع)

مُدافِع(اسم فاعل) از یُدافِعُ (فعل مضارع)

نکته: اسم فاعل، به صورت مذکر،مؤنث،مفرد،مثنی،جمع در می آید، به صرف اسم فاعل همراه ضمایر منفصل دقت کنید:

هُوَ مُعَلِّمٌ/ هِیَ مُعَلِّمَهٌ/ هُما مُعَلِّمان/ هُما مُعَلِّمَتانِ/ هُم مُعَلِّمُونَ/ هُنَّ معَلِّماتٌ/ أنتَ مُعَلِّمٌ/ أنتِ مُعَلِّمَهٌ/ أنتُما مُعَلِّمانِ/ أنتُما مُعَلِّمَتانِ/ أنتُم مُعَلِّمُونَ/ أنتُنَّ مُعَلِّماتٌ/ أنَا مُعَلِّمٌ / أنَا مُعَلِّمَهٌ/ نَحنُ مُعَلِّمان/ نَحنُ مُعَلِّمَتانِ/ نَحنُ مُعَلِّمُونَ/ نَحنُ مُعَلِّماتٌ.

۲-اسم مفعول: اسمی است که بر کسی یا چیزی دلالت می کند که عملی بر آن واقع شده است که معمولاً با صفت مفعولی فارسی مطابقت می کند و همچون اسم فاعل به دو صورت ساخته می شود:

از ثلاثی مجرد، اسم مفعول بر وزن «مَفعُول» می آید؛مانند:مَکتُوب، مَعلُوم که از فعل       « کَتَبَ» و «عَلِمَ» ساخته شده اند.

و در غیر ثلاثی مجرد، اسم مفعول از فعل مضارع ساخته می شود؛ بدین ترتیب که به جای حرف مُضارِعَه میم مضموم(مُ) می آید و حرف پیش از آخر مفتوح می شود؛مانند:

مُؤَدَّب (اسم مفعول)  از یُؤَدَّبُ (فعل مضارع)

مُقَدَّم(اسم مفعول)  از یُقَدِّمُ(فعل مضارع)

مُستَخدَم(اسم مفعول)  از یَستَخدِمُ(فعل مضارع)

نکته: اسم مفعول نیز مانند اسم فاعل به صورت مذکر،مؤنث،مفرد،مثنی،جمع در می آید، به صرف اسم مفعول همراه ضمایر منفصل دقت کنید:

هُوَ مُؤَدَّبٌ/ هِیَ مُؤَدَّبَهٌ/ هُما مُؤَدَّبانِ/ هُما مُؤَدَّبَتانِ/ هُم مُؤَدَّبُونَ/ هُنَّ مُؤَدَّباتٌ/ أنتَ مُؤَدَّبٌ / أنتِ مُؤَدَّبَهٌ / أنتُما مُؤَدَّبانِ / أنتُما مُؤَدَّبَتانِ / أنتُم مُؤَدَّبُونَ / أنتُنَّ مُؤَدَّباتٌ / أنَا مُؤَدَّبٌ/ أنَا مُؤَدَّبَهٌ / نَحنُ مُؤَدَّبانِ / نَحنُ مُؤَدَّبَتانِ / نَحنُ مُؤَدَّبُونَ / نَحنُ مُؤَدَّباتٌ.

۳-صفت مُشَبَّهَه: اسمی است که بر دارندهی صفتی دایمی و پایدار دلالت می کند که معمولاً با صفت مطلق فارسی مطابقت دارد مانند: شَریف، شُجاع.

مهم ترین اوزان صفت مشبهه عبارتند از: فَعِیل (کَرِیم:بخشنده)، فَعُول وَقُور:شکیبا)، فَعِل (حَذِر:محتاط)، فَعَل (حَسَن:نیکو)، فُعال (شُجَاع:دلاور)، فَعلان (یَقظان:بیدار)

نکته: صفت مشبهه نیز مانند اسم فاعل و اسم مفعول صرف می شود، به صرف صفت مشبهه همراه ضمایر منفصل دقت کنید:

هُوَ کَرِیمٌ/ هِیَ کَرِیمَهٌ/ هُما کَرِیمانِ/ هُما کَرِیمَتانِ/ هُم کُرَماءُ/ هُنَّ کَرِیماتٌ/ أنتَ کَرِیمٌ / أنتِ کَرِیمَهٌ / أنتُما کَرِیمانِ / أنتُما کَرِیمَتانِ / أنتُم کُرَماءُ / أنتُنَّ کَرِیماتٌ/ أنَا کَرِیمٌ / أنَا کَرِیمَهٌ / نَحنُ کَرِیمانِ / نَحنُ کَرِیمَتانِ / نَحنُ کُرَماءُ / نَحنُ کَرِیماتٌ.

