پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2331
  • کل نظرات 9702
  • کل اعضا 1697
  • جدیدترین عضو majidhami
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 37721

اسلام سرچشمه تمام خوبی هاست  وهیچ بدی در اسلام جایگاهی ندارد، لذا اسلام پیروانش را به تمام خوبیها سفارش می کند و از بدیها و مفاسد اخلاقی، تربیتی آنها را باز میدارد . متاسفانه دروغ پدیده انکار نا پزیری است در جامعه ما، و به کثرت رواج دارد امید است الله تعالی مسلمانان را از این پدید شوم نجات دهد .
در این مقاله که راجع به جایگاه صداقت در اسلام است بطور خلاصه می خوانیم
۱_ از خدا بترسید و راه خودرا از دروغگویان جدا کرده وبا راست گویان همراه شوید .
۲_ برای مردان راستگو و زنان راستگو پاداش بسیار بزرگی در بهشت خدا مهیا کرده است .
۳_ در صداقت خیر موجود است یعنی در کذب خیر موجود نیست .
۴_ صداقت دروازه ایست بسوی بهشت و کذب دروزاه ایست بسوی جهنم .
۵_ صداقت از اهم سفارشات رسول خدا ص به مومنین تازه مسلمان بود .
۶_ موقع خیانت، اعمال در بارگاه الهی پزیرفته نمی شوند .
۷_ در معاملات اگر صداقت باشد خیر و برکت می آید و اگر دروغ باشد خیر و برکت از آن می رود .
خداوند می فرماید: {یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ} التوبه: ۱۱۹
 ای مؤمنان از خدا بترسید و با راستان یار باشید
و هم می فرماید: {وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ} الأحزاب: ۳۵
 مردان راستگو و زنان راستگو.
و نیز می فرماید: {فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَکَانَ خَیْراً لَّهُمْ} محمد: ۲۱
همان اگر با خدا راستی می کردند حقا که برای شان بهتر بود.
روایات
از ابن مسعود روایت شده که آنحضرت فرمودند: « إِنَّ الصَّدْقَ یَهْدِی إِلَى الْبِرِّ وَإِنَّ الْبِرَّ یَهْدِی إِلَى الجَنَّهِ ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لیصْدُقُ حَتَّى یُکتَبَ عِنْدَ اللَّهِ صِدِّیقا، وإِنَّ الْکَذِبَ یَهْدِی إِلَى الفجُورِ وَإِنَّ الفجُورَ یَهْدِی إِلَى النَّار، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَیَکْذِبُ حَتَّى یُکتَبَ عِنْدَ اللَّهِ کَذَّاباً » متفقٌ علیه.
همانا راستی انسان را بسوی نیکوکاری رهنمائی می کند، و نیکو کاری انسان را به بهشت رهنمون می گردد، و همانا شخص راست می گوید تا اینکه در نزد خداوند بسیار راستگو و صدیق نوشته می شود. دروغ انسان را به معاصی و گناهان سوق می دهد و گناهان انسان را بسوی دوزخ می کشاند. شخص همانا دروغ می گوید تا که در پیشگاه خداوند کذاب و بسیار دروغگو نوشته می شود.
از حسن بن علی روایت شده که فرمود حفِظْتُ مِنْ رسولِ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم: « دَعْ ما یَرِیبُکَ إِلَى مَا لا یَریبُک، فَإِنَّ الصِّدْقَ طُمأنینَهٌ، وَالْکَذِبَ رِیبهٌ » رواه التِرْمذی
از ابومحمد حسن بن علی بن ابی طالب رضی الله عنهما روایت است که گفت: بیاد دارم از پیامبر صلی الله علیه وسلم که فرمود: ترک کن آنچه را که ترا به شک می اندازد و چنگ زن به چیزی که ترا به شک نمی اندازد. چون راستی اطمینان و آرامش خاطر است و دروغ شک است.
ش: یعنی وقتی نفس خود را یافتی که در چیزی شک دارد ترک آن چیز بهتر است. چون نفس مسلمان این خاصیت را دارد که به صدق و راستی اطمینان حاصل می نماید و از دروغ و کذب، تنفر میداشته، هر چند که نداند آنچه برایش اطمینان و سکون می دهد چیست؟
عنْ أبی سُفْیانَ صَخْرِ بْنِ حَربٍ . رضیَ اللَّه عنه. فی حدیثِه الطَّویلِ فی قِصَّهِ هِرقْل، قَالَ هِرقْل: فَماذَا یَأْمُرُکُمْ یعْنی النَّبِیَّ صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم قَالَ أَبُو سُفْیَانَ: قُلْت: یقول « اعْبُدُوا اللَّهَ وَحْدَهُ لا تُشرِکُوا بِهِ شَیْئا، واتْرُکُوا ما یَقُولُ آباؤُکُم، ویَأْمُرنَا بالصَّلاهِ والصِّدق، والْعفَاف، والصِّلَهِ » . متفقٌ علیه
از ابو سفیان صخر بن حرب رضی الله عنه در حدیث طویل و درازش در قصهء هرقل (هراکلیوس) نقل شده که:
هرقل گفت: آنحضرت صلی الله علیه وسلم شما را به چه امر می کند؟
