پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2332
  • کل نظرات 9706
  • کل اعضا 1698
  • جدیدترین عضو محمد رحمانی
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 9251

سعد بن ابی وقاص؛ فرمانده قادسیه

حضرت سعد بن ابی وقاص- رضی الله عنه، فرمانده جنگ قادسیه بود، که این جنگ فروپاشی دومین امپراطوری آن زمان (امپراطوری ایران) را در بر داشت. او کسی است که هنگامی که در غزوه احد از پیامبر اسلام دفاع کرده و به سوی دشمن تیراندازی می کرد، پیامبر از آن همه رشادت به وجد آمده و فرمود: «یا سعد، إرم فداک أبی و أمی» (ای سعد! تیراندازی کن، پدر و مادرم فدایت باد.)
نام و نسب و کنیه
سعد پسر ابی وقاص- رضی الله عنه- حدود ۲۳ سال قبل از هجرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به مدینه، در مکه مکرمه دیده به جهان گشود. پدر سعد، مالک بن وهیب (مشهور به ابی وقاص) بن عبدمناف بن زهره بن کلاب بن مرّه بن کعب بن لؤی بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانه القرشی الزهری است.
نام مادر حضرت سعد، “حمنه بنت سفیان بن عبدشمس” است. حضرت سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه دایی پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم و جزو سابقین و پیشتازان اسلام بود.
اسلام آوردن سعد
حضرت سعد، سومین یا چهارمین مردی است که به دین اسلام مشرف شد. او در سن ۱۷ سالگی اسلام آورد.
خبر اسلام او در میان قریش همانند آتش در علفهای خشک انتشار یافت، تا اینکه به مادرش، که زنی مشرک و متعصب بود، رسید. حضرت سعد مادرش را بسیار دوست داشته و با او محبت داشت. مادر سعد که از این محبت کاملا آگاه بود، برای بازگرداندن فرزندش از دین اسلام، هر اقدامی را که می توانست از گریه و زاری و التماس انجام داد، اما چون اسلام در قلب سعد مستحکم شده و ریشه دوانیده بود، شرک و گمراهی راهی به قلبش پیدا نکرد.
حضرت سعد رضی الله عنه در مقابل زاری و التماس مادرش با سکوت، استقامت و بلندهمتی ایستاد. اینجا بود که مادرش از حربۀ دیگری که یقین داشت با آن حربه می تواند احساسات و عواطف فرزندش را برانگیزد و او را از دینش باز گرداند، استفاد کرد؛ او برای چند روز متوالی دست به اعتصاب غذا زد و قسم خورد که تا سعد از دین خودش باز نگردد، لب به آب و غذا نمی زند. اما حضرت سعد رضی الله عنه برای بار دوم نیز در این آزمایش و امتحان از خود صبر و شکیبایی بیشتری نشان داد و بر ایمانش پافشاری نمود. او خطاب به مادرش که با انواع نیرنگها می خواست وی را از دین اسلام بازگرداند با کمال صلابت و احترام عرض کرد: «والله یا أمی لو کان لک مائه نفس فخرجت نفساً نفساً ما ترکتُ دینی» (ای مادرم! به خدا سوگند اگر صد جان داشته باشی و یکی را پس از دیگری از دست بدهی من دین خودم را ترک نمی کنم.) اینجا بود که مادرش یقین کرد که این کار نتیجه ای در بر ندارد، لذا دست از اعتصاب غذا کشید.
اولین تیرانداز اسلام
حضرت سعد رضی الله عنه اولین فردی بود که در راه خدا، به سوی دشمن تیر انداخت. از زُهری روایت شده است: «روزی پیامبر- صلی الله علیه وسلم- گروهی از مسلمانان را به منطقه ای در سمت “جحفه” گسیل داشت که سعد نیز جزو همان گروه بود. مشرکین بر مسلمانان حمله ور شدند. در این لحظه حضرت سعد، در حالی که اشعار زیر را بر زبان می راند، با تیراندازی به سوی مشرکین، از گروه مسلمانان دفاع کرد:
ألا هل أتی رسول الله عنی حمیتُ صحابتی بصدور نبلی
(آیا این خبر به رسول خدا رسیده است که من با تیرهایم از دوستانم حمایت کردم.)
فما یتعدّ رامٍ فی عدوّ بسهمٍ یا رسول الله قبلی
(ای رسول خدا، هیچ تیراندازی از دشمن، نتوانست از من بگذرد.)
سعد مستجاب الدعاء است
حضرت سعد رضی الله عنه از معدود افرادی است که مستجاب الدعاء بودند. روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم در حق حضرت سعد دعا کرده و فرمود: «اللهم استجب لسعد إذا دعاک.» (بارالها، زمانی که سعد از تو می خواهد، دعایش را قبول بفرما.) [الإصابه لإبن حجر ۳/ ۶۴، أسدالغابه ۲/ ۴۵۴]
زهد حضرت سعد
عامربن سعد واقعه ای را ذکر می کند که بیانگر گوشه ای از زهد و استغنای حضرت سعد رضی الله عنه نسبت به مال و منال دنیاست؛ او می گوید: روزی به همراه پدرم (سعد) مشغول چرانیدن گوسفندان بودم که برادرم نزد ما آمد و خطاب به پدرم گفت: پدرجان، شما در اینجا به چرانیدن گوسفندان راضی هستی، در حالی که مردم مدینه بر سر مِلک و املاک با یکدیگر منازعه می کنند؟! پدرم دستش را بر روی سینه برادرم زد و گفت: ساکت باش. من از رسول خدا صلی الله علیه وسلم شنیدم که می فرمود: به راستی که خداوند بندۀ پرهیزگارش را که استغنا داشته باشد و از شهرت دوری کند، دوست دارد.
سعد و روایت حدیث
حضرت سعد رضی الله عنه احادیث زیادی را از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم روایت نموده است. از جمله کسانی که احادیث آنحضرت را از سعد روایت کرده اند می توان به عبدالله بن عمر، عبدالله بن عباس، جابربن سمره، سائب بن یزید و ام المؤمنین عائشه صدیقه- رضی الله عنهم اجمعین- اشاره نمود.
سعد و جنگ قادسیه