۴-اسم مبالغه: اسمی است که معنی کثرت در صفت از آن مفهوم می شود. مهم ترین اوزان اسم مبالغه عبارتند از:فَعَّال (رَزَّاق:بسیار روزی دهنده)،فَعَّالَه (عَلّامَه:بسیار دانا)، فَعِیل (قَدِیر:بسیار توانا).

۵-اسم تفضیل:هر اسمی که دارای معنای برتری و فزونی صفتی در فرد یا گروه، نسبت به فرد یا گروه دیگر باشد «اسم تفضیل»  می گویند؛مانند:المُؤمنُ أَصبَرُ مِن غَیرِه: مؤمن از دیگران شکیباتر است.

اسم تفضیل با صفت تفضیلی و صفت عالی فارسی مطابقت می کند. و بر وزن «أَفعَل» (برای مذکر)و«فُعلَی»(برای مؤنث)می آید؛مانند:أَکبَر:بزرگ تر، کُبرَی: بزرگ تر/ أَصغَر، صُغرَی:کوچک تر.

نکته: کاربرد وزن «فُعلَی» بسیار اندک است و از طرفی کاربرد آن سَماعِیّ (شنیدنی) است، بنابر این می توان از وزن «أَفعَل» برای مذکر و مؤنث استفاده کرد.

۶و۷- اسم زمان و اسم مکان: به اسم هایی همچون مَوعِد،مَبدَأ که زمان وقوع فعلی را نشان  می دهند«اسم زمان» می گویند.

به اسم هایی همچون مَسجِد، مَشهَد که مکان وقوع فعلی را نشان می دهند« اسم مکان» می گویند.

از ثلاثی مجرد، اسم زمان و اسم مکان بر وزن «مَفعَل» و «مَفعِل» می آید.در غیر ثلاثی مجرد، اسم زمان و اسم مکان بر وزن اسم مفعول (ثلاثی مزید) ساخته  می شود؛مانند: مُجتَمَع، مُستَخرَج.

نکته : جمع اسم های مکان و زمان که بر وزن «مَفعَل» و «مَفعِل» می آیند، بر وزن «مَفاعِل» است؛مانند:مَسجِد(مَساجِد)/مَشهَد (مَشاهِد)/ مَنظَر (مَناظِر)/ مَکتَب (مَکاتِب)/ مَحفِل (مَحافِل) / مَغرِب (مَغارِب) / مَطعَم (مَطاعِم)

۸-اسم آلت:اسمی است که بر ابزار انجام فعل دلالت می کند و معمولاً بر یکی از این سه وزن می آید:

مِفعَل مانند: مِقبَض (دستگیره)

مِفعَلَه مانند:مِکنَسَه ( جارو)

مِفعال مانند: مِفتاح (کلید)

نکته: اسم آلت بر دو نوع است؛ ۱- مُشتق: که بر سه وزن مِفعَل، مِفعَلَه، مِفعال

می آید، این اوزان سَماعِیّ هستند.

۲- غیر مُشتق: این گونه اسم ها دارای قاعده خاصی نیستند؛مانند: جَرَس (زنگ) / سِکِّین (چاقو)/ شاکُوش (چکش)

درس پنجم: ضمایر

ضمایر: کلماتی هستند که جای اسم ظاهر را می گیرند و بر دو قسم هستند؛

مُنفَصِل و مُتَّصِل

ضمایر منفصل: ضمایری هستند که به تنهایی و مستقلاً به کار می روند؛ مانند: هُوَ:او (مذکر)/ هِیَ:او (مؤنث)/ هُما:آن دو (مذکر و مؤنث)/ هُم:آن ها (جمع مذکر)/ هُنَّ:آن ها (جمع مؤنث)/ أَنتَ:تو(مذکر)/ أَنتِ: تو (مؤنث)/ أَنتُما: شما (مُثَنَّی برای مذکر و مؤنث)/ أَنتُم: شما(جمع مذکر)/ أَنتُنَّ: (جمع مؤنث)/ أَنَا: من (مذکر و مؤنث)/ نَحنُ: ما (مُثَنَّی مذکر و مؤنث،جمع مذکر و مؤنث)/

ضمایر متصل: ضمایری هستند که باید با کلمه ای دیگر همراه باشند و هیچ گاه به تنهایی به کار نمی روند؛ مانند: «الف» در «کَتَبَا، کَتَبَتا»، «واو» در «کَتَبُوا»، «هُ» در «نَصَرَهُ» و «کُم» در «کِتابُکُم».

