پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

کاربران گرامی؛ سوالات شرعی شما از روز پنجشنبه بررسی خواهند شد ان شاءالله، سوالات بسیار زیادی دریافت شده، تکراری ها حذف خواهند شد ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9760
  • کل اعضا 1708
  • جدیدترین عضو Shahram
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 36632

 حضرت عمر (رض) خلیفه دوم مسلمین بعد از ابوبکر صدیق (رض) به خلافت رسید. ایشان خیلی یک انسان بی آلایش بودند، غذای معمولی می خوردند و لباس معمولی می پوشیدند حتی (به گواهی تاریخ) چندین پینه در لباسهایش وجود می داشت و از نان جو و روغن زیتون استفاده می کرد.

 در همین زمان امپراتوری اسلام گسترش پیدا کرد، کشور های مانند: سوریه، عراق، ایران… و بسیاری از شهر های دیگر توسط مسلمانان فتح شده، پول و سرمایه بسیار به بیت المال مسلمین سرازیر شد. مالیات بسیار به مدینه منوره منتقل شده و وضعیت جهان اسلام رو به بهبودی گرایید

 حضرت عمر (رض) دوستان بسیاری داشت، دوستانش خیلی او را دوست می داشتند بخاطریکه او یک انسان واقعاً خوبی بود. (دوستی و دشمنی اش فقط بخاطر الله (ج) بود) مصداق حدیث پیامبر (ص).

 دوستان شان همیشه با یکدیگر می گفتند: چرا امیرالمومنین لباس و غذا خوب استفاده نمی کند، حال آنکه او امپراتور اسلام هست و بزرگترین ابر قدرتها را به زانو در آورده، می تواند به خیاط ها امر کند که خوبترین لباس دنیا را برایش تهیه کنند و به آشپز ها بگوید که بهترین غذا برایش بپزند… می گویند، هنگامیکه سفیری از روم نزد امیر المومنین عمر (رض) آمده بود لباسهای ایشان ۱۲ پینه داشته.

 بلاخره دوستان حضرت عمر (رض) تصمیم گرفتند که امیر المومنین را بگویند: تا لباس قیمتی بپوشد و غذای لذید استفاده کند، سفیران دولتهای مختلف با ایشان ملاقات می کنند و دوستان (امیرالمومنین) دوست ندارند که امیرالمومنین را با چنین لباس همراه سفیر ها ملاقات کند ببینند. چه کسی باید این حرف را به امیر المومنین بگوید؟ مردم رفتند نزد حضرت زبیر (رض) چون دوست صمیمی امیرالمومنین بود، و عرض کردند، ای زبیر برو به امیر المومنین بگوید که

زبیر (رض) گفت: من با شما موافق هستم ولی نمی توانم این حرف را به امیرالمومنین بگویم، (جرأت گفتن اش را ندارم) بروید نزد حضرت علی (رض) وقتی آنها نزد حضرت علی (رض) رفتند، حضرت علی (رض) نیز همان جواب را داد که حضرت زبیر(رض) داده بود، و توصیه نمود که بروید نزد حضرت عثمان (رض) وقتی همه رفتند نزد حضرت عثمان (رض) او نیز همان جوابی را داد که حضرات زبیر و علی (رض) داده بوند، ولی پیشنهاد نمود که نزد ام المومنین حفصه دختر حضرت عمر (رض) که ازواج مطهرات است، بروند. مردم رفتند نزد ام المومنین حفصه (رض) و به ایشان عرض کردند یا مادر تو که خانم رسول الله (ص) و دختر امیر المومنین هستی! می توانی او را متقاعد کنی که لباسهای قیمتی بپوشد و غذای خوب بخورد (زیرا همه ما متوجه صحت امیرالمومنین هستیم) حضرت حفصه (رض) گفت: من این جرأت را ندارم، ولی شما را کمک خواهم کرد. بروید نزد حضرت عایشه صدیقه (رض) (چون پدرم به عایشه خیلی احترام دارد) بناً همه رفتند نزد ام المومنین عایشه (رض). پیشنهاد خود را به او عرض نمودند، و گفتند: ای مادر! ما می دانیم که امیرالمومنین خیلی به شما احترام دارند، نزدش رفته و پیام ما را برسان به شرط آنکه مشخص نسازی که چه کسانی این پیشنهاد را کرده اند (بخاطر هیبتی که حضرت عمر داشت همه می هراسیدند)  