ابوسفیان می گوید، گفتم: می گوید خدای واحد را بپرستید، به او چیزی را شریک میاورید و ترک نمائید آنچه را که پدران شما می گویند و ما را دستور می دهد که نماز بخوانیم و راست بگوییم و پاکدامنی ورزیم و صلهء رحم بجای آوریم.
ابوهریره روایت می کند که رسول خدا فرمود : « غزا نَبِیٌّ مِنَ الأَنْبِیاءِ صلواتُ اللَّه وسلامُهُ علَیهِمْ فَقَالَ لقوْمِه: لا یتْبعْنی رَجُلٌ ملَکَ بُضْعَ امْرَأَهٍ. وَهُوَ یُرِیدُ أَن یَبْنِیَ بِهَا وَلَمَّا یَبْنِ بِها، ولا أَحدٌ بنَى بیُوتاً لَمْ یرفَع سُقوفَهَا، ولا أَحَدٌ اشْتَرى غَنَماً أَوْ خَلَفَاتٍ وهُو یَنْتَظرُ أوْلادَهَا. فَغزَا فَدنَا مِنَ الْقَرْیهِ صلاهَ الْعصْرِ أَوْ قَریباً مِنْ ذلک، فَقَال للشَّمس: إِنَّکِ مَأمُورهٌ وأَنا مأمُور، اللهمَّ احْبسْهَا علَینا، فَحُبستْ حَتَّى فَتَحَ اللَّهُ علیْه، فَجَمَعَ الْغَنَائِم، فَجاءَتْ یَعْنِی النَّارَ لتَأکُلهَا فَلَمْ تطْعمْهَا، فقال: إِنَّ فِیکُمْ غُلُولاً، فلیبایعنِی منْ کُلِّ قبِیلَهٍ رجُل، فلِزقتْ یدُ رَجُلٍ بِیدِهِ فَقال: فِیکُم الْغُلول، فلیبایعنِی قبیلَتُک، فلزقَتْ یدُ رجُلیْنِ أو ثلاثَهٍ بِیَدِهِ فقال: فِیکُمُ الْغُلُول، فَجاءوا برَأْسٍ مِثْلِ رَأْس بَقَرَهٍ مِنْ الذَّهب، فوضَعها فَجَاءَت النَّارُ فَأَکَلَتها، فلمْ تَحل الْغَنَائِمُ لأحدٍ قَبلَنَا، ثُمَّ أَحَلَّ اللَّهُ لَنا الغَنَائِمَ لمَّا رأَى ضَعفَنَا وعجزنَا فأحلَّها لنَا » متفقٌ علیه
یکی از پیامبران علیهم السلام جهاد نموده، و به غزا رفت، و برای قومش گفت: چند کس بدنبال من نیاید، مردی که زنی را به نکاح گرفته تا با او همبستر شود در حالیکه هنوز با وی همبستر نشده و نه کسی که خانه های ساخته و سقف آنها را بلند نکرده است، و نه کسی که گوسفندی یا شتر بارداری را خریده، و انتظار اولاد آنرا می کشد. سپس جهاد نمود، نماز عصر یا نزدیک نماز عصر به قریهء نزدیک شد و برای آفتاب گفت: تو هم مأموری و من هم مأمورم، خدایا آفتاب را بر ما نگهدار، و حبس کن، و آفتاب بند شد تا اینکه قریه را برایش گشود بعداً غنیمت ها را جمع نمود، و نوبت آتش رسید، ولی آتش آنرا نسوخت، گفت: همانا در میان شما به غنیمت خیانت شده است. باید از هر قبیله یک نفر از شما با من بیعت کند، بعداً دست مردی بدستش چسبید و گفت: خیانت در غنیمت از طرف شما صورت گرفته باید قبیله ات با من بیعت نماید. بعد دست دو یا سه نفر به دستش رسید،و گفت: خیانت از میان شما شده بعداً سپر طلائی را که مانند سر گاو بود آوردند سپس آنرا گذاشت آتش آمده آنرا سوخت. غنائم برای هیچ کس پیش از ما حلال نشد، ولی بعداً خداوند ضعف و ناتوانی ما را دیده آنرا برای ما حلال ساخت.
ش: امام قرطبی در شرح این حدیث می گوید: که پیامبر مذکور صلی الله علیه وسلم قومش را نهی فرمود که در یکی از احوال مذکور از آنها پیروی کنند، زیرا یاران آنحضرت صلی الله علیه وسلم در آن صورت وابستگی ذهنی یا نفی بر این اسباب پیدا می کردند، و عزائم شان در نتیجه سست و در جهاد و شهادت رغبت و علاقه شان کم می گردید البته در بارهء غنائم حدیث دیگری نیز آمده است که: برای من غنائم حلال شده با اینکه برای کسی قبل از من حلال نشده بود.
عن أبی خالدٍ حکیمِ بنِ حزَام. رضِیَ اللَّهُ عنه، قال: قال رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم: « الْبیِّعَان بالخِیارِ ما لم یَتفرَّقا، فإِن صدقَا وبیَّنا بوُرِک لهُما فی بَیعْهِما، وإِن کَتَما وکذَبَا مُحِقَتْ برکهُ بیْعِهِما » متفقٌ علیه.
از ابو خالد حکیم بن حزام رضی الله عنه که در سال فتح مکه ایمان آورد و پدرش از بزرگان قریش در زمان جاهلیت و اسلام بود، روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هردو معامله کننده (فروشنده و خریدار) اختیار دارند تا زمانی که از هم جدا نشوند، اگر راست گفتند و بیان نمودند در معامله شان برکت نهاده می شود. اگر پوشیدند و دروغ گفتند، برکت معامله شان از میان می رود.

منبع : پایگاه وااسلاماه

قرآن کریم، صحیح بخاری ، صحیح مسلم ، ترمذی

| ۱ بهمن ۱۳۹۱
یک پاسخ به “جایگاه صداقت در اسلام”

  1. ياسر says:

    سلام من مطلب شمارا خواندم خوب بود

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 34نفر
  • بازدید امروز 113143
  • بازدید دیروز 141237
  • بازید کل 104768496

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com