ضمایر متصل به انواع کلمه (فعل، اسم، حرف ) متصل می گردند.

الف-ضمایری که به اسم و حرف متصل می شوند؛ عبارتند از:

« هُ، ها،هُما، هُم، هُنَّ، کَ، کِ، کُما، کُم، کُنَّ، ی، نا »

مِنهُ: از او (مذکر)/ مِنها: از او (مؤنث)/ مِنهُما:از آن دو (مثنای مذکر و مؤنث)/ مِنهُم: از آنها(جمع مذکر)/ مِنهُنَّ: از آنها (جمع مؤنث)/ مِنکَ: از تو (مذکر)/ مِنکِ (مؤنث)/ مِنکُما: از شما (مثنای مذکر و مؤنث)/ مِنکُم: از شما (جمع مذکر)/ مِنکُنَّ: از شما (جمع مؤنث)/ مِنِّی: از من (مذکر و مؤنث)/ مِنَّا: از ما (مثنای مذکر و مؤنث، جمع مذکر و مؤنث).

کِتابُهُ: کتابش (مذکر)/ کِتابُها: کتابش (مؤنث)/ کِتابُهُما: کتابشان (مثنای مذکر و مؤنث)/ کِتابُهُم: کتابشان (جمع مذکر)/ کِتابُهُنَّ: کتابشان (جمع مؤنث)/ کِتابُکَ: کتابت (مذکر)/ کِتابُکِ: کتابت (مؤنث)/ کِتابُکُما: کتابتان (مثنای مذکر و مؤنث)/ کِتابُکُم: کتابتان (جمع مذکر)/ کِتابُکُنَّ: کتابتان (جمع مؤنث)/ کِتابِی: کتابم(مذکر و مؤنث)/ کِتابُنا: کتابمان(مثنای مذکر و مؤنث، جمع مذکر و مؤنث).

ب-ضمایری که به فعل متصل می شوند؛ عبارتند از:

« تْ، تَ، تِ، تُ، نا، الف، ی، واو، ن » مانند:

جَلَسَتْ: نشست (مؤنث)/ جَلَستَ: نشستی (مذکر)/ جَلَستِ: نشستی (مؤنث)/ جَلَستُ: نشستم (مذکر و مؤنث)/ جَلَسنا: نشستیم (مثنای مذکر و مؤنث، جمع مذکر و مؤنث)/ جَلَسَا: آن دو نشستند (مذکر)/ جَلَسَتا: آن دو نشستند (مؤنث)/ إجلِسِی: بنشین (مؤنث)/ جَلَسُوا: نشستند (جمع مذکر)/ جَلَسنَ: نشستند (جمع مؤنث).

نکته اول: ضمیرهای متصل « تْ، تَ، تِ، تُ، نا » فقط همراه فعل ماضی می آیند؛ مانند:

کَتَبَتْ، جَلَسَتْ، ذَهَبَتْ، قالَتْ، سَأَلَتْ، وَصَلَتْ ( برای «او» مؤنث)

کَتَبتَ، جَلَستَ، ذَهَبتَ، قُلتَ، سَأَلتَ، وَصَلت ( برای «تو» مذکر)

کَتَبتِ، جَلَستِ، ذَهَبتِ، قُلتِ، سَأَلتِ، وَصَلتِ ( برای «تو» مؤنث)

کَتَبتُ، جَلَستُ، ذَهَبتُ، قُلتُ، سَأَلتُ، وَصَلتُ ( برای «من» مذکر و مؤنث)

کَتَبنا، جَلَسنا، ذَهَبنا، قُلنا، سَأَلنا، وَصَلنا ( برای «ما» مذکر و مؤنث)

نکته دوم: ضمیر «ی» همراه فعل مضارع و امر می آید؛ مانند:

مضارع: تَجلِسِینَ، تَذهَبِینَ، تَقُولینَ، تَصِلِینَ ( برای «تو» مؤنث)

