پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9754
  • کل اعضا 1707
  • جدیدترین عضو MEHDI7
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 1467

الحمدلله رب العالمین و الصلاه و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه الی یوم ‏الدین و اما بعد ‏:‏
نخست: احتیاط و هوشیاری
این دشمن نجس و فریب‌کار برای گمراه کردن بنی‌آدم بسیار حریص است، و ما اهداف و وسایل گمراه سازی وی را شناختیم، لازم به‌ ذکر است که‌ هر اندازه‌ از اهداف، وسائل و راههای فریب‌کاری شیطان بیشتر آگاهی داشته‌ باشیم به‌ همان اندازه‌ می‌توانیم خود را در برابر ترفندهای او نجات بخشیم، اما اگر انسان از این امورات غافل باشد، شیطان او را اسیر خواهد کرد و هر جا که‌ بخواهد او را با خود می‌برد.
اینک ابن جوزی مبارزه‌ شیطان با انسان را برای به‌ ما به‌ نمایش می‌گزارد و می‌گوید:
بدان که دل انسان مانند قلعه است و این قلعه دیوارهایی ‌دارد که آن را احاطه کرده اند، این دیوار، درهایی و آن درها سوراخ هایی دارند، آنچه‌ در قلعه ‌ساکن است عقل نام دارد. فرشتگان بر این قلعه رفت و آمد می کنند. و در گوشه و کنار این قلعه مکانی است که درآن هوس قرار دارد و شیاطین بدون مانع در این مکان رفت و آمد دارند و میدان جنگ میان اهل قلعه و اهل این مکان همواره گرم است و شیاطین همواره دور و بر قلعه به منظور اغفال نگهبان و عبور از سوراخ ها به داخل قلعه، در تلاش هستند .
لذا بر نگاهبان لازم است که تمام در های بسته و سوراخ های آنها را بشناسد که او مأمور به حفاظت از آنها است و نباید لحظه ای از حفاظت آنها غافل باشد، ‌زیرا که دشمن غفلت نمی کند. شخصی از حضرت حسن بصری سؤال کرد: آیا ابلیس می خوابد؟ فرمود: اگر می خوابید ما احساس آرامش می کردیم.
این قلعه بوسیله ذکر و ایمان روشن و نورانی می‌شود و در آن آینه های صاف و شفافی وجود دارد، هر کس از کنار آن رد شود، صورتش دیده می شود. نخستین کاری که شیطان توسط آن سوراخها انجام می دهد، ‌اینست که آنها را پر از دود می کند و در نتیجه دیوارها سیاه و دودآلود می شوند و آینه زنگ‌زده‌ می‌شود و فکر توانمند آن است که دودها را بزداید و ذکر نیز باید آینه را جلاء بخشد. دشمن نیز حمله هایی را تدارک دیده است، ‌گاهی حمله‌ کنان وارد قلعه می شود و نگهبان نیز به‌ او حمله‌ می‌نماید و دشمن را از قلعه بیرون می راند و گاهی وارد شده و در آنجا می ماند و بسا اوقات به دلیل غفلت نگهبان در آنجا باقی می‌ماند و بسا اوقات بادی دودها را راکد می کند و دیوارهای قلعه سیاه می شوند، آینه زنگ آلود شده و شیطان طوری وارد آن می شود که کسی متوجه نمی شود. و گاه وقتی نگهبان در اثر غفلت مجروح شده و به اسارت شیطان در می آید و شیطان او را استخدام می کند و در جهت موافقت با هوای نفس و مساعدت شیطان حیله ها را بکار می برد.

دوم: پایبندی به کتاب و سنت
بهترین و مؤثرترین راه برای نجات و رهایی از شیطان، پایبندی و التزام علمی و عملی به کتاب الله و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم است. کتاب خداوند و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم راه هدایت و مستقیم را برای ما آورده اند و شیطان سعی می کند تا ما را از این مسیر منحرف کند، خداوند می فرماید:
«وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ». الأنعام: ١۵٣
(‏این راه (که من آن را برایتان ترسیم و بیان کردم) راه مستقیم من است (و منتهی به سعادت هر دو جهان می‌گردد . پس) از آن پیروی کنید و از راههای (باطلی که شما را از آن نهی کرده‌ام) پیروی نکنید که شما را از راه خدا (منحرف و) پراکنده می‌سازد . اینها چیزهائی است که خداوند شما را بدان توصیه می‌کند تا پرهیزگار شوید (و از مخالفت با آنها بپرهیزید)) . ‏
رسول الله صلی الله علیه وسلم آیه‌ را برای ما توضیح داده‌ است، اینک عبدالله‌ بن مسعود رضی الله عنه می‌گوید: پیامبر صلی الله علیه وسلم خط مستقیمی را برای ما کشید و گفت: این راه خداوند است. بعد در سمت چپ و راست آن خطوطی را ترسیم کردند و فرمود: اینها (خطوط منشعب از خط مستقیم)‌ راههای شیاطین‌اند، بر فراز هر کدام از این راهها شیطانی نشسته و مردم را به سوی آن دعوت می نماید. بعد آیه زیر را قرائت فرمودند.
«وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ ». الأنعام: ١۵٣
(این راه (که من آن را برایتان ترسیم و بیان کردم) راه مستقیم من است (و منتهی به سعادت هر دو جهان می‌گردد . پس) از آن پیروی کنید).(امام احمد، نسائی و دارمی آن را روایت کرده اند. مشکاه المصابیح: ۱/۵۸ . شماره‌: ۱۶۶‏)
پیروی از آنچه از جانب خداوند به ما رسیده است، از اعمال، عقاید، عبادات، اقوال و احکام و ترک کلیه اعمال، ‌عقاید، عبادات و احکامی که از آنها نهی شده است، انسان را از شر شیطان مصون و محفوظ می دارد.
برای همین منظور خداوند می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ کَآفَّهً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ». البقره: ٢٠٨
«السلم» همان اسلام است که ‌بعضی آن را به اطاعت و فرمانبرداری از خداوند معنی کرده اند. و مقاتل می فرماید: «السلم» عبارت است از عمل کردن به تمام اعمال اسلامی و انجام دادن کلیه اقسام خیر و معروف. به همین خاطر خداوند مؤمنان را‌ در حد توان به عمل کردن به تمام شاخه های ایمان و احکام اسلام امر کرده‌ و آنها را از تبعیت از خطوط شیاطین منع نموده است.
هر کس وارد اسلام شود از شیاطین و خطوط او دور می‌ماند و هر کس گوشه ای از اسلام را ترک کند در بخشی از زندگی‌اش، از شیاطین پیروی کرده؛ اینجا است که حلال کردن حرام خدا و حرام کردن حلال خدا یا خوردن محرمات و خبائث، از خطوط شیاطین که ما از آن منع شده ایم محسوب می گردد.
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ کَآفَّهً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ». البقره: ٢٠٨
قطعاً پایبندی به کتاب خدا و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم در قول و عمل، شیطان را می راند و او را به بدترین وجه با خشم و غضب مواجه می سازد. امام مسلم از حضرت ابوهریره  روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:
« إذا قرأ ابنُ آدم السجده فسجد، اعتزل الشیطان یبکی، یقول: یا ویله، (وفی روایه أبی کریب: یا ویلی) أمر ابن آدم بالسجود فسجد، فله الجنّه وأُمرتُ بالسجود فأبیت، فی النار».
(هرگاه انسان آیه سجده را خوانده و سجده می برد، شیطان از وی یک سو شده و شروع به گریه می کند و می گوید: خاک بر سر من؛ فرزندان آدم امر به سجده شدند و سجده کردند و من امر به سجده شدم و انکار کردم، برای من دوزخ است).
سوم: پناه بردن به خداوند و جلب حمایت او
بهترین راه برای نجات از شیاطین و سربازانش، پناه بردن به خدا و جلب حمایت اوست، زیرا خداوند بر این کار توانا است و هرگاه او بنده اش را پناه دهد، شیطان چگونه به سوی او راه پیدا می کند. خداوند می فرماید: «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ * وَإِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ».الأعراف: ١٩٩٢٠٠
خداوند رسولش را امر کرده تا از همزات (نزغات و وساوس شیطانها) شیاطین به خداوند پناهنده شود: (‏گذشت داشته باش و آسانگیری کن و به کار نیک دستور بده و از نادانان چشم‌پوشی کن. ‏ و اگر وسوسه‌ای از شیطان به تو رسید (و خواست تو را از مسیر منحرف و از هدف باز دارد) به خدا پناه ببر (و خویشتن را بدو بسپار) . او شنوای دانا است (و همه‌چیز را می‌شنود و همه‌چیز را می‌داند و هرچه زودتر به فریادت می‌رسد)).
«وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ * وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَن یَحْضُرُونِ». مؤمنون:٩٧٩٨
(‏(در عین حال خود را به خدا بسپار) و بگو: پروردگارا! خویشتن را از وسوسه‌های اهریمنان (و تحریکات ایشان به انجام گناهان) در پناه تو می‌دارم. ‏ و خویشتن را در پناه تو می‌دارم از این که با من (در اعمال و اقوال و سایر احوال) گرد آیند (و مرا از تو غافل نمایند)).
«همزات الشیاطین»: یعنی ایجاد گرایشات و وساوس شیطانی. خداوند به ما امر می کند تا از دشمنی و عداوت شیاطین پناه او را جویا شویم و به او پناهنده شویم، زیرا شیاطین هیچگونه عمل نیک و احسانی را برای ما روا نمی دارند و غیر از نابودی فرزندان آدم در صدد تلاش چیز دیگری نیستند، زیرا با پدر انسانها که حضرت آدم علیه السلام است، دشمنی دیرینه و آشکارا دارند.
ابن کثیر در تفسیر آیه می فرماید: «استعاذه» یعنی پناه بردن به خداوند و پیوستن به حضرت حق به منظور رهایی از شر هر گونه‌ شرور و بدکاری… و معنی «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» یعنی از شیطان رانده شده و مردود به خداوند پناه می برم. تا شیطان در کارهای دنیا و دین گزندی به من نرساند و از انجام مأموریتم مانع نشود و به انجام کارهای نامشروع وادارم نکند، زیرا سوای خداوند کسی دیگر نمی تواند جلوی شیطان را بگیرد.
روی همین حساب خداوند به ما امر کرده‌ که‌ از طریق مدارا با انسانهای شیطان صفت برخورد نماییم، تا بدین صورت جلوی خوی ایذاء رسانی او گرفته شود و درباره جنیان شیطانی امر کرده به سوی خدا پناه بریم، زیرا شیطان جن نه رشوه می پذیرد و نه خوبی در حق او تأثیر می گذارد، زیرا شرارت در سرشت او وجود دارد و سوای خداوند که آفریدگار اوست کسی دیگر نمی تواند جلوی او را بگیرد.( ابن کثیر: ۱/۲۸ .)
رسول الله صلی الله علیه وسلم با کلمات و الفاظ مختلف به کثرت در برابر شرارت های شیطان از خداوند پنا می جست. بعد از دعای استفتاح واندن سبحانک اللهم …) در نماز، این کلمات را می گفت:
«اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم من همزه و نفحه و نفثه».