حضرت سعد رضی الله عنه سالها در کنار آنحضرت صلی الله علیه و سلم و در مکتب انسان ساز ایشان تربیت یافت؛ در تمام صحنه ها در خدمت اسلام و مسلمین بوده از پیامبر صلی الله علیه وسلم حمایت می کرد، او در غزوه احد با شجاعت و دلیری به سوی دشمن تیراندازی کرده و از پیامبر گرامی اسلام دفاع می کرد، به طوری که آنحضرت صلی الله علیه وسلم از این همه رشادت به وجد آمده و فرمود: «إرم یا سعد، فداک أبی و أمی» (ای سعد، تیراندازی کن، پدر و مادرم فدایت). سعد رضی الله عنه با همین احساس و انگیزه خدمت به اسلام زندگی را سپری نمود تا اینکه به نوبت به “جنگ قادسیه” رسید.
گذری بر اوضاع امپراطوری ایران قبل از قادسیه
پیشرفت کسرای اول که در سال ۵۳۱ (چهل سال قبل از میلاد پیامبر) بر تخت پادشاهی نشست و در تاریخ به لقب “انوشیروان” معروف بود، سرآغاز باشکوهترین دوره از دوره های حکومت ساسانیان به شمار می آید. انوشیروان خرافات و بدعت‏هایی را که پیروان “مزدک” ایجاد کرده بودند از بین برد. همچنین در زمان او امنیت بر شهرها حکمفرما بود، اما این امنیت که ملتها و اقوام وامانده و مستمند را شامل می شد، در مقابل آشوب ها و هرج و مرج هایی که با آن روبرو بودند و بی عدالتی‏هایی که تمام طبقات جامعه را در برگرفته بود، امنیتی محدود به نظر می رسید.
انوشیروان ستون اقتدار و سلطه بود، او همچنانکه بر توده مردم حکم می راند، بر اعیان و اشراف مملکت نیز سیطره داشت و شخصیتهای دینی در مقابل او کرنش کرده و از او اطاعت می کردند.
او اصلاحاتش را با ریشه کن کردن فتنه ها و آشوبهایی که مزدکیان ایجاد کرده بودند، آغاز کرد و با دانایی و عدالتش ظلم و ستم را پایان داد و حق را به حقدار بخشید، وی همچنین اصلاحات گسترده ای را در زمینۀ زراعت و کشاورزی و صنعتگری و نظامی انجام داد و از ارتش و سپاهش ابزاری قوی برای جنگ و حفظ امنیت کشور درست کرد.
نزاع و کشمکش میان دولت “غسان”، که تابع امپراطوری روم، و پادشاه “حیره”، که تابع امپراطوری ایران بود، سبب اصلی جنگ و درگیری بین این دو امپراطوری شد. کسری در سال (۵۴۰) شهر “انطاکیه” را تصرف کرده و ویران ساخت. بعد از مدتی جنگ و درگیری، در سال (۵۴۵) میان دو طرف آتش بس اعلام شد. اما دوباره آتش جنگ شعله ور شد و آن هم هنگامی بود که کسری قصد مهار کردن نصارای قفقاز را داشت؛ اما در نتیجه حمایت رومی ها از نصارای قفقاز، این اقدام ناکام ماند و نهایتا در سال (۵۶۲ م) بین دو طرف صلح برقرار شد و مدت پنجاه سال دوام آورد.
در سالهای (۵۶۳-۵۶۷) کسری موفق شد دولت “هیاطله” را نابود کند. رودخانۀ جیحون تنها مرز حائلی بود که بین ایران و سرزمین های خاقان ترکی، که دشمنی قدرتمند و رام نشدنی برای امپراطوری ایران محسوب می شد، قرار داشت، و از جانب دیگر در قفقاز اقوام ترک نژاد نیز ظهور کردند، که آنها نیز تهدیدی برای امپراطوری ایران به شمار می رفتند، لذا کسری برای حفظ مرزهای کشور از حمله این اقوام، قلعۀ “دربند” را بازسازی و محکم کاری کرد.
علاوه بر این کسری نفوذش را از سمت جنوب تا یمن گسترش داد، به طوری که در سال ۵۷۰ میلادی یکی از فرماندهان او با اعراب یمنی هم‏پیمان شده و حبشی ها را از یمن راندند. کسری (انوشیروان) نمونۀ یک پادشاه عدالتگر بود که در زمان خودش قوانین را با دقت و عدالت و انصاف اجرا می کرد. مدائن، پایتخت دولت ساسانیان، در زمان او به اوج تمدن و پیشرفت رسید و با حصارهای محکم که دروازه های بزرگی داشت احاطه شده بود.
نهضت ادبی و فلسفی ایران در عهد انوشیروان آغاز شد. همچنین او با علمای زردشتی هم‏پیمان شد تا کار مزدکیان را یکسره کرده و از دست آنها خلاص شود. کسری بر آئین زردشتی بود، اما او اندیشه ای آزاد داشت و دارای ذهنی آماده و مستعد برای جستجوی آرا و نظریات مختلف دینی و فطری بود. او برای نصاری آزادی عقیده اعطا کرد. خلاصه اینکه دوران حکمرانی کسری (انوشیروان) از بهترین دوران حکومت ساسانیان به شمار می آید که ایران در این زمان به تمدن و شکوهی دست یافت که در عهد هیچ یک از پادشاهان بزرگ دیگر به آن نرسیده بود.
پس از کسرای اول در سال (۵۷۹م) پسرش “هرمز چهارم” بر تخت نشست، او جانشینی خوب برای اسلافش بود و در سال (۵۹۰م)، کسرای دوم (پرویز مظفر) بر سلطنت رسید. وی پس از۳۷ سال حکومت توسط مأموران و سربازانش به قتل رسید. دلیل قتل پرویز به دست اطرافیانش، رد درخواست صلحی بود که هرقل روم به پادشاه ایران پیشنهاد داده بود؛ فرماندهان ایرانی که از جنگهای ایران و روم خسته شده بودند از اینکه او به جنگی ادامه دهد که برای آنها هیچ نفعی در بر ندارد به شدت ناراحت بودند، لذا بر او حمله کردند و او را به قتل رساندند.
در سالهای (۶۳۹-۶۳۲) “هرمز پنجم” و “کسرای چهارم” که از آنها جز نامی در تاریخ چیزی باقی نمانده، حکومت کردند. [قاده فتح بلاد فارس، ص:۵۶]
در مدت چهار سال از امپراطوری ایران، حداقل ۱۰ پادشاه بر تخت حکومتی ایران نشستند و نهایتا مردم و بزرگان طوائف با پادشاهی از دودمان کسری پرویز که “یزدگرد” نام داشت و فرزند امیر شهریار بود، بیعت کردند. آنها به محض بیعت با یزدگرد به طرف مدائن حرکت کرده و به کمک رستم آن را تصرف کردند، و اینگونه بود که مملکت ایران برای بار آخر در حکومت یزدگرد سوم به اتحاد رسید.
این بود خلاصه ای از وضعیت ایران آن زمان؛ زمانی که سپاه اسلام با روح و قوت ایمان که کوهها یارای مقاومت در مقابل آن را نداشتند، به ایران حمله کرده و آن را تسلیم اسلام و توحید نمودند.
