پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

دوستان گرامی، وااسلاماه شدیدا به کمک مالی شما خیرین محترم نیازمند است با کمک به سایت در فعالیت های آن سهیم شوید کمک های خود را می توانید از طریق لینک زیر پرداخت نمایید http://vaislamah.com/donate ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2322
  • کل نظرات 9631
  • کل اعضا 1684
  • جدیدترین عضو اسحق
خبرنامه
اسلام
| بازدیدها: 5989

از الطاف الله کریم این است که پیامبر در قوم و یا شهری مبعوث می شود که در جهل و نادانی بسر می برند و زمانی نبی و رسول از دنیا رخت سفر می بندد که b4291c47eb88.500x500رسالت بطور کامل آداء گردد چنانچه رسول الله صلی علیه و سلم زمانی از دنیا رفتند که دین اسلام را بطور کامل به آخرین امت رسانیده و شایستگان بی نظیری را پس از خود بجای گذاشتند ، مطلب پیش رو بصورت بریده بریده ذکر می گردد تا اتفاقات آخرین روزهای عمر آنحضرت (ص) بطور شفاف بیان شود.

– وقتی دعوت به دین اسلام کامل شد و اسلام بر کل جزیره العرب مسلط شد و مردم گروه گروه ایمان آوردند، پیامبر صلی الله علیه و سلم احساس کردند که

وفات شان نزدیک است.

– از علامت ھای نزدیک شدن وفات رسول الله (ص) نزول سوره ی نصر بود (إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا  فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ ۚ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا) ترجمه : (ای پیامبر) هنگامی‌که یاری الله و پیروزی فرا رسد. و مردم را ببینی که گروه گروه در دین الله داخل می‌شوند. پس به ستایش پروردگارت تسبیح گوی و از او آمرزش بخواه، همانا او بسیار توبه‌پذیر است.

-۲ بار مرور قرآن با جبریل ع، تلاوت شد در حالیکه ھر سال یکبار انجام میشد.

– تلاش و کوشش بیشتر او در عبادت، و دو برابر نمودن اعتکافشان در رمضان .

– بیماری پیامبر ص که منجر به وفات ایشان شد از شبھای آخر صفر شروع شد، و ۱۳ رو طول کشید. شروع بیماری با سر درد بود.

بیماری پیامبر (ص)

-وقتی سردرد پیامبرصلی الله علیه و سلم شروع شد نزد عایشه رضی الله عنها بودند، سپس خواستند نزد ھمسران دیگرشان بروند.

– وقتی به خانه ی میمونه (رض) رسیدند بیماریشان شدت گرفت.

-رسول الله ج از ھمسرانش اجازه خواست تا در خانه ی عایشه (رض) پرستاری شوند.

-در خانه ی عایشه (رض) بیماری شدت گرفت، و تب ایشان بالا رفت.

-ابو سعید خدری (رض) به پیامبر صلی الله علیه و سلم گفت: ای رسول الله، چقدر تب شما شدید است، پیامبر فرمود: “ھمانا بر ما سختی و آزمایش دو چندان

میشود، و اجر و پاداشمان نیز دو برابر میشود”. (روایت ابن ماجه)

-ھمیشه امامت نماز با رسول الله (ص) بود، اما وقتی که بیماری ایشان شدت گرفت و نتوانست به مسجد بروند، دستور دادند که ابو بکر صدیق (رض) امامت را بر عھده گیرد.

آخرین سخنرانی پیامبر (ص)

پیامبر صلی الله علیه و سلم احساس کردند کمی از شدت بیماری کم شده است، پس با تکیه بر فضل بن عباس به مسجد رفتند، و بر منبر بالا رفت، و برای مردم

سخنرانی کرد، و این آخرین سخنرانی وخطبه ی ایشان بود.

رسول الله (ص) در آخرین سخنرانی شان فضل ابوبکر صدیق (رض) و فضل انصار را بیان کردند، و به رعایت حقوق آنان توصیه و سفارش نمودند. ھمچنین فضل أسامه بن زید را و اینکه او شایستگی فرمانده بودن را دارد.

در دلائل النبوه اثر امام بیھقی آمده است که رسول الله (ص) در خطبه شان خود را برای قصاص آماده کردند، اما سند این روایت بسیار ضعیف است.

-رسول الله صلی الله علیه و سلم امتشان را از اینکه قبر ایشان را مسجد قرار دھند بر حذر داشت، و به آنان فرمودند: بدترین مردم کسانی ھستند که قبرھای پیامبران شان را مسجد قرار میدھند.

-ایشان فرمودند: “یا الله قبرم را پرستشگاه قرار مده، الله لعنت کند قومی را که قبرھای پیامبران شان را عیدگاه قرار میدھند”. (روایت احمد،و سند آن قوی است)

ابن قیم می گوید :

این نھی پیامبر برای امت شان است که قبرش را محل تجمع در اعیاد قرار ندھند که مردم برای ادای نماز به سوی آن بروند .

-رسول الله صلی الله علیه و سلم ھمچنان سعی داشتند که با وجود شدت بیماری و درد، امامت نماز را بر عھده گیرند، تا اینکه بیماری آنقدر شدت

یافت که نتوانستند از خانه خارج شوند.

امامت ابو بکر رضی الله عنه

آن وقت بود که رسول الله (ص) به ابو بکر دستور دادند که امامت نماز را بر عھده گیرد. (روایت بخاری ومسلم).

-رسول الله سه روز پیش از وفات، اصحاب شان را به حسن ظن به الله توصیه و سفارش نمودند، و فرمودند: “ھیچ کدام از شما از دنیا نرود مگر اینکه به الله حسن ظن داشته باشد”. (روایت مسلم)

-امام نووی میگوید: این حدیث ما را از نا امیدی بر حذر داشته است، و معنای حسن ظن به الله این است که گمان نیک داشته باشد که الله او را مورد رحمتش قرار میدھد و او را میبخشد.

 بهبودی حال رسول الله (ص)

-پیامبر (ص) ۲ روز پیش از وفاتشان احساس سبکی نمودند، و با کمک دو نفر بلند شدند در حالکیه پاھایشان از شدت بیماری روی زمین کشیده میشد.

-ایشان متوجه شدند که ابوبکر امامت نماز را بر عھده دارد، وقتی ابوبکر (رض) متوجه وجود پیامبر (ص) شد خواست برگردد و امامت را به ایشان بسپارد اما پیامبر (ص) به او گفتند که در جای خودت بمان، و ایشان سمت چپ ابوبکر نشستند.

شدت یافتن بیماری رسول الله (ص)

-روز یکشنبه یک روز قبل از وفات پیامبر بیماری رسول الله (ص) شدت گرفت. این خبر به لشکر اسامه رسید، و به مدینه بازگشتند.

-رسول الله (ص) شب دوشنبه، بیماری را با شدت بیشتری گذراند اما نزدیکیھای صبح کمی بھتر شدند.

-رسول الله صلی الله علیه و سلم پرده ی اتاقشان را کنار زدند، و به مردم نگاه کردند که پشت سر ابوبکر رضی الله عنه صف کشیده و به نماز ایستاده اند، از دیدن این صحنه لبخندی بر لبان شان نقش بست.

-انس (رض) میگوید: چھره ی پیامبر (رض) از جمال و زیبایی ھمانند برگی از قرآن بود، از فرط خوشحالی دیدن ایشان نزدیک بود نماز را رھا کنیم.