«موارد پناه جستن»
۱پناه جستن موقع رفتن به دستشوئی
رسول الله صلی الله علیه وسلم وقتی وارد توالت می شد، از شر شیاطین نر و ماده، پناه خدا را جویا می شد. در بخاری و مسلم از حضرت انس رضی الله عنه روایت شده‌ که‌ رسول الله صلی الله علیه وسلم هرگاه وارد توالت می شد، می فرمود:
«اللهم إنی أعوذ بک من الخبث والخبائث».
(پروردگارا من از شر شیاطین نر و ماده پناه تو را می خواهم).
در سنن ابی داود از حضرت زید بن ارقم روایت شده‌ که‌ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:
« إن هذه الحشوش محتضره، فإذا أتى أحدکم الخلاء فلیقل: أعوذ بالله من الخبث والخبائث».
(قطعاً این حشوش محل حضور شیاطین هستند . هرگاه کسی از شما وارد توالت شود چنین بگوید: از شر شیاطین نر و ماده به خداوند پناه می برم).

۲پناه جستن موقع خشم و غضب
از سلیمان بن صرد روایت شده‌ که‌ می گوید: دو نفر در محضر رسول الله صلی الله علیه وسلم همدیگر را بد و بیراه می گفتند و ما نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم نشسته بودیم، یکی از آن دو طرف را در حالت خشم و غضب دشنام میداد و ناسزا گفت و صورتش سرخ شده بود. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: من کلمه ای را می دانم، ‌اگر او که در حالت غضب است، آن را بگوید، خشم و غضبش خواهد رفت: «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم».( بخاری و مسلم .)
رسول الله صلی الله علیه وسلم به حضرت ابوبکر رضی الله عنه آموختند که صبح و شام کلمات زیر را بگوید:
« اللهم فاطر السماوات والأرض، عالم الغیب والشهاده، لا إله إلا أنت، ربّ کل شیء وملیکه، أعوذ بک من شر نفسی، ومن شرّ الشیطان وشرکه، وأن أقترف على نفسی سوءاً، أو أجره إلى مسلم».
(پروردگارا! تو آفریدگار زمین و آسمان هستی، دانای نهان و آشکار هستی، ‌سوای تو معبودی وجود ندارد. تو مالک و پروردگار هر چیز هستی. از شرارت نفس خودم و از شرارت شیطان و شرک او و از اینکه مرتکب عمل زشتی شوم یا اینکه مسلمانی را به عمل زشتی وادارم، پناه تو را می جویم) .

۳پناه جستن موقع جماع
رسول الله صلی الله علیه وسلم موقع آمیزش جنسی پناه جستن را مورد تاکید و تشویق قرار داده است. از حضرت ابن عباس رضی الله عنه روایت شده‌ که‌ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: « لو أن أحدکم إذا أراد أن یأتی أهله قال: بسم الله، اللهم جنبنا الشیطان، وجنب الشیطان ما رزقتنا، فإنه إن یقدر بینهما ولد فی ذلک لم یضره شیطان أبداً».
(اگر شما موقع جماع گفت: به‌ نام خدا، پروردگارا! ما را از شیطان دور نگاه دار و شیطان را از فرزندی که به ما عنایت می کنی، دور بدار. اگر در این آمیزش برای زن و شوهر فرزندی مقدر باشد، ‌شیطان هرگز به او گزندی نخواهد رساند).

۴پناه جستن موقع وارد شدن به دره‌ای یا منزلی
هر گاه انسان وارد دره‌ و رودخانه می شود یا میخواهد برای چند ساعت یا کمتر و بیشتر در یک محل بماند، لازم است که پناه خدا را جویا شود . البته نه به صورتی که در زمان جاهلیت مروّج بود یعنی اینکه مردم در چنین موردی از جن ها و شیاطین پناه می جستند و چنین می گفتد:
از شرارت ساکنان ابله این دره پناه بزرگ آنها را می جویم. در نتیجه چنین حرکتی از جانب انسانها ‌بر غرور جن ها افزوده و جن ها برای آزار و اذیت مردم بیشتر جرئت پیدا می‌کردند. همانطور که قرآن نیز به این مطلب اشاره کرده است:
«وَأَنَّهُ کَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ یَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا ». الجن: ۶
و رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما یاد داده است که موقع سکونت و ماندن در یک محل چگونه استعاذه کنیم و پناه جوئیم .
از حضرت خوله دختر حکیم روایت شده‌ که رسول الله فرمود:
« لو أن أحدکم إذا نزل منزلاً قال: أعوذ بکلمات الله التامه من شرّ ما خلق، لم یضره فی ذلک المنزل شیء، حتى یرتحل منه».
(اگر موقع وارد شدن در یک محل بگویید: بوسیله تمام صفات کامله خداوند، از شرارت کلیه شرورها، پناه خدا را می جویم، مادام که در آن محل ساکن است، هیچ چیزی به او اندک ضرر و گزندی نخواهد رساند) .