شرکت “مزینه” و “نعمان” در نبرد قادسیه
نعمان بن مقرن همراه قومش در روز قادسیه از خود دلاوری ها و رشادت‏های زیادی نشان دادند، سعد بن ابی وقاص، نعمان را در رأس گروهی به طرف یزدگرد فرستاد تا او را به طرف اسلام فرا خواند و اگر از اسلام آوردن ابا ورزید، جزیه پرداخت نماید، در غیر اینصورت باید آماده جنگ شود.
وقتی این هیئت اعزامی به مدائن رسیدند و به دربار کسری آمدند، کسری از آنها پرسید که چه چیزی شما را به اینجا آورده است یا چه چیزی شما را وادار به جنگ با ما کرده و باعث شده که به کشور ما داخل شوید؟ آیا بخاطر اینکه مدتی ما توجهی به شما نکردیم و از شما غافل بودیم جرأت پیدا کردید و می خواهید بر ما حمله کنید؟
حضرت نعمان بن مقرن پس از اینکه بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم و خیری که این بعثت برای انسانها در بردارد را یادآور شد، یزدگرد را به اسلام فرا خواند و چنین گفت: پیامبر ما- حضرت محمد صلی الله علیه وسلم- به ما دستور داد تا امتهایی را که در مجاورت و همسایگی ما قرار دارند به طرف عدل و انصاف فرا خوانیم. لذا ما شما را به دین خود که اسلام است دعوت می دهیم، دینی که تمام خوبی‏ها را نیک می داند و تمام زشتی ها را زشت می شمارد، اگر دین ما را قبول نکنید باید به امری که بر شما بد و ناگوار است تن دهید، اگر چه این امر بد، نسبت به امر بدتری که در انتظار شماست، آسان تر است و آن اینکه به ما جزیه بدهید، و اگر از دادن جزیه نیز ابا کنید، بعد از آن جنگ است و اگر دین ما را قبول کنید، کتاب خدا را در میان شما می گذاریم و شما را پایبند و عامل آن می گردانیم، تا به وسیلۀ احکام آن در میان خود قضاوت و داوری نمایید. سپس ما بر می گردیم و سرزمین شما را برای خودتان می گذاریم، وگر نه باید به ما جزیه بدهید و ما آن را می پذیریم و از شما در مقابل دشمنان حمایت و پشتیبانی می کنیم. (زیرا جزیه در مقابل دفاع از آنها گرفته می شود، اما مشروط بر اینکه مردم از آزادی بیان برخوردار باشند و تعامل فرهنگی برقرار باشد تا حقیقت و ماهیت اسلام را از نزدیک مشاهده کنند.) و اگر جزیه پرداخت نکنید، با شما خواهیم جنگید.
سخنان با صلابت نعمان، کسرای ایران را به وحشت انداخت و تصمیم گرفت به وسیله مال و لباس و خوراکی این هیئت را اغوا کند… .
بحث و مناقشۀ طولانی که بین صحابه و کسری اتفاق افتاد، خشم یزدگرد را برانگیخت؛ او خطاب به آنان گفت: «اگر عرف بر این نمی بود که فرستادگان را نکشند من حتما شما را می کشتم، شما هیچ ارزشی نزد من ندارید.» [زهیرالخالدی، أبطال من التاریخ العربی، صص: ۵۱۶،۵۱۷]
آمدن این وفد به دربار کسری در او و اطرافیانش تاثیر بسزایی گذاشت، زیرا تاکنون از عربها چنین چیزی ندیده بودند.
بعد از اینکه مسلمانان قصر را ترک کردند، کسری خطاب به فرمانده سپاه خود (رستم) گفت: «فکر نمی کردم در میان عرب چنین افرادی پیدا شود. جواب شما بهتر از کلام آنها نبود. به راستی من یقین دارم آنچه که آنها وعده داده اند قطعا به آن خواهند رسید و یا در راه آن می میرند.»
هنگامی که نبرد قادسیه رخ داد و آتش جنگ شعله ور شد، نعمان بن مقرن همراه با قبیلۀ خود،در نهایت دلاوری و شجاعت جنگید.
حضرت سعد در میدان قادسیه
در این نبرد عظمت سعد بن ابی وقاص ظاهر گشت. اگر جای سعد رضی الله عنه شخص دیگری می بود و چنین نبردی را که از مهمترین نبردهای تاریخ به شمار می آید، رهبری می کرد و مانند او عمل می کرد، یقینا تاریخ نام او را به ثبت می رساند و از او همچون دیگر فرماندهان و فاتحان بزرگ و نامدار سخن می گفت.
در این جنگ مهارت و نبوغ سعد در شناخت روح و روان بشری آشکار شد؛ او به خوبی بر این نکته واقف بود که بیم و هراس نیروهای امپراطوری ایران هنوز در قلب برخی از اعراب وجود دارد. لذا وی با ناچیز شمردن نیروی سربازان ایرانی، سعی داشت تا تصویری که از آنها بر قلب عربها نقش بسته بود را از بین ببرد، او در این کار موفق هم شد و هیبت و هراس را از وجود عربها زدود.
سعد ابتدا گروهی را برای مبارزه با ایرانی ها فرستاد تا نقاط ضعف آنها را تشخیص دهد، البته قبل از جنگ نیز مکاتباتی بین طرفین انجام شد که ناکام و بی نتیجه ماند، تا اینکه این جنگ سرنوشت ساز آغاز شد.
آری جنگ بین دو نیرویی صورت گرفت که از لحاظ سلاح جنگی و نیروی مردمی و ایمان و اعتقاد نابرابر بودند؛ ایرانی ها از لحاظ سلاح و آلات جنگی بر مسلمانان برتری داشتند، اما مسلمانان از لحاظ ایمان و اعتقاد از آنها خیلی برتر و قوی تر بودند.
روز اول جنگ بود که دو لشکر با هم رو به رو شدند و کارزار آغاز شد. در جلوی سپاه ایران فیلهای جنگی، که بر پشت آن افرادی مستقر بودند و به سوی مسلمانان تیراندازی می کردند، به حرکت درآمد. در این وقت برخی از جنگاوران دلاور مسلمان تمام قدرت خود را در نابود کردن فیلها و فیل سواران متمرکز کردند و با تیر کسانی را که بر پشت فیل ها بودند می زدند و چشمان و پاهای فیلها را نشانه گرفته که این باعث شد فیل اول روی زمین سقوط کند و آنهایی را که بر پشتشان مستقر بودند را هلاک کند. سپس فیل ها وحشت کرده و پشت کرده و فرار می کردند. در نتیجه خسارتهای جانکاهی را بر سپاه ایران وارد کردند.
روز دوم جنگ