-سپس رسول الله (ص) به آنان خبر داد که از نشانه ھای نبوت جز بشارت ھایش چیز دیگری باقی نمانده است، و یکی از این بشارت ھا خواب ھای نیکی است که مؤمن در خوابش میبیند. (روایت مسلم)

-وقتی مردم رسول الله (ص) را دیدند که حالش خوب است، گمان کردند که ایشان از بیماری اش شفا یافته. به ھمین دلیل به خانه ھا و به کارھای شان برگشتند، و ھمگی بشارت شفای پیامبر (ص) را میدادند .

-ابوبکر صدیق (رض) از رسول الله ۰ص) اجازه خواست که به سوی خانواده اش در منطقه ی «سٌنح» در بالای مدینه برود، و پیامبر (ص) به او اجازه دادند .

 شدت گرفتن بیماری رسول الله (ص)

-نیم چاشت روز دوشنبه ۱۲ ربیع الأول سال ۱۱ ھجری بیماری بر رسول الله (ص) شدت گرفت. فاطمه (رض) گفت: وای بر من! غم (از دست دادن) پدرم، چقدر

سخت است، پیامبر (ص) به او گفتند: “از امروز به بعد ھیچ سختی بر پدرت نیست، برای پدرت چیزی آمده است که ھیچ کسی را رھا نمیکند”. (روایت بخاری)

-پیامبر (ص) در حال سکرات مرگ بودند، و عایشه (رض) ایشان را به سینه اش تکیه داده بود، و ظرفی پر از آب جلو ایشان بود. رسول الله (ص) دستان شان را در آب فرو میکردند و بر صورت شان می کشیدند و می فرمودند: “لا إله إلا الله، ھمانا مرگ سکرات دارد”.

وفات رسول الله (ص)

سپس رسول الله (ص) دستان شان را بلند نمودند و میگفتند: “به سوی رفیق اعلی (حضور خداوند یا جایگاه فرشتگان و پیامبران) “. در ھمین حال روح شان قبض شد و دست های شان مایل شد و افتاد.

-در روایتی دیگر عایشه (رض) میگوید: او را به سینه ی خود تکیه داده بودم، طشتی را طلب کرد، دیدم خم شد و بر دامنم افتاد و نمی دانستم که فوت کرده اند. (متفق علیه)

-و در روایت امام احمد: عایشه (رض) میگوید: در حالیکه سر رسول الله (ص) بر شانه ام بود ناگھان سرشان به طرف سرم خم شد، گمان کردم که بیھوش شده اند.

-در روایت دیگری عایشه (رض) میگوید: رسول الله (ص) وفات یافتند در حالیکه سرشان میان سینه و گلویم بود. وقتی روحشان از بدن شان خارج شد، بویی احساس کردم که خوشبوتر از آن را استشمام نکرده بودم. (روایت احمد و سند آن صحیح است)

-وفات ایشان (که پدر و مادرم فدای او بود) در نیم چاشت روز دوشنبه ۱۲ ربیع الأول سال ۱۱ ھجری بود و در آن زمان ۶۳ سال سن داشتند.

 وفات پیامبر (ص) و نگرانی های صحابه

خبر وفات پیامبر (ص) در مدینه منتشر شد، و ھمچون صاعقه ای بر صحابه فرود آمد.

-صحابه رضی الله عنھم به خانه ی عایشه (رض) رفتند و به ایشان نگاه میکردند، و گفتند: چگونه از دنیا میروند در حالیکه ایشان بر ما گواه است، و ما بر مردم گواھی میدھیم. عمر بن الخطاب (رض) نیز آنجا آمد و بر پیامبر (ص) وارد شد وقتی او را دید، گفت: آه، ایشان در حال بیھوشی است، چه سخت است بیھوش شدن پیامبر (ص) و از شدت اندوه حاضر به پذیرش وفات شان نشد .

-سپس از نزد پیامبر (ص) بیرون رفت در حالیکه شمشیرش را کشیده بود و به مردم میگفت: به خدا قسم نشنوم که کسی بگوید: رسول الله (ص) از دنیا رفته است، وگرنه او را با شمشیر میزنم. ھمچنین گفت: رسول الله (ص) وفات نکرده اند، بلکه ایشان نزد پروردگارشان رفته اند ھمانگونه که موسی (ع) رفته بود، به خدا قسم که رسول الله (ص) بر میگردند. ھمان گونه که موسی برگشت ایشان نیز بر میگردد، و دست ھا و پاھای کسانی که گفتند ایشان مرده است را قطع میکنند.

-و این چنین بود حال عمر (رض)، که نتوانست این مصیبت بزرگ را طاقت بیاورد و بر خود مسلط شود.

-لحظه ای که رسول الله (ص) وفات یافتند ابوبکر صدیق (رض) حضور نداشت. از پیامبر (ص) اجازه ی رفتن به منطقه ی سنح گرفته بود. یکی از صحابه به دنبال او رفت، و خبر وفات پیامبر (ص) را به او داد، و به او گفت که مردم در وضعیتی ھستند که جز الله کسی دیگر نمیداند!

-ابوبکر صدیق (رض) به سرعت بر اسبش سوار شد تا اینکه به مسجد پیامبر(ص) رسید در حالیکه مردم گریه میکردند، و عمر (رض) شمشیرش را کشیده بود و با مردم صحبت میکرد.

وفات پیامبر (ص) و عکس العمل ابوبکر (رض)

-ابوبکر صدیق (رض) به ھیچ کدام از این امور توجھی نکرد و به نزد پیامبر (ص) رفت، در حالیکه در بسترشان آرمیده و پارچه ای بر روی ایشانکشیده بودند، ابوبکر پارچه را از صورت پاک رسول الله (ص) کنار زد. و گفت: إنا لله و إنا إلیه راجعون، سپس بر ایشان افتاد و با گریه ایشان را بوسید، و میگفت: یا رسول الله چه در زندگی و چه در مرگ خوشبو ھستی.

-ابوبکر (رض) میگفت: به خدا قسم که الله دو مرگ را برای تو قرار نمیدھد. اما مرگی که برای تو نوشته شده بود آن را چشیدید، سپس بعد از این مرگ، مرگ دیگری سراغ تان نخواھد آمد، آنگاه صورت ایشان را پوشاند.

-ابوبکر (رض) سپس به سوی مردم رفت در حالکیه عده ای از مردم مرگ را انکار میکردند و عده ای از شدت مصیبت وارده، حیرت زده بودند، ابوبکر (رض)، عمر (رض) را دید که مردمی که میگویند پیامبر وفات کرده است را تھدید میکند. ابوبکر (رض) گفت: آرام باش عمر، اما عمر (رض) ساکت نشد.

-وقتی ابوبکر (رض) دید که ساکت نمیشود رو به مردم نمود، و برای آنھا سخنرانی کرد. مردم نیز وقتی سخنان او را شنیدند به سویش آمدند و عمر (رض) را ترک کردند.

-ابوبکر(رض) گفت: “ای مردم، ھر کس محمد را می پرستید پس ھمانا محمد از دنیا رفته است، و ھر کس الله را می پرستد پس الله زنده است و ھرگز نمی میرد”.

-ابوبکر صدیق (رض) آیه ی را تلاوت کرد که الله عزوجل می فرماید: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِینَ» [آل عمران:۱۴۴] ترجمه : و محمد جز فرستاده ای نیست، که به راستی پیش از او (نیز) فرستادگانی (بوده اند و) گذشتند. آیا اگر بمیرد یا کشته شود، شما به عقب می گردید (و عقیده و دین خود را رها می کنید؟) و هر کس به عقب بازگردد (و عقیده و دین راستین را رها کند) هرگز به خدا زیانی نمی رساند، و به زودی خداوند سپاسگزاران را پاداش می دهد.