۵پناه جستن موقع شنیدن صدای الاغ
رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: « إذا نهق الحمار فتعوذوا بالله من الشیطان الرجیم ».
(هرگاه الاغ به صدا در آید، از شرارت شیطان رانده شده پناه خدا را جویا شوید).( طبرانی درمعجم کبیر خود آن را با سندی صحیح ذکر کرده‌ است)
و رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمود: هرگاه الاغ به صدا در آید، دلیلش این است که شیطان را دیده است.( مشکاه المصابیح: ۱ / ۳ ۴ ۷ )

۶پناه جستن موقع قرائت قرآن
خداوند می فرماید: «فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ * إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ». النحل: ٩٨ – ٩٩
(‏هنگامی که خواستی قرآن بخوانی، از وسوسه‌های شیطان مطرود (از رحمت یزدان) به خدا پناه ببر (تا اهریمن تو را از فهم معنی قرآن و عمل بدان باز ندارد). ‏ بی‌گمان شیطان هیچ گونه تسلّطی بر کسانی ندارد که ایمان دارند و بر پروردگارشان تکیه می‌نمایند).
ابن قیم در فلسفه استعاذه موقع خواندن قرآن بشرح زیر بیان فرموده است:
بی تردید قرآن شفا برای بیماریهای قلبی و روحی است، قرآن همه‌ی وسوسه، هوس و ارده‌های فاسد را را از بین می برد که شیطان القاء می کند.
پس قرآن در واقع برای القائات شیطان داروی شفابخش است، لذا خداوند امر کرده است با پناه جستن به خدا از شرارت های شیطان، ‌ریشه بیماری کنده شود و قلب و دل از بیماریهای شیطانی پالایش شوند، تا داروی قرآن به نقطه ای برسد که از هر چیز دیگر و آلودگی ها پاک و صاف باشد و در آنجا جا پیدا کند و تأثیر بگذارد.
شاعر می گوید:
أتانی هواها قبل أن أعرف الهوى فصـادف قلبـاً خالیاً فتمکنا
(قبل از اینکه من با هوا و هوس ها آشنا بشوم، محبت آن وارد سینه من شد و قلب مرا خالی یافت و در اعماق آن جا پیدا کرد).
پس داروی شفابخش قرآن در حالی باید وارد قلب شود که قلب از هرگونه مزاحم خالی باشد و معارضی برای آن دیده نشود، آنگاه قرآن (داروی شفابخش) در دل متمکن می شود.
۱از جمله حکمت‌های فلسفه تعوذ، موقع تلاوت قرآن یکی این است که قرآن، ماده هدایت، علم و خیر در قلب است، عیناً همانطور که آب ماده گیاه و نباتات است. و شیطان آتش است و آتش گیاهان و نباتات را طعمه می کند و از بین می برد، لذا هرگاه شیطان به وجود نبات و گیاه خیر در قلب، ‌پی ببرد، برای احتراق و از بین بردن آن تلاش می کند. از این‌رو خداوند به‌ ما امر کرده است به‌ او پناه جوییم تا شیطان قادر به از بین بردن ثمره تلاوت قرآن نباشد.
فرق میان این حکمت و حکمتی که در بند یک بیان گردید، این است که تعوذ در بند یک بخاطر بدست آوردن فایده قرآن و در بند دو بخاطر حفاظت و بقاء فایده به دست آمده از تلاوت قرآن است.
۲حکمت سوم این است که فرشتگان خود را از قاری قرآن نزدیک می کنند و به‌ قرائت او گوش فرا می دهند، همانطور که در حدیث اُسید بن حضیر ثابت است. او قرآن می خواند و چتری ‌را مشاهده کرد که در آن چراغهایی آویزان بودند، پس رسول الله صلی الله علیه وسلم را در جریان گذاشت. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: آنها فرشتگان بودند و برای شنیدن قرآن تجمع کرده بودند و شیطان ضد و دشمن فرشتگان است. لذا خداوند به قاری قرآن امر کرده تا از دسمن فرشتگان دوری جوید تا فرشتگان مخصوص نزد او (قاری قرآن) حضور پیدا کنند، زیرا زمان و مکان قرائت قرآن، زمان و مکانی است که فرشتگان و شیاطین با هم جمع نمی شوند.
۳از جمله فواید یا فلسفه تعوذ موقع قرائت قرآن، این است که شیطان با تمام وجود به قاری هجوم می برد، تا اینکه‌ او را از هدف تلاوت قرآن (تدبر و فهم مراد خداوند) باز دارد. شیطان تمام سعی و تلاشش را به کار می گیرد تا میان قلب قاری و هدف قرآن مانع ایجاد کند و قاری را از بهره گرفتن از قرآن باز دارد. بنابر این خداوند به ما امر کرده است تا در آغاز قرائت از اینگونه شرارت های شیطان پناه جسته شود.
۴قاری قرآن با تلاوت خود در واقع با خداوند متعال مناجات می کند و خداوند به صدای قاری خوش آواز بیشتر توجه می کند. قرائت شیطان همانا شعر و موسیقی است، ‌لذا به قاری قرآن امر شده است تا موقع قرائت شیطان را بوسیله تعوذ از خود براند، زیرا خداوند در این لحظه صدای قاری را استماع می کند.
۵خداوند خبر داده است که هیچ نبی یا رسولی نفرستاده است مگر اینکه‌ هنگام طلب آرزوهایشان شیطان به‌ آنها دست یازیده‌ است.
تمام سلف بر این عقیده هستند که منظور این است: هرگاه نبی یا رسول تلاوت کند، شیطان در تلاوت او مداخلت می کند. وقتی شیطان با پیامبران چنین می کند، پس چرا با دیگران نکند؟ بنابر این شیطان قاری را در مغالطه می اندازد، قرائت قرآن را بر وی مشتبه می کند، قاری را درباره قرائتش دچار تشویش می کند، ‌زبانش را می لرزاند، توجه و ذهنش را پریشان می کند و هرگاه شیطان موقع قرائت حاضر می شود، ‌قاری را با یکی از این مشکلات یا با همه آنها مواجه می سازد.
۶موقعی که انسان قصد انجام خیر می کند یا وارد عمل خیر می شود، شیطان ‌بشدّت و با حرص و آز تمام می خواهد جلو او را بگیرد و او را از آن کار خیر باز دارد. روی این حساب موقع تلاوت قرآن که از بهترین کارها است انسان امر شده است تا با پناه بردن به خداوند شیطان را از خود منع کند. (إغاثه اللهفان: ۱/۱۰۹)

۷پناه دادن فرزندان و خانواده
از حضرت ابن عباس رضی الله عنه روایت شده‌ که‌ رسول الله صلی الله علیه وسلم حضرت حسن و حسین علیه السلام را با خواندن دعای زیر پناه می داد:
« أعیذکما بکلمات الله التامه، من کل شیطان وهامه، ومن کل عین لامه ؛ إن أباکما کان یعوذ بها إسماعیل وإسحاق »
وسیله صفات کامله خداوند شما را از شر هر شیطان و از هر حشره‌ای و از هر چشم ملامت‌گری پناه می دهم. پدر شما، یعنی حضرت ابراهیم علیه السلام ، دو فرزندش حضرت اسماعیل و اسحاق را به همین کلمات پناه داده است) .( تلبیس ابلیس)

بهترین ابزاری که بوسیله آن پناه جسته می شود
بهترین ابزاری که پناه جویان، بدان پناه می جویند، سوره «فلق» و «الناس» است. پیامبر صلی الله علیه وسلم به عبید الله ابن خبیب امر کرد تا موقع صبح و شام (قل هوالله احد) و معوذتین را سه بار بخواند و بعد فرمود: (قل هو الله و معوذتین) تو را از هر بدی نجات می دهد. در روایتی دیگر آمده است، که رسول الله صلی الله علیه وسلم او را به خواندن معوذتین امر کرد و فرمود:« ما تعوذ الناس بأفضل منها» (بهتر از این دو هیچ ابزاری برای پناه جستن مردم وجود ندارد).

