پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2334
  • کل نظرات 9712
  • کل اعضا 1700
  • جدیدترین عضو محمدحسین
خبرنامه
خواهرمسلمان
| بازدیدها: 36732

 

ده عذر که زنان برای رعایت نکردن حجاب بهانه می‌کنند

چرا برخی از زنان جوان از رعایت حجاب امتناع می‌ورزند؟

خداوند حجاب را به منظور حفظ عفت و شرف زن، و تا این که نشانه ای بر ایمان و عقیده ی او باشد، براو واجب نموده است. لذا جامعه ای که از منهج خداوند دوری می کند و از راه راست چشم پوشی می نماید، جامعه ای بیمار است که به علاج و درمانی نیاز دارد که آن را به سوی شفا و سعادت راهنمایی کند. یکی از اشکال دردآور در جامعه امروزی پدیده ی خود آرایی زنان جوان است، متأسفانه با وجود لباس های اسلامی این پدیده یکی از نشانه های جوامع اسلامی ما نیز گردیده است، لذا اسبابی که موجب این انحراف شده اند را بررسی خواهیم کرد؟

این سؤال را – که چرا زنان جوان از رعایت حجاب امتناع می ورزند؟ – از گروه های زیادی پرسیدیم، نتیجه تحقیقاتی که در این مورد انجام شد و بهانه هایی که آن ها ارائه می دادند، ده عذر و بهانه ی اساسی بود، اما هنگامی که آن عذر و بهانه ها را بررسی نماییم به این نتیجه خواهیم رسید که همه بهانه های بی حد واهی و بی اساس هستند.

بهانه اوّل:

اولی گفت: من هنوز قانع نشده ام که حجاب واجب باشد. (با علم به این که این سخن شرک است).

ما از او دو سؤال می پرسیم:

سؤال اوّل: آیا او به صحت دین اسلام اعتقاد دارد؟

جواب آن طبیعتاً مثبت است، او لا اِلهَ اِلاَّ الله می گوید و این نشانه ی اعتقاد وی به یگانگی خداوند است، و می گوید: مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله، و این یعنی به شریعت اسلام ایمان دارم، پس او به اسلام به عنوان عقیده، شریعت و راه و روش زندگی اعتقاد دارد.

سؤال دوّم: آیا حجاب جزو شریعت اسلام و واجبات آن می باشد؟

اگر این خواهر نیتش را خالص بگرداند و همانند کسی که به دنبال حقیقت است، در این قضیه تحقیق نماید به تأکید خواهد گفت: بله.

پس (ای خواهر مسلمانم) آن خدایی که به الوهیت او ایمان آورده ای در کتاب عزیزش به رعایت حجاب دستور می دهد، پیامبر بزرگواری که به رسالتش ایمان داری در سنتش به رعایت حجاب دستور می دهد.

بهانه ی دوّم:

دومی می گوید: من به واجب بودن پوشش شرعی قناعت حاصل نموده ام؛ اما مادرم مرا از پوشیدن آن باز می دارد و هرگاه از فرمان او سرپیچی کنم به دوزخ خواهم رفت.

گرامی ترین بنده ی خدا حضرت رسول صَلَّی اللهُ عَلَیهِ و سَلَّمَ در سخنی کوتاه و حکمت آمیز در جواب این بهانه می فرماید: ‘لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق’ فرمان برداری از مخلوق در صورتی که نافرمانی خالق در آن باشد جایز نیست.

جایگاه والدین در اسلام به خصوص مادر مهم و ارزشمند است بلکه خداوند در آیات زیادی از قرآن آن را با بزرگترین امور یعنی عبادت ویکتاپرستی قرین نموده است؛ چنان که خداوند می فرماید: «وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً» [النساء:۳۶].

(تنها) خدا را عبادت کنید و (بس. و هیچ کس و) هیچ چیزی را شریک او مکنید. و نیکی کنید به پدر و مادر .