-ابن عباس (رض) میگوید: به خدا قسم گویا مردم نمیدانستند که الله عزوجل این آیه را نازل کرده است تا اینکه ابوبکر (رض) آن را تلاوت کرد.

-مدینه به خاطر وفات پیامبر (ص) سراسر گریه و اندوه بود، و بر امت مصیبتی بزرگتر از مرگ پیامبر (ص) رخ نداده بود.

 غسل پیامبر (ص)

در روز سه شنبه پس از اینکه با ابوبکر صدیق (رض) بر امر خلافت بیعت شد، خانواده ی پیامبر (ص) خواستند او را غسل دھند، اما نمیدانستند چگونه این کار را انجام دھند.

-آنھا میگفتند: به خدا قسم نمیدانیم چه کنیم، آیا لباس رسول الله (ص) را در آوریم ھمانگونه که لباس مرده ھای خود را در میاوریم یا در حالیکه لباس بر تن دارند او را غسل دھیم.

-خوابی ھمه ی اھل خانه را فرا گرفت، در حال خواب صدایی شنیدند که به آنان میگفت: رسول الله (ص) را در حالیکه لباس بر تن دارد، غسل دھید. وقتی بیدار شدند ھمدیگر را از آنچه شنیده بودند با خبر کردند. در نتیجه رسول الله (ص) را در حالکیه لباس شان بر تن شان بود، غسل دادند. پدر و مادرم فدای ایشان باد.

-کسانی که غسل پیامبر (ص) را بر عھده گرفتند: علی بن أبی طالب، عباس، و پسرانش، فضل و قثم رضی الله عنهم بودند، و اسامه بن ید و شقران (رض) برده ی پیامبر (ص).

-عباس و فضل و قثم (رض) رسول الله (ص) را جا به جا میکردند، و اسامه و شقران (رض) آب می ریختند، و علی بن أبی طالب(رض) نیز پیامبر (ص) را غسل میداد.

-وقتی غسل پیامبر (ص) به اتمام رسید، در ۳ پارچه ی سفید کفن شدند، سپس ایشان را بر تخت شان در خانه ی عایشه (رض) قرار دادند.

-آنگاه به مردم اجازه داده شد که وارد شوند و بر رسول الله (ص) نماز بخوانند. ھیچ کس آنان را امامت نمیکرد. بر این امر اجماع است و اختلافی در آن نیست.

دفن پیامبر (ص)

-وقتی نماز خواندن بر پیامبر (ص) به اتمام رسید، صحابه با یکدیگر مشورت می کردند که کجا ایشان را دفن کنند، و در این مورد اختلاف نظر داشتند. نظر ابوبکر (رض) را جویا شدند، او گفت: از پیامبر (ص) شنیدم که فرمودند: “الله ھیچ پیامبری را قبض روح نکرده است مگر در جایی که دوست دارد دفن شود”. (روایت ترمذی وصحیح است)

-به ھمین دلیل در خانه ی عایشه (رض) و در جایی که وفات کرده بودند قبری حفر کردند، و عباس و علی و فضل رضی الله عنهم وارد قبر شدند، شقران برده ی پیامبر (ص) پارچه ای سرخ رنگ را در قبر قرار داد، سپس رسول الله (ص) را در قبر گذاشتند، پدر و مادرم فدای ایشان باد.

-آخرین شخصی که در کنار پیامبر بود عباس و قثم (رض) بودند .

_دفن پیامبر (ص) شب چھارشنبه پایان یافت. درود وسلام الله بر ایشان باد.

-صحابه به خاطر وفات پیامبر (ص) بسیار عمگین بودند. انس (رض) میگوید: روزی تاریک تر و سخت تر از روزی که پیامبر (ص) در آن وفات یافته بود ندیدم.

رسول الله صلی الله علیه و سلم از دنیا رحلت فرمود اما درس ۲۳ ساله آنحضرت باقی ماند و تا قیامت باقی خواهد ماند و آن دین اسلام است که در کلام الله و کلام رسول الله خلاصه می شود و آنها مجموعه ای از احکامات الهی هستند که بشر را امر و نهی می کنند ، امر به اخلاق و نهی از رذایل می کنند . خلاصه ی اسلام اخلاق و انسانیت است و بهشت برای صاحبان اخلاق و انسانیت بناء گردیده است و جهنم برای درنده صفتها . کسانی که قصد دارند به اخلاق و انسانیت بپیوندند لازم است به کلام الله و کلام رسول الله روی آورند چرا که این مرواریدها در هیچ مکتبی دیگر یافت نخواهد شد . توحید ، پنج وقت نماز ، روزه ، حج و زکات هدایای الله و رسول و کارخانه ی انسان سازی هستند ، انسانها همه نیاز به اصلاح (تزکیه) دارند همانگونه که درختان یک باغ نیازبه اصلاح دارند و هیچ انسانی مستثنی نیست همانگونه که یک درخت از باغ مستثنی نمی شود و آئین محمدی تنها راه اصلاح ، آدم سازی و مسیر بهشت جاویدان است .

و صلی االله علی سیدنا محمد و علی آله وصحبه أجمعین، والحمد الله رب العالمین.

برگرفته از کتاب ؛ مرواریدهای پنهان با اندکی ویرایش و اضافات .

منبع : پایگاه وااسلاماه

| ۱۰ تیر ۱۳۹۵
۱۶ پاسخ به “روزهای پایان عمر پیامبر (ص) و اتفاقات آن”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    محمد says:

    فاطمه پاره تن من است هر کسی او را آزار دهد مرا آزار داده است.

    شگفت انگیز اینجاست که فرمایش پیامبر در مورد حضرت علی علیه السلام صادر شده است در منابع معتبر چنین آمده است:

    در زمان رسول الله خبری مبنی بر خواستگاری حضرت علی علیه السلام از دختر ابوجهل در شهر مدینه منتشر شد و این خبر به حضرت فاطمه علیها السلام رسید و حضرت فاطمه علیها السلام فرزندانش را از منزل حضرت علی علیه السلام گرفت و به منزل پدر بزرگوار تشریف بردند، حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم موضوع را جویا شد که حضرت فاطمه علیها السلام خبر منتشر شده را به پیامبر بازگو کرد.

    حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم بلافاصله با عصبانیت از منزل بیرون آمد و فرمود علی کجاست، گفتند حضرت علی در مسجد خوابیده، پیامبر به مسجد تشریف بردند و با پای خود حضرت علی را بیدار کرد و فرمود: بشین، تو چقدر انسانهای بی گناهی را آزار دادی، آیا نمی دانی فاطمه پاره تن من است هر کسی او را آزار دهد مثل اینکه مرا آزار داده است و هر کسی مرا آزار دهد مثل اینکه الله را آزار داده است.