وقتی شیطان وسوسه گناه را ایجاد می کند، با وی چه باید کرد؟
روایت شده‌ که یکی از علماء سلف، به شاگردش فرمود: وقتی شیطان در تو وسوسه را ایجاد کند، با وی چگونه رفتار میکنی؟ شاگرد گفت: با او مبارزه می کنم. استاد گفت: اگر شیطان وسوسه اش را تکرار کرد، چی؟ شاگرد گفت: با وی می جنگم و مبارزه می کنم. استاد فرمود: بدین ترتیب مبارزه بسیار طولانی می شود، ببین اگر تو از کنار گله ای رد شوی و سگ همراه گله‌ به‌ تو حمله ور شود تو را از عبور و ادامه مسیر منع کند، آنگاه تو چه می کنی؟ شاگرد گفت: تمام سعی و تلاشم را برای راندن آن به خرج می دهم. استاد فرمود: این کار بسیار به درازا می کشد. بهتر این است که از چوپان کمک بگیری تا جلو سگش را از تو بگیرد.( تلبیس ابلیس: ۱۸٫)
این راهنمائی حکایت از بینش بسیار عمیق این استاد دارد، زیرا پناه جستن به خدا و جلب حمایت وی، تنها راه مؤثر برای دور نگاه داشتن شیطان است و این همان شیوه ای است که مادر مریم آن را اتخاذ کرده بود: «وِإِنِّی أُعِیذُهَا بِکَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ ». آل عمران: ٣۶
(من او را مریم نام گذاردم و او و فرزندانش را از (وسوسه و گمراه‌سازی) اهریمن مطرود (از درگاه فضل و کرمت، به تو می‌سپارم و) در پناه تو می‌دارم).

وقتی انسان از شیطان پناه می جوید، چرا شیطان نمی رود؟
بعضی می گویند: با وصف اینکه ما به خدا پناه می بریم، باز هم وسوسه‌های شیطانی را حس می کنیم و او ما را به انجام بدیها تحریک می کند و ما را از نماز باز می دارد.
جواب: توجه داشته باشیم که استعاذه مانند شمشیر در دست مجاهد است، اگر دست مجاهد قوی باشد، دشمنش را از پا در می آورد ورنه شمشیر تاثیر ندارد هر چند که شمشیر صیقل شده و برنده باشد.
استعاذه نیز همین حالت را دارد، اگر استعاذه از شخص متقی و خدا ترس صورت گیرد، بسان آتش، شیطان را طعمه حریق می کند و اگر انسان غیر متعهد و ضعیف الایمان باشد، تاثیر بسزایی در دشمن نمی گذارد.
ابوالفرج ابن جوزی رضی الله عنه می فرماید: توجه داشته باشیم که مثال ابلیس با متقی و غیر متقی، مانند کسی که نشسته و در جلو او طعام و گوشت وجود دارد، سگی نزد او می آید، او به سگ می گوید: دور شو!. سگ می رود و از کنار کسی دیگر که طعام و غذا در جلو او گذاشته شده است، می گذرد، او هر گاه که آن را از نزد خود براند، نمی رود. پس متقی مانند شخص اول است و غیر متقی مانند شخص دوم. شیطان از کنار متقی با یک سخن و اندک تهدیدی فرار می کند ولی از کنار انسان غیر متقی بدلیل آلودگی‌اش با گناهان نمی رود و از وی جدا نمی شود. نعوذ بالله من الشیطان.
بنابر این مسلمان اگر نجات از شیاطین و همراهانش را می خواهد، بر وی لازم است که خود را به تقویت ایمان و جلب حمایت خداوند مشغول کند و به او پناه ببرد. و لا حول و لا قوه الا بالله.