ابوعبیده هاشم بن عتبه که فرمانده گردان های عراق به قادسیه بود، قعقاع بن عمرو را به عنوان پیشقراول لشکرش تعیین کرد. قعقاع با سرعت تمام به سوی عراق حرکت کرد و صبح روز دوم جنگ (یوم اغواث) به آنجا رسید. قعقاع با همراهانش که هزار نفر بودند قرار گذاشته بود که ستون های ۱۰ نفری تشکیل دهند، به طوری که وقتی یک گروه در حوزه دید لشکر قرار گرفت، گروهی دیگر پشت سر آنها حرکت کند، سبس خود قعقاع در گروه اول جلو رفت و به لشکر اسلام ملحق شد و بعد از عرض سلام، آنها را بر نیروهای کمکی که جهت یاری آنها در جنگ با ایران آمده بودند، بشارت داد.
نیروهای تحت امر قعقاع گروههایی متشکل از ده نفر و یک شتر درست کرده و بر شتران لباس‏های عجیب و غریبی پوشاندند و بر آن سوار شده و به سوی سپاه ایران حمله کردند. اسبهای ایرانیان با دیدن این صحنه وحشت کرده و از میدان فرار کردند. مسلمانان وقتی این صحنه را مشاهده کردند بسیار خوشحال شدند، زیرا ضرر و خسارتی که ایرانیان از این تاکتیک سپاه قعقاع دیدند، خیلی بیشتر از ضرری بود که مسلمانان در روز قادسیه از فیلهای سپاه ایران متحمل شدند. در این روز (اغواث) حضرت قعقاع بیش از ۳۰ بار حمله و به تنهایی در یک روز ۳۰ تن از سربازان ایرانی را به هلاکت رساند.
در آن شب حضرت قعقاع لشکرش را به جایی که قبلا از آنها جدا شده بود برد و از آنها خواست که هنگام سپیده صبح در گروههای صد نفری به میدان نبرد بیایند، به طوری که هرگاه صد نفر ناپدید شده (و به مسلمانان پیوست) گروهی دیگر پشت سر آنها بیاید. قعقاع این کار را بدون اینکه سپاه قادسیه بفهمد انجام داد.
هنگامی که صبح شد و پیشانی اسبهای سپاهیان قعقاع ظاهر گشت، مسلمانان با این تصور که نیروی کمکی از مدینه به سوی آنها گسیل داشته شده، شروع به تکبیر گفتن کردند و این کمک مسلمانان را تقویت کرد و به فداکاری و دلاوری آنها افزود.
لشکر ایران دوباره فیلها را به میدان آوردند و سپاه اسلام را با آن درهم ریختند. حضرت سعد وقتی دید سپاه اسلام دچار تلفات مهمی شده است، به قعقاع و برادرش دستور داد که به فیل سفید، که در میان دیگر فیلها قرار داشته و دیگر فیلها با او انس داشتند، حمله کنند. قعقاع و عاصم دو نیزه برداشته و در میان اسبها رفته و به فیل سفید حمله کردند و نیزه های خود را یکباره در چشمان او فرو بردند، فیل سفید به عقب برگشت و سوارش را بر زمین انداخت، سپس قعقاع با شمشیر خرطوم فیل را قطع کرد. این ابتکار حضرت سعد باعث وحشت فیلهای دیگر شده و آنها را وادار به عقب نشینی کرد.
نیمی از شب نگذشته بود که حضرت سعد صدای قعقاع را شنید که با صدای بلند رجز می خواند. سعد از این رجزخوانی قعقاع بر فتح و پیروزی استدلال کرد.
کشته شدن فرمانده لشکر ایران و بیروزی مسلمانان
جنگ سرنوشت ساز “قادسیه” با فرماندهی سردار رشید اسلام، حضرت سعدبن ابی وقاص، وارد چهارمین و آخرین روز خود شد. سربازان هر دو لشکر به شدت خسته شده بودند، اما لشکر اسلام علاوه بر نیروی جسمانی از یک نیروی روحانی و معنوی برخوردار بودند که لشکر فارس از داشتن این نیرو بی نصیب بود، لذا با عزمی راسخ دوباره به میدان جنگ رفته و با دشمنی تا دندان مسلح رو در رو شدند.
حضرت قعقاع بن عمرو- رضی الله عنه- در این روز خطاب به سپاه اسلام گفت: از این لحظه به بعد بخت و اقبال همراه کسی است که آغازگر جنگ باشد. بنابراین صبر و شکیبایی را پیشه کنید و بر دشمن یورش ببرید و یقین بدانید که پیروزی در گرو صبر است، پس صبر را بر ناشکیبایی ترجیح دهید. (زهیرالخالدی أبطال من التاریخ الاسلامی)
مسلمانان با یقین و اعتماد کامل به نصرتهای الهی بر سپاه ایران حمله کردند. آنها با یک هجوم دسته جمعی و با ندای الله اکبر صفوف دشمن را در هم شکسته و نظم آنها بر هم زدند، تا اینکه یکی از مبارزان لشکر اسلام به نام “هلال بن علقمه” خود را به “رستم” فرمانده سپاه ایران رسانید و او را از پا درآورد. با کشته شدن رستم، سپاه ایران از هم باشید و به این ترتیب امپراطوری ایران، که دومین قطب قدرتمند آن زمان محسوب می شد، در دوران خلیفه دوم مسلمانان دنیا، حضرت عمر فاروق، و با فرماندهی سردار رشید اسلام، حضرت سعد بن ابی وقاص رضی الله عنهما، سقوط کرد.
جنگ قادسیه، به عنوان برگی زرین و افتخارآمیز در تاریخ اسلام می درخشد، که این افتخاری دیگر بود که تاریخ بر لیست افتخارات و رشادتهای سعد بن ابی وقاص ثبت نمود.
وفات حضرت سعد
حضرت سعد بن ابی وقاص، این پهلوان و قهرمان قادسیه، پس از سالها تلاش و جهاد در راه خدا و پس از کسب افتخارات و امتیازات، که افتخارآفرینی های او بر تارک صفحات تاریخ اسلام می درخشند، در سال ۵۵ هجری در سن ۷۸ سالگی دار فانی را وداع گفت و برای ملاقات پیامبر و دیگر اصحاب آنحضرت صلی الله علیه وسلم رهسپار آخرت شد.
هنگامی که روزهای واپسین زندگی حضرت سعد نزدیک شد، دستور داد تا جبه ای پشمی را بیاورند، سپس به خانواده اش وصیت نمود: «من را با این جبه کفن کنید، زیرا من با همین جبه در جنگ بدر حضور داشتم و می خواهم با همین جبه به ملاقات خدا بروم.»
سعدبن ابی وقاص، سازنده اولین مسجد در ایران
| ۱ فروردین ۱۳۹۱
۳۴ پاسخ به “سعد بن ابی وقاص؛ فرمانده قادسیه”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    خسروپرویز says:

    گاهی اوقات خودمو جای خسروپرویز ک میذارم بهش حق میدم نامه پیامبر رو پاره کند.اون با اون همه عظمت چطور باید قبول کند ی بادیه نشین بهش دستور رستگاری بده در صورتی ک خود خسروپرویز یک یکتاپرست بوده.راجب ای یارو سعدغاز لعنت خدا به روحش ک اینطورکشور رو داغون کرد.

  2. وضعیت کاربر : مهمان
    اکبر اکبری says:

    با سلام ، دو تا موضوع هست ۰ اولا اینکه جنگ قادسیه بر سر زمین نبوده بر ای ابلاغ اسلام بوده است جنگ اعتقادی بوده است و چون اسلام قویتر بوده و بلطف خدا وارد سرزمین ما شده است که عامل آن و مامور آن سعدبن ابی وقاص شده بوده است و این آقا برای اسلام این کار را کرده نه برای کشورکشایی و پادشاهی ما اگر اسلام را میپذیرفت یا جزیه میداد اصلا جنگی نمیشد ۰ موضوع دوم اینکه نویسنده این مقاله آدم بیماردلی بوده است و قصد تحریک احساسات ملی ما را داشته است ۰ این حالت نفرت و کینه توزی متاسفانه در بعضی روحانی ها و گونه های بخصوصی از مردم ایران هست که حتی الآن از عظمت و بزرگی پادشاهی ایران احساس حقارت میکنند دچار نژادپرستی و کینه توزی میشوند ۰ ما الآن سادات بسیاری داریم که نژادپرست هستند حتی در سطح آیت ا ۰ ۰ – یکی از همین افراد بیماردل نواب صفوی هست که تروریست بوده و بجای آموزش دین و کار علمی و فرهنگی تروریسم را انتخاب میکند ۰

  3. وضعیت کاربر : مهمان
    مازیار says:

    ای کاش میدونستم از کدوم قبیله سوسمار خور عرب هستی ک نام ایرانی بر خود گذاشتی که پیشوند حضرت را بر این تازیان قرار دادی عرب زاده بی همه چیز اگر کمی سواد داشتی میدانستی اعراب سوسمار خور از اوضاع نابسامان ایران پس از مرگ خسرو پرویز استفاده کرد و با کمک چهار هزار سرباز خائن دیلمی در سپاه ایران ناجوانمردانه بر سپاه شهید رستم فرخراد چیره شدن سگ ابن ابی غاز اصلا خودش را به مریضی زده بود و در جنگ شرکت نداشت نکبت

    • وضعیت کاربر : مهمان
      پاسخ says:

      شما نمی دانید از این رو جهل را بر نور ترجیح می دهید و به زودی پشیمان خواهید شد امیدوارم قبل از پشیمانی نور هدایت و رستگاری جاویدان نصیب تان گردد دوست عزیز.