در هیچ صورت نافرمانی از والدین جایز نمی باشد مگر این که به نافرمانی پروردگار دستور دهند؛ زیرا خداوند می فرماید: «وَإِنْ جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُمَا» (لقمان:۱۵)

هرگاه آن دو، تلاش و کوشش کنند که چیزی را شریک من قرار دهی که کمترین آگاهی از بودن آن و (کوچکترین دلیل بر اثبات آن) سراغ نداری، از ایشان فرمانبرداری مکن.

اما اطاعت نکردن از آنان در معصیت، مانع نیکی کردن با آنان نیست. خداوند می فرماید: «وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفاً» (لقمان: ۱۵).

با ایشان در دنیا به طرز شایسته و به گونه بایسته‌ای رفتار کن.

بهانه سوم:

می گویند: هوا گرم است و ما نمی توانیم بدون پوشش گرمای شدید هوا را تحمل کنیم، پس چگونه با رعایت حجاب بتوانیم آن را تحمل کنیم؟

خداوند در باره این ها می فرماید: «قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً لَوْ کَانُوا یَفْقَهُونَ»

بگو: اگر دانا بودند می‌فهمیدند که آتش دوزخ بسیار گرمتر و سوزانتر (از گرمای تابستان و از همه آتش های جهان) است. (توبه: ۸۱)

ای خواهر گرامی! چگونه و با چه دلیلی گرمای این دنیا را با آتش سوزان دوزخ مقایسه می کنی؟!

یقین بدان که شیطان با یکی از تله های خیالی اش تو را گول زده و به شکار خود در آورده است تا این که تو را از گرمای دنیا به سوی آتش دوزخ بکشاند، پس بیدار شو و خودت را از تله اش نجات ده، و این گرمای آفتاب را برای خودت نعمت بدان نه عذاب، چرا که گرمای شدید آفتاب در فصل گرما تو را به فکر عذاب دردناک آخرت می اندازد، روزی که این گرما چندین برابر می گردد و کسی توان تحمل آن را نخواهد داشت.

بهانه چهارم:

می ترسم اگر حجاب را رعایت کنم، باری دیگر آن را کنار بگذارم، چرا که زنان زیادی را دیده ام که بعد زمانی طولانی که حجاب را رعایت کرده، آن را کنار گذاشته اند!!.

به چنین زنانی می گویم: اگر مردم نظریه ای مانند نظریه تو را می داشتند، آن گاه دین را رها می کردند و کسی به دنبال دین نمی رفت، نماز نمی خواندند چرا که برخی ها می ترسیدند آن را ترک کنند. روزه نمی گرفتند، زیرا بسیاری می ترسند که در شرایطی آن را ترک کنند، آیا متوجه شدی که شیطان چگونه از راهی دیگر به دنبالت آمده و برایت تله گذاشت و تو را از واجباتت باز داشت؟!!

پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: أَحَبُّ العَمَلِ إلىَ اللهِ أَدوَمُهُ وإن قَلَّ ‌ بهترین عمل در نظر خداوند آن است که دوام بیشتر داشته باشد هر چند که اندک هم باشد. پس چرا به دنبال دلایلی که سبب ترک حجاب توسط چنین زنانی شده است، نگشته ای تا این که از آن اسباب اجتناب کرده و به دنبال راه حلی مناسب بگردی؟

بهانه پنجم:

زن پنجمی می گوید: می ترسم اگر خود را ملزم به لباس شرعی نمایم، نام جماعت و گروهی خاص بر من بیفتد و من دوست ندارم که وابسته به هیچ حزبی باشم.

خواهر گرامی! در اسلام تنها دو حزب وجود دارید که خداوند در قرآن کریم از آن دو سخن گفته است:

 نخست حزبُ الله؛ حزب الله گروهی هستند که خداوند آنان را به وسیله انجام عبادت ها و اجتناب از منهیات یاری می دهد.