چهارم: مشغول شدن به یاد خداوند
یاد خداوند از بزرگترین ابزار نجات انسان از شیطان است. در حدیث آمده است: خداوند به پیامبرش (یحیی) امر کرد تا بنی اسرائیل را به انجام پنج خصلت امر کند و یکی از این خصلت ها این بود: شما را به یاد خداوند امر می کنم، زیرا مثال یاد خداوند، مثال شخصی است که دشمن او را تعقیب کرده است، تا اینکه خود را به قلعه‌ محکمی می رساند و بدین ترتیب خودش را از شر دشمن نجات می دهد. آری، بنده نیز نمی تواند جز به یاد خداوند خود را از شر شیطان نجات دهد.
ابن قیم می فرماید (الوابل الصیب:۶۰ .): اگر ذکر و یاد خداوند، تنها همین فایده را می داشت، شایسته بود که انسان حتی برای یک لحظه هم از آن غافل نماند و همواره به یاد او می بود، زیرا انسان جز از راه ذکر و یاد خداوند نمی تواند خود را از شرارت های شیطان مصون نگاه دارد. دشمن تنها از طریق غفلت و عدم توجه به یاد خداوند انسان را مورد حمله قرار می دهد. شیطان در کمین نشسته است، به محض اینکه انسان را غافل ببیند، بسوی او می پرد و او را شکار می کند. هرگاه انسان به یاد خدا مشغول شود، شیطان احساس حقارت و ذلت نموده و عقب نشینی می کند و از صحنه بیرون می رود و حقیر و ضعیف بسان پرنده‌ای کوچکتر از گنجشک در می آید یا خود را مانند پشه بی ارزش و حقیر می پندارد – روی همین اساس به (وسواس الخناس) نامیده‌ شده استزیرا در دل ها وسوسه ایجاد می کند و به محض اینکه انسان به یاد خدا مشغول شود از شرارت و ایجاد وسوسه باز می ایستد و عبوس می شود. از حضرت ابن عباس رضی الله عنه روایت شده‌ که‌ ‌می فرماید: شیطان در دل انسانها لنگر انداخته است، اگر انسان غفلت ورزید و یاد خدا را فراموش کرد، او را دچار وسوسه می کند، و اگر به یاد خدا مشغول شود، عقب نشینی می کند.
ابن قیم می فرماید: شیاطین که دشمن انسان هستند، انسان را احاطه کرده اند، ‌پس تو در حق انسانی که در احاطه دشمنان است چه می پنداری؟ دشمنی که به دلیل حقد و کینه می خواهد منفجر شود. هر کدام از این دشمنان در حد توان خود او را با مشکل مواجه می سازد و هیچ راهی برای فرار کردن آنها جز یاد خدا وجود ندارد.
علامه ابن قیم در ادامه سخنانش، حدیث عبدالرحمن بن سمره را آورده است، عبدالرحمن می گوید: ما ‌در صفه مدینه بودیم، ‌رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد ما تشریف آورد و خطاب به ما فرمود: شب گذشته شاهد جریان بسیار شگفت آوری بودم؛ فردی از امت خود را دیدم که فرشته مرگ نزد او آمد تا روحش را قبض کند، احسان و نیکی ای که او در حق پدر و مادرش کرده بود برای او مجسم شد و فرشته مرگ را از او منصرف کرد.
و مردی را دیدم که عذاب قبر او را احاطه کرده بود، وضوء برای او مجسم شد و او را از عذاب قبر رهانید.
مردی را از افراد امتم دیدم که شیاطین او را احاطه کرده بودند، ذکر خداوند و یاد او که توسط این مرد انجام گرفته بود، برای او مجسم شد و شیاطین را از وی راندند.
مردی از افراد امتم را دیدم که فرشتگان عذاب او را احاطه کرده بودند، نماز او برای او مجسم شد و او را از چنگال فرشتگان عذاب نجات داد.
مردی از امتم را دیدم که از تشنگی داشت می‌سوخت و در بعضی روایات آمده است، که از تشنگی دهانش را کشیده‌ بود و مانند سگ پارس می کرد، روزه رمضانش آمد و او را سیراب کرد و او را از تشنگی رهانید .
مردی از امتم را دیدم و پیامبرانی را دیدم که بصورت حلقه حلقه‌ نشسته بودند. این مرد هرگاه می خواست در حلقه ای از حلقه پیامبران بنشیند، رانده میشد و کسی او را نزد خود راه نمی داد، غسل جنابت او آمد، دست او را گرفت و او را در کنار من نشاند.
مردی از امتم را دیدم که از راست، چپ، بالا، پایین، ‌عقب و جلو تاریکی او را احاطه کرده بود و او در آن تاریکی سرگردان بود، حج و عمره آمدند و او را از آن تاریکی رهانیده و به نور و روشنی داخل کردند.
مردی از افراد امتم را دیدم که از حرارت و تپش آتش، ناراحت بود و بوسیله دست خود، میخواست خود را نجات دهد، صدقه او آمد، میان او و آتش مانع شد و بر سر او سایه افکند.
مردی از افراد امتم را دیدم که میخواست با مؤمنان سخن گوید و حرف بزند، اما کسی با وی حرف نمی زد، صله رحم آمد و خطاب به مؤمنان فرمود: ای مسلمانان! او در دنیا صله رحم می کرد، شما نیز با وی حرف بزنید، آنگاه مؤمنان با وی حرف زدند، مصافحه کردند و او نیز با آنان مصافحه کرد.
مردی از افراد امتم را دیدم که آتش دوزخ [ زبانیه] او را احاطه کرده بود، امر به معروف و نهی از منکر که او در زندگی خود انجام داده بود آمد و ‌او را از دست زبانیه رها ساخت و او را به دست فرشتگان رحمت سپرد.
مردی از افراد امتم را دیدم که روی زانو ها بر زمین افتاده بود، میان او و میان پروردگار حجابی مانع بود، حسن خلق او آمد، دست او را گرفت و او را به نزد خداوند متعال رسانید .
مردی از افراد امتم را دیدم که نامه اعمالش در دست چپ قرار گرفته بود، خوف و خشیت او از خداوند آمد نامه اعمالش را از دست چپ گرفت و در دست راست او قرار داد.
مردی از افراد امتم را دیدم که ترزاوی اعمال صالحش بالا بود، افراط (جمع فرط. منظور فرزندانی که در کودکی فوت کرده اند.) او آمدند و پله اعمال صالحش را سنگین کردند.
مردی از افراد امتم را دیدم که بر لبه پرتگاه دوزخ ایستاده بود، رجاء و امید او به خداوند آمد و او را از سقوط در دوزخ رهانید و رفت.
مردی از افراد امتم را دیدم که داشت در دوزخ می افتاد، اشک او که از ترس و خوف خدا ریخته بود، آمد و او را از سقوط در دوزخ رهانید.
مردی از افراد امتم را دیدم که روی پل صراط است و مانند شاخه‌ی خرما بر اثر شدید می‌لرزید، حسن ظنّ و گمان نیک او درباره خداوند آمد، و لرزه اش را برطرف کرد و رفت.
مردی از افراد امتم را دیدم که بصورت افتان و خیزان روی پل صراط راه می رود، درودی که بر من فرستاده بود آمد و او را روی پاهایش بلند کرد و نجات داد.
مردی از افراد امتم را دیدم که خود را به دروازه بهشت رسانید ولی درهای بهشت بر وی بسته شدند، کلمه شهادت « لا اله الا الله » او آمد و درهای بهشت را بر روی او باز کرد و او را به داخل بهشت فرستاد.
حافظ ابوموسی مدنی در کتاب «الترغیب فی الخصال المنجیه والترهیب من الخلال المردیه» حدیث مذکور را آورده و صحت آن را تایید کرده است. ایشان حدیث فوق را به‌ عنوان محور کتاب خود قرار داده‌ و به‌ شرح آن پرداخته‌ است و راجع بدان می‌گوید: این حدیث حَسَن می‌باشد؛ عمرو بن آزر، وعلی بن زید بن جدعان، وهلال أبو جبله آن را از سعید بن مسیب روایت کرده‌اند، و شیخ الاسلام ابن تیمیه‌ آن را بزرگ می‌شمارد و چنانکه‌ اطلاع یافته‌ام ایشان شواهدی برای صحت آن ذکر می‌داشت.
شیآطین نیز به‌ همین صورت هستند، یعنی انسانها جز از طریق یاد خداوند نمی توانند خود را از شر آنها نجات بدهند، انس بن مالک روایت کرده‌‌ که‌ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:
« إذا خرج من بیته فقال: بسم الله، توکلتُ على الله، لا حول ولا قوه إلا بالله، یقال له حینئذ: هُدِیت وکفُیتَ ووُقِیتَ، فیتَنَحّى له الشیطان، ویقول شیطان آخر: کیف لک برجل قد هدِی وکُفی ووُقی؟».
(هر کس موقع بیرون رفتن از خانه اش، «بسم الله توکلت علی الله و لا حول و لا قوه الا بالله» گوید، فرشتگان خداوند او را چنین مخاطب قرار می دهند: هدایت شدی، خداوند برای تو کافی است و تو خود را از شر شیاطین در امان قرار دادی، آنگاه شیطان از وی دور می شود، و شیطانی دیگر خطاب به او می گوید: مردی که هدایت شده و خداوند از وی دفاع می کند و خود را در امنیت قرار داده است، تو با وی چه سر و کاری داری؟) ابو داود و ترمذی
به روایت صحیح از حضرت ابو هریره رضی الله عنه روایت شده‌ که‌ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:
« من قال لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الملک، وله الحمد، وهو على کل شیء قدیر، فی یوم مائه مره، کانت له عدل عشر رقاب، وکتبت له مائه حسنه، ومحیت عنه مائه سیئه، وکانت له حرزاً من الشیطان یومه ذلک، حتى یمسی».
(هر کس روزی صد دفعه این کلمات را بر زبان تکرار کند: « لااله الاالله وحده لا شریک له، ‌له الملک و له الحمد و هو علی کل شی قدیر» باندازه آزاد کردن ده غلام به او اجر می رسد و صد نیکی برای وی ثبت می شود و صد بدی از نامه اعمال او محو می گردد و در اثر این کلمات آن شخص از شر شیاطین تا موقع شب در امان خواهد بود). (مشکاه المصابیح: ۱/۷۰۸ شماره ۲۳۰۲ .)
ابو خلاد مصری می گوید: هر کس داخل اسلام شود، ‌داخل یک قلعه گشته‌ و هر کس داخل مسجد شود، داخل دو قلعه گشته‌ و هر کس در مجلس ذکر و یاد خدا شرکت کند، ‌داخل سه قلعه گشته‌ است.
در صحیح بخاری آمده‌ که‌ محمد ابن سیرین از حضرت ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده‌ که‌ ‌می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم مرا مأمور حفاظت صدقه فطر و زکات رمضان کرد و ‌کسی آمد و می خواست گندمهای صدقه را بردارد. او را دستگیر کردم، ‌گفت: مرا آزاد کن، بار دیگر برنمی گردم. سه بار دستگیر شد و همان سخن را تکرار کرد. در دفعه سوم گفت: چند کلمه و دعا را به‌ تو معرفی می کنم که اگر موقع خوابیدن آنها را بگوئی به نفع و سود تو هستند. گفت: آیه الکرسی را از اول تا آخر بخوان . آنگاه همواره از سوی خداوند محافظی بر تو گماشته می شود و تا صبح هیچ شیطانی نزد تو نخواهد آمد، این را گفت و آزادش کرد. صبح روز بعد حضرت ابوهریره رضی الله عنه جریان را با رسول الله صلی الله علیه وسلم در میان گذاشت. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هر چند که او دروغ گو است ولی این سخنش راست است.
حافظ ابوموسی از ابوزبیر از جابر رضی الله عنه روایت کرده‌ که‌ ‌رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:
« إذا أوى الإنسانُ إلى فراشه، ابتدرهُ ملکٌ وشیطانٌ، فیقول الملکُ: اختم بخیر، ویقول الشیطان: اختم بشر، فإذا ذکر الله، ثم نام، بات الملک یکلؤه .
وإذا استیقظ، قال الملک: افتح بخیر، وقال الشیطان: افتح بشر، فإن قال: الحمد لله الذی ردَّ علی نفسی، ولم یمتها فی منامها، الحمد لله الذی یمسک السماوات والأرض أن تزولا، ولئن زالتا إن أمسکهما من أحد من بعده، الحمد لله الذی یمسک السماء أن تقع على الأرض إلا بإذنه، فإن وقع عن سریره فمات دخل الجنه».
(هر گاه انسانی به رختخواب خود رفت، ‌یک شیطان و یک فرشته بسوی او می شتابند. فرشته می گوید: به خیر و نیکی خاتمه دهید و شیطان می گوید: به شر و بدی خاتمه دهید و بعد که با ذکر و یاد الله می خوابد، ‌فرشته او را محافظت می کند.
وقتی انسان بیدار می شود، ‌فرشته می گوید: روزت را با عمل خیر و صالح افتتاح کن و شیطان می گوید: ‌روزت را با عمل بد افتتاح کن. اگر او بعد از بیدار شدن بگوید: خدا را سپاس که روح مرا برگرداند، خدائی را سپاس که زمین و آسمانها را از حرکت کردن و تکان خوردن بازداشته است، ‌اگر آن دو از جای خود تکان بخورد جز خداوند کسی نمی تواند آنها را نگهدارد، خدائی را سپاس که آسمان را از افتادن بر روی زمین نگاه داشته است، ‌این شخص اگر از بالای تختخوابش بر زمین بیفتد و بمیرد داخل بهشت می شود).( مجمع الزوامد:۱۰/۱۲۰ .)
در بخاری و مسلم از حضرت ابن عباس رضی الله عنه روایت شده‌ که‌ پیامبر صلی الله علیه وسلم ‌فرمود: ‌»لو أن أحدکُم إذا أراد أن یأتی أهلَهُ فقال: بسم الله، اللهم جنبنا الشیطانَ، وجنب الشیطان ما رزقتنا، فإنه إن یقدّر بینهما ولد فی ذلک لا یضرهُ شیطانٌ أبداً».
(هرگاه کسی برای مجامعت و آمیزش جنسی نزد همسر خود برود و این دعاء را بخواند:‌ بار خدایا ما را از شیطان دور نگاه دار و شیطان را از فرزندی که به ما عنایت می کنی دوار بدار، اگر در آن آمیزش فرزندی برای آنان مقدر شود، چون این دعا را خوانده است، شیطان هرگز نمی تواند آن فرزند را ضرر یا گزندی برساند).
در روایات صحیح به‌ ثبت رسیده‌ که‌ شیطان با شنیدن صدای اذان پا به‌ فرار می‌زند.
سهیل بن ابوصالح می‌گوید: پدرم مرا به‌ همراه غلامی به‌ سوی بنی‌حارث فرستاد، وقتی که‌ به‌ آنجا حرکت کردیم، از پشت دیواری صدایی را شنیدیم که‌ مرا می‌خواند، پس آن غلام را‌ به‌ پشت آن دیوار فرستادم، اما کسی را ندید، وقتی که‌ برگشتم و ماجرا را برای پدرم تعریف کردم، گفت: اگر می‌دانستم که‌ چنین می‌شود، هرگز شما را نمی‌فرستادم، اما اگر از این لحظه‌ به‌ بعد چنین صدایی را شنیدی اذان را شروع کن، زیرا از ابوهریره‌ شنیدم که‌ می‌گفت: شیطان با شنیدن صدای اذان پا به‌ فرار می‌زند و باد شکم را خالی می‌کند.
از حضرت ابوهریره رضی الله عنه روایت شده‌ که‌ ‌رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:
« إذا نودی للصلاه أدبر الشیطان وله ضراط حتى لا یسمع التأذین، فإذا قضی النداء أقبل، حتى إذا قضی التثویب، أقبل حتى یخطر ببین المرء ونفسه ….».
(وقتی اذان گفته شود، شیطان در حالی که باد از شکم خارج می کند می دود و تا جائی دور می رود که صدای اذان بگوشش نرسد، وقتی اذان تمام می شود، ‌برمی گردد و میان انسان و نفس او مانع می شود).
از امام احمد روایت شده‌ که ابوتمیمه از یکی از اصحاب چنین نقل کرده که می گوید: پشت سر رسول الله صلی الله علیه وسلم بر الاغی سوار بودم، الاغ سُر خورد، من فوراً گفتم: شیطان هلاک شود. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: مگو شیطان هلاک شود، زیرا تو اگر چنین بگوئی، شیطان خود را مهم و بزرگ می شمارد، ‌و فکر می کند، الاغ پیامبر صلی الله علیه وسلم را به زور و قدرت خودش سُر داده است. البته بگو «بسم الله»، زیرا که وقتی «بسم الله» می گویی، شیطان خود را باندازه یک پشه حقیر می‌شمارد. ابن کثیر می گوید: این حدیث از مفردات امام احمد است و سند حدیث جید می‌باشد.