  4. وضعیت کاربر : مهمان
    امیر says:

    درود به همه پارسیان ازاد اندیش…من به هیچ کس ناسزا نمیگم اما میدونم در جنگ قادسیه سپاه اعراب با این دین و تفکر به ایران حمله کردن و جنایت بسیار کردن.اما برای شما متاسفم که با این رشادت به این موضوع پرداختین شما ایرانی نیستید دین اسلام هم برای خودتون برید تحقیق کنید ببینید این مسلمانان به اصطلاح با ایمان چه جنایاتی که نکردند

    • وضعیت کاربر : مهمان
      پاسخ says:

      دوست من؛ برای اینکه دیگران رو نقد کنیم لازمه اش اینه که خودمون بهتر از اونا باشیم چون با داشتن عیب زیاد معقول نیست افراد بهتر رو نقد کنیم .

      دوما اسلام دین آسمانی برای نجات بشرست ربطی به عرب و قوم خاصی ندارد کسانی که برای نجات بشر جان فشانی کردند و در واقع از جان و مال خود گذشتند به دلیل اطاعت از خدا بوده و حکمت الهی بوده تا بشر نجات حاصل نمایند، منطقی نیست در مقابل برنامه های الهی برای نجات بشر، قومیت ونژاد پرستی را مقدم بشماریم نژاد پرستی باعث عقب ماندگی انسان می شود .

      تنها راه نجات انسان تسلیم شدن در مقابل دستورات دین آسمانی است و کسانی که دین اسلام را نپذیرفته اند زندگی سبوعی دارند ارزشی برای احلاق و کیان خانواده قایل نمی شوند لذا نمی توان اوضاع نا بسامان آنها را امتیاز قلمداد کرد و آن را برتری داد بلکه موضوع عکس آن است.

  5. وضعیت کاربر : مهمان
    محمد says:

    این دیدگاه به دلیل فحاشی به پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم حذف گردید !
    دوست گرامی ، فحاشی ارزش یک ملت و یک دین نیست فحاشی نهایت افت اخلاقی و انسانیت است برای بازیابی جایگاه خود و کرامت انسانی تان به اسلام بازگردید و در غیر این صورت منتظر مجازات دردناک روز قیامت باشید گول نفس و شیطان را نخورید .

  6. وضعیت کاربر : مهمان
    ........ says:

    درود به غیرتت،خیلی با افتخار هجوم تازیان بیابانگرد و به تاراج رفتن خاک ایران توسط اونا رو توصیف کردی،،من بعید میدونم کسی ایرانی باشه و با شنیدن کشته شدن فرمانده هایی چون رستم فرخزاد،و غارت و کشتار ایرانیان توسط تازیان بدوی به بهانه اسلام،اشک تو چشماش جمع نشه،یا حداقل قلبش به درد نیاد،
    متاسفم براتون،

    • وضعیت کاربر : مهمان
      پاسخ says:

      دوست عزیزم ، نه رستم یزگرد الگوی ما مسلمانان هستند و نه پادشاهان مجوسی همچون خسرو پرویز اینها ما رو بسوی جهنم هدایت می کنن ، الگوی ما محمد رسول الله هستند که راهنمای ما بسوی رستگاری دنیا و بهشت در آخرت است.
      بدانید نژاد پرستی نشانه زندگی در جهل و تاریکی است که باعث میشه انسان از قافله هدایت عقب بمونه که نتیجه آن حسرت جاویدان خواهد بود.

  7. وضعیت کاربر : مهمان
    فرزان says:

    واقعا خاک بر سرتون که اجداد و مفاخر کشورتون رو اینجوری می فروشید به یه مشت عرب سوسمار خور که دختراشونو زنده به گور میکردن در حالی که ایرانیان دو هزار سال قبل از اسلام یکتاپرست بودند ! حیف این هوا که توش نفس میکشید بدبختا …

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مسلمان says:

      هم وطن عزیز، هیچ دین و ملتی در دنیا فحاشی را نپسندیده و آن را زشت می دانند لطفا به اسلام و اخلاق بازگردید تا زیبا زندگی کنید ، نژاد پرستی نشانه جهل است که قبل از اسلام وجود داشت و این اسلام بود که با جهل مبارزه نمود.

    • وضعیت کاربر : مهمان
      فرزان says:

      بله بله حق با شماست

  8. وضعیت کاربر : مهمان
    saeed says:

    توف به شرف نویسنده این متن که حقا زنا زاده ای بیبش نیستی

  9. وضعیت کاربر : مهمان
    سعد ابن ابی وقاص says:

    این اسلامی که شما میخواین پیاده کنید جایی پیاده شده؟ یا نوع جدیدی است؟ که فقط شما میدانید و پیش شماست؟ شما هم میخواهید یک دوره ای حکومت کنید؟ با توسل به اسلام؟

  10. وضعیت کاربر : مهمان
    بهنام says:

    احسنتم.درود بر اسلام که شرافت ایرانیان را به تمدن قبل از هخامنشیان مجوس و مهاجم،برگرداند.