شاعری چه زیبا می گوید: هرکه ترسید از حق و تقوا گزید * ترسد از وی جن و انس و هر که دید

ام المومنین گفت: اگر چه کار خیلی مشکلی است، ولی من و حفصه نزدش رفته و این مسله را مطرح می کنیم

 روز بعد عایشه و حفصه (رض) نزد حضرت عمر (رض) رفتند، (عمر رض با لباسی که چندین پینه داشت نشسته بود) حضرت عایشه (رض) اجازه ای ورود خواست؟ عمر (رض) گفت: بفرما ای مادر!

 عایشه (رض) گفت! ای امیر المومنین اجازه دهید در باره چیز مهمی با شما صحبت کنم؟ امیرالمومنین گفت: البته می توانی ای مادر بزرگوار! عایشه (رض) گفت: امروزه اسلام به دورترین نقاط روی زمین گسترش یافته است، و شما هم امپراتو اسلام هستید. همیشه ملاقات شما با سفرا و نمایندگان کشور هاست… آیا بهتر نیست یک لباس به مثل شاهان بپوشید!!! حفصه گفت: پدر جان! اجازه می دهی من هم چیزی بگویم؟ آن حضرت (رض) گفت! بگو دخترم! حفصه گفت: من نمی دانم چرا این لباس را می پوشید حال آنکه همه می گویند که باید لباس های مفشن بپوشید، غذایی را که شما می خورید هیچ کس نمی تواند آنرا هضم کند… لااقل به خود بیندشید حالا مسلمانان همه زندگی خوب دارند بیت المال پر از مال است

حضرت عمر (رض) سر خود را فرو آنداخته بود، (آنها فکرکردند که امیر المومنین قهر شد…)

تا اینکه آن حضرت (رض) سر خود را بلند کرد در حالیکه از چشمانش اشک جاری بود، اشک های خود را با آستین خود پاک کرده و تبسمی معنی دار نموده… (یعنی اینها چقدر جرأت کردند که اینجا آمده اند)

برای مدت طولانی حرف نزد، بعدا از چند دقیقه گفت: شما خانم های پیامبر (ص) هستید! اگر کسی بداند که رسول الله (ص) چگونه زندگی کرده شما هستید. به طرف عایشه نگاه کرده گفت: ای مادر برایم بگو آیا رسول الله (ص) برای سه روز پی در پی نان گندم خورده بود؟ آیا در زندگی شکم خود را سیر کرده بود؟ آیا یک روز صبح و شام غذای مکمل خورده بود… عایشه (رض) گفت: نه! تا وقتیکه فوت کرد چنین نکرده بود. باز حضرت عمر (رض) ادامه داد: آیا رسول الله (ص) یک لباس پشمی نداشت که شب آنرا توشک و روز آنرا می پوشید! عایشه (رض) جواب داد: بلی!