پنجم: پیوستن به جماعت مسلمانان
از جمله عواملی که انسان را از دام شیطان نجات می دهد، ‌این است که مسلمان در دارالاسلام زندگی کند و به گروه شایسته و صالحی بپیوندد که در کارهای حق او را مساعدت و در انجام معروف او را تشویق می کند، گروهی که یادآور خصلت های زیبا می باشد، زیرا در اتحاد و انسجام قوت و قدرتی ارزشمند پدیدار است. ‌از حضرت عبدالله بن عمر رضی الله عنه مروی است؛ که‌ می‌فرماید: عمر بن خطاب در جابیه به ایراد سخن پرداخت و فرمود: ای مردم من مانند رسول الله صلی الله علیه وسلم در میان شما هستم و مسئولیت خلافت رسول الله صلی الله علیه وسلم را بر دوش گرفته ام و در ادامه سخنانش فرمود: به جماعت بپیوندید و از تفریق و دوستگی دوری کنید، زیرا شیطان با کسی است که تنها باشد و از دو یا بیش از دو که متحد شوند، خود را کنار می کشد. سنن ترمذی: ۲/۲۳۲ شماره:۱۷۵۸ .
منظور از جماعت، جماعت مسلمانان و امام مسلمانان است و جماعت از دیدگاه اسلام اگر از حق تبعیت نکند، فاقد ارزش و اعتبار است .
از حضرت ابی الدرداء رضی الله عنه مروی است که می گوید: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم، ‌فرمود: « ما من ثلاثه فی قریه ولا بدو، لا تقام فیهم الصلاه، إلا قد استحوذ علیهم الشیطان، فعلیک بالجماعه، فإنما یأکل الذئب القاصیه».
(در هر صحرا و روستایی که‌ سه‌ نفر با هم باشند، اگر نماز جماعت میان آنها برگزار نشود، شیطان بر آنها چیره می شود، لذا لازم است که به جماعت بپیوندید، زیرا گرگ گوسفندی را شکار می کند که از گله جدا شده). ابی داود: ۱/۱۰۹ شماره: ۵۱۱ .
امام ابی داود در سنن خود از معاویه بن ابی سفیان روایت می کند، حضرت معاویه گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم میان ما بلند شد و به ایراد سخن پرداخت و فرمود:
« ألا إن من قبلکم من أهل الکتاب افترقوا على ثنتین وسبعین مله، وإن هذه المله ستفترق على ثلاث وسبعین، ثنتان وسبعون فی النار، وواحده فی الجنه، وهی الجماعه».
(آگاه باشید، اهل کتاب که قبل از شما بودند، ‌به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند و این ملت به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شود، هفتاد و دو فرقه به دوزخ می رود و یک فرقه نجات می یابد و آن یک فرقه همان جماعت مسلمانان است). صحیح سنن ابی داود: ۳/۸۶۹ شماره: ۳۸۴۲ .