    آدرس دقیق :

    کتاب علل الشرائع لابن بابویه القمی ص ۱۸۵، ۱۸۶
    کتاب بحار الأنوار ص ۴۳، ۴۴ باب (کیفیه معاشرتها مع علیّ
    کتاب جلاء العیون المجلسی ص: ۲۵۹٫

  2. وضعیت کاربر : مهمان
    محمد says:

    سلام بر خراسانی
    وقتی شما برادر عزیز ، روایات کسی رو قبول نداری معنیش اینه که اون روایت هارو دروغ و باطل می دونی یعنی ۱۷ عالم سنی مشهور و غیر مشهور سنی که روایت ازدواج دختر علی با عمر رو آوردن همگی دروغ گفتند ، همچنین ۴ یا ۵ عالم شیعی به قول خودتون که روایت ازدواج دختر علی با عمر رو آوردن هر ۴ و ۵ تا شون سندشون ضعیفه یعنی این ۴ و ۵ عالم شیعی هم دروغ نوشتند ، اینها مجموعا ۲۱ عالم شیعی و سنی همه شون دروغ گفتن که دختر علی با عمر ازدواج کرده و اینجا جنابعالی راست گو هستید که فرمودید دختر علی با عمر ازدواج نکرده منم به راست گویی شما تبریک و آفرین میگم ، اما خب این سوال برام پیش اومد که شما که راست گو هستید چرا از دروغ دیگران استفاد می کنید ؟!!!!
    مگر نقل دروغ دروغ نیست ؟! .
    مگر پیامبر ص نفرموده است : کفى بالمرء کذبا أن یحدث بکل ما. سمع . یعنی برای دروغگو بودن فرد کافی است هر اونچه که میشنوه اونو برای دیگران بیان کنه .
    مگردرقرآن نخوندی که خداوند فرموده کونوا مع الصادقین . یعنی همراه با راستگویان باشید . وقتی آدم با کسی مناظره میکنه از سخنان راست استفاده میکنه نه سخنان کذب .
    مگر پیامبر نفرموده است که الصدق ینجی و الکذب یهلک . راستگویی انسان رو نجات میده و کذب هلاک میکنه .
    پس دوست عزیز همیشه از سخنان راست استفاه نمایید حتی اگه در مناظره با اهل سنت باشه .
    شما ماشاءالله به این خوبی که ۱۰۰۰ تا روایت دروغ هم براتون ارزشی نداره فقط اشتباه می کنی که دروغ هارو مطالعه میکنی واز اونا کمک میگیری.

    • وضعیت کاربر : مهمان
      مهدي says:

      سلام آقا محمد. چند روز هست که دارم مباحث شما دو عزیز را دنبال می کنم. ببینید فرضا من ۲۰ روایت از منابع مختلف شیعه بیارم که نوشته منظور پیامبر از حدیث غدیر وصایت و امامت حضرت علی ( ع) بوده ایا شما می پذیرید؟ در خصوص ضعیف بودن حدیث به مثال زیر دقت کنید
      ابن تیمیه درباره حدیث:”أنت ولیی فی کلّ مؤمن بعدی” می‌گوید: «فإّن هذا موضوع باتّفاق أهل المعرفه بالحدیث».
      سیوطی در کتاب القول الجلی فی مناقب علی تصحیح این حدیث را از ابن ابی شیبه نقل کرده است. همچنین احمد بن حنبل، امام ابن تیمیه، این حدیث را در مسندش به سند صحیح آورده و ترمذی نیز با نقل این حدیث در سنن، آن را «حدیث حسن غریب» شمرده است.
      سیوطی در جمع الجوامع و ابن جریر طبری و حاکم نیشابوری در مستدرک حکم به صحت این حدیث کرده اند. حاکم می گوید: «هذا حدیث صحیح علی شرط مسلم و لم یخرجاه». ابن حجر هیتمی مکی ، این حدیث را در شرح همزیه تصحیح کرده و ابن عبدالبرّ در الاستیعاب پس از نقل این حدیث از طریق أبوداود طیالسی گفته: «هذا إسناد لامطعن فیه لأحد، لصحته وثقه نقلته». البانی نیز در سلسله الأحادیث الصحیحه می گوید: فمن العجیب حقاً أن یتجرأ شیخ الإسلام علی إنکار هذا الحدیث و تکذیبه فی منهاج السنّه… فلاأدری بعد ذلک وجه تکذیبه للحدیث إلا التسرّع و المبالغه فی الردّ علی الشیعه.
      می بینید این حدیث را که این افراد بیان کرده اند جناب این تیمیه ضعیف و جعلی می داند. بحثم این نیست که کدوم یک از آنها درست می گویند. بحثم بر سر این هست که جناب ابن تیمیه حدیثی که ۴-۵ جا آمده است را تضعیف کرده پس شما لطفا در بحث ها به گونه ای عمل کنید که مورد قبول طرف مقابل باشد.

  3. وضعیت کاربر : مهمان
    خراسانی says:

    سلام
    اولاً که روایات اهل سنت برای من حجت نیست که بخوام قبولشون کنم چه ۱۷ روایت چه ۱۰۰۰ روایت.من این ۱۷ روایت رو برای احتجاج برای شما اوردم اما مثل اینکه شما از قواعد مباحثه شیعه و سنی اگاهی ندارین
    در خصوص روایات شیعه هم نگفتم این روایات رو قبول دارم گفتم شما خواستی با این ۴ روایت این ازدواج رو ثابت کنی که نتنونستی چون این روایات ضعیف هستن و ارزش بحث کردن ندارن

  4. وضعیت کاربر : مهمان
    محمد says:

    از این لحظه ببعد به سخنان حاشیه ای و خارج از موضوع شما توجهی نمی کنم چون با این کار اصل موضوع مورد بحث به فراموشی سپرده میشه و از سایت وااسلاماه عاجزانه می خوام سخنان حاشیه ای جناب خراسانی را منتشر نفرمایند چون سخنان خارج از موضوع و حاشیه ای عادت برادرهاست ………………………………………..
    میرم سر اصل موضوع مورد بحث ………………………….

    دوست عزیزم شما در کامنت قبلی تون گفتید که روایت ازدواج دختر علی با عمر رو ۴ یا ۵ عالم شیعی و ۱۷ عالم مشهور و غیر مشهور سنی روایت کرده اند و شما این روایت هارو پذیرفتید و متاسفانه در این کامنت بر خلاف دیدگاه قبلی تون نوشتید که روایت هارو نمی پذیرید ! که مشخص شد همچنان تکلیف شما نا مشخص است .

    خوب حالا اشکال نداره در همین باره از جنابعالی می پرسم وقتی شما موضوع ازدواج دختر علی با عمر رو نمی پذیرید برای اینجانب این سوال پیش می آید که در کامنت قبلی که خودت فرمودید ۴ یا ۵ عالم شیعی و ۱۷ عالم مشهور و غیر مشهور سنی روایت ازدواج رو ذکر کرده اند ، آیا این ۴ یا ۵ عالم شیعی و ۱۷ عالم سنی در نقل روایت ازدواج دروغ گفته اند یا راست گفته اند ؟
    سوال روشن .