حضرت عمر (رض) رو به حفصه نموده گفت! بگو وقتی رسول الله (ص)  به خواب می رفت چی می کردی؟ نگفتی که یک بوریا در اتاق داشتیم و روی اتاق هم سخت بود هنگامیکه رسول الله (ص) ار خواب بیدار می شد چاپ بوریا در وجود مبارک دیده می شد، فکر می کردم شب را نخوابیده، و تو نگفتی که یک شب بوریا را دولا (قات) کردم رسول الله (ص) بر آن آرام تر خوابید، و نتوانست نماز تهججد را ادا کند وقتی در اذان بلال بیدار شد، از من پرسید؟ ای حفصه امشب چه کردی؟ با این بوریا؟ گفتم آنرا دولا کردم، یا رسول الله (ص). رسول الله (ص) گفت: دیگر این کار را نکن بگذار در همان بوریا بخوابم (برای اینکه به نماز تهجد بیدار شود) باز ادامه داد (حضرت عمر«رض») گفت: با آنکه تمام گناه های رسول الله (ص) همه بخشیده شده بودند او چنین زندگی اختیار کرد شما که ازواج مطهرات هستید از من تقاضا دارید که متاع این دنیا را بگیرم و از آخرت خود را محروم سازم، بهترین الگو را دو رفیقم (محمد«ص» و ابوبکر«رض»)  خود گرفتم که ایشان هرگز چنین کاری را نکردند

من چطور می توانم این کار ها را بکنم، من می دانم که لباس خوبی نمی پوشم و غذا درست نمی خورم و رفیقانم در این باره تشویش هم دارند. این بخاطر آن است که محمد (ص) و ابوبکر صدیق (رض) این چنین زندگی داشتند و توجه به آرامش خود نداشتند

برایم جواب بدهید هنگامیکه رسول الله (ص) چنین زندگی داشت، ما که خود را دوست و پیرو او می دانیم چطور می توانیم قسم دیگر زندگی راحت طلبانه کنیم! بگویید: چه کسی شما را اینجا فرستاده…؟

 عایشه و حفصه (رض) خاموش ماندند و هیچ چیز نگفتند

ترجمه شده از وب سایت www.geocities.comاحمد صیام روؤفی بخش قصه های اسلامی

عزیزان! اینگونه بود زندگی کسانیکه دین را به ما رسانده اند، حضرت عمر (رض) شب را نمی خوابید. و بار ها گفته بود که اگر گوسفندی را گرگی در سرزمینی که من در آن حکمرانی می کنم بخورد عمر مسؤل است نزد خداوند (ج).

در کتابی بنام بزرگمردان تاریخ نام حضرت عمر (رض) ثبت است، کفار به عظمت و بزگی عمر اعتراف می کنند. تمام دار و ندار و تاریخ پر افتخار اسلام در همین عصر طلایی این بزرگمرد تاریخ است. آیا این بی انصافی نیست که ما تاریخ خود را زیر سؤال ببریم و بگویم العیاذ باالله عمر خلافت را غضب کرد

امروزه حکمرانان ما در خواب راحت هستند که وضعیت ما چنین هست.

به امید اینکه پروردگار عالم به همه ما توفیق شناخت درس از دین را نصیب فرماید، التماس دعای خیر داریم

| ۱۸ مهر ۱۳۹۰
۱۴ پاسخ به “لباس های امیرالمومنین عمر رضی الله عنه”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    کریم شهیاد says:

    باسلام حضرت علی علیه السلام اولین ایمان اورنده به حضرت محمدرسول الله (ص) بوده چرادربیعت به ابوبکرجانشین لایقش تاخیر کرد؟حداقل شش ماه اگر دراین فاصله از دنیا میرفت چون بیعت نکرده بود ایا بعهد جاهلیت ازدنیا میرفت؟ لطقا به احادیث مربوط به بیعت علی (ع) باابوبکر صدیق رابررسی کنیدوصحت احادیث را ازلحاظ سندیت طبق قبولی خودتان ازثقه بودن راویان بررسی کنید التماس دعا دارم فقط درنظر بگیرید عمرماگوتاه است ومرگ نزدیک ببینیم درکنار حوض به رسول الله (ص) میپیوندیم یا ماراکشان کشان به جهنم میبرندوکاری ازدست پیامبربرنمی اید!! الغوث الغوث یاالله

  2. وضعیت کاربر : مهمان
    ابورحمن says:

    با سلام
    ببخشید درباره ایشان سوالی داشتم
    ایشان با اینهمه خضوع و فروتنی و آگاهی ودرک تمام جنبه ها و…که بالا ذکر کرده اید حتی گرگ یک گوسفند را بخورد…..با اینهمه چرا دختر پیامبر خدا را (که فرموده بود هر کس او را بیازارد مرا و هر کس مرا آزرده خدا را آزرده است…) کتک زده بود
    و چرا با زور حضرت علی علیه السلام را (که هر جای این سایت میفرمایید از دوستانش بود)برای گرفتن بیعت روی زمین کشانده بود؟
    ممنون

    • وضعیت کاربر : مهمان
      پاسخ says:

      سلام دوست گرامی
      حدیث هر کس فاطمه را بیازارد مرا آزرده است زمانی پیامبر ص ایراد فرمود که حضرت علی قصد داشت با دختر ابوجهل ازدواج کند و حضرت فاطمه از این اقدام ناراحت شد و پیامبر ص برای دفاع از فاطمه چنین فرمود.
      شبهه دوم :
      هیچ کس به حضرت فاطمه کتک نزده است و فاطمه رض طبق گواهی کتب شیعه و سنی به موت طبیعی از دنیا رفته اند در آدرس زیر ماجرا مفصل نوشته شده .
      http://vaislamah.com/2018.html
      شبهه سوم :
      حضرت علی رض خودشان با میل خود بیعت کردند.
      عَنْ عَائِشَهَ رضی الله عنها أن أباها أبا بکر رضی الله عنه دخل على علی بن أبی طالب رضی الله عنه بعد أن دعاه :
      ( فَتَشَهَّدَ عَلِیٌّ فَقَالَ : إِنَّا قَدْ عَرَفْنَا فَضْلَکَ وَمَا أَعْطَاکَ اللَّهُ ، وَلَمْ نَنْفَسْ عَلَیْکَ خَیْرًا سَاقَهُ اللَّهُ إِلَیْکَ ، وَلَکِنَّکَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَیْنَا بِالْأَمْرِ ، وَکُنَّا نَرَى لِقَرَابَتِنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ نَصیبًا .
      حَتَّى فَاضَتْ عَیْنَا أَبِی بَکْرٍ ، فَلَمَّا تَکَلَّمَ أَبُو بَکْرٍ قَالَ : وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَقَرَابَهُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَحَبُّ إِلَیَّ أَنْ أَصِلَ مِنْ قَرَابَتِی ، وَأَمَّا الَّذِی شَجَرَ بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ مِنْ هَذِهِ الْأَمْوَالِ : فَلَمْ آلُ فِیهَا عَنْ الْخَیْرِ ، وَلَمْ أَتْرُکْ أَمْرًا رَأَیْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَصْنَعُهُ فِیهَا إِلَّا صَنَعْتُهُ .
      فَقَالَ عَلِیٌّ لِأَبِی بَکْرٍ : مَوْعِدُکَ الْعَشِیَّهَ لِلْبَیْعَهِ ، فَلَمَّا صَلَّى أَبُو بَکْرٍ الظُّهْرَ رَقِیَ عَلَى الْمِنْبَرِ فَتَشَهَّدَ وَذَکَرَ شَأْنَ عَلِیٍّ وَتَخَلُّفَهُ عَنْ الْبَیْعَهِ وَعُذْرَهُ بِالَّذِی اعْتَذَرَ إِلَیْهِ ، ثُمَّ اسْتَغْفَرَ ، وَتَشَهَّدَ عَلِیٌّ، فَعَظَّمَ حَقَّ أَبِی بَکْرٍ ، وَحَدَّثَ أَنَّهُ لَمْ یَحْمِلْهُ عَلَى الَّذِی صَنَعَ نَفَاسَهً عَلَى أَبِی بَکْرٍ ، وَلَا إِنْکَارًا لِلَّذِی فَضَّلَهُ اللَّهُ بِهِ ، وَلَکِنَّا نَرَى لَنَا فِی هَذَا الْأَمْرِ نَصِیبًا ، فَاسْتَبَدَّ عَلَیْنَا ، فَوَجَدْنَا فِی أَنْفُسِنَا ، فَسُرَّ بِذَلِکَ الْمُسْلِمُونَ ، وَقَالُوا : أَصَبْتَ ، وَکَانَ الْمُسْلِمُونَ إِلَى عَلِیٍّ قَرِیبًا حِینَ رَاجَعَ الْأَمْرَ الْمَعْرُوفَ ) رواه البخاری (۳۹۹۸) ومسلم (۱۷۵۹)
      حضرت عایشه رض روایت می کند که پدرش ابوبکر رض بر حضرت علی رض بعد از اینکه او را خواسته بود داخل شد. (با ورود ابوبکر) علی شروع به سخن نمود و گفت ، ما بر برتری تو واقفیم و فضلی که الله به تو داده را میدانیم و با تو در خیری که الله بسوی تو فرستاده، رقابت نمیکنیم ، اما مستبدانه عمل کردی، و نظر ما این بود که بخاطر خویشاوندی رسول الله، برای ما نیز حقی است.
      و چشمان ابوبکر پر از اشک شد و فرمود: «اینکه با فامیل رسول الله صله رحمی کنم را بیشتر دوست دارم تا اینکه با خویشاوندان خود نیکویی کنم »
      و اما مشاجره من و شما در باره فدک، باعث نمیشود که من از خیر دست بردارم، و هر دخل و تصرفی که رسول الله صلی الله علیه وسلم میکرد را، من نیز ترک نکردم.
      پس علی به ابوبکر گفت قرار من و تو نماز عشا برای بیعت ( جلوی مردم ).
      و وقتی که ابوبکر نماز ظهر را خواند بر منبر بالا رفت و و فضل علی را یاد آوری شد و عذرش را در تاخیر در بیعت نمودن، پذیرفت. سپس خطبه خود را با استغفار پایان داد.
      بعد، علی،آغاز به سخن کرد و ابوبکر را به بزرگی ستود و گفت: من با ابوبکر ادعای رقابت نداشتم و نه منکر برتری او هستم و لکن ما برای خود نصیبی میدیدم ( از فدک ) و ابوبکر بر ما زور گفت و ما در دل خود کراهتی از این عملش احساس کردیم.
      و مسلمانان از عمل علی خوشحال شدند و به او گفتند: احسنت
      و بعد از آن، مسلمانان علی را بخاطر این کارش گرامی میداشتند.

