پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

دوستان گرامی، وااسلاماه شدیدا به کمک مالی شما خیرین محترم نیازمند است با کمک به سایت در فعالیت های آن سهیم شوید کمک های خود را می توانید از طریق لینک زیر پرداخت نمایید http://vaislamah.com/donate ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2321
  • کل نظرات 9630
  • کل اعضا 1684
  • جدیدترین عضو اسحق
خبرنامه
الخلیل
| بازدیدها: 4076

یَمْحُو اللّهُ مَا یَشَاءُ وَیُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْکِتَابِ [الرعد : ۳۹]

موضوع سوره یوسف بیان این مطلب بود که حضرت یعقوب علیهم الصلاه و السلام با آن همه علو  شان و مقامی که داشتند نه عالم الغیب و نه متصرف یعنی مالک نفی ، نقصان بودند. چراکه وقتی برادران یوسف او را در چاه انداختند حضرت یعقوب خبر نداشت.

وَجَاؤُواْ أَبَاهُمْ عِشَاء یَبْکُونَ (۱۶) قَالُواْ یَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَکْنَا یُوسُفَ عِندَ مَتَاعِنَا فَأَکَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنتَ بِمُؤْمِنٍ لِّنَا وَلَوْ کُنَّا صَادِقِینَ (۱۷) وَجَآؤُوا عَلَى قَمِیصِهِ بِدَمٍ کَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنفُسُکُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ (۱۸) برادران یوسف وقتی آمدند با پیراهنی که خونین کرده بودند می گفتند: ای پدر ما بازی می کردیم  و یوسف را به نزد اسباب خود تنها گذاشته بودیم تا که گرگ او را خورده است، دلیل و مدرک این پیراهن خونین است که ما نزد شما آوردیم. حضرت یعقوب نگاه کرد تا پیراهن پاره نشده بود و فرمود: این چه گرگی بوده که فرزند مرا خورده و پیراهن او پاره نشده است؟ نکند که نفس و حسد شما برایتان کاری را ساخته است ، اما من صبر می کنم.

وقتی بنیامین در جریان بار کاروان در مصر دستگیر و گروگان شد ، برادران آمدند نزد یعقوب و گفتند: که این فرزند تو هم دستگیر شد به علت اینکه از بار او پیمانه پادشاده را بیرون کردند.

اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن یُوسُفَ وَأَخِیهِ وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ قَالُواْ تَالله تَفْتَأُ تَذْکُرُ یُوسُفَ حَتَّى تَکُونَ حَرَضاً أَوْ تَکُونَ مِنَ الْهَالِکِینَ [یوسف: ۸۵] وقتی خبر بنیامین را آوردند که دستگیر شده است یعقوب به یاد یوسف افتاد. (انسان وقتی حادثه جدید برایش رخ می دهد آن حالت قبلی (حادیثه قبلی) بر او بر می گردد.) حضرت یعقوب فرمود: بروید برای یوسف جست و جو کنید ، نا امید از رحمت خدا نباشد ، فرزندان و اولادی که در کنار او نشسته بودند گفتند: چیست ای پدر که همیشه فکر و یاد یوسف را می کنی؟ نزدیک است که از یاد و غم یوسف از بین روی و بیمار ، هلاک شوی.

حضرت یوسف بار بعدی که آخرین مرحله بود پیراهن سوال کرد که حال پدر چطور است؟ برادران گفتند: پدر نابینا  و چشمانش سفید شده است حضرت یوسف گفت: این پیراهن من را ببرید و بیاندازید به صورت یعقوب الله تعالی بینایی اش را بر می گرداند. (این معجزه حضرت یوسف بود.)

برادران یوسف پیراهن را برداشتند و به سوی کنعان رو کردند. یعقوب گفت: (إِنِّی لَأَجِدُ رِیحَ یُوسُفَ لَوْلاَ أَن تُفَنِّدُونِ) من احساس می کنم و به مشامم بوی یوسف می رسد اگر شما مرا نگویید این یادبویی می کند.

سعدی می فرماید:

زمصرش بوى پیراهن شنیدى *** چرا در چاه کنعانش ندیدى

بگفت احوال ما برق جهان است *** دمى پیدا و دیگر دم نهان است

 اگر درویش در حالی بماندی ***سر و دست از دو عالم بر فشاندی

لذا اینها همه از طرف الله هستند نه پیغمبر در معجزه خود اختیاری دارد و نه ولی الله در کرامت خود تصرفی دارد ، معجزه هم فعل الله است و به دست پیغمبر برای تایید پیغمبری ظاهر می شود ،کرامت به دست ولی الله ظاهر می شود این هم از جانب الله تعالی است.

خلاصه این سوره یک درسش این است که از بنده هیچ کاری ساخته نیست، کارساز و متصرف فقط الله تعالی است. ببینید یعقوب با آن علوشانی که داشت خودش پیغمبر ، پدرش اسحق پیغمبر ، جدش ابراهیم پیغمبر بود اما با وجود این ، اختیار و تصرفی نمی تواند کند. خبر ندارد که فرزندش کجاست ، خبر ندارد مذهب فرزندش چیست تا وقتی که برادران یوسف خبر دادن یوسف پیدا شده است یعقوب گفت: بر چه دین و مذهبی است؟ برادران گفتند: بر دین ابراهیم ، اسحق و شماست، سپس یعقوب خوشحال شد.

سوره رعد این را بیان می کند:(یَمْحُو اللّهُ مَا یَشَاءُ وَیُثْبِتُ) الله تعالی گناهان را محو می کند و به نزد او لوح محفوظ ، دفتر کل است. بسیار چیز را الله تعالی محو و بعضی چیزها را ثابت و نگه می دارد.

سوره رعد بیان تنبیهات است چون دلایل نقلی برای ثبوت توحید ثابت شد.

در سوره ابراهیم وقایع و حالات بیان می شود تا اینکه مردم از وقایع متاثر شوند و ایمان بیاورند.

در سوره حجر گفته می شود که تا هنوز فرصت است توبه کنید و ایمان بیاورید وقتی که عذاب بیاید آنگاه نه توبه و نه ایمان قبول می شود و انسان هلاک خواهد شد.

ترجمه و تفسیر: شیخ التفسیر و الحدیث مولانا محمد عثمان حفظه الله

منبع: پایگاه اطلاع رسانی الخلیل آنلاین

| ۹ تیر ۱۳۹۴

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 27نفر
  • بازدید امروز 42950
  • بازدید دیروز 134971
  • بازید کل 101274324

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com