    پاسخ فقط دو کلمه است .
    ممنون

  5. وضعیت کاربر : مهمان
    خراسانی says:

    سلام محمد جان
    نه برادر زود قضاوت نکن.
    اول یادآور بشم شما که منو متهم به پریدن از این شاخه به اون شاخه میکنید باید بدونید که اصلاً بحث من سر اثبات مغضوب رسول الله از قرآن و صحیح بخاری بود نه ازدواج ام کلثوم
    شما این بحث های ام کلثوم و دختر ابوجهل رو پیش کشیدین و منم پاسخ دادم
    چطور شده شما از فتوحات عمر و اینکه برترین انسانها بعد از پیامبر هستن میگین با اینکه هیچ ربطی به بحث نداشت اما حالا من در خصوص نحوه همین ازدواج چیزی مینویسم میشه بیرون پریدن از موضوع؟؟؟؟؟؟؟جالبه والا
    من قبل از این نظری که شما مشاهده کردی جواب شما رو کامل دادم اما متاسفانه نظرمو عمداً یا سهواً منتشر نکردن
    ثانیاً تو این نظر صراحتاً گفتم فرض رو بر این میگیرم که طبق ادعای برخی از علماء اهل سنت ازدواج کرده نگفتم که آره قبول کردم.من هنوزم اعتقاد دارم به این که دختر امام علی با حضرت عمر ازدواج نکرده.
    خب دوباره نظر قبیلمو که منتشر نکردن مینویسم به امید انتشار از سوی عزیزان پایگاه وااسلاماه:
    ۱-شما گفتی روایت ازدواج در همه کتبتان آمده.درحالیکه شما ۴ یا ۵ تا روایت از ۴ تا کتاب اوردی و این چند تا کتابی که شما گفتی همه کتب شیعه نیست.
    ۲-حالا این ۴ یا ۵ تا روایت که معلوم نیست سندشون درست باشه یا نه دلیل بر تواتر نزد شیعه نیست
    ۳-برادر متاسفانه شما سوتی بدی دادین.عزیز من برادر گلم من با شما در اینجا دوپهلو بحث کردم.عمداً گفتم افراطی ها و علماء شیعه تا شما پی ببرین به قضیه تعارضات.اما نادانسته ذوق کردین از اعترافات این علماء به تناقضات و تعارضات موجود
    آخه با انصاف از کی تا حالا نووی و بخاری و خضری و کنانی و قلیوبی و ابن حجر و ابن جوزی و ابن عساکر شدن علماء و افراطی های شیعه؟
    و این سوال رو من باید از شما بپرسم که :حالا دقت کنید که چگونه دیدگاه دومی دیدگاه عالم قبلی شمارو تکذیب می کند !!
    عزیزان پایگاه وااسلاماه لطفاً انصاف را رعایت کنید و نظرمو منتشر کنید

  6. وضعیت کاربر : مهمان
    محمد says:

    سلام جناب خراسانی
    خدمتت عرض کنم که شما تا بحال جون می کندی که ازدواج دختر علی با خلیفه دوم در کار نبوده و برای این منظور سخنان علمای تون رو آوردید که آنها نیز این سخن رو رد می کنند خوب حالا چی شد که یک دفعه اعتراف می کنی که این ازدواج صورت گرفته و روایت خواستگاری عمر از دختر علی رو خودت آوردی ؟!

    قبلا که قبول نمی کردی و حالا خودت رو تکذیب کردی من موندم که تکلیفت با خودت چرا روشن نیست یکبار میگی ازدواج نکرده و حال نوشتی که ازدواج کرده .

    لطفا دقت داشته باشید که اصل سخن ما روی این بود که ثابت کنیم ازدواج کرده یا ازدواج نکرده که من مدعی ازدواج بودم و جنابعالی منکر ازدواج بودید و حالا با توجه به اعتراف جنابعالی هر دومون به این حقیقت رسیدیم که ازدواج انجام شده درسته ؟

    اینکه شما کلمات خارج از موضوع و با عنوانها هتک حرمت به ناموس علی (به ظن خودت) و امثالش نوشتی این موضوع بحث ما نیست اگر بخواهیم این موضوع رو باز کنیم لازمه که مبحث قبلی بسته بشه و البته پس از اینکه به نتیجه رسیدیم اونو می بندیم و مبحث جدیدی باز میکنیم اما اینکه مبحث قبلی به نتیجه نرسیده و موضوع دیگری شروع کنیم این به معنی پریدن از این شاخه به اون شاخه است و یا به حاشیه رفتن و فرار از پاسخ دادن است .

    بحث مون این بود که اثبات کنیم ازدواج انجام شده یا انجام نشده .

    بحث جدید هتک حرمت که بعدا بهش خواهیم پرداخت شماها از این نوع دیدگاه ها زیاد دارید چون شما همه صحابه رو بد میدونید یعنی متاسفانه تمام افرادی رو که پیامبر در ظرف ۲۳ سال زحمت کشید واونهارو به اسلام کشوند همه رو بد می دونید و در بد جلوه دادن شون خیلی تلاش می کنید و این روند کار ادامه خواهد یافت . و از دید شما جز اندک تعدادی (زیر ۱۰ نفر) بقیه همه (ده ها هزار) بد بودند نعوذبالله .. اما بحث ما فعلا این نیست دوست عزیز ..

    پس خلاصه پاسخ شما در خصوص مبحث ازدواج دختر علی با عمر اینه که به قول خودتون ۴ یا ۵ عالم شیعی و ۱۷ عالم سنی مشهور و غیر مشهور روایت خواستگاری عمر از دختر علی رو ذکر کردند درسته ؟

  7. وضعیت کاربر : مهمان
    خراسانی says:

    آقا اصلاً من فرض رو بر این میگیرم که حضرت علی دختربچه خردسال و نابالغش رو به حضرت عمر تقدیم کرده:
    خب حالا رفتار حضرت عمر خلیفه مسلمین با نوه و ناموس پیامبر رو ببین:
    (به دلیل اهانت آمیز بودن و ناپسند بودن این اتفاق،روایت رو ترجمه نمیکنم و بابت نقل این روایت از تمام پیروان محمد و آل محمد(صل الله علیه و آله و سلم) عذرمیخوام)
    عن مُحَمَّدِ بن عَلِیِّ بن الْحَنَفِیَّهِ أَنَّ عُمَرَ خَطَبَ إلَى عَلِیٍّ ابْنَتَهُ أُمَّ کُلْثُومٍ فذکر له صِغَرَهَا فقال أَبْعَثُ بها إلَیْک فَإِنْ رَضِیت فَهِیَ امْرَأَتُک فَأَرْسَلَ بها إلَیْهِ فَکَشَفَ عن سَاقِهَا فقالت لَوْلَا أَنَّک أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ لَصَکَکْت عَیْنَک وَهَذَا یُشْکَلُ على من قال إنَّهُ لَا یَنْظُرُ غیر الْوَجْهِ وَالْکَفَّیْنِ
    اگر شما خواستی ازدواج ام کلثوم با عمر رو از ۴ تا روایت در کتب شیعه ثابت کنی و همین ۴ یا ۵ تا رو دال بر متواتر بدونی
    من این روایت اهانت و هتاکی ناموس پیامبر رو از ۱۷ تا عالم مشهور و غیرمشهور اهل سنت و الجماعت ثابت میکنم
    ینی دیگه باید این رایت رو (فوق متواتر) بنامیم
    ۱۷ عالمی که روایت رو نقل کردند:عسقلانی-سیوطی-صنعانی-خراسانی-قرطبی-تلمسانی-مقدسی-شوکانی-زبیری-ابن عساکر-ابن جوزی-ابن حمدون-جزری-ذهبی-صفدی-عینی-صفوری
    حتی اگر خواستی آدرس دقیق این کتب رو هم برات میفرستم
    از عزیزان سایت وااسلاماه هم درخواست میکنم این نظر رو منتشر کنند چونکه:
    ۱-روایت متواتر نزد اهل سنت هست و مسئولیت عواقب این هتک حرمت بر گردن حضرت عمر و پیروانش هست
    ۲-جا دارد که باه خاطر این اتفاق فریاد وااسلاماه و وامحمدا سردهیم

  8. وضعیت کاربر : مهمان
    محمد says:

    سلام بر شما
    ۱_ اگر شما اعتقاد دارید که روایات کتب شما صحیح است این اعتقاد شما با ضعیف نامیدن یک روایتی که در همه کتب تان نوشته شده هموانی نداره و بلکه سخن شما دلالت بر ضعف همه می کند ، مگر میشه یک اشتباه را همه کتب شما مرتکب شده باشند ؟! در هیچ مذهبی یک اشتباه در همه کتب شان ذکر نمیشه ، لابد یک کتاب در این مورد اشتباهی کرده بقیه کتب نباید این اشتباه رو تکرار کنند دوست عزیز.