      این حدیث صحیح بخاری و مسلم است و متن حدیث صحیح همین است که گفته بیعت با میل بوده است اما آنهایی که بیعت را با اجبار نوشته اند متن این حدیث را تغییر داده اند تا سخن نادرست خود را راست کنند که خدا آنها را ببخشد !!

    • وضعیت کاربر : مهمان
      ابورحمن says:

      ممنون از توضیحاتتون ولی باید عرض کنم بنده آنقدر کتاب صحیح بخاری را دوست دارم چون واقعا همه چیز دران صحت دارد مخصوصا اینکه نیشابوری و بقیه هم تصدیقش کنند برای مثال روایت حوض که در آن آمده همه صحابه بخاطر بدعتهایشان بعد پیامبر ص ، از کنار حوض بطرف دوزخ برده خواهند شد و حتی ام المومنین و هم ابو سعید خُدری هم این بدعت کردنها را تصدیق کرده اند…..
      بهرحال حیف به آنهمه جنگها و اعمال ونمازهای صحابه ها ..بنده خیلی متاثرم

    • وضعیت کاربر : مهمان
      پاسخ says:

      برادر بزگوار بنده متوجه فرمایشات شما نشدم

  3. وضعیت کاربر : مهمان
    عبدالله says:

    با سلام
    لطفا منبع این داستان رو حتما قید کنید و بذارید.
    چون بدون منبع اصلا قابل قبول نیست و یک داستان خیالی است.
    لطفا حتما به ایمیل بنده بفرستید با تشکر

    پاسخ :
    منبع این مطلب ؛ کتاب خلفای راشدین نوشته علامه عبدالشکور لکهنوی ترجمه محمد یوسف حسین بر ، قسمت زندگینامه امیرالمومنین عمر رضی الله عنه می باشد ووو….


