پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

دوستان گرامی، وااسلاماه شدیدا به کمک مالی شما خیرین محترم نیازمند است با کمک به سایت در فعالیت های آن سهیم شوید کمک های خود را می توانید از طریق لینک زیر پرداخت نمایید http://vaislamah.com/donate ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2321
  • کل نظرات 9622
  • کل اعضا 1684
  • جدیدترین عضو اسحق
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 37507

در داستانهاى پیشین آورده اند که کسى درختى را دید که مردم آنرا عبادت میکردند، پس رفت و تبر را برداشت تا اینکه درخت را قطع کند تا مردم آنرا عبادت نکنند. در راه شخصى به او برخورد و از او پرسید: با این تبر کجا میروى؟ گفت: مردم این درخت را عبادت میکنند و مرتکب شرک شده اند و من میخواهم آنرا قطع کنم تا اینکه دست از عبادت آن بردارند. آن شخص رهگذر به او گفت: ولى تو که آنرا عبادت نمیکنى پس چه ضررى براى تو دارد؟ او گفت: نه، من حتما باید این درخت را قطع کنم و با شخص رهگذر درگیر شد و سه بار او را بزمین زد. شخص رهکذر پس از این که با شکست روبرو شده بود به او گفت که: دست از این کار بردار و در عوض هر روز صبح دو دینار در زیر بالشتت خواهى یافت و میتوانید یک دینار براى خودت بردارى و دینار دیگر را صدقه بدهى که در اینصورت اجر و پاداش نیز میگیرى. آن شخص این نصیحت را نیکو پنداشت و قبول کرد ولى به او گفت که چه ضمانتى میدهی که آن دو دینار را هر روز در زیر بالشتم بیابم؟ آن شخص رهگذر به او ضمانت و قول داد که حتما آنرا میابد. پس او دست از قطع درخت برداشت و رفت. از قضا چند روزى آن دو دینار در زیر بالشتش میافت ولى پس از چندى فقط یک دینار یافت و پس از چند روز هیچى نیافت. آن مرد دوباره خشمگین شد و تبر را برداشت و سراغ آن درخت رفت تا اینکه آنرا قطع کند، در راه دوباره آن رهگذر با او روبرو شد و گفت: با این تبر کجا میروى؟ او همان قضیه قطع درخت را بخاطر خدا تکرار کرد. ولى این مرتبه آن رهگذر به او گفت که نمیتوانى این کار را انجام دهى ! پس آن مرد با او درگیر شد ولى اینبار در هماى لحظه اول از آن رهگذر شکست خورد و تعجب کرد و به او گفت: من تو را دفعه قبل سه بار شکست دادم ولى این مرتبه تو مرا در وحله اول شکست دادى، قضیه چیست؟ آن رهگذر گفت: قضیه این است که تو در مرتبه اول لله آمدى که درخت را قطع کنى و خداوند پشت و پناهت بود و لذا مرا شکست دادى، ولى این مرتبه براى دفاع از آن دو دینار و براى نفس خویش آمدى، پس من توانستم تو را شکست دهم. آن مرد گفت: مگر تو کى هستى؟ گفت: شیطان !

درس عبرت: برادران و خواهران ! اگر کارها لله باشد، خداوند توانا که قادر به همه چیز هست کارها را براى بنده اش آسان میکند، ولى اگر لله نباشد و براى ریا باشد پس پشتیبان و نصرتى را از طرف خدوند نخواهد یافت.

| ۱۴ آبان ۱۳۹۱
یک پاسخ به “داستان عابد و رهگذر”

  1. ramin says:

    خیلی مطالب مفیدی اما من افسوس میخورم کاربران گرامی خیلی مطالب مفیدی رو از دست میدین..که به این قسمت نمیان و نظر نمیذارن

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 39نفر
  • بازدید امروز 29332
  • بازدید دیروز 110002
  • بازید کل 100738926

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com