    ۲_ صحیح بودن روایت به دلیل متواتر بودن روایت است دقت کنید در خبرهای واحد احتمال ضعف و کذب وجود دارد اما در اخباری که به تواتر رسیده اند احتمال کذب و ضعف وجود ندارد و خبر متواتر آنست که جمع کثیری از روات اون رو روایت کرده باشند مانند همین روایت ازدواج دختر علی با عمر.

    ۳_ خوب مورد سوم رو ظاهرا شما هنوز هم متوجه منظور بنده نشده اید و دقیقا همان چیزی که مد نظر بنده بود شما ذکر کردید و این همان مفاد ادعای بنده بود که شما به آن تصریح و اعتراف نموددید. من مجدد سخنم رو خدمت شما یادآوری میکنم ، ادعایم اینه که خبر ازدواج دختر علی با عمر متواتره و هیچ دلیلی منطقی بر رد اون وجود نداره و آنچه که شماها در رد اون ذکر می کنید دیدگاه ضد و نقیض افراطی هاست و این دیدگاه ها نظرات شخصی آنها هستند که ریشه علمی ندارند همانطور که الان جنابعالی نوشته اید دیدگاه هاشون ضد ونقیض هستند و دلایلی که ضد و نقیض یکدیگر باشند از اعتبار ساقط می باشند . مثلا یک دیدگاه گفته اصلا دختری بنام ام کلثوم وجود نداشته است و دیدگاه بعدی میگه دختری بنام ام کلثوم وجود داشته است اما صغیره بود ، حالا دقت کنید که چگونه دیدگاه دومی دیدگاه عالم قبلی شمارو تکذیب می کند !!
    امیدوارم متوجه شده باشید.

    ۴_ از نظره اهل تسنن و با توجه به خدماتی که ابوبکر و عمر برای اسلام و خود پیامبر ص انجام داده اند وبا توجه به فضایلی که از آنها از زبان مبارک پیامبر خدا وارد شده است علمای اهل سنت بدون استثنا همه معتقدند که ابوبکر و عمر بهترین امت هستند .

    در پناه خدا

  9. وضعیت کاربر : مهمان
    خراسانی says:

    محمد جان ممنون عید شما هم مبارک
    ۱-فرمودی:”اگر قرار باشه شما جمعی از کتب خودت رو ضعیف بنامید.”
    پاسخ:نه عزیزم بنده همچین ادعایی ندارم که کتب شیعه ضعیف هست.لطفاً دقت کن اعتقاد شیعه این هست که هر روایتی رو که در این کتب امده حمل بر صحت نمیکنند و باید از نظر سندی بررسی بشه تا ببیننیم صحیح هست یا خیر.
    ۲-باشه من این روایات مورد ادعای شما رو صحیح میدونم به شرطیکه ثابت کنی که از نظر شیعه صحیح الاسناد هستند.
    ۳-گفتی که قبول نداری در خصوص ام کلثوم تعارضات و تناقضات وجود داره و این افراطی های شیعه هستند که معترف به تعرضند.خب پس نظرات این افراطی های شیعه رو ببین:
    _یه عده از اینها که اصلاً معتقدند دختری به نام ام کلثوم برای علی و زهرا وجود نداشته مثل صالحی الشامی و القلیوبی و الخضری
    _یه عده دیگه از این افراطی ها معتقدند که ام کلثوم یک کودک نابالغ صغیره بوده و زمانی که عمر از علی درخواست کرده علی گفته که این دختر کودک و صغیره هست
    مثل زهری و صنعانی و ابن عساکر و ابن جوزی
    _یه عده دیگه هم که اصلا معتقد بودن که سیده زینب با عمر ازدواج کرده مثل کنانی خخخخخ
    _ازهمه اینها مهمتر هم امام نووی شارح صحیح مسلم هست که این دختر رو دختر ابوبکر میدونه و جالبتر اینکه یه عده دیگه هم که واضح اشاره کردند:ام کلثوم بنت ابی بکر مثل بخاری و احمد حنبل و ابن ابی شیبه
    ۴-فرمودی:”به اتفاق علما ابوبکر و عمر بهترین انسانها پس از پیامبران هستن ”
    به اتفاق کدوم علما؟لطفاً روایاتی رو که اینو گفته معرفی کن
    سپاس از شما.

  10. وضعیت کاربر : مهمان
    محمد says:

    سلام برادر خراسانی عیدت مبارک
    اینکه نوشتید روایات ضعیف و نا معتبر شیعه !
    اولا یکی یا دوتا روایت نیستند که شما آنهارا ضعیف می نامید ، همچنین یک کتاب یا دو کتاب هم نیستند که ضعیف نامیده بشند . اگر قرار باشه شما جمعی از کتب خودت رو ضعیف بنامید خب شبهه پیش میاد که از کجا معلوم که سایر روایات این جمع از کتب ضعیف و یا نا معتبر نباشن !
    آیا شما فقط روایات مربوط به ازدواج دختر علی با عمر رو فقط ضعیف می دونید یا همه روایات این دسته از کتب رو ؟!
    اما اینکه نوشتی در خصوص ازدواج ام کلثوم با عمر معترف به تناقضات و تعارضات زیادی هستم . خیر این سخن شما نادرست است ، من در خصوص روایات ازدواج در هیچ کتبی نه شیعی و سنی معترف به تعارضات و تناقضات نیستم بلکه سخنم این بود که پاسخ هایی که شما منکرین این روایت در رد انها ذکر می کنید با یکدیگر تناقض و تعارض دارند پس روایات همه صحیح هستند لکن پاسخ های شما با یک دیگر تناقض دارند که معلوم میشه پاسخها علمی نیستن بلکه از روی تعصب و انکار یک حقیقت حرفهای بیهوده ذکر کردند که اهل علم همه میدانند با عقل جور در نمیاد.
    چرا که یه جا میگن حضرت علی دختری بنام ام کلثوم نداشته و یک جا میگن داشته .
    اگه میخای حقیقت رو اعتراف کنی حقیقت اینه که حضرت عمر رضی الله عنه کسی بود که ایران بزرگ به برکت وجود او مسلمان شد و شما به برکت او مسلمان هستید و بر این حقیقت زمین و آسمان گواه هستن .
    او تنها خلیفه ای بود که باعث عزت اسلام شد.
    تنها خلیفه ای بود که اسلام در زمان خلافتش گسترش چشمگیری یافت .
    و او خصوصیتهایی داره که کمتر کسی در تاریخ پس از انبیا داره و به اتفاق علما ابوبکر و عمر بهترین انسانها پس از پیامبران هستن .
    حال نمیخای قبول کنی نکن دوست عزیز از درجات بلند او نزد خدا چیزی کم نمیشه.