  4. مهدیار says:

    مهدیار,
    برادرجان کجای جمله من کینه وجود دارد ما گفتیم هر کس با پیشوا و راهنمای خودش محشور شود فقط همین.


  5. مهدیار says:

    اولا" فقط حیدر(ع) امیرالمومنینه ثانیا" دعا می کنیم ان شاءالله تعالی شما با عمر محشور شوید ما هم با رسول الله (ص) و اهل بیت طاهرینشان(ع) آمین یا رب العالمین.

    پاسخ مهدیار :
    کینه توز با شیطان حشر می گردد ، با رسول الله (ص) مومنان پاکدل حشر می گردند نه مدعیانی که قلب شان آلوده است .


  6. چند تا سوال داشتم says:

    سلام
    ۱- چرا این مطالب که آمده منبعی برایش ذکر نشده؟ ( منبع دارد اصلا؟؟)
    ۲- منظور از عبارت " باز ادامه داد (حضرت عمر«رض») گفت: با آنکه تمام گناه های رسول الله (ص) همه بخشیده شده بودند " چیست؟ نکنه خدای ناکرده منظورت اینه که پیامبر خدا- واسطه ی فیض الهی زبانم لال گناه هم می کردند؟؟!!!!؟؟؟!!؟؟!!؟؟!! شاید آیه تطهیر را مطالعه نکردید که می فرماید خدا رجس و آلودگی را از شما اهل بیت دور کرده است
    ۳- آیا این حقیقت دارد که جناب عمر دست بزن خوبی داشته و معمولا یک چوب دستی هم در دست داشته که مردم را مورد عنایت و ضرب و شتم قرار دهد؟ با این حساب این ترس از طرح سوال به این سادگی ترسناک خواهد بود
    ۴- اسلام اگر با روش شاهانه و خورد و خوراک شاهانه با لباس های شاهانه با تخت و تاج شاهانه مخال است پس چرا شما حکومت اسلام را مدام امپراطوری یا بقول خودتون ( امپراتوری ) معرفی می کنید؟
    ۵- اگر فردا تصادف کردید و جان به جان آفرین تسلیم کردید و فهمیدید که حق با شما نبوده چه کار می خواهید بکونید؟ آیا در طول زندگی خود به اندازه ی کافی وقت صرف مطالعه و تحقیق کرده اید؟ آیا نظرات مخالف خود را بررسی کرده اید آیا کتب ادیان دیگر را مطالعه کرده اید؟ آیا به کتب دین خود با ۷۳ فرقه ی آن مراجعه کرده اید؟ آیا از کتب شیعه چیزی خوانده اید یا فقط بنا بر حرف هایی که شنیده اید دین و مسیر زندگی خود را انتخاب کرده اید؟

    آیا علت خواصی دارد که نظرات را بعضا حذف می کنید؟


  7. مهدي says:

    hb,
    اگر مطالعه کرده باشید لقب امیرالمومنین را حضرت عمر برای خود انتخاب نمود . قبل از این به ابوبکر صدیق خلیفه رسول الله می گفتند اما سیدنا عمر بخاطر تواضع شان بجای خلیفه رسول الله لقب ساده امیر مومنان را برای خودش انتخاب نمود .
    حالا هر جور میخوای فکر کن


  8. hb says:

    لقب امیرالمؤمنین فقط مخصوص امام علی (علیه السلام ) است.


  9. kiymrcbdw says:

    بهترین شما با تقوا ترین شماست


  10. yupbzxw says:

    مومن برادر مومن است


  11. Starly says:

    درود خدا بر امیر المومنین

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 40نفر
  • بازدید امروز 10478
  • بازدید دیروز 18366
  • بازید کل 107691478

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com