  11. وضعیت کاربر : مهمان
    محمد says:

    ۱٫برادران مگر سپاهیان اعراب همگی معصوم بودند?۲٫بنی امیه و بنی عباس که قاتلین امامان ما شیعیان بودند بر ایرانیان حکومت کردند پس چه انتظاری از برخورد آنها با ایرانیان آن زمان داشتند?این دو سوال تکلیف همه چیز رو مشخص میکنه

  12. وضعیت کاربر : مهمان
    سیروس says:

    شکست سپاه ایران و پیروزی اون متجاوز عرب رو افتخار می خونید؟برای شما افتخار بوده که اصل و نسب و تمدن فرهنگ نابود بشه و مردان ایرانی گردن زده شوند و به زنان ایرانی تجاوز شود ؟ آن هم به اسم اسلام؟شمایی که به مسلمان بودن خود افتخار می کنید و میهنتان را به مسلمسن میفروشید لایق غارت شدن و تجاوزید و لایق بردگی عده ای .

    پاسخ :
    اسلام دین تجاوز نیست ، و پیامبر مسلمانان اهل تجاوز نبود و نمایندگان اسلام و پیامبر اهل تجاوز نبودند بلکه آنها وظیفه ابلاغ رسالت الهی را به سراسر جهان ایفاء نمودند حالا فرقی نمی کند که مبلغان اسلام و یا پیامبر مسلمانان چه زبانی و نژادی داشته است . فرهنگ هیچ کس بر فرهنگ غنی اسلام برتری ندارد چرا فرهنگ دینی مسلمانان را خداوند جهان تایید می فرماید پس هر آنچه را که خداوند تایید کند برتری دارد و نه آنچه را که ما بگوئیم ، اگر شما غیرت خودرا دوست دارید حالا مراقب باشید مورد تجاوز به روش ها مختلف قرار نگیرید .


  13. parand says:

    خطاب من به کساییه که به ایرانی بودنشون بیشتر از اسلام افتخار می کنن!صد البته در زمان ساسانیان به جز چند رده حق و حقوق عادی رو هم نداشتن! و بردگی بیداد میکرد اگه اون زمون ادامه داشت الان آقایون برده تشریف داشتند بنده به عنوان مسلمان ایرانی افتخار میکنم این بند بردگی توسط اسلام از دوشم برداشته شد.


  14. یاحق says:

    استدلال شما صحیح نیست. چرا که شما در سر جلسه امتحان می بایست به ده ها سوال جواب دهید و سپس معلم برگه را تصحیح می کند و جواب می دهد. ضمنا استدلال های من همه در جهت تعریف صحیح (صحابه) بوده اند. و اما اینکه صحابه از دیدگاه شما معنای واحد ندارد.
    احمد بن حنبل گوید: اصحاب پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) کسى است که یک ماه یا یک روز، یا یک ساعت با او همنشینى داشته یا او را دیده است.
    ۴ـ بخارى گوید: هر کس با پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) همنشینى کرده یا او را دیده است، از اصحاب اوست.
    و…


  15. یاحق says:

    این درست نیست که شما حرف های من را سانسور می کنید؟ کجای پیامم ایراد داشت؟ پس دلیل سانسور های بالا هم مشخص است. می دانم این ایمیل هم فیلتر می شود ولی بدانید هدف هدایت من یا شماست. امام علی (ع) می فرماید: حرف حق را بزن هرچند به ضررت باشد. ما باید هدایت گر هم باشیم وگرنه یقینا متضرر خواهیم شد. السلام علی من التبع الهدی

    پاسخ :
    سانسوری در کار نیست، شما می توانید تمامی نظرات مودبانه و علمی تان را ارسال کنید، اما با این روش که پله پله بریم جلو ، نه اینکه یک طومار شما بنویسید و یک طومار من بنویسم آخرش بی نتیجه بماند ، کار معقولی هم نیست .
    به هدر دادن اوقات مانند این است که یک مسلمان اوقاتش را در لهو و لعب صرف کند و این از صفات یک مومن نیست
    پس یک سوال و یک جواب باید باشد ، نه اینکه ۵ سوال قاطی و ۶ پاسخ مبهم .


  16. احمد says:

    صحابه بعد از انبیا برتراند ، دلیلش تصریح رسول الله صلی الله علیه وسلم است
    حَدَّثَنَا عَلِیٌّ، حَدَّثَنَا سُفْیَانُ، قَالَ: عَمْرٌو، سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللهِ رَضِیَ اللهُ عَنْهُمَا، قَالَ: قَالَ لَنَا رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَوْمَ الحُدَیْبِیَهِ: «أَنْتُمْ خَیْرُ أَهْلِ الأَرْضِ…».

    حضرت جابر رضی الله عنه می‌گوید: جناب نبی اکرم صلى الله علیه وسلم خطاب به ما فرمودند: در مجموعه‌ی باشندگان آن زمان شما از همه بهتر هستید. یا این کلمه‌ی “آن زمان” را کنار بگذاریم: شما بهترین باشندگان روی زمین هستید، از زمان آدم علیه السلام گرفته تا قیامت؛

    بخاری؛ کتاب المغازی، حدیث ۴۱۵۴


  17. یاحق says:

    ممنونم از صحه صدر شما.
    باید بپذیریم که اکثر علمای بزرگ اهل سنت، در مورد بالا توافق ندارند. برخی کسی را که حتی یکبار پیامبر را ولو کمتر از یک ساعت دیده باشد صحابی جلیل القدر!!! می دانند. اختلاف بسیار است.

    پاسخ :
    بفرمائید اکثر علمای اهل سنت کیا هستند ؟ و در مورد چه توافق ندارند ؟!