دوّم حزب الشیطان؛ حزب الشیطان گروهی هستند که خداوند را نافرمانی می کنند و در زمین به فتنه وفساد می پردازند. و تو هنگامی که خویشتن را ملزم به آداب اسلامی از جمله لباس شرعی می نمایی، جزو حزب پیروز و رستگار خداوند می گردی، اما هنگامی که خودنمایی و تبرج می نمایی، مرکب شیطان گشته و جزو دوستان او شده و در صف منافقین و کفار قرار می گیری. و آنان چه اندازه دوستان بدی هستند!

بهانه ششم:

این است سخن زن ششم: چه می گوید؟ می گوید: به من می گویند: هرگاه لباس شرعی پوشیده و حجاب را رعایت کنم، نمی توانم ازدواج کنم، پس حجاب را کناز می گذارم تا بتوانم ازدواج کنم!

خواهر گرامی! بی گمان شوهری که دوست داشته باشد تو را بی بندو بار، آرایش کرده و در برابر خداوند نافرمان ببیند، آن شوهر برایت شایسته نیست، شوهری که در برابر انجام حرام ها غیرت و ایمانش به جوش نیاید، در برابر تو هم هیچ گونه غیرتی نخواهد داشت و تو را برای رفتن به بهشت و نجات از دوزخ یاری نخواهد نمود.

بی گمان خانواده ای که اساس تشکیل آن، بر نافرمانی خداوند و خشمگین نمودن او پایه ریزی شود، خداوند حق دارد که شقاوت و بدبختی در دنیا و آخرت را بر آن بنویسد، چنان که خداوند می فرماید: وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکاً وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَعْمَى ‌. (طه: ۱۲۴‏)

‏ و هرکه از یاد من روی بگرداند، زندگی تنگ (و سخت و گرفته‌ای) خواهد داشت‌؛ و روز رستاخیز او را نابینا (به عرصه قیامت گسیل و با دیگران در آنجا) گرد می‌آوریم.

و گذشته از این، ازدواج نعمتی از نعمت های خداوند است که به هرکه بخواهد می بخشد، چه بسیارند زنان با حجابی که ازدواج کرده اند و چه بسیارند زنان بی حجابی که هنوز [کسی به دنبالشان نیامده] و ازدواج نکرده اند. اگر بگویی: آرایش و بی حجابی من برای رسیدن به هدفی مقدس و گرامی است که ازدواج می باشد، می گویم هدف مقدس و گرامی هیچ وقت استفاده از وسیله ناشرعی را مباح نمی گرداند، پس اگر هدف مقدس و پاک باشد، باید وسیله نیز پاک و درست باشد، زیرا قاعده ای اسلامی است که می گوید: الوسائل لها حکم المقاصد ‌ وسایل دارای حکم اهداف می باشند.

بهانه هفتم:

بهانه ات چیست ای زن هفتمی؟ می گوید: می دانم که حجاب واجب است، اما هنگامی که خداوند مرا هدایت نمود، آن را رعایت خواهم نمود.

از این خواهر می پرسیم: آیا گام هایی در مسیر به دست آوردن هدایت برداشته است تا این که به این هدایت دست یابد؟

می دانیم که خداوند با حکمت خویش برای هر چیزی سببی قرار داده است؛ از جمله بیمار دارو مصرف می کند تا شفا یابد، مسافر ماشین یا چارپا سوار می شود تا به مقصدش برسد، نمونه ها زیادند، پس آیا این خواهر با جدیت تمام در مسیر به دست آوردن هدایت گام برداشته است؟ و اسبابش را به دست آورده است؟

برخی از این سبب ها عبارتند از:

۱) خالصانه درخواست هدایت نمودن از خداوند، همانگونه که خداوند ما را دستور می دهد که این گونه از او بخواهیم: اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ ‌. پروردگارا ما را به راه راست راهنمائی فرما.