ششم: درک خط مشی و دسیسه های شیطان
لازم و ضروری است که‌ انسان مسلمان نسبت به راه ها و ابزاری که مورد استفاده شیطان قرار می گیرند، آگاهی لازم را داشته باشد و آن راه و ابزارها را به مردم معرفی کند. اینک قرآن این کار را انجام داده است و رسول الله صلی الله علیه وسلم به نحو احسن به این وظیفه عمل کرده است . قرآن شیوه ای را که شیطان آدم را بدان گمراه کرده بود، به ما معرفی نموده است و رسول الله صلی الله علیه وسلم را از نحوه استراق سمع شیطان و اینکه او چگونه کلماتی را به گوش جادوگران و کاهنان می رساند آگاه کرده است.
رسول الله صلی الله علیه وسلم در قران از تاکتیک های شیطان خبر داده است تا مردم فریب شیطان، جن و انس را نخورند و توضیح داده است که شیطان چگونه وسوسه ایجاد کرده و نمازگزار را از انجام نماز و عبادات بخود مشغول می کند و چگونه درباره فاسد بودن وضوء آنها را دچار وهم و تخیل می کند. چگونه شیطان میان زن و شوهر اختلاف ایجاد می کند و درباره آفرینش انسان را دچار وسوسه می کند و حتی کار را به جائی می رساند که درباره خداوند انسان را دچار وسوسه می کند، ‌مبنی بر اینکه او را چه کسی آفریده است؟

هفتم: مخالفت با شیطان
شیطان در قالب خیر خواهی و اظهار همدردی نزد انسان می آید، لذا بر انسان لازم است که با گفته ها و پیشنهادات وی مخالفت کند و به او بگوید: تو واقعاً اگر ناصح و خیر خواه می‌بودی، باید خودت را نصیحت می کردی، تو خودت را در آتش انداخته‌ای و خشم خدا را بسوی خود دعوت کرده‌ای، پس چگونه ممکن است کسی که خیر خواه خود نیست، دیگران را نصیحت کند؟
حارث بن فیس می گوید: هرگاه تو مشغول نماز هستی شیطان نزد تو می آید و می گوید: «این نماز برای ارائه به دیگران است، پس نمازت را طولانی تر کن» تلبیس ابلیس: ۳۸ .
هرگاه برای ما روشن شود که شیطان فلان خصلت را می پسندد و متصف بدان خصلت است، آنگاه مخالفت وی بر ما لازم است . مثلاً، شیطان با دست چپ می خورد، می نوشد و اشیاء را با دست چپ می گیرد، پس مخالفت با وی بر ما لازم است.
از حضرت ابوهریره رضی الله عنه روایت شده‌ که‌ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:
« لیأکل أحدکم بیمینه، ولیشرب بیمینه، ولیأخذ بیمینه، ولیعط بیمینه، فإن الشیطان یأکل بشماله، ویشرب بشماله، ویعطی بشماله، ویأخذ بشماله».
(شما با دست راست بخورید، ‌بیاشامید، بدهید و بگیرد، زیرا شیطان همه این کارها را با دست چپ انجام می دهد). صحیح سنن ابن ماجه:‌۱/۲۲۵ شماره: ۲۶۴۳ .
وقتی ما انسانها در حالت ایستاده آب می نوشیم، شیطان با ما شریک می شود، ‌لذا رسول الله صلی الله علیه وسلم تاکید و تو صیه فرمودند تا در حال نشستن آب نوشیده شود .
رسول الله صلی الله علیه وسلم توصیه فرمودند تا ما قیلوله کنیم، زیرا که شیاطین قیلوله نمی کنند:
« قیلوا، فإنّ الشیاطین لا تقیل » .
قرآن ما را از اسراف بر حذر داشته است و مبذرین را برادران شیطان خوانده است. تنها دلیل دوری از اسراف این است که اسراف مورد رضایت شیطان است، زیرا شیاطین تضییع مال و انفاق بی مورد می پسندند.
خرجهای اضافی و انباشتن اثاث منزل و رختخواب بیش از حد نیاز از مصادیق اسراف بحساب می آید. امام مسلم در صحیح خود از حضرت جابر بن عبدالله روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره رختخواب سخن گفت و فرمودند:
« فراش للرجل، وفراش لامرأته، وفراش للضیف، والرابع للشیطان».
(یک دست رختخواب برای شوهر است و یک دست هم برای همسرش و یکی برای مهمان، چهارمی از آن شیطان است).
بنابر همین دیدگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما امر کرده است تا آلودگی‌های لقمه‌ی افتاده‌ را پاک کرده‌ و آن را برای شیطان رها نکنیم . حضرت جابر رضی الله عنه می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:
« إن الشیطان یحضر أحدکم عند کل شیء من شأنه، حتى یحضره عند طعامه، فإذا سقطت اللقمه، فلیمط ما کان بها من أذى، ثم لیأکلها، ولا یدعها للشیطان، فإذا فرغ فلیلعق أصابعه، فإنه لا یدری فی أی طعامه تکون البرکه».
(همانا شیطان موقع هر کار و عملی حتی موقع خوردن نیز نزد شما می آید، لذا هرگاه لقمه‌ای از دست شما افتاد، باید آلودگی های آن زدوده شود و خورده شود و برای شیطان گذاشته نشود. وقتی از خوردن طعام فارغ شدید، انگشت هایتان را بوسیله زبان پاک کنید، یعنی غذای روی انگشت ها را بخورید، زیرا معلوم نیست که برکت و خیر در کدام قسمت غذا نهفته است). صحیح مسلم: ۳/۱۶۰۷ شماره: ۲۰۳۳ .

