پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2331
  • کل نظرات 9702
  • کل اعضا 1697
  • جدیدترین عضو majidhami
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 35617

یکی از نخستین احکام شریعت اسلام، دستور شارع مقدس دائر بر وجوب نماز است. ابن حجر گوید: «پیش از اسراء، قطعاً رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- نماز می‌گزارده‌اند؛ همچنین، اصحاب ایشان نماز می‌گزارده‌اند، اما، اختلاف بر سر این است که آیا پیش از تشریع نمازهای پنجگانه یومیه نماز واجبی در کار بوده است یا نه؟ بعضی گفته‌اند: در آن اوان، یک نماز پیش از طلوع آفتاب ، و یک نماز پیش از غروب آفتاب واجب بوده است».

حارث بن ابی اسامه از طریق ابن لهیعه به سند موصول از زیدبن حارثه روایت کرده است. که در نخستین دفعات نزول وحی، جبرئیل نزد رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- آمد و وضو را به ایشان یاد داد. وقتی از وضو گرفتن فراغت یافتند، مشتی آب برگرفتند و به عورت خویش پاشیدند. ابن ماجه نیز این حدیث را نزدیک به همین مضمون روایت کرده است. نیز نظیر آن را از براءبن عازب و ابن عبّاس روایت کرده است. در حدیث ابن عبّاس آمده است: این از نخستین فرائض بود. [۱]

ابن هشام یادآور شده است که نبی اکرم -صلى الله علیه وسلم- و صحابهٔ آن حضرت هنگامی که وقت نماز داخل می‌شد به دره‌های اطراف پناهنده می‌شدند، و نمازشان را از قوم و قبیلهٔ خویش پنهان می‌کردند. ابوطالب روزی دید که رسول‌اکرم -صلى الله علیه وسلم- با علی به نماز جماعت ایستاده‌اند؛ در آن‌باره با هر دوی ایشان سخن گفت؛ امّا، وقتی با واقعیت امر آشنا شد، آن دو را امر به ثبات کرد. [۲]

نماز، عبادتی بوده است که [دردوران مکّی] مسلمانان مأمور به انجام آن بوده‌اند، و زیاده بر آن [در آن دوران] امر و نهی و عبادتی در کار نبوده است، جز آنچه به نماز مربوط می‌شده است. وحی نیز، به بیان و تبیین جوانب مختلف توحید می‌پرداخته، و مسلمانان را به تزکیهٔ نفس مشتاق می‌ساخته؛ و درجهت مکارم اخلاق ترغیب و تشویق می‌کرده، و بهشت و دوزخ را آنچنان برای آنان توصیف می‌کرده است که گویی با چشم سر آنها را می‌دیده‌اند؛ و با مواعظ مؤثر و تکان دهنده دل‌های مسلمانان را روشن می‌گردانیده، و ارواحشان را تغذیه می‌کرده است؛ و آنان را آرام آرام به سوی جو دیگری متفاوت با جوی که بشریت در آن روزگار با آن خو گرفته بود، سوق می‌داده است.

این چنین، سه سال بر همین منوال گذشت، و دعوت اسلام همچنان محدود به دعوت‌های فردی بود، و هنوز پیامبر گرامی اسلام -صلى الله علیه وسلم- در مجامع و محافل به دعوت علنی نپرداخته بودند. البته، در نزد قریشیان دعوت اسلام شناخته شده، و صیت شهرت اسلام در شهر مکه پیچیده بود، و مردم همواره از آن سخن می‌گفتند. گاه نیز بعضی از مردم در برابر اسلام موضع می‌گرفتند و نسبت به برخی از مسلمانان ستم‌هایی را روا می‌داشتند؛ امّا، از آنجا که هنوز رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- به دین و آئین جاهلیت تعرضی نکرده بود، و راجع به خدایان و بت‌هایشان سخنی نگفته بود، دعوت اسلام را چندان به خرج برنمی‌داشتند.

منبع: خورشید نبوت؛ ترجمهٔ فارسی «الرحیق المختوم» تالیف: شیخ صفی الرحمن مبارکفوری، ترجمه: محمد علی لسانی فشارکی، نشر احسان ۱۳۸۸

[۱]- مختصره السیره، شیخ عبدالله النجدی، ص ۸۸٫

[۲]- سیرهٔ ابن هشام،ج ۱، ص ۲۴۷؛ نیز نکـ: مسند ابی داود الطیالسی، ص ۲۶٫

| ۱ فروردین ۱۳۹۱

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 49نفر
  • بازدید امروز 135517
  • بازدید دیروز 141237
  • بازید کل 104790870

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com