۲) همنشینی با زنان صالحه زیرا زنان صالحه بهترین یاری دهنده بر هدایت و استمرار بر آن می باشند تا این که خداوند او را هدایت کند و رشد و تقوی را به او الهام کند تا این که خویش را ملزم به انجام اوامر خداوند نماید و حجابی را که خداوند زنان ایمان دار را به آن دستور داده است، رعایت نماید.

بهانه هشتم

سخن زن هشتمی چیست؟ می گوید: هنوز وقتش نیامده و من هنوز کوچک می باشم و بعد از این که بزرگ شدم و حج نمودم، حجاب را رعایت خواهم نمود.

خواهر گرامی! فرشته مرگ، در دنیا می گردد پشت در منزلت ایستاده و منتظر فرمان خداوند می باشد تا این که در هر لحظه از لحظه های عمرت خداوند به او اجازه دهد، در را باز کند. خداوند می فرماید: فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَهً وَلا یَسْتَقْدِمُونَ ‌ (اعراف: ۳۴‏)

هر گروهی دارای مدّت زمانی (مشخّص و معلوم) است، و هنگامی که زمان (محدود) آنان به سر رسید، نه لحظه‌ای (از آن) تأخیر خواهند کرد و نه لحظه‌ای ( بر آن ) پیشی می‌گیرند.

مرگ کوچک و بزرگ نمی شناسد، شاید مرگ به سراغت بیاید در حالی که در این گناه بزرگ قرار داری و با آرایش و خودنمایی ات داری با خداوند محاربه می کنی. ‏

بهانه نهم:

بهانه نهم می آید، گفت: امکان مادی ندارم تا لباس هایم را به لباس شرعی تبدیل کنم.

و به این خواهر می گوییم: در راه به دست آوردن رضایت خداوند و برای رسیدن به بهشت، از دست دادن هر چیزگران قیمت و با ارزشی از جمله مال و نفس آسان است.

بهانه دهم:

و در آخر دهمی می گوید: حجاب را رعایت نمی کنم تا این که به این فرموده ی خداوند عمل کرده باشم که می فرماید: وَأَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ ‌ ‏ بلکه نعمت های پروردگارت را بازگو کن.

پس چگونه نعمت هایی را که خداوند به من بخشیده است، از جمله موهای نرم و زیبایی ام را پنهان کنم؟

چنین زنی به کتاب خداوند و فرامین او عمل می کند تا آن جا که با هواهای نفسانی او هماهنگی داشته و با فهم او مطابقت داشته باشد، اما هنگامی که مطابق میل و خواسته ی او نباشد، آن را رها می کند، اگر این گونه است پس چرا به این گفته خداوند عمل نمی کند می فرماید: وَلا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا ‌ و زینت خویش را ( هم چون سر، سینه، بازو، ساق، گردن، خلخال، گردن‌بند، بازوبند) نمایان نسازند، مگر آن مقدار (از جمال خلقت، همچون چهره و پنجه دست ها) و آن چیزها (از زینت‌آلات، همچون لباس و انگشتری و سرمه و خضاب) که (طبیعهً) پیدا می‌گردد. [نور: ۳۱] .

و چرا به این گفته ی خداوند عمل نمی کند که می فرماید: یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ ‌ رداهای خود را جمع‌وجور بر خویش فرو افکنند. [احزاب: ۵۹].

بی گمان بزرگ ترین نعمتی که خداوند به ما داده است، نعمت ایمان و هدایت است. پس چرا بزرگ ترین نعمت هایی را که خداوند به تو ارازنی داشته است، که از جمله ی این نعمت ها حجاب شرعی می باشد، باز گو نمی کنی؟

منبع: توحید آنلاین

| ۱۴ شهریور ۱۳۹۳
برچسب ها :

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 23نفر
  • بازدید امروز 57565
  • بازدید دیروز 130536
  • بازید کل 105405543

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com