  18. یا حق says:

    سلام و درود به شما حق جویان
    یک سوال اساسی دارم:
    چرا اهل سنت تمام صحابه را نیک می بینند؟ مگر هر کس پیامبر را دیده، مومن است؟ مثلا معاویه که مکارتر از او نیست.
    متشکرم از شما

    پاسخ :
    طوری نوشتید که مکارتر از او نیست ، انگار اورا دیدید !
    صحابه به کسی می گویند که رسول الله را دیده و به او ایمان آورده و با ایمان از دنیا رفته ، پس صحابه سه شرط دارد .
    صحابه را خداوند در قرآن ستوده واز آنها اعلان رضایت کرده است ، همچنین رسول الله ص نسبت به احترام صحابه سفارش کرده است .
    صحابه کسانی هستند که در تبلیغ دین آنحضرت به تمام دنیا کمک کردند .
    صحابه در کنار آنحضرت خون دادند، زندگی شان را فدای اسلام کردند .
    صحابه آنحضرت با وفاترین یاران تاریخ بودند .
    نا قدری ، نا سپاسی و بی حرمتی در دین آنحضرت مردود است .
    لازم است دوست داران واقعی رسول الله باشیم .


  19. کامل says:

    ازما گفتن . فردا که جهنم رفتی می یام بت می گم یادته بت گفتم گوش نکردی حالا بسوز

    پاسخ :
    هیچ نگران نباشید دوست عزیز ، ممنون که به فکر ما هستید .


  20. محمدعبداللهی says:

    حدیث غدیر رسول الله که می گوید من کنت مولاه فهذا علی مولاه .چرا قبول نمی کنی؟
    تو اشخاصی را قبول کردی که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)را ناراحت کرده اند:
    پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
    فاطمه بضعه منى، فمن أغضبها أغضبنی و یؤذینی ما آذاها.
    فاطمه، پارهٍ تن من است. هر کس او را به غضب بیاورد، مرا به غضب آورده است و هر کس او را بیازارد، مرا آزرده است.

    بخاری در صحیح خود باب خمس و و دیگران به صراحت پس از نقل حدیث «انّ الله یغضب بغضب» فاطمه نوشته است: «انّ فاطمه بنت رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم غضبت علی ابی بکر فمجرته فلم تزل مهاجرته حتی توفیت…» و در باب خیبر نوشته است: «… فلم تکلمه حتی ماتت.» همانا فاطمه سلام الله علیها دختر رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بر ابوبکر غضبناک شد و او را ترک کرد و با همان حال از دنیا رفت… با غضب از ابوبکر او را ترک کرد و تا آخر عمر با برکتش با او کلمه ای سخن نگفت تا از دنیا رفت و …

    مسلم در صحیح مسلم بخش کتاب جهاد عین مطالب بخاری را نقل کرده است.

    احمد حنبل در المسند جلد ۱ ص ۹ نوشتار بخاری را نقل کرده است.

    بیهقی در سنن خود جلد ۶ ص ۳۰۰، کلمه به کلمه بحث غضب و نارضایتی و غضب فاطمه زهرا سلام الله علیها از ابوبکر و عمر را نقل کرده است.

    ترمذی در صحیح خود باب ماجاء فی ترکه رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم نوشته است: «انّ فاطمه قالت لابی بکر و عمر والله لا اکلمکما ابداً فماتت و لا تکلمهما…» همانا فاطمه زهرا به ابوبکر و عمر «با ناراحتی از ستم آنان» فرمود: به خدا سوگند هرگز با شما سخن نخواهم گفت. پس او در حالی از دنیا رحلت فرمود که کلمه ای با آن دو نفر حرف نزده بود

    شما سنی ها حرفی برای گفتن ندارید چون منابع خودتون هم به نفع ما حرف زدند .


  21. reyhane says:

    اینکه فاتحین صدراسلام خونخوار بودن توهینه؟
    خودشون با افتخار از رشادت؟؟ هاشون میگن
    البته منظور از رشادت قتل عام مردم بی پناه ایران و فروختن زنان ایرانی در بازار مدینه هستش

    پاسخ :
    این بهتان بزرگی است خواهر گرامی، لطفا کتابهای معتبر اهل سنت را مطالعه بفرمائید، افراد مغرض این تهمتهارا نوشته و تحویل مردم عامه می دهند .


  22. کورش says:

    این اظهار نظر توهین آمیز حذف گردید .
    دوست عزیز کورش شما خورشید را نمی بینید وبا روشنایی شمع مسیر خودرا طی می کنید . کتابی که نوشته بودید متعلق است به یکی از فاسد ترین افراد، من این کتاب را خواندم سراسر دروغ و جعلیات هستند . سعی کنید با خدای تان هم ارتباط داشته باشید .
    خداوند روز قیامت از اعمال خودت خواهد پرسید نه از اعمال دیگران ، همانطور که داخل قبر و کفن تنهائیم روز قیامت نیز تنها خواهیم بود .


  23. reyhane says:

    این اظهار نظر به دلیل کذب، تهمت، اهانت و غیر علمی بودن حذف گردید .


  24. رضا - غفاری says:

    این اظهار نظر به دلیل کذب وتهمت حذف گردید .


  25. بهروز says:

    احمدخواجوند,
    تعجبی نداره شما ازدین فقط فحش رو بلدین .


  26. امير says:

    هر کس با هرنامی که درطول تاریخ


  27. احمد says:

    احمدخواجوند,
    دوست گرامی دین مبین اسلام دین ادب و احترام است . حضرت سعد کسی بود که رسول خدا بهش فرمود فداک ابی و امی پدر و مادرم فدای تو باد.
    سعد از جمله ده نفری است که در دنیا بشارت بهشت داده شد
    سعد کسی بود که یک کشور بزرگ توسط آن فتح گردید
    وسعد کسی بود که به رسول خدا ایمان آورد و رسول خدارا با ایمان دید مقام صحابیت را نصیب خود کرد مقامی که به هیچ انسانی نمی رسد . رضی الله عنه .
    خد از او و از تمام یاران آنحضرت راضی باد


  28. احمدخواجوند says:

    این مردیکه متجاوز عرب (سعد)کافور خورا طوری تعریف میکنند که انگاری پیغمبری از طرف خدا نازل شده است

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 33نفر
  • بازدید امروز 24854
  • بازدید دیروز 152833
  • بازید کل 104974687

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com