هشتم: توبه و استغفار
از جمله راههای مبارزه علیه دسیسه های شیطانی این است که انسان به توبه و رجوع بسوی خداوند مبادرت کند. این شیوه مبارزه، شیوه بندگان صالح و شایسته خداوند است. خداوند می فرماید:
«إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ ». الأعراف:٢٠١
(‏پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه‌ای از شیطان می‌شوند به یاد (عداوت و نیرنگ شیطان، و عقاب و ثواب یزدان) می‌افتند، و (در پرتو یاد خدا و به خاطر آوردن دشمنی اهریمن) بینا می‌گردند (و آگاه می‌شوند که اشتباه کرده‌اند و از راه حق منحرف شده‌اند، و لذا شتابان به سوی حق برمی‌گردند)) . ‏
«طایف» به اراده گناه یا رسانیدن گناه تفسیر شده است. «تذکروا» یعنی: بیاد عذاب خداوند یا به یاد ثواب زیاد و بزرگ یا وعده و وعید خداوند می افتد، ‌آنگاهرجوع می کند و به خدا پناه می برد. «نادا هم یبصرون» یعنی: درست عمل می کنند و از غفلتی که بدان مبتلا بودند، بیدار می شوند. از این آیه چنین استفاده می شود که شیطان سعی دارد انسان را به یک بی راهه و سردرگمی سوق دهد تا حق را تشخیص نداده و آن را نبیند و با ایجاد موانع و القاء شکوک و شبهات واقعیت امر را بر انسان مشتبه سازد.
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: شیطان نزد پروردگار اعتراف کرده است: سوگند به جلال و عزت پروردگار همواره در به گمراهی کشاندن بندگان تو سعی می‌کنم، مادام که روح در جسد آنها است. پروردگار در جواب او فرمود:‌ سوگند به عزت و بزرگیم، همواره آنها را مورد عفو و مغفرت قرار می دهم، مادام که طلب آمرزش کنند. صحیح الجامع: ۲/۷۲ .
آری، این است حال بندگان خداوند که‌ در اسرع وقت توبه‌ می‌کنند و به‌ سوی خداوند باز می‌گردند. آنان در این خصوص باید از پدر خود، حضرت آدم الگو بگیرند، زیرا وقتی بابا آدم، از شجره ممنوعه استفاده‌ نمود، کلماتی را از پروردگار خود دریافت نمود و طبق آن به‌ درگاه خداوند بازگشت، آدم و همسرش در حالی که دعاء زیر را زمزمه می کردند، متوجه خدای خود شدند:
«رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ ». الأعراف: ٢٣
(پروردگارا! ما (با نافرمانی از تو) بر خویشتن ستم کرده‌ایم و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود).
اما دوستان شیاطین، ‌خداوند درباره آنها چنین می فرماید:
«وَإِخْوَانُهُمْ یَمُدُّونَهُمْ فِی الْغَیِّ ثُمَّ لاَ یُقْصِرُونَ ». الأعراف: ٢٠٢
(‏و امّا شیاطین، برادران (اهریمن صفت) خود (یعنی کافران و منافقان را وسوسه می‌کنند و) در گمراهی کمک و یاریشان می‌دهند تا بدانجا که دیگر (از گناه باز نمی‌ایستند و از هیچ جنایتی) کوتاهی نمی‌کنند) . ‏
مراد از «اخوانهم»: انسانهای شیطان صفت می‌باشد، همچنانکه‌ خداوند می‌فرماید:
«إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُواْ إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ ». الإسراء: ٢٧
(‏بی‌گمان باد دستان دوستان اهریمنانند).
آنها پیروان و یاری‌رسانان شیاطین هستند و طبق فرامین آنان قدم برمی‌دارند، شیاطین نیز در راستای گمراه سازی‌ پیروانشان تلاش می‌نمایند، یعنی گناهان و معاصی را برایشان زیبا جلوه می‌دهند، این عمل را بدون خستگی و بدون احساس کراهیت انجام می دهند:
«أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیَاطِینَ عَلَى الْکَافِرِینَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا». مریم: ٨٣

نهم: از بین بردن راههای ورود شیطان به‌ درون انسان
در موارد شبهه توقف نکنید و در خود را موضع تهمت قرار ندهید، اگر با چنین پدیده ای مواجه شدید، ‌مردم را نسبت به احوال خویش آشنا کنید تا فرصت ایجاد وسوسه در دل مردم برای شیاطین باقی نماند و در این زمینه باید از رسول الله صلی الله علیه وسلم الگو بپذیریم.
بخاری و مسلم در صحیح خود از حضرت صفیه دختر حیی، همسر رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین نقل می کنند: ذر حالی که‌ رسول الله صلی الله علیه وسلم معتکف بود، شب برای زیارت ایشان آمدم و بعد به خانه برگشستم. رسول الله صلی الله علیه وسلم بلند شد تا مرا بدرقه کند و به منزل برساند. دو نفر از انصار از کنار ما رد شدند، وقتی چشم شان به رسول الله صلی الله علیه وسلم افتاد، به‌ سرعت حرکت کردند. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: آهسته بروید، این صفیه همسر من است، آن دو گفتند: سبحان الله! ای رسول خدا! مگرمی شود در حق شما کسی گمان بد داشته باشد!! رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: بی تردید، شیطان مانند خون در بدن انسان جریان دارد و من احتمال دادم که مبادا دل شما را مضطرب کند، یا وسوسه ای در دل شما ایجاد کند . صحیح بخاری: ۶/۳۳۶ – مسلم: ۴/۱۷۲ شماره:۲۱۷۵٫
خطابی می گوید: از این حدیث چنین استفاده می شود، که برحذر بودن از تمام حرکت، رفتار و شیوه های مکروهی که باعث بدگمانی می شوند و در قلب ایجاد شبهه می کنند، ‌مستحب است و لازم است که انسان در راستای رفع شبهات در دل مردم تلاش نماید.
از حضرت امام شافعی نقل شده است: رسول الله صلی الله علیه وسلم بدلیل اینکه آن دو مرد انصاری درباره رسول الله صلی الله علیه وسلم دچار شک نشوند ودر نتیجه‌ کافر شوند، براءت خود را بیان فرمود؛ نه اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم برای ترحم در حق خودش این را گفته باشد. تلبیس ابلیس: ۴۶ .
خداوند ما را به گفتن سخنان زیبا و دلنشین با دیگران توصیه فرموده است، تا شیطان میان ما و میان برادرانمان رخنه ایجاد نکند و باعث دشمنی و بغض و کینه نشود، خداوند می فرماید:
«وَقُل لِّعِبَادِی یَقُولُواْ الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنزَغُ ». الإسراء: ۵٣
(‏(ای پیغمبر!) به بندگانم بگو: سخنی (در گفتار و نوشتار خود) بگویند که زیباترین (و نیکوترین سخنها) باشد . چرا که اهریمن (به وسیله سخنهای زشت و ناشیرین) در میان ایشان فساد و تباهی به راه می‌اندازد).
این نکته خوبی است ولی بسیاری از مردم بدان توجه ندارند، کوتاهی می کنند و سخنان مبهم و دو پهلو یا چند پهلو می گویند که بعضی از آنها ناپسندیده هستند و بعضی سخنان و الفاظی را به دیگران نسبت می دهند که مورد پسند آنها نیستند و عناوینی را یاد می کنند که موجب خشم و ناراحتی آنها می شوند، این شیوه راه شیطان را باز می کند و میان آن دو جدایی و تفرقه‌ ایجاد می کند وبجای الفت و توافق عداوت میان آنها حاکم می شود.

وصلی الله وسلم علی محمد وعلى آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلى یوم الدین

———————

منبع: کتاب “دنیای جن و شیاطین”؛ دکتر عمر سلیمان اشقر.

| ۵ مهر ۱۳۹۱

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 38نفر
  • بازدید امروز 1285
  • بازدید دیروز 112414
  • بازید کل 107599908

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com