پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

کاربران گرامی؛ سوالات شرعی شما از روز پنجشنبه بررسی خواهند شد ان شاءالله، سوالات بسیار زیادی دریافت شده، تکراری ها حذف خواهند شد ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9754
  • کل اعضا 1707
  • جدیدترین عضو MEHDI7
خبرنامه
aveen
| بازدیدها: 37127

ابن قدامه در کتاب خود «توبه کنندگان» می‌نویسد:
بنی‌اسرائیل در دوران موسی علیه السلام دچار خشکسالی شدند…
مردم به نزد موسی آمدند و گفتند: ای کلیم الله… نزد خداوند برایمان دعا کن تا باران نصیب ما کند…
موسی ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «خداوندا… باران خود را بر ما نازل کن و رحمتت را بر ما فرو ریزان… ما را به سبب کودکان شیرخواره و حیوانات و پیران رحم کن…»
اما آسمان بی‌ابرتر شد و خورشید، داغ‌تر!
موسی باز گفت: خداوندا بارانمان ده…
خداوند فرمود: چگونه به شما باران عطا کنم در حالی که میان شما بنده‌ای است که چهل سال با گناهان با من مبارزه می‌کند؟ میان مردم ندا ده تا او از میان‌تان برود چرا که به سبب او باران را از شما داشته‌ام…
موسی در میان قوم خود چنین فریاد زد: ای بنده‌ی گناهکار… ای آنکه چهل سال با گناه به جنگ خداوند رفته‌ای… از میان ما برو که به سبب تو از باران منع شده‌ایم…
آن بنده‌ی گناهکار به راست و چپ خود نگریست… ندید کسی از میان جمع بیرون رود و دانست خودش همان بنده‌ی گناهکار است…
پس با خود گفت: اگر از میان این همه مردم بیرون روم، میانِ همه‌ی بنی‌اسرائیل رسوا می‌شوم و اگر میان‌شان بمانم به سبب من از باران محروم می‌شوند…
پس سرافکنده شد و اشک ریخت…
سر خود را در جامه‌اش فرو برد و بر کارهای گذشته پشیمان شد و گفت: خداوندا… سرور من… چهل سال معصیت تو نمودم و تو به من مهلت دادی… اکنون مطیع به درگاه تو آمده‌ام… مرا بپذیر…
و همچنان به درگاه خداوند ناله و زاری می‌کرد…
هنوز دعایش به پایان نرسیده بود که ابری سفید آشکار شد و چنان بارید که گویا از دهانه‌ی دیگ‌ها آب فرو می‌ریخت…
موسی در شگفت شد و گفت: خداوندا… به ما باران عطا نمودی در حالی که هیچکس از میان ما بیرون نرفت!
خداوند فرمود: ای موسی، به سبب همان کسی که باران را از شما منع کرده بودم، به شما باران عطا کردم!
موسی گفت: خدایا این بنده‌ی مطیع را نشانم بده…
خداوند فرمود: من در حالی که معصیتم می‌کرد رسوایش نکردم… اکنون که اطاعتم نموده رسوایش کنم؟
……………………………………..
برگرفته از کتاب:داستان‌ های توبه در کتابخانه عقیده

نویسنده: دکتر محمد بن عبدالرحمن العریفی ترجمه:محمد امین عبد اللهی
منبع:پا یگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

| ۱۶ شهریور ۱۳۹۳

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 21نفر
  • بازدید امروز 28723
  • بازدید دیروز 112414
  • بازید کل 107627346

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com