  11. وضعیت کاربر : مهمان
    خراسانی says:

    ســــلامی دوباره. ببین محمد جان برادر عزیز و گرامی اهل سنت
    شما مجدداً روایات ضعیفه و نامعتبر شیعه رو نقل کردید که کار درستی نیست و بی انصافیست.
    لطفاً شما اعتبار این روایات و صحیح الاسناد بودنشون نزد شیعه رو اثبات کن سپس روایات رو نقل کن.حالا اگه منم بیام یک سری روایات زشت و ناپسند بدون بررسی سندی از کتب شما نقل کنم بعدم نتیجه گیری کنم کار درستی هست؟(در حالیکه شاید این روایات نزد شما نامعتبر و ضعیفه باشه)

    اما نکته جالب اینکه خودت هم معترف هستی بر اینکه در خصوص ام کلثوم و ازدواجش با حضرت عمر تناقضات و تعارضات زیادی(چه در منابع شیعه و چه در سنی) هست.خب این یعنی چی؟
    مایلی همه این تناقضات و تعارضات رو یکی یکی از کتب اهل سنت بیان کنم؟

    نکته خیلی جالبتر هم اینکه بر فرض محال حضرت عمر با دختر حضرت علی ازدواج کرده
    خب مگه پیامبر با دختر دشمن خودش ابوسفیان ازدواج نکرد؟ مگه با دختر حیی بن اخطب ازدواج نکرد؟پس در نتیجه پیامبر این دو رو مورد تایید قرار داده و باهاشون موافق بوده؟

    نکته جالبتر دیگه اینکه چرا امام نووی شارح صحیح مسلم میگه:وهاتان الأختان هما أسماء بنت أبى بکر، وأم کلثوم، وهى التى کانت حملاً وأم کلثوم هذه تزوجها عمر بن الخطاب
    خب حالا امام نووی راست میگه یا روایات ضعیف و نامعتبر شیعه؟

    درباره افسانه ازدواج امام علی با دختر ابوجهل هم روایاتتو برسی سندی نکردیا
    ————————————————————————————
    نکته مهم:بازم میگم فرض کن من یک سنی دوآتیشه هستم اما رفتم تحقیق کردم و از طریق روایات صحیح مغضوب رسول الله رو شناختم.خب حالا میگم چرا باید ایشون رو صدیق بنامم و به عنوان خلیفه پیامبر انتخاب کنم؟
    راستی اگر وقت کردی برو ببین پیامبر چه کسی رو صدیق اعظم معرفی کرده؟

  12. وضعیت کاربر : مهمان
    محمد says:

    خراسانی عزیز سلام مجدد
    من نظری ندارم که پس بگیرم اگه نظری می داشتم بخاطر محبتی که با شما دارم پس می گرفتم ولی دوست عزیز آنچه که گفته شده اقرار علمای برجسته شما و با تمسک به کتب معتبر شیعه می باشد که شما آنها را جسارتا افسانه نویس خواندید ! و این برای ما هم قابل قبول نیست.

    منابع ازدواج دختر علی با عمر در کتب برادران شیعه :

    ۱- کلینی؛ از معاویه بن عمار اؤ أبی عبد الله علیه السلام.
    [الکافی فی الفروع باب المتوفی عنها زوجها المدخول بها أین تعتد ص۳۱۱ ج۲ ط الهند].
    و حتی در کتاب [الکافی فی الفروع ص۱۴۱ ج۲ ط الهند] بابی را تحت عنوان”باب فی تزویج أم کلثوم” آورده است.
    ۲- أبو جعفر الطوسی؛ تهذیب الأحکام فی باب عده النساء، و الإبصار ص۱۸۵ ج۲٫
    و [“تهذیب الأحکام للطوسی” ص۳۸۰ ج۲ کتاب المیراث ط طهران].
    ۳- محمد بن علی بن شهر آشوب المازندرانی: [مناقب آل أبی طالب ص۱۶۲ ج۳ ط بومبئ الهند].
    ۴- الشهید الثانی للشیعه زین الدین العاملی: [“مسالک الأفهام” ج۱ کتاب النکاح

    منابع سنی ازدواج ام کلثوم دختر علی با عمر (رض)

    ۱- طبری در”تاریخ طبری” ۵/۲۸٫‏
    ۲- ابن کثیر در ” البدایه و النهایه” ۵/۲۲۰٫‏
    ۳- ذهبی در ” تاریخ الاسلام فی عهد الخلفاء الراشدین” /۱۶۶٫‏
    ۴- ابن جوزی در ” المنتظم” ۴/۱۳۱٫‏
    ۵- دیار بکری در ‏” تاریخ الخمیس” /۱۹٫‏

    داستان ازدواج دختر علی با عمر بر اساس نقل شیعه :

    صفی الدین محمد بن تاج الدین معروف به ابن الطقطقی الحسنی متوفای ۷۰۹ هجری نسب شناس و مورخ معروف در کتابی که تالیف آنرا به اصیل الدین حسن پسر خواجه نصیرالدین طوسی وزیر هلاکو تقدیم نموده، و آنرا به اسم خودش نام گذاری کرده در ذیل عنوان بنات امیر المؤمنین علی ؛ مینویسد:‌ (وام کلثوم و أمها فاطمه‌بنت رسول الله تزوجها عمر بن الخطاب فولدت له زیدا ثم خلف علیها عبدالله بن جعفر)‌یعنی «یکی دیگر از دختران امیر المؤمنین ام کلثوم می باشد که مادرش فاطمه دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم است که عمر بن خطاب با وی ازدواج کرد و فرزندی به نام زید از او به دنیا آورد و پس از عمر به عقد عبدالله بن جعفر در آمد».
    این یکی از داستانها بود اونم به دلیل خلاصه کردن
    ببینید اینها یکی دوتا نیستند که بخواهی ردش کنی چون خبر متواتر شده خبرمتواتر قابل رد نیست اگر یکی سندش ضعیف باشه دیگری پس چه میشه ؟!

    اما نکته جالب :
    کسانی از افراطی های اخیر که منکر این واقعیت انکار ناپذیر تاریخی شده اند پاسخهای غیرمنطقی و متضاد در ردش داده اند از جمله ببینید :
    ۱_یکبار گفته اند چنین ازدواجی اصلا رخ نداده است ! .
    ۲_ یکبار گفته اند ام کلثوم دختر واقعی علی نبوده است دختر خوانده اش بوده ! .
    ۳_یکبار گفته اند ازدواج از روی اکراه و تهدید بوده است ! .
    ۴_ یکبار گفته اند ازدواج رخ داده اما سندش ضعیفه است !.
    پاسخهای متضاد ! و غیر منطقی ! که هر کدام از این پاسخ ها دیگری را نقض می کند و احتمالا شما هم همین پاسخ هارو می خونید
    و در مورد غضب ناک شدن حضرت فاطمه سلام الله علیها در دیدگاه قبلی توضیح داده شد.

    خلاصه اینکه برادران ما برای وحدت مسلمانان تلاش می کنیم و افراطی ها برای تفرقه مسلمانان که دشمنان اسلام از آن سود می برند و این در حالی است که هیچ یک از بزرگان هر دو گروه به تفرقه شیعه و سنی راضی نیستن.