امر: إِجلِسِی، إِذهَبِی، قُولِی، صِلِی( برای «تو» مؤنث)

نکته سوم: ضمیرهای «واو» ، «ن» و «الف»همراه فعل ماضی، مضارع، و امر  می آیند؛ مانند:

ضمیر «واو»

ماضی: جَلَسُوا، ذَهَبُوا، قالُوا، سَأَلُوا، وَصَلُوا ( برای«آن ها» جمع مذکر)

مضارع: یَجلِسُونَ، یَذهَبُونَ، یَقُولُونَ، یَسأَلُونَ، یَصِلُونَ (( برای«آن ها» جمع مذکر)

امر: إِجلِسُوا، إِذهَبُوا، قُولُوا، إِسأَلُوا، صِلُوا ( برای«شما» جمع مذکر)

ضمیر«ن»

ماضی: جَلَسنَ، ذَهَبنَ، قُلنَ، سَأَلنَ، صِلنَ( برای«آن ها» جمع مؤنث)

مضارع: یَجلِسنَ، یَذهَبنَ، یَقُلنَ، یَسأَلنَ، یَصِلنَ (( برای«آن ها» جمع مؤنث)

امر: إِجلِسنَ، إِذهَبنَ، قُلنَ، إِسأَلنَ، صِلنَ ( برای«شما» جمع مؤنث)

ضمیر «الف»

ماضی: جَلَسا، ذَهَبا، قالا، سَأَلا، وَصَلا ( برای«آنها» مثنای مذکر)

مضارع: یَجلِسانِ، یَذهَبانِ، یَقُولانِ، یَسأَلان، یَصِلان (برای«آنها» مثنای مذکر)

امر: إِجلِسا، إِذهَبا، قُولا، إِسأَلا، صِلا ( برای«شما» مثنای مذکر)

درس ششم: فعل لازم و متعدی

در این دو عبارت دقت کنید:

خَرَجَ الطّالبُ. دانش آموز خارج شد.

فَرِحَ التِّلمیذُ. دانش آموز خوشحال شد.

کلمات ( خرَجَ، فَرِحَ ) فعل هستند و کلمات ( الطالب، التلمیذ ) فاعل این دو فعل می باشند. می بینیم که این دو فعل با فاعل خود دارای معنای کاملی هستند وبه مفعول نیاز ندارند. بنابر این فعلی که به مفعول احتیاج نداشته باشد ( لازم ) نامیده می شود. »

« در این دو جمله دقت کنید:

کَتَبَ الطَّالبُ الدَّرسَ : دانش آموز درس را نوشت.

فَرَّحَ التِّلمیذُ المُعَلِّمَ : دانش آموز معلم را خوشحال کرد.

کلمات ( کتب، فَرَّحَ ) فعل و ( الطالب، التلمیذ ) فاعل این فعل ها هستند و کلمه های( الدرس، المعلم ) مفعول آنها می باشند.

ملاحظه می کنیم که فعل های ( کَتَبَ، فَرَّحَ ) علاوه بر فاعل به مفعول نیز احتیاج دارند تا معنی آنها کامل شود. فعلی که علاوه بر فاعل به مفعول نیز احتیاج داشته باشد، ( متعدی ) نامیده می شود. »

جملاتی در فعل لازم

ذَهَبَ محمّدٌ إلی المَدرسهِ: محمد به مدرسه رفت.

ذهب: فعل ماضی/ محمد: فاعل و مرفوع

جاءَ الطُّلابُ مِنَ الجامِعَهِ: دانشجویان از دانشگاه آمدند.

جاء: فعل ماضی/ الطلاب: فاعل و مرفوع

جملاتی در فعل متعدی

رَأیتُ عَلیّاً فی الشَّارِعِ: علی را در خیابان دیدم.

رأی: فعل ماضی/ تُ: فاعل ضمیر بارز/ علیاً: مفعول به و منصوب

 قَرَأتُ کِتاباً فی عِلمِ الإجتِماعِ: یک کتاب جامعه شناسی خواندم.

قرأَ: فعل ماضی/ تُ: فاعل ضمیر بارز/ کتاباً: مفعولٌ به و منصوب

…………………………………………………….

منبع: وبلاگ اموزش زبان عربی

موضوع:, گوناگون
| ۱ فروردین ۱۳۹۱

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 30نفر
  • بازدید امروز 39203
  • بازدید دیروز 18366
  • بازید کل 107720203

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com