  13. وضعیت کاربر : مهمان
    خراسانی says:

    ســــــــلام بر محمد گرامی
    دقیقاً میدونستم به جای قبول حقیقت میرید سراغ افسانه خواستگاری علی از دختر ابوجهل و افسانه ازدواج عمر از ام کلثوم و فرار رو به جلو را انتخاب میکنید که فایده ای هم ندارد.
    اما باید بدانید که:
    ۱-شما باید فرض کنید من سنی هستم و این روایات صحیحه رو اوردم و این قضیه رو ثابت کردم حالا میخواهید چه کنید؟چه توجیهی دارید؟
    .
    ۲-بحارالانوار و علل الشرائع و … برای شیعیان همانند صحیحین برای شما نیستند.که هر روایتی در این کتب آمده را حمل بر صحت و درستی کنند.چه بسا روایاتی در اینها و سایر کتب آمده که تماماً دروغ و کذب است.و شیعیان معتقد به بررسی سندی روایات هستند.
    .
    ۳-لطفاً اثبات کن که این روایاتی که آوردی نزد شیعه،صحیح الاسناد هستند و گرنه از ادعاهایی که کردی عقب نشینی کن و نظرتو پس بگیر

    ۳-من هم به نوبه خودم از شما ممنونم که ممنون من هستید و مرا مایه روسفیدی خود در قیامت میدانید و بابت نصیحت هم بازم ممنونم.اما بازم تکرار میکنم که لطفاً و سریعاً این روایاتی رو که آوردی تصحیحش کن و یا عقب نشینی کن از موضعت.
    سپاس از شما

  14. وضعیت کاربر : مهمان
    محمد says:

    جناب خراسانی عزیز سلام

    اولا _ اینکه شما مارا دائما لعنت میکنید شاهکار می کنید تا می تونید ادامه دهید چون ما نیاز داریم بارگناه مون کمتر بشه و روز قیامت سفید رو بشیم و از این بابت از شما ممنونیم .

    دوما_ آن کسی که فاطمه رو غضب ناک کرد حضرت علی رض بود و این باز در کتابهای درجه یک شما نوشته شده اگر نخوندید لطفا بخونید و کتابهای درجه یک ما ، نوشته کتب درجه یک شمارو نوشته است بازم اگه نخوندید بخونید، از جمله آنها بحارالانوار مجلسی است .
    علت غضب ناک شدن فاطمه و گفتن این جملات توسط پیامبر، قصد ازدواج علی با دختر ابو جهل میباشد. و چون سیدنا علی قصد ازدواج با دختر ابو جهل را داشته اند فاطمه نیز غضب ناک شده است و پیامبر در حق فاطمه میگوید که فاطمه پاره ی تن من است هرکسی او را خشمگین کند من را خشمگین کرده است. پس مخاطب اصلی در واقع خود علی است نه ابوبکر.
    شیخ صدوق روایت کرده است که فاطمه رضی الله عنها و پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم وقتی که علی رضی الله عنه خواست با دختر ابوجهل ازدواج کند بر علی خشمگین شدند تا جایی که پیامبر علی را نصیحت کرد و به او گفت: «ای علی آیا نمی دانی که فاطمه پاره تن من است و من از او هستم، پس هر کسی او را اذیت کند مرا اذیت کرده است و هر کسی مرا آزار دهد او را آزار داده است، و کسی که در دوران حیاتم او را اذیت کند چون کسی است که بعد از وفاتم او را اذیت کرده است.» (علل الشرائع ابن بابویه، ص ۱۸۵- ۱۸۶)
    و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: فاطمه پاره تن من است و روح من است که در بدنم قرار دارد، آنچه او را ناراحت کند مرا ناراحت می کند و آنچه او را شاد کند مرا شاد می نماید.)بحار الانوار مجلسی ۲۷ / ۶۲) ۲
    پس علت گفتن این جمله قبل از هر کسی مخاطبش سیدنا علی میباشد نه سیدنا ابوبکر.
    و همچنین باری دیگر علی فاطمه را ناراحت و خشمگین کرد و آن وقتی بود که فاطمه دید که علی سرش را در آغوش کنیزش گذاشته است، آنگاه فاطمه چادرش را به خود پیچید و به خانه پدرش رفت و از علی نزد پیامبر شکایت کرد.
    ابن عباس روایت میکند که : فاطمه وارد خانه اش شد ناگهان دید که علی در آغوش کنیزی است که جعفر به او هدیه کرده بود غیرت زنانه او که هر زن نسبت به شوهرش دارد به جوش آمد نقاب به چهره اش زد و روسری اش را به سرش گذاشت و قصد پیامبر را نمود تا شکایت علی را به پیامبر بکند. بحار الانوار(۳۹\۲۰۷) علل الشرائع، ص ۱۶۳، حق الیقین مجلسی، ص ۲۰۳-۲۰۴
    حسن بن علی رضی الله عنهما نزد جدش، رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آمد، دامنش را گرفت وپنهانی در گوش پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم چیزی گفت، رنگ پیامبر تغییر کرد. بعد از آن، پیامبر برخاست و به منزل فاطمه آمد. بعد از آن علی رضی الله عنه آمد، پیامبر خدا دست او را گرفت تکانی داد و گفت: ای ابو الحسن: از خشمگین ساختن فاطمه خود داری کن زیرا فرشتگان با خشمگین شدن فاطمه خشمگین و یا خوشنودی او خوشنود می شوند .بحار الانوار ۴۳\۴۳

    سوما _ عمر داماد علی و فاطمه است این هم در کتابهای درجه یک شما نوشته شده است و هیچ کس به دشمنش دختر نمیده اینم اسناد :
    ۱- کلینی؛ از معاویه بن عمار اؤ أبی عبد الله علیه السلام.
    [الکافی فی الفروع باب المتوفی عنها زوجها المدخول بها أین تعتد ص۳۱۱ ج۲ ط الهند].
    و حتی در کتاب [الکافی فی الفروع ص۱۴۱ ج۲ ط الهند] بابی را تحت عنوان “باب فی تزویج أم کلثوم” آورده است.
    ۲- أبو جعفر الطوسی؛ تهذیب الأحکام فی باب عده النساء، و الإبصار ص۱۸۵ ج۲٫
    و یک نصیحت از حقیر به شما _ سعی کن علم خودت رو از شنیدن به یقین تبدیل کنی .

  15. وضعیت کاربر : مهمان
    خراسانی says:

    ســــــــــلام.
    خوب بود اتفاقات جانگداز پس از شهادت رسول الله(صل الله علیه و آله و سلم) را هم مینوشتید.
    البته نه به نقل از منابع رافضه بلکه به نقل از منابع درجه ۱ اهل سنت و روایات صحیحه
    مثل صحیح بخاری(أصح الکتب بعد کتاب الله):
    فَغَضِبَتْ فَاطِمَهُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَکْر، فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّى تُوُفِّیَتْ
    و یا:
    فَوَجَدَتْ فَاطِمَهُ عَلَى أَبِی بَکْر فِی ذَلِکَ – قَالَ – فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُکَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّیَتْ
    و یا:
    فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَهُ، فَلَمْ تُکَلِّمْهُ حَتَّى مَاتَتْ .
    و سپس مقایسه این ۳ روایت صحیح با ۲ روایت صحیح دیگر بخاری:
    أنّ رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم قال: «فاطمه بَضْعَه منّى فمن أغضبها أغضبنی»
    و
    فَإِنَّمَا هِیَ بَضْعَهٌ مِنِّی، یُرِیبُنِی مَا أَرَابَهَا وَیُؤْذِینِی مَا آذَاهَا

    حال خود آزادانه قضاوت کنید و “مغضوب رسول الله” را بشناسید.

    و سپس در کتاب الله تدبر کنید و ببینید الله متعال در این خصوص چه فرموده:
    إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهیناً

    پس اگر رافضه این شخص را لعن میکنند کسی را لعن کرده اند که الله متعال لعنش کرده.

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 19نفر
  • بازدید امروز 31669
  • بازدید دیروز 124418
  • بازید